ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۷۰۱ تا ۵۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۷۰۱.

جلوه های «فرودست» اسپیواک در شخصیت های زن دو رمان جای خالی سلوچ و عرس الزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۹
نقد پسااستعماری پژوهشی است میان رشته ای که یکی از مهم ترین شاخه های نظری آن مطالعات فرودستان است. اسپیواک از پیشگامان رویکرد فرودست پسااستعماری است. وی متون ادبی را جایگزین مناسبی برای بیان تاریخ فرودستان قلمداد می کند. دولت آبادی و صالح دو رمان نویس معاصر ایرانی و سودانی در رمان های خود «جای خالی سلوچ» و « عرس الزین» به بازنمایی مشکلات فرودستان؛ ازجمله زنان می پردازند. در این تحقیق به روش تحلیلی– توصیفی، با تکیه بر الگوهای ادبی اسپیواک، مشخص می گردد که در دو اثر پسااستعماری جای خالی سلوچ دولت آبادی و عرس الزّین طیب صالح به مشکلات زندگی پرمشقّت جامعه روستایی، به ویژه اعمال خشونت های پنهان و نهادینه شده مردان علیه فرودستان خاص همچون، زنان، دختران، پرداخته شده است و وجوه مشترک هویت و عاملیت قهرمانان زن خودآیین دو روایت موردنظر که باخودآگاهی و گفتمان های خلاقانه و خردمندانه، می کوشند در جنبش های روزمرّه و تدریجی، نیروهای متناقض درونی و در پی آن روابط با مردان فرصت طلب و سودجوی را تعدیل و تنظیم نمایند، به تصویر کشیده شده است. به موازات این بازنمایی ناهمگونی دیدگاه تردیدآمیز و وهم آلود دولت آبادی با نگاه خوش بینانه طیب صالح به آینده جامعه روستا نشین ایران و سودان، به تفاوت های انکارناپذیر فرهنگی و طبقاتی ستمدیدگان به ویژه زنان به سیر رخدادهای اجتماعی، سیاسی، زیستی و اقتصادی انحصاری زمان وقوع داستان نسبت داده شده و نتایج حاصل از آن در تمثیل های نمادین پایان هر دو روایت انعکاس یافته است.
۵۳۷۰۲.

بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۴
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
۵۳۷۰۳.

بی رنگ و بی نشان؛ تجربه ی معشوق در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۴
مولانا مهم ترین شاعر غزل سرا در تاریخ شعر عرفانی فارسی است که به خوبی توانسته است از میان عوالم روحی متلاطم خود راهی به دنیای شعر و خاصه غزل بگشاید. از آنجا که اوصاف معشوق در شعر عارفانه وام دار توصیفاتی است که در اشعار عاشقانه زمینی بکار رفته است مخاطب شعر میان انتخاب معشوق زمینی و آسمانی دچار سردرگمی می شود. با شناساندن انواع معشوق شعر فارسی با تکیه بر ساحات وجودی آن در کنار اتخاذ یک روش تحقیق مناسب که در آن موقعیت تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای تجربه و ساختار زبانی روایت در ارتباطی ساختاری با هم مطالعه شود می توان بر این سردرگمی فائق آمد. در روش پیشنهادی ضمن قائل شدن به دو معشوق زمینی و آسمانی و توجه به ساحات وجودی هر یک از آنها، دو معشوق آسمانی – لاهوتی و زمینی – ناسوتی بنابر مفروضات بیان مسئله از دایره بحث خارج می شود و دو معشوق آسمانی – ناسوتی و زمینی – لاهوتی با توجه به کارکردهای معرفتی آنها اساس بحث قرار می گیرد. سپس چهار مؤلفه تأثیرگذار تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای گزارش شده از تجربه و ساختار روایت در ارتباط با یکدیگر تحلیل می شود. به باور نویسندگان با استفاده از چنین روشی می توان در غزلیات عرفانی معشوق محور به ماهیت معشوق و کیفیت تجربه شاعر از آن پی برد. به همین منظور یکی از غزلیات مولانا در ساختار پیشنهادی بازخوانی شد و ضمن نشان دادن ارتباط میان مؤلفه های چهارگانه فوق الذکر در تفسیر غزل مشخص گردید معشوق غزل «بی رنگ و بی نشان» معشوقی زمینی با بُعد وجودی لاهوتی است.
۵۳۷۰۴.

شرح عربی غزلی منسوب به مولوی اثر یوسف بن حمزه ملاطی با مطلع: دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم...(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالاً در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالاً اثرش را میان سال های 918-926ق تألیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملّا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالاً ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.
۵۳۷۰۵.

واکاوی مؤلفه های معنایی واژه «مدارا» در کلیله ودمنه بهرام شاهی: یک تحلیل هم زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۳
واژگان در هر مقطع زمانی معمولاً دارای چند مؤلفه معنایی خاصی هستند که بدان در لغت نامه ها کمتر توجه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های معنایی واژه "مدارا" در متن کهن کلیله ودمنه بهرام شاهی (ترجمه نصرالله منشی) و با بهره گیری از روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این راستا، پس از بررسی معانی لغوی واژه در فرهنگ های معتبر، کاربرد "مدارا" در زنجیره های همنشینی مختلف درون متن اصلی به دقت تحلیل و مؤلفه های معنایی آن استخراج گردید. یافته ها نشان می دهد که "مدارا" در کلیله ودمنه فراتر از معنای ساده بردباری یا مهربانی به عنوان یک راهبرد پیچیده، هدفمند و چندوجهی برای پیشبرد اهداف، مدیریت تعاملات و تضمین بقا در شرایط گوناگون به تصویر کشیده شده است. مؤلفه های معنایی مشخصی از جمله [+رفتار ظاهری]، [+مهربانانه]، [+ابزاری]، [+مصلحت آمیز]، [+زیرکانه]، [+انعطاف پذیر] و [-صادقانه]، در کاربردهای مختلف این واژه در این اثر تکرار می شوند. این تحلیل لزوم توجه به ظرایف معنایی واژگان در متون کلاسیک و محدودیت های فرهنگ های لغت در بازنمایی کامل این ظرایف را آشکار می سازد.
۵۳۷۰۶.

خشونت کلامی در حدیقه سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
حدیقه الحقیقه به عنوان یکی امهات آثار ادبی و عرفانی و از جریان ساز ترین آن ها، ظرفیت های پژوهشی بسیاری دارد. از جمله موضوعات قابل تأمل در حدیقه بحث زبان آن است. زبان حدیقه به مانند بسیاری دیگر از آثار ادبی عرفانی به شکلی غیر رسمی و نزدیک به زبان محاوره سروده شده است. این نزدیکی به زبان محاوره زمینه ورود برخی از اشکال ناخوشایند زبان را فراهم آورده است.که می توان آن ها را مصداق خشونت زبانی دانست. در این مقاله که به روش تحلیلی صورت گرفته است ابتدا مصادیق خشونت کلامی چون؛ ناسزا و دشنام، تشبیه به حیوانات، خانواده و زن ستیزی، حقیقت خودستایی و تحقیر دیگران و موارد مشابه در حدیقه استخراج شده و سپس در پیوند با گفتمان عرفانی و شرایط زیستی شاعر و همچنین واقعیت های سیاسی و اجتماعی عصر شاعر تحلیل شده است. و در پایان به عوامل احتمالی بروز چنین نوع زبانی پرداخته شده است. بنظر می رسد؛ علل ظهور خشونت کلامی در حدیقه را اولاً باید به مخاطب آثار صوفیه که عموماً عوام بودند مرتبط دانست. وجود مخاطب عام آزادی بیشتری در استفاده از ظرفیت های زبان به شاعر داده است. دلیل دیگر وجه تعلیمی ادبیات عرفانی است. ادبیات تعلیمی در مقایسه با انواع دیگر ادبی از چاشنی خشونت بیشتری برخوردار است. حیات فردی شاعر و انحطاط اخلاقی جامعه از دیگر عواملی است که در بسامد بالای خشونت در حدیقه مؤثر افتاده است .
۵۳۷۰۷.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۵۳۷۰۸.

نقد تحلیلی «فضیلت انسانیت» در نظام اندیشگانی مولانا و مارتین سلیگمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۶
مثبت نگری به عنوان یکی از شاخه های علم روان شناسی توسط مارتین سلیگمن، با هدف کمک به انسان ها برای بهینه سازی کیفیت زندگی و رشد فضایل انسانی در شش گروه: خردمندی، شجاعت، انسانیت، عدالت، اعتدال و تعالی، شکل گرفته است. در اندیشه ها و آموزه های مولانا می توان تمامی این فضایل و توانمندی های منش را نمایان ساخت. این جستار که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، درصدد است تا به تحلیل و تبیین فضیلت «انسانیت» (از فضیلت های شش گانه سلیگمن) در آثار مولانا بپردازد. این فضیلت و زیر مجموعه های آن: عشق، مهربانی، هوش اجتماعی، در آموزه های مولانا قابل تبیین و بررسی است. البته سلیگمن و مولانا در این زمینه اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند؛ مانند اختلاف در مبحث عشق، تأثیر از مسائل دینی و... . اما مهم ترین اختلاف، در نوعِ نگاهِ این دو اندیشمند به انسان است؛ چراکه آبشخورهای این دو اندیشمند برای بیان یک آموزه همسان، با یکدیگر متفاوت است؛ یعنی نگاه مولانا، براساس آموزه های عرفانیِ اسلام و تأکید بر ارزش های معنوی و قرآنی «خدامحور» است؛ اما نگاه سلیگمن بر اساس فرهنگ پوزیتیویستیِ غرب و روان شناسیِ وجودگرا «انسان محور» است.
۵۳۷۰۹.

تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۶
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
۵۳۷۱۰.

شاهنامه و الگوی مرزهای ایران در روزگار صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۵۸
شکل گیری و استواری مرزهای سیاسی هر کشور به اسباب و رخ دادهای گوناگونی بازبسته است؛ منابع انسانی، قدرت، ثروت و ... ازجمله مهم ترین این عوامل به شمار می روند؛ در این میان گاه فرهنگ، باورها و اندیشه های مردمان هر سرزمین بر این امر عناصری بسیار اثرگذارند؛ به نظر می رسد شاهنامه به عنوان مهم ترین متن فرهنگی که بازتاب دهنده الگوها، باور ها و اندیشه های ایرانیان پیش از دوران جدید است، پس از قرن ها توانست هم زمان یا اندکی پیش از سپیده دمان دورانی که به نوزایی/ رنسانس اروپایی نام بردار است، بسترساز تعریف و تثبیت دوباره مرزهای سرزمین ایران شود؛ هرچند شاید برآمدن دولت صفوی، در آغاز هیچ گاه با هدف یکپارچگی سرزمینی از هم گسسته و پریشان به نام ایران نبود؛ امّا به نظر می رسد پختگی شاهان صفوی در بوته پیشامدهای گوناگون و البتّه هم نشینی آنان با وزیران و دیوان سالارانِ ایران دوست و شاهنامه خوان، آنان را بدین سوی کشاند و اسباب آگاهی هرچه بیشتر آن ها را از حدود و مرزهای این سرزمین، و به دنبال آن کوشش در جهت تعریف و تثبیت دوباره آن فراهم ساخت؛ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که مرزهای سیاسی ایران در زمان صفویه بر چه الگویی استوار شدند؟ آیا شاهان صفوی دارای الگوی ذهنی ویژه ای در خصوص مرزهای ایران بودند یا خیر؟ جایگاه شاهنامه و دیگر متون حماسی ایران در این آگاهی بخشی و تعریف و تثبیت کجاست؟
۵۳۷۱۱.

بررسی دو داستان «ته ته ته چاه» و «سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت» سوسن طاقدیس از منظر استعاره ی مفهومی جهتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۶
استعاره ی مفهومی نخستین بار از سوی لیکاف و جانسون مطرح شد. سوسن طاقدیس از نویسندگان مطرح معاصر ادبیات کودک و نوجوان است که برای القای بسیاری از مفاهیم در داستان های خود از استعاره های مفهومی جهتی استفاده کرده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده است، به طور ویژه استعاره های مفهومی جهتی را در دو داستان تهِ تهِ ته چاه و سایه ای که سر نداشت، دم نداشت، تن هم نداشت بررسی می کند. بر این اساس ابتدا استعاره های مفهومی دربردارنده ی جهت، مشخص و سپس تحلیل شده است. طاقدیس بدین واسطه مفاهیم متقابل خیر و شر را که در اساطیر، فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران دیده می شود، از طریق استعاره ی مفهومی به طور غیرمستقیم به مخاطب خود القا می کند. وی از روش قطبی شدگی استعاره های مفهومی در داستان هایش استفاده کرده است که می توان عنوان «استعاره های مفهومی دوگانی» را برای این شیوه پیشنهاد داد.    
۵۳۷۱۲.

Voices from the Margins: A Comparative Analysis of ‘Subaltern Otherness’ in Boesman and Lena by Athol Fugard and (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman by Gholam-Hossein Sa’edi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۰
This study explores the concept of the "subaltern other" in Athol Fugard's Boesman and Lena and Gholam-Hossein Sa'edi's (پیام زن دانا) The Message of a Wise Woman. By examining the racial, gender, and economic dimensions of subaltern identity in the South African and Iranian contexts, it investigates how colonialism and patriarchy shape the experiences of marginalized women. Using a multidisciplinary approach that combines postcolonial theory, feminist criticism, and critical race studies, this research employs a comparative framework to analyze both universal and culturally specific aspects of subaltern experiences.Central to the study is an exploration of marginalized female voices in male-dominated societies and how these voices are both suppressed and subtly resistant. The research also examines narrative strategies, character development, and the linguistic choices made by Fugard and Sa'edi, considering how language functions as both a tool of oppression and a medium of resistance. The authors' positionality and the ethical implications of representing subaltern experiences are also critically analyzed.This study concludes that both works highlight the enduring effects of colonial and patriarchal oppression, while also demonstrating the resilience and agency of their marginalized characters. By analyzing the intersection of race, gender, and class in shaping subaltern identities, this research contributes to postcolonial and feminist scholarship, offering insights into the complexities of subaltern resistance and representation across different cultural contexts.
۵۳۷۱۳.

نقدی بر کتاب غزل سعدی و غزل واره شکسپیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۵
یکی از قلمروهای اولیه پژوهش در ادبیات تطبیقی بررسی مضامین مشترک در آثار دو شاعر یا نویسنده است. کتاب غزل سعدی و غزل واره شکسپیر مضامینی مانند عشق و مدح را در آثار غنایی این دو شاعر با هم مقایسه می کند. در فصول مختلف کتاب کاستی های متعدد و گمراه کننده ای وجود دارد که به ترتیب فصول کتاب به آن ها پرداخته شده است. اساسی ترین و مهم ترین کاستی کتاب حاضر این است که مؤلف برای مقایسه غزل سعدی و غزل واره شکسپیر به گزیده ای از، نه تمام، غزل واره های شکسپیر بسنده کرده است. در واقع، مؤلف یک سوم غزل واره های شکسپیر را نادیده گرفته، از این رو تحقیق او ناقص و ناتمام است. کاستی مهم دیگر مقایسه مدح در غزل سعدی و غزل واره شکسپیر است که به گمانم قیاسی مع الفارق است. کارکرد مدح در شعر فارسی و به عنوان یک سنت در دربار پادشاهان ایرانی خصایص و ملزومات مخصوص به خود را دارد که از آن ها نشانی در شعر انگلیسی نیست. به علاوه، غزل فارسی و غزل واره انگلیسی هم در حوزه بیان و رتوریک و هم در قلمرو مضمون و کاربرد با هم تفاوت بنیادین دارند. سایر کاستی ها را، که از قضا تعداد آن ها کم هم نیست و در فصول مختلف پراکنده است و می تواند به جد گمراه کننده باشد، در چند گروه دسته بندی شده است: الف) اطلاعات غلط، ب) مدعیات بی سند، ج) اطلاعات ناقص و گمراه کننده، د) تکرارهای نالازم، و ﻫ) پانوشت های غلط انگلیسی و فرانسوی. نویسنده کوشیده است تا مستندات و شواهد خود را از میان معتبرترین و روزآمدترین منابع عرضه کند.
۵۳۷۱۴.

بررسی سیر تحول عوامل سبب ساز حال قبض و بسط در مثنوی های عرفانی حدیقه الحقیقه، منطق الطیر عطار، مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۲
با نگاهی به آثار برجسته حوزه ادبیات عرفانی، تفاوت های عمده ای را در به کارگیری اصطلاحات مربوط به این نوع ادبی، شاهد هستیم. اگر قبض و بسط را از احوال عرفانی بدانیم که همواره در مسیر سیر و سلوک در کنار هم عارف را تحت تأثیر خود قرار می دهند، این مفهوم می تواند در آثار عرفانی، نمودهای متفاوتی داشته باشد که پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در پی بیان تفاوت ها و سیر تحول این مفهوم با پرده برداشتن از انفعالات درونی عرفا، تأثیر هرکدام از انفعالات بر آثار و بالطبع تأثیر نوع نگرش آنان بر این مفاهیم را به صورت جزئی تر مورد بررسی قرار می دهد؛ به صورتی که با بررسی متوالی این آثار به این مسأله رهنمون می شویم که هر کدام از عارفان مورد بحث، نماینده مرحله ای از مراحل سیر و سلوک عرفانی- شریعت (سنایی)، طریقت (عطار)، حقیقت (مولوی)- به حساب می آیند و این مفاهیم در هر عارفی بسته به ظرفیت وجودی و تجاربش، رنگ متفاوتی به خود می گیرد.
۵۳۷۱۵.

بازتاب اندیشه های ابن عربی بر قصاید شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۷
ابن عربی بر تصوف اسلامی تأثیری کم مانند داشت. تلاش های وی برای تدوین مبانی عرفان نظری، تأثیری ماندگار بر عرفان اسلامی و ایرانی نهاد و صوفیان متعددی دنباله کار او را گرفتند. مانند ملاصدرا، فخرالدین عراقی، سیدحیدرآملی و دیگران. تاکنون درباره تأثیر اندیشه های ابن عربی بر تعدادی از صوفیان ایرانی پژوهش هایی صورت گرفته اما توجه لازم به تأثیر او بر افکار و آثار شاه نعمت الله ولی نشده است. در پژوهش حاضر که به شیوه مطالعه بنیادی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است، تلاش بر این است که بازتاب اندیشه های وی در قصاید شاه نعمت الله تبیین گردد. پس از مطالعه کلیه قصاید شاه نعمت الله و تطبیق مضامین آن ها با اندیشه ها و افکار ابن عربی که در خلال آثار خود، پیروانش و پژوهشگران معاصر بازتاب یافته است، محققین به این نتیجه رسیدند که ابن عربی بر افکار و اندیشه های شاه نعمت الله ولی به عنوان سرسلسله ی عرفان شیعی اثر گذارده است که انتقال آن ها توسط پیروان شاه نعمت الله ولی به شبه قاره و ترکستان صورت گرفته است. افزون بر آن، تلاش امثال شاه نعمت الله ولی، زمینه بالش اندیشه های ابن عربی در جهان تشیع و حتی تسنن را مهیا ساخته است.
۵۳۷۱۶.

بازتاب اقلیم گرایی های رئالیستی احمد محمود در همسایه ها و داستان یک شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۶
از شاخصه های برجسته نویسندگان رئالیسم، اقلیم گرایی و توجه به عناصر بومی در نوشتن است. احمد محمود از آن دست نویسندگانی است که پیوسته در تلاش برای معرّفی و بازنمایی باورها و آیین های بومیان جنوب ایران بوده و با سودجویی از مهارت شگرف خود در این گونه نوشتاری، توانسته تا حدّ بالایی به اهداف خود دست یابد. با توجّه به امکان وجود تفاوت های زیاد در کاربرد صورت های مختلف گفتاری نویسندگان با یکدیگر، نگارنده در این پژوهش بر آن است تا با روشی تحلیلی-توصیفی، به واکاوی و بررسی بازتاب برخی از کارکردهای عناصر اقلیمی و شگردهای اصلی زبانی محمود برای بیان جریانات واقعی جامعه، در دو رمان همسایه ها و داستان یک شهر پرداخته و نوع روایت، سبک و سخن وی را بر پایه مؤلّفه های بومی و واقع گرایانه در هر دو اثر تحلیل و بررسی نماید. از شاخصه های برجسته نویسندگان رئالیسم، اقلیم گرایی و توجه به عناصر بومی در نوشتن است. احمد محمود از آن دست نویسندگانی است که پیوسته در تلاش برای معرّفی و بازنمایی باورها و آیین های بومیان جنوب ایران بوده و با سودجویی از مهارت شگرف خود در این گونه نوشتاری، توانسته تا حدّ بالایی به اهداف خود دست یابد.
۵۳۷۱۷.

التفات روایی در مجالس سبعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
متون ادبی، تجلّی نگاه ها و نگرش های خاص خالق آن در بیان های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می کند. سطح دوم و سوم، جهان بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.
۵۳۷۱۸.

کاربست نظریه «هژمونی فرهنگی» در رمان طریق بسمل شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۰
طریق بسمل شدن از رمانهای مدرن محمود دولت آبادی، که در زمره پرفروشترین آثار داستانی دهه نود قرار گرفت، ماجرای درگیری نیروهای ایرانی و عراقی در جنگ تحمیلی است که در نقطه ای مرزی به نام «تپه صفر» به روایت درمی آید و کم کم به صحنه طرح افکار و باورهای قومی و نژادپرستانه پارس و عرب تبدیل می شود. نویسنده با ارتباط دادن زنجیره ای از شخصیت های تاریخی خاص به هم، گفتمانی هژمونیک می آفریند و ارزشهای انسانی را در قالب مفاهیم قومیتی برجسته می کند؛ به این منظور، بارها به روایات تاریخی ایران از زمان ظهور اسلام تا میانه قرن سوم هجری می پردازد. براساس نتایج پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام یافته، بهره گیری از گفتمان ملی گرایی، اشاره به برهه ای دلالتمند از تاریخ سیاسی، تحریف روایات تاریخی از زبان قوم عرب به منظور تحریک احساسات ناسیونالیستی و استفاده از رمزگانهایی همچون قلم، شمشیر، ماده شیر و کبوتر در اسطوره سازی از چهره های ملی گرای سردمدار جنبشهای انقلابی ایران از جمله مهمترین ابزارهای هژمونیک در جذب مخاطب و القای مفاهیم ملی گرایانه بوده است؛ بدین ترتیب، تحلیل ساختار هژمونیک رمان براساس آرای استوارت هال، نظریه پرداز مطالعات فرهنگی، رمزگانهای استعاری متن را آشکار می سازد.
۵۳۷۱۹.

جایگاه شادی و نشاط در عرفان ابوسعید ابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
ابوسعید ابوالخیر(متوفی440ق) عارف برجسته مکتب سکر خراسانی است که مبنای جدیدی در سلوک عرفانی خود به طور ابتکاری تدوین می سازد و آن، اصالت دادن به شادی و نشاط است یعنی در طراحی عرفان نظری و عملی خود از هستی شناسی آغاز می کند که حضور حق جایی برای غیر نگذاشته است و در چنین حضوری غیر از شادی و شادمانی سزاوار نخواهد بود و انسان در پناه حق از شادمانی در پوست خود نخواهد گنجید و باید از همین وجد و شور، نیرویی معنوی برای تقرب به خدا ایجاد کرد. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و با استناد به منابع اولیه موارد اثبات دیدگاه ابتکاری ابوسعید درباره شادی، تحلیل و مستندسازی شده است و نتیجه گرفته می شود که از شادی هم می توان به عنوان وسیله ای مناسب برای سیر و سلوک عرفانی بهره گرفت و رسالت عرفان که آرامش بخشی و خوشبینی و امیدبخشی باشد در چنین عرفانی قابل وصول خواهد بود. ترنم شاعرانه، سماع و رقص در چنین دیدگاهی ضرورت پیدا می کند
۵۳۷۲۰.

ماجرای فالوسنتریک احمد: خوانشی روان کاوانه از کتاب داستانی تصویری ماجرای احمد و ساعت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۸۰
  هدف این مقاله ارائه ی خوانشی روانکاوانه از کتاب تصویری ماجرای احمد و ساعت ، مبتنی بر نظریه رشد روانی جنسی زیگموند فروید است. خوانش متن اثر به یاری روانکاوی کلاسیک، نمادها و شواهدی را پیش چشم می آورند که نشان می دهند با اثری نَراَندام محور روبه روییم که در آن روند مطلوبِ اجتماعی و بهنجارشدن یک پسر بچه بازنمایی شده است. احمد، شخصیت اصلی داستان، در مرحله ی آلتی یا فالیک رشد خود قرار دارد، ولی زمان آن رسیده که تعارض های اودیپی اش حل وفصل شوند و با پذیرش اقتدارِ پدر، آماده ی ورود به مرحله ی نهفتگی رشد روانی جنسی اش شود. اعتبار و کارکرد زمان و ضرورت پایبندی به قواعد تغییرناپذیر آن یکی دیگر از یافته های دیدار نظریه و متن در این اثر است. افزون بر این، خوانشی این چنین از اثر بررسی شده نشان می دهد که چگونه برخی آثار ادبیات کودکان شکل خاصی از کودک خوب را ترویج کرده و همچنین تصویری از کودک مبتنی بر ارزش های مردمحور را بازتولید می کنند.      

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان