ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۴۶۱ تا ۵۳٬۴۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۵۳۴۶۱.

کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
۵۳۴۶۲.

عناصر باغ زمینی و ظرایف باغبانی در آثار مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
باغ برای ایرانیان مکانی ارزشمند بوده و شاعران نیز پیوسته باغ و متعلقات آن را مشتاقانه توصیف کرده اند. باغ با عناصر زیبایش (مانند گل و جوی) فضایی مطلوب برای توجه شاعران است. آنگاه که شعر عرفانی می شود، این عناصر به مقولاتی استعاری و روحانی تبدیل می گردند. توجه بیش از اندازه به زبان نماد و تمثیل، توجه خوانندگان را از معنای حقیقی باز داشته است. در این مقاله می کوشیم عناصر باغ زمینی را (بدون توجه به معنای استعاری آنها) از لابه لای آثار مولانا بیرون کشیده و بر روی نکته ها و اشارات فنّ باغبانیِ پنهان در آن تمرکز نماییم. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد مولانا همچنان که در ابعاد مختلف، شخصیتی ذوالوجوه دارد و بر بسیاری از دانش های زمان خود مسلط است، از فنون باغبانی نیز آگاه بوده و شاید خود و پدرش تجربه باغبانی داشته اند، و مقام باغ زمینی به ماهو باغ (و نه صرفاً باغ روحانی) و زیبایی های آن در ذهن و زندگی روزانه او پر اهمیت بوده است. او از بودن در باغ، بسیار لذت می برده؛ پیوسته در باغ مجالس گفت وگو و سماع برگزار می کرده؛ و آن نگاه های قدسی به تسبیح و رقص درختان، غیر از سابقه میراث دینی و عرفانی، حاصل ارتباط عاطفی مستقیم و شهودهای شخصی او در فضای باغ بوده است.
۵۳۴۶۳.

تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در مجالس سبعه مولانا: مطالعه ای بر مبنای نظریه تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۹
این پژوهش به تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در کتاب مجالس سبعه مولانا بر مبنای نظریه استدلالی استیون تولمین (Stephen Toulmin) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر تحلیل متن است که ازطریق یادداشت برداری کتابخانه ای ادعاها، دلایل و استثناهای موجود در استدلال های متن مجالس سبعه بررسی می شود. هدف اصلی این پژوهش، کشف نحوه استفاده مولانا از انواع ادعا، دلیل و استثنا در استدلال های موجود در مجالس سبعه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مولانا در مجالس سبعه با طرح ادعاهایی مبتنی بر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، از دلایل نقلی و شهودی برای تقویت این ادعاها بهره می برد. ادعاهای او به دو دسته تفسیری و علّی تقسیم می شود که اولی بر تأویل پدیده های طبیعی و دومی بر روابط سببی میان علت های ظاهری و غایی تأکید دارد. در این راستا، استثناها نیز عملکردی کلیدی دارد و به استحکام و انعطاف پذیری استدلال ها کمک می کنند و امکان تفسیرهای متنوع و عمیق تر از مفاهیم مطرح شده را فراهم می کند. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجالس سبعه مولانا، متنی است که در آن به طرز مؤثری از عناصر بلاغی استدلال برای اقناع مخاطب استفاده شده و در نتیجه، غنای فلسفی و عرفانی آن را افزایش یافته است.
۵۳۴۶۴.

تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۳
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
۵۳۴۶۵.

پیوندهای ساختاری نماد در شعر نئوکلاسیک و بازنمود آن در غزلیات محمد سعید میرزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۶
نماد و نمادپردازی تلاشی برای ابهام آفرینی، عمق بخشی، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا و حرکت از تک معنایی به سوی چندمعنایی است. ورود به عصر مدرنیته، آشنایی با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم و نیز غلبه جوّ اختناق بر فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه هرکدام به نوعی در تغییر کمّی و کیفی نماد تأثیرگذار بوده است. در این میان، پژوهشگران نیز کوشیده اند با عمق بخشی به تحلیل بلاغی نمادها به رهیافت های جدیدی در این حیطه دست یابند. ارتباط و هم افزایی نمادها و کشف ارتباط ساختاری آنها و پدید آمدن اصطلاحاتی چون «نماد کلان» و «نماد ارگانیک» حاصل این تلاش هاست. پژوهش حاضر، بر آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی، رابطه ساختاری نماد و شبکه های نمادی را در سروده های محمد سعید میرزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه سبکی او بررسی کند. به این منظور پس از طرح مباحث نظری و سپس استخراج نمادهای خُرد (به عنوان کمیّت پایه ای)، نمادهای کلان و ارگانیک به عنوان شبکه های ساختاری نماد در سروده های او کاویده شده است. حاصل آنکه میرزایی شاعری است که نمادهایش در پیوند شبکه ای و ساختاری معنا می یابد و در این میان غلبه با آمیختگی نماد ارگانیک و نماد کلان است؛ به این معنا که شاعر، همان نمادهای کلان و پُربسامد را در یک یا چند غزل محور قرار داده و از آن به عنوان نماد ارگانیک بهره برده است.
۵۳۴۶۶.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۵۳۴۶۷.

ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۹
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT  و  RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
۵۳۴۶۸.

کارکرد نامه نگاری الکترونیک در ادبیات نوجوان: بررسی رمان برایم شمع روشن کن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
مقاله ی حاضر به بررسی مقوله ی نامه نگاری الکترونیک و کارکرد آن در ادبیات نوجوان می پردازد. نویسنده با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر الیزابت کمپل و ویکتوریا فلنگن و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «شهروندگری فرامرزی»، ساختار «تکنورئالیستی» و «بیناسوژه گی»، در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از تکنیک نامه نگاری الکترونیک در راستای بازتعریف تعامل نوجوان با ساختارهای قدرت بهره جست؟ بدین منظور رمان برایم شمع روشن کن (1397)، نوشته ی مریم محمدخانی بررسی می شود تا بااستفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی به چگونگی تأثیر تکنیک نامه نگاری الکترونیک بر بازتعریف هویت زنانه و چالش ضوابط حاکم بر تعاملات فردی پرداخته شود. چنین استدلال می شود که کاربرد تکنیک نامه نگاری، به ویژه در آثار زنانه، نوعی روایت غیرخطی و چندپاره را به دست می دهد که پدیده ی تکرار و کاربرد غیرمرسوم زبان، جزء جدانشدنیِ آن است. افزودن فضای سایبری به این ساختار به پررنگ شدن ماهیت چندصدایی این آثار و ایجاد تغییری چشمگیر در تعریف هویت زنانه و چگونگی تعامل آن با نهادهای قدرت و سلسله مراتب های جنسیتی می انجامد. به دیگرسخن، با شکل گیری واقعیت مجازی، مقوله ی هویت فردی، دیگر مقهور گفتمان اصالت ِ وجود نیست؛ بلکه متشکل از هویت های واقعی و مجازی وی است. این امر، ماهیت «برساختی» و «کنشی» هویت را برجسته می کند و آن را پدیده ای فرای مقوله های آناتومی، نژاد و مذهب تعریف می کند. درپی این امر، سوبژکتیویته ی زنانه متأثر از ماهیت جمع گرایانه ی فضای سایبری، به مقوله ای سیال تبدیل می شود که زین پس نه تنها محصور هنجارهای جنسیت مدارانه نیست، بلکه ارزش های فرهنگ حاکم را نیز واژگون می کند.    
۵۳۴۶۹.

بررسی تأثیر انگاره های آموزش تلفیقی بر رضایت و پیشرفت فارسی آموزان در یادگیری واژه های کاربردی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر اثر سه انگاره آموزش تلفیقی (کلاس معکوس، چرخش ایستگاه و مجازی غنی شده) را بر رضایت و پیشرفت فارسی آموزان در یادگیری واژه های کاربردی در محیط های برخط ارزیابی کرد. این مطالعه با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون و گروه های مستقل، روی ۴۵ فارسی آموز سطح مقدماتی مؤسسه حیات النفوس (ملیت عراقی) صورت گرفت. فارسی آموزان به روش نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب و به طور مساوی در سه گروه تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون واژه های کاربردی و پرسش نامه استاندارد رضایت از یادگیری برخط (بولیگر و هالوپا، ۲۰۱۲) بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون تعقیبی توکی و محاسبه اندازه اثر تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر سه انگاره موجب پیشرفت معنادار در یادگیری واژه ها شدند، اما انگاره چرخش ایستگاه با بالاترین میانگین نمرات پس آزمون (M=21.80) و بیشترین میزان رضایت (M=88.5) بر سایر انگاره ها برتری داشت. آزمون ANOVA وجود تفاوت معنادار بین گروه ها در متغیر رضایت را تأیید کرد و اندازه اثر آن بزرگ برآورد شد (η²=0.344). اما تفاوت پیشرفت در یادگیری واژه ها بین گروه ها کوچک و غیرمعنادار بود. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که طراحی تعاملی و مرحله محور در انگاره چرخش ایستگاه نه تنها موجب افزایش رضایت فارسی آموزان می شود، بلکه زمینه ساز پیشرفت در یادگیری واژه های کاربردی زبان فارسی در محیط های برخط است.
۵۳۴۷۰.

بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
۵۳۴۷۱.

چالش های هویت اجتماعی دانشجویان غیرفارسی زبان در ایران: از زبان آموزی تا هویت یابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر مسئله هویت اجتماعی دانشجویان خارجی در ایران را بر اساس محورهای چارچوب مرجع اروپا (2001) بررسی می کند. این دانشجویان با ورود به ایران با چالش های هویتی ای مواجه می شوند که پیامدهایی (مانند افت کیفیت زبان آموزی، هویت یابی و ...) را دربردارد. چنانچه تجربه زبان آموزی و تحصیل آنها رضایت بخش نباشد، برنامه های آموزشی از پیش تعیین شده دانشجویان بین المللی به اهداف خود نائل نخواهند شد. در این تحقیق از روش پدیدارشناسی استفاده شده است و در طول یک سال با 35 نفر از دانشجویان خارجی ورود به رشته که دوران زبان آموزی شان را در مراکز آموزش زبان فارسی ایران گذرانده اند مصاحبه عمیق صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل مهمی مانند ارتباط روزمره با مردم عادی، احساس تبعیض، مشکلات اقتصادی و تعمیم رفتارهای اجتماعی تأثیر منفی قابل توجهی در فرایند زبان آموزی، تحصیل در دانشگاه، ارتباط با جامعه مقصد، هویت یابی و رضایت مندی دانشجویان داشته است. این پژوهش پیشنهاد می کند که سازمان های متولی دانشجویان خارجی در کشور به طورجدی در جهت کاهش چالش های یادشده و بالا بردن حس رضایت مندی این دانشجویان تلاش و برنامه ریزی کنند. تنها در این صورت است که جذب دانشجویان خارجی، بین المللی شدن دانشگاه ها و متعاقباً جایگاه دانشگاه های ایران در رتبه بندی های جهانی (بین المللی) ارتقا خواهد یافت.
۵۳۴۷۲.

تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
۵۳۴۷۳.

تأثیر محیط هند در شکل گیری اندیشه مدارا در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۳
اندیشه های مداراگرای هندی به اشکال مختلف در شعر شاعران دوره صفوی بازنمود یافته است؛ چرا که سرزمین هند مهد فرهنگ و تمدن است و ابداع دین الهی توسط اکبرشاه، نشان از آمادگی جامعه هند برای تکثر دینی دارد. از سوی دیگر حضور پررنگ پرچمداران عرفان و تصوف اسلامی-ایرانی که در اعصار مختلف، هندوستان را مأمنی برای نشر اندیشه های خود یافته بودند، فرهنگ فارسی را برای دریافت فراگیر این اندیشه ها فراهم کرده بودند؛ از این رو حضور شاعران تصویرپرداز همچون صائب تبریزی در این فضا، راه را برای نشر گسترده اندیشه های هندی در شعر دوره صفوی باز کرده است. نگارندگان در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، بررسی وجوه مختلف اندیشه های صائب و شیوه های تصویرپردازی او را دنبال می نمایند و سعی دارند تأثیر آموزه های هندی در تدوین اندیشه های مداراگرا و مداراطلبی صائب تبریزی را نشان دهند. صلح و مدارا به شکل های گوناگون و در قالب تصاویر متفاوت در شعر صائب از متون ترجمه شده از سانسکریت گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صائب تبریزی صلح کل، یکسان نگری، مدارا در برابر تهمت، گشاده رویی، بی توقع بخشیدن، بردباری، خطاپوشی و خیرخواهی را از جلوه های مدارا معرفی نموده و آن ها را ابزاری برای دست یابی به آسایش بشری می داند.
۵۳۴۷۴.

بررسی جلوه ها و مضامین تمثیلی زندگی خوب براساس دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۵
تمثیل ها، سخنان موجز و لطیف و با محتوای بسیار عمیق هستند که در بافت آن ها عصاره تجربیات بشری به صورت فشرده نهفته شده است. بنابراین تمثیل ها، نمونه های بارز «خَیْرُ الکلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ»، «لفظِ اندک و معنیِ بسیار» به شمار می آیند. شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی برای بیان اهداف خود بهره برده اند. سعدی شیرازی نیز با استفاده از تمثیل سعی در انتقال پیام به مخاطب دارد. هدف پژوهش این است که با دقت تمام به بررسی جلوه های تمثیلی زندگی خوب از دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی پرداخته شود. این مقاله به شیوه کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به شیوه توصیفی-تحلیلی در بوستان و گلستان سعدی صورت گرفته است و تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که جلوه های زندگی خوب از دیدگاه سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی چه نقش و جایگاه تمثیلی نمادینی دارد؟ نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به نظریه سلیگمن و فضایل او، رویکرد سعدی در اصلاح جامعه مبتنی بر همدلی و یاری رسانی به هم دیگر است که با استفاده از آرایه تمثیل آن ها را بیان کرده است. شخصیت های داستان های او جملگی مثبت نگر، امیدوار به آینده، با روحیه، شاد، مشتاق به زندگی، سعادتمند و خشنود هستند.
۵۳۴۷۵.

تمثیل های طبیعت در شعر درمانی: بهزیستی عاطفی در دلنوشته های اتوبیوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۱
این تحقیق کیفی به بررسی نقش تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی نویسنده در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم می پردازد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل تمثیل های طبیعت به عنوان وسیله ای برای تسهیل بهزیستی عاطفی است. در دنیای مدرن، افراد با چالش های عاطفی و روانی متعددی مواجه هستند که ناشی از فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فردی هستند و بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی تأثیر می گذارند. بنابراین، نیاز به روش های نوین و مؤثر برای مدیریت این چالش ها احساس می شود. تمثیل های طبیعت به عنوان نمادهایی از زیبایی، آرامش و ارتباط با دنیای طبیعی می توانند به عنوان پل ارتباطی میان فرد و احساساتش عمل کنند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم و تأثیر آن ها بر بهزیستی عاطفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه تمثیل های طبیعت می توانند به افراد کمک کنند تا تجربیات خود را بهتر درک و بیان کنند. این مطالعه از روش کیفی تحلیل محتوا بهره می برد و محقق با بررسی متون و شناسایی الگوها، تم ها و معانی نهفته در تمثیل های طبیعت، به تحلیل تأثیر این تمثیل ها بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از تمثیل های طبیعت می تواند به عنوان یک روش درمانی به افراد کمک کند تا افکار و احساسات پیچیده خود را به آسانی بیان و مدیریت کنند. این مقاله پیشنهاد می کند که در برنامه های درمانی و مشاوره ای، از تمثیل های طبیعت به عنوان ابزاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و بهزیستی عاطفی استفاده شود.
۵۳۴۷۶.

کارکردهای انسجامی حروف ربط در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۶
مایکل هلیدی در نظریه انسجام قائل به دو عامل انسجام واژگانی و دستوری است. عامل انسجامِ دستوری خود به زیرمجموعه هایی تقسیم می شود. در میان عوامل انسجام دستوری، بررسی حروفِ ربط ازآنجاکه مفصل و پیوند دهنده جملات است، انسجام را به طور ویژه نشان می دهد. از منظر هلیدی این حروف به چهاردسته: افزایشی، تقابلی، علّی و زمانی تقسیم می شوند. در اشعار معاصر که صورت نوشتن به روش پلکانی است، گاه حروف ربط به تنهایی در یک پله قرار می گیرد و شکل برجسته ای در میان بندها می یابد؛ گاه یک آغاز ناگهانی را در شعر رقم می زند؛ و گاه چنان در گستره شعر تکرار می شود که سبب برجستگی معنا و مفهومِ مدنظر می گردد. در این پژوهش حروف ربط در اشعار قیصر امین پور به جهت کاربرد گسترده در بین پاره جمله ها و بندها بررسی شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که قیصر امین پور با آگاهی از دستورزبان و به کارگیریِ عالمانه و متبحرانه حروف ربط توانسته است منظور خود را برجسته و نشان دار کند. این امر هم در مبحث دستوری-معنایی و هم در مبحث بلاغی مصداق دارد. همچنین بسامد انواع حروف ربط در هر یک از دفترهای شعر او نشان دهنده شمای تعریف شده ای از گفتمان شاعر در دوره های مختلف است. این نوع توجه در خصوص به کارگیری حروف ربط، به کلام و گفتمان شاعر شکلی تازه بخشیده است.
۵۳۴۷۷.

تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟  
۵۳۴۷۸.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۸
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۵۳۴۷۹.

بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۸
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفت و گو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفت وگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمی پذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تک معنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشده ای است که هرگز در این جهان نمی گنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفت وگو که میدانی برای پرسش های متفاوت و دست یابی به پاسخ های متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه در پی پرسش و پاسخ های میان غزل های مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آن ها می توان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن می کوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسش ها و پاسخ های متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جست وجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است.  به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب می بیند و برای دست یابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق می افتد، تأکید می کند. 
۵۳۴۸۰.

آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۳
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان