فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۴۱ تا ۶٬۱۶۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸۰
۱۵۷-۱۴۳
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در جهت پاسخ به این پرسش انجام شده که عوامل مؤثر بر سلامت سکونتگاه های شهری بر پایه طب سنتی کدام اند؟ و با موردکاوی به این پرسش ها نیز پاسخ می دهد که آیا سکونتگاه های کاشان با معیارهای مورد تأکید طب سنتی همخوانی دارد؟ کدام مناطق شهری کاشان برای مکان گزینی مسکن سلامت بخش مناسب هستند؟ هدف این پژوهش تعیین سطح سلامت مناطق مسکونی در شهر کاشان بر پایه شناخت بستر اقلیمی، طبیعی و مصنوعی با تکیه بر نتایج مستندات طب سنتی و نیز ارائه نمونه ای از شیوه مطالعات کاربردی در مقیاس شهری برای دستیابی به مناطق مسکونی سلامت محور است. پژوهش از نوع پژوهش موردکاوی در شهر کاشان بوده که با شیوه توصیفی و تحلیلی انجام شده است. بر پایه یافته ها، طب سنتی برای مکان گزینی سکونتگاه های شهری، شناخت عواملی همچون اقلیم شامل عرض جغرافیایی، پستی و بلندی، بادها، جنس زمین، معادن، آب های طبیعی موجود و نحوه سامان دهی بناها برای سازگاری با اقلیم (به عنوان بستر طبیعی و مصنوعی) و ویژگی های ساکنان شهر را لازم می شمرد. برای تعیین سطح سلامت مناطق مسکونی، نخست باید شرایط اقلیمی، عوارض طبیعی و مصنوعی شهر و سالم بودن هوا بررسی شده و سپس کارآمدی ساختار بلوک های مسکونی ارزیابی و راهکارهای سلامت بخش محل سکونت پیشنهاد شود. مهم ترین عوامل محیطی کاهنده سطح سلامت مناطق مسکونی کاشان، هوای گرم وخشک در فصول گرم، ریزگردها در بهار و تابستان، آلاینده ها در پاییز و زمستان و ساختار برون گرای واحدهای مسکونی و گشودگی تک سویه بلوک های مسکونی هستند. راهکارهای سلامت بخش مناطق مسکونی عبارت اند از: انطباق ساختار گذرهای شهری بر گذر آب های سطحی، سویابی بلوک های مسکونی بر پایه بهره گیری از شرایط سلامت بخش باد و آفتاب، مرکزیت فضای باز در ساختار عرصه و اعیان بلوک های مسکونی برای کاهش گشودگی های بیرونی و مصونیت از هوای خشک و آلوده. نتایج تحلیل ها گویای آن است که بالاترین سطح سلامت در شهر کاشان بر پایه مجموع عوامل کالبدی در معماری و شهرسازی، در بافت سنتی و حوزه باغات دشت فین و پایین ترین سطح آن در بافت جنوب شرقی شهر است. در کل سطح سلامت در معماری و شهرسازی کاشان میانه مایل به سلامت است.
تبیین نقش الگوهای رویدادِ برگرفته از عوامل فرهنگی و طبیعی در شکل گیری الگوهای فضایی معماری بومی؛ مطالعه ی موردی: روستای سرآقاسید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۷۷
۲۸-۱۵
حوزههای تخصصی:
معماری بومی ایران دارای گستردگی وسیع جغرافیایی و اصول مانایی است که بیش از هر زمان دیگری به تحلیل، بازخوانی و نقد علمی و منصفانه نیاز دارد؛ خوانشی که زیربنای بهبود فرایندها و روش های حفظ این آثار، نحوه ی مداخله در آن ها، دستیابی به ریشه های فرهنگی و گونه شناسی معماری این سرزمین باشد. معماری بومی به همان اندازه که متأثر از عوامل طبیعی است؛ از باورهای ذهنی، فرهنگ محلی و رویدادهای فردی و اجتماعی پیروی می کنند. می توان گفت، عوامل فرهنگی روح حاکم بر همه ی الگوهای فضایی معماری بومی و الگوهای رویداد واقع در آن ها را تشکیل می دهد. با این زمینه ی فکری است که الگوهای فضایی متأثر از الگوهای رویداد و الگوهای رویداد نیز متأثر از فرهنگ و طبیعت و درنتیجه معماری بومی به مثابه ی نمود فرهنگی نگریسته می شود. این پژوهش، ماحصل بررسی کیفیت تعامل وجوه فرهنگی و بستر طبیعی و تأثیر آن ها بر رویدادها و درنتیجه معماری بومی روستای سرآقاسید، از توابع شهرستان کوهرنگ استان چهارمحال بختیاری است. هدف اصلی این پژوهش کیفی، شناسایی و ترسیم چهارچوبی الگومدار برای تحلیل معماری بومی روستای سرآقاسید است به گونه ای که بتواند با بررسی عوامل فرهنگی در بستر طبیعی نمونه ی موردمطالعه، الگوهای رویداد و الگوهای فضایی شکل دهنده ی آن را شناسایی و رابطه ی بین آن ها را تبیین کند. مسئله ی پژوهش، نحوه ی ارتباط میان الگوهای فضایی با باور مردمان، ریشه های فرهنگی و محدودیت های طبیعی، و نیز نحوه ی بروز آن ها در ساختار کالبدی روستاست. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی، در بستری از مشاهدات میدانی، بررسی های عینی و کروکی های تحلیلی و نیز انجام مصاحبه ی عمیق باهدف شناسایی الگوهای تشکیل دهنده ی روستای هدف انجام پذیرفته است و نتایج این تحقیق حاکی از آن است که الگوهای رویداد، نمود عینی عوامل فرهنگی و طبیعی است که در قالب الگوهای فضایی تجلی یافته است.
تحلیل چگونگی حمایت قانون از مشارکت عمومی در بازآفرینی شهری؛ مطالعه موردی: میدان امام علی (عتیق) اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری، یک اصطلاح عام است که مفاهیم دیگری نظیر بهسازی، نوسازی، بازسازی، مقتدرسازی و روان بخشی شهری را دربرمی گیرد. بازآفرینی شهری به مفهوم احیا، تجدید حیات و نوزایی شهری و به عبارتی دوباره زنده شدن شهر است. مشارکت عمومی از مهم ترین اصول و مقدمات موفقیت در بازآفرینی شهری است. برقراری مشارکت عمومی در بازآفرینی شهری نیازمند حمایت قانونی است و باید برای آن چارچوبی حقوقی درنظر گرفته شود که ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و کالبدی را دربر بگیرد. در این مقاله تلاش شده است، بخشی از قوانین و مقررات مورد استفاده در تجارب موفق بازآفرینی شهری که به تقویت مشارکت عمومی منجر می شوند، تحلیل محتوا شود و بر این مبنا وضعیت قوانین و مقررات شهری ایران در یک طرح بازآفرینی شهری(احیای میدان عتیق اصفهان) بررسی گردد. نتایج حاصل از این کار نشان می دهند، قوانین و مقررات شهری ایران که به تقویت مشارکت عمومی منجر می شوند، در زمینه های اجتماعی و مدیریتی از کاستی های زیادی برخوردار هستند و نیز در زمینه های اقتصادی و کالبدی که تا حدی با قوانین و مقررات حاصل از تجارب جهانی مطابقت دارند، دچار تغییر و تحریف شده یا نادیده گرفته می شوند. بنابراین برای رسیدن به مشارکت عمومی در بازآفرینی شهری، باید ضمن فراهم ساختن قوانین و مقررات پشتیبان مشارکت عمومی، سازوکاری برای اجرای کامل و بدون تغییر یا تحریف آنها پیش بینی شود. به این منظور، قوانین و مقرراتی چون تضمین زیان مشارکت کنندگان، واگذاری اعتبار توسعه، اجرای پروژه های مشترک، تشکیل بانک اطلاعات و نظارت بر معاملات، پیشنهاد می گردد.
نقش صحن آفتابگیر در ایجاد خرداقلیم مطلوب در خانه های روستایی مناطق کوهستانی نمونه موردی: روستاهای شمیرانات تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم دی ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
81 - 94
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : بحران انرژی و ضرورت صرفه جویی در مصرف آن، لزوم تجدیدنظر در نحوه ساخت وساز را به یکی از مهمترین اهداف برنامه ریزی و طراحی تبدیل کرده است. این مسئله در روستاها که از منابع کمتری برخوردارند حیاتی تر است. ضرورت بهره مندی از تابش خورشید به عنوان یک راهکار اقلیمی مناسب در روستاهای سرد و کوهستانی، اهمیت فضاهای آفتاب گیر را دوچندان می کند. عنوان «صحن آفتاب گیر» که در این پژوهش معرفی شده است، می تواند بخشی از فضای باز یا نیمه باز در خانه های روستایی باشد که موجب تغییر در خرداقلیم می شود. هدف پژوهش : هدف از این پژوهش بررسی اهمیت صحن آفتاب گیر و چگونگی ایجاد خرداقلیم در خانه های روستاهای کوهستانی است. مهم ترین سؤال این پژوهش این است که نقش صحن آفتاب گیر در خرداقلیم خانه های روستایی کوهستانی چیست؟ و ساخت و سازهای جدید چه عملکردی در این زمینه دارند؟ روش پژوهش : این پژوهش به روش تحلیلی و بر پایه مطالعات میدانی صورت گرفته، جامعه نمونه روستاهای شمیرانات تهران است. به منظور پاسخگویی به مسئله، چند بنای بومی که دارای صحن آفتاب گیر هستند انتخاب شد. ابتدا جهت استفاده از تجربیات ساکنین در مورد اهمیت صحن آفتاب گیر به روش میدانی به گفتگو با آنها پرداخته شد که در این مرحله رضایتمندی و دلایل نارضایتی افراد شناخته شد و در مرحله بعد، راستی آزمایی نتایج به کمک نرم افزار تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری : صحن های آفتاب گیر در جبهه رو به جنوب با هندسه ای محفوظ از سوزبادهای زمستانی نقش بسیار مهمی در ایجاد خرداقلیم مطلوب و صرفه جویی در مصرف انرژی دارند و باید در ساخت و سازهای جدید به حفظ لفاف خورشیدی و پرهیز از ایجاد سایه های ناخواسته توجه شود.
مراحلِ تولیدِ اثر معماری در ارتباط با طبیعت با هدف تربیتِ متخصصین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
۱۲۸-۱۰۲
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدفِ اصلی این پژوهش شفاف سازی توانمندی هایِ مورد نیاز در یک فرد جهتِ موفقیت در حوزه های اصلی معماری و تبیین چگونگی مهارت و هوشِ افرادی که قصد ورود به این رشته را داشته و در نهایت کمک به اصلاح ساختار مشاوره های شغلی بود. ابزار و روش ها: با استفاده از روش دلفی و به وسیله پرسشنامه ای کیفی، از ده نفر خبره، هوش مورد نیاز نه گانه (گاردنر) برای مراحل و فازهای دوازده گانه حوزه معماری مورد سوال قرار گرفت سپس مطابق با روش قبل با استفاده از پرسشنامه ای کمی و ساختار یافته آشکار گردید که چه درصدی از هوش ها و زیرمجموعه های آن مبتنی بر طبیعت و یا تربیت است. سپس با استفاده از محاسبات ریاضی میزان تاثیرپذیری هر فعالیت معماری از مولفه های طبیعت و تربیت تعیین گردیده شد. یافته ها: یافتن مهارت در حوزه های اصلی معماری مبتنی بر هر دو مولفه طبیعت و تربیت بوده و میزان تأثیر پذیری از طبیعت و تربیت در کل موارد به یکدیگر نزدیک بود، به صورتی که حداقل این اختلاف مقدار 5/1 درصد (تربیت 25/49 و طبیعت 75/50) در اصول پیمان و حداکثر 7/16 درصد (تربیت 75/41 و طبیعت 25/58) در تهیه نقشه های اجرایی و برقراری ارتباط با کارفرما بود. نتیجه گیری: به دلیل تاثیرگذاری طبیعت و سرشت فرد می بایست انتخاب او برای طی مراحل آکادمیکِ آموزش معماری مبتنی بر شاخص هایی صورت پذیرد که مبینِ وجود مولفه ها و خصوصیاتی در ماهیت ژنتیکی فرد باشد. اهمیت تربیت در حوزه ایجاد متخصص توانمند در همه حوزه های معماری بیشتر بوده لذا به موضوع آموزش آکادمیک باید با حساسیت بیشتری پرداخته شود.
رویکردی تحلیلی به شناخت مفهوم محله در شهرهای معاصر ایران؛ مورد مطالعه: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم
حوزههای تخصصی:
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
«هندسه» همان «قدر» است و «عاقله زنده و خَلّاقِ مهندسین» همان «لیله مبارکه قدر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
249 - 264
حوزههای تخصصی:
در بیان «اهمیت بسیار بالا و والای هندسه» بسیار شنیده ایم که بر بالای درب خانه آکادمیای علوم یونان نوشته بود: هرکه «هندسه» نمی داند، بر این درب خانه مگذرد و در آن گام ننهد. متأسفانه غالب برنامه ریزان، طراحان و مهندسان جوان و پرشور و بسیار فعال ما در غالب حوزه های هنری، معماری یا صنعتی، با حقیقت و جوهره معنایی کلیدواژه های اصلی مطرح در فرهنگ ازلی ابدی سلام و اسلامِ سلام محور بیگانه اند و به همین سبب، تقریباً هیچ شناختِ بایسته و شایسته و راه گشاینده ای درباره آن ندارند و همین باعث شده تا راهی برای ورود به گنج خانه این فرهنگ آسمانی غنی (یعنی دو منبع قدسی و گران قدرِ قرآن کریم و حدیث) و دستی برای بهره وری یا استفاده از دانش و حکمت عظیم و اصول و قوانین قابل به استخراج از آن نداشته باشند. یکی از این کلیدواژه های طلایی در فرهنگ سلامِ سلامت آفرین یا اسلام عزیز و شکست ناپذیرِ شکست ناپذیرسازنده هر نوع ساختمان وجودی و عملکردی، «قَدر» و دیگری «شب یا لیله عظیم الشأن و مُبارکه قَدر» است. این مقاله بر سر آن است که تا حدودی پرده از این رازِ دل ناگشوده برگرفته، راه ورود انسان را به قلب این گنج خانه غنی و دست نخورده، و خوشبختانه بسیار نزدیک و دست یافتنی باز نماید. می خواهیم مستند بر اصیل ترین و ناب ترین اسناد الهی نهاد، یعنی قرآن کریم، حدیث و کلام اسلامی، بگوییم که «هندسه» همان «قَدر» است، و «مُطلَقِ قَدر» یا به بیانی «قَدرُ الأقدار» و «هندسه جامعِ تمامی هندسه ها» و «جوهر الجواهر هستی بخشنده و اندازه دهنده به جمع در وحدت اندازه های اول یا بُنیادین» همان «اللّه عزّوجل» است، و «اندیشه، دل یا عاقله زنده، و دائم اندر توسعه و عالی ترشونده انسانِ مهندس یا اندازه گذارنده» همان «عَرشِ عالیه حضرتِ قدر الأقدار» و «گنج خانه جانِ آکنده یا مملو از جواهر حق نهاد، هم نهاد، هم جوهر و اندر وحدتِ هندسه ها و اصول و قوانین الهی و ارکان قدسی نهاد هندسه مهندس» و همان «لیله مبارکه قَدر»، و «مقام شب گونه یا گنجینه مانند، و عرشِ حضور و فاعلیتِ آن مُطلقِ هندسه مهندس» است.
تاثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان (نمونه موردی: محله نارمک و شهرک اکباتان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت از مهم ترین توقعات برای زندگی مطلوب در شهرهاست. جنسیت مهم ترین عامل شخصیتی در درک امنیت محسوب می شود. احساس امنیت اجتماعی از مولفه های سرزندگی فضاهای عمومی محسوب می شود، فقدان احساس امنیت زنان در فضاهای باز عمومی شهرها بالاخص محلات مسکونی منجر به کاهش سرزندگی در این مکان ها می شود. در این پژوهش با سنجش احساس امنیت زنان در دو نمونه موردی، فضاهایی که زنان ساکن در محله نارمک و شهرک اکباتان به ترتیب بیشترین و کمترین احساس امنیت را از حضور در آنها داشتند انتخاب شده و براساس معیارهای کالبدی منتخب از بررسی های نظری شامل اندازه فضا، فرم فضا، آسایش بصری و آسایش محیطی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ویژگی های کالبدی در قالب این معیارها؛ در محله نارمک از عوامل بسیار موثر در بالا بودن احساس امنیت در فضاهای این محله است و در مقابل این ویژگی ها در شهرک اکباتان زمینه احساس ناامنی در فضاهای جمعی را مهیا نموده است. از طرف دیگر تفاوت الگوهای این دو مجموعه به سبب ایجاد ویژگی های کالبدی متفاوت تا حدودی بر تفاوت احساس امنیت در فضاهای آنها موثر بوده است ولی نمی توان ادعا کرد که بلند مرتبه بودن یک مجموعه مسکونی دلیل بر کاهش احساس امنیت در فضاهای آن مجموعه است، بلکه به نظرمی رسد بلندمرتبه بودن، پتانسیل هایی برای کاهش احساس امنیت در مجموعه های مسکونی فراهم می آورد.
ارزیابی سیاست انتقال پایتخت اداری – سیاسی از کلان شهر تهران
حوزههای تخصصی:
کلانشهر تهران مانند بسیاری کلانشهرها در کشورهای در حال توسعه با مسائل مختلفی مواجه است.از جمله این مسائل پیدایش انواعی از تمرکزها(جمعیتی، فعالیتی و...)در آن می باشد که خود منشاء بسیاری مشکلات گشته که در نتیجه آن ها همواره در محافل علمی و سیاسی مباحث و راهکارهایی در راستای تعدیل این پیامدهای منفی مطرح شده است. انتقال پایتخت، از جمله مواردی است که به عنوان یک گزینه جهت کاهش تمرکزهای موجود در کلانشهر تهران بارها عنوان شده اما تا کنون جنبه عملی نیافته است.بنابراین در این پژوهش که به شیوه توصیفی - تحلیلی و نیز با استفاده از مطالعات اسنادی و روش مصاحبه با کارشناسان انجام شده است،به دنبال آن هستیم تا به ارزیابی سیاست انتقال پایتخت اداری – سیاسی از جنبه تأثیر آن بر تمرکززدایی از کلانشهر تهران بپردازیم.با توجه به یافته های این پژوهش به نظر نمی رسد این سیاست بتواند در دستیابی به هدف کاهش مسائل کلانشهر تهران موفق باشد و در نتیجه به عنوان یک سیاست معقول برای کاهش تمرکزها در تهران و نیز تعدیل عدم تعادل های ملی، پیگیری گردد.در عین حال راهکارهای عملی تری غیر از انتقال پایتخت،در سطح ملی و نیز سطح کلانشهر تهران می توان مفروض داشت که در راستای تعدیل مسائل این کلانشهر و حتی تعادل بخشی در نظام شهری کشور مؤثر واقع شود.
کاربست علوم شناختی درتبیین گرایشات بصری تیپ های شخصیتی در حوزه هنرومعماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایشات و ترجیحات زیبایی وابستگی زیادی به سازوکارادراک بصری مخاطبان دارد.آیتم ارزیابی شخصیت معیار مهمی است که علاوه برریشه های اجتماعی ارتباط مستقیمی باسامانه مغزوادراک پیدا می کند.شخصیت نمودعینی پیچیدگی های فیزیولوژی مغزواعصاب بشمار می رود. ازسویی فاکتورهای هارمونی و تضاد دومعیار مهم تفکیک کننده آثار بصری هستند،که شاخصی بنیادی درغربال انواع آثار بصری است. بسیاری ازمطالعات گذشته دارای مبنای تفسیری وبعضا نتایج متناقض می باشند، درحالیکه با بکارگیری مبانی علوم شناختی می توان به نتایج علمی تری دست یافت. هدف این پژوهش ارتباط یابی میان شخصیت های درونگرا و برونگرا با گرایشات زیبایی شناسی درانطباق با مطالعات علوم شناختی می باشد. این تحقیق از نوع تحلیلی توصیفی و براساس مطالعات علی– مقایسه ای است. متغیرهای شخصیت و تقسیمات زیبایی شناسی از طریق تحلیل محتوای هر یک ازحوزه های علمی مربوطه تثبیت و برمبنای علوم شناختی مورد واکاوی قرارگرفته است. براساس نتایج بدست آمده میان مولفه های شخصیت و نوع آثاربصری همبستگی قابل ملاحظه ای وجود دارد. به نحوی که شخصیتهای درونگرا به مراتب بیش از برونگرایان به آثارهنر و معماری متضاد ، پیچیده و پرتنش توجه نشان می دهند. درحالیکه اکثریت قابل ملاحظه ای ازبرونگرایان تمایل به آثار هارمونیک و هماهنگ دارند.
بازشناسی مفهوم قلمرو در سه حوزه کالبدی، رفتاری و معناشناختی در معماری کوچ (مطالعه موردی: عشایر بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱۶۱
۱۲۴-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
معماری کوچ و زندگی عشایر، جنبه های نهفته بسیار دارد که متأثر از شیوه زندگی کوچ نشینان و فرهنگ و اجتماع آن ها می باشد. کوچ نشینی شیوه ای از زندگی با جابه جایی سالانه و موسمی است که گروهی ازمردم همراه با چهارپایان خود، از محل چادرهای زمستانی تا چراگاه های تابستانی نقل مکان می کنند و در فصل سرما دوباره به اردوگاه زمستانی خود باز می گردند. پدیده کوچ نوعی هماهنگی و سازش انسان با محیط طبیعی است که تا حدودی تحت تأثیر جبر محیطی نیز قرار دارد. بر این اساس می توان چنین پنداشت که زندگی کوچ نشینی یک نوع امرار معاش و بالطبع یک مسئله فرهنگی است که شیوه زندگی خاصی را معرفی می کند. در این خصوص مفهوم قلمرو به عنوان یکی از مفاهیم مطرح در مطالعات انسانی و محیطی، در شکل گیری نظام فضایی این نوع معماری، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این مفهوم بیش از آن که یک ویژگی کالبدی باشد، مفهومی ذهنی بوده که هم در ساختار کالبدی محیط و هم الگوهای رفتاری ساکنین و معانی که ساکنین از محیط زندگی خود ادراک می کنند، نمود دارد. با این حال چنین به نظر می رسد که بررسی این مفهوم در معماری کوچ، با توجه به نوع زندگی و شیوه سکونت خاص این افراد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا پژوهش حاضر ضمن بررسی نوع زندگی و شیوه سکونت خاص این افراد و نیز سازمان فضایی این نوع زندگی، به بررسی مفهوم قلمرو در سه حوزه کالبدی، رفتاری و معناشناختی در ایل سادات محمودی از طوایف بویراحمد سفلی به عنوان نمونه موردی می پردازد. بر این اساس با مراجعه حضوری به محل زندگی این عشایر و تهیه نقشه و کروکی از سازمان فضایی ایل و همچنین انجام مصاحبه و مشاهده، به گردآوری اطلاعات لازم پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که مفهوم قلمرو در سه بعد کالبدی، عملکردی و معنایی در معماری کوچ ، نمود دارد و این مفهوم هم از بعد عینی و هم از بعد ذهنی قابل مشاهده است.
بررسی آزمایشگاهی دیوار خشتی تحت کشش قطری با رویکرد تقویت خشت و ملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۴
۱۲۴-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه نحوه بهبود عملکرد لرزه ای دیوارهای خشتی جدید مورد بررسی قرار گرفته است. بهبود عملکرد با دو دیدگاه بهبود مشخصات بلوک و ملات، انجام شده است. بدین منظور ابتدا بلوک های خشت با افزودنی های طبیعی (لیف خرما، پوسته برنج، خرده چوب و کاه) با درصد های وزنی مختلف 3/0، 6/0 و 9/0تقویت شده اند. در انتخاب افزودنی ها سعی شده است از افزودنی های طبیعی، ارزان و موجود در اکثر نقاط جهان استفاده شود. بهترین نمونه تقویت شده، با توجه به بهترین مقاومت فشاری و دوام در برابر آب شستگی انتخاب شده است. سپس بلوک هایی با توجه به نتایج بلوک های دارای افزودنی های طبیعی ساخته شده و مشخصات مکانیکی آن ها به کمک آزمایش های انجام شده بر روی آن ها تعیین شده است. از کاه برای تقویت ملات استفاده شده و خواص مکانیکی ملات معمولی و ملات تقویت شده مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان سه نوع دیوار (شاهد، دارای ملات مسلح شده و دارای ملات و بلوک مسلح شده) در مقیاس 1:2 ساخته شده اند. بدین منظور تعداد 6 عدد دیوار در ابعاد 22×120×120 سانتی متر ساخته شده اند. نمونه های شاهد دارای بلوک و ملات معمولی بوده و دیوارهای تقویت شده در دو نوع دارای ملات تقویت شده و نیز دارای بلوک و ملات تقویت شده بوده اند. سپس نمونه ها تحت آزمایش کشش قطری مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج حاصل از آزمایش تحلیل شده اند. در دیوارهای دارای بلوک و ملات مسلح شده، مقدار نیرو به اندازه 2/33% و جذب انرژی این دیوارها به اندازه 81/100% بیشتر از دیوار های شاهد بوده است. نتایج نشان داده اند که با تقویت بلوک و ملات، رفتار دیوار خشتی در برابر بار فشاری قطری بهبود یافته است. علاوه بر موارد اشاره شده وجود الیاف کاه در ملات دیوارهای تقویت شده (دیوارهای مسلح) باعث کاهش ترک و یکپارچگی بیشتر در ملات، نسبت به ملات به کار رفته در دیوارهای با ملات تقویت نشده (دیوار شاهد) شده است .
مدل سازی آسیب پذیری اجتماعی شهرها در برابر زلزله با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی و نرم افزارARC GIS (مطالعه موردی: منطقه 1 شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
بلایای طبیعی علی الخصوص زلزله همواره تهدیدی برای فعالیت های بشری محسوب می شده است،که علی رغم پیشرفت های تکنولوژیکی در ابعاد مختلف هم اکنون نیز شاهد خسارات و تلفات این پدیده به ویژه در کشورهای در حال توسعه می باشیم. تا چند دهه اخیر دیدگاه ها ونظرات در رابطه با آسیب پذیری ناشی از زلزله صرفا محدود به عوامل کالبدی بود، اما این اواخر دیدگاه ها به چند بعدی بودن مساله آسیب-پذیری تاکید دارند. و این همان مفهوم آسیب پذیری اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی آسیب پذیری اجتماعی شهر تبریز در برابر زلزله و نیز تبیین رابطه بین آسیب پذیری کالبدی(فیزیکی) و آسیب پذیری اجتماعی و با استفاده از 4 شاخص کیفیت مسکن، جمعیتی، اقتصادی- اجتماعی و دسترسی به کاربریهای ویژه و زیرمعیارهای مربوط به هرکدام به مدلسازی آسیب پذیری اجتماعی ناشی از زلزله در منطقه 1 شهر تبریز پرداخته است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی به وزندهی معیارها وزیر معیارها پرداخته شده است و در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی پس از تهیه نقشه آسیب پذیری برای هر معیار با استفاده از تکنیک روی هم گذاری وزنی لایه ها به تهیه نقشه نهایی آسیب پذیری اجتماعی پرداخته شده است.نتایج حاکی از آن است که رابطه معناداری بین آسیب پذیری کالبدی(فیزیکی) و آسیب پذیری اجتماعی در منطقه مورد نظر وجود دارد. نیز در واحد تحلیل نواحی، ناحیه 2 و 1 از منطقه مورد مطالعه کمترین میزان آسیب پذیری اجتماعی و ناحیه 3و5 آن بیشترین میزان آسیب پذیری اجتماعی را با توجه به شاخص های انتخابی به خود اختصاص داده است.
Deleuze's Philosophy and its Impact on Late 20th Century Architectural Theory: A S tudy of ANY Magazine(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Throughout his tory, the relationship between architecture and philosophy has been intricately intertwined. In the 1990s, architectural theory witnessed a significant influx of theoretical and critical debates influenced by French philosophy. This scholarly article delves into the intricate connection between architecture and philosophy, specifically focusing on transforming architectural discourse from theoretical and critical debates by French philosophy to an antitheoretical s tandpoint. Emphasizing the emergence of (neo-)pragmatism within architectural theory, it closely examines the pivotal role played by translating philosophical concepts, particularly those derived from the works of Deleuze and Guattari, in this paradigm shift. Employing a research methodology centered around thematic analysis, the s tudy explores the multifaceted relationship between architecture and philosophy, shedding light on Deleuze's philosophical framework as evident in the publications of the es teemed Anyone Corporation. The theoretical framework serves as a lens through which the difference, transformation, and change within the translation of Deleuze's ideas into architectural theory are meticulously examined. The findings conclude that architects selectively incorporate certain significant tenets from Deleuze's philosophy, such as smooth spaces, the fold, and the diagram. Furthermore, while the interaction between philosophy and architecture fos ters fruitful exchanges, it also gives rise to criticisms for ins trumentalizing philosophy and utilizing buzzwords without fully grasping their intended contexts. Ultimately, this article underscores architecture and philosophy's reciprocal dependence and interconnectedness as dis tinct yet interdependent disciplines, emphasizing the significance of transdisciplinarity and disciplinary cons titution.
کاربست رکن کارکردگرایی تریز در فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکنیک ها و متدهای مورد استفاده در طراحی معماری را می توان به 2 دسته ی مرتبط با دانش معماری و مستقل از آن تقسیم نمود. یکی از قسمت های مربوط به دسته ی دوم، خلاقیت و نوآوری است. در این حوزه، یکی از به روزترین و جامع ترین زمینه های دانشی، تئوری تریز است. استفاده از تریز در معماری، طی سال های اخیر رشد زیادی داشته است، اما نبود روش مشخصی برای استفاده از تریز در طی فرایند معماری، همچنان به چشم می خورد. در این پژوهش، در راستای پوشش این خلاء، بر رکن کارکردگرایی تریز در فرایند طراحی معماری تمرکز شده است. هدف از این پژوهش، ارائه روشی برای استفاده از رکن کارکردگرایی تریز در فرایند طراحی معماری و آزمون کارآمدی آن است. کارآمدی این روش، با استفاده از یک طرح تحقیق شبه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و آزمون، ارزیابی شد. داده های تحقیق با روش سنجش عملکردی و نمره دهی هیئت داوران مجرب، گردآوری شد. این داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس یک راهه، مورد آزمون قرار گرفت. نتایج آزمایش نشان می دهد روش طراحی با استفاده از کارکردگرایی تئوری تریز، عملکرد طراحی دانشجویان را در کارکرد بنیادین، به شکل معناداری بهبود می دهد. به عبارتی کارکردگرایی تریز با کمک به فعالیت فرموله کردن، موجب بهبود عملکرد آزمودنی ها در کارکرد بنیادین طراحی آنها می شود.
واکاوی نقش فناوری های نوین بر ساختار کالبدی ساختمان های منتخب معماری معاصر ایران 1360- 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
۴۷-۳۰
حوزههای تخصصی:
اهداف: از جمله چالش های رخ داده پس از انقلاب صنعتی می توان به تقلیل بهره گیری از فناوری های روز توسط بسیاری از معماران به دلیل بحران های هویتی و معنایی در معماری ساختمان ها اشاره نمود. در این راستا هدف اصلی پژوهش پیش رو واکاوی ارتباط نظری فناوری و ساختار کالبدی ساختمان در آثار معماری چهار دهه اخیر ایران و ارائه راهبردی در جهت ارتقاء معماری معاصر کشور می باشد. روش ها: پژوهش پیش رو از نوع تحقیقات ترکیبی و از منظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی و پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد. در این پژوهش پس از بررسی مبانی نظری ، نمونه های مورد مطالعه پژوهش تبیین و بر اساس معیارهای اصلی که تعیین گردیده اند تحلیل می گردند. در ادامه داده های حاصل در غالب پرسشنامه هایی در اختیار جامعه آماری متخصص قرار گفته که به جهت اعتبار یابی پرسشنامه از SmartPLS استفاده شده و به جهت اولویت بندی داده ها از آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: براساس یافته ها حاصل از ارائه پرسشنامه ها، اکثریت متخصصین معتقدند که می بایست بیشترین تاثیر فناوری های نوین در معماری ساختمان های معاصر در سه بعد انعطاف پذیری در ساخت و ساز، سرعت احداث بالا و ایمنی هر چه بیش تر مصالح فناوارانه در برابر آتش سوزی نمود یابند. نتیجه گیری: با بررسی ساختمان های چند عملکردی شاخص چهار دهه اخیر به خصوص در دهه اخیر، عموم توجه طراحان و معماران معاصر به بهره گیری از فناوری های نوین در جنبه های زیبایی شناختی ساختمان ها (از جمله کاربری های تجاری) می باشد که این مهم منجر به افول هویتی و معنایی ساختمان ها در عین بهره گیری از فناوری های روز گردیده است.
تأثیرات انتقال سازمان های عمومی به نواحی فرسوده شهر به مثابه پروژه محرک توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجرای پروژه های محرک توسعه در راستای تسریع و تسهیل بازآفرینی بافت های نابسامان شهری صورت می پذیرد و با اتکا به مشارکت اجتماعی و استفاده از ظرفیت های محلی به ثمر می رسد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثرات انتقال سازمان های عمومی به بافت فرسوده شهر تهران بوده است که به این منظور تلاش شد با بهره گیری از رویکرد ارزیابی تأثیرات و باهدف برآورد تأثیرات ناشی از این اقدام، با استفاده از روش های اسنادی و میدانی نخست به گردآوری داده ها و اطلاعات پرداخته و درنهایت با بهره گیری از فنون متفاوت همچون مطالعات تطبیقی، برآوردی از متغیرها و ذی نفعان این اقدام (انتقال سازمان های عمومی) ارائه گردد. برای تحقق این هدف علاوه بر مرور پژوهش های انجام شده، برخی از طرح های شهری داخلی و خارجی مرتبط نیز موردبررسی قرار گرفت. مدیران شهری، مسئولان مرتبط، نخبگان و فعالان محلی، بخشی از جامعه آماری این پژوهش بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری با این افراد گفتگو شد. درنهایت تأثیراتی در حوزه های مختلف اجتماعی (تغییر در متغیرهایی چون تراکم جمعیت، نظارت اجتماعی، امنیت، سبک زندگی، تعارضات اجتماعی، حضور زنان، مهاجرت، کیفیت زندگی و...)، کالبدی (زیرساخت ها، ترافیک، فرسودگی بافت، منظر شهری و...)، اقتصادی (بهای املاک، اشتغال زایی، کسب وکارهای محلی، سرمایه گذاری و...) و محیط زیستی بیان و تلاش شد در قالب نظامی از نهادها و سازمان هایی که باید در مدیریت پیامدها نقش ایفا نمایند ارائه گردد. در انتها نیز باهدف کاهش آثار منفی پیشنهادهایی ارائه گردید.
کیفیت فضایی در طراحی بافت سکونتگاه های کوچک: بافت های روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی کالبدی سکونتگاه ها و ضرورت حفاظت و احیای محیط زندگی خصوصاً در کشور های با پیشینه تاریخی مسئله ای است که همواره مورد توجه مسئولان امر بوده است. برخورداری ایران از تمدن و تاریخ کهن باعث شده تا یکی از اهداف مهم طرح های جامع و هادی سکونتگاه ها، بهسازی بافت آن ها باشد. با توجه به تعداد زیاد و توزیع فضایی و جغرافیایی سکونتگاه های کوچک در کشور توجه به نحوه طراحی و توسعه آن ها همواره از اهداف برنامه ریزان، طراحان و متولیان موضوع بوده است. تقریباً اکثر سکونتگاه های کوچک کشور ما روستایی هستند و اکنون که حدود ۴ دهه از تجربه طراحی و بهسازی محیط آن ها می گذرد ، تأملی در محتوا و بررسی آنچه تهیه و اجرا شده می تواند به بهبود محتوا و اجرای آن ها کمک نماید . این مقاله با تکیه بر تجارب انجام شده و مرور اسناد و مباحث نظری طراحی شهری و معماری سعی در نشان دادن نقش مغفول مانده در این فرایند یعنی "فضا" و"کیفیت" آن در شکل دادن به بافت در طراحی و اجرا دارد. مقاله پیش روی راه حل بهبود سکونت و زندگی در این سکونتگاه ها و ایجاد شادابی و سر زندگی در آن ها را، فضا و توجه به ارتقای آن در روند طراحی و اجرا تبیین می نماید و متناسب با ویژگی هایی که در این بافت وجود دارد راه حل هایی پیشنهاد می شود.