این مقاله ، سبک صالح حسینی را در مقا م مترجم متو ن ادبی در ترجمه رمان خشم و هیاهو اثر فاکنر در پرتو همگانی های ترجمه پیشنهادی بیکر بررسی می کند . ابتدا گفته می شود چرا در زمینه ترجمه، آنگونه که سبک نویسنده اهمیت دارد ، سبک مترجم اهمیت ندارد . نکته تناقض آمیز اینجاست که اگر سبک نویسنده مهم است ، مترجم چگونه می تواند اثر انگشت خود را در ترجمه باقی بگذارد ؟ این مقاله ، همگانی های ترجمه پیشنهادی بیکر را یکی از شیوه های بررسی سبک حسینی در نظر می گیرد . این همگانی ها عبارتند از تصریح ، ساده سازی ، متوازن سازی و طبیعی سازی . در پایان ، این نتیجه حاصل می آید که حسینی، صاحب سبک است و از طبیعی سازی به منزله پر بسامد ترین شگرد برای بر جای گذاشتن اثر انگشت خود در متن استفاده کرد ه است.
ترجمه هر گونه متن فنی با چالش های ترم شناختی خاصی رودررویند که چه بسیار با جستاری استنادی یا پرسش از کارشناسان رفع می گردند. اما ترجمه حقوقی با دشواری های بسیار جدی تری همراه است، چرا که ترجمه این گونه متون، تبعات حقوقی در پی دارد ، مانند رابطه ای قراردادی که تعه د اخلاقی یا مالی طرفین را موجب می گردد. بنابراین، شناخت واژگان، اصطلاح شناسی و عبارت پردازی حقوقی، داشتن اطلاعات کامل حقوقی بر مترجم این حوزه گستره است زیرا افزون بر آثار حقوقی بر شمرده، نارسایی و کاستی در این زمینه نیز بر دشواری های درک او از متن مبدأ می افزاید و به ترجمه ای نابرابر می انجامد.در نوشتار حاضر نخست به طرح و توضیح آرای نطریه پ ردازان معاصر ترجمه حقوقی، همچون ادموند کاری و ژان کلود ژمار می پردازیم. سپس بر چالش های ترجمه حقوقی شامل اصطلاح شناسی و عبارت پردازی، ابهام در متون حقوقی، سند آمایی و رویکرد چندرشته ای تأمل می کنیم. موضوع بررسی، ترجمه متون حقوقی از فرانسه به انگلیسی و اسپانیایی است.
پژوهش حاضر بر اساس مدل دیکسون (2005) به بررسی تصریح ساختاری اختیاری زبان انگلیسی در ترجمه های فارسی- انگلیسی سه گونه ی ادبی می پردازد. هدف از این پژوهش آزمودن نتایج بدست آمده در پژوهش اولاهان (2001) است که موضوع مورد نظر را در دو پیکره زبانیTEC و BNC مورد بررسیده است. همچنین این پژوهش بر آن است رفتار تصریح ساختاری را در ترجمه های انگلیسی سه گونه ادبی بررسی نماید. بررسی موردی بر روی 13 شعر، 4 نمایشنامه، و 8 رمان و داستان کوتاه فارسی به همراه ترجمه های انگلیسی آنها انجام گرفت که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تصریح در ترجمه های فارسی- انگلیسی متون ادبی معاصر نوعی هنجار ترجمه ایست و در همه ی گونه های ادبی، تصریح متمم ساز THAT و سپس ضمایر ملکی فراوان ترین نوع تصریح ساختاری اختیاری است که با نتایج اولاهان (2001) همخوانی دارد؛ همچنین تصریحin order نیز در ترجمه ی داستان و نمایشنامه به کار رفته بود؛ اما، سایر نتایج بدست آمده در این بررسی یافته های اولاهان را تایید نمی کند. یافته ها نشان می دهد تصریح در مقام ابزاری ادبی در ترجمه ادبی به کار بسته می شود همچنین تغییرگریزی متون ادبی و ایجاز کلام بویژه در شعر از جمله عوامل موثر در محذوف نگاه داشتن چنین ساختارهایی در برخی گونه ها شده است.
رمان و قتی نیچه گریست، اثر اروین یالوم، یکی از برجسته ترین رمان هایی است که به نیکی پیوند ادبیات و روان شناسی را نمایان ساخت و چنان مورد توجه قرار گرفت که اندکی بعد فیلمی با همین نام ، بر اساس آن ساخته شد و جوایز متعددی را از آن خود کرد . نویسنده این رمان ، در قالب یک رمان جذاب ، چگونگی درمان روان نژندی دو تن از نوابغ غرب ( فریدریش نیچه و یوزف برویر ، استاد فروید ) را به نمایش گذاشته است . در این جستار ، رمان یاد شده ، از منظر نقدی روان شناختی ، به ویژه با توجه به « نهاد ، من ، فرامن و لیبیدو » نقد و بررسی گرد ید و مشخص شد که این رمان ، در قالب دو بخش جدا گانه ، شکل گرفته که در ا ین مقاله به آن پر داخته می شود .
از آنجایی که اشعار خیام بسیار بحث برانگیز بوده است، مستشرقین و پژوهشگران متعددی به بررسی و گاه ترجمه اشعار او پرداخته اند. در این میان فیتز جرالد درست یا غلط به عنوان قهرمان اصلی این عرصه شهرت یافته است. جرالد خیام را فردی لاابالی و میخواره به جهانیان معرفی کرده است و بدین سبب رابرت گریوز بدان تاخته است. نگارنده در این مقاله به تأثیر خیام بر شعر و اندیشه رابرت گریوز می پردازد و انگیزه وی را از ترجمه اشعار خیام بررسی و تحلیل می کند. در این مقاله همچنین به نقد برخی از آرای رابرت گریوز و فیتز جرالد و پژوهشگران معاصر ایرانی درباره رباعیات و اندیشه های خیام پرداخته شده است.
سال هایی که مشغول فهرست نگاری کتاب های خطی فارسی بودم، به هر کتابخانه ای که می رفتم جز کتابخانه ی شخصی- تخصصی آرتور هوتوم شنیدلر به چند نسخه و شرح از دیوان حافظ بر می خوردم. مرحوم خان بابا مشار که فهرست نسخه های کتاب های چاپی فارسی -جلد2- را در سال 1351 به چاپ رسانده است، 250 نسخه از چاپ های دیوان خواجه را معرفی کرده است. شاید اکنون تعداد چاپ های متنوع آن از 250 نسخه گذشته باشد.
پژوهش حاضر به بررسی برخی از مؤلفه های نقد فرمالیستی در قصاید خاقانی می پردازد. بررسی دلایل برجستگی و امتیاز زبان خاقانی در مقایسه با سایر سرایندگان شعر پارسی و ایجاد بستری مناسب و درخور جهت درک بهتر ویژگی های شعری خاصّ او از اهداف پژوهش حاضر محسوب می شود. جامعه آماری این پژوهش، 132 قصیده خاقانی و حجم نمونه براساس فرمول کوکران 97 چامه است که به شیوه تصادفی ساده1 و با بهره گیری از جدول تصادفی اعداد گزینش شده است. روش پژوهش توصیفی است و داده ها با استفاده از تکنیک محتوا و شیوه کتابخانه ای بررسی شده است. منبع مورد استفاده دیوان خاقانی ویراسته میرجلال الدّین کزّازی است. دلیل برگزیدن این اثر، دقّت بیشتر مصحح در ضبط واژه ها، توجه بیشتر به نسخه بدل ها، تصحیح های قیاسی درخور توجّه و مسائل دیگر این چنینی است. نتیجه نشان می دهد خاقانی همه مؤلّفه های شاخص فرمالیسم را چون آشنایی زدایی،2 رستاخیز واژگان، برجسته سازی زبان و انواع هنجارگریزی3 و قاعده افزایی4 به کار گرفته است. به گونه ای که موجب شده زبان او در قصاید، در مقایسه با دیگر سروده های خودش و شاعران دیگر، از اهمیّت به سزایی برخوردار باشد.
خطابه از دیرباز از مهمترین وسایل ارتباط میان افراد جامعه بوده تا آنجا که یکی از فنون گفتاری به شمار آمده که می کوشد در مخاطبان اثر گذارد، آنها را [نسبت به موضوع مورد نظر] قانع سازد و به فهم آنچه مقصود خطیب است، تحریک نماید. بنابراین، نقش زیبایی های ادبی در موفقیت خطیب و ایجاد تأثیر شگرف در شنوندگان و متقاعد نمودن ایشان، غیر قابل انکار است. در خطبه غدیر که به واسطه فصیح ترین سخنگو به زبان عربی (پیامبر اکرم- ص-) ایراد شده و آخرین خطابه و بلندترین (طولانی ترین) خطابه آن حضرت هم است، زیبایی ها و ویژگی های ادبی خاصی انتظار می رود؛ و چون این خطبه علی رغم داشتن شایستگی های قابل توجه که آن را در زمره نثر فنی والای ادبی جای می دهد، در ادبیات عربی، گمنام مانده و مورد بررسی شایسته قرار نگرفته، این مقاله در پی آنست که پس از معرفی مختصر خطبه، آن را با استفاده از روش تحلیل گفتمان ادبی، تحلیل کند؛ دستاورد این پژوهش آنست که پیامبر اسلام(ص) جهت رسیدن به هدف مورد نظر که همان جذب مخاطب؛ تأثیر گذاری در او و متقاعد نمودن وی درباره موضوع خطابه است، ابزار مختلفی بکار می برد؛ بنابراین به الفاظ، آوا، سبک و محتوا اهتمام می ورزد؛ همین امر باعث شده خطبه غدیر با تمام شایستگی های ادبی موجود در آن و ویژگی های زیبای هنری (فنی) در بلندترین جایگاه نثر فنی جای گیرد.
ابن مقفع با ترجمه کلیله و دمنه از زبان پهلوى به عربى، در سبک ادبى و شیوه هاى آن، طرحى نو در انداخت. به این سبب، کلیه و دمنه جایگاهى بس والا در ادب عربى یافت و در آثار پس از خود سخت مؤثر افتاد.
در این پژوهش، بى آنکه قصد انکار ریشه هاى ایرانى و هندى کلیله را داشته باشیم بر آنیم که نشان دهیم حکمت هاى نهج البلاغه بر ترجمه ى ابن مقفع تأثیر گذاشته است. این تأثیر، قوى و غیر قابل تردید است؛ زیرا در این اثر ماندگار، حداقل هشت عبارت و ده ها مضمون از نهج البلاغه دیده مى شود. در نتیجه باید گفت: یکى از منابع فکرى ابن مقفع در ترجمه ی کلیله، سخنان حضرت على (ع) است. همچنین با جستجو در منابع معتبر عربی نشان داده ایم که این سخنان هرچند سال ها پس از ابن مقفع در مجموعه ای به نام نهج البلاغه جمع آوری شده ولی پیش از آن نیز به نام امام علی (ع) شهرت داشته است و بسیاری از ادیبان و صاحب نظران اهل سنّت، آن ها را از امام علی(ع) دانسته اند.
بدر شاکر السیّاب برای بیان اندیشه های خویش به اسطوره پناه می برد. دلایلی همچون؛ وضعیت نابسامان سیاسی و اجتماعی، تغییرات منفی فراوان در صحنه سیاسی عراق، بحران شدید جسمی و روحی شاعر، بر چیرگی کاربرد اسطوره و نمادهای خیزش و تحوّل بر شعر سیّاب بسیار نمایان است؛ زیرا از جنبه شخصیتی احساس می کند چیزی غیر از خودش قادر نیست در رویارویی با مرگ، یاریش کند از طرف دیگر؛ عراق به خاطر بحران سیاسی، وضعیتی مانند سیّاب به خود گرفته است، به همین دلیل نیاز به حاصلخیزی بعد از خشکسالی دارد. بنابراین، از میان اسطوره های فراوانی که در شعر سیّاب وجود دارد، دو اسطوره «تَمُّوز» و «سَربَروس»، مورد بررسی قرار گرفت. سیّاب در بیشتر قصائد تمّوزی اش، نقاب تمّوز، را بر چهره زده تا نشان دهد که مرگش، مانند مرگ تمّوز؛ حاصلخیزی را به همراه داشته است و تباه شدن نیست. وی با الهام پذیری از این اسطوره تلاش کرد، زندگی و خیزش جدیدی را در میان اعراب، ایجاد نماید و مدینه فاضله ای را که در رؤیای ساختن آن بود، محقق سازد. او برای نشان دادن واقعیت مرگ در عراق، سربروس را بکار برده است تا به نحوی دردناک و در عین حال هنرمندانه، کشته شدن الهه تمّوز را که رمز زندگی و حاصلخیزی است، به تصویر بکشد. سربروس در شعر او؛ تبدیل به نمادی از قدرت دیکتاتوری در عراق شده است.
شعر مقاومت علاوه بر اینکه سلاحی مبارز است، گاهی رنگ نجوا یی به خود می گیرد که در قالب تأمّلات شعری به تعالی انسانی می اندیشد؛ این ژرف اندیشی ها در شعر مقاومت عربی و فارسی به خوبی جلوه گر است. با توجه به تأثیر و تأثرمتقابل دو ادبیات مقاومت فلسطین و انقلاب اسلامی ایران، مضامین تأملی همسانی را در شعر شاعرانی همچون؛ محمود درویش - شاعر مقاومت فلسطینی - و قیصر امین پور - شاعر انقلابی ایرانی - مشاهده می کنیم؛ از جمله این مضامین، پدیده مرگ و زندگی و درون اندیشی یا ذات شناسی است. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال جلوه های ژرف اندیشی در شعر این دو شاعر فارسی و عربی است.
نتیجه تحقیق حاکی از آن است که پدیده مرگ و زندگی در اشعار هردو شاعر به دو گونه پدیدار می شود: زندگی و مرگ های روزمره و همیشگی بدون هیچ فلسفه ای و دیگری مرگی که در عقیده آنها زیبا و دوست داشتنی است و دریچه ای است به سوی جهانی بدون قفس و آزاد و رسیدن به زندگی حقیقی جاودانه، و تأمّلات درونی در اشعار این دو شاعر با ویژگی انسان مداری همراه شده است که به این طریق حیرت و پرسشهای خود را درباره جایگاه انسان معاصر در جهان امروز بیان می کنند؛ دغدغه دیگر قیصر در تأمّلات درونی، بازگشت به خویشتن و دغدغه درویش، هستی شناسی است که بتواند شک وتردید خود را درباره وجود خویش، از بین برد. پرسش های حیرت انگیز و بی پاسخ درباره هستی در تأمّلات امین پور بیشتر است؛ اما در اشعار تأمّلی درویش، بیشتر شاهد زورآزمایی با مرگ و سؤال از ذات هستیم.
شعرمعین بسیسو و قیصر امین پور، تصویرگر چهره ی خونین ویران شهرهای میهن این دو شاعر در بحبوحه ی جنگ و هجوم متجاوزان است؛ نگارندگان در این جستار کوشیده اند تا با بکارگیری روشی توصیفی- تطبیقی، به بررسی و واکاوی دو چکامه ی «الصوت مایزال» از معین بسیسو و «شعری برای جنگ» از قیصر امین پور بپردازند؛ در این دو شعر، شاعران به توصیف شهرهای خود در زمان جنگ پرداخته و دو تصویر متفاوت از مردم میهن خویش را در رویارویی با متجاوزان پدیدار می سازند: یکی تصویر مردمی که به خاطر دفاع از مرز و بوم و ارزش های خویش، طعم جنگ را چشیده و جامه ی سرخ شهادت پوشیده اند و دیگر تصویر مردمی که چشم بر رخدادهای تلخ و ناگوار جنگ فرو بسته و به کنج عزلت خویش خزیده اند. در جستار حاضر، تلاش شده است تا با بهره گیری از مبانی مکتب واقع گرایی، مشابهت ها و تفاوت های دو چکامه ی مذکور با نظر به کلمات، موسیقی و تصاویر آن ها مورد بررسی، تحلیل و ارزیابی قرار گیرد.