ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۲۶۱.

خوانش دو شعر از شفیعی کدکنی با رویکرد شعرشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
نظریه شعرشناسی شناختی، نظریه ای مبتنی بر زبان آثار ادبی و نوع چیدمان واحدهای زبانی است که به کشف ارتباط بین ساختار و مفهوم اثر ادبی می انجامد. این نظریه با ابزاری که برای نقد ادبی در اختیار تحلیلگر قرار می دهد، امکان خوانش نظام مند متون ادبی را فراهم می آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی سطوح تفسیری دو شعر از شفیعی کدکنی از لحاظ ساختاری و محتوایی و تبیین چگونگی تأثیرگذاری جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار است. برای این منظور با انجام نگاشت های سه گانه ویژگی، رابطه ای و نظام در دو شعر «غزلی در مایه شور و شکفتن» و «جوانی» فرآیندهای استدلالی مؤلف مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که سازمان بندی فضاهای مفهومی در این دو شعر براساس طرح واره حجم شکل گرفته و ساختار جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار تأثیرگذار بوده است. از نظر شناختی در اندیشه کمال گرای شاعر همیشه امکانی برای خروج از موقعیت ناخواسته وجود دارد و تغییر شرایط از خویشتن خویش آغاز می شود. نگاشت نظام شعرها نشان داد که اشعار در چهارچوب یک ساختار منسجم زبانی قرار دارند. فرم ذهنی که پیوند محتوایی اثر است با فرم بیرونی شعرها در هماهنگی و تطابق قرار دارد و در قالب الگوی انتزاعی یکپارچه ای به مخاطب عرضه شده  است و این دلیلی بر انسجام و تاثیرگذاری شعرهاست.
۲۲۶۲.

تأمّلی در تفسیر عرفانی آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۳
در بسیاری از آیات قرآن مانند بقره/221، احزاب/73، فتح/6، حج/ 31، یوسف/106 و...، واژه «مشرک» آمده است. تقریباً همه مفسران این واژه را به معنای شریک بودن با حق تعالی و کسی که به خداوند شرک می ورزد، تعبیر کرده و از آن معنایی منفی ارائه داده اند. در تفاسیر عرفانی قرآن کریم مانند تفسیر القرآن العظیم تستری، لطایف الاشارات قشیری و کشف الاسرار میبدی نیز این واژه با معنایی منفی ارائه شده است. اگرچه تفسیر حقائق القرآن ، اثرِ ناتمامِ عین القضات همدانی به دست ما نرسیده است، اما آثار دیگر او یعنی تمهیدات و نامه ها سرشار از تأویلات عرفانی آیات و احادیث هستند. او در این دو اثر به آیه 106 سوره یوسف یعنی «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» اشاره کرده و تأویلی عارفانه از واژه «مشرک» با بار معنایی کاملاً مثبت ارائه کرده است. این جستار برآن است تا با بررسی تأویل عارفانه این آیه در آثار عین القضات همدانی، دیدگاه بدیع او را درباره «شرک» و پیوند آن را با «کفر» و «فقر» تحلیل و بررسی کند.
۲۲۶۳.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۲۲۶۴.

بررسی رابطه بین رمزگردانی و بازداری و نمود آن در فارسی آموزان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۱
 امروزه تعداد افراد دو یا چندزبانه ها از تعداد افراد تک زبانه بیشتر است. به هنگام تولید گفتار همه واژگانی که یک فرد چندزبانه به زبان های مختلف می داند در ذهن او فعال می شود؛ از این رو فرد به کمک فرایندی شناختی به نام بازداری مانع تولید واژه های ناخواسته می شود. این فرایند به ویژه در زمان گردش از یک زبان به زبان دیگر که به آن زبان گردانی گویند، اهمیت بیشتری پیدا می کند. پژوهش حاضر به منظور بررسی بازداری و کنش رمزگردانی در تولید گفتار در فارسی آموزان غیرایرانی چندزبانه انجام گرفت؛ بدین منظور در این پژوهش بیست شرکت کننده زن (15 نفر) و مرد (5نفر) در سه آزمون تکلیف نامیدن، آزمون سایمون و رنگ و جوهر بررسی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS  نسخه 26 در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد رابطه معناداری بین بازداری و رمزگردانی در فارسی آموزان غیرایرانی چندزبانه وجود دارد؛ همچنین هرچه سن زبان آموز کمتر باشد بازداری بیشتر یا به عبارتی قوی تر.
۲۲۶۵.

بررسی تطبیقی حضور بلبل در منطق الطیر عطار با اشعار بومی مازندران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
بلبل با ویژگی های خوش آوازی و عشق ظاهری با نمادهای گوناگون در متون تعلیمی، عرفانی و تمثیلی در ادبیات فارسی و گاه ادب بومی حضوری چشمگیر دارد. منطق الطیر، مهم ترین مثنوی سمبولیک عطار برای رسیدن به حقیقت مطلق است. در سروده های بومی، می توان با آداب و رسوم، عقاید، افسانه ها، باورها، داستان ها، انگاره ها و چگونه زیستن مردم در ادوار مختلف آشنا شد. این ترانه های ارزشمند به دلیل پاسداری از هویت فرهنگی - ملی و انتقال احساسات و عقاید گذشتگان، بخش مهمی از ادبیات شفاهی ما محسوب می شود. این جستار با روش کتابخانه ای و میدانی قصد دارد تا جایگاه بلبل را در منطق الطیر عطار و ادب بومی مازندران  بررسی نماید. در این پژوهش اشعار مربوط به حضور بلبل در منطق الطیر عطار و همچنین  بیش از 2000 دوبیتی از اشعار مازندرانی بررسی شده است که در این میان، 235 نمونه شعری به بلبل اختصاص داشت که بیشترین بسامد را در میان پرندگان داراست. از جمله مفاهیم مشترک بین منطق الطیر عطار و ادبیات بومی مازندران عبارتند از: حضور بلبل و جلوه گری گل در فصل بهار؛ بلبل غرق تماشای گل؛ شور و سر مستی بلبل؛ خوش آوازی بلبل؛  هر لحظه آوازی نو خواندن بلبل؛ کم طاقتی بلبل در برابر غم عشق و اینکه عاشق با خواندن بلبل به یاد معشوق خود می افتد.
۲۲۶۶.

مطالعه تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و نادیا انجمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۲۵۴
پژوهش پیش رو، کوششی است در چارچوب مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی در راستای معرفی نادیا انجمن و نشاندادن رابطه تاریخی شعر او با شعر فروغ و نشاندادن تأثیرپذیری وی از شعر فرخزاد. این پژوهش با روش تحلیل محتوا و با رویکرد تطبیقی، مضمونهای فمینیستی شعر فروغ فرخزاد و نادیا انجمن و تلاش آنها را در به تصویر کشیدن هویت زنانه در شعرشان  واکاوی کرده است. یافته های پژوهش حاکی است که زن و مسائل مربوط به آن موضوع محوری در شعر این دو شاعر است و مضمونهای مختلفی هم چون ستیز با مردسالاری، ، نابرابری حقوق زنان و ظلم به آنها، حسرتهای زنانه و...مورد توجه آنان بوده است. این مضمونهای مشترک و توجه به ادبیات فیمینستی در شعر شاعر افغان از تأثیرپذیری او از شعر و اندیشه فروغ فرخزاد نشان دارد. این شاعر با پیروی از فروغ تلاش کرده است تا صدای زنان افغان در دوران کنونی باشد. صدق عاطفه یکی از مهمترین اشتراکات شعری دو شاعر است که بی تکلف، دردهای زنان را فریاد زدند. تفاوت این دو شاعر علاوه بر بعد زبانی و تصویرسازی، که فروغ را بسیار متمایز کرده، بیان صریح فرخزاد در سخن گفتن از مسائل زنانه و هنجارشکنی اوست و در مقابل محیط اجتماعی بسته افغانستان باعث شده است، زبان شعری نادیا انجمن همچنان از صراحت و هنجارشکنی به دور باشد.
۲۲۶۷.

تحلیل زبان شناختی مفهوم غربت در دونمونه شعر «بچه های اعماق» و «هجرانی» از احمد شاملو بر اساس نظریه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
ساخت استعاره های مفهومی در ذهن هر فرد علاوه بر نوع و نحوه شناختی او از محیط زیستی درونی و بیرونی متأثر از فرهنگ هاست؛ از این روی فرهنگ نقش مهمی در ساختار و سازمان دهی استعاره های مفهومی ایفا می کند. به واقع شکل گیری استعاره های مفهومی بر اساس اقتباسات فرهنگی است؛ به همین سبب استعاره های مفهومی از خلاقیت گسترده ای برخوردارند. برای تبیین این مهم، دونمونه از شعرهای احمد شاملو: «بچه های اعماق» و «هجرانی» را از دفتر ترانه های کوچک غربت برگزیدیم و با روش تطبیقی- بینامتنی مفهوم غربت را در این دونمونه شعر بر اساس اندیشه های زولتان کوچش و اومبرتو اکو از استعاره مفهومی و نشانه های مربوط به آن بررسی و تحلیل کرده ایم. در نهایت دریافتیم که توجه شاملو به حوزه مبدأ مکانی با مفهوم غربت منطبق است و نیز به این نتیجه رسیدیم که غربت مکانی شاعر به دلیل نگاه ناسیونالیستی اوست. مفهوم غربت با مفهوم فشار، فشردگی و انقباض همراه است؛ به دیگر سخن فرهنگ جامعه به ما می گوید که غربت می تواند با مفهوم نیرو شناخته شود و نیز می تواند سبب درون گرایی یا درون بودگی، افسردگی و حتی مرگ اندیشی شود که ناشی از تفکرات بومی گرایی عمیق است. توجه به این نکته مهم است که فرهنگ در هر جامعه ای می تواند به جای سیالیت چهره ای بازدارنده از خود نشان دهد. به همین جهت از قداست مطلقه فرهنگ ها باید کاست.
۲۲۶۸.

بررسی تطبیقی فرهنگ «داشتن» و هنر «بودن» در آراء غزالی و روانشناسان کمال گرا (با تکیه بر مزلو و فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
روانشناسی کمال، با موضع گیری در مقابل دو مکتب مطرح زمان خویش، یعنی رفتارگرایی و روانکاوی، کوشید جنبه های مغفول ماهیت انسان را در کانون توجه خود قرار دهد و در همین راستا بود که دو روانشناس مشهور، آبراهام مزلو و اریک فروم، در پژوهش ها و تحقیقات خود، نظریه «هنر بودن» را مطرح کردند؛ یعنی هنر به کارگیری تمامی توانایی های آدمی که تنها از طریق رهایی از «داشتن» ها یعنی، خودشیفتگی، خودخواهی و خودپسندی می توان به آن دست یافت. گفتنی است که فروم صراحتا واژه «داشتن« را به کار برده؛ اما مزلو «داشتن» را با هرمی از سلسله مراتب نیازها نشان می دهد که برای رسیدن به خودشکوفایی باید تا حد لازم آن ها را برآورده کرد. از طرف دیگر به دلیل توجه ویژه غزالی به انسان و کمال او، در کتاب عرفانی و اخلاقی ای چون کیمیای سعادت، می توان این نظریه را واکاوی کرد. این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل محتوای کیفی و شیوه استقرایی شکل فرهنگ «داشتن» و هنر «بودن» در اندیشه غزالی و روانشناسان کمال را مشخص کند. یافته ها حاکی از آن است که غزالی هم چون روانشناسان کمال، با شناخت جامعی که از انسان دارد به نیازها و لذایذ او توجه داشته؛ اما ماندن در آن ها را شایسته انسان نمی داند و باور دارد انسان برای هدفی والاتر خلق شده است که آن هدف را با جلوه هایی از «بودن» نشان می دهد؛ هرچند به دلیل نوع نگاه «خدامحور» و «انسان محور» این دو دیدگاه تفاوت هایی با هم دارند.
۲۲۶۹.

مواجهۀ فردوسی با ترومای فرهنگی؛ از شناخت تا واکنش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
روان زخم اجتماعی یا ترومای فرهنگی یک وام واژه از دانش پزشکی و یکی از مباحث جدید در حیطه جامعه شناسی فرهنگی است که در معنای آسیب های روانی فردی و اجتماعی به کار برده می شود و در زمان های مشخصی از قبیل جنگ و خشونت و... بر یک جامعه چیره می شود و افراد آن جامعه را به واکنش های خاصی وا می دارد، بررسی جامعه ایرانی در زمان حمله اعراب و پس از آن؛ یعنی در زمان حکمرانی آنان بر ایران -که به صورت واضح به تخطئه ی فرهنگی، زبانی و هویّتی ایرانیان انجامید- نشان دهنده ی دچار شدن جامعه ایرانی به روان زخم یا همان ترومای فرهنگی است که واکنش های متعددی از مبارزه ی مسلحانه تا فعالیت های فرهنگی را به دنبال داشت، فردوسی یکی از افرادی است که با درکی آگاهانه از ترومای فرهنگی و شناخت شیوه های درمان آن، در مسیر احیای جامعه ی ایرانی گام نهاد، از این رو نوشتار حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی و با ذکر نمونه، به بررسی راهبردهای فردوسی در راستای علاج روان زخم های جامعه ی ایرانی پرداخته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که فردوسی سه راهبرد مشخص اندیشگانی، هویّتی و زبانی را مدّ نظر قرار داده و با سرایش شاهنامه همزمان هر سه راهبرد را پیش برده است و در نهایت به مخاطبان ایرانی در طول اعصار گوشزد کرده است که اگر ملتی بخواهد زنده بماند باید زبان خود را حفظ کند و حفظ زبان از نظر او برابر است با حفظ هویّت و هر آنچه به آن وابسته است.
۲۲۷۰.

زمینه های تاریخی داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۴
روایات شاهنامه به صورت غیرمستقیم برگرفته از خداینامه های ساسانی و دیگر منابع پراکنده این دوره هستند که خود در طول دوره ساسانی تحت تأثیر برخی خاندان های صاحب نفوذ پرداخته شده اند و بازتابنده تاریخ ایران باستان تحت تأثیر نگاه حماسی و اسطوره ای ایرانیان به تاریخ هستند. داستان نبرد رستم و کاموس کشانی یکی از این روایات است که ریشه در تاریخ دوره اشکانی دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه از چه زمینه تاریخی برخوردار است؟ یافته های این مقاله نشان خواهند داد که این داستان بازتابی از نبرد اشکانیان و کوشانیان در زمان بلاش چهارم و کانیشکا است که با دلاوری خاندان سورن در سیستان و خاندان گودرز در گرگان در نهایت به سود ایرانیان پایان یافت. اعمال خاندان سورن در این رویداد بعدها به شخصیت رستم منتسب شد، اعمال گودرزیان به سردودمان آنان گودرز کشواد نسبت داده شد و نام کانیشکا با تلفظ کاموس وارد تاریخ ملی ایران شد.
۲۲۷۱.

بررسی تطبیقی الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل درتفسیر عرفانی و ادبی ادبار واقبال عقل درنسخه خطی منظومۀ اکسیرالجنون و تحریر الفنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۱۱
ادبیات تمثیلی و عرفانی ازعرصه های تجلی آثار سلوک محور است .گذراز مراحل قرار دادی برای سالکان نمونه ای از اشتراکات اسطوره و عرفان است. درمنظومه اکسیرالجنون و تحریر الفنون ، مبحث ادبار واقبال عقل در قالب سفری معنوی مطرح شده است که می توان رد پای سفر اسطوره ای قهرمان را در آن پیگیری کرد.نوشتارحاضر، با هدف بررسی تطبیقی وتحلیلی مراحل سفر عقل با الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل انجام شده است . بر اساس یافته ها سفر عقل با الگوی کمپبل مطابقت ومشابهت بسیاری دارد .مراد ازادبارعقل تجلی آن در صورت تعینات و اقبال آن ،رجعت دوباره از این عالم مادی به جایگاه نخستین است.سفر عقل طبق الگوی کمپبل در سه مرحله دعوت، عزیمت و بازگشت انجام می پذیرد ودر پایان همان گونه که کمپبل اشاره کرده است، با رسیدن به مرحله فنا و به دست آوردن نیروی کیهانی تبدیل به ناف هستی شده و به آسایشی ابدی دست می یابد.
۲۲۷۲.

خوانش فرامتنی و بیش متنی نمایشنامه ضحاک ساعدی وداستان ضحاک شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۳۸
نمایشنامه ضحاک برپایه تفسیر وتاویلی از داستانِ ضحاک شاهنامه به وجود آمده است. مقالهپیشِ رو روابطِ فرامتنی و بیش متنیِ نمایشنامه ساعدی با شاهنامه را طبق نظریه ترامتنیّتِ ژنت بررسی کرده است. شیوهکاربه روشِ توصیفی-تحلیلی وبراساس منابع کتابخانه ای است.از حیثِ فرامتنی مواردی دال بر رد یا انکار برخی از باورهای اساطیری شاهنامه در نمایشنامه به چشم می خورد که از آن جمله می توان به شیوه برخورد ضحاک با موبدان، نجیب زادگان و ارنواز و شهرناز اشاره کرد.با این توضیح که در فرامتن بر خلافِ شاهنامه، شیوه برخوردِ ضحاک با شخصیت ها تحقیرآمیزاست.از لحاظ بیش متنی،هر دو نوع رابطه بیش متنیِ تقلید و تراگونگی (= تغییر)به چشم می خورد.برخی عناصر داستان شاهنامه از قبیل جادوگری ضحاک و گوشتخواری او،ترس و تنفر شهرناز و ارنواز از ضحاک،کلافگی و سردرگمی ضحاک و... بدون تغییر در نمایشنامه به کار رفته است که این نوع استفاده را همانگونگی(تقلید)گویند.و گاهی نیز پیوندِ تراگونگی (تغییر) با داستان فردوسی برقرار شده است؛ بدین صورت که بواسطه کاهش حجم داستان از تراگونگی کمّی و با تغییرزاویه دید و دخالت در روند بعضی ازعناصر داستان،مثل چگونگی آمدن ابلیس به عنوان آشپز نزدِ ضحاک از تراگونگی محتوایی استفاده شده است.نهایت این که اگر چه نمایشنامه ساعدی یک اثر تقلیدی صِرف از پیش متن (اسطوره ضحاک وداستان شاهنامه)به نظر می رسد؛امّابا کمی دقّت نمونه های روشنِ تراگونگی وتلاش موفقیت آمیز نویسنده برای ایجاد دگرگونی و تغییرات اساسی در بیش متن آشکار می شود ودر نتیجه توانسته از طریق پیوند فرامتنی و بیش متنی،تفسیری امروزی از اسطوره ضحاک به دست دهد.
۲۲۷۳.

شخصیت شناسی رمان بازی آخر بانو بلقیس سلیمانی بر اساس افلاک هفتگانه ویلیام بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۹۵
پژوهشِ حاضر به بررسی شخصیت های رمان بازی آخر بانو نوشته بلقیس سلیمانی(متولد1342ش.) در چارچوب نظریه شخصیت شناسی ویلیام بن هم براساس ارتباط تیپ شناسی و افلاک هفت گانه می پردازد. بن هم کوشش می کرد تا با پیوند شخصیت و سیارات هفت گانه، تصویری کامل و روشنی از فرد ارائه دهد؛ زیرا شخصیت شناسی، در روان شناسی مبحثی بنیادی و مهم است که موجب قضاوت درباره ماهیت اصلی شخص می گردد و ابزاری برای معرفت خود و دیگری است. شخصیت شناسی بن هم یکی از روش های شناختی است که برای تعیین ویژگی های شخصیتی فرد استفاده می شود. همچنین با مدد ازآن می توان به نحوه فکر کردن، رفتار و واکنش های فرد برای موقعیت های مختلف پی برد و نقاط قوت و ضعف اشخاص را شناخت. شخصیت شناسی بن هم، نگرش ها، ارزش ها، افکار، روابط، رفتارها و غیره را براساس سیارات هفت گانه ارزیابی می کند. نویسنده رمان، درشخصیت پردازی با نگرش به مردمِ جامعه و شخصیت های واقعی با کمک تخیل خود پیش نمونه هایی را خلق می کند تا بتواند ماهیت آنها را نشان دهد. شخصیت و شخصیت پردازی از مهم ترین عناصر یک رمان به شمار می روند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که براساس نظریه شخصیت شناسی بن هم، کدام شخصیت همسانی بیشتری با نظریه مذکور دارد؟ براساس یافته های تحقیق، گونه سرشت کیوانی به شخصیت بانو نزدیک تر است که دال بر غم و غصه و خستگی ها و تلخی های زندگی وی است. گل بانو در ایام زندگی خویش از بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1385، براساس شرایط و محیط زندگانی خود سرشت مختلفی را تجربه می کند که طالع نحس تفوق بیشتری در حیات وی دارد.
۲۲۷۴.

فن خطابه در مثنوی از دیدگاه استدراجات بر حسب مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۹
سخن گفتن به مقتضای حال مخاطب، از اساسی ترین عناصر تعریف هایی است که برای علم معانی و در معنای گسترده تر آن، بلاغت، به دست داده اند. این عملکرد، ریشه در آموزه های فن خطابه دارد و هدف از این مقدار توجه به مخاطب، اقناع است. حالات، خصوصیات و ویژگی های مخاطب و تأثیر متقابل خطیب و مخاطب بر هم که در فن خطابه «استدراجات بر حسب مخاطب» نامیده می شود، در مثنوی به بهترین شکل مورد توجه بوده است. از جمله مواردی که به اثبات این مدعا یاری می رساند و در مقاله حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بحث قرار گرفته اند، عبارتند از: نقش مخاطب از جهت ایجاد انگیزه در خطیب، توجه به مخاطب خاص، استفاده از بیان عاطفی، درگیر کردن مخاطب با مباحث خطابه، بیان تعالیم به ساده ترین شکل، عناوین اصلی و فرعی در خدمت خطابه، سکوت و رازداری در مقابل مخاطب نااهل و نامحرم، پاسخ به اشکالات مقدّر مخاطب، رفع ملال و خستگی از مخاطب و اشاره گذرا به داستان یا بحثی که مفصل آن در جایی دیگر از مثنوی آمده است. این مقاله پس از بحث درباره موضوعات بالا، سرانجام نتیجه می گیرد که خالق مثنوی، آشنایی و درک وسیعی از نقش مخاطب در گیرایی و مقبولیت سخنان خطیب داشته است و همراه با شور و حال شاعرانه، از این شگرد خطابی در جهت جذب و جلب مخاطب استفاده کرده است و یکی از اصلی ترین رموز مانایی و جاودانگی این اثر در کنار شاعرانگی و مهارت مولوی برای بیان انشائی، به مخاطب محوری وی بازمی گردد.
۲۲۷۵.

بررسی مشکلات نگارشی- ویرایشی در کتاب Fors Tili (کتاب آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۷
از جمله مشکلاتی که در زمینه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان وجود دارد؛ نبود منابع آموزشی مناسب به ویژه کتاب های آموزشی و درسی است. ازاین رو، بررسی، بازنگری، بازخوانی و اصلاح متون تألیف شده می تواند به متصدیان و نویسندگان کتاب های درسی کمک کند تا بهتر به اهداف آموزشی خود برسند و با شیوه ها یا متن های کاربردی تر موفقیت در آموزش را افزایش دهند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا در کتاب Fors Tili که از جمله کتاب های آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان است، اشکالاتی از نظرگاه نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان وجود دارد. در این پژوهش تمام صفحات و نیز طرح روی جلد کتاب به صورت جزءبه جزء با روش تحلیل محتوا که از جمله روش های کیفی است ازلحاظ میزان رعایت و پایبندی به قواعد نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد کتاب دارای اشکالات نگارشی و ویرایشی متعدد از جمله عدم رعایت نشانه گذاری، ایرادهایی در پیوسته و جدانویسی، عدم رعایت قواعد فاصله گذاری، غلط های املایی، خطاهای دستوری و عدم رعایت اصول آوانگاری و شیوه های کتاب آرایی است. همچنین شاهد خطاهای واژگانی فراوانی از جمله تعابیر عامیانه، نارسا و متناقض، گرته برداری نادرست، تکرار زائد کلمات، استفاده از واژگان بیگانه و جمع عربی نیز هستیم. برطرف کردن ایرادات کتاب و رعایت اصول علمی می تواند این کتاب را به یکی از منابع خوب آموزشی زبان فارسی، دست کم برای مخاطبان ازبکی زبان تبدیل کند.
۲۲۷۶.

La notion de littératie universitaire en FLE: enjeux épistémologiques et perspectives didactiques(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۲
La littératie universitaire joue un rôle fondamental dans la réussite académique des apprenants en langue étrangère. Dans le cadre de l’enseignement du français langue étrangère (FLE), elle désigne l’ensemble des compétences permettant aux étudiants de comprendre, analyser et produire des textes académiques conformes aux exigences universitaires. Cette étude s’appuie sur l’analyse de 20 essais académiques rédigés par des étudiants en master de langue et littérature françaises à l’Université Shahid Chamran d’Ahvaz. Les résultats révèlent plusieurs difficultés majeures, notamment un manque de structuration des textes, une utilisation inappropriée des sources et une maîtrise insuffisante des conventions du discours académique. De plus, les étudiants rencontrent des obstacles dans l’organisation logique de leurs arguments, la cohérence textuelle et l’intégration correcte des références bibliographiques. À travers une analyse qualitative des productions écrites, cette recherche met en lumière l’écart entre les attentes institutionnelles et les compétences effectives des étudiants. Elle propose également des pistes d’amélioration pour l’enseignement de la littératie universitaire en FLE, notamment par le renforcement des compétences en rédaction académique, l’apprentissage des techniques de citation et l’initiation aux spécificités du discours universitaire. Ces recommandations visent à optimiser les pratiques pédagogiques et à faciliter l’insertion des étudiants dans le milieu académique francophone.
۲۲۷۷.

Les facteurs destructifs à travers Sommeil d’hiver de Goli Taraghi(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
Selon Julia Kristeva, post-structuraliste, psychanalyste et écrivaine française d'origine bulgare, l’abjection est l'une des étapes majeures du processus de subjectivité. L’abject, considéré comme «Autre» pour le «Moi» est une menace constante contre laquelle il faut que le sujet se protège et se purifie. De manière similaire, dans Sommeil d’hiver, le reflet du regard amer de son auteure Goli Taraghi, l’abject se traduit par l’atmosphère vague et triste qui, se référant plus que jamais à la présence d’une mort inévitable, trouve sa manifestation dans le froid d’hiver, la nuit, l’obscurité, le silence, la maladie, l’insomnie, la vieillesse, la solitude, le désordre et la souillure. Une panique constante envahit l’histoire. La récurrence de certains éléments, y compris la présence perpétuelle d’une force invisible, mais agressive et inhumaine, nous pousse à relever l’abject kristevaïen dans ce roman. Pour mieux saisir la notion de l’abject kristevaïen, nous avons d’abord essayé de traiter cette notion, puis, nous nous sommes focalisés sur le lexique de Goli Taraghi. Nous avons également identifié différents moyens de repoussement de ce qui perturbe l'identité, pour une analyse efficace des facteurs destructifs. Notre objectif était de montrer comment à travers le Sommeil d’hiver, Taraghi s’est mise en face des éléments qui menacent l’identité de l’être humain et comment elle a mené l'individu vers une unification avec son propre «Moi».
۲۲۷۸.

De l’Autofiction Doubrovskienne dans Vivre vite de Brigitte Giraud(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۹۹
La littérature a connu des changements depuis la fin des années 1970, notamment en ce qui concerne la réapparition du sujet et la valorisation des textes qui sont concentrés sur le moi. Ainsi, la littérature est allée ensemble avec la fiction et elles sont indispensables. La fiction est un genre littéraire qui contient des éléments imaginaires. L’autofiction, qui est une représentation fictive de soi, est située entre un récit réel tiré d’événements de la vie quotidienne et un récit parfaitement fictif qui est inventé par l’auteure. L’autofiction est une nouvelle forme d’autobiographie qui se distingue des écritures autobiographiques originales. Dans le récit de Vivre vite, Brigitte Giraud met l'accent sur la mort inacceptable de son mari, Claude, en suivant la description triste du jour de l'accident. Une perte a bouleversé l’histoire. En retrouvant des souvenirs et en parlant du passé, nous pouvons expérimenter des événements amers. Afin de mieux comprendre la notion d’autofiction doubrovskienne, nous avons d’abord essayé de traiter la notion de l’autofiction et sa différence avec l’autobiographie. Dans cet article, nous essayons d’illustrer le “je” comme un miroir brisé, qui cherche à réhabiliter sa présence et projette d’image de son moi rompu et de montrer comment à travers Vivre vite, Giraud met en scène des éléments autofictionnels. L’objectif essentiel de cette recherche s’appuie sur les enjeux de la fictionnalisation de soi et la résonance de l’autofiction. En expliquant les relations entre la reconstruction du récit et la fiction, nous présenterons le cadre théorique de la recherche, et nous procèderons, d’une approche descriptive-analytique, à la présentation du roman recourant aux conceptions autofictionnelles de Serge Doubrovsky.
۲۲۷۹.

بررسی ابعاد خوانش سیاسی ناسیونالیستی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
شاهنامه فردوسی از هنگام سرایش آن در قرن چهارم تا روزگار ما، همواره در کانون توجه نحله ها و گرایش های مختلف فکری و سیاسی قرار داشته است. در گذر تاریخ هر جریان فکری و سیاسی متناسب با گرایش، علایق و مقاصد خاص خود از عناصر و روایت های اسطوره ای آن بهره برده، از این رهگذر به اثبات دعوی، القای اندیشه و بسط آموزه های خود پرداخته است. در مقاله حاضر پس از اشاره به خوانش های اخلاقی و عرفانی آموزگاران اخلاق و منادیان عرفان و تصوّف از شاهنامه در دوره پیشاتجدد، به این پرسش پاسخ می دهیم که چگونه خوانش شاهنامه پس از طلیعه نهضت تجددخواهی دستخوش دگرگونی شده و شاعران عصر مشروطه با چه انگیزه و تمهیداتی روایت ها، عناصر و شخصیت های اساطیری و تاریخی شاهنامه را به خدمت آموزه ها و مقاصد گفتمانی خود درآورده اند؟ نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که در این دوره تحت تأثیر بسط اندیشه ترقی و تجددخواهی، خوانش های پیشاتجدد به محاق رفته، متناسب با اقتضای تحولات و رخدادهای فکری و سیاسی عصر، قرائت نوینی از شاهنامه عرضه شده است که علاوه بر خلق ترکیبات، استعاره ها و تشبیهات بدیع و غنای درونمایه آثار حوزه گفتمان میهنی و ناسیونالیستی، زمینه تحکیم مبانی وطن خواهی و استمرار هویت ملی ایران را فراهم آورده است.
۲۲۸۰.

بررسی مقایسه ای قصه شاه سیاه پوش از هفت پیکر نظامی و قصه دقوقی از مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
ادبیات تطبیقی از جمله دانش هایی است که ما را توانمند می کند تا راز و رمز و مشترکات آثار ادبی را بهتر درک کنیم. نظامی از شاعران بزرگی است که بر ذهن و زبان بسیاری از شاعران پارسی گو تأثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته است. قصه شاه سیاه پوش از منظومه هفت پیکر نظامی از روایت های رازآلودی است که شباهت های زیادی با قصه دقوقی در مثنوی معنوی دارد. در این مقاله هدف آن بود که با روش تحلیل مقایسه ای کیفی عناصر مشترک این دو داستان مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. بعد از بررسی و مقایسه دو داستان، این نتایج به دست آمد که شخصیت های شاه سیاه پوش و دقوقی و نیز ترکتاز و هفت مردان بسیار به هم شباهت دارند که در هشت عنصر مشترک آن ها را تطبیق دادیم و تحلیل کردیم: 1- درست کاری قهرمان، 2- دنبال چیزی بودن، 3- مکان اسرارآمیز شهود، 4- رازآمیزی رسیدن به هدف، 5- ترک ادب، 6- خوش رفتاری با قهرمان، 7- کار ممنوع و 8- غیب شدن. در این عناصر شباهت های زیادی میان شخصیت های دو داستان وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان