ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۱۶۱.

مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۸۵
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.
۱۱۶۲.

تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.
۱۱۶۳.

واکاوی شخصیت دایه در منظومه ویس و رامین با نگاه به شخصیّت دیگر زنان منظومه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
دایه، از کلیدی ترین شخصیت های داستانی در ادبیات فارسی است. شیردادن، واسطه گی، محرم اسرار بودن، چاره گری، کارگزاری، جادوگری، طلسم گذاری، از مهمترین نقش ویژه های دایگان شمرده می شود. دایه در منظومه غناییِ ویس و رامین، همه مشخصه ها و کارویژه هایِ مثبت و منفی دیگر دایه های موجود در داستان های ادبیات فارسی را داراست و بنابر بررسی این مقاله، یکی از قوی ترین دایگان ادبیات داستانی فارسی است؛ شخصیتی محوری و کُنشگر که گاه به تنهایی بار روایت داستان را به دوش می کشد . دایه ویس و رامین، علاوه بر ویژگی های پیش گفته، شخصیتی همه فن حریف، کاردان، مهربان و در عین حال سّیاس است که می تواند حتّی شاه را بفریبد و عاشق و معشوق را آن گونه که خود می خواهد به وصال برسانَد. نتیجه حاصل از این پژوهش که با مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته نشانگر آن است که فخرالدین اسعد در مقام داستان پردازی آگاه به اصول شخصت پردازی، در قالب شخصیت دایه تصویری از زنان جسور، بی باک، قوی، هوس باز، صاحب اراده، خودرأی در تصمیم گیری و در عین حال، برخوردار از خصائل زنانه به دست می دهد که به واقعیت جامعه ی زنان بسیار نزدیک است. دایه ای که او خلق کرده واجد ویژگی هایی است که در نمونه های مشابه دیده نمی شود.
۱۱۶۴.

National and Cultural Identity: Comparing Rabindranath Tagore and Ferdowsi(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
This article explores the themes of national and cultural identity as depicted in the thoughts and works of Rabindranath Tagore- a pivotal figure in specifically sub-continental literature, and Ferdowsi- the legendary Persian poet. Both writers, separated by centuries and cultural contexts, utilized their literary genius to reflect on nationhood and cultural pride. Tagore, writing during the British colonial era in India, and Ferdowsi, during the formation of a unified Persian identity under various rulers, offer unique perspectives on how literature can serve as a vehicle for expressing and shaping national identity. This essay delves into how these literary giants contributed to forming cultural consciousness and national identity in their respective societies by comparing their thoughts and beliefs showcased in their works.
۱۱۶۵.

L’imaginaire du Harem et le discours(anti ?) colonial de Marga d’Andurain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
Le harem, lieu de splendeur et d'enchantement, alimentant les fantasmes liés à l'Orient, constitue un pilier de l'Orientalisme tel que théorisé par Edward Said. Ce stéréotype, longtemps fondé sur des témoignages masculins, est remis en question par la redécouverte et l’étude des récits de voyage féminins depuis la fin du XXe siècle ; ceux-ci nuancent voire contredisent le canon masculin. Marga d'Andurain (1893-1948), voyageuse et aventurière, s'installe à Palmyre puis décide de partir en Arabie Saoudite pour participer au pèlerinage du Hajj et rejoindre le Golfe Persique. Cependant, les autorités saoudiennes ne l'autorisent pas à accomplir son projet et, dès son arrivée, elle est cloîtrée dans le harem du sous-gouverneur de Djeddah. Cet article vise à analyser la représentation du harem dans son récit rétrospectif, Le Mari Passeport, à la lumière de la thèse d'Edward Said tout en tenant compte des évolutions critiques postérieures. Nous chercherons à déterminer si ce récit s'inscrit dans le champ intertextuel orientaliste ou s'il propose une vision plus subtile et originale du harem. Notre étude révèle que si Marga d'Andurain, comme d’ailleurs d’autres voyageuses ayant eu accès au harem, offre un regard plus nuancé que ses prédécesseurs masculins sur le monde oriental, son témoignage, traversé par des schémas interprétatifs coloniaux, ne parvient pas à décoloniser totalement sa représentation.
۱۱۶۶.

تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
۱۱۶۷.

Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۰
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
۱۱۶۸.

کارکرد نامه نگاری الکترونیک در ادبیات نوجوان: بررسی رمان برایم شمع روشن کن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
مقاله ی حاضر به بررسی مقوله ی نامه نگاری الکترونیک و کارکرد آن در ادبیات نوجوان می پردازد. نویسنده با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر الیزابت کمپل و ویکتوریا فلنگن و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «شهروندگری فرامرزی»، ساختار «تکنورئالیستی» و «بیناسوژه گی»، در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از تکنیک نامه نگاری الکترونیک در راستای بازتعریف تعامل نوجوان با ساختارهای قدرت بهره جست؟ بدین منظور رمان برایم شمع روشن کن (1397)، نوشته ی مریم محمدخانی بررسی می شود تا بااستفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی به چگونگی تأثیر تکنیک نامه نگاری الکترونیک بر بازتعریف هویت زنانه و چالش ضوابط حاکم بر تعاملات فردی پرداخته شود. چنین استدلال می شود که کاربرد تکنیک نامه نگاری، به ویژه در آثار زنانه، نوعی روایت غیرخطی و چندپاره را به دست می دهد که پدیده ی تکرار و کاربرد غیرمرسوم زبان، جزء جدانشدنیِ آن است. افزودن فضای سایبری به این ساختار به پررنگ شدن ماهیت چندصدایی این آثار و ایجاد تغییری چشمگیر در تعریف هویت زنانه و چگونگی تعامل آن با نهادهای قدرت و سلسله مراتب های جنسیتی می انجامد. به دیگرسخن، با شکل گیری واقعیت مجازی، مقوله ی هویت فردی، دیگر مقهور گفتمان اصالت ِ وجود نیست؛ بلکه متشکل از هویت های واقعی و مجازی وی است. این امر، ماهیت «برساختی» و «کنشی» هویت را برجسته می کند و آن را پدیده ای فرای مقوله های آناتومی، نژاد و مذهب تعریف می کند. درپی این امر، سوبژکتیویته ی زنانه متأثر از ماهیت جمع گرایانه ی فضای سایبری، به مقوله ای سیال تبدیل می شود که زین پس نه تنها محصور هنجارهای جنسیت مدارانه نیست، بلکه ارزش های فرهنگ حاکم را نیز واژگون می کند.    
۱۱۶۹.

تحفه اهل الوصول (مجالس صدرالدین اشنهی و مؤلفه های فکری و ادبی آن)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
نسخه خطی تحفه اهل الوصول فی علم الفصول از صدرالدین محمد اشنهی و تحریر اسماعیل بن عبدالمؤمن اصفهانی در سده هفتم هجری است. تاریخ کتابت نسخه، قرن دهم هجری است و در کتابخانه سپهسالار تهران نگهداری می شود. رساله مذکور، اثری عرفانی با زبان ادبی برگرفته از مجالس عارفی در قرن هفتم هجری با نام اشنهی از یاران سهروردی صوفی است که از جانب شاگردش (اسماعیل اصفهانی) جمع آوری شده است. در این اثر مؤلف با بیانی مشحون از سجع و جناس و تشبیه، مفاهیم عرفان عاشقانه را توضیح داده است. کتاب شامل مباحثی از سنخ توحید و مناجات با خداوند، توصیف فضایل پیامبر (ص)، موعظه و تشویق به دوری از دنیا و... است. نسخه مذکور، سند بسیار معتبری از قرن هفتم هجری در شناساندن عرفان عاشقانه ایرانی است که با زهدگرایی سهروردیه و فلسفه گرایی عرفانی هم نسبتی مهم دارد. بازتاب اندیشه های ویژه مذهبی و سیاسی اشنهی، سبک نوشتاری ذوقی او در تأویل آیات و قرینه سازی های آهنگین زبانی از دیگر خصوصیات این اثر است.
۱۱۷۰.

کنایه های نویافته در دیوان شاپور تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۱
کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیده کلام را که مقصود سخنور می باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینه کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا می توان تقسیم کرد. نخست کنایه هایی که در فرهنگ های لغت یا کنایه ثبت شده اند و گروه دیگر کنایه هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دسته دوم کنایه ها می باشد. این کنایه ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به کار رفته اند. گروه نخست کنایه هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ ها ثبت نشده است. دسته دیگرکنایه هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن ها در فرهنگ ها ضبط شده، اما شاعر از آن ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه ای هم از آن ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایره کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.
۱۱۷۱.

خوانش پدیدارشناختی بیگانه والدنفلس در عرفان اسلامی (تحلیل موردی داستان شیخ صنعان و دختر ترسا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
بسیاری از ناقدان سوبژکتیویسم که سوبژکتیویته را خودبنیاد می دانند، می کوشند با طرح مسأله تو یا دیگری از سوژه مرکززدایی کنند. این در حالی است که هوسرل و به تبع آن والدنفلس به هدف فراروی از سوژه خودبنیاد از «جهان خانگی» و «جهان بیگانه» سخن گفت. او در طرح مسأله پدیدارشناسی بیناسوژگی بر آن است که آنچه از سوژه مرکززدایی می کند، «امر بیگانه» است. بیگانه همچون چیزی ذاتاً غیرقابل درک و دسترس ناپذیر تجربه می شود و گسستی رادیکال در تجربه معمول ایجاد می کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد پدیدارشناختی به بررسی تطبیقی مفهوم «امر بیگانه» در اندیشه والدنفلس و عرفان اسلامی می پردازد و با اتکا به آرای برنارد والدنفلس نشان می دهد که چگونه مواجهه با بیگانه در هر دو سنت فکری به گسست از جهان خانگی و بازتعریف هویت می انجامد. تحلیل موردی داستان شیخ صنعان و دختر ترسا بر اساس مؤلفه های پدیدارشناسی والدنفلس (غیریت رادیکال، تجربه مرزی، گسست و پاسخ دهی)، مؤید این فرضیه است که عرفان اسلامی از طریق بازخوانی عناصر مطرود و هراسناک (کفر، شیطان، شراب) امکان گفت وگوی سازنده با غیریت رادیکال را فراهم می سازد. یافته ها حاکی از آن است که این فرایند نه تنها سازوکاری معرفت شناختی، بلکه الگویی اخلاقی برای مواجهه با تفاوت های فرهنگی-دینی در جهان معاصر ارائه می دهد.
۱۱۷۲.

تحلیل بازشناسی و بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار شاعر عاشورایی (محتشم کاشانی، عمان سامانی، بیضا جونقانی و شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
عاشورا یکی از مبانی الهام بخش شاعران ایران زمین بوده و هست؛ و در هر دوره و متناسب با وقایع همان عصر، شاعران نگاهی خاص به بیان این واقعه دارند. از مهم ترین ویژگی های رستاخیزی و حفظ نهضت عاشورا در بین مردم، بازتاب آن در اشعار شاعران عاشورایی است. شاعرانی که با قطب سازی ها علاوه بر مدح امام حسین(ع) و یاران وفادارش، بیان مظلومیت و حق بودن قیام، نگاه متفاوت به زن و الگوگیری از این واقعه، به هجو دشمنانش پرداخته اند. هر شاعری ضمن بیان توصیفی کلّی از این واقعه، هدف خاصی را دنبال می کند و به همین دلیل در این پژوهش به تحلیل بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار تن از شاعران عاشورایی دوران صفویه، قاجار و معاصر پرداخته ایم. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر شیوه کتابخانه ای انجام شده است. محتشم، عمان و بیضا بیشتر به بیان مظلومیت امام حسین(ع) و خانواده اش پرداخته اند؛ امّا شهریار ضمن چنین اشاراتی، مخاطب را به الگوگیری از واقعه عاشورایی دعوت می کند؛ عمان نتیجه ای عرفانی از این واقعه می گیرد و امام حسین(ع) را تنها لبیک گو به نوشیدن جام الست می داند؛ بیضا ضمن توصیف صحنه های نبرد، بیشتر به شخصیت حضرت زینب(س) و کارکردهای وی توجه کرده و از عناصر فرهنگی ایرانی مانند موی باز کردن و موی کندن، عروسی قاسم و... در اشعارش بهره برده است.
۱۱۷۳.

تحلیل گفتمان مقاومت در نفثهالمصدور زیدری نسوی براساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: کتاب نفثهالمصدور، اثر شهاب الدین محمّد خُرَندزی زیدری نسوی، که در سال های نخستین حمله مغول به ایران نوشته شده، بازتاب دهنده نخستین واکنش های فرهنگی به این بحران است. پژوهش حاضر به منظور تحلیل چگونگی شکل گیری گفتمان مقاومت در این اثر، براساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موف انجام شده است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که دال های محوری در صورت بندی گفتمان مقاومت در نفثه المصدور چیست و مواجهه زیدری با حمله مغول، چگونه در نفثهالمصدور نمود یافته است؟ روش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و برمبنای منابع کتابخانه ای، منابع مجازی و... انجام شده است. یافته ها: نتیجه این است که نفثهالمصدور به مثابه ادبیات مقاومت جلوه کرده است و زیدری توانسته است با مفصل بندی دال های دین، وطن، قضا و قدر و مبارزه برای شرافت حول محور دال مرکزی شهریار آرمانی، گفتمانی را شکل دهد که به ترمیم آثار شکست و احیای هویت ایرانی کمک کند. نتیجه گیری: جلال الدین خوارزمشاه در جایگاه شهریار آرمانی قرار می گیرد و زیدری با برجسته سازی شخصیت جلال الدین، تأکید بر ویژگی های مثبت او و تخفیف خطاهای او سعی دارد درقالب گفتمان مقاومت دربرابر سیطره مغول ایستادگی کند.
۱۱۷۴.

بررسی تطبیقی جایگاه زن در امثال و حکم فارسی و کردی (با تأکید بر کارکرد خانوادگی و اجتماعی زن)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
با توجه به قرابت های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی در دو جامعه زبانی فارسی و کردی، و اهمیت جایگاه زن و خانواده در جامعه ایرانی و کردی، این مطالعه به بررسی تطبیقی امثال و حکم مرتبط با زن و خانواده در زبان کُردی و فارسی اختصاص یافت. بدین منظور به منابع اصلی که دربردارنده امثال و حکم فارسی و کُردی بودند، مراجعه شد و مثل های موجود در موضوع زن و نیز ارتباط زن با مرد و دیگر اعضای خانواده و همچنین جایگاه و کارکرد خانوادگی و اجتماعی زن، استخراج گردید. نگارندگان، این مثل ها را از حیث مولفه های تشکیل دهنده ساختار و فرم ادبی نظیر موسیقی، صور خیال، جنبه های زبانی و نحوی، و نیز از حیث اندیشه و محتوا بررسی کردند و جنبه های اشتراک و افتراق آنها را بازنمودند. از رهگذر جستجوی مثل های مرتبط با زن و خانواده، به طور کلی 39 زوج ضرب المثل مطابق هم در این دو زبان به دست آمد و در سه دسته همسان، مشابه و متفاوت طبقه بندی شده و در بوته بحث و بررسی قرار گرفت. در نتیجه از میان 39 زوج ضرب المثل بررسی شده، 7 زوج (9/17%) کاملاً همسان، 18 زوج (1/46%) مشابه و 15 زوج (4/38%) متفاوت بودند.
۱۱۷۵.

تحلیلی بر جایگاه «دکلمه» در متون شعر سنتی و نو فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۲
نیمایوشیج اولین بار در عرصه شعر فارسی از واژه «دکلمه» در توضیح یکی از مؤلّفه های شعر خود استفاده کرد. این موضوع که دکلمه یک شعر در سنت ادبی ما چه جایگاهی داشته و شعر نو چه تحولی در آن ایجاد کرده است مورد بحث این نوشتار است. منظور از دکلمه شعر در این پژوهش، شیوه ارائه گفتاری شعر و تأثیر این شیوه بر چگونگی به کارگیری آواها و سکون ها در وزن های شعر سنتی و نو است؛ به گونه ای که در ترکیب با عوامل فرا متنی(عناصر فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و...) که از بیرون متن بر متن تاثیر می گذارند به ایجاد ساختار شعر منجر شود. در این پژوهش سعی خواهد شد به روش توصیفی-تحلیلی (کتابخانه ای) پس از بررسی و تبیین اجمالی جایگاه دکلمه در سنت شعر فارسی به نقش آن در شکل گیری ساختار شعر نو پرداخته شود. در ادامه مقاله، چند شعر از نیمایوشیج، احمد شاملو و یدالله رویایی با رویکرد فرمالیستی بررسی خواهد شد تا نشان داده شود که موضوع دکلمه، نه تنها در شعر نیمایی بلکه در شعر فولکلور و فرمالیستی نیز یک مؤلّفه اساسی محسوب می شود؛ حال آن که در سنت ادبی ما، شعر، همواره به عنوان موضوعی نوشتاری مطرح بوده است.
۱۱۷۶.

تبیین معادلات ارتباطی در داستان رستم و سهراب بر اساس الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۹
داستان رستم و سهراب از شاهنامه فردوسی، با درون مایه ای تراژیک، بستری مناسب برای تحلیل مناسبات اجتماعی و ارتباطات انسانی است. الگوی کنشگران اجتماعی ون لیون، با تأکید بر نحوه بازنمایی شخصیّت ها و ساختارهای ارتباطی، ابزاری دقیق برای تحلیل معادلات ارتباطی در این داستان است. این الگو شامل مؤلفه هایی چون حذف، اظهار، مشخّص سازی و نامشخّص سازی تشخّص زدایی و تعیین ماهیّت است. این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، به بررسی معادلات ارتباطی داستان رستم و سهراب بر اساس این مؤلفه ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که حذف کنشگران فرعی، برجسته سازی قهرمانان اصلی و تفکیک نکردن برخی مفاهیم، به تقویّت پیام های حماسی و تراژیک داستان کمک کرده است. تشخّص زدایی از طریق اندام مداری و ابزارمداری، تأثیر عاطفی نبرد رستم و سهراب را تشدید کرده و روایت را از سطح فردی به لایه های اجتماعی و فرهنگی ارتقا داده است. نتایج این تحلیل نشان می دهد که فردوسی با بهره گیری از الگوهای ارتباطی، تعارض میان قدرت، آگاهی و ناآگاهی را به گونه ای هنرمندانه به تصویر کشیده است. الگوی ون لیون امکان تبیین عمیق تری از لایه های پنهان و معانی اجتماعی این اثر حماسی را فراهم آورده است.
۱۱۷۷.

«کلمات قصار» مندرج در مقالات شمس تبریزی از کیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۶
نقلِ اقوال پیشینیان در متون ادب فارسی، سنتی دیرینه است که نویسندگان متون تعلیمی، عرفانی و اخلاقی اغلب از آن بهره برده اند. در بسیاری از این متون سخنانی به ثبت رسیده است که صورت تغییریافته یا مشابه آن را می توان در آثار دیگر نیز مشاهده کرد؛ ازاین رو ردیابی و تعیین اصل چنین سخنان، منبع یا منابعی که نویسندگان آثار از آنها بهره گرفته اند، آن هم در متون ادبی فارسی، کاری بایسته و ضروری است؛ ازاین جمله اند کتاب مقالات شمس تبریزی که اگرچه نویسنده آن شمس تبریزی نیست، گفتارهای آن را از وی دانسته شده است. این کتاب حاوی سخنانی با عنوان «کلمات قصار» است و به تصریح مصحح کتاب، تعدادی از این سخنان، در آثاری چون کیمیای سعادت و بحر الفوائد نیز آمده است؛ اما بررسی ها نشان می دهد که تمام این اقوال، پیش تر در یکی از کتب صوفیه، یعنی گزیده در اخلاق و تصوف نوشته ابونصر طاهر بن محمد الخانقاهی تحریر یافته و موجود بوده است. به نظر می رسد سخنان منتسب به شمس، آگاهانه به نام او سند خورده است. در این مقاله، ضمن اثبات این نکته، چهل و یک قولی که با اندکی تفاوت در گزیده و در مقالات شمس درج شده است، ازنظر کیفیت حضور و میزان دخل وتصرفات، بررسی و ارزیابی خواهد شد.
۱۱۷۸.

تحلیل کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت (گروه سنی «الف وب»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۸۷
هدف این مقاله شناسایی و تحلیل چگونگی بازنمایی کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی توصیفی، باتوجه به عناصر و ویژگی های ساختاری داستان ها و بر مبنای آموزه های جامعه شناسی جنسیت انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان ها از طریق بازتولید روایتِ مردانه ی «جست وجو»، نقش راویِ دانای کل در برجسته سازی ذهنیت مردان/پسران، قرار دادن مردان و پسران در نقش شخصیت های اصلی داستان و در عوض، حذف زنان و دختران از روایت یا قرار دادن آن ها در نقش های حاشیه ای و تعیین مرزهای دقیق و نقیض میان نقش های زنانه و مردانه با تأکید بر ارزش یافتگی مردان در برابر ارزش باختگی زنان، کلیشه های جنسیتی را بازتولید و القا می کنند و از این طریق در آماده سازی کودکان خردسال برای پذیرش و درونی سازی کل ساختار روابط بین زنان و مردان به عنوان بخشی از نقش جنسیتی خود، مؤثر هستند و به نوبه ی خود به بازتولید، تکرار و تداوم اشکال تبعیض جنسیتی کمک می کنند.    
۱۱۷۹.

Le Cœur de la vache : Le retour de la littérature iranienne à la relation « l’humain/l’animal » et sa redéfinition écoféministe(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۲
« La Vache » est l’œuvre la plus parlante de la littérature iranienne du siècle dernier qui problématise la relation entre l’humain et l’animal. A l’époque actuelle, la conscience écologique et écoféministe des romanciers iraniens éveillée, la littérature extrême-contemporaine revient à cette relation. Roman extrême-contemporain, Le Cœur de la vache peut être considéré en tant que relecture écoféministe de « La Vache » et ceci se comprend à travers nombreuses références à l’intrigue et au personnage principal de la nouvelle. Le roman met en scène le jeune Atā qui fait l’expérience d’une aliénation progressive à force d’avoir travaillé dans un abattoir et tué les vaches. Il défend en effet une position écoféministe qui rejoint celle de Susan Griffin revendiquant l’égalité de l’homme et de la femme face à l’environnement. Dans cette recherche, nous nous sommes proposé d’effectuer une lecture réceptionniste et écoféministe du Cœur de la vache et nous avons tenté de répondre à quelques questions majeures : comment Le Cœur de la vache reproduit-il la problématique de « La Vache » et comment peut-on interpréter l’écart que le personnage principal représente par rapport à celui de la nouvelle ? Pourquoi ce personnage principal est condamné à l’isolement et comment le vit-il ? Quel type de relation rattache ce dernier au monde animal et quelles sont les conséquences d’une telle relation ? La réponse à ces questions nous a révélé l’émergence d’une nouvelle conscience écoféministe qui proclame l’égalité de l’homme et de la femme face aux conventions patriarcales et capitalistes.
۱۱۸۰.

بازتاب واژه ها و ترکیب های سنایی در گویش هزارگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۸
تحلیل لغوی متون و حلّ پیچیدگی های واژگانی یکی از مهم ترین عناصر تحلیل یک متن ادبی، به ویژه در مورد متون کهن فارسی است. درک معنا و کاربرد درست واژه های به کار رفته در یک اثر ادبی، کمک زیادی به تحلیل همه جانبه آن می کند. ما در این مقاله که برگرفته از پایان نامه ای در مورد واژه های به کار رفته در شعر سنایی غزنوی است، به بررسی واژه ها و ترکیب های به کار رفته در شعر سنایی پرداخته ایم که علی رغم فراموشی نسبی در فارسی معیار امروزی، هم چنان در گویش هزارگی افغانستان به کار رفته و فعال مانده اند. این مطالعه با هدف ارتقای فهم شعر سنایی از طریق شناسایی و تفسیر این واژه ها و ترکیب های زنده در گویش هزارگی انجام شده است. روش تحقیق تلفیقی از مرور ادبیات و کار میدانی برای تأیید کاربرد و معانی خاص کلمات و عبارات استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که شماری از واژگان موجود در شعر سنایی، هر چند در فارسی معاصر کنار گذاشته شده اند، اما در گویش هزارگی هم چنان مورد استفاده و درک عمومی قرار دارند. این تحقیق اهمیت گویش هزارگی را نه تنها به عنوان مخزنی زنده از فارسی کهن، بلکه به عنوان ابزاری حیاتی برای دسترسی و فهم آثار ادبی تاریخی به اثبات می رساند. ما در این مقاله نشان داده ایم که چگونه برخی از واژه های مبهم شعر سنایی، به مدد مراجعه به کاربرد آن واژه در گویش هزارگی قابل حل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان