فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۸۱ تا ۵٬۸۰۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
آموزش شهرسازی شامل سه مولفه اصلی است: دانش، مهارت ها و ارزش ها. مطالعات گسترده ای به معرفی مهارت های اصلی موردنیاز شهرسازان پرداخته است ولی تفاوت های بنیادی در آموزش شهرسازی در کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیشرفته لزوم شناسایی مهارت های مورد نیاز شهرسازان در این کشورها را افزایش می دهد. برای شناخت مهم ترین مهارت های شهرسازان در ایران مجموعاً 341 پرسشنامه توسط دانشجویان، دانش آموختگان، استادان و کارفرمایان شهرسازی تکمیل شده است. در حالیکه مهم ترین مهارت شهرسازان در کشورهای پیشرفته مهارت های ارتباطی است، نتایج این بررسی نشان می دهد که در ایران مهم ترین مهارت برای شهرسازان با مدرک کارشناسی مهارت های کار تیمی، مهارت های تکنیکی و مهارت جمع آوری اطلاعات می باشد، و برای شهرسازان با مدرک کارشناسی ارشد مهم ترین مهارت ها شامل مهارت های تحلیلی، ارائه شفاهی و تعریف مسئله است . این درحالی است که دو مهارت بودجه بندی و مدیریت پروژه هم برای شهرسازان با مدرک کارشناسی و هم برای شهرسازان با مدرک کارشناسی ارشد دارای کم ترین اهمیت می باشد. ارزیابی موفقیت آموزش شهرسازی در انتقال مهارت ها در ایران نشان می دهد که سطح موفقیت در حد متوسط بوده است. بیشترین موفقیت آموزش در انتقال مهارت هایی چون مهارت های تحلیلی، تکنیکی و سپس ارائه شفاهی دیده می شود. در حالیکه مهارت های مدیریتی (هر سه مهارت)، مهارت ارتباط با برنامه ریزان و مسئولین طرح نیز در پایین ترین حد است.
بازشناسی اصول خانه های سنتی یزد در پاسخگویی به نیازهای اساسی روانشناختی؛ براساس تئوری برخاسته از زمینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۰ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
99 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، دستیابی به بخشی از دانش کاربردی، برای پاسخگویی به نیازهای اساسی روانشناختی در معماری امروزی است. محقق از میان نیازهای روانشناختی، دو نیاز ابراز وجود و احراز وجود را مورد تأکید قرار داده و سعی کرده با روش «تئوری برخاسته از زمینه»، به شناسایی معیارهای خانه های سنتی یزد در پاسخگویی به این نیازها بپردازد؛ تا بتواند، ضمن تدوام ارزش های معماری گذشته، معیارهای معماری سازگار با نیازهای انسان را تبیین کند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ادراک کنندگان محیط بعنوان متخصصانی آشنا با فضاهای مورد بحث حاصل و با کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند بناهای سنتی، با ایجاد شرایطی چون«سازماندهی قلمرو شخصی»، «سازماندهی حس تعلق خاطر»، «سازماندهی تمرکز درون فردی» و «سازماندهی ارتباطات اجتماعی» به ترتیب زمینه ساز پدیده هایی چون 1- آزادی عمل و استقلال فردی، کنترل حریم شخصی و میزان محرمیت؛ 2- پایبندی حسی، خوانایی فضا، هم ذات پنداری با فضا؛ 3- آرامش ذهنی، تمرکز حواس 4- سلسله مراتب میزان محرمیت، دسته بندی انواع اجتماعات، افزایش اتحاد جمعی، کنترل، تسهیل و تقویت ارتباطات جمعی؛ شده که پیامدهایی چون«امنیت روانی»، «هویت بخشی»، «خودسازی» و «مشارکت مفید اجتماعی» داشته است. همچنین، راهکارهای بکار رفته در پاسخگویی به این نیازها نیز در طول تحقیق استخراج و ارائه شده است.
مکان معماری و معرفت تاریخی
حوزههای تخصصی:
بازشناسی اثر قنات بر سکونتگاه های منطقه مرکزی ایران (مطالعه موردی: روستای محمدیه نایین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶۴
۱۱۴-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
شهرها و سکونتگاه های فلات ایران در پیوند و وابستگی عمیق و متقابل با منابع تأمین آب و نظام های حاکم بر آن ها شکل گرفته، پایدار شده و توسعه یافته اند. یکی از نمونه های بارز پیوند همه جانبه نظام تولید، سکونتگاه ها و تقسیم آب در حاشیه کویر مرکزی ایران، در روستای محمدیه شکل گرفته است. نظامی که بر پایه استحصال و هدایت آب های زیر زمینی توسط فن آوری قنات به وجود آمده و امروزه نیز با تغییراتی پا برجا مانده است. این نظام، نقشی چند وجهی در مجتمع زیستی و زندگی ساکنان آن دارد و طی سالیان متمادی که از برقرار شدن آن می گذرد به صورتی پایدار وجود داشته و سیستم وار با آن توسعه یافته است. بررسی مطالعات موجود در تحلیل تأثیرات آب بر سکونتگاه ها نشان می دهد که از یک سو عمده این مطالعات و نتایج آن ها توصیفی بوده و تنها جنبه کالبدی را بررسی کرده اند و از سوی دیگر برپایه های روش شناختی روشنی استوار نیستند. لذا با توجه به تمرکز عمده مطالعات پژوهشگران ایرانی بر مناطق کویری و همچنین ساختار شناخته شده و پا برجای نظام آبی محمدیه واقع در فلات مرکزی ایران، این روستا به عنوان نمونه مطالعاتی پژوهش انتخاب شده است. پژوهش حاضر با استفاده ازروش تحلیلی و پیمایشی و در قالب مطالعه ای ترکیبی (کمی وکیفی) به بررسی نحوه تعامل محمدیه با نظام آبی پرداخته است. پژوهش تلاش می کند با یافتن جنبه های مختلف پیوند این نظام با ساختار کالبدی- فضایی و کارکردی –فعالیتی از یک سو و زندگی اجتماعی ، ذهنیات و باورها از سوی دیگر اصول حاکم بر شکل گیری و توسعه این نظام را جستجو کند. نتایج پژوهش نشان می دهد نظام آبی مبتنی بر قنات، در لایه های مختلف، ارتباط تنگاتنگ و عمیقی با ساختار کالبدی و اجتماعی شهر و حوزه های شخصی و عمومی برقرار ساخته است. در نتیجه رابطه چند بعدی این نظام با ساختار شهر، از یک نظام زیرساختی با نقش خدماتی و کارکردی صرف به نظامی چند بعدی تبدیل شده و در پیوندی متقابل و همزمان با دو بعد کالبدی-فضایی و اجتماعی- فرهنگی قرار گرفته است.
سنجش و تحلیل مطالعات طراحی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
205 - 220
حوزههای تخصصی:
پژوهش های مرور نظام مند و فراتحلیلی بخش مهمی از پژوهش در هر حوزه علمی هستند که برای شناسایی وضعیت موجود و برنامه ریزی برای آینده، باید به طور پیوسته به انجام برسند. در مطالعات اکتشافی اولیه این پژوهش مشخص شد که در زمینه مطالعات فراتحلیلی در حوزه مطالعات طراحی در ایران خلاء علمی جدی وجود دارد. این خلاء باعث می شود که هرگونه برنامه ریزی و سیاستگذاری در حوزه مطالعات طراحی فاقد پشتنوانه های متقن باشند، لذا با هدف رسیدن به یک شناخت جامع از وضعیت علمی مطالعات طراحی در ایران، این پرسش مطرح شد که: وضعیت کمی و کیفی مطالعات طراحی در ایران چگونه است؟ پاسخ به چنین پرسشی نیازمند داشتن یک مبنای قیاس است، لذا پرسش مقدماتی این پژوهش این بوده است که: وضعیت کمی و کیفی مطالعات طراحی در دنیا چگونه است؟ برای دستیابی به پاسخ این دو پرسش، سلسله ای از پرسش های رویشی مطرح شده اند و در گام های مطالعاتی و پژوهشی به آنها پاسخ داده شده است. پژوهش حاضر یک پژوهش فراتحلیلی (متکی بر روش پریزما) است. از نظر ماهیت داده ها، پژوهش حاضر کیفی و از نظر روش جمع آوری داده ها، اسنادی است. برای طبقه بندی و تحلیل داده ها، روش مقوله بندی داده بنیاد به کار گرفته شده است. بحث بعمل آمده روی یافته ها معرف مجموعه ای از ویژگی ها و مختصات مطالعات طراحی در دنیا و در ایران است. از جمله فهرستی از حوزه ها و شاخه های پژوهش طراحی که از سال 2010 مورد توجه بوده اند. در پایان، این پژوهش نشانگر ابعاد کمی و کیفی ضعف شدید در حوزه مطالعات طراحی در ایران است.
طبقه بندی و تحلیل معماری دَستکند در شهرستان مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۹ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷۰
۶۶-۵۳
حوزههای تخصصی:
فضاهای دَستکند گونه خاصی از معماری است که در آن مصالحی برای تولید فضا استفاده نمی شود و با کاست توده های صخره ای توسط انسان از بستر زمین و صخره، فضا ایجاد می شود. در مناطق مختلفی از کشور تاکنون شمار زیادی از فضاهای دستکند شناسایی و معرفی شده است. شهرستان مراغه واقع در دامنه های جنوبی کوهستان سهند یکی از مناطق مستعد برای این گونه معماری می باشد. براساس پیمایش میدانی مشخص شد در محدوده شهرستان مراغه فضاهای دستکند متنوعی باقی مانده است؛ که بررسی و مستندنگاری آن ها ارزشمند می باشد و علاوه براین، نتایج این پژوهش می تواند الگوی مطالعات بعدی آثار معماری دستکند سایر روستاهای دامنه کوهستان سهند گردد. بررسی ها نشان می دهد با وجود تنوع و تعداد نسبتاً زیاد فضاهای دستکند صخره ای در برخی از روستاهای این منطقه، تاکنون مطالعات کاملی در مورد آن ها صورت نگرفته است؛ بنابراین فضاهای دستکند این منطقه کمتر شناخته شده و اقدامی جهت ثبت این آثار فاخر در فهرست آثار ملی کشور نشده است؛ برهمین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی های فضاهای دستکندِ این منطقه، به عامل شکل گیری این فضاهای معماری نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی و براساس روش توصیفی – تحلیلی، برای شناخت عامل شکل گیری معماری دستکند شهرستان مراغه استفاده شده است؛ همچنین از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) نیز برای شناخت الگوی توزیع فضاهای دستکند روستاهای مراغه بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که آثار دستکند روستاهای مراغه براساس ریخت شناسی در قالب های سطحی و زیرسطحی قابل دسته بندی هستند؛ همچنین ازلحاظ گونه شناختی و تقسیم بندی ماهیت کاربری دارای استفاده های مختلفی، از قبیل الف) سکونتگاهی، ب) آیینی – مذهبی، ج) استحفاظی، د) عام المنفعه است. هم اکنون بسیاری از این فضاهای دستکند صخره ای دچار ویرانی شده و کاربری اولیه خود را از دست داده اند و بیشتر در قالب فضاهای انباری و نگهداری احشام مورداستفاده قرار می گیرند.
ادراک متفاوت گروه های سنی از نشانه های معنایی و بصری مؤثر بر هویت محیطی (مطالعه موردی: محله فهادان یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال یازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۲
107-126
حوزههای تخصصی:
هویت در سیمای محیط های مصنوع همواره برگرفته از مؤلفه های انسانی و علوم رفتاری است که این هویت در محله هایی که دارای قدمت و بافت تاریخی، به علت کاربرد متعدد نشانه های معنایی و هویتی منتسب به فرهنگ دارای ارزش بیشتری هستند که در گروه های مختلف سنی با بکار گیری نشانه ها می تواند نمود دیگری ازنظر آن ها داشته باشد. لذا در این پژوهش سعی شده است باهدف بررسی تأثیر نشانه های بصری و معنایی که منجر به هویتمندی بافت قدیم شهری بر ادراک متفاوت سه گروه سنی جوان، میان سال و کهن سال می شوند، به شناسایی این عوامل از دیدگاه خبرگان و کاربران فضایی بپردازد. روش تحقیق ترکیبی از نوع کیفی-کمی است که در قسمت استخراج متغیرها از مصاحبه نیمه ساختاریافته با تکنیک کدگذاری و تقلیل داده ها در نرم افزار ATLAS.TI استفاده می شود و در بخش کمی از نرم افزار JMP برای تحلیل آمار استنباطی و همبستگی گروه های سنی و ترسیم برازش منحنی استفاده می شود. نتایج نشان می دهد که در گروه های سنی 40-60 و 20-40 تقریباً توجه به نشانه های ادراکی و بصری در یک فضا برابر است که ضریب همبستگی 76/0 حاکی از این امر است. به طورکلی می توان این گونه بیان نمود که برای طراحی نشانه های ادراکی و بصری در یک فضا گروه های سنی 20-60 سال به یک صورت فکر می کنند و می توان از نتایج یک گروه برای تبیین رفتار گروه دیگر استفاده نمود، اما این امر در گروه سنی 60 تا 80 سال وجود ندارد و نیاز است قبل از طراحی محیطی با این خصوصیات، نظرات این گروه سنی جدا موردبررسی قرار گیرد؛ اما با توجه به نمودارها مشخص می شود که نشانه های ادراکی و بصری در گروه های سنی 40-60 و 60-80 دارای همبستگی بیشتری هستند به نظر می رسد نوع نگاه گروه های سنی 60-80 در امتیازدهی به نشانه ها دارای تفاوت بوده و با گذر زمان این تفاوت بیشتر هم می شود این امر با توجه به ضرایب تعیین به دست آمده این امر را تائید می کند که باید در طراحی ها مبتنی بر نشانه های ادراکی و بصری به این امر توجه ویژه ای نمود. درنتیجه گیری این پژوهش، محله فهادان به عنوان یک بافت غنی با داشتن نشانه های بصری و ادراکی گوناگون، ابتدا از جنبه های مختلف مورد استخراج و سپس ارزیابی قرار می گیرند. نشانه های استخراج شده در ابعاد فضایی، کالبدی، عرفانی، اقلیمی و اجتماعی قابل دسته بندی هستند.
ارائه الگوی جامع طراحی بیمارستان با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰
111 - 124
حوزههای تخصصی:
بیمارستان ها یکی از مهمترین مراکز شهرها هستند، لذا لازم است این اماکن به گونه ای طراحی گردند که بتوانند در کلیه شرایط، قابل بهره برداری بوده و نیاز مندی های شهروندان در حوزه درمان را پاسخگو باشند. مطالعه حاضر بر اساس روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایشی-مقطعی است. در بخش نخست براساس مطالعات کتابخانه ای و سپس مصاحبه های تخصصی به شناسایی معیارهای برنامه ریزی طراحی بیمارستان با رویکرد پدافند غیر عامل مبادرت ورزیده شده است که پس از مرحله تحلیل کیفی به توزیع پرسشنامه و گردآوری داده ها از خبرگان و کارشناسان ، پژوهش وارد فازی کمی می شود. بنابراین از این منظر، مطالعه حاضر یک پژوهش آمیخته می باشد . براساس الگوی پیشنهادی مهم ترین معیار ، معیار دسترسی شناسایی گردید که بر دیگر معیارها تأثیر گذار است. دسترسی، یکی از مهم ترین مسائلی است که باید در مکان یابی بیمارستان مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از موارد عدم دقت در مکان یابی سبب شده تا حتی با وجود برنامه ریزی و تأمین امکانات و تسهیلات در بیمارستان، امکان دسترسی به بیمارستان و به ویژه خدمات اورژانسی با مشکلات و تأخیر انجام شود. این موضوع به اندازه ای حائز اهمیت است که می تواند تاثیرات مخرب و نامطلوبی بر وضعیت فیزیکی یا روانی بیماران داشته باشد و یا حتی منجر به مرگ بیمار شود. بنابراین بررسی و تحلیل مسیرهای دسترسی و را ههای ارتباطی به سایت و همچنین بررسی حمل و نقل عمومیِ اطراف سایت و طرح های مصوب شهری در آن منطقه، از عوامل اصلی در تعیین مکان مراکز درمانی می باشند.
نهادهای مردمی ایرانی چگونه می توانند شهرسازی را اصلاح کنند؟ بررسی موردی در محله شوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
47 - 64
حوزههای تخصصی:
شهرسازی رسمی معمولاً مبتنی بر تعریفی از عقلانیت است و نظریات مبین زندگی غیررسمی و فاقد چنان عقلانیتی همچنان در حاشیه شهرسازی رسمی مانده و امکان اثرگذاری تجربه غیررسمی و عملی عاملان بر شهرسازی رسمی در ایران کمتر مورد توجه بوده است. این پژوهش بر آن است تا سازوکار اثرگذاری دانش تجربی فضاهای غیررسمی بر شهرسازی را با استفاده از نظریه ساختاریابی گیدنز نشان دهد. از این رو با بازخوانی برخی نظریات شهرسازی مقاومت جو، بر اساس نظریه گیدنز، توان ساختاریابی اقدامات غیررسمی و ناخودآگاه مردم و نهادهای مردمی را تبیین و نمونه چنین سازوکاری را نشان خواهد داد. این هدف در یک مطالعه موردی در محله شوش تهران دنبال خواهد شد که در آن اقدامات سمن ها (به نمایندگی از نهادهای مردمی) و نهادهای رسمی در طول زمان ارزیابی و مقایسه خواهند شد. برای ارزیابی میزان دقت نهادها در پرداختن به معضلات اساسی از اصول تحلیل عاملی (با اصلاحات لازم برای کاربرد در زمینه مفهومی) استفاده شده است. مطالعه نشان داد که سمن های فرهنگی در شناسایی معضلات اساسی محله و انجام اقدامات متناسب پیشگام نهادهای رسمی و احتمالاً به شکلی مکتوم بر آنها اثرگذار بوده اند. این شیوه یادگیری از دانش عملی و ناخودآگاه، قابل شناسایی در دیگر حوزه های سیاست گذاری یا تعمیم به آنها به نظر می رسد.
تاثیر بسترهای فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی بر شکل گیری نخستین مکان های دینی اسلام و یهود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادیان اسلام و یهود در سرزمین های ظهور کردند که دارای بسترهای فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی بوده است. این ادیان برای همراه کردن پیروان و سهولت پذیرش مردم، هر آنچه از این بسترها برآمده بود را به کل مردود ندانستند، بلکه با برخی از آن ها که منافاتی با دین جدید نداشت همراه شدند و حتی به مرور از آن ها تاثیراتی پذیرفتند. مکان های دینی ادیان نیز به تدریج تحت تاثیر بسترهای نامبرده شکل گرفتند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی تاثیر بسترهای فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی سرزمین پیدایش ادیان اسلام و یهود، بر شکل گیری نخستین مکان های دینی آنان بوده است. پرسش این است که بسترهای فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی موجود در سرزمین پیدایش ادیان اسلام و یهود چه تاثیری بر شکل گیری نخستین مکان های دینی آن سرزمین داشته است؟ پژوهش از لحاظ راهبرد کیفی و از نظر ماهیت و روش تفسیری-تحلیلی است که با مطالعه و تحلیلی تطبیقی، تاثیر این بسترها را بر شکل گیری نخستین مکان های دینی ادیان اسلام و یهود جستجو کرده است. نمونه مورد مطالعه، نخستین مکان های دینی در دین اسلام یعنی کعبه، مسجد مدینه و نخستین مساجد اسلامی و در دین یهود یعنی خیمه عهد، معبد اورشلیم و کنیسه های نخستین بوده است. پژوهش بسترهای فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی را به عنوان سطوح تبیین و تطبیقِ این مطالعه تطبیقی برگزیده است و نخست این بسترها را در سرزمین های پیدایش ادیان اسلام و یهود جستجو کرده و سپس به بررسی تاثیر آن ها بر شکل گیری نخستین مکان های دینی در دو دین نامبرده پرداخته است. نتایج پژوهش ضمن تاکید بر اشتراک تاثیرپذیری نخستین مکان های دینیِ ادیان اسلام و یهود از بسترهای نامبرده موجود در سرزمین پیدایش آنان و تحلیل چگونگی این تاثیر، تحلیلی تطبیقی از تاثیر این بسترها بر شکل گیری نخستین مکان های دینی در ادیان منتخب ارائه داده است.
نقش رون اصفهانی در روشنایی طبیعی فضاهای مجاور حیاط مرکزی: خانه های تاریخی شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل مؤثر در طراحی بناها، جهت گیری مناسب آن ها نسبت به جهت قرارگیری خورشید و استفاده مطلوب از نور طبیعی است. در تحقیقات انجام شده دررابطه با بناهای ساخته شده در ایران به سه رون (جهت) اشاره شده که جهت گیری بناهای شهر، نسبت به نور خورشید، جهت باد و به طورکلی استفاده مناسب از شرایط بهینه از ویژگی های اقلیمی را مدنظر قرار داده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که جهت قرارگیری خانه ها چه برمبنای رون و چه برمبنای زاویه قرارگیری آن ها در روشنایی نماها و به تبع آن فضاها چه نقشی داشته است؟ هدف از این تحقیق است که نقش جهت قرار گیری خانه ها در روشنایی فضاها را موردمطالعه قرار دهد. روش به کاربرده شده در این پژوهش روش تحقیق به صورت کیفی و برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی بهره برده شده و تحلیل داده ها بر اساس روش توصیفی و تفسیری انجام شده است. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که کشیدگی خانه در محور شمالی- جنوبی در زمستان به صورت محدود برمبنای رون اصفهان بهتر از بقیه زاویه های قرارگیری دیگر برای روشنایی تهرانی (زمستان نشین) عمل می کند. اما درمجموع و در هیچ کدام از جهت ها تأثیر چشمگیری در روشنایی نماها نداشته اند. اما زاویه های قرارگیری متنوع در خانه های تاریخی که بر اساس رون اصفهان ساخته نشده اند، وابسته به شرایط اقلیمی نبوده و بیشتر بر اساس شکل زمین و کشیدگی محوری آن ایجادشده است.
بررسی نقش حیاط در پیکره بندی فضایی مساجد در راستای ارتقاء راندمان عملکردی با استفاده از روش چیدمان فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
91 - 104
حوزههای تخصصی:
نقش حیاط در فضاهای معماری ایران غیر قابل انکار و گاهی از ضروریات طراحی معماری به سبب شرایط اقلیمی و جغرافیایی می باشد . این عضو اصلی بناهای معماری ایران در ساخت و ساز های امروزی به دلیل مشکل زمین و موضوع تراکم شهری از پیکره بندی بسیاری از بناها به خصوص کاربری های جمعی مانند مساجد حذف گردیده است. در حالی ست که نقش آن در تغییر بازده عملکردی بنا نادیده گرفته شده است . هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش متفاوتی است که وجود حیاط ضامن ایجاد و یا افزایش آن می باشد و بر پایه ی ایجاد یا ارتقاء راندمان عملکردی استوار است. اثبات این فرایند با بررسی نقش حیاط در مساجد با استفاده از دو روش ترسیم گراف و استفاده از داده های آن برای روابط ریاضی نحو فضا و همچنین استفاده از نرم افزار Depth map است. برای اثبات میزان راندمان عملکردی ابتدا تعریف راندمان فضایی ارائه می شود و سپس بر اساس این تعریف شش شاخص راندمان عملکردی معرفی و تشریح خواهد شد و به اثبات نقش حیاط در تغییرات میزان راندمان عملکردی انواع الگوی حیاط مساجد پرداخته می شود. نتایج تحقیق نشان داد طرح حیاط مرکزی با هندسه مستطیل بالاترین میزان راندمان عملکردی را در مقایسه با سایر الگوها را دارد.
کاربست پارادایم انتقادی در فهم عدالت فضایی در حاشیه کلانشهر تهران مورد مطالعه: اسلامشهر و شهر قدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
19 - 33
حوزههای تخصصی:
عدالت فضایی یکی از ارکان اصلی توسعه متعادل در درون و بیرون کلانشهر است. امروزه در حاشیه کلانشهرها میتوان نمودی از بیعدالتی فضایی را مشاهده نمود که منجر به تشدید تلههای فضایی شده و فقر شهری را تشدید نموده است. هدف این پژوهش تبیین انتقادی عدالت فضایی در نواحی پیرامونی کلان ً شهر تهران مشخصااسلامشهر و شهر قدس است. در این راستا، با استفاده از پارادایم انتقادی و روش تحلیل گفتمان انتقادی به جمعآوری دادهها با دو روش مصاحبه و تحلیل اسناد پرداخته شده است. شش مقوله قدرت، سلطه، عدالت، وابستهسازی، ایدئولوژی، حق به شهر و شهروندی تبیین شدند و حاصل این تبیین نشاندهنده آن است که این شش مقوله بر ابعاد گوناگون مفهوم قدرت، عدالت و اقتصاد سیاسی دلالت دارند و همچنین اهمیت بُعد سیاسی-نهادی قدرت در کنار سایر ابعاد اجتماعی، اقتصادی و کالبدی سایهای از نافضایی در این شهرها ایجاد کرده است. در نتیجه جهت تغییر و رسیدن ً به عدالت فضایی و رهایی از تله فضایی فقر صرفا عدالت توزیعی کافی نیست بلکه حرکت در توزیع متناسب قدرت در بُعد نهادی میتواند راهگشا باشد
پایش شبانگاهی اقتصاد: معرفی یک رویکرد نوین در برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال سوم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۷
141 - 184
حوزههای تخصصی:
وجود ارتباط مثبت میان سطح فعالیت اقتصادی و میزان نور اندازه گیری شده در تصاویر ماهواره ای در شب، قابل توجیه است و مطالعات متعددی این ارتباط را تأیید کرده اند. در این تحقیق برای اولین بار این ارتباط در اقتصاد ایران و در بازه زمانی سال های 1371 تا 1393 بررسی می شود. در ابتدا رویکرد تحلیلی بر مبنای داده های نور شبانگاهی ( NTL ) و فرآیند استخراج داده ها تشریح و سپس ارتباط میان NTL و سطح فعالیت اقتصادی بررسی می شود. نتایج برآورد الگوهای مختلف رگرسیونی، نشانگر وجود ارتباط مثبت و معنادار میان GDp حقیقی و NTL است و بنابراین انتظار می رود میان توزیع درآمد و توزیع NTL که نماگری از توزیع فعالیت های اقتصادی است، ارتباط مثبتی وجود داشته باشد. با توجه به کوواریانس میان ضرایب جینی یادشده در سطح استانی، رابطه مثبت بالا تأیید می شود که خود نشانگر مشابهت میان توزیع فعالیت های اقتصادی و توزیع درآمد در سطح استان ها است. بنابراین می توان با توزیع یکنواخت تر فعالیت های اقتصادی، توزیع درآمد را در سطح استان ها به سمت برابری بیشتر سوق داد. به عبارت دیگر بایستی در حوزه برنامه ریزی منطقه ای، توزیع فعالیت های اقتصادی در سطح هر استان به نحوی باشد که توزیع درآمد را به سمت برابری بیشتر سوق دهد.
محورهای شاخص شهری و دالان های بوم شناسانه رودها (ارتقای هویت مکانی با تأکید بر مسیرهای پیاده گردشگری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۸۹ شماره ۶
51 - 62
حوزههای تخصصی:
کاربست مدل های فضایی به منظور پیش بینی رشد شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد سریع مراکز جمعیتی و تبدیل آن ها به شهرهای بزرگ موجب برهم خوردن تعادل میان محیط انسان ساخت و طبیعی می گردد. از این رو به همراه رشد بسیاری از شهرها در ایران، محیط طبیعی نیز به زیر ساخت و ساز می روند که این امر در تضاد با اصل توسعه پایدار است.مقاله حاضر که با هدف بررسی رهیافت ها و مدل های مربوط به پیش بینی رشد شهر و بکارگیری مدل مناسب برای نمونه مورد مطالعه (شهر ساری) تدوین شده است، در پی آن بوده، که پیش بینی دقیقی از میزان و جهت رشد شهر ساری و مناطق اطراف آن ارائه دهد تا به عنوان یک سیستم پشتیبان تصمیم سازی و تصمیم گیری راهنمای مفیدی برای برنامه-ریزی آینده شهر باشد.نتایج این پژوهش نشان داد که مدل SLEUTHبدلیل توانایی آن برای انجام مدلسازی پویای فضایی- زمانی، عدم وابستگی به مقیاس مکانی، امکان شبیه سازی همزمان چهار نوع رشد شهر مناسب تر از سایر مدل های بررسی شده برای پیش بینی رشد شهر ساری است. همچنین یافته ها نشان می دهد که رشد شهر ساری تا سال 1410 به اندازه 394 هکتار می باشد. این رشد بیشتر در قسمت غرب، شمال غربی، شمال و شرق شهر بوده که دلیل آن را می توان وجود رشد ذاتی در این مناطق دانست.
برنامه ریزی شهر ارومیه به منظور کاهش تبعات زیست محیطی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه بر شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۲۹
79 - 94
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر توجه به محیطزیست، با درنظر گرفتن بحرانهای زیستمحیطی در کشور، اهمیت بسزایی یافتهاست. شهر ارومیه به علت بحران دریاچه ارومیه بهعنوان یکی از کانونهای در معرض خطر شناسایی شدهاست بهعلاوه شرایط نابسامان محیطزیست در داخل و حوزه بلافصل شهر بر شدت آسیبپذیری میافزاید. یکی از رویکردهای جدید برنامهریزی برای بهبود تعامل شهرها با محیط طبیعی، رویکرد بومشهر است. اساس بومشهر، توسعه و احیاء به شیوهای هماهنگ با فرهنگوطبیعت است. در این پژوهش شناخت شهر و جمعآوری دادهها، از طریق مطالعاتاسنادی، مشاهداتمیدانی-پرسشنامه بوده. روش تحلیلسلسلهمراتبی برای تحلیل دادهها استفاده شدهاست. یافتهها نشان میدهد که ارومیه دارای قابلیتهای کالبدی، طبیعی و فرهنگی جهت ایجاد تغییر در شیوه زندگی ساکنان به سوی هرچه هماهنگتر شدن با طبیعت است. در نهایت با تکیه بر این قابلیتها، برنامهریزی جهت بهبود محیطزیست در شهر ارومیه ارائه شدهاست. امید است در نتیجه انجام این راه کارها، تبعات منفی خشکشدن دریاچه بر شهر وبالعکس کاهشیابد. در سالهای اخیر توجه به محیطزیست، با درنظر گرفتن بحرانهای زیستمحیطی در کشور، اهمیت بسزایی یافتهاست. شهر ارومیه به علت بحران دریاچه ارومیه بهعنوان یکی از کانونهای در معرض خطر شناسایی شدهاست بهعلاوه شرایط نابسامان محیطزیست در داخل و حوزه بلافصل شهر بر شدت آسیبپذیری میافزاید. یکی از رویکردهای جدید برنامهریزی برای بهبود تعامل شهرها با محیط طبیعی، رویکرد بومشهر است. اساس بومشهر، توسعه و احیاء به شیوهای هماهنگ با فرهنگوطبیعت است. در این پژوهش شناخت شهر و جمعآوری دادهها، از طریق مطالعاتاسنادی، مشاهداتمیدانی-پرسشنامه بوده. روش تحلیلسلسلهمراتبی[i] برای تحلیل دادهها استفاده شدهاست. یافتهها نشان میدهد که ارومیه دارای قابلیتهای کالبدی، طبیعی و فرهنگی جهت ایجاد تغییر در شیوه زندگی ساکنان به سوی هرچه هماهنگتر شدن با طبیعت است. در نهایت با تکیه بر این قابلیتها، برنامهریزی جهت بهبود محیطزیست در شهر ارومیه ارائه شدهاست. امید است در نتیجه انجام این راه کارها، تبعات منفی خشکشدن دریاچه بر شهر وبالعکس کاهشیابد.
بررسی تأثیر مخاطرات آب وهوایی بر تعداد گردشگران ایرانی به منظور آینده نگری گردشگری شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری یکی از مهم ترین فعالیت های اقتصادی به شمار می رود که نقش مهمی در توسعه شهرها دارد و در سال های اخیر رشد قابل توجهی داشته است. این صنعت نسبت به تغییرات آب و هوایی حساس بوده و هرگونه تغییری در آب و هوا بر کمیت و کیفیت این صنعت تأثیرگذار است. اصفهان یکی از مقاصد مهم گردشگری محسوب می شود و همواره از سوی مخاطرات آب و هوایی مورد تهدید بوده است؛ ازاین رو پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر مخاطرات آب و هوایی بر تعداد گردشگران ایرانی شهر اصفهان صورت گرفته است. در این راستا از داده های مجموع بارش، حداقل مطلق دما، حداکثر مطلق دما، حداکثر بارش 24 ساعته، تعداد روزهای همراه با گردوخاک، تعداد روزهای همراه با یخ بندان، شاخص کیفیت هوا و آمار تعداد گردشگران شهر اصفهان طی دوره آماری 98-1387 در مقیاس ماهانه استفاده شد. ابتدا با استفاده از روش رگرسیون خطی و همبستگی پیرسون ارتباط بین مخاطرات موردمطالعه و تعداد گردشگران بررسی شد. در ادامه ارتباط آنها با زمان تأخیرهای یک ماهه، دو ماهه و یک ساله انجام شد. نتایج مطالعات صورت گرفته حاکی از آن است که گردوغبار، گرماهای فرین، خشکسالی و شاخص کیفیت هوا در ماه های گرم و سرماهای فرین، بارش شدید و گردوغبار در ماه های سرد بر تعداد گردشگران تأثیر داشته است. در مقیاس سالانه نیز سرماهای فرین، گرماهای فرین و روزهای همراه با یخ بندان تقریباً در تمام سال های موردمطالعه بر تعداد گردشگران تأثیر گذاشته است. بررسی سری زمانی موردمطالعه نیز حاکی از تأثیر روزهای همراه با یخ بندان، سرماهای فرین، گرماهای فرین، گردوغبار و شاخص کیفیت هوا بر تعداد گردشگران می باشد.
جایگاه «نشانه های شهری» در واکاوی مؤلفه های «هویت» و «فرهنگ» در سیمای شهر ایرانی (مطالعه موردی: بررسی سیمای شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۲۹
17 - 28
حوزههای تخصصی:
شهر، با الگوی فرهنگ گرا نمی تواند در هر جایی از زمین پیاده شود، متمرکز است و هویت هر شهر که منظر آن شهر را شکل می دهد، با شهر دیگری متفاوت می باشد. همچنین فضاهای شهری می توانند برای مردم، تداعی کننده جنبه های نمادین، فرهنگی و تاریخی باشند. چرا کالبد شهرهای امروز مفهوم ندارند؟ چرا در شهرهای امروز، یکسان شدن بافت شهرها، عدم تطبیق فرم ظاهری فضا و معنای آن، عدم توجه به مفهوم فرهنگ در کالبد و معنا قابل مشاهده است؟ مقاله حاضر به تبیین مؤلفه های هویتی می پردازد که از لحاظ فرهنگی می توانند بر منظر و سیمای شهر تأثیرگذار باشند. روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی- اسنادی می باشد و به عنوان نمونه موردی شهر شیراز مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج حاصل، حاکی از ضرورت توجه به نشانه شناسی شهری برای بازنمایی مؤلفه های هویت فرهنگی در شهرها است که در ارتقای کالبدی- فضایی ارزش های شهری بسیار قابل توجه می باشد.
واکاوی نظریه نهاده شده بر یکپارتارش: به سوی چارچوبی برای خوانش معماری (دوره موردمطالعه: معماری پس از انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم آبان ۱۴۰۱ شماره ۱۱۳
63 - 76
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : نظریه نهاده شده بر یکپارتارش یکی از نظریه های کهن و به لحاظ عقلانی غیرهمسو با نظریه تکتونیک است. لذا جهت خوانش قاعده مند آثار معماری از این منظر که منجر به نقدهای مستدلی در راستای ارتقای کیفی شود، در ابتدا باید مفاهیم ضمنی در خصوص نظریه مذکور، جهت دستیابی به رویکردهای آن طبقه بندی شوند. انطباق مفاهیم نظریه فوق با شرایط معماری معاصرْ جهت واکاوی معماری از این منظر و تبیین نحوه اثرپذیری مؤلفه های معماری از رویکردهای نظریه مذکور نیز از چالش های مهم پیشِ روی این پژوهش بوده و می تواند زمینه دستیابی به خوانش آثار معماری را فراهم نماید و بستری برای تعیین سهم مؤلفه های معماری در پذیرش نقوشی که به واسطه برخورداری از رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش پذیرا شده اند، آماده سازد.
هدف پژوهش : این نوشتار درصدد است تا به چگونگی تأثیرگذاری رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش بر روی مؤلفه های معماری معاصر و نحوه عکس العمل مؤلفه ها در برخورد با نظریه فوق بپردازد.
روش پژوهش : این پژوهش به روش کیفی، توسط داده هایی متنی به کمک مطالعات کتابخانه ای، با اندیشه قیاسی و سطح تحلیل تفسیری، بر روی متغیرهای کیفی انجام پذیرفته است. تحلیل ها به روش کدگذاری اشتراوس و کوربین با نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) به انجام رسیده است.
نتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش نشانگر تأثیر مستقیم سبک معماری و کم اثربودن دوره ساخت در تأثیرپذیری کالبد و فضای معماری از رویکردهای نظریه یکپارتارش است. مؤلفه های مصالح، عناصر، سازه و ساختار در فرایند طراحی معماری عمدتاً به صورت ناخودآگاه تحت تأثیر رویکردهای نظریه مذکور قرار گرفته اند. مؤلفه ساختار در نقش رفتار، تأثیرپذیری حداکثر از رویکردهای نظریه یکپارتاش داشته و پیکره فضایی در آثار معماری نئومدرن و آثار مبتنی بر تکنولوژی، کمترین میزان تأثیرپذیری از رویکردهای نظریه مذکور را به واسطه مؤلفه ها داشته است.