مطالب مرتبط با کلیدواژه

عرفا و صوفیه


۱.

طور ماورای عقل با نگاهی به منظومه های «سعادت نامه» و «گلشن راز» شیخ محمود شبستری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معرفت غزالی شبستری عرفا و صوفیه حکما

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای فلسفه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۲۶۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۱۶
در تاریخ اندیشه اسلامی جستجو برای دست یابی به معرفت حقیقی تحت چهار عنوان، فلسفه، کلام، حکمت اشراق و عرفان و تصوف صورت گرفته است.طریق اندیشندگان اشراقی با اندکی تفاوت به طریق عرفا و صوفیه نزدیک است.حکمای اشراقی و عارفان و صوفیان پاکدل، تمام هم خویش را صرف تصفیه دل از رذایل و تحلیه آن به فضایل نموده و کوشیده اند تا آینه دل را از خار انکار و نقوش اغیار به آب ذکر، شست و شو دهند تا بتوانند جمال محبوب ازلی را در آن تماشا کنند.از نظر عرفا و صوفیه و اندیشندگان اشراقی، «طور ماورای عقل» یکی از راههای نیل به معرفت حقیقی است. «طور» کلمه ای قرآنی است و مفهوم طور ماورای عقل را در آثار قدمای بزرگ صوفیه، قبل از قرن پنجم می توان یافت. این تعبیر ظاهرا نخستین بار از آثار غزالی وارد عرصه شعر و ادب عرفانی فارسی شده است و سپس آن را در آثار عین القضات همدانی، عطار نیشابوری، و حتی فلاسفه عصر صفوی، می توان یافت.شیخ محمود شبستری که در آثار خود تحت تاثیر افکار و اندیشه های امام محمد غزالی است. در نوشته های خویش، برای اثبات هر حقیقتی از حقایق و نیل به معرفت یقینی، علاوه بر عقل و نقل، به کشف و شهود و ذوق نیز قایل است. از نظر او انسان، ورای طور عقل و استدلال، اطوار دیگری دارد که به کمک آنها می تواند به اسرار نهفته و بیرون از حیطه عقل نظری، دست یابد و به معرفت واقعی برسد. شبستری برترین و بالاترین مرتبه معرفت رایگانگی عارف و معروف و از میان رفتن وهم اثنینیت و تمییز میان آنها می داند که در زبان صوفیه و عرفا از آن به «بقا بعد الفنا» نیز تعبیر می شود.
۳.

تأویلات عرفا از وقایع و پدیده های طبیعی، تاریخی در رساله قشیریه، اسرارالتوحید و تذکره الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تأویل هرمنوتیک عرفا و صوفیه تأویل پدیده ها تداعی های عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
مقوله «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوه های متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کم کم نگاه تأویلی خود را از حوزه آیات قرآن و احادیث فراتر برده اند و به تأویل سایر پدیده ها و وقایع روزمره طبیعی نیز پرداخته اند. ما در این مقاله تلاش کرده ایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رساله قشیریه، اسرار التوحید و تذکرهالاولیا، به بررسی آن بخش از تأویلات عرفا از امور غیر قدسی بپردازیم که عارف انواع رخداد های طبیعی و وقایع روزمره را از حالت طبیعی و نظام های قرار دادی متعارف خود خارج می کند و به وضع معنایی جدید مطابق با جهان بینی عرفانی خود می پردازد. برای تبیین هر چه بهتر تاویلات عرفا از آرای هرمنوتیکی مدرن غربی که نقش مهمی را برای فهمنده قائل است، نیز استفاده کرده ایم. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف درصدد انطباق همه امور و وقایع طبیعی با اندیشه های عرفانی و جهان فکری خود است و مدام در پی یافتن بهانه ای برای رفتن از جهان شهود به عالم غیب است .این تداعی ها تأویلی به صورت های گوناگون بلاغی همچون ایهام، اسلوب الحکیم، ایهام دوگانه-خوانی، ایهام تبادر، تشبیه و مجاز رخ می نماید و صوفی با این شیوه ها به توسع تجارب روحی و عرفانی خویش می پردازد.