فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۲۱ تا ۶٬۳۴۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۴۰
111 - 120
حوزههای تخصصی:
پیشینه سازه های چوبی با مصادیق مذهبی در روستاهای ایران به منظور توسعه بناهای مذهبی در روستاها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۶۳
۱۴۸-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر با طرح این سوال که چوب ، چگونه در معماری بناهای مذهبی روستایی ایران استفاده شده در جستجوی آن است که آیا امروزه چوب قابلیت آن را دارد که در توسعه بناهای مذهبی روستایی به کار گرفته شود؟ روش تحقیق، مبتنی بر مشاهدات میدانی و رجوع به مکتوبات است و از حیث هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. در جریان بررسی، پیشینه ای غنی از سازه های کاملاً چوبی تا نیمه چوبی در هفت پهنه از هشت پهنه روستایی، در فهرستی بالغ بر هشتاد مصداق شناسایی شد که تعدادی از آن ها به تفصیل، معرفی و تحلیل می شوند. عناصر اصلی سازه های چوبی عبارتند از تیر، ستون ، خرپا، شبکه الیاف چوبی و عناصر فرعی از توفال کوبی، نی یا حصیر. در پوشانه از خار، کاهگل، لته های چوبی، سفال یا ورقه های فلزی استفاده می شود. از نتایج پژوهش آن است که امروزه در توسعه بناهای مذهبی روستاها ، گزینه ساخت با چوب، در تعدادی از پهنه های روستایی امکان پذیر و راهکارهایی برای آن پیش بینی شده است. لذا تلاش برای احیای چنان شیوه ای از ساخت به دلایل زیست محیطی، اقتصادی، فرهنگی و رابطه معمارانه چوب با مکان های مذهبی و در نهایت پایداری اجتماعی ضرورت دارد. در این میان موانعی در انتخاب سازه های چوبی وجود دارند که عبارتند از عدم حمایت لازم از سوی مقررات ملی ساختمان برای ساختن با مصالح بومی، عدم اطمینان به دوام چوب در مقابل زلزله، آسیب پذیری سازه های چوبی بومی در حریق، کمبود استادکاران، تصورعدم امکان مقاومت چوب در دهانه های بزرگ و تمایل به نو خواهی افراطی(مسئله فرهنگی) که می بایست از طریق راهکارهایی آن ها را برطرف ساخت.
مبانی طرح تغییر کاربری میراث صنعتی با بهره گیری از جان مایه اسناد بین المللی- تحلیل موردی کارخانه نساجی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصول مرتبط با تغییر کاربری میراث صنعتی راهکارهایی را پیشنهاد می کنند که به منظور حفظ مهم ترین خصیصه های میراث تدوین می شوند؛ اما در طراحی برداشت های متفاوتی از آنها صورت می گیرد. در این پژوهش اسناد بین المللی جان مایه استخراج اهداف، سیاست ها، راهبرد ها، و راهکار های طراحی در تغییر کاربری میراث صنعتی شده و روابط میان آن ها با رویکرد ترکیبی کمی و کیفی و روش استدلال منطقی تبیین شده است. مؤلفه های پیشنهادی پس از تحلیل محتوای گزاره های اسناد ایکوموس و فراوانی کلید واژه های مرتبط، در ۱۳ دسته تمامیت، اصالت، ارزش، مردم-جامعه، وجوه تاریخی، اهمیت و خاطرات جمعی، سنت و شخصیت و وجوه ملموس یا ناملموس، فرهنگ، اقتصاد و روح مکان جانمایی و ارتباط میان آن ها تفسیر و ارائه شده است. همچنین با بررسی کمی، "شبکه ارتباطی" میان دسته های مختلف به مثابه مبنای مدیریت منابع واکاوی شده است. به طورمثال مجموع حجم شبکه ارتباطی دسته بندی ارزش، با ۳۹ واحد، بیشترین تأثیر را بر سایرین دارد. برای سنجش یافته ها، طرح تغییر کاربری کارخانه نساجی شیراز تحلیل کمی شده و میزان پاسخگویی راهکارهای طراحی در دسته های 13 گانه یافت شده سنجش شده است؛ این طرح با حدود 75% امتیاز تجربه موفقی محسوب می شود. بدین ترتیب این پژوهش نتایج خود را در تحلیل طرح تغییر کاربری میراث صنعتی به بحث گذاشته است.
شناسایی و اولویت بندی مولفه های آسیب پذیری شهری در برابر مخاطرات محیطی با رویکرد پدافند غیرعامل (مطالعه موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۲ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷
94 - 109
حوزههای تخصصی:
بشر همواره در زندگی و ساخت و سازهای خود با تهدید مواجه بوده است و در طول تاریخ، انواع حوادث را تجربه کرده است. عصر حاضر عصر آسیب پذیری شهری در برابر مخاطرات محیطی است، زیرا همزمان با پیچیده شدن حیات شهری، شهرها در ابعاد مختلف با مخاطرات طبیعی و بحران تکنولوژیک از یک سو، و بحران های اجتماعی – امنیتی از دیگر سو مواجهندوضعیت بد استقرار عناصر کالبدی و کاربری های نامناسب زمین های شهری، شبکه ی ارتباطی ناکارآمد شهر، بافت شهری فشرده، تراکم های شهری بالا، وضعیت بد استقرار تاسیسات زیربنایی شهر و کمبود و توزیع نامناسب فضاهای باز شهری و مواردی از این قبیل نقش اساسی در افزایش میزان آسیب های ارده به شهرها در برابر مخاطرات طبیعی دارند.. پدافند غیرعامل یکی از مهم ترین مفاهیم مطرح شده در حوزه کلی مدیریت بحران شهری برای تامین امنیت شهرها و پایه ریزی رفاه شهرو ندی در تمام مناطق شهری می باشد.. روش تحقیق در این مقاله از نوع پیمایشی-توصیفی و از ابزار پرسشنامه با میزان آلفای کرونباخ 2/81 درصد، برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی کارشناسان و متخصصان حوزه مدیریت شهری شهر ایلام در سازمانهای مرتبط تشکیل می دهد که به دلیل مشخص نبودن حجم جامعه، به روش نمونه گیری تصادفی، پرسشنامه تحقیق در بین کارشناسان توزیع و در نهایت اطلاعات 85 نفر مورد تحلیل قرار گرفت. از روش های آمار توصیفی برای توصیف متغیرهای جمعیت شناختی و به منظور تحلیل فرضیه ای تحقیق از آزمون T یکطرفه و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی عوامل در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد مهمترین شاخص مخاطرات محیطی از نظر کارشناسان شاخص های سازمانی و مدیریتی با میانگین رتبه 23/15 و آخرین اولویت شاخص ساختار شبکه های ارتباطی با میانگین رتبه 18/5 بود. بر اساس نتایج تحقیق می توان ادعا کرد که از نظر کارشناسان، شهر ایلام در زمینه های مختلف مخاطرات محیطی می تواند آسیب پذیر باشد، تنها دو مورد از شاخص های مخاطرات محیطی با اختلاف ناچیزی از نظر کارشناسان رد شد یکی فرسودگی و دفاع پذیری بافت شهر و دیگری زیرساخت های تامین آب در سطح شهر می باشد.
مکان یابی پارک های بزرگ مقیاس برای مراکز شهری با استفاده از فرایند سه مرحله ایِ تحلیل سلسله مراتبی- شبکه ای (مطالعه موردی: منطقه 8 (تاریخی – فرهنگی) شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۰
5 - 16
حوزههای تخصصی:
فضاهای سبز به عنوان جزئی از نظام عملکردی، واجد ارزش های اجتماعی و اکولوژیکی برای بافت مرکزی شهرها می باشند و مکان یابی صحیح آنها برای برخورداری از یک مرکز شهری سرزنده اهمیت بسیاری دارد. امروزه قابلیت روش های مختلف تصمیم گیری چندمعیاره از جمله فرایندهای تحلیل شبکه ای و سلسله مراتبی در حوزه مکان یابی به اثبات رسیده است. پژوهش حاضر، توسعه فضای سبز شهری را در مرکز شهر شیراز با استفاده از سیستم پشتیبان تصمیم گیری متشکل از فرایند سه مرحله ای تحلیل سلسله مراتبی-شبکه ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی بررسی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترکیب دو فرایند تحلیل سلسله مراتبی-شبکه ای ضمن رفع مشکلات تحلیل سلسله مراتبی، مدل مناسبی را برای تعیین میزان اهمیت معیارها، بررسی قابلیت اراضی و انتخاب موقعیت مکانی بهینه فضای سبز برای مناطق شهری به ویژه بافت تاریخی که دچار کمبود اراضی وسیع و مناسب است، فراهم می آورد. این پژوهش می تواند در جهت تحقق توسعه پایدار شهری از طریق پایه گذاری شیوه های استاندارد تصمیم گیری در برنامه ریزی فضاهای سبز مورد استفاده قرارگیرد.
ارتقا کیفی ادراک حسی ساکنین فضاهای سکونتی از منظر دیدگاه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال هشتم بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۴
135 - 179
حوزههای تخصصی:
امروزه در فضاهای سکونتی به دلیل عدم توجه معماران به مؤلفه های ادراکات حسی ساکنین و عدم توجه به تأثیر حواس بر فرآیند ادراک آنان، نظاره گر تنزل کیفیت سطح زندگی و همچنین رضایتمندی نامطلوب ساکنین در محل سکونتشان می باشیم. با توجه به آنکه نگرش های پدیدارشناسانه در حوزه فضاهای سکونتی کمتر موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته است، این پژوهش از دیدگاه پدیدارشناسانه مرلو پونتی و نظریات برگرفته از آن بهره گرفته است و بر آن است تا به ارائه راهبردهایی به جهت ارتقا کیفی ادراکات حسی ساکنین فضاهای سکونتی بپردازد. این پژوهش از منظر روش شناسی توصیفی-تحلیلی و پیمایشی است. ابزار این پژوهش پرسشنامه و جامعه آماری آن 50 نفر از متخصصان حوزه معماری می باشد. برای تعیین اعتبار یابی پرسشنامه از نرم افزار Smartpls2 استفاده شده و به جهت اولویت بندی داده ها از آزمون فریدمن در نرم افزار Spss استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که مواد و مصالح بوم آورد و آشنا با انسان جهت ایجاد حس خاطره انگیزی با مقدار آماره تی 3.47، انعطاف پذیری و سیالیت فضا با مقدار آماره تی 3.44 و بهره گیری از نماد و نشانه ها با مقدار آماره تی 3.12 بیشترین تأثیر را بر ارتقا کیفی ادراک حسی ساکنین فضاهای سکونتی ایفا می کنند که به تفصیل بیان می گردد.
Investigating the Effects of Environmental Factors on Office Buildings’ Indoor Environment Quality in Iran’s Cold Climate (Case study: Kermanshah)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The inappropriate indoor environmental quality of a building causes different problems such as headache and breathing difficulties which are called the syndrome of building sickness. These diseases reduce the efficiency of people and deteriorate the quality of their life. Studies carried out in hundreds of big office buildings across the world show that the indoor environment qualities of these buildings are about the average and a lot of employees are dissatisfied with their work place. Besides, the studies show that many of employees suffer from diseases associated with buildings. These diseases greatly affect the efficiency and working hours of employees and have grave economic consequences for the countries. If a space, including an office space, enjoys a qualitative interior, the employees`health and as a result their efficiency will improve. Therefore, attending to the indoor environment quality is a must in designing modern office buildings. The present field study was conducted on 10 office building in Kermanshah in winter 1390—a city which is located in a cold climate—and investigated the effect of environmental factors on the office indoor environment quality. The analysis of data by Statistical Package for Social Science Software1 revealed that the variables of suitable view and landscape, and ventilation have had the greatest effect and the sun light variable has had the smallest effect on the indoor environment quality.
ویژگی های محیطی موثر بر تحرک و فعالیت فیزیکی کودکان در محله از نگاه آنان؛ نمونه مورد مطالعه: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
3 - 16
حوزههای تخصصی:
باوجود نقش معنادار تحرک و فعالیت فیزیکی کودکان در سلامت و بهزیستی آنان، این نوع فعالیت ها در همسایگی ها و محلات مسکونی رو به کاهش است. یکی از راه های جبران این مسئله، تقویت آن دسته از ویژگی های محیطی مورد نظر کودکان است که آنان را به تحرک و فعالیت فیزیکی در محله هایشان ترغیب می کنند. بدین منظور، این پژوهش نظرات 450 کودک نُه تا 13 سال (8/43 درصد دختر و 2/56 درصد پسر) را درباره مجموعه ای از این ویژگی ها در شهر مشهد جمع آوری کرده است. در نهایت پاسخ های کودکان به کمک تحلیل عامل اکتشافی دسته بندی و در قالب یک مدل توسعه یافت. این مدل نشان می دهد که تحرک و فعالیت فیزیکی کودکان در محله هایشان می تواند متأثر از هفت عامل زیر باشد: 1) اجازه والدین برای حضور بیرون از خانه، 2) مسیر پیاده امن و لذت بخش به ویژه از خانه به مدرسه و برعکس، 3) امنیت اجتماعی به کمک فضاهای شاد و اجتماع پذیر، 4) قابلیت های محیطی قابل استفاده در شب و روز، 5) خوانایی به کمک مغازه ها در تراز همکف درکنار ساختمان های نشانه ای، 6) محیط متنوع و طبیعی برای کاوشگری و ماجراجویی و 7) ایمنی هنگام حرکت در فضا و بازی با وسایل. نکته مشترک این هفت عامل، تقاضای مکرر برای انجام فعالیت های بازی وار حین فعالیت فیزیکی (تفریح، شادابی و بازی با دوستان) بود. سیاست گذاران حوزه سلامت و برنامه ریزان و طراحان شهری زمانی می توانند به خلق یک محله حامی تحرک و فعالیت فیزیکی کودکان نزدیک شوند که شرایط لذت بخشی را برای حضور و فعالیت مستقل آنان در فضاهای باز آن محله فراهم کنند.
بررسی فلسفه سیر کثرت به وحدت و وحدت به کثرت در کاربندی معماری ایرانی؛ نمونه موردی: کاربندی حمام گنجعلی خان
حوزههای تخصصی:
مکان و هویت شخصی: نقش محیط کالبدی در شکل گیری «حس خود»
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۳
97 - 108
حوزههای تخصصی:
در زندگیِ همه ما مکان هایی وجود دارند که خود را بدون آن ها نمی توانیم تصور کنیم. هر یک از آن ها بخشی از «من» یا «خود» ما را می سازند. آنچه روانشناسان بدان «هویت شخصی» می گویند. مفهوم روانشناختیِ «هویت مکانی»، معرف جنبه هایی از هویت شخصی فرد است که به واسطه تجربه مکان ها حاصل می شود؛ اما در توضیح جنبه ی کالبدیِ هویت شخصی، نظریه های مختلفی وجود دارد که تفاوت میان آن ها را می توان ناشی از تفاوت میان تعریف آن ها از مفهومِ«خود» دانست. در تعبیر سنتی، «خود» مجموعه ای از ویژگی هاست که فرد را از دیگری متمایز می کند. اما در تعبیر متأخرتر، «خود» مجموعه ای از معناهاست که فرد میان تجربه های زندگی اش می سازد. در تعبیر نخست «خود» ماهیتی «مفهومی» دارد و در تعبیر دوم از جنس «روایت» است.این مقاله می کوشد تا با اتکاء بر متون نظری و با مرور مفاهیم روانشناختی مرتبط، از منظر تعبیر دوم توضیح دهد که چگونه یک محیط کالبدی مشخص مکان با هویت شخصی افراد ارتباط می یابد.چنان که توضیح داده خواهد شد، آن چه باعث می شود یک مکان- رویدادِ مشخص، در تصویرِ فرد از خودش اهمیت بیابد، نه خودِ آن مکان- رویداد بلکه «نسبتی» است که میان فرد و آن مکان- رویداد شکل گرفته است و هر بار به کمک داستان ها و صحنه های وابسته به آن بازسازی می سازد. می توان گفت نقش علوم طراحی در شکل گیری نسبتی میان فرد و مکان- رویدادها، زمانی بارز می شود که بتوانند به کمک ایجاد و تقویت «کیفیت هایی واسطه ای» میان فرد و یک مکان مشخص، امتزاج این دو، و امکان پدید آمدن داستانی مشترک میان «من» و «مکان» را میسر کنند.
درآمدی بر چیستی تاریخ شفاهی معماری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۰
155 - 169
حوزههای تخصصی:
بیشتر کسانی که با معماری گذشته ایران آشنا هستند، به زودی از میان ما خواهند رفت و رفتن ایشان برابر است با از دست دادن گنجینه ای از شناخت در این باره. هرچند اهمیت منابع شفاهی در مطالعات تاریخ معماری، به ویژه تاریخ معماری ایران روشن است، تاکنون هیچ پژوهشی درباره رابطه حوزه مخصوص این گونه پژوهش، یعنی تاریخ شفاهی، با تاریخ معماری و تاریخ معماری ایران نشده است. در این مقاله به این رابطه و حوزه حاصل از پیوند آنها یعنی «تاریخ شفاهی معماری ایران» می پردازیم. شناخت شاخه «تاریخ شفاهی معماری ایران» بیش و پیش از هر چیز مستلزم داشتن تصوری روشن از آن است؛ به همین سبب در این مقاله، از چیستی تاریخ شفاهی معماری ایران می پرسیم. برای این کار، نخست شناختی اجمالی از تاریخ به دست می آوریم و ساختار پژوهش آن را می جوییم. ساختار پژوهش تاریخی را مبنایی برای بیان چیستی تاریخ شفاهی و چیستی تاریخ معماری ایران می کنیم. تبیین چیستی تاریخ شفاهی و تاریخ معماری ایران بر پایه ساختاری مشترک، راه را برای پیوند این دو شاخه و تعریف تاریخ شفاهی معماری ایران می گشاید. پژوهش حاضر درآمدی است بر تاریخ شفاهی معماری ایران و تدوین و تبیین مبانی نظری این شاخه جدید تا سرآغازی شود برای پژوهش های آتی و دستیابی به دانش آشنایان به معماری ایران، و نگهداری این میراث ارزشمند برای آیندگان.
نقش نواحی صنعتی در توسعه روستایی (مطالعه موردی: ناحیه صنعتی کوهپایه در شهرستان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۳ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱۴۸
۹۸-۷۹
حوزههای تخصصی:
در سال های بعد از انقلاب اسلامی تأسیس نواحی صنعتی در روستاها به عنوان سیاستی برای تنوع بخشی فعالیت های روستایی مد نظر قرار گرفته است. ساختار اجتماعی- اقتصادی نواحی روستایی با تأسیس مناطق صنعتی مذکور تحولاتی را پذیرفته است. مقاله حاضر پیامدهای تأسیس نواحی صنعتی در مناطق روستایی را با تأکید بر ناحیه صنعتی کوهپایه بررسی کرده است. ناحیه صنعتی کوهپایه در دهستان جبل مرکب از 13روستا قرار دارد. این دهستان با روند مهاجرت جمعیت روبرو بوده است. اهداف اصلی تحقیق، تحلیل نقش ناحیه صنعتی کوهپایه در ایجاد فرصتهای شغلی، افزایش درآمد، کاهش روند مهاجرت روستایی و نهایتاً توسعه اقتصادی و اجتماعی ناحیه روستایی بوده است. از این رو، پرسش های اساسی تحقیق به شرح زیر مطرح شده است: آیا ایجاد منطقه صنعتی کوهپایه فرصت های شغلی و درآمدی ایجاد کرده است؟ آیا ایجاد منطقه صنعتی کوهپایه روند مهاجرت روستا- شهری را کاهش داده است؟ و آیا تأسیس منطقه صنعتی کوهپایه به توسعه اجتماعی و اقتصادی ناحیه منجر شده است؟ داده های مورد نیاز از طریق مطالعه محلی و برخی اسناد جمع آوری شده است. 205 پرسشنامه توسط جامعه نمونه تحقیق که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، تکمیل گردیده و داده های جمع آوری شده از طریق آمار استنباطی در سیستم SPSS تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که ایجاد این ناحیه صنعتی پیوند بین بخش کشاورزی و صنعت را تقویت نکرده و در نتیجه به توسعه کشاورزی و دامداری منجر نشده است. اثرات اقتصادی احداث ناحیه صنعتی، بیشتر از اثرات اجتماعی و فرهنگی آن بوده است. استفاده از کالاهای مصرفی بادوام، تغییر الگوی مصرف مواد غذایی، گسترش ابعاد مشارکت، افزایش فرصت های شغلی و درآمد بهتر، بهبود خدمات بهداشتی و دسترسی بهتر به امکانات آموزشی مهم ترین پیامدهای ناحیه صنعتی در نواحی روستایی بوده است. در اثر احداث ناحیه صنعتی برون کوچی کاهش یافته، ماندگاری جمعیت روستایی بیشتر شده است؛ فرصت های شغلی و درآمد ساکنان روستایی افزایش یافته و ناحیه در حال حرکت به سوی توسعه اقتصادی و اجتماعی می باشد.
سیر پیشرفت و گرایش طرح های شهری جمهوری اسلامی ایران (پروژه های اجرا شده تهران از 1360 تا 1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، برآوردی از دیدگاه صاحب نظران در شناسایی طرح های شهری شاخص و اجرا شده تهران در دوره جمهوری اسلامی است. باوجود نقدهای مکرر به نظام طرح های شهری تهران، پیشرفت و گرایش این طرح ها در دوره های اخیر کمتر از شکست آن ها به صورت روشمند بررسی شده است. پرسش این است که این طرح ها چگونه قابل دسته بندی و ارزیابی هستند؟ گرایش طرح های موفق شهری به سمت چه طرح هایی بیشتر یا کمتر بوده است؟ افزون بر ترسیم چشم انداز پیشرفت، آگاهی از گرایش طرح ها، سبب روشن تر شدن و هدایت تصمیم های آتی می شود. در این پژوهش، روش دلفی انتخاب و طبق آن پنج کمیته مختلف تخصصی تشکیل شده است. چهل نفر متخصص در چهار گام نظرسنجی جهت کشف، دسته بندی و امتیازدهی طرح ها مشارکت کرده اند. درنهایت، میان طرح های شاخص، چهار گونه طرح با سه معیار کلی موفقیت و ده ها پروژه شاخص در چهار رتبه شناسایی و امتیازبندی شدند. همچنین مشخص شد که تمام چهار گونه طرح های شهری موفق از دهه 1370 باوجود شکست های برنامه ریزی، افتتاح و رایج شده اند. گرایش به پیاده راه سازی شهری و توجه به گونه «معماری شهری» موفق، بیشتر از اواسط دهه 1380 گسترش یافته و از دهه نود گرایش به طراحی فضاهای باز شهری متنوع زیاد شده است. در سال های آغازین 1400 شمسی شایسته است تا با فعال سازی «مشارکت مردم»، نیروی متخصص و مدیران کارآمد سبب تبلور بیشترین قابلیت ها در طرح های شهری به ویژه طرح های اکولوژیکی، درمانی-بهداشتی، مسکن و توانمندسازی بافت های فرسوده، تاریخی و غیررسمی شد.
استخراج پیشران های شهر اسلامی به روش تحلیل پدیدارشناسی تفسیری یا IPA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
68 - 89
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توجه به حجم عظیم مطالعات انجام یافته در زمینه شهر اسلامی طی یکصد سال اخیر، تعداد، تنوع و گاهی تناقض و تشتت نتایج حاصل از این مطالعات از یک طرف و لزوم پاسخگویی صحیح به سوالات بی پاسخ موجود در این زمینه از طرف دیگر و همچنین ضرورت اقدام اصولی در راستای تدوین مبانی نظری شهر اسلامی، اهمیت این تحقیق می تواند اهتمامی در تبیین مفهوم شهر اسلامی تلقی گردد. پذیرش این مسأله که وجود مساجد، گنبدها و مناره ها در بافت یک شهر نمی تواند به معنای اسلامی بودن آن شهر باشد، این امر را بدیهی می سازد که باید در عناصر و مؤلفه های دیگری که نه تنها کالبد، بلکه روح و هویت شهرها را می سازند به دنبال نشانه هایی از زیست مسلمانان و الگوهای یک شهر اسلامی بود.هدف: این پژوهش به استخراج پیشران های شهر اسلامی از منابع معتبر فقهی(قرآن و نهج البلاغه) می پردازد.روش: تحقیق حاضر از نوع اکتشافی و به روش کیفی انجام شده است. این پژوهش با بررسی اسناد و متون مرتبط(قرآن و نهج البلاغه)، از طریق "تحلیل پدیدارشناسی تفسیری" به دنبال یافتن پیشران های شهر اسلامی می باشد. چنین رویکرد تفسیری، شامل 4 مرحله می باشد. در مرحله اول و دوم از تحلیل، مضامین مرتبط با شهر اسلامی مشخص گردید. سومین مرحله، ساختار دادن به تحلیل است. فهرست مضامینی که در مرحله دوم به دست آمده دوباره مورد بررسی قرار گرفته و خوشه های معنایی پژوهش از طریق انتزاع، زیر مجموعه بودن، قطب بندی و شمارش تشکیل شد. در مرحله آخر از پدیدارشناسی تفسیری، با بررسی دوباره مضامین کلی شهر اسلامی و خوشه های معنایی مرتبط با آن، پیشران های اصلی شهر اسلامی استخراج گردید.یافته ها: نتایج بدست آمده از پژوهش، پیشران های شهر اسلامی را در 3 دسته ی توحید، عدالت و امنیت قرار می دهد. بر اساس آموزه های قرآن و نهج البلاغه، توحید و وحدت در قالب سرمایه اجتماعی و حکمرانی معنوی و اسلامی، عدالت در قالب اقتصاد سالم، انفاق، حقوق شهروندی و تعادل در سبک زندگی و امنیت در قالب امنیت اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی در شهر اسلامی تحقق پیدا می کنند.نتیجه گیری: توحید به عنوان اولین پیشران، کلیدواژه ای اساسی در تحقق مکتب اسلامی و ویژگی بارز در چهره شهرهای اسلامی و ساکنان آن است. بسط مفهومی توحید که بتواند به تحقق شهر اسلامی به سهم خود منجر شود مطابق با آثار مرجع اسلامی از طریق سرمایه اجتماعی و تحقق حکمرانی خوب معنوی شکل می یابد. دومین پیشران شناسایی شده توسط پژوهش حاضر برای تبیین ویژگی های شهر اسلامی، عدالت می باشد. جدای از دین اسلام و تاکید همواره آن بر تحقق اصل عدالت بین مسلمانان و توصیه به تحقق آن؛ عدالت کلید واژه اساسی و هدف اصلی تمام رویکردها و نظریه ها برای تحقق یک شهر زیست پذیر و انسان مدار می باشد. امنیت به عنوان اساس وجود هر پهنه سکونتگاهی و ادامه یافتن روند و جریان زندگی و توسعه، سومین پیشران استخراج شده جهت تحقق شهر اسلامی می باشد. در واقع شهر امن اسلامی یکی از ساخت های عینی مفهوم شهر اسلامی است و تحقق ایده های اسلامی و هر ایده آرمان خواهانه و عدالت گرایانه در سایه امنیت است که نمود می یابد.
الگویی برای طراحی مسکن روستایی مبتنی بر مشارکت و تأمین نیازهای ساکنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارتقای کیفی مسکن روستایی کشور، به دنبال ارائه راهکاری عملیاتی برای مشارکت ساکنین در طراحی مسکن روستایی در یک منطقه مشخص از ایران بوده است. منطقه انتخابی روستای بالقیه در شهرستان مشکین شهر می باشد. دراین راستا، مباحثی در زمینه مشارکت ساکنین از برخی نظریه پردازانی که در این چارچوب مطالعه و فعالیت کرده اند، طرح شده و تعریفی از مفهوم الگو در معماری مسکونی ارائه شده است. همچنین مهم ترین موانع راهکارهای مشارکتی در طراحی مسکن برشمرده شده است. تأکید این بخش بر اهمیت نظرات استفاده کننده و مشارکت ایشان در فرایند طراحی و ساخت مسکن بوده است. با توجه به آن که ارائه الگوی طرح مسکن بخشی از فرایند ساخت مسکن محسوب می شود و اجرای طرح مطلوب منوط به ایجاد بستر مناسب درخصوص آن است، در این بخش، ارائه الگوی ساخت در روستا، به دو سطح تقسیم شده است: الف. ارائه روش مدیریتی و اجرایی و به عبارت دیگر برنامه ریزی ساخت وساز در روستا که فرایندی را تعریف می نماید که طرح خانه بخشی از آن محسوب می شود. ب. اعمال برنامه ریزی انجام شده در یک خانه روستایی مشخص. در ادامه به منظور معرفی شیوه ای عملیاتی برای جذب مشارکت ساکنین در فرایند معماری، طراحی خانه نمونه با کمک ساکنین در روستای مطالعه شده انجام شده است. ضمن تحلیل وضع موجود خانه نمونه و خواست های ساکنین، فرایند طراحی تشریح شده و طرح نمونه ارائه شده است. در نهایت راهکارهایی که در جهت حل موانع استفاده از راهکارهای مشارکتی در این فرایند مورد استفاده قرار گرفته، جمع بندی و ارائه شده است.
تحلیل میزان رویدادمداری مناطق 15 گانه کلان شهر اصفهان با تاکید بر زیرساخت های رویداد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلان شهر اصفهان به عنوان شهری که دارای تاریخ و فرهنگ غنی است، پتانسیل میزبانی از رویدادها در مقیاس های مختلف محلی تا بین المللی را دارد. این شهر می تواند از فرصت برگزاری رویدادها برای جذب گردشگر، تحریک بازآفرینی بافت های فرسوده و توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود استفاده کند. با این حال پیش نیاز برگزاری رویدادها و درنتیجه بهره گیری از منافع آن ها، فراهم کردن زیرساخت ها و امکانات مناسب است. لذا هدف از این مقاله، تحلیل میزان رویدادمداری مناطق 15 گانه کلان-شهر اصفهان با تاکید بر زیرساخت های رویداد، می باشد. در این راستا، از روش پژوهش مختلط (ترکیب کمی و کیفی) بهره گرفته شده است و اطلاعات موردنیاز از طریق روش اسنادی و میدانی (از نوع مشاهده و پرسشنامه) تهیه شده اند. ضمن اینکه جهت تحلیل داده ها و رتبه بندی مناطق، از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از نرم افزار Expert Choice استفاده شده است و پس از استخراج نقشه ی رتبه بندی از نرم افزار GIS، نتایج نهایی مورد تحلیل قرارگرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از عدم تعادل و وجود شکاف میان مناطق کلان شهر اصفهان به لحاظ برخورداری از زیرساخت های رویداد است به گونه ای که عمده ی زیرساخت ها در مناطق مرکزی و جنوبی تجمع یافته اند، امری که می تواند مانعی برای تبدیل شدن کلان شهر اصفهان به شهری رویدادمدار به صورت یکپارچه باشد.
واکاوی مفهوم «گونه» در مسکن بومی و تبیین رویکردی برای دسته بندی گونه های مسکن روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخریب ساختمان های بومی روستایی در بازسازی ها و نوسازی های اخیر، در کنار اهمیت شناخت ارزش های پایدار این بناها و به کارگیری آن در ساخت و سازهای جدید، نیاز به مستندسازی بناهای بومی را افزایش داده است. مستندسازی این بناها نیازمند شناخت الگوهای بومی و اصیلی است که می توان آن را یک «گونه مسکن» تعبیر نمود. در این مقاله تلاش شده است که ضمن شناخت مفهوم گونه مسکن از وجه نظری، دسته بندی جامعی از روش های گونه شناسی مسکن در ایران و جهان و در مقیاس های مختلف از پهنه های سرزمینی ارائه گردد. بر این اساس، روش های گونه شناسی مسکن به سه دسته زیر تقسیم شده اند: - دسته بندی گونه های مسکن براساس یک یا چند شاخص اثرگذار بر شکل گیری مسکن - پدیدار شناسی تاریخی و فرایندی شکل گیری مسکن - رویکرد مبتنی بر حل مسئله در شکل گیری مسکن در ادامه متغیرهای مستقل و وابسته مؤثر در شکل گیری گونه های مسکن ارائه شده و تلاش شده است که ضمن بررسی فرایند تعامل متغیرها، رویکردی برای دسته بندی گونه های مسکن روستایی در ایران براساس تعریف موردنظر از مفهوم گونه مسکن ارائه گردد.
بازسازی قصرشیرین از روایت تا واقعیت: پژوهشی برای دست یافتن به محتوای نظری طرح های بازسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش آثار مخرب سوانح طبیعی نشان می دهد که برنامه ریزی های جامع تری برای جبران آثار این رویدادها باید انجام شود. توصیه های جهانی بر ادغام تجربه ها و توجه به محتوای نظری بازسازی ها تأکید دارد. منظور از جنبه های نظری، یکپارچه سازی دیدگاه ها و راهبردها برای رسیدن به چارچوب نظری جامعی در رویارویی با مسائل بازسازی می باشد. قصرشیرین، نمونه ای از شهرهایی است که پس از جنگ بازسازی شدند و الگوی مناسبی برای بررسی محتوای نظری و تجربی روند بازسازی می باشد. فرضیه تحقیق آن است که هم اندیشی درباره آنچه که باید انجام شود و انتخاب راه کارهای مناسب برای اجرا، نظمی ایجاد می کند که ماهیت و محتوای نظری دارد و موجب هدایت روند بازسازی می شود. در این تحقیق با استفاده از روش تحقیق کیفی و محتوایی و مصاحبه با افراد مرتبط، این نتایج به دست آمد که محتوای نظری روند بازسازی با گفتمان میان عوامل ذینفع آغاز و تشکیل می شود، نیازهای بازسازی و مصلحت عمومی را تشخیص می دهد، نظرات ذینفعان را به تصمیم های اجرایی تبدیل می کند، فاصله تصمیم گیری و اجرا را کاهش می دهد و چشم انداز آینده شهر را ترسیم می کند.
رابطه ساختار محله بندی بافت قدیم شهر یزد و مشارکت اهالی برای تأمین خدمات شهری، مورد نمونه: محله دولت آباد
حوزههای تخصصی:
تهیه و تدارک خدمات شهری ، مستلزم صرف منابع بسیار از جمله زمان، هزینه، نیروی انسانی از سوی سازمان های ذیربط است در مقابل استفاده از نیروی مشارکت مردمی با وجود روحی ه مشارکت پذیری در میان ساکنان بافت قدیم شهر یزد، منبع ارزنده ای برای امر فوق در محلات آن بشمار می رود. بهره گیری دیگر بار از مشارکت مردم در محله دولت آباد به منظور فراهم آوردن بخشی از خدمات شهری بیش از هر چیز مستلزم شناخت متغیرهای مؤثر بر آن است. در این پ ژوهش، از روش توصیفی، جهت تدوین مبانی نظری و از روش همبستگی و توصیفی - تحلیلی ، برای تعیین روابط میان متغیرها و توصیف و تحلیل یافته ها بهره گرفته شد و مطالعات کتابخ انه ای و میدانی ، به صورت تکمیل پرسشنامه، ابزار جمع آوری داده ها بودند. مهمترین یافته ها عبارتند از: ساختار محله بندی بافت قدیم شهریزد، احساس رقابت محله ای و عرق و تعلّق خاطر به محله که احساس درون گرایی محله ای اهالی بافت قدیم را به همراه می آورد. این متغیرها تأثیر مثبت و مستقیم بر میزان مشارکت آنها در تأمین خدمات شهری دارد. اهالی محله دولت آباد، زمانی در ارائه خدمات شهری مشارکت می کنند که منفعت حاصل از آن را بیشتر از هزینه های آن ارزیابی کنند. تفاوت معناداری میان گرایش مردان و زنان برای مشارکت در زمینه مورد بررسی وجود ندارد و سرانجام نمی توان گفت: شهروندانی که پیش تر در امور مرتبط با محله خود به نوعی مشارکت کرده اند، در حال حاضر نیز تمایل بیشتری برای تأمین خدمات شهری مورد نیاز محله خود دارند.
بهبود کیفیت فضای شهری با افزودن به غنای محرک های حسی محیط (نمونه موردی: گذر هوسم، رودسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند ادراک فضای شهری امروز، بیشتر برگرفته از داده های حس بینایی است؛ چراکه دیگر محرک های حسی محیط در ذهن و روان کاربر فضا انگیزشی پدید نمیآورند. پیشفرض این پژوهش این است که اگر محرکهایی، در محیط بهکار گرفته شده باشند که بتوانند تجربه ای چندحسی پدید آورند، بر کیفیت و غنای فضای شهری افزوده می شود. هدف این پژوهش، بررسی راهکارهای بهبود کیفیت فضای شهری با افزودن به غنای حسی محیط و برانگیخته شدن همه حواس، برای همه گروه های گونه گون اجتماعی، سنی و جنسی و کم توان از نظر ادراک و حواس است. راهبرد این پژوهش، کیفی است؛ و روی نمونهای از محیط شهری کار شده که در شهر رودسر است و گذر هوسم نام دارد. مسیر پژوهش بدینگونه است که پس از بازشناسی گونههای محرک های حسی محیط بر پایه نگرش پدیدارشناسی و راهکارهای افزایش غنای گذرهای محلی در نمونه، معیارهای ارزیابی کیفیت محیط در سه سطح برای آن استخراج می شود. سپس بر پایه معیارهای سطح سوم، پرسشنامه لیکرت تنظیم میگردد؛ و با مشاهده میدانی، مطالعات حسگردی، مصاحبه و پرسشنامه، کیفیت این محرک ها در گذر هوسم، برداشت، ارزیابی و تحلیل میشود. یافتهها نشان میدهند که کیفیات فضایی گذر هوسم با داشتن محرک های حسی غنی، خشنودی و رضایت بالایی فراهم میکنند؛ و کیفیت هایی چون آرامش و سکوت، ایمنی، احساس و ادراک چندگانه، برانگیختن تخیل و خاطره، تجربه فضا و تصویر ذهنی وحدت بخش در فضا را بیشتر می کنند. از نظر میزان تأثیرگذاری، محرک های چشایی بیش از دیگر محرک های حسی و سپس محرک های بساوایی، شنوایی، بویایی، عضلات و بینایی مؤثرتر هستند. نتایج نشان میدهند که راهکارهایی چون پیونددهی مناسب کوچه و بن بست به گذرگاه اصلی، نورپردازی کوچه های پنهان فضا در شب، کاستن از سر و صدای خودروهای عبوری، کف سازی مناسب گذرگاه برای حرکت پیاده و نابینا و ایجاد کاربری ها و فعالیت در زمان مختلف در این گذر، توصیه هایی سودمند هستند.