فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۱٬۱۷۴ مورد.
۱.

ساختار روایت در لالایی های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روایت راوی لالایی ادبیات عامیانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۶۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۳۵
لالایی های ایرانی بخشی از ترانه های عامیانه و ماندگار و کهن ایرانی است که ریشه در گذشته های دور دارد. سراینده ی نخستین لالایی ها بر ما معلوم نیست.اما سادگی زبان و نیز کاربردی بودن آن ها در میان مردم دوره های مختلف، یکی از رازهای ماندگاری این ابیات زیبا است. لالایی ها افزون بر آن که نوای آرام بخشی برای خواب کودک بوده اند، خود راهی برای بیان دردها و رنج های مادران نیز بوده است و این خود پیوندی میان ادبیات زنان و ادبیات کودکان برقرار کرده است. مادر کودک را هم راز خود دانسته و از نگفته های خود با او سخن گفته است. این سخنان شنیدنی هرچند که ساده بیان شده اند اما در خود ساختاری دارند که در این مقاله از دیدگاه روایت شناسانه بررسی شده است. در پژوهش حاضر نخست به بیان شاعرانگی در لالایی ها و سپس به توضیح چیستی روایت و ساختار آن و در پایان به بررسی ساختار روایت در لالایی ها پرداخته ایم. در لالایی های ایرانی همان گونه که در متن مقاله آمده است، همچون یک داستان، ساختار روایت با بخش هایی چون زمان، مکان، راوی، بازگشت به گذشته، کنش رو به اوج، بحران یا گره فکنی و گره گشایی و... دیده می شود
۳.

واکاوی تطبیقی جلوه های پایداری افغانستان در شعر سید ابوطالب مظفری و جابر قمیحه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ادبیات مقاومت افغانستان مکتب تطبیقی آمریکا سید ابوطالب مظفری جابر قمیحه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
تعداد بازدید : ۶۲۷۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۳۸۶
حوادث ناگوار دوران معاصر در کشورهای اسلامی باعث گسترش ادبیات پایداری شده است. ادبیات پایداری یکی از گونه های ادبیات متعهّد است که با توجه به رویدادهای اجتماعی و سیاسی هر ملت و شرایط تاریخی آن بازتاب و انعکاس متفاوتی در قیاس با دوره های دیگر دارد. در میان شاعران معاصری که در این زمینه اشعار بسیاری سروده اند، می توان به سید ابوطالب مظفری که شاعر افغانستانی مقیم ایران است و جابر قمیحه شاعر مصری اشاره کرد. سید ابوطالب مظفری قسمت اعظم مجموعه شعری خود را در بیان پایداری و رشادت مردم افغانستان سروده است. وی در دفتر شعری خود «عقاب چگونه می میرد؟» به روزگار دشوار و جانکاه ملت افغانستان پرداخته است. جابر قمیحه شاعر مصری نیز به دلیل حضور در مناطق مرزی نزدیک به افغانستان و مشاهده انواع دست اندازی و تجاوز نسبت به حریم این کشور مسلمان و مردمان آن، تعهّد ادبی خویش را در مجموعه ای به نام «لجهاد الأفغان ... أغنّی» اختصاص داده و از رشادت ها و دلاوری های مردم این سامان زبان به میان آورده است. این پژوهش به مقایسه تطبیقی اندیشه های مقاومتی این دو شاعر می پردازد تا از این رهگذر وجه تمایز مضامین مشترک پایداری آنها را نسبت به یکدیگر روشن کند. جابر قمیحه به عنوان یک شاعر مصری و از زاویه نگاه یک شاعر متعهد به ادبیات پایداری افغانستان نگریسته، حال آنکه مظفری خود یکی از مجاهدان حاضر در عرصه جهاد می باشد و این تفاوت در نگرش، زیبایی ادبی دو چندانی به شعرشان بخشیده است. یافته های این جستار که به روش تطبیقی و براساس مکتب آمریکایی به وارسی مضامین مشترک در دفترهای شعری دو شاعر مذکور می پردازد، حاکی از آن است که جلوه های مقاومت از قبیل ترسیم رنج و محنت دوران جنگ، روحیه مبارزه طلبی و جنگاوری، پاسداشت مقام شهیدان، جاماندن از کاروان شهیدان، دعوت به اتحاد و پرهیز از تفرقه، ترویج روحیه امید و خودباوری، در مجموعه اشعار آنها از بسامد بسیار بالایی برخوردار است..
۴.

تمیز یا ممیز چیست؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلید واژه ها: ممیز مسند معدود تمیز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۶۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۲۳
میان صفت شمارشی و معدود در مواردی واژه ای می آید که آن را تمیز می نامند. این واژه در مواردی زاید است، مانند: دو جلد کتاب خریدم که می توان آن واژه را حذف کرد: دو کتاب خریدم.در مواردی ذکر تمیز لازم است و به معنی می افزاید مانند: دو لیتر شیر، صد گرم زعفران.و در مواردی فقط در دستورها آمده و مردم آن را به کار نمی برند مانند: ده نفر شتر دیدم، سه زنجیر فیل در سیرک بود. که به اصطلاح من درآوردی یا «من عندی» است و ربطی به دستور ندارد.
۵.

فرهنگ نویسی فارسی در هند جنوبی (دکن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: زبان فارسی فرهنگ و فرهنگ نویسی گسترش زبان جنوب هند (دکن)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مرجع شناسی فرهنگها و فرهنگ نویسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه زبان و ادبیات فارسی در خارج از مرزها شبه قاره هند
تعداد بازدید : ۵۵۵۴۲ تعداد دانلود : ۲۷۷۸۲
پیوند دیرینه ایران و شبه قارّه هندوپاکستان به زمان های دور می رسد. اسناد و مدارکی از دوره هخامنشی در دست است و تصاویر غارهای اجانتا در جنوب هند حکایت از ارتباط ایران و هند در دوره ساسانی دارد. با نفوذ و گسترش اسلام در ایران در دوران حکومت سلطان محمود غزنوی و لشکرکشی های او به هند، اسلام به همراه زبان فارسی و تصوّف وارد آن سرزمین پهناور شد و به مرور ایّام با تشکیل حکومت هایی از مسلمانان و بعضاً ایرانی زبان فارسی در شبه قارّه هند گسترش یافت، تا جایی که زبان فارسی در حدود چند قرن زبان دین و سیاست و فرهنگ و ادب و هنر گردید. به دنبال عمیق شدن ریشه های زبان فارسی در سرزمین هند و فهم معارف اسلامی و متون ادبی و حیات اجتماعی دانستن زبان فارسی در سرزمین هند یک نیاز حیاتی شد تا جایی که بساط درس و یادگیری و تألیف کتاب های دستور زبان فارسی و تدوین فرهنگ های مختلف فارسی از مهّم ترین کارها به شمار می آمد. از این رو نوشتن فرهنگ های لغت در سراسر شبه قارّه به ویژه در حیدرآباد و بعضی ایالات دیگر رونق گرفت چون فراگیری زبان بیشتر معلول دو امر است: 1. دانستن لغات و 2. آگاهی از دستور زبان در این دو مسئله است که می بینیم هند در تألیف این دو موضوع حدّاکثر آثار را حدّاقل تا سال 1965 میلادی دارد. تألیف فرهنگ های اساسی و بعضاً متفاوت در دکن گویای این مسئله مهّم است.
۶.

صفت فاعلی مرکب مرخم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳۸۰ تعداد دانلود : ۱۶۳۰۵
در زبان فارسی، واژه های مرکب بسیاری وجود دارد که دستوریان سنتی آنها را صفت فاعلی مرکب مرخم می نامند، مانند میهن پرست، خودبین، خداشناس. چنان که می بینیم، ساختمان ظاهری این واژه ها چنین است: اسم + ستاک حال ضمیر مشترک + ستاک حال نخستین پرسشی که در باره این صفت ها مطرح می شود این است که آیا جز دوم آنها - مثلا بین درخودبین- ستاک حال است یا صفت فاعلی مرخم؟ چنان که می دانیم، در دستورهای سنتی، این جز را صفت مرخم به شمار می آورند: ممکن است از آخر صفت فاعلی مختوم به نده پسوند نده را حذف کنیم و آن را به جای صفت به کار بریم... در این صورت، آن را صفت فاعلی مرخم یا مخفف گوییم و در این حال قبل از بن مضارع کلمه ای می آوریم که با آن بن مضارع تشکیل یک صفت واحد بدهد. مانند سخن گو که اصل آن سخن گوینده بوده است. به گمان این نگارنده، دلایلی وجود دارد که نشان می دهد نظر دستوریان سنتی قرین صحت است. برای دفاع از این ادعا، لازم است با ساختار نحوی و معنائی صفت های مرکب فارسی آشنا شویم ...
۸.

بررسی تطبیقی نقشه محرابی بر منسوجات سنتی ایران و هند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: منسوجات ایران و هند نقش محراب

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه باستان شناسی یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
تعداد بازدید : ۴۳۷۸۵ تعداد دانلود : ۱۷۲۴
هم جواری ایران و هند منجر به ایجاد نوعی رابطه بینافرهنگی گردیده که قدمت آن به پیش از اسلام باز می گردد. شباهت بیش از حد نقش محراب بر منسوجات دو کشور که ریشه در باورهای مشترک اعتقادی داشته، در مواردی تشخیص خاستگاه اولیه نقوش محرابی را مشکل می نماید. از این رو ضروری است رابطه تأثیر و تأثری منسوجات محرابی دو کشور، مورد مطالعه قرار گیرد. بر اساس فرض اولیه نقش محرابی از ایران به هند انتقال یافته و متأثر از فرهنگ هند، تغییر یافته است. پرسش های اساسی این پژوهش عبارتند از: رابطه تأثیر و تأثری نقش محراب در منسوجات هند و ایران چگونه است؟ وجوه اشتراک و افتراق این نقوش چیست؟ در این پژوهش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی، ابتدا منسوجات محرابی شاخص، استخراج و دسته بندی شده و خاستگاه آن ها مورد بررسی قرار گرفته است. سپس ضمن مشخص کردن وجوه اشتراک و افتراق، به تحلیل این نقوش پرداخته شده است. یافته ها ی این پژوهش حاکی از آنست که نقش محراب بیشتر در دوره صفوی به هند انتقال یافته و اگرچه اغلب عناصر ایرانی این طرح ها در منسوجات هندی در سه قرن گذشته حفظ شده، اما به مرور در ترکیب با فرهنگ هند در دوره معاصر، تغییراتی مختصر یافته است.
۹.

نقش زبان فارسی در یکپارچگی و وحدت ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳۷۸
ایران به دلیل موقعیت خاص طبیعی و جغرافیایی و سیاسی خود، از سپیده دمان تاریخ تاکنون، حوادث پرشماری را از سر گذرانده است. آنچه البته این کشور دیرینه سال را در برابر هجومها و ایلغارهای گسترده همچنان پا برجا نگه داشته، هویت ملی و ایرانی آن بوده است؛ هویتی که در قالب زبان پارسی بالیده و خود را نموده است. این زبان چه در آن روزگارانی که کورش و داریوش بدان سخن می گفتند و اعلامیه ها و منشورها و فرمانهای خویش را بر پیشانی صخره ها و ستونها حک می کردند و چه آن زمان که فردوسی بزرگ، حماسه سترگ خود را با آن می سرود تا ریشه ها و علایق ملی و فرهنگی را با آن نیرو بخشد و خودشناسی و خود باوری را به ایرانیان نشان دهد، چه هنگامی که مولوی، آفریننده بزرگ ادب عرفانی ایران و جهان آثار خود را با آن سرود، تا اصالت دینی و عرفانی را به مردم بیاموزد و چه هنگامی که سعدی و حافظ شیراز ماندگارترین آثار ادبی خود را با آن نوشتند، همیشه و همواره نقش اصلی و ویژه ای در پایداری و حیات قوم ایرانی و وحدت ملی بازی کرده و می کند. در حقیقت زبان فارسی همیشه چون حلقه ای مرئی و نامرئی، هویت ملی ایرانیان و اقوام آن را به یکدیگر پیوند داده و اکنون نیز همچنان عامل اصلی وحدت ملی ایرانیان است. در این مقاله به نقش شعر شاعران بزرگ زبان فارسی- که گاه زبان مادری آنان نیز غیرفارسی است - در حفظ و حراست از این میراث پرارج و ماندگار و تلاش آنان برای پاسداشت هویت ایرانی و زبان فارسی اشاراتی خواهیم نمود
۱۰.

تفاوت کنایه با ضرب المثل

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت بیان
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی بلاغت بدیع
تعداد بازدید : ۳۲۸۵۳ تعداد دانلود : ۹۷۳۳
"کنایه و مثل دو مقوله زبانی- ادبی مجزا و متفاوت و با تعاریف و کارکردهای جداگانه هستند، اما همواره بسیاری از کنایه ها در کتاب های مربوط به ضرب المثل و ذیل امثال فارسی درج و ثبت شده اند و پژوهندگان، مثل نگاران و فرهنگ نگاران، جز معدودی، در آثار خود این دو را در هم آمیخته و به تفاوت های این دو، هیچ اشاره ای نکرده اند. این مقاله می کوشد به استناد منابع موجود، به رغم دشواری تفکیک این دو، با ملاک های مشخص و عملی تفاوت های کنایه و مثل را نشان دهد. ابتدا پس از طرح و بحث موضوع و ذکر پیشینه تحقیق، دو حوزه کنایه و مثل را تعریف و ویژگی ها و انواع هر یک را تبیین می کنیم تا کار مقایسه شباهت و اختلاف های این دو به آسانی صورت پذیرد، سپس تفاوت ها و شباهت های کنایه و مثل را مشروح و با ذکر مثال های کافی در چندین حوزه چون ایجاز، تشبیه، استعاره، اندرزگونگی، آهنگ، جنبه تجربی، دلیل آوری، مورد و مضرب، محور جانشینی و دو وجهی بودن بررسی می کنیم. در پایان نمونه هایی از کنایات نزدیک به مثل و امثال کنایه مانند را با ملاک های عرضه شده، از هم تمایز می دهیم. تا کنون جز اشاراتی پراکنده، به طور مستقل، به موضوع این مقاله پرداخته نشده و این مقاله می تواند در حوزه های مثل شناسی و مثل نگاری در ادبیات عامه و بلاغت و بیان در ادبیات رسمی کاربرد پیدا کند. "
۱۱.

چگونگی تشخیص مسندالیه از مسند در جمله های مسندی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دستور زبان فارسی گروه اسمی جمله مسندی مسندالیه گروه وصفی گروه متممی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷۳۹
در ساختار جمله های مسندی زبان فارسی سه رکن اصلی «مسندالیه»، «مسند» و «فعل رابط» هست. فعلهای رابط، محدود و مشخص، و تشخیص آنها آسان است. اما مسند و مسندالیه گروه های غیرفعلی ای است که در جمله مسندی حضور دارد، اما گاهی جداکردن آنها از یکدیگر در برخی از جمله ها آسان نیست. ترتیب طبیعی و بهنجار جمله های مسندی بدین صورت است: مسندالیه+ مسند+ فعل رابط اما این ترتیب اغلب در جمله های زبان فارسی رعایت نمی شود و همین مساله، تشخیص و جداسازی مسند و مسندالیه را از یکدیگر دشوار کرده است. برخی از دستورنویسان در تجزیه و تحلیل نحو زبان فارسی بیشتر به مفهوم عبارات و ساختار معنایی آنها توجه کرده اند و برخی دیگر به ساختار و فرم ظاهری جلمه ها. در این پژوهش بر مبنای تلفیق و ترکیبی از این دو شیوه به ارایه راهکارهایی در زمینه جداسازی «مسند» از «مسندالیه» در جمله های مسندی پرداخته شده است.
۱۴.

تاملی در مثَلِ پیش قاضی و معلق بازی؟!(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: هندو قاضی لوطی معلق زدن کولی لولی غازی بازیگر رسن باز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸۰۴ تعداد دانلود : ۳۰۷۰
مَثَل های بسیاری در زبان فارسی وجود دارد که هنوز در معنای اصلی و نیز در صورت نوشتاری آنها شک و تردید وجود دارد. از آنجا که اغلبِ مَثَل ها از طریق دهان به دهان و بصورت شفاهی به نسل های بعدی انتقال یافته و بیشتر، جنبه کنایی آنها مورد توجه بوده است، در برخی موارد، جنبه های حقیقی و معنایی و حتی صورت صحیح ملفوظ و نوشتاری آنها دچار تحریف و دگرگونی شده است. یکی از این امثال، مَثَل: «پیش قاضی و معلق بازی؟!» است که هرچند مفهوم کنایی آن باقی مانده؛ لیکن صورت صحیح نوشتاری و ملفوظ و معنای حقیقی آن دچار تغییر و دگرگونی شده است. در این مقاله سعی شده است، با توجه به سایر روایاتی که از این مَثَل باقی مانده و با تکیه بر شواهدی که از متون نظم و نثر فارسی یافت می شود، صورت درستِ نوشتاری و معنی حقیقی آن بازیابی شود.
۱۵.

فعل مرکب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۸۲۷ تعداد دانلود : ۴۷۳۹
زبان فارسی برای اینکه مفهومی را در قالب فعل بیان کند عمدتا دو امکان در اختیار دارد: استفاده از فعل بسیط (مثل خوردن، دیدن، رفتن) و استفاده از فعل مرکب (مانند تماشا کردن، رنج بردن، افسوس خوردن). فعل مرکب از مفاهیمی است که دستوردانان در باره آن اتفاق نظر ندارند و در دهه های اخیر محل بحث فراوان بوده است. ما در این مقاله کوشیده ایم معیارهایی به دست دهیم که فعل مرکب را از دیگر عبارت های فعلی متمایز سازد. بحث را با تعریف فعل مرکب آغاز می کنیم. فعل مرکب به افعالی اطلاق می شود که از دو واژه مستقل ترکیب یافته اند؛ واژه اول اسم یا صفت یا قید و واژه دوم فعل است، مانند اجرا کردن، حدس زدن، پس گرفتن. جز اول را همراه می نامیم و جز دوم را همکرد. وجه مشخص فعل های همکرد این است که معنی اصلی خود را از دست می دهند یا معنی شان کم رنگ می شود و عمدتا همچون عنصری صرفی که به ترکیب هویت فعلی می بخشد به کار می روند. برای مثال، در فعل های اتو کردن و رنگ کردن و شانه کردن جز فعلی از نظر معنی تهی است و نقش اصلی آن این است که به کل عبارت هویت فعلی می دهد...
۱۷.

عشق حالی دو اسبه می آمد

نویسنده:

کلید واژه ها: مولانا مثنوی آفرینش آدم ماموریت فرشتگان سرسختیخاک فضیلت دل و روح نجم رازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۴۳
آن چه در این مقاله آمده است، بیان اجمالیداستان آفرینش آدم، صدور فرمان خداوند به فرشتگان برایآوردن مشتیخاک از زمین است و این که از میان این فرشتگان تنها عزرائیل موفق میشود با اغفال زمین، مشتیخاک برگیرد و فرمان الاهیرا اجرا کند. این داستان که در دفتر پنجم مثنویو مرصادالعباد نجم رازیآمده است، برایبیان دو هدف متفاوت است:مولانا نخست از مساله خیر و شر سخن میگوید و نتیجه میگیرد که امتناع خاک در رد پذیرش ماموریت فرشتگان برایآن است که گرفتار خیر و شر نشود. نجم رازیبه دلیلیدیگر متوسل میشود و آن این که از ترس قرب حق خاک سرباز میزند و میگوید من نهایت بعد را برگزیده ام تا از وحشت قرب در امان بمانم. در خلال این روایت نکاتیظریف و خواندنیاز مولانا و نجم رازیدر فضیلت دل و روح و خصایص فرشتگان برمیخوانید.
۱۸.

نکاتی درباره سبک کتاب بهارستان جامی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵۹۷ تعداد دانلود : ۳۵۳۷
(بهارستان) جامی که به شیوه گلستان سعدی و در قالب نثر همراه با اشعار فارسی و عربی تألیف گردیده است از نمونه های نثر دلنشین و شیرین فارسی به شمار می رود. قصد جامی در این کار ساده ترین کردن شیوه انشای سعدی بود و به همین سبب انشای بهارستان بیش ار آنچه انتظار می رود متمایل به سادگی است و شاید یکی از علل این تمایل ‘ اختصاص کتاب به تعلیم فرزند نوآموز مؤلف بود. بهارستان در هشت روضه (باب) ‘ مقدمه و خاتمه ترتیب یافته است . جامی درآغاز کتاب یادآور شده است که چون فرزندش ضیاءالدین یوسف به آموختن فنون ادب اشتغال داشت این کتاب را برای وی فراهم آورد و آن را اسلوب (گلستان ) نوشت و به نام سلطان حسین بایقرا موشحّ ساخت. بهارستان غالبأ مشتمل بر مطالب اخلاقی عالی و دستورهای سودمند برای زندگانی است . در مقام مقایسه بهارستان جامی با گلستان سعدی باید گفت: سخن منظوم در بهارستان بیشتر است و سجع و تکلف به وفور در آن راه یافته و در روضه ششم آن پاره ای از مطایبات فراهم آمده است که خواننده را از سلیقه تربیتی مولانا جامی دچار تردید و شگفتی می سازد. برخی ویژگیهای نگارشی و ادبی بهارستان از این قرار است : استشهاد به آیات قرآن کریم ‘ استفاده از احادیث و روایات مذهبی‘استفاده از امثال و حکم‘صنایع بدیعی از قبیل: جناس و تضاد و انواع تشبیه‘کاربرد قواعد نادر دستوری ‘ استناد به اشعار عربی وفارسی و اشتمال کتاب بر لغات و ترکیبات زیبای فارسی. ضمنأ به این نکته باید اشاره کرد که بهارستان دارای مطالب و حکایات متنوعی است از قبیل: حکایات تاریخی ‘ ادبی ‘ مطایبات‘ احوال و اقوال اهل بخشش و کرم ‘ احوال و اقوال شاعران و غیره. از کتاب بهارستان نسخه های خطی و چاپی متعددی در کتابخانه های ایران و جهان از قبیل : کتابخانه ملی ملک‘ کتابخانه دانشگاه تهران‘ وین ‘ استانبول‘ شهرهای مختلف هندوستان و سایر کشورها وجود دارد.
۲۰.

آگاهی های تازه درباره ی «ز گهواره تا گور دانش بجوی» و سراینده ی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بیت منسوب فخرالاشراف فردوسی علی اصغر حکمت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵۳۲ تعداد دانلود : ۴۰۲
«ز گهواره تا گور دانش بجوی»، سروده ی مشهوری است که به مناسبت نبوی بودنِ مضمون و نیز اشتمال بر جنبه های انگیزشی و آموزنده، دهه ها میان ایرانیان رواج داشته است. اگرچه سال هاست انتساب آن به فردوسی رد شده است، در بیشتر محیط های آموزشی و فرهنگی، آن را متعلّق به فردوسی می دانند. درباره ی این سروده ی تأثیرگذار و شاعر فاضل آن، هنوز پژوهشی شایسته صورت نگرفته است و آگاهی های موجود اندک و ناقص می نماید. نگارنده این موضوع را با هدف افزودن کلماتی چند به آگاهی های موجود، بررسی کرده است: ابتدا به مسئله ی انتساب این مصراع به فردسی و سعدی می پردازد و در حدّ مطالعه ی خود، قدیم ترین تاریخ انتساب این مصراع به فردوسی را آشکار می کند. سپس به بحث درباره ی سراینده ی حقیقی این مصراع، میرزا ابوالقاسم فخرالاشراف شیرازی روی می آورد و از همین رهگذر، لقب صحیح و تخلّص وی را به همراه دو قطعه شعر و نیز نامه ای کوتاه که مخاطب اصلی آن، فخرالاشراف بوده است، ارائه می کند. همچنین، بر اساس مستنداتی، کیفیت پدیدآمدن این مصراع و حدود تاریخ فوت سراینده و نیز حدود تاریخ پدیدآمدن «چه خوش/ چنین گفت پیغمیر راست گوی» را به دست می دهد. سپس برای تعیین اصالت ترکیب «پیغمبر راست گوی»، شواهدی از شاهنامه ارائه می کند و مطالبی چند درباره ی ترجمه ی حدیث «اطلبوالعلم من المهد الی اللّحد» یادآور می شود. در پایان نیز نمونه ای از کاربرد و شهرت این سروده را در خارج از ایران نشانمی دهد.      

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان