فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۶۱ تا ۲٬۵۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
در یک قرن اخیر، برای رفع بحران ارتباط انسان با طبیعت و خسارات ناشی از آن، راهکار های گوناگون با رویکردهای متفاوت ارائه شده است. از آنجا که این بحران جهان شمول است، بسیاری از این راهکارها به صورت کلی و در مقیاس جهانی اعلام شده است. حال آن که به نظر می رسد، می توان ذهنیت انسان معاصر را در مورد طبیعت، در هر یک از فرهنگ های بومی به طور جداگانه بازشناسی کرد و راهکارهای متناسب با هر یک از آن ها را ارائه نمود. از آن جا که به طور معمول، پرسش مستقیم درباره نظر افراد در مورد طبیعت، منجر به دریافت پاسخ های کلیشه ای و شعارگونه از ایشان می شود، برای دوری از این معضل، در این تحقیق با بررسی آثار نقاشی معاصر تحت عنوان «جایگاه طبیعت و پدیده معمارانه باغ، در ذهنیت انسان ایرانی معاصر»، با روش نمونه گیری احتمالی در میان آثار به نمایش درآمده در «هفت نمایشگاه دوسالانه نقاشی معاصر ایران» و «پنج نمایشگاه نقاشی تجلی احساس» مورد بررسی و تحلیل کیفی و کمی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهدکه مشکلات و راهکارهای آن ها در طبیعت مصنوع (باغ)، از طریق توجه به مفاهیم ذهنی انسان معاصر و عمق دریافت ها و پرداخت های او میسر می گردد.
مناسبت سنجی رهیافت نظری پویش مختلط به عنوان رهیافت جایگزین در برنامه ریزی شهرها
حوزههای تخصصی:
استراتژی مورد استفاده در برنامه ریزی شهری تاثیر مستقیمی بر کارایی طرح و دستیابی هرچه بیشتر به اهداف دارد و اگر عدم کفایت برنامه های شهری به دلیل انتخاب نادرست رهیافت در مرحله تصمیم سازی باشد، با وجود دقت کافی در مراحل اجرای طرح، ناگزیر به تغییر رویکرد برای رسیدن به کارایی لازم هستیم. تحقق پذیری پائین برنامه های شهری مبتنی بر رهیافت های سنتی جامع و روی آوردن تصمیم گیرندگان به رهیافت عملیاتی اندک افزا ضرورت سنجش دیدگاه های نظری برنامه ریزی با نیت رفع نقایص این دو رهیافت را آشکار ساخته است. به عقیده بسیاری از صاحب نظران مبن ی ب ر کامل نبودن هیچ یک از رهیافت های برنامه ریزی به تنهایی، در دنی ای واقعی بیشتر از ترکیب شیوه های مختلف برنامه ریزی، ش امل عناصری از برنامه ریزی جام ع_عقلانی، اندک افزا و وکالتی استفاده می شود تا تنها یک شیوه. اختلاط متوازن میان رهیافت اندک افزا و عقل گرا حاصلی به نام پویش مختلط دارد، اختلاطی که در حیقت مصالحه ای بین دو رویکرد قبلی است که با ترکیب عناصری از آن دو رهیافت در پی همپوشانی نقایص است. در این پژوهش با بهره جویی از شیوه توصیفی تحلیلی و هدف آشکار ساختن ضرورت بازنگری در رهیافت های پیشین و همچنین پاسخ به مناسبت رهیافت پویش مختلط به عنوان رهیافتی جایگزین برای برنامه ریزی توسعه شهرها به شرح ابعاد مختلف این رویکردها پرداخته شده است. در انتها بررسی الزامات و امکانات اجرای صحیح رهیافت پویش مختلط، گویای مناسبت این رهیافت جهت جایگزینی و استفاده در برنامه ریزی شهرهاست.
چگونگی بازتاب جلوه های میان متنی در بازخوانش معماری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
175 - 196
حوزههای تخصصی:
دوگانه انگاری خلاقیت و نووارگی در مقابل اثرپذیری، پیوندگونی و خویشاوندی میان آثار از بحث هایی است که به ویژه پس از مدرنیته همواره بر هنر و معماری سایه افکنده است. این پژوهش در تلاش است با رهیافت به فرآیند میان متنی بیان کند؛ معماری تنها با اتکا به نبوغ و چیرگی اصالت ایده ی معمار و به یکباره و ناگهانی خلق نمی شود بلکه در جذبه و کشاکشی غریزی با تجربه، روش، اثر و ابزارهای دیگر هنرمندان؛ قوام می یابد. معماری اقتباس وخوانشی گسترده، ناهمگون و بیپایان از آثار دیگران و همواره در گفت وگوی با دیگری است. از سوی دیگر در فرآیند میان متنی تلاشمان برای جست وجوی شباهت ها و قیاس آثار معماری با یکدیگر را باید به میل انسان به یافتن تبار، تبارشناسی و در اصطلاح یافتن اسطوره ی خویشاوندی اش نسبت دهیم. پژوهش در دفاع از این فرضیه بنا شده که معماری نوعی گفتمان است که از پیوندخوردگی و خویشاوندی میان آثار در تقابل با هژمونی یکتایی و منحصربفرد بودن سخن می گوید و در انتقاد از نقد سنتی است که در بدنهی انتقاداتشان ارزش اثر را به اصالت ایده، حاصل ذهن خلاقه ی آفریننده، نسبت می دهند و برخی آثار را تا سطح اثری کپی و فقط اقتباسی، تنزل می دهند . اما در رهیافت میان متنی هیچ متنی (اثری) دیگر فقط یکتا نیست و به طور حتم در گفتگوی میان لایه های ذهن هنرمند با یک یا چند پیش متن دیگر شکل یافته است. پژوهش با ماهیتی کاربردی و به روش تحلیلی - تفسیری می باشد. داده های مستخرج با تکیه بر استدلال منطقی مورد تحلیل قرار خواهند گرفت که نتایج آن در قالب جداولی ارائه خواهد شد. با رویکرد تفسیرگرای میان متنی به تحلیل آرای معتبر با محوریت مفهوم خوانش میان متنی می پردازیم و در نهایت تحلیل چند اثر از معماری ایران ارائه می شود، تا خوانش معماری میان متنی، به صورت کلّی بازشناخته شود.
بازکاوی مؤلفه های ناکامی تجربه ایجاد پیاده راه 17 شهریور شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم اسفند ۱۳۹۸ شماره ۸۱
53 - 62
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در کشور ایران با الهام از کشورهای پیشرفته و الگوهای دیرینه فضاهای پیاده شهری ایران، احداث پیاده راه ها در کلان شهرهای کشور در راستای حرکت از خودرومداری به پیاده مداری رواج یافته است. پیاده راه سازی در شهر تهران بعد از چند تجربه نسبتاً موفق نظیر پیاده راه ۱۵ خرداد، پیاده راه سپه سالار، با احداث پیاده راه ۱۷ شهریور دنبال شد. ولی متأسفانه پیاده راه ۱۷ شهریور، بنابر شواهد موجود همچون یافته های پژوهشگران، انتقادهای مسئولین و نارضایتی های مردم محلی، تجربه چندان موفقی به حساب نمی آید. هدف: این پژوهش سعی دارد با نگاهی تحلیلی و عمیق، به تبیین روشمند مؤلفه های اصلی بسترساز ناکامی طرح پیاده راه ۱۷ شهریور تهران بپردازد. روش تحقیق: بدین منظور از رویکرد کیفی و تحلیل اسناد، مصاحبه های نیمه سازمان یافته و مشاهدات میدانی استفاده کرده است. به طوری که داده های متنی جمع آوری شده عمدتاً با کمک کدگذاری، شمارش و ایجاد شبکه مضامین و داده های مکانی با کمک شمارش، عکس برداری و تبدیل به نقشه کردن، سازماندهی و مفهوم سازی شده که در این مرحله، نگارندگان با دقت در کل یافته ها و ارتباط میان مقوله های اصلی با یکدیگر، ملاحظه مبانی نظری پژوهش و تکیه بر استدلال های منطقی و عقلانی، مسائل اصلی بسترساز ناکامی طرح پیاده راه را استنباط نمودند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل اصلی ناکامی پروژه شامل سه مسئله اصلی «فقدان نیازسنجی، امکان سنجی و بسترسازی مناسب برای طرح»، «در حاشیه قرارگرفتن مردم محلی در فرایند برنامه ریزی و اجرا» و «مسائل کلان اقتصادی سیاسی و مدیریتی» است. در این میان، به نظر می رسد عامل اصلی تر و پایه ای تر نواقص و مشکلات پروژه، شرایط و اهداف سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بوده است. تجربه پیاده راه ۱۷ شهریور، بیانگر آن است که آثار مثبت بالقوه احداث پیاده راه ها در ارتقای کیفیت محیط تنها می تواند در صورت مکان یابی صحیح و شیوه برنامه ریزی و مدیریت مردم مدار و پایدار تحقق یابد.
ارائه راهبردها و ملاحظات معماری در شناسایی مؤلفه های مؤثر در طراحی اقامتگاه توریستی گردشگری با رویکرد ارتقاء اکوتوریسم
حوزههای تخصصی:
با توجه به اثرات گسترده اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و زیست محیطی توریسم بر توسعه پایدار می توان دریافت که تحقق بسیاری از اهداف توسعه پایدار شهری، در گروی توسعه صنعت گردشگری است. گردشگری در سالیان اخیر، به عنوان یکی از صنعت های پردرآمد در کشورهای توسعه یافته مطرح بوده که علاوه بر سود اقتصادی برای مناطق هدف گردشگری، موجب توسعه آن مناطق در ابعاد متفاوت می گردد. علاوه بر آن، صنعت گردشگری به نوعی موجب پیوند فرهنگی افراد مختلف در یک جامعه یا حتی جوامع دیگر می شود. این مقاله در پی آن است تا با بررسی منابع موجود و مطالعات کتابخانه ای که در راستای تبیین نقش معماری در اکوتوریسم و رسیدن به مفهوم جدیدی تحت عنوان معماری اکوتوریسم می باشد، ضمن مروری بر مفهوم صنعت گردشگری، اکوتوریسم و پایداری؛ راهکارهایی جهت دستیابی به پیشرفت این صنعت ارائه دهد. از این رو، به این منظور گردشگری و اکوتوریسم از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته و از نظر متخصصان و صاحب نظران بررسی شده است، تا اصول و شاخص های مؤثر در طراحی اقامتگاه توریستی گردشگری از ادبیات موضوع استخراج شود. در نتیجه در این پژوهش محققان تلاش کرده اند با ارائه راهکارهایی در جهت معماری منطبق بر رویکرد اکوتوریسم، گامی برای حفظ، گسترش و ارتقاء محیط زیست بردارند که در راستای آن ارتقاء صنعت گردشگری و از پس آن رونق اقتصاد را در پی دارد.
معرفی باغ حیدرآباد مود بر اساس مطالعات پیمایشی،مصور و مکتوب
حوزههای تخصصی:
علت های وجودی باغ های ایرانی با توجه به ارتباط بین علت های مادی و فاعلی، همگی در راستای تأمین آسایش و لذت جویی انسان بوده است و در این راه از علت صوری هندسی و منظم بهرهگیری شده است، بنابراین میتوان گفت که غایت اولیه ساخت باغ ایرانی لذتجویی بوده است اما این غایت با گذشت زمان با غایت معنایی ترکیب شده و غایت نهایی به صورت یک بهشت مقدس نمود یافته است. اقلیم کویری در کنار میل به محرمانگی و اصل عدم مشرف بودن تواما با حفظ امنیت باعث ایجاد فضاهای درونگرا و اندرونی شده است باغ های این منطقه با اقلیم کویری در خدمت حاکمان و خوانین برای حکمرانی توأم با زندگی بوده است. منطقه کوهپایهای شرق بیرجند تا مود با توجه به حکومت خاندان امیریه و استقرار آن ها از امیرآباد گرفته تا اکبریه، رحیمآباد، بهلگرد، شوکت آباد، نوفرست، مود و ارتباطات سببی و نصبی خاندان مذکور تا دره هریوند باغ هایی را ایجاد کرده است. باغ حیدرآباد یکی از باغ های مذکور است. روش های گردآوری اطلاعات به روش کتابخانهای، پیمایشی، مصاحبه با مطلعان و استفاده از اسناد مکتوب و مصور میباشد. یافتهها نشان میدهد این باغ در حال حاضر تقریباً از بین رفته، قنات آن خشکیده، اعیان فرسوده و جرزهای باقیمانده توان نیارش گنبدها را از کف داده، اما هیبت آن هنوز در ذهن بیننده رسوخ کرده و نجوای دوران اقتدار آن انسان را به وجد میآورد مصالح آن اغلب از آجر و خشت است جهت قرارگیری سایت جنوب شرق به شمال غرب است این باغ در فاصله 30 کیلومتری بیرجند و در فاصله یک کیلومتری مود قرار دارد از نتیجهگیری مطالعات انجام شده این طور مشخص می شود که باغ حیدرآباد مود متعلق به خاندان امیریه و در حال حاضر نه سهم آن ملکی و سه سهم آن وقفی میباشد اما چون قنات آن خشکیده باغ نیز به تبع آن از نفس افتاده است. ریتم در قوس های مازهای و تیزهدار برقرار و پلان باغ متقارن میباشد سبک معماری آن ایرانی اسلامی و حدود ساخت آن به دوران قاجار بر میگردد از شاخصه های این باغ حضور آب، وجود فضای سبز با کاربری مثمر، شاه نشین در کنار استخر، وجود درختان پسته، عناب؛ کاج و بنه می باشد. جهت باغ برخلاف دیگر باغ های تاریخی بیرجندی شمالی جنوبی نمی باشد.
نقدی بر تاریخ نگاری آندره گدار با نگاهی به زمینه های تاریخ نگاری او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم تیر ۱۳۹۷ شماره ۶۱
17 - 24
حوزههای تخصصی:
تاریخ نگاری معماری از حوزه های با اهمیت در معماری است و مسئله اصلی آن است که در ایران چنان که باید مورد توجه تاریخ نگاران داخلی قرار نگرفته است. از سویی دیگر آثار تاریخ نگاری موجود که عمدتاً حاصل کار تاریخ نگاران غربی است، کمتر مورد نقد واقع شده و نقاط ضعف و قوت آنها مشخص نیست. لذا در این پژوهش به نقد و بررسی آثار تاریخ نگاری آندره گدار به عنوان یکی از تاریخ نگاران تأثیرگذار در حوزه تاریخ معماری ایران پرداخته می شود. ضرورت این نقد از آن جهت است که این آثار در حالی به عنوان منبعی معتبر برای مطالعه معماری ایران مورد استفاده قرار می گیرند که مورد بازخوانی و نقد واقع نشده اند. بنابراین مشخص نیست که تاریخ نگار مبتنی بر نگرش خاص خود و روش تاریخ نگاری اش به چه وجوهی از معماری ایران با چه کیفیتی پرداخته، از کدام وجوه غافل مانده و بررسی آنها از سویی نقایص موجود را روشن می کند، نیز از سویی دیگر می تواند راهنمایی باشد برای نگاشت تاریخ معماری ایران توسط تاریخ نگاران ایرانی. هدف از این پژوهش نقد و بررسی تاریخ نگاری آندره گدار به عنوان یکی از تاریخ نگاران تأثیرگذار در حوزه تاریخ نگاری معماری ایران با توجه به زمینه ها و بستر تاریخ نگاری او و نحوه انعکاس این زمینه ها در آثار تاریخ نگاری اوست. در این پژوهش استخراج داده ها از آثار مکتوب تاریخ نگاری گدار، بخش بزرگی از فرآیند پژوهش است و بنابراین نظریه زمینه ای که نظریه ای برگرفته از داده هایی است که در طی فرایند پژوهش به صورت نظام مند گردآوری و تحلیل شد ه اند؛ به عنوان روش این پژوهش انتخاب شد. نتایج حاصل بیانگر آن بود که آندره گدار تحت تأثیر زمینه های زمانه خود با نگرشی خاص به تاریخ نگاری معماری ایران پرداخته که در نوع شناخت او از معماری ایران تأثیر گذار بوده است و به طور کلی می توان او را تاریخ نگاری جزیی نگر، محصول محور و بی توجه به زمینه های تأثیر گذار در معماری، کالبد محور و بی توجه به وجوه معمارانه معرفی کرد.
برنامه ریزی منظر مبتنی بر خرد اقلیم با هدف کاهش آلاینده های هوا در کلان شهرها (نمونه مورد مطالعه منطقه 22 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم خرداد ۱۳۹۸ شماره ۷۲
41 - 52
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کاهش آلودگی هوای تهران دو رویکرد کلی را در بر می گیرد. رویکرد نخست به کاهش وسایل آلاینده می پردازد که موجب انتشار و توزیع آلاینده ها در سطح شهر است و رویکرد دوم به کاهش میزان آلودگی از طریق روش های جذب و تبدیل آنها به صورت طبیعی تأکید دارد. بدین معنی که با یافتن راه حل هایی نه تنها می توان میزان آلودگی هوا را کاهش داد، بلکه می توان با به کارگیری تدابیری هوای سالم را تولید و منتشر کرد که در نتیجه سلامت جسم و روان شهروندان را به دنبال دارد.<br /> هدف تحقیق: به طور کلی هدف این پژوهش یافتن راهکارهایی در حوزه برنامه ریزی و طراحی منظر است تا از این طریق به کاهش آلودگی هوا و همچنین به بازتولید هوای سالم دست یافت.<br /> سؤال تحقیق: این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که چگونه می توان از برنامه ریزی منظر در بازتولید خرد اقلیم ها در جهت کاهش آلودگی هوا استفاده کرد؟<br /> روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت کیفی است و به شیوه تحلیل محتوا و بررسی نمونه های مشابه و استخراج نقاط ضعف و قوت، به تبیین اصول و الگوهای طراحی منظر همساز با اقلیم پرداخته می شود.<br /> نتیجه گیری: به نظر می رسد ایجاد خرد اقلیم در منطقه 22 تهران می تواند به کاهش پدیده جزیره گرمایی منجر شده و در نتیجه آن کاهش آلودگی هوا را به دنبال داشته باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با کاهش شدت جزیره گرمایی از طریق بهبود برخی عناصر منظر شهری، دست یافتن به محیطی سالم همراه با کاهش آلاینده های مضر بر سلامتی انسان امکان پذیر خواهد شد.
بررسی رویکردهای مختلف سازگاری با زمینه جهت تقویت جایگاه زمینه گرایی در فرآیند برنامه دهی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه گرایی و درک پیام آن ضرورتی در فرآیند طراحی پروژه هایی است که می خواهند در راستای توسعه پایدار گام بردارند. گذشته از بعد کالبدی، جنبه های متفاوتی در این حوزه مطرح است که به منظور اصلاح و بهبود تعامل با بستر لازم است از مرحله اولیه برنامه دهی معماری در مورد تحقق آن ها در پروژه های امروزی مطالعه گردد. هدف اصلی پژوهش تلاشی برای شناخت روش ها و چگونگی ایجاد تعاملی هدفمند با زمینه، جهت تبیین جایگاه زمینه گرایی در نظام برنامه دهی معماری است. این تحقیق بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد جهت دار انجام شده است. با مطالعه مؤلفه های مربوط به زمینه به عنوان واحدهای سطوح انتزاع و عوامل مطرح در برنامه دهی معماری به عنوان واحدهای معنا، راهکارهای ایجاد هماهنگی بین آن ها در نمونه های موردی پژوهش با رویکرد جهت دار مورد بررسی قرار گرفته اند. از این رو نمونه ها از جامعه گسترده ای انتخاب شده اند تا نتایج و معیارهای به دست آمده جامعیت کافی را دارا باشند. استفاده از تجربیات سایر کشورها، انتخاب استراتژی های مناسب را سبب می شود و خروجی کاربردی از این تجربیات، ضامن تداوم و استقبال از تکرار آن ها در موارد مشابه است. بر اساس نتایج تحقیق معماری زمینه گرا نه تأکید بر تقلید دارد و نه مانع نوآوری و خلاقیت است. هدف ایجاد ارتباطی بهتر بین معماری و زمینه است که جنبه های زیبایی شناختی و معنایی در آن اهمیت فراوان دارند. براساس مقایسه شاخص ها و حوزه های مطرح در بحث زمینه گرایی و مراحل موجود در برنامه دهی معماری، علاوه بر تعریف عمیق تر خلاقیت معمارانه، باید نحوه نگرش معماران، مخاطبان و کارفرمایان به این حوزه تغییر یابد. الهام از روحیه مکان در کنار توجه به روحیه زمان، توجه به ویژگی های جغرافیایی، اقلیمی، کالبدی، بصری و اجتماعی بستر، آموزش صحیح معماران و گفتمان معمار، مخاطب و کارفرما از نتایجی است که باید در جامعه معاصر ایران، در برنامه دهی معماری همواره مدنظر قرار گیرد تا با حضور آن ها محیط مطلوب در معماری و در مقیاس کلان تر از معماری تعریف گردد.
مقایسه گره های سنتی و الگوهای معاصر اسلامی با تمرکز بر کاربرد در معماری معاصر
حوزههای تخصصی:
گره اسلامی یکی از الگوهای هندسی مشهور در هنر و معماری اسلامی است که به دلیل پیچیدگی در ترسیم و گستردگی الگوها، در نزد معماران اسلامی فنی مهم و در نزد مستشرقین و پژوهشگران هنر اسلامی امری ناشناخته بوده است. با وجود اسناد مکتوب و آثار به جامانده از سنت معماری اسلامی- به دلیل ناآشنایی پژوهشگران غربی با اسناد به جامانده- در سده اخیر تلاش هایی برای باز اختراع روش های ترسیم گره های اسلامی از سوی برخی پژوهشگران غربی صورت گرفته که منجر به تعریف روش های گوناگون ترسیم و طراحی گره های اسلامی با تکیه بر ویژگی های متعدد این الگوها شده است. سؤال تحقیق آن است که چه اختلافی میان روش های معاصر و نمونه های سنتی با توجه ویژه به کاربرد معاصر گره ها وجود دارد؟ زیرا این روش ها با وجود تلاش برای ارائه الگوی جامع از ترسیم گره های اسلامی، به نتایج متفاوتی از گره های سنتی اسلامی می رسند که توجه به کاربردهای ویژه در معماری نظیر تأثیرات انحنای بستر بر هندسه ی گره های ترسیمی، به آشکاری این اختلافات کمک می کند. در این مقاله با بررسی هر یک از روش های سنتی و معاصر ترسیم گره های اسلامی و تحلیل تفاوت موجود میان الگوهای سنتی و معاصر در توجه به هندسه ی بستر در گره سازی با استفاده از روش های تحلیلی- توصیفی هندسی، به توضیح مفهوم چندزمینه گی و گونه ی گره های دست گردان در گره سازی سنتی به عنوان خصوصیتی منحصربه فرد در الگوهای کهن گره سازی اسلامی، دست می یابیم و مشخص می شود که این مفهوم در راهبرد معماران سنتی برای توجه به زمینه و طراحی یک گره مختص بستری خاص بوده است. این مهم در کاربرد گره های اسلامی در سطوح منحنی و با توجه به بسترهای غیرمسطح بهتر شناسایی می گردد. به این ترتیب به کار بردن گره سازی اسلامی در معماری معاصر زمانی می تواند به عنوان امتداد سنت گره سازی سنتی تلقی گردد که روش های موجود در راهبرد چندزمینه گی به کمک طراحی گره های اسلامی بیاید.
ابنیه و آثار
حوزههای تخصصی:
تأثیر و تأثرات فضای معماری درمانی بر میزان استرس افراد؛ براساس رویکرد انسان محوری در روانشناسی محیط
حوزههای تخصصی:
فضای معماری درمانی مقوله ای اساسی در بحث طراحی معماری روز است. مشکل اساسی که انسان ها در دوران مدرن کنونی با ان برخورد نموده اند انواع بیماری های روانی و استرس زایی است که وجودیت انسانی را مورد حمله قرار داده است. براین اساس فضای معماری باید علاوه بر جلوگیری از تقویت عناصر استرس زاد باعث از بین رفتنآن نیز گردد. آرامش در طراحی فضای معماری از با اهمیت ترینموارد است که طراحان باید در بحث طراحی خود آن را به خدمت بگیرند. براین اساس سؤال اساسی تحقیق این است که عواملی ایجاد استرس چگونه شناسایی شوند و در این خصوص مؤلفه های معماری چگونه می تواند از آن جلوگری نماید. علاوه بر فضاهای درمانی دیگر فضاهای معماری نیز باید به گونه ای طراحی شوند که مسأله ایجاد استرس را حل و فضای معماری استرس زدا باشد. روش تحقیق این پژوهش با توجه به کیفی بودن آن به صورت توصیفی و تحلیلی می باشد که با استفاده از علم روانشناسی محیط به عنوان علمی بینارشته ای در این خصوص بررسی های اساسی صورت گرفته است. هدف اساسی نیز شناخت شاخصه هایی است که بتوان فضای معماری استرس زدایی را در مقول طراحی و پرداخت ارائه نمود. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در کلیت طراحی فضای معماری اگر روابط فضایی به صورت ساده و شفاف ایجاد گردند و موضوعات حرکتی قابل تشخیص و خوانا باشند در این صورت م یتوان با استفاده از مصالح و هندسه معماری ساده در عدم ایجاد شوک فضایی استرس را از فضای معماری خارج نمود و آرامش را جایگزین آن نمود.
پکن، تغییر شکلهای خیابان لیو لیشان
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی پارک های معاصر تهران و بررسی زمینه های شکل دهنده به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله در زندگی نوین، پارک ها به عنوان عمده ترین فضای شهری، نقش مهمی در زندگی اجتماعی شهرنشینان دارند. تحولات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی اخیر، رویکردهای گوناگونی در تجربه صدسال پارک سازی درنظام شهرسازی و مدیریت شهری نوین ایجاد کرد. برای شناخت پارک های هر دوره باید ریشه خصلت های آن را در زمینه های زمانه آن جستجو کرد. کشف نحوه تأثیر اندیشه ها و الگو واره های فکری حاکم بر طراحی پارک های معاصر از زمان پهلوی تا کنون بر کالبد پارک ها سوال اصلی است که یافتن پاسخ آن می تواند برای هر تصمیم گیری معاصر راهگشا باشد. ● هدف این تحقیق با مشخص کردن عوامل تأثیرگذار و بررسی فراز و فرود آنها و تحلیل شیوه تأثیرگذاری آنها در کالبد پارک راهنمای خوبی برای مدیران شهری، برنامه ریزان و طراحان پارک ها در آینده خواهد بود و می تواند مبنایی برای تصمیم سازی در این حوزه تلقی شود. ● روش تحقیق روش تحقیق به صورت تطبیقی و تحلیلی در بستر تاریخ پژوهی معاصر و مصداق پژوهی است. شهر تهران به دلیل داشتن محوریت درتحولات، بستر مکانی این پژوهش انتخاب شده است. دراین تحقیق، پنج رویکرد و دوره متمایز پارک سازی (یک دوره پهلوی وچهار دوره جمهوری اسلامی) معرفی و پارک های کلیدی و مورد توجه الگویی آنها به عنوان مبنا در نظر گرفته شده اند. در ابتدا تحولات کالبد پارک ها بررسی شده و سپس متغیرهای زمینه ای (مبانی اجتماعی،سیاسی و اقتصادی و فرهنگی) دوره های مختلف به صورت تطبیقی مورد بررسی قرارگرفته و چگونگی سازگاری تحولات کالبد پارک ها با 4متغیر زمینه ذکر شده، مشخص می شود. ● نتیجه گیری در روند بررسی ها، تمایزات کالبدی قابل توجهی بر پارک ها با تفاوت در سطح و نوع زیبایی شناسی و فرهنگ بهره برداری آنها قابل تشخیص است. پارک سازی اولیه مانند پارک شهر بیشتر جنبه اقلیمی و خنک کنندگی با تأکید بر الگوی باستان گرایی مدنظر بوده است. طراحی پارک های پهلوی دوم، ارگانیک و بیشتر جنبه تفرجی و روابط جدید اجتماعی داشته است. در پارک سازی اوایل انقلاب به جنبه خدماتی و کارکردی پارک و در ادامه در پارک هایی مانند : پارک گفتگو توجه به ابعاد فرهنگی بیشتر شده و سپس به جذابیت بصری پارک ها اهمیت داده شده است. پس از آن، پارک های عظیمی در جنوب شهر درجهت عدالت محوری ایجاد شد. به این ترتیب اولویت اصلی در سیر تحولات گونه ها، حساسیت های اقلیم و کارکرد، فرهنگ، زیبایی شناسی و عدالت اجتماعی بوده است. با این حال زمینه ها و شرایط گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عوامل مستقیم و تأثیرگذاری هستند که الگوی پارک در هر دوره را مستقیماًً تحت تأثیر قرار می دهند. و قبض و بسطی شامل سادگی پس از اوایل انقلاب و تجمل گرایی بعد از آن در سیر تحول پارک سازی ایران بر این مبنا قابل تفسیر است.
ارزیابی منظر صوتی در فضاهای شهری (نمونه موردی پیاده راه خیام، شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صوت و منظر صوتی به عنوان محرک های احساس هستند که کیفیت فضاهای شهری را تحت الشعاع قرار می دهند. صوت به عنوان جزئی تفکیک ناپذیر از اتمسفر شهری بر رفتار عابران، انتخاب فضا برای ماندن یا عبور، ادراک عابران از فضای شهری و در کل بر کیفیت فضای شهری تاثیر می گذارد. امروزه افزایش و تعدد منابع صوتی مانند صدای ناشی از ترافیک، فعالیت های انسانی و صداهای مزاحم، منظر صوتی ناخوشایندی را ایجاد کرده و ادراک ذهنی صوتی مغشوشی را در شهروندان ایجاد می کند. این موارد اهمیت پرداختن به منظر صوتی در فضاهای شهری را روشن می کند. در این راستا پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کمی و کیفی منظر صوتی در پیاده راه خیام، واقع در شهر ارومیه، به بررسی مساله پرداخته است. پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ ماهیت توصیفی - تحلیلی می باشد . به منظور ارزیابی، از روش مکمل کمی-کیفی استفاده شده است. شاخص فیزیکی صوت (LA eq) با بررسی ادبیات مطالعه تبیین شده و در محدوده مورد مطالعه توسط سنجنده ی صوت St- 8851 ارزیابی شد و برای ارزیابی کیفی، از ابزار پرسشنامه استفاده شد. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز، برداشت صوتی میدانی از 14 ایستگاه با فواصل 20 متری و پر کردن پرسشنامه ها از افراد حاضر در محدوده صورت گرفت. نتایج نشان داد به لحاظ کمی میانگین شاخص صوت در کل زمان برداشت در پیاده راه خیام در میانه ی محور کمتر از کناره های محور بوده است و حداکثر شدت صوت در کناره ها در ایستگاه 1 و 14 به ترتیب 72/87 و 73/4 دسی بل بوده که در محدوده حداکثر حد مجاز برای آسایش صوتی در فضاهای شهری می باشد. نتایج حاصل از پرسشنامه نشان داد میانگین رضایت از منظر صوتی در طیف لیکرت 2/71 بوده و مولفه های مکالمه و گفت و گو، صدای پرندگان و صدای قدم های افراد به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین خوشایندی منظر صوتی محور خیام داشته اند..
ارائه مدل مفهومی از خوانایی با تکیه بر تصور ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم آذر ۱۳۹۸ شماره ۷۸
69 - 76
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : مفهوم خوانایی که بعد از کار اساسی «لینچ» به دایره مفاهیم کیفی محیط های مصنوع اضافه شد، همواره تداعی کننده عناصر پنج گانه ای است که او از سیمای کالبدی شهر معرفی کرد. این نوع نگاه کالبدمحور موجب تمرکز تحقیقات بعدی بر تصویری شده است که از محیط در ذهن ناظر شکل می گیرد. حال آنکه تصوری که ناظر از مؤلفه های کالبدی در ذهن خود می سازدکمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با طرح این سؤال که تصور ذهنی ناظر از محیط کالبدی شامل چه مؤلفه هایی است، در پی شناخت بهتر مفهوم خوانایی و ارائه مدلی مفهومی از ارتباط مؤلفه هاست. روش تحقیق: روش پیشبرد این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی است که ابتدا ضمن مطالعه اسناد و آرای صاحب نظران، به بررسی وجوه مختلف تأثیرگذار بر ایجاد تصور ذهنی پرداخته و سپس با استدلال منطقی، ارتباط مؤلفه ها را در قالب مدلی مفهومی جهت مطالعه جامع تر خوانایی ارائه کرده است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، تصوری که از محیط در ذهن ناظر ایجاد می شود علاوه بر مؤلفه های مکانی، شامل مؤلفه های انسانی و زمانی است که می توان آن را به تصویر ذهنی مکانی شامل زیرمؤلفه های هویت و ساختار، تصویر ذهنی زمانی شامل تجربه فردی، جمعی و رویدادهای اجتماعی، تصویر ذهنی عاطفی شامل حس تعلق به مکان و اجتماع و همچنین ارزیابی های کالبدی، تاریخی و احساسی دسته بندی کرد. بر این اساس مفهوم خوانایی نه یک ویژگی فیزیکی محیط کالبدی، که مفهومی ذهنی ادراکی و چندبعدی است و سنجش آن تنها براساس شاخصه های فیزیکی یک محیط کالبدی به نوعی اتکای صرف به لایه های مکانی تصور ذهنی بوده و برای ارزیابی جامع تر از میزان خوانایی ادراک شده باید سایر لایه های زمانی و عاطفی نیز در تصور ذهنی مورد توجه قرار گیرد.
معرفی اثر-مرمت شهری
حوزههای تخصصی:
«مدل سازی»؛ روشی مفید برای پژوهش های میان رشته ای (نمونه موردی: امکان سنجی بهره گیری از آموزه های «اندیشه اسلامی» در «آموزش معماری»)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات «میان رشته ای» نیازمند مدل هایی است که اطلاعات منتج از تخصص های مرتبط را در قالبی یکپارچه و در راستای پاسخ پرسش اینگونه تحقیقات، ساماندهی کند. در نوشتار پیش رو، نمونه ای از کاربرد روش «مدلسازی» در یک پژوهش، دامنه جستجو دو عرصه «آموزش معماری» و «اندیشه اسلامی» می باشد؛ مدل ساختار دهنده پژوهش، «مداسفا»، برگرفته از دانش مدیریت و برنامه ریزی راهبردی است که محتوای آن طی فرآیند «اجتهاد»، که یکی از روش های پژوهش اسلامی شیعی است، تکمیل می شود تا ما را در راستای پاسخ به پرسش که در جستجوی «چگونگی تأثیر اسلام بر آموزش معماری» است رهنمون گردد. این روش، پس از استحصال نتایج از دو حوزه مذکور، مقدمه طراحی « برنامه راهبردی آموزش معماری، مبتنی بر اندیشه اسلامی » فراهم می شود.
بررسی مفهوم طبیعت در آرایه های معماری دوره پهلوی براساس رهیافت گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم آذر ۱۳۹۸ شماره ۷۸
27 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: آرایه های برگرفته از طبیعت بخش جدایی ناپذیر معماری ایران بوده که با مخاطبان به گفت وگو نشسته است و دنیایی از باورها، ارزش ها و اندیشه ها را با استفاده از نقوش هندسی و غیر هندسی به تصویر می کشد. گذر زمان تغییرات ساختاری و معنایی بدیعی در آرایه های معماری ایجاد کرد، به طوری که در ایران دوره پهلوی، با تولد گفتمان های جدید، تزیینات معماری سیمایی متفاوت به خود گرفتند و مفاهیم متنوعی را به مخاطب عرضه کردند. هدف: هدف از انجام این پژوهش شناسایی و تفسیر مفهوم طبیعت در آرایه های دوره پهلوی براساس رهیافت گفتمانی است. روش تحقیق: از نوع کیفی است، داده ها با مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شده و برای تحلیل از تکنیک تحلیل گفتمان استفاده شده است. نتیجه گیری: تجلی طبیعت در آرایه ها، در قالب «صورت» و «محتوا» و از طریق معانی صریح و ضمنی، در معماری دوره پهلوی اول، با پیروی از گفتمان های ملی گرایی، سنت گرایی و غرب گرایی و تحت سیطره «قدرت سیاسی-مذهبی» و در معماری دوره پهلوی دوم، با پیروی از گفتمان های سنت گرایی، تاریخ گرایی و مدرن گرایی و تحت سیطره «قدرت فرهنگی-تاریخی» و «فناوری مدرن» است. این گفتمان ها از یک سو با نمایش عناصر قابل ادراک جهان پیرامون، که برگرفته از روایت های دوره باستان است، عقاید مذهبی و نظم کلاسیک در صورت آرایه ها را، از طریق تصاویر تجریدی و غیرتجریدی، به مخاطب نشان دادند و از سوی دیگر با بازنمایی معانی برگرفته از طبیعت، به ویژه نمادهای کهن الگویی، که در گذشته تجلی وحدت، قدرت و جاودانگی بودند، پیام های جدیدی را به مخاطب منتقل کردند. معانی تولید شده و پیامدهای اجتماعی حاصل از تجلی طبیعت در آرایه های دوره پهلوی در سایه «گفتمان های غالب و پدیده قدرت» عبارت است از مشروعیت بخشی به سیاست های حکومت، از طریق نمایش قدرت سیاسی حکومت و قدرت فرهنگی جامعه، ترغیب افکار عمومی و قانونی جلوه دادن سیاست های حکومت از طریق قدرت مذهبی، ایجاد همبستگی ملی و همسویی با تحولات جهانی.
ارزیابی تاثیر اصول معماری بومی در شکل گیری معماری سبز (نمونه موردی:روستای ابیانه)
حوزههای تخصصی:
تعاملی که معماری بومی با معماری سبز دارد تعاملی عمیق و کهن است بطوریکه از زمانی که انسانها، سکونتگاه های اولیه را بر اساس مولفه های طبیعی همچون جهت وزش باد و یا جهت تابش نور خورشید به منظور بهره گیری هرچه بیشتر از انرژی های طبیعی می ساختند، مورد توجه بوده است. امروزه مبحث معماری سبز و ارتباط آن با ساختار معماری بومی و طراحی ساختمان ها با توجه به پس زمینه ها و تنوع اقلیمی و طبیعی هر منطقه بحثی اجتناب ناپذیر است که باعث می شود تا دغدغه دیرینه معماران را از گذشته تا به امروز در امر صرفه جویی و بهینه سازی مصرف انرژی در ساختمان ها کاهش دهد. پژوهش حاضر به دنبال تبیین مولفه های معماری بومی و معماری اقلیمی و ارتباط آن با اصول معماری سبز به منظور ارتقای کیفی معماری در ساخت و سازهای جدید است. این پژوهش می کوشد تا با روش توصیفی تحلیلی به بررسی معماری ساختمان ها وب افت همساز با اقلیم در نمونه موردی پرداخته و در جهت تبیین مولفه های معماری بومی گام بردارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد توجه به معماری بومی و طراحی اقلیمی هر منطقه در روند مدیریت و صرفه جویی بهتر مصرف انرژی های تجدید ناپذیر و استفاده حداکثری از انرژی های تجدید پذیر (نور خورشید، باد و...)، ارتقای کیفیت محیط زیست و بالا بردن کیفیت آسایشی که از ویژگی های معماری سبز در محیط های انسان ساخت می باشد موثر است.