ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۶۱ تا ۴٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۶۶۱.

بررسی تطبیقی شبکۀ مفهومی و عناصر روایی دو رمان ژانر جنگ: وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰ تعداد دانلود : ۴۰۸
ژانرجنگ، نوعی ادبی است که بیش از آن که به جنگ و گفتمان غالبِ برآمده از پیامدهای تاریک و شوم آن بپردازد، ماهیت ادبیات ضد جنگ دارد و پیام آن صلح و دوستی است. دو رمان وداع با اسلحه، اثر ارنست همینگوی و زمین سوخته اثر احمد محمود، دو نمونه مناسب از ادبیات ضد جنگ در دو بافت موقعیتی متفاوت از دو نویسنده ایرانی و آمریکایی هستند که آیینه شفافِ نابسامانی های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه درگیر جنگ به شمار می روند. بررسی تطبیقی این دو رمان و تحلیلِ شبکه مفهومی، عناصرساختاری و روایی آن ها، ما را به سنجش تطبیقی پیرنگ داستانی، کاربرد عناصر زبانی و سبکی و فرم و ساختار این دو رمان هدایت می کند. به رغم توانایی و قابلیت این دو رمان در ارائه هنرمندانه رویدادهای مربوط به جنگ، شیوه متفاوت روایت در رویکرد روایی دو نویسنده، شبکه مفهومی و درون مایه های آن ها و نیز عناصر ساختاری و پردازش داستانی و فرم، به اضطراب متن در زمین سوخته و وقار وآرامش در متن وداع با اسلحه انجامیده است و ازاین رو، اگرچه زمین سوخته، نمونه بومیِ درخور اعتنایی از ژانر جنگ به شمار می رود ولی وداع ب ااسلحه بر بلندای نوع ادبی رمان و در مرتبه ای فراتر از ژانر جنگ ایستاده است.
۴۶۶۲.

Analyse sémiotique de la figurativité dans Et si c’était vrai... de Marc Levy selon les idées théoriques de Greimas(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۱۴
Marc Levy est un écrivain français contemporain et rendu célèbre dès son premier roman; Et si c’était vrai...Levy ne voit pas le monde comme un tout prédéterminé, avec les ordres stables et fixes, selon lui, à tout moment le monde qui nous entoure change, alors c’est l’instabilité qui règne sur le monde. Lorsque le lecteur commence à lire une œuvre, il entre immédiatement dans le domaine de la figurativité. En fait, c'est grâce aux figures que le monde prend sens et nous parle, et l'auteur utilise des figures, des répétitions isotopiques et des oppositions fondamentales pour produire du sens et transmettre ses idées au lecteur. Cette recherche a pour objectif l’analyse de la figurativité de Et si c’était vrai... de Marc Levy dans une perspective sémiotique d’inspiration greimassienne. L’intérêt de cette étude consiste alors à expliciter, dans la mesure du possible, certaines idées de l’auteur sous l’angle sémiotique. De plus, par ce travail, nous visons à répondre aussi à la question suivante : Comment les répétitions isotopiques et les oppositions fondamentales forment la cohérence du texte littéraire de Levy ? Cette étude explore les divers niveaux où le figuratif prend forme, s’agence et se manifeste. En appliquant les idées théoriques de Greimas concernant la figurativité, nous concluons que Marc Levy a produit du sens dans son texte littéraire en transférant certaines de ses idées telles que l'instabilité, la mobilité et la métamorphose à travers des répétitions significatives, des répétitions fondamentales et des figures objectives et abstraites axiologisées et il a ainsi créé un texte cohérent.  
۴۶۶۳.

مقایسۀ کاربرد ایهام در قصاید خاقانی و غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۳۸۵
در این پژوهش بر آنیم که مقولۀ ایهام و چندوچون استفاده از آن در قصاید خاقانی و غزلیات حافظ را بررسی کنیم. مقولۀ ایهام در این جستار، منحصر به ایهام چندمعنایی است و شامل زیرمجموعه های دیگر آن، از جمله ایهام تناسب، ایهام ترجمه، ایهام ترادف، ایهام تبادر و... نمی شود. مبنای تعریف ایهام، علاوه بر پیشینۀ آن در کتاب های بلاغی، تعاریف تازه تر خواهد بود که زیرمجموعه های این تعاریف تازه را می توان چنین برشمرد: ایهام واژگانی (قاموسی، نام واژه ای، اصطلاحی) ایهام مجازی، ایهام کنایی، ایهام ساختاری، استخدام، ایهام اضافی و ایهام چندگانه خوانی. نتیجۀ به دست آمده گویای آن است که حافظ در همۀ گونه های ایهام به جز استخدام، بر خاقانی پیشی گرفته است و یکی از وجوه تفاوت کاربرد ایهام در دیوان دو شاعر این است که حافظ توجه ویژه ای به ایهام پردازی با واژگان عربی داشته است و نیز ایهام ساختاری که حاصل اشراف شاعر بر ظرفیت های مختلف زبان است در دیوان او برتری چشمگیری دارد.    
۴۶۶۴.

طرح واره های تصویری آیات دال بر ثواب و عقاب در پرتو نظریه جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۸۸
معناشناختی از شاخه های دانش زبان شناسی شناختی بوده که هدف اصلی آن ایجاد ارتباط میان مفاهیم انتزاعی و ذهنی از طریق الگوگیری از افعال فیزیکی انسان است. در این راستا یکی از شیوه های مهم، استفاده از طرح واره های تصویری است که نخستین بار توسط مارک جانسون مطرح و تبیین شد. طرح واره تصویری در تأثیرپذیری روابط تعاملی انسان با مفاهیم انتزاعی نقش بسزایی در فهم مخاطب ایفا می کند. در قرآن کریم مفاهیم انتزاعی بسیاری همچون غیب، مرگ، روح، انواع عذاب ها، انواع ثواب ها به کار رفته است؛ تطبیق نظریه طرح واره تصویری بر این آیات، در القای پیام آیه به مخاطب نقش مؤثری دارد. پژوهش پیش رو با روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است. هدف این پژوهش بیان نقش برجسته طرح واره های تصویری به عنوان یکی از ابزارهای معناشناختی در مفاهیم انتزاعیِ موجود در قرآن و ملموس کردن این مفاهیم برای مخاطب است. آیات دال بر ثواب و عقاب به عنوان نمونه ای از مفاهیم انتزاعی در قرآن جهت بررسیِ تحلیلی، با محوریت طرح واره های تصویری برگزیده شده است. در داده های موجود از آیات ثواب و عقاب، طرح واره حجمی هم در آیات دال بر ثواب و هم در آیات دال بر عقاب پربسامدترین طرح واره بود؛ پس از آن طرح واره حرکتی و سپس طرح واره قدرتی نمونه هایی را به خود اختصاص داده بودند؛ این نکته بیانگر این است که طرح واره حجمی در ملموس کردن مفاهیم انتزاعی نقش بسزایی دارد. با بهره گیری از طرح واره های تصویری، بسیاری از مفاهیم انتزاعی در آیات الهی، همچون روح، وحی، غیب و... برای مخاطب ملموس و عینی می شود که در این صورت فهم عمیق تر و شفاف تری از قرآن حاصل می شود.
۴۶۶۵.

تحلیل گفتمان شعرهای کوتاه سیّد حسن حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۹۹
تحلیل انتقادیِ گفتمان نوعی رویکرد بین رشته ای است و، با تجزیه و تحلیل متن، در پیِ عرضه خوانشی نسبتاً دقیق از آن است. نویسندگانِ این پژوهش بر آن اند تا، با بهره گیری از روش تحلیل انتقادیِ گفتمان، انعکاس مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و... را در شعرهای کوتاه سیّدحسن حسینی بیابند و به چگونگیِ رابطه متقابل شعر (به مثابه متن) و جامعه و تبیینِ آن بپردازند. در این پژوهش، از میانِ رویکردهای متفاوتی که درباره تحلیل گفتمان وجود دارد، از روش «تحلیل انتقادیِ گفتمان فرکلاف» استفاده شده است؛ چراکه، به باورِ بسیاری از تحلیلگران، جامع تر از دیگر روش ها به نظر می رسد. روش فرکلاف مبتنی بر سه سطح است: کنش متنی (توصیف)؛ کنش گفتمانی )تفسیر)؛ و کنش اجتماعی (تبیین). در این مقاله، شعرهای کوتاهِ حسینی، به صورتِ گزینشی، از مجموعه شعرِ نوشداروی طرح ژنریک بررسی و تحلیل شده است تا مؤلّفه های گفتمان مدارِ شعرها در سه سطح تحلیل محتوایی و صوری و اجتماعی بیان شود. در این تحلیل مشخّص شد ویژگی های صوریِ زبان شعر حسینی   نظیر آواها، واژه ها، فعل ها، روابط معنایی، عبارت بندی ها، و انسجام صوری و معنایی دارای ارزش و بارِ گفتمانی است و به شعرش جنبه عقیدتی می دهد. بنابراین، هدف پژوهشگر تبیین نوع گفتمان های موجود در شعر حسینی و چگونگیِ پیوندِ آن با ساختارهای اجتماعیِ جامعه است. درنتیجه، گفتمان های غالب در شعرِ سیّدحسن حسینی عبارت اند از: گفتمان اجتماعی، فرهنگی، اخلاق گرایانه، و سیاسی. بارزترین گفتمان در شعرِ او گفتمان اجتماعیِ انقلاب محور است.
۴۶۶۶.

معرفی چند تن از عارفان شطح گوی هندی بر اساس حسنات العارفین داراشکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفته های بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتاب های تذکره اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود می زیستند، نیازی است مُبرم که باید در جست وجوی آن به تذکره ها و متون کهن رجوع کرد. با توجه به دوران مهم اختلاط فرهنگی، سیاسی و ادبی دو کشور ایران و هند، و رفت و آمد صوفیان، شاعران و هنرمندان میان دو کشور، بخش قابل توجهی از سرمایه های فرهنگی به زبان فارسی در برخی آثار هندوان موجود است که شایسته توجه و تحقیق است. این پژوهش براساس کتاب حسنات العارفین داراشکوه شاهزاده هندی (م. 1069) به معرفی چند تن از عارفان نامدار که سخنان شطح آمیزی از آنان نقل شده می پردازد. عارفانی چون؛ خواجه علی رامیتنی، شیخ کبیر، شیخ حسین دهدهه، شیخ شرف الدین پانی پتهی، شیخ فرید شکرگنج که دارای شطحیات و یا کلامی عالی بودند
۴۶۶۷.

جایگاه عشق عرفانی در مرصادالعباد با تأملی در دیدگاه احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
حقیقت عشق، به عنوان بالاترین حقیقت وجودی از اساسی ترین مسائل عرفان است که عارفان بسیاری در این زمینه قلم فرسایی کرده اند. احمد غزالی و نجم الدین رازی دو تن از عارفان (قرن پنجم، قرن هفتم) هستند و مباحث بسیار مؤثری در زمینه عشق عرفانی مطرح کرده اند. روش این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است که با تحلیل شواهد درون متنی و مراجعه به منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که غزالی و رازی بر این باورند که معرفت حقیقی تنها از طریق عشق به وجود می آید و بر اساس نظریه وحدت وجود، همه تجلیّات هستی، انعکاس صورت حق هستند. عاشق همه این تجلیّات را دوست دارد و همین نگاه عاشقانه، دلیل زیبا بودن تمام هستی است. ازنظر این دو عارف، انسان قبل از ورود به دنیا، امانت دار گوهر عشق بود و هر دو عارف با استناد به آیه «یّحِبّهم و یُحِبونَه»، آغاز عشق ورزی را از جانب خداوند می دانند و عقل را در مسیر عشق و وصال سالک به معبود ناقص و ضعیف می دانند. آینه و آینه داری از دیگر مباحثی است که در مرصادالعباد و آثار غزالی مطرح شده است که روی زیبا و دل آگاه همچون آینه ای است که عارف، جمال حق را در آن آینه تماشا می کند و معشوق تنها در آینه عشق و طلب عاشق می تواند کمال زیبایی خود را دریابد. تقسیم پذیری عشق از دیگر مطالبی است که به صورت غیرمسقیم در مرصادالعباد و آثار غزالی استخراج می شود و مطالب موجود حاکی از باور این دو عارف درتقسیم عشق به اقسام مختلف است.
۴۶۶۸.

«بس طرفه حریفی ست»؛ شرح بیتی بحث انگیز از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۳۵
بیتِ «حافظ که سرِ زلفِ بتان دست کشش بود/ بس طرفه حریفی ست کش اکنون به سر افتاد»، در لابه لای شروح متعدّد، بسیار بحث انگیز بوده است. حافظ پژوهان در شرح یا تفسیر این بیت کوشیده، و نظریّات خویش را گفته، یا به نقدِ نظرِ دیگران پرداخته اند. درواقع، با وجود رواج سه گونه نگاه تشریحی، تفسیری و تأویلی به غزل حافظ، ابهام برخی از این گونه ابیات، به سبب پیچیدگی یا دیریابیِ نحوی و بلاغی، همچنان باقی است؛ برخی از شروح دیوان حافظ به سادگی از تفسیر دقیق و روشمند ابیات دشوار یا مبهم چشم پوشیده اند یا، به علّت بی توجّهی به ویژگی های نحوی و بلاغی، از عهده تبیین و تحلیل مناسب آن برنیامده اند. کمتر شارحی در این بیت به ساختار نحوی کلام حافظ توجّه کرده است؛ در این مقاله کوشش شده است که، با در نظر گرفتن ساخت و بافتِ جمله و جنبه های دستوری و نکته های بلاغی، خصوصاً استعاره تهکّمیّه، مشکل این بیت حل شود.  
۴۶۶۹.

شرح عربی غزلی منسوب به مولوی اثر یوسف بن حمزه ملاطی با مطلع: دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم...(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
درباره غزلی با مطلع «دوش وقت صبحدم در چرخ پایان یافتم/ در میان دانه خشخاش سندان یافتم» منسوب به جلال الدین مولوی چند شرح به فارسی، عربی و ترکی موجود است. مفصل ترین شرح شناخته شده را یوسف بن حاج حمزه ملاطی احتمالاً در شهر قیصریه و به زبان عربی نوشته و به سلطان سلیم اول عثمانی اهدا کرده است. از این شارح اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز اینکه صوفی ای از سلسله کبرویه بوده که در نیمه دوم قرن نهم و نیمه اول قرن دهم هجری می زیسته و احتمالاً اثرش را میان سال های 918-926ق تألیف کرده است. شیخ او سیدعبیدالله شیرازی تستری هم از مشایخ گمنامی است که در قیصریه خانقاه و مریدانی داشته است. تنها نسخه شناخته شده از این شرح با عنوان شرح غزل ملّا جلال الدین به شماره 1859 در کتابخانه ایاصوفیای استانبول محفوظ است. نظر به اینکه زبان متن عربی است، در تحقیقات مولوی پژوهی و عرفانی به محتوای آن توجه نشده است. در این مقاله کوشیده شده ضمن معرفی یوسف بن حمزه ملاطی، وجوه اهمیت و محتوای شرح او تبیین شود. این شرح با توجه به نمادین بودن کلمات و نیز اختلاف ضبط کلمات در نسخه ها با استناد به منابع متعددی نوشته شده است. از نکات جالب توجه در این اثر، حرکت گذاری کامل کلمات به شیوه عربی است و نشان می دهد یک فرد احتمالاً ترک نژاد در قلمرو عثمانی در قرن دهم این ابیات را چگونه می خوانده است. برخی از منابع مذکور در این شرح مانند رساله اسحاق ختلانی در تاریخ ادب فارسی گمنام مانده اند.
۴۶۷۰.

نیستی شناسیِ تطبیقی بررسی مقایسه ایِ مفهومِ "عدم" در آیین بودا واندیشه های مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۵
مطالعات مقایسه ای عرفان، گام نهادن در راهی پر مخاطره و دشوار است. ناهماهنگی افق های معنایی چه از حیث زمان و چه از حیث اقلیم بر صعوبت این امر می افزاید. سخن گفتن از شباهت دو پدیده نامعاصر و نامتقارن، که در دو ساختار کمابیش متفاوت شکل گرفته اند، همیشه به حصول نتیجه ای قریب به قطع و یقین منجر نخواهد شد. عدم یا نیستی به مفهوم عرفانی آن، یکی از وجوه مشابه عرفان اسلامی و آیین بودا است. تأکید و تمرکز بسیاری که عارفان هر دو نحله بر این مفهوم به مثابه غایت سلوک داشته اند، مؤید این مدعاست. در این مقاله ابتدا معانی و مبانی فلسفی عدم و تفاوت های آن با مفهوم عرفانی این اصطلاح تشریح شده، سپس به تببین مبادی عرفانی عدم با تمرکز بر اندیشه های جلال الدین محمد بلخی (مولانا) و سیذارتا گوتاما (بودا) پرداخته شده است. بررسی وجوه مشترک و نیز تفاوت های عمده عرفان بودایی با عرفان اسلامی درباره دو مفهوم نیروانا و فناء از دیگر محورهای این مقاله است که با روشی تحلیلی- توصیفی و با بهره گیری از تحلیل محتوا و متون اولیه و اصلی پژوهش تبیین شده است. 
۴۶۷۱.

بازشناسی تحلیلی شطحیات در دیوان غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۶
از آن جا که زبان عرفان، زبانی تمثیلی و رمزگونه است، گفتار عرفا در بیان مشاهدات و مکاشفات خود در حالات خاص روحانی، شطح آمیز جلوه می کند؛ از این رو شطحیات، ارتباط تنگاتنگی با اسرار الهی دارد؛ چنان که می تواند منعکس کننده بنیان تفکرات شخصی یک عارف در مراتب بالای عرفانی باشد. در این عرصه، عطّار نیشابوری، شاعر عارفی است که در مکتب وی، بخش ویژه ای از این شطحیات در غزلیات او راه یافته است؛ به طوری که می توان بنیاد اندیشه های عرفانی وی را در واکاوی شطحیات غزلیات وی باز یافت. موضوع بررسی این مقاله، شطحیات در دیوان غزلیّات عطّار نیشابوری است، که در آن سعی شده به روش استقرایی- تحلیلی، شواهد برجسته ای از دیوان این شاعر که مفهوم "شطح" در آن ها مستتر است، مورد بررسی قرار گیرد، تا از این طریق، فلسفه تحلیلی نگاه عطّار درباره شطح بر پایه بن مایه های سازنده آن و اهمیت نظر وی در این باره تبیین گردد و روشن شود که "شطحیات" تا چه اندازه و به چه شیوه ای در "دیوان غزلیّات و قصاید عطّار نیشابوری" راه یافته است.
۴۶۷۲.

بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۳
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
۴۶۷۳.

آثار و آرای لطفعلی صورتگر در باب ادبیات تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
ادبیات تطبیقی در ایران دانشی نسبتاً نوپاست که عمدتاً در دانشگاه ها و از طریق استادانی که در ادبیات کشورهای دیگر تخصص داشته اند وارد فضای آکادمیایی ما شده است ولی دانسته های ما درباره پیشگامان این رشته در ایران و آرای آنان در این زمینه گاه بسیار اندک است. یکی از کسانی که در پا گرفتن این رشته در ایران، چه از طریق تدریس در دانشگاه و چه از طریق نوشته های علمی و مطبوعاتی، نقش مهمی بازی کرده لطفعلی صورتگر است. این مقاله کوششی است تا با بررسی نوشته های صورتگر، از جمله رساله دکتری او که به تمامی در حوزه ادبیات تطبیقی است و تا کنون برای خوانندگان ایرانی ناشناخته مانده، و نیز مقالات و کتاب هایی از او که شاید سویه تطبیقی آنها چندان هم پررنگ به نظر نرسد، دیدگاه های او درباره مسئله تأثیر و تأثر در ادبیات ملل مختلف و اهمیت این مسئله در پیشرفت و افزایش غنای ادبیات بومی استخراج و تبیین شود.
۴۶۷۴.

تحقیقی در شناسایی منابع و مآخذ بحرالمعانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
«بحرالمعانی» مجموعه ای از نامه های عرفانی صوفی طریقه چشتیه، سیدمحمدبن نصیرالدین جعفرمکی حسینی (732-824 ه . ق) است که نخستین بار به تصحیح و تحقیق محمد سرورمولایی از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه دانشنامه زبان و ادب فارسی در شبه قاره) در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب در تذکره ها و تحقیقات معاصرین به عنوان اثر عرفانی بسیار مهم و با ارزش معرفی شده و در بزرگداشت مؤلف آن، مبالغه های بسیار کرده اند. این در حالی است که مطالعه متن کتاب، مغایر چیزی است که این منابع می گویند. مؤلف کتاب، مدعی تجارب و آموزه های عرفانی ناب و مهمی است که سعی کرده تا آن ها را حتی المقدور به مخاطب نامه هایش منتقل کند. حال آنکه ما ردپای آن مطالب مهم عرفانی را در منابع دیگری یافتیم که بالطبع متعلق به دیگری است. در نوشتار حاضر کوشیده ایم تا به شیوه نقد درون متنی با معرفی منابع عرفانی مهمی که از مأخذ پایه و اساسی در نگارش مکتوبات «بحرالمعانی» است و مؤلف با وجود نقل مستقیم مطالب آن ها در کتابش، هیچ اشاره ای به این منابع و صاحبان آن ها نکرده است؛ میزان وثاقت ادعاهای صاحب اثر را که به جد عقیده دارد مکتوبات وی از ژرفای عمیق معرفتی برخوردار است و نیز جایگاه عرفانی کتاب را ارزیابی کنیم.
۴۶۷۵.

مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی مولوی از منظر فرم و محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
این مقاله با عنوان «مقایسه مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی می پردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاه های مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شده اند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده می شود. در ارائه باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر به کار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پاره ای موارد، اختلاف نظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستان های تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چی ره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومه های شیعی در قالب شع ر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشه خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر می رسد.
۴۶۷۶.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۵
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۴۶۷۷.

تحلیل ساختاری منظومه بلوچی هانی و شی مرید بر اساس الگوی کنش گر گرماس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۳۲
دانش روایت شناسی از مباحث جدید در حوزه ادبیّات است. می توان روایت را مجموعه ای از حوادث و رخدادها قلمداد کرد که زندگی انسان را تشکیل می دهد. از این نظرگاه، هر داستان را چه منظوم؛ چه منثور می توان به مثابه روایتی دانست. از نظریّه پردازان مطرح در این زمینه آلژیرداس ژولین گرماس است که الگوی کنشی، زنجیره های روایی و مربع معناشناسی حاصل مطالعات وی در زمینه ساختارگرایی و مطالعات ادبی است. در این پژوهش ابتدا به بررسی پیرنگ منظومه بلوچی هانی و شی مرید و در ادامه به تحلیل داستان بر اساس الگوی کنشگرگرماس پرداخته شده است. هدف از انجام این پژوهش مطابقت این اثر غنایی با الگوی ارائه شده گرماس است. حاصل این پژوهش که بر مبنای توصیف و تحلیل و به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است، نشان می دهد، داستان غنایی «هانی و شیمرید» از الگوی ساختاری و روایی قابل توجّه برخوردار است و در قالب نظریّه گرماس قابل بررسی و تحلیل است.
۴۶۷۸.

نشانه های شناخت راوی ناموثق و بررسی آن در داستان «جایی دیگر» گلی ترقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۳۳
اقتدار راوی که در حوزه تأثیر بلاغی قدرت روایت قرار دارد، باعث می شود ارزیابی او را تحت تأثیر برداشت ها و انتظارات سنتی ذهن مان بدون تفکر بپذیریم اما شناخت نشانه های تزلزل این اقتدار، به ناموثق بودن راوی منجر می شود. مقاله حاضر با شناسایی ابزارهای بلاغی «فاصله»، «صدا» و «کانونمندسازی» میزان اطمینان راوی را در داستانی کوتاه از گلی ترقی با عنوان «جایی دیگر» بررسی کرده است همچنین نشانه های زبانی شامل وجهیت منفی(کاربرد وجوه شناختی، ادراکی و کلمات بیگانگی؛ مانند انگار، شاید، به نظر می رسد و...) نیز که بیانگر تردید است بررسی شده است. داستان کوتاه «جایی دیگر» به دلیل ادعای راوی مبنی بر روایت رخدادها بر پایه مستندات، شواهد و بر مبنای یادآوری خاطرات گذشته راوی انتخاب شده تا موثق بودن یا ناموثق بودن آن مورد ارزیابی قرار گیرد. این داستان با روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است که با فاصله گرفتن راوی از رخدادها و شخصیت ها، تردید راوی را آشکار می کند.
۴۶۷۹.

بررسی اصطلاحات کاربردی برای «توهین و نفرین» در زبان بلوچی(با رویکرد زبان شناسیِ اجتماعی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵۲ تعداد دانلود : ۳۳۸
بررسی کاربرد واژگان هر زبان در رفتار اجتماعی افراد هر جامعه، تا حدی نشانگر جهان بینی آنها در کُنش و واکنش نسبت به یکدیگر است. روشن است که رفتار اجتماعی انسانها به طور کلی در دو مقوله دلالتهای مثبت و منفی می گنجند. برای مثال «تشویق ها و دعاهای خیر» در زمره مقولات مثبت و «توهین و نفرین ها» در زمره مقولات منفی جای می گیرند. از آنجا که نمود بعضی از واژه ها با دلالت منفی در زبان بلوچی در رفتار اجتماعی مردم بلوچ به روشنی پدیدار است، در این مقاله با انتخاب تصادفیِ تعداد 125 واژه از این نوع، به بررسی آنها به ترتیب تحت دو عنوان «توهین ها» و «نفرین ها» با رویکردی توصیفی از نظر ساخت زبانی و کاربرد معنایی در حوزه مرکزی بلوچستان ایران پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که از نظر بسامد، واژه های بلوچی با اصالت ایرانی در این فهرست نسبت به وامواژه ها از فراوانی قابل توجهی برخوردارند، و ساختار صرفی و کاربرد نحوی آنها، دلالت بر نهادینه شدگیِ تاریخیِ آنها در جامعه زبانیِ این قوم دارد. دوم آنکه، از طریق نتایج این مقاله و موارد مشابه، می توان به بخشی از رفتار اجتماعی مردم بلوچ با رویکرد جامعه شناسانه زبان دست یافت که حاصل آن می تواند در مطالعات زبانی، ادبی، فرهنگ عامه، مردم شناسی، و قوم شناسی نیز به کار آید.
۴۶۸۰.

بررسی تشرف درداستان های کوتاه گلی ترقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
نویسندگان به واسطه ویژگی های شخصیتی، تجارب و پیشینه کاری خود، در هر دوره تاریخی سبک خاص خود را ایجاد می کنند. در این پژوهش، مجموعه داستان های کوتاه گلی ترقی با به کارگیری کهن الگوی نظریه «سفر قهرمان» جوزف کمبل بررسی شده است. پژوهش پیشرو مطالعهای نظری است که به شیوه پژوهش کتابخانهای انجام شده است. محدوده و جامعه مورد مطالعه، مجموعه داستان های کوتاه گلی ترقی؛ شامل «من چه گوارا هستم»، «خاطره های پراکنده»، «جایی دیگر»، «دو دنیا» و «فرصت دوباره»، است. تقریباً در تمام داستان ها، نویسنده، شخصیتها را به گونه ای طراحی کرده است که به دنبال ایجاد تغییری هستند و می خواهند موقعیت خود را از آنچه نامطلوب آنهاست به مرحله مطلوب برسانند. آنها باید برای ایجاد این تغییر در خود، دیگری یا محیط پیرامونشان، تصمیمی اتخاذ کنند. شخصیت های داستانی با استفاده از ابزارهایی؛ چون سفر، یادآوری خاطرات، اجبار دیگران و موارد دیگر به نوعی از تشرف می رسند و تصمیم می گیرند امید دوباره خود را بازیابند. تصمیم ها گاه ممکن است، مانند خودکشی با ذهنیت مخاطب همخوانی نداشته باشد، اما همه در راستای خواست شخصیت داستانی و به زعم او برای رسیدن به وضعیت بهتر و تغییر شرایط است. این «تشرف» را میتوان ویژگی سبکی داستان های کوتاه گلی ترقی دانست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان