ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۷۲۱ تا ۴۱٬۷۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱۷۲۱.

آسیب شناسی سرفصل مصوب گرایش ادبیات روایی در مقطع کارشناسی ارشد در پرتو مطالعات برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۸۱
این جستار، برخی از آسیب های برنامه درسی مصوب وزارت علوم برای گرایش ادبیات روایی در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی را معرفی، توصیف، تحلیل و ارزیابی نقادانه می کند. گسترش رشته ها و به تبع آن گرایش های مختلف در مقاطع تحصیلات تکمیلی از جمله ضروریات پیشرفت و توسعه علمی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و اجتماعی جوامع محسوب می شود و از این رو توجه به تعیین برنامه های درسی (curriculum) برای گرایش هایی که بنا به اقتضای شرایط جامعه آموزشی و علمی ضرورت پیدا می کنند، امری بس حیاتی است، چه موفقیت و عدم موفقیت یک رشته و گرایش های آن به تعیین و ترسیم دقیق برنامه درسی برای آن رشته و گرایش ها بستگی تام دارد. به تازگی، دست اندرکاران برنامه آموزشی رشته زبان و ادبیات فارسی، تلاش کرده اند که گرایشی را با عنوان ادبیات روایی (narrative literature) برای مقطع کارشناسی ارشد تعیین، تعریف، توصیف و تشریح کنند. لیکن، نگاهی اجمالی و البتّه دقیق به این برنامه درسی نشان می دهد که این برنامه بسیار آسیب پذیر و ناستوار است به گونه ای که به نظر نمی آید بتواند در صورت اجرایی شدن در مراکز عالی، به اهداف خود نایل آید، چون چندان نیازمحور نیست و اهداف، مطالب، روش ها و ارزیابی در آن رعایت نشده است. از این رو، ضمن قدردانی از تلاش هایی که دست کم برای معرّفی این گرایش تازه و البتّه حیاتی به عمل آمده، توجّه به برخی آسیب ها و تلاش برای کاستن از این ضعف ها ضرورت پیدا می کند. این آسیب ها را می توان در دو دسته کلّی جای داد. یک دسته از آسیب ها به مسئله محور نبودن خود برنامه ریزی، مشخّص نبودن اهداف، محتویات، روش ها و ارزیابی برنامه درسی این گرایش مربوط می شود و دسته دوم به کلّی بودن و مرتبط نبودن سرفصل ها و شرح و توصیف واحدهای مرتبط و روزآمد نبودن منابع و بی ارتباط بودن واحدهای مصوب با گرایش ادبیات روایی مربوط می شود. این جستار تلاش می کند که این دو دسته آسیب را در پرتو اصول نظری و عملی مطالعات برنامه درسی به اجمال معرفی و راهکارهایی برای برون رفت از این آسیب ها پیشنهاد کند.
۴۱۷۲۲.

خاقانی و باورهای عامیانه درباره جانوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۷۶۱
خاقانی از جمله شاعران بزرگی است که باورداشت های عامه در قصاید وی  بسامد بالایی دارد. خاقانی با به کار بردن بسیاری از باورداشت های عامیانه در دیوان شعری خود، در انتقال این باورها، که بخشی از فرهنگ و زبان و ادبیات فارسی است، سهم بزرگی داشته و به یقین، در این راه موفق بوده است. در این جستار، پژوهشگر کوشیده است تا با بررسی دیوان خاقانی و به ویژه قصاید او و آثار و نوشته های محققان و نویسندگان درباره خاقانی و آثارش، باورهای عامیانه مطرح شده در قصاید خاقانی را بیابد و با روش توصیفی – تحلیلی و نیز بهره گیری از منابع و بررسی اسناد و مدارک و استخراج موارد لازم، به بررسی تاریخچه برخی از این باورها بپردازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که باورها و الفاظ عامیانه در قصاید خاقانی جایگاهی ویژه دارند و می توان آنها را در پنج دسته: چشم زخم، تعویذها، فالگیری و پیشگویی، سحر و جادو، و پری جای داد. همچنین باید گفت که یکی از زمینه های اساسی الهام در شعر خاقانی زندگی مردم و جلوه های عواطف و افکار آنهاست.
۴۱۷۲۶.

جایگاه زن در نظامی و چاسر: شیرین و کریسید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۴۹۸
از آنجا که برای پی بردن به جایگاه زن در فرهنگ ملی هر سرزمینی یکی از گزینه ها مراجعه به متون ادبی است، مقاله حاضر با مقایسه خسرو و شیرین نظامی و تریلس و کریسید چاسر و با بیان شباهت ها و تفاوت های موجود در آنها در صدد باز آفرینی تصویر زن در این دو اثر است. هر دو شاعر در تاریخ ادبیات سرزمین خود از اهمیت بسیاری برخوردارند. چاسر، پدر ادبیات انگلیسی و حضرت عشق خوانده شده و نظامی به عنوان سراینده قصه های بزمی و عاشقانه توفیق قدرت نمایی یافته، تا آنجا که سرایندگان دیگر تحت تاثیر سبک و نفوذ انکار ناپذیر وی قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت این دو شاعر، دیدگاه آنها به نقش زن، خصوصاً در نظام پدرسالار آن دوران، قابل تامل است. نکته حایز اهمیت پایان داستان ها است. شواهد بر آمده از داستان ها نشان می دهد که وفاداری شیرین در عشق، پایداری و ایثار جان، او را تبدیل به زنی نمونه و خوب می کند. اما کریسید با خیانت به تریلس و پیوستن به دیومد، تبدیل به یک زن خیانتکار می شود. این پژوهش تفاوت دیدگاه به زن را در این دو اثر نشان می دهد. نظامی در اثر خویش با این فرهنگ می جنگد و نگاهی روشن به زن دارد که با جامعه بسته و فیودالی آن روزگار سنخیت زیادی ندارد. حال آن که چاسر با دیدی طعنه آمیز به این موضوع می پردازد. شباهت های عمده این داستان ها که این دو اثر را مناسب مقایسه می کند در طرح و پیرنگ، درون مایه و شخصیت پردازی آن ها است که از آن جمله می توان به زمینی و خاکی بودن عشق، حضور شاپور و پندروس به عنوان شخصیت های واسطه میان شخصیت های اصلی، مرگ شخصیت مرد، حضور فرهاد و دیومد که عاشق شخصیت های زن می شوند، موانع، هجران، بی وفایی، نصیحت و اظهار نیاز اشاره کرد.
۴۱۷۲۷.

بررسی و تحلیل گونه های هنجارگریزی در غزل های مدهوش گلپایگانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۷۸۷
یکی از ابزارهای آفرینش شعر و عامل تمایز آن از زبان عادی، فرآیندی است به نام «هنجارگریزی» است که  در آن شاعر از فرم معیار زبان در جهتبه منظور ایجاد خلاقیت شعری منحرف می شود. طبق الگوی لیچ ( ۱۹۶۹ )، انحراف یا هنجارگریزی از زبان معیار در هشت گونه، شامل: هنجارگریزی واژگانی، دستوری، آوایی، نوشتاری، معنایی، گویشی، سبکی و زمانی صورت شکل می گیرد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی در چارچوب مکتب ساخت گرایی و بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ به بررسی انواع هنجارگریزی های به کار رفته در شعر مدهوش گلپایگانی پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که هنجارگریزی معنایی مهم ترین و پربسامدترین شیوه ای است که مدهوش گلپایگانی در جهتبرای برجستهه سازی زبان و بیان مفاهیم موردنظر مدنظر خود در غزلیاتش از آن بهره جسته است. وی از هنجارگریزی دستوری به صورت شکستن الگوی چینش عناصر خود ایستای زبانی   و از هنجارگریزی آوایی در جهتبرای کمک به حفظ نظام موسیقیایی شعرش استفاده شایانی کرده است و در عین حال با ایجاد برجسته سازی، زیبایی دوچندانی به سخن خود داده است. کاربرد هنجارگریزی زمانی و سبکی در شعر او کاربرد بسامد کمتری دارد
۴۱۷۲۸.

تحول معنایی عقل و عشق در شعر داستانی فارسی و برداشت امروزین (فردوسی، نظامی، مولوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۳۲
عقل و عشق دو اسم معنا هستند و مثل اغلب اسامی معنا، مفهومی کشسان داشتهاند. فیلسوفان و عارفان و شاعرانِ حکیم هرکدام به نوعی در تعریف و تحدید حدود یا تعریض حدود آنها سخن گفتهاند. در قالب یک نگاه بین رشته ای، ادبیات از یک سو، فلسفه (و روان شناسی شناخت)، از سوی دیگر، این مقاله در قالب یک تحلیل محتوای مقایسه ای، سیر تحول معنایی این دو واژه را در شاهنامه، پنج گنج و مثنوی پی می گیرد و از دلیل تفاوت دو مقام گفتار و کردار در اقبال به آنها پرسش می کند. بنا بر آنچه یافته شد، فردوسی عقل و عشق را در معانی نزدیک به عرف عمومی کاربرد آنها به کار گرفته؛ نظامی عشق بشری و زمینی را در اعلی درجه آن توضیح و بازنمایی کرده است و اشارات اولیه و بسط نایافته ای هم به مفاهیمی چون «عقل کلی» و «عقل تحت هدایت وحی» داشته است؛ مولوی در این کار به شکلی شاخص شالوده شکن بوده و معانی معنوی و آیینی به کلی متفاوتی بر این مفاهیم حمل کرده که تا مرز اشتراک لفظی پیش رفته است. در قالب یک تناقض نما، تعابیر مولوی از عقل و عشق، تاحدی به دلیل روش غیراستدلالی آن و دشواری درک و سختی اجرا، در یک فضای گفتاری اشرافیت معنوی محدود شد و کاربرد عمومی و عملی این دو مفهوم به نگاه و نمادپردازی اعتدالی نظامی و به ویژه فردوسی نزدیک ماند؛ در حالی که از حیث اشتهار و احترام ماجرا برعکس این است.
۴۱۷۲۹.

رمانتیسم و بازتاب آن در شعر احمد شاملو

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۸۴۸
رمانتیسم یکی از مکاتب ادبی مؤثر برافکار، عقاید و ایده های اجتماعی و سیاسی ادیبان و شاعران معاصرملل مختلف بوده-است که بازتاب آن در ادبیات فارسی نیز پرفروغ جلوه کرده است. برپایه این مهم، مقاله حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی، به تحلیل فحوای برخی از مهم ترین شاخص های مکتب رمانتیسم از جمله تخیل، هیجان و احساس، فردگرایی و اهتمام به خویشتن، عشق، انسان گرایی، بازگشت به طبیعت، سیر و سیاحت و یادکرد مرگ در شعر «احمد شاملو»، از شاعران معاصر ادب پارسی همت گمارده است. یافته های این جستار نشان می دهد، از پس خیال انگیزی شعر شاملو، مخاطب همراه با او از حالت شعوری به حالت شعری منتقل می شود و پژواک خیال را در سروده هایش می یابد. شعر شورانگیز شاملو، حاصل حضور هیجان و احساس رمانتیک گونه وی است؛ احساسی که شاعر هرچه را با آن تجربه می کند، در طلیعه شعر و ادب جای می دهد. بر اساس نگاه شاملو به عشق، کنش و واکنش مهر ومحبت انسانی در قالب دو قلب، از ضروریات و ملزومات زندگی بشری برشمرده می شود. وی علاوه بر پرداختن به دغدغه های انسان امروزی، تمام تلاش خویش را به کاربسته است تا ساحت انسانیت را از مرزهای ادیان و ملل و نژادها گذر دهد و گستره دایره جهان شمول انسانیت را بیش از پیش بگستراند.
۴۱۷۳۸.

دنیاهای محتمل در ساختار روایی مثنوی معنوی ( داستان دژ هوش ربا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۷۳۶
دنیاهای محتمل از مبانی نظری سبکشناسی شناختی است و ریشه در فلسفه لایبنیتس دارد. درک چگونگی روایت روایتها مسأله اصلی در این نظریه است و نحوه ارتباط خواننده با روایت ادبی و تأثیر کنش و واکنش متن و خواننده را روشن میسازد. مثنوی معنو ، ی بزرگترین منبع ادب عرفانی است که مبانی عرفان عملی و نظری را دربرمیگیرد. در این جستار برآنیم، براساس نظریه دنیاهای محتمل و با روش توصیفی  تحلیلی محتوا، خوانش جدیدی از این کتاب، ارائه دهیم. مولانا به عنوان کارگزار در نقش عامل انتقال داستان با باریکبینی به تولید گفتمان روایی میپردازد و دنیاهایی را در ذهن خواننده رقم میزند که عبارتند از: دنیاهای معرفتی، خیالی، مقصودی و آرمانی. دنیاهای محتمل در داستان دژ هوش ربا اگر...، « بیشتر به صورت دنیای معرفتی و در جهت آموزش نکات عرفانی است که بر اساس الگوی و کلمههایی که آرزو، حسرت » یا « نمایش داده میشود. در دنیای مقصودی مولانا از حرف ربط » بنابراین و تقاضایی را دربردارند، استفاده میکند. عشق مهمترین وسیله کشف و شهود و سازنده دنیای آرمانی مولاناست. در حقیقت این عشق است که سالک را در مسیر معرفت یاری میرساند. دسترسی به این دنیاها به صورت زمانی، زبانی، طبیعی و اشیاء است که بسامد دسترسیهای زمانی بیشتر است.
۴۱۷۳۹.

آیا پادشاهی منوچهر صد و بیست سال بود؟ (بحثی درباره ی سال های زندگانی و پادشاهی منوچهر بر اساس روایات پهلوی، تاریخی و طومارهای نقّالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۸۱۵
در نسخه های شاهنامه سرنویس هایی آمده که در آن ها آغاز پادشاهی ای یا عنوان رویدادی بیان شده است. در آغاز پادشاهی منوچهر عبارت «پادشاهی منوچهر صد و بیست سال بود» آمده و در گفتار «اندر اندرزکردن منوچهر نوذر را»، مرگ منوچهر در صد و بیست سالگی روی داده است؛ درنتیجه این پرسش به ذهن می رسد که آیا مدّت پادشاهی منوچهر صد و بیست سال بوده یا او صد و بیست سال عمر کرده است؟ زیرا اگر عمر او صد و بیست سال باشد، طبعاً سال های شهریاری وی باید کمتر از این زمان بوده باشد. در برخی متون تاریخی و طومارهای نقّالی روایت هایی ذکر شده که زندگانی منوچهر را بیش از صد و بیست سال بیان کرده اند. در بسیاری از منابع تاریخی، موسی(ع) معاصر منوچهر پیشدادی است و در تورات و بسیاری از متون تاریخی، طول عمر موسی(ع) صد و بیست سال ذکر شده، که احتمالاً در اثر آمیختگی روایت های منوچهر با روایت های موسی(ع) این دوران زندگانی به منوچهر منسوب شده است. در روایات اساطیری-حماسی نمونه هایی از انتقال برخی ویژگی ها و کردارها از یک شخصیت به شخصیت دیگر دیده می شود که باعث شکل گیری این فرضیه می شود که با توجه به هم زمانی موسی و منوچهر، احتمالاً برخی از ویژگی های آن ها به یکدیگر منتقل شده که مهم ترین آن ها نسبت دادن طول عمر موسی(ع) به منوچهر است. از این رو در این پژوهش سعی شده با بررسی منابع رسمی و نقّالی برای اثبات یا رد فرضیه ی مذکور و همچنین مشخص نمودن سال های زندگانی منوچهر پاسخ هایی عرضه شود.    

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان