بررسی شاهنامه سلیمانی و کاربرد اسطوره ها و روایت ها ی اساطیری در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه حکیم فردوسی تأثیر بسزایی بر سرودن منظومه ها ی حماسی پس از خود در داخل و خارج از مرزهای ایران داشته است. این سروده ها که برخی در گونه حماسه ها ی تاریخی قرار می گیرند، گاه نام شاهنامه را به خود اختصاص داده و گاه با نام شاه مورد نظر ثبت شده اند . این نامه ها ی حماسی اگرچه بر وزن شاهنامه سروده شده اند و به ظاهر تقلیدی از اثر سترگ حکیم طوس بوده اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند به لحاظ درون مایه ها ی محتوایی، تصویرآفرینی و حتی زبانی به پای آن برسند، بلکه تنها توانسته اند با استفاده از بن مایه ها ی اسطوره ای و فرهنگیِ غنی موجود در آن، تاریخی را روایت کنند یا از الگوهای مثبت و منفی شخصیت ها ی شاهنامه به منظور ستایش ممدوح خویش یا مذمت دشمنان بهره گیرند. در آسیای صغیر نیز شاهنامه ها یی به تأثیر از شاهنامه فردوسی سروده شده است. شاهنامه سلیمانی، سروده فتح الله عارف چلبی (ف: 969ق/ 1561م)، یکی از این شاهنامه ها است. شاهنامه سلیمانی، جلد پنجم از شاهنامه بزرگ پنج جلدی شاهنامه همایون یا شاهنامه آل عثمان است. این اثر افزون بر اینکه رخدادهای تاریخی، رده ها ی درباری، مدارس، استادان و مراتب ایشان، جنگ ها و جنگجویان دوره سلطان سلیمان قانونی (926-974ق/ 1520-1566م) را شرح می دهد، دایرهالمعارفی است از علوم گوناگون که عارف آن را به درخواست سلطان سلیمان قانونی سروده است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل نام ها ی اساطیری برگرفته از شاهنامه حکیم طوس و برخی باورهای اساطیری بر اساس صد صفحه نخست شاهنامه سلیمانی می پردازد و نشان می دهد که شاهنامه سلیمانی ( سلیمان نامه ) بیشتر از اسکندرنامه نظامی متأثر است.