ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۶۱ تا ۵۳٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۶۶۱.

تحلیل مؤلفه های وجودشناسی نظریه برایان مک هیل در رمان «اگر شبی از شب های زمستان مسافری»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۰
نظریات پست مدرنیسم را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد. دسته اول شامل نظریه پردازانی همچون بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج است که مجموعه ای از ویژگی های سبکی پست مدرنیسم را معرفی می کنند، از جمله عدم قطعیّت، پارانویا، و بی نظمی زمانی. دسته دوم، نظریه ای شاخص از برایان مک هیل است که برای توضیح پست مدرنیسم از مفهوم عنصر غالب در فرمالیسم روسی الهام گرفته است. مک هیل معتقد است که پست مدرنیسم بر وجودشناسی تمرکز دارد، در مقابل معرفت شناسی که عنصر غالب مدرنیسم است. وجودشناسی به بررسی ماهیت وجود و هستی می پردازد. مک هیل استدلال می کند که درک جهان، پیش نیاز پاسخگویی به پرسش های وجودشناسانه است، اما آثار مدرن از ارائه پاسخ های قطعی امتناع می کنند و خواننده را در عدم قطعیت وجودی قرار می دهند. حال این پژوهش در جستجوی پاسخ به این مسأله است که شگردها و مؤلفه های وجودشناسی در رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری از ایتالو کالوینو با توجه به نظریه برایان مک هیل کدامند و چگونه این شگردها و مؤلفه ها بر اساس نظریه برایان مک هیل در برجسته کردن عنصر وجودشناسانه این اثر نقش دارند؟ این پژوهش به بررسی رمان اگر شبی از شب های زمستان مسافری اثر ایتالو کالوینو می پردازد و تلاش می کند تا شگردها و عناصر وجودشناسانه در این رمان را بر اساس نظریه مک هیل شناسایی کند. نتایج نشان می دهد که این رمان با استفاده از تکنیک هایی مانند چندصدایی، عدم قطعیت، بی نظمی زمانی و مکانی، و پارانویا، به پیچیدگی و دشواری شهرت دارد و به خوبی عناصر وجودشناسانه را به تصویر می کشد.
۵۳۶۶۲.

Studying the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books Dar al-Majanin and Kimya Saadat and looking at the source area of both books and paying attention to the difference in the areas used in them(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۰
In this article, we are going to examine the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books of Dar al-Majanin and Kimya Saadat, and at the same time, we will have a look at the field of origin from both books and pay attention to the difference between the fields used in them. The aim of this research is to achieve a uniform pattern in the division of metaphors used in past and present texts.For this purpose, after studying the research background and theoretical studies of conceptual metaphor, ten percent of each first, middle and last part of each book was analyzed and the areas of origin and destination and mapping of conceptual metaphors were noted and placed in an Excel chart and by Excel The statistics of conceptual metaphors were calculated and displayed in a bar graph for easier viewing (it will be shown in the conclusion section), which from a total of 111 metaphors investigated in the Kimya Saadat and 81 metaphors in the book Dar al-Majanin, the statistics obtained are as follows. be: Kimya Saadat: Structural metaphor 42 - Hetocognitive metaphor 11 - Directional metaphor 1 Book of Dar al-Majanin: Structural metaphor 42 - Ontological metaphor 25 - Directional metaphor 2 The most frequently used metaphor frequency in both books was related to ontological metaphors, which were about 5242 and 2141 percent, respectively, and the lowest frequency was directional metaphors, which were 841 percent and 241 percent, respectively.
۵۳۶۶۳.

بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۲
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با  تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
۵۳۶۶۴.

استعاره مفهومی «شادی» در غزلیات حافظ با رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
زبان شناسی شناختی، نگرشی نوین و دریچه ای تازه در مسیر مطالعات بین رشته ای زبان شناسی و ادبیات است. یکی از نظریه های برجسته در این نگرش، نظریه استعاره مفهومی است که عهده دار انتقال پیام هاست و این ظرفیت را دارد که تجارب انتزاعی زبان را به مفاهیم محسوس و ملموس تبدیل کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی دستیابی به الگویی شناختی برای مفهوم سازی شادی در غزلیات حافظ است. در این باره، با بررسی استعاره های مفهومی و تحلیل های شناختی، سعی بر کشف و تبیین نحوه تجلی و بازنمایی مفهوم شادی در اشعار حافظ شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه های نظام مند و کاربردی استعاره های مفهومی، با ارائه چارچوبی منسجم و علمی، امکان تحلیل و تبیین دقیق ابعاد پیچیده و ناملموس احساس شادی را در نگرش و جهان بینی حافظ فراهم می آورند. حافظ برای بیان ابعاد گوناگون شادی، از حوزه های تجربی و انتزاعی متعدد و متفاوتی بهره گرفته است. در پژوهش حاضر، وجوه گوناگون مفهوم شادی در انواعی از حوزه های هستی شناختی، جهت مندی و ساختاری و با تجارب حسی گوناگون و بار معنایی مثبت و منفی در جهت عینی سازی این مفهوم بررسی شده است. علاوه بر آن این مقوله در انواعی از حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، مکان، خوراک نیز مفهوم سازی شده است. در حوزه جهت مندی، استعاره های مفهومی شادی در دو جهت بالا و پایین ترسیم شده و سرانجام در حوزه ساختاری، به تحلیل انطباق معنای کلی شادی در قلمروهای تجربی مرتبط با آن پرداخته شده است.
۵۳۶۶۵.

تجربه دازاین در خوانش هایدگریِ خواب نامه یغما جندقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
در مقاله حاضر، با رویکرد پدیدارشناختی و تمرکز بر مفاهیم اساسی فلسفه هایدگر، به تحلیل هستی شناختی خواب نامه ای از یغما جندقی با مضمون پرسش های هستی شناختی پرداخته شده و بازنمایی رؤیا/ مرگ و هستی در چارچوب تجربه دازاین بررسی شده است. دازاین، در فلسفه هایدگر، هستنده پرسشگری است که پیوسته در جست وجوی مستمر معنا و هویت در تعامل با زمان، مرگ و دیگر ابعاد هستی شناختی قرار دارد. در این تحقیق، خواب و رؤیا نه تنها بسترهای تجربه زیسته دازاین، بلکه شرایط مرزی میان زندگی و مرگ در نظر گرفته شده اند که عرصه ای برای بروز تنش های هستی شناختی هستند. این وضعیت ها، ازمنظر روان شناختی و هستومندی، تجربه ای مشابه گسست از زندگی روزمره و مواجهه با پنهانی ترین ابعاد هستی انسان فراهم می آورند. با ارجاع به مفاهیم کلیدی هایدگر درباب دازاین و هستی شناسی بنیادین، نظیر «پنهانی بودن»، «اضطراب هستی»، و «بودن در آنجا/ جهان»، مقاله نشان می دهد که رؤیا به مثابه مرگ و به عنوان تجربه ای تمثیلی، دازاین را در مسیر مواجهه با ابعاد پنهانی هستی و خود قرار می دهد. همچنین، تقابل های درونی دازاین در فرآیند رؤیا و بیداری بازتابی از کشاکش های بنیادین میان امکان های اصیل و غیراصیل هستی است که هم زمان می تواند به منزله نمادی از درگیری های هستی شناختی خیر و شر در فلسفه هایدگر تحلیل شود؛ ازاین رو، خواب و رؤیا در این اثر، به طور نمادین، دازاین را به رویارویی با حقیقت، انتخاب های هستی شناختی و محدودیت های انسانی دعوت می کنند و زمینه ساز درک عمیق تری از هستی و هویت انسانی می شوند.
۵۳۶۶۶.

غزل حافظ؛ متن یا اثر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۵
با توجه به نظریه رولان بارت، نظریه پرداز و فیلسوف فرانسوی قرن بیستم در باب تفاوت اثر از متن، پرسش محوری مقاله این است که غزلیات حافظ متن به شمار می آید یا اثر؟ برای رسیدن به پاسخ، هفت سرفصلی که رولان بارت در نظریه «اثر تا متن» خود بیان کرده است بر بستر یکی از غزل های حافظ، غزل ۳۲۴ بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه، (با مطلع: گر دست رسد در سر زلفین تو بازم/ چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم) بررسی شده است. گفتار این مقال از این مصداق یا شاهد مثال، عبور می کند و شواهد کلی تر و عام تری از غزلیات حافظ را نیز به یاری می گیرد. با روش تحلیل متن، و پیاده سازی نظریه رولان بارت بر غزل مذکور، این نتیجه به دست می آید که غزل حافظ، هم متکثر است و هم متناقض نما، هم دارای مدلول های نامتناهی است و هم در ارتباط با دال تجربه می شود؛ هم کالای مصرفی نیست و هم عنصر لذت بخش بودن را در خود دارد؛ هم دارای نیروی آشوبگر ضد طبقه بندی است و هم دارای نمادپردازی است. درنتیجه سزاوار است که جامه متن بر قامت او پوشیده شود نه اثر.
۵۳۶۶۷.

وجوه ابهام در مجموعه داستان کوتاه هفت ناخدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
هفت ناخدا نام مجموعه داستان کوتاه از شهریار مندنی پور است که خواننده را با ابهامات بسیاری مواجه می کند. موضوع این مقاله دلایل ایجاد ابهام و تلاش درجهت گشودن آنهاست. فشردگی و ایجاز داستان کوتاه خود، از عوامل ایجاد ابهام و تأویل پذیری است و تأویل موقوف به مشارکت خواننده است. ابهام، داستان کوتاه را به شعر نزدیک می کند. منظور از تشبه داستان کوتاه به شعر، اشارات غیرمستقیم، دلالت های ضمنی، هر نوع اختصار و فشرده سازی است که با مؤلفه های روایت مانند پیرنگ، گره گشایی، شخصیت پردازی، رویدادها و دیگر عناصر آن پیوند می یابد و با ایجاد تعلیق بر بلاغت داستان کوتاه می افزاید. از سوی دیگر ابهام از مختصات پست مدرن است و با برخی مؤلفه های دیگر آن مانند عدم قطعیت، ازهم گسیختگی و غیاب ارتباط دارد. داستان های این مجموعه براساس شگردهای ایجاد ابهام به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد عوامل متفاوت ایجاد ابهام در این داستان ها عبارتنداز: پیرنگ حذفی شامل حذف زنجیره هایی از پیرنگ در آغاز، میانه و پایان روایت، پیرنگ استعاری و اپیزود استعاری که درک رابطه علیت را با ابهام مواجه می کند و زمینه ساز تفسیرهای مختلف از روایت است؛ تداخل جهان های متکثر و ادغام جهانی که در مرز خواب و بیداری بر راوی داستان پدیدار می شود با جهان اسطوره ؛ دیالوگ گسیخته به صورت گفتگوهای درونی و بیرونی تعدادی از سربازان که به شکل تکه چسبانی یا کلاژ، کنار هم قرار گرفته اند و خواننده با خوانش مکرر و ارتباط بین گفتگوها باید از پیرنگ رمزگشایی کند؛ کاربرد ضمایر بدون مرجع که شخصیت ها را در پرده ابهام باقی می گذارد؛ گره خوردگی دلالت متنی و بیرون متنی؛ بهم ریختگی سیر خطی روایت؛ نمادگرایی و فاعلیت زمان های مختلف فعل فارسی در جایگاه راوی نوعی فراداستان. تمامی این شگردها در هر داستان با توجه به نقش آن در گشودن معنای متن تحلیل شده است.
۵۳۶۶۸.

تحلیل مؤلفه های کهن الگوی «نفس» در رسایل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۹
کارل گوستاو یونگ، بنیان گذار مکتب روان شناسی تحلیلی، ازجمله روان شناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهن الگو» دانست. کهن الگو تصویری ازلی از اندیشه های موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهن الگو که یونگ برمی شمارد، «نفس» را مهم ترین آنها می داند؛ چراکه هسته مرکزی شخصیت است و دستیابی به عامل روانی مهمی به نام «فرایند تفرد» را زمینه سازی می کند. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مؤلفه های کهن الگوی نفس را در چهار مورد از رساله های سهروردی با عنوان های آواز پر جبرئیل، فی حاله الطفولیه، رساله الطیر و عقل سرخ واکاوی خواهد کرد. براساس بررسی ها به نظر می رسد نفس در این رساله ها گونه ای از راوی درون رویداد است و در دو قالب «نفسِ کودک» و «نفسِ پرنده» بازنمایی شده است که طی فرازونشیب هایی که سپری می کند، به سطوحی از تعالی شخصیتی و روحانی می رسد و مراتبی از فرایند تفرد را طی می کند. کهن الگوی نفس در آثار سهروردی، نوعی فراخواندن مخاطب به گستره تعالی شخصیتی است؛ گویی در ژرف ساخت متن، نویسنده درصدد است نفس مخاطب خویش را با شکوفایی در سطوح گوناگون شخصیتی وارد سیر فرایند تفرد کند.
۵۳۶۶۹.

روایت دقوقی از منظر روش ترکیبی هانری کربن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۱
هانری کربن برای بررسی متون، خاصه متون شرقی و اسلامی، شیوه خاصی را ابداع کرد که ترکیب دو دیدگاه مادی و فیزیکی، و دیدگاه ذهنی و خیالی است. او برای این منظور پدیدارشناسی هوسرل (و دیگر فیلسوفان این نحله) را با نگره های شرقی، خاصه با اندیشه های شیخ اشراق پیوند می زند. عالم خیال منفصل ماحصل این پیوند و ترکیب است؛ این عالم، جهانی است برزخی که رویدادها و عناصر آن مابین دو دنیای مادی و خیالی قرار می گیرند. داستان دقوقی که یکی از فراواقعی ترین داستان های شرقی است و تحقیقات و شروح متعددی در باب آن انجام گرفته، روایتی است عرفانی و اخلاقی از دفتر سوم مثنوی که ساحت وقایع و رویدادهای آن فراواقعی است و از مختصات عالم خیال منفصل برخوردار. این مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی نوشته شده است، می کوشد تا با بهره گیری از روش پدیدارشناسی هانری کربن به بررسی اجزای عالم خیال منفصل در روایت دقوقی بپردازد. براساس یافته های این مطالعه، برخی از مؤلفه های عالم خیال منفصل که در روایت دقوقی دیده می شوند، عبارتند از: انفسی بودن زمان، عدم تبعیت از جغرافیای مادی، تناقض و عدم تطابق با ویژگی های ماده، شیوه خیالی (مثالی) در ادراک و آگاهی، تجسم و تجسد معانی انتزاعی، عدم تبعیت از روابط علی و معلولی و ....
۵۳۶۷۰.

The Comparative Study of Mari Evans and Forough Farrokhzad’s Selected Poems: A New Historic Outlook(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
Extensive interest in the field of comparative literary studies emerged in the early decades of the nineteenth century with the main focus of comparing similarities in perspectives and variations in beliefs which congregate or rupture world views, representing human thought. It is the objective of the present study to analyze and compare the components which yield to the New Historical analysis of two literary pieces to discover the existing nuances related to the artists’ socio-cultural milieu and to illustrate how this mirrors personality development in their poetry. For this means, two poems have been chosen: “I Am a Black Woman” from Mari Evans, a contemporary African-American poetess, and “Farewell” from Forough Farrokhzad, the influential, modernist Iranian artist. Results will indicate how the views of the two poets differ from one another in regard to the relationship between identity formation and the role that episteme plays in this process. Inevitably, there will be concern about the influence of zeitgeist in imagery production since literary work is the doings of historical-socio-cultural discourses as much as creative imagination.
۵۳۶۷۱.

بررسی مولفه های اجتماعی و فرهنگی در رمان های «شکر تلخ» و «عزاداران بیل» (براساس نظریه تکوینی گلدمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۲
لوسین گلدمن، جامعه شناس ادبی، ادبیات را بازتابی از زمینه های اجتماعی و تاریخی می داند که به درک آگاهی جمعی کمک می کند. او بر اهمیت تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری آثار ادبی تأکید دارد و معتقد است که اثر ادبی نمایانگر زندگی روزمره و جهان بینی نویسنده است. گلدمن رویکردی دیالکتیکی دارد و آثار ادبی را محصول تعامل بین طرحواره های ذهنی نویسنده و آگاهی اجتماعی طبقه اش می بیند. تحلیل او از رمان شامل دو مرحله "دریافت" و "تشریح" است، که در آنها ساختار اثر ابتدا درک و سپس در چارچوب ساختار اقتصادی-اجتماعی تفسیر می شود. این نظریه، که فراتر از جامعه شناسی ادبیات است، به درک پیچیده تری از رابطه بین آگاهی انسان و سازمان اجتماعی منجر می شود.در این پژوهش به تحلیل محتوایی دو اثر "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"پرداخته شده است. در تحلیل محتوای کیفی دو داستان از مجموعه داستان های "عزاداران بیل" و "شکرتلخ"، تأکید بر فقدان امکانات، فقر، خرافات و ساده دلی است. این عوامل به شیءوارگی و بیگانگی از خود منجر شده اند. در "عزاداران بیل" با جمعیتی مسأله دار و در "شکرتلخ" با فردیت افراد مواجهیم. "شکرتلخ" ساختار اقتصادی پیچیده تری دارد و به جزئیات واقعه های تاریخی می پردازد، درحالی که "عزاداران بیل" بیشتر نمادین است. این پژوهش نشان دهنده تفاوت های ساختاری دردو اثر و نحوه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها را بر جامعه را بازتاب می دهد.
۵۳۶۷۲.

The Pronunciation Presentation Pattern of Entries in Borhān-i Qāti’: Some Useful Implications(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
Among the authoritative dictionaries of Persian language, Borhān-i Qāti’ (lit. ‘Conclusive Proof’) is considered a turning point in the field of dictionary production, and it provides attractive data for applied linguistics studies in the field of lexicography. Borhān-i Qāti’, compiled in India in the 17th century by Moḥammad-Ḥosayn Khalaf Tabrīzī, is remarkable in several respects, but one of its features which does not seem to have received a proper attention, is its method of providing the pronunciation of its entries. In this reference, almost half of the entries have been given a pronunciation based on analogy, in which the entry word is echoed with a second-well known one, having the same phonotactics (distribution and arrangement of vowels and consonants), and distribution of vowels, and prosody pattern. This method was successfully practiced later on in another important but unfinished reference: Āsaf al-Loghāt (1906-1921). In This article, this pattern of presenting pronunciation is introduced and explained. Also it provides the readers with a list of the reference words which have been used to recognize the pronunciation of the other words, and the frequency of them will also be given and analyzed. The final list of this article presents those words which were believed to be “basic” or “core” by the compiler of Borhān-i Qāti’.
۵۳۶۷۳.

تدوین نظام تعلیم و تربیت عرفانی در اندیشه معصوم علی شاه بر مبنای آموزه های اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۵
در سنت عرفانی شیعی، تعلیم و تربیت نه صرفاً فرایندی معرفتی، بلکه امری وجودی، شهودی و مبتنی بر سلوک باطنی است. معصوم علی شاه، از چهره های شاخص عرفان امامیه در دوره قاجار، با اتکا به مبانی معرفتی اهل بیت (ع)، نظامی تربیتی- اخلاقی بنیان می نهد که عناصر اصلی آن شامل علم نوری، تواضع، حلم، سکوت و تهذیب نفس است. از منظر وی، عالم حقیقی نه صرفاً دارنده علوم رسمی و ظاهری، بلکه فردی است که با مجاهدت نفسانی، خشیت الهی و فروتنی، قابلیت دریافت علم لدنی را در خود پرورش داده و واسطه فیض الهی شده است. معصوم علی شاه در تقسیم بندی انسان ها، سه گروه را برمی شمارد: عالمان (که امامان معصوم(ع) نمونه اعلای آن اند)، متعلمان (شیعیان اهل بیت) و سایر مردم که در احادیث اهل بیت(ع) با عنوان «همج رعاع» توصیف شده اند. وی ویژگی هایی برای متعلمان حقیقی بیان می کند که تخلق به آن ها، فرد را در زمره شیعیان واقعی قرار می دهد. آموزه های تربیتی او در دو ساحت عقیده و اخلاق قابل تحلیل اند: در بُعد اعتقادی، ایمان به وصایت اهل بیت (ع) به صورت متسلسل و با وجود نص الهی؛ و در بُعد اخلاقی، التزام به فضائلی چون صبر، حلم، تواضع، دنیاگریزی و سکوت، از جمله ارکان سلوک به شمار می روند. از دیدگاه او، تنها با تحقق این ویژگی هاست که سالک می تواند به تناسب ظرفیت خویش، حامل علم اهل بیت و وارث سیرت معنوی ایشان شود.
۵۳۶۷۴.

Quête d’identité féminine et le mal d’être dans Une Vie de Maupassant : une analyse sociolinguistique à la lumière des théories de Luce Irigaray.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۷
Dans cet article, nous explorons la quête identitaire de Jeanne, l'héroïne d’Une Vie de Guy de Maupassant, à travers une analyse sociolinguistique, éclairée par les réflexions de Luce Irigaray. Nous nous intéressons particulièrement à la manière dont Jeanne, en tant que femme dans une société patriarcale, traverse une crise d'identité sociale et linguistique. En nous appuyant sur les travaux d'Irigaray, et soulignant la manière dont l'être féminin est souvent réduit au silence dans les discours dominants, nous nous proposons d’analyser comment le langage de l’héroïne, et son incapacité à s’affirmer, illustre sa subordination et son aliénation dans un cadre social où les préjugés socio-culturels masculins prédominent. Dans cette perspective, nous allons mettre en lumière les tensions entre le désir du personnage pour échapper aux rôles traditionnels qui lui sont assignés et le poids des attentes sociolinguistiques qui façonnent son identité. Ce travail aura pour objectif de montrer comment, dans ce roman de Maupassant, le langage, ou plutôt l’absence de voix, devient le reflet de l'oppression féminine.
۵۳۶۷۵.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۵۳۶۷۶.

جنبه های تمثیلی دنیا وانسانهای دنیا طلب در مثنویهای عطار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۶
عطار یکی از شاعران عارف و برجسته ایست که درجهت توجیه وتفهیم مفاهیم اخلاقی، از جمله ی تصویرپنهان دنیا و انسانهای مشتاق به آن، از هیچ سبک بیانی دست برنداشته است.او گاهی از طریق تعریف و تبیین ساده و عامه پسند، به واکاوی این مفاهیم پرداخته است.گاهی آن را از زبان شخصیت های مختلفی چون کودکان،دیوانگان، پیرزنان و...بیان کرده است. و گاهی این مفاهیم مهم و برجسته را در مقام تمثیل به حیوان یا شخصیت یا مفاهیمی که در ذهن آدمی واضح تر است ،توصیف کرده است،. دراین تحقیق تلاش شده است؛ بیان تمثیلی مفهوم دنیا و دنیا طلبی مورد بررسی قراربگیرد. درضرورت وهدف این تحقیق، آنچه که به عنوان رسالت ادبی و عرفانی عطار، در تمامی آثاراو برجسته می نماید؛کمال انسان وعوامل وموانعی که در مسیر این کمال قرار دارند؛ می باشد. او این عوامل را مورد توجه قرار داده است؛ تا بتواند هدایتگر انسان در مسیر رشد و کمالش باشد. دراین هدف چیزی که مهم وضروری است؛ دستیابی به قدرت درک و تحلیل اندیشه ی عطار درباره ی رذیله ی اخلاقی دنیاطلبی و انسانهای دنیا طلب می باشد؛ تا بتوانیم با اندیشه ای پسندیده ، از دام پرستش دنیا رهایی یابیم. بنابراین دراین تحقیق سعی شده است به روش کتابخانه ای به توصیف وتحلیل تمثیل های عطار از دنیا و انسانهای دنیا طلب پرداخته شود. عطاردر بیان تمثیلی دنیا ، آن را زندان ،لانه ی عنکبوت، آتش، نجاست، کف صابون، دیو مکار،صفحه ی شطرنج،یاربی وفا،پل، سراب،اژدهای هفت سرو.....معرفی کرده است.
۵۳۶۷۷.

L’espace comme vecteur de l’identité, Une analyse du roman : Le Dernier Rêve (2015) de Sharifiyân(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۰
Le récit de migration, en tant que poétique de l’espace, constitue un cadre privilégié pour explorer le rôle central de l’espace dans la transformation et la construction de l’identité individuelle. Le Dernier Rêve (2015) de Sharifiyân, qui raconte le parcours d’une femme immigrée, invite à une réflexion approfondie sur la manière dont l’individu se lie à son environnement spatial. À travers ce récit, l’espace devient un acteur central dans la définition de soi en jouant un rôle clé dans la construction de l’identité de la protagoniste au fil de ses déplacements et de ses expériences. Afin d’examiner le rôle constructif et transformateur de l’espace, cette analyse adopte une perspective environnementale, s’appuyant sur la théorie des ambiances développée par Anne Barrère et Danilo Martuccelli. Selon cette approche, l’espace n’est pas seulement une simple étendue géographique, mais un ensemble dynamique d’ambiances qui, par leur interaction avec les personnages, participent activement à la formation de leur identité et à leur perception du monde. L’application de cette théorie au roman de migration permet de mettre en lumière l’impact de l’espace sur la construction identitaire et souligne la capacité de la fiction à éveiller chez le lecteur une prise de conscience sur le monde, sur soi-même et sur les différentes cultures.
۵۳۶۷۸.

تحلیل تطبیقی اسطوره ای شخصیت گوبدشاه اغریرث با گَنِشا و ایزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۹
در اساطیر ایران و سرزمین های کهن مجاور آن یعنی هند و مصر به شخصیت هایی با پیکری نیم انسان نیم حیوان برمی خوریم که ماهیت شان تأمل برانگیز است. در مقاله حاضر دو شخصیت هندی گنشا با سر فیل و بدن انسان، داکشا با سر بز و بدن انسان و الهه مصری ایزیس با سر گاو و بدن انسان معرفی و بررسی می شوند. سپس به شخصیت گوبدشاه با بالاتنه انسان و پایین تنه گاو که از جاودانان در اساطیر ایران است می پردازیم. چرایی و چگونگی ایجاد پیکر ترکیبی برای گنشا، داکشا و ایزیس در اساطیر به تفصیل شرح داده شده است اما با کمال تعجب علت و چگونگی به وجود آمدن گوبدشاه در اساطیر ایرانی مسکوت مانده یا به دست ما نرسیده است. از این رو پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی در نظر دارد چگونگی پیدایش گوبدشاه را بررسی کند. در چنین شرایطی توجه به فرایند به وجود آمدن پیکر انسان-حیوان برای گنشا، داکشا و ایزیس می تواند راه را به طریق قیاس برای کشف چگونگی پیدایش گوبدشاه هموار سازد. این بررسی قیاسی به ما نشان می دهد که گوبدشاه صورتی احیا شده از اغریرت است که پس از به دو نیم شدن اغریرت به دست برادرش افراسیاب به جرم آزاد کردن اسیران ایرانی، احتمالا به یاری ایزدان، بالاتنه او به پایین تنه یک گاو پیوند زده شده و نیز به مقام جاودانگی رسیده است.
۵۳۶۷۹.

تحلیل ترامتنی نمایش نامه «هاملت با سالاد فصل» اکبر رادی بر اساس دیدگاه ژرار ژنت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش با هدف تحلیل ترامتنی نمایشنامه «هاملت با سالاد فصل» اکبر رادی در نسبت با هملت شکسپیر و دیگر پیش متن های ادبی، با روشی توصیفی تحلیلی و کیفی انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق آن است که رادی چگونه با بهره گیری از پنج گونه ترامتنی ژنت، تراژدی کلاسیک را در بستر بحران هویت روشنفکری جامعه ایرانی بازآفرینی می کند. بررسی روابط بیش متنی، فرامتنی، سرمتنی و پیرامتنی نشان داد که رادی، ساختار نمایشنامه هملت را در قالبی اشتقاقی دگرگون کرده و شخصیت «پروفسور چخ بختیار» را بر اساس شخصیت هملت، به صورت طنزآلود و آیرونیک بازآفرینی کرده و محاکمه تراژیک هملت را به محکمه ای گروتسک و بیرونی بدل نموده است. تحلیل بینامتنی این نمایشنامه، حضور مؤثر آثار چخوف، کافکا و داستان امیر ارسلان نامدار را نیز در سطح فضا، زبان و مضمون نشان می دهد. در سطح فرامتنی و سرمتنی نیز این نمایشنامه، الگوهای آشنای تراژدی را با رویکردی تفسیری به طنزی اجتماعی و انتقادی تبدیل کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که رادی با درهم تنیدن گونه های ترامتنی، روایتی نو پدید آورده است که فروپاشی هویت روشنفکر و شکست طبقات اجتماعی را بازتاب می دهد.
۵۳۶۸۰.

بررسی مردم شناختی فرهنگ عامه در شکل گیری انگاره تقدیرگرا در قوم ترکمن و نقش آن در پیشگیری و درمان بیماری ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۶
موضوع سلامت و حفظ آن از نیازهای اساسی جوامع انسانی است که با مسئله فرهنگ ارتباط مستقیم دارد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش دارای ریسک سرطان بالا نسبت به سطح استاندارد جهانی است. مطالعه نظام باورها در جامعه مورد مطالعه تبیین گر باورهایی است که وفق آن انگاره ها و رفتارها، در افزایش ریسک بیماری مؤثر واقع می شود. فولکلور در سامانه فرهنگی جوامع و در شکل گیری انگاره ها و رفتارها نقش برجسته ای دارد. این تأثیر در جامعه مورد مطالعه یکی از عوامل برساخت انگاره ها ازجمله انگاره تقدیرگراست که منشأ رفتارهایی در جهت افزایش ریسک سرطان است. بنابراین هدف اصلی این مقاله عبارت است از شناخت باورها و کنش های زبانی موجود در فولکلور ترکمن که در پیدایش انگاره تقدیرگرا مؤثر بوده است. در این مقاله پارادایم انسان شناسی تفسیری در رویکرد کلیفورد گیرتز به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد و با استفاده از روش های مردم نگاری و تمرکز بر تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته همراه با مطالعات اسنادی، به گردآوری داده ها پرداخته شد. یافته های این پژوهش حاکی از نقش فولکلور به عنوان یکی از عوامل موجد و تقویت کننده انگاره تقدیرگرایی در جامعه مورد مطالعه است. این انگاره بیش از هر چیز در دو گذار اصلی زندگی ترکمن ها (تولد و ازدواج) ایفای نقش می کند و درنهایت موضع غربالگری، پیشگیری و درمان مؤثر را در جامعه مورد مطالعه کم رنگ می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان