فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
This paper seeks to investigate a new definition for architecture by unifying the three Vitruvian principles of firmitas, utilities, and venustas via a phenomenological approach in the interpretation and analysis of their role in defining architecture. The paper is composed in two main sections. The first section investigates the nature of architecture based on the mentioned principles, where architecture is interpreted and analyzed in terms of its “thingly,” “equipmental,” and “artistic” characters. While it seems that architecture could be in view of its “thingness” alone, or “equip mentality”, or “artless”, but each perspective reveals only a dimension of the nature of architecture. Therefore, the second section of this paper focuses on unifying the Vitruvian Triad, attempting to define architecture from the single stance of “architecturality” the sphere from which architecture is seen as a way of disclosing the truth in the desired life of humans in an architectural work. In this definition, there is the simultaneous presence of thingness, equip mentality, and artless of architecture, thus establishing an integral unity between the principles of the Vitruvian Triad. Thus, the three Vitruvian principles come to unify in architecture which is defined as “the manifestation of truth of human desired life in the work of architecture.” This definition also allows us to assume three fundamental principles for architecture, “truth of human desired life”, “work of architecture” and “manifestation of truth”. These three principles are themselves, in fact, reflections of the three Vitruvian principles.
مکان معماری و معرفت تاریخی
حوزههای تخصصی:
کیفیت نورگیرها درگنب دهای ای رانی (با رویکرد به مسائل سازه ای گنبد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲
31-42
حوزههای تخصصی:
نور در باور مردم ایران همواره از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و تاکید بر تقدس و اهمیت استفاده از نور روز را باید در باورها و ادیان ایران باستان جستجو کرد، مساله ای که بر اهمیت آن در دوران اسلامی افزوده شده است. از این رو، معماران در گنبد که پوشاننده مهم ترین فضای معماری و دهانه های وسیع در مساجد، بازارها و غیره بوده است، برای ایجاد نورگیر راهکارهایی را ارائه داده اند که در این پژوهش مورد تحلیل قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش، بازشناسی شیوه های نورگیری در گنبدهای ایرانی می باشد. در این حالت لازم است محل دقیق نورگیری در فرم کلی گنبد با توجه به سازه آن مشخص شود. برای انجام پژوهش، بر اساس دسته بندی چهارگانه ارائه شده، چارچوب نظری ترسیم می شود، سپس با کمک روش تحقیق نمونه موردی با استفاده از راهکارهای ترکیبی، گنبدهای نمونه انتخاب شده تجزیه و تحلیل می شوند. در این پژوهش میزان توجه معماران ایرانی به هر یک از مکان های جایگیری نورگیر در گنبد و همچنین پتانسیل های هریک از این چهار حالت جای گیری برای ایجاد نورگیرهای بیشتر در گنبد مشخص می شود. با توجه به گستردگی موضوع، مثال های شاخصی از فناوری ساخت نورگیر در انواع گنبدهای ایرانی مورد تحلیل قرار گرفته است. براساس مطالعات صورت گرفته در یک چشم انداز کلی، گنبدهای ایرانی چهار نوع نورگیری دارند که به ترتیب محل جای گیری در سازه گنبد عبارتند از: 1- راس گنبد، 2- قسمت منحنی گنبد، 3- شکرگاه گنبد، 4- ساقه گنبد. از آنجایی که محدودیت های سازه ای هر یک از انواع گنبد برای ایجاد نورگیر، بر مکان جای گیری آن بسیار موثر است، به تحلیل این محدودیت ها در هریک از انواع گنبد پرداخته شده است.
باز خوانی نقش گمشده حیاط مرکزی در دستیابی به معماری پایدار
حوزههای تخصصی:
در جهان مدرن نیازهای سرمایشی و گرمایشی ساختمان ها به واسطه پیشرفت های تکنولوژیکی مرتفع شد. رفته رفته روش های بومی سازگار با طبیعت فراموش شدند و بناهایی وابسته به تکنولوژی، بدون توجّه به انسان محوری و همساز با طبیعت خلق شدند. در این میان، معماری سهم بسزایی در مخاطره انداختن محیط زیست بازی کرد و آگاهی به همین مسئله معماری پایدار را در مجموعه مباحث توسعه پایدار حائز اهمّیّت کرد. با مطالعه و تعمق در معماری بومی مناطق کویری نظیر شهر یزد و نحوه تعامل انسان بومی با محیط درمی یابیم که تفکر پایداری محور، رویکردی نوین و بی سابقه نیست. معماری این مناطق به گونه ای شگفت انگیز با اصول پایداری همگراست. از اینرو پژوهش پیش رو به تبیین نقش فضاهای باز- بویژه حیاط های مرکزی- در هم سویی معماری بومی کویر با اصول پایداری می پردازد و خانه های حیاط مرکزی شهر یزد را به لحاظ پایداری مورد ارزشیابی قرار می دهد. در مسیر پژوهش ضمن اشاره به اصول معماری پایدار، خانه های حیاط مرکزی مورد نمونه به روش تطبیقی با اصول پایداری مورد مقایسه قرار گرفته اند. نتایج حاصل از تحقیق، حاکی از نقش محوری و اساسی فضاهای باز حیاط مرکزی در خلق معماری بومی پایدار شهر یزد است. یعنی ساختار حیاط مرکزی نه تنها خودش پایداری محور است بلکه بستر تحقق پایداری در معماری بومی به مدد این ساختار فراهم شده است؛ بنابراین نظر به آموزه های فراوان این عنصر کارآمد، بر لزوم بازخوانی فضاهای باز حیاط مرکزی در دستیابی به معماری پایدار تأکید می گردد. پژوهش با مطالعه کیفی صورت گرفته و ابزار گردآوری داده ها، مشاهدات عینی و مطالعه منابع مکتوب می باشد.
بررسی عناصر شکل دهنده و دلایل وجودی آنها در خانه های بافت تاریخی بوشهر
حوزههای تخصصی:
فضاهای زیستی در هر منطقه، تحت تأثیر خاستگاه های فرهنگی، محیطی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی آن منطقه شکل گرفته است. بی تردید اولین خاطرات و تجارب انسان در خانه بوجود می آید که نقش موثری در جهان بینی هر انسان و در نتیجه جهان بینی جامعه دارد. عدم توجه به انسان، نحوه کار، شیوه زندگی، خواسته ها و تجارب او در طراحی مسکن امروز و روی آوردن به معماری وارداتی، بحران مسکن، پایین آمدن کیفیت زندگی مسکونی، ازبین رفتن حیات، سر زندگی، تحرک، حس تعلق و هویت را به همراه داشته است. این مقاله به بررسی عناصر شکل دهنده مسکن سنتی بوشهر و عوامل وجودی آن ها می پردازد. مسکن سنتی بوشهر مانند سایر مناطق ایران، همساز با شرایط محیطی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناخت ویژگی ها و اصول شکل گیری و گونه های فضایی در خانه سنتی بوشهر و استخراج عناصر کارآمد آن می باشد تا علاوه بر دریافت صحیح مفاهیم و اصول سازمان یافته مسکن سنتی در محدوده مورد مطالعه بتواند بخشی از ویژگی های این عناصر و دلایل وجودی آن ها را ثبت کند. روش انجام تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش توصیفی-تحلیلی و روش تفسیری تاریخی است که با مطالعه منابع اسنادی، حضور در بافت تاریخی بوشهر، صحبت با ساکنان بافت و مصاحبه با اساتید معماری صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش، مشخصات کالبدی، فعالیتی و معنایی گونه های فضایی مختلف خانه های سنتی بوشهر در قالب جداول، تصاویر و نقشه ها نشان می دهد تا در نهایت بر مبنای نتایج بدست آمده بتوان زمینه را برای ارائه راهکارهای طراحی مسکن امروز متناسب با نیازهای جدید و بر اساس ارزش های انسانی فراهم کرد.
Historical Evolution of Qajar House of Baqeri in Gorgan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Iranian historical houses constitute a significant part of the architectural heritage of the country both qualitatively and quantitatively though due research is not conducted on them. This study investigates t0he physical evolution of Qajar House of Baqeri in Gorganand attempts to monitor life stream over its lifespan. The study also investigates the effect of external transformations on architectural evolutions in this house. The study adopted a combined approach and cited evidence both form the building and its periphery. The study revealed that the architecture of this house corresponds to the lifestyle, social milieu, economic conditions, technology, beliefs and tastes of its residents over the course of its history. Each of these factors was found to influence the creation of house atmosphere consistent with form, scale and proportions of the building.
شناخت و تحلیل مسائل شهری با استفاده از سیستم های فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ششم بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۰
17 - 26
حوزههای تخصصی:
یکى از روش هاى مواجهه با پیچیدگى و عدم قطعیت، بهره گیرى از نظریه ى فازى است. بر اساس این نظریه که توسط یک دانشمند ایرانى به جهانیان ارائه شده، امکان بررسى سیستم ها در سطحى فراتر از منطق ساده انگارانه دودویى فراهم مى گردد. شهرها به لحاظ تعدد عناصر و پیچیدگى روابط جزو سیستم هاى پیچیده هستند که یافتن عناصر سازنده این سیستم و همچنین پیوندهاى آنان هسته اصلى مسائل شهرى را تشکیل مى دهد. این مقاله گزارشى است از یک پژوهش که با هدف تحلیل مسائل شهرى با رویکرد فازى انجام یافته است. طراحى مدلى براى به کار گیرى سیستم هاى فازى در تحلیل مسائل شهرى از دستاوردهاى این پژوهش است. این مدل مى تواند بر اساس قواعد اگر آنگاه فازى، راه حل هاى مناسبى براى مسائل شهرى بر اساس آخرین نظریات موجود در این زمینه فراهم نماید. نتایج پژوهش نشان مى دهد که خروج ىها و تحلیل هاى چنین مدلى تطابق بیشترى با واقعیات پدیده هاى شهرى دارند.
ابنیه خشتی مقاوم در برابر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ششم پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۱
53 - 62
حوزههای تخصصی:
علل تأثیر معماری بناهای دولتی و عمومی بر معماری بناهای خصوصی در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابنیه خصوصی یکی از اقسام بناها را در تمامی دورههای تاریخی ایران از جمله عصر پهلوی دوم تشکیل میدهد که در جایگاه خویش حائز اهمیت است. معماری بخش خصوصی در این دوره که قسمی از آثار و معماری خصوصی امروز را نیز شامل میشود تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است که یکی از آنها، معماری ساختمانهای دولتی و عمومی (به همراه عوامل دیگر) است. گرچه الگوبرداری از ابنیه دولتی و عمومی، پیشرفتها و امکانات تازهای در معماری و در مواردی همخوانی با اقلیم را در پی داشته لکن از آنجا که موجب رواج معماری غیرخودی و دارای هماهنگی اندک با اقلیم شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است، ریشهیابی این تأثیرپذیری اهمیت پیدا میکند. لذا هدف این تحقیق، دستیابی به علل و میزان نقش علل درتأثیر معماری برخی از ابنیه دولتی و عمومی بر معماری بعضی از بناهای خصوصی و شناخت و بررسی آنهاست. بررسیهای انجام شده و نتایج بدست آمده نشانگر آن است که چهار عامل اصلی شامل خصوصیات بناهای دولتی و عمومی، ویژگیها و شرایط بخش خصوصی، عوامل واسطهای، و عوامل جانبی و زمینهای در حد تقریباً متوسط سبب تأثیرشدهاند. عامل جانبی بیشترین دخالت و عامل بخش خصوصی کمترین نقش را داشته است. یعنی اثرگذاری به ویژه به سبب فراهم آمدن امکانات و شرایط مانند ""عوامل سوقدهنده جامعه به سمت فرهنگ جدید و ...""، ""اشاعه دیدگاههای فرهنگی نو و ..."" و ""منابع تأمینکننده درآمد کشور و تعیینکننده میزان آن و ..."" بوده است. همچنین بررسی شاخصها نشان میدهد برخی از آنها با بیشترین نقش در عامل مربوط به خویش عبارت است از : تازگی بنا، خواست قشر مرفه برای الگوبرداری، بعضی از بناهای خصوصی اثر پذیرفته ...، ترویج دیدگاههای فرهنگی جدید...، تبلیغ زیاد مصالح و ...، داشتن تحصیلات عالیه و ... .
عوامل تأثیرگذار دیگر در عصر پهلوی دوم بر معماری اماکن خصوصی متأثر از بناهای دولتی و عمومی عبارت است از : وابستگی تام سازمان اقتصادی و سیاسی کشور، گرایش افراطی به غرب، اشاعه دیدگاههای فرهنگی جدید، تمرکز فعالیتها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و مهاجرت به این شهرها، ابنیه خصوصی، افراد غیرمتخصص، و پژوهشها در حیطه معماری.
تأثیر اقلیم بر شکل تزیینات معماری با تکیه بر تحلیل میزان سایه اندازی خوون چینی های آجری بافت تاریخی دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲
79-90
حوزههای تخصصی:
با افزایش توجه جهانی به کاهش فشار مداخلات انسانی بر محیط زیست، مطالعه نحوه تعامل ساختمان های سنتی و اجزای آن ها با محیط جهت شناخت روش های طراحی طبیعی رشد چشم گیری داشته است. در مناطق گرمسیری به ویژه مناطق مرطوبِ گرم، نیاز به سایه و کوران هوا مهم ترین عواملی هستند که سبب خلق راهکارهای معماری برای تامین شرایط آسایش حرارتی شده اند. برای مثال در مطالعه ریخت شناسانه و اقلیمی شهر دزفول تمهیدات حیرت انگیزی جهت ایجاد سایه و کوران هوا در شهرسازی و معماری آن صورت گرفته است. از میان صدها راه کار، یکی از آنها استفاده از خوون چینی های آجری است که علاوه بر عملکرد بصری، به نظر می رسد کارکردی اقلیمی نیز دارد. در مقاله حاضر کوشش شده تا با شناخت نحوه شکل گیری الگو های خوون های آجری، نقش این الگوها در تعدیل شرایط اقلیمی از طریق بررسی میزان سایه اندازی آن ها بر روی بدنه ها مورد ارزیابی قرار گیرد. برای انجام این تحقیق نمونه های متداول خوون چینی های آجری انتخاب شده و میزان سایه ایجاد شده بر هریک از آن ها در ساعات مختلف روز و در جهت گیری های مشخص شبیه سازی شده اند. مقدار سایه ایجاد شده با استفاده از پردازش تصویری محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفته است. با توجه به اندازه گیری ساعات تابش خورشید بر بدنه ها چنین الگوهایی، در زاویه های مختلف، مقدار سایه ایجاد شده بر روی سطوح را حدود 5/2 تا 5/4 برابر افزایش می دهند. بررسی های انجام شده نشان می دهد که در شکل گیری چنین الگوهایی علاوه بر توجه به جنبه های زیباشناختی، به نقش اقلیمی این الگوها بر افزایش میزان سایه ایجاد شده بر سطوح نیز توجه شده است.
جایگاه فضاهای "مذهبی اسلامی" در طرحهای توسعه شهری معاصر (بررسی طرح جامع تهران و طرحهای تفصیلی 5 منطقه از تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱
19-30
حوزههای تخصصی:
امروزه الگوی تقسیمات شهری که محصول تدوین و اجرای برنامهها و طرحهای معاصر شهری است، جایگزین تقسیمات ارگانیکی شده است و در پی این جایگزینی، نقش و جایگاه مساجد و فضاهای مذهبی در شکلگیری نظام کالبدی و اجتماعی شهرها و محلات شهری دستخوش تغییر گردیده است. این تحقیق با هدف بررسی جایگاه و نقش فضاهای مذهبی در طرحهای معاصر شهری انجام شده است. سئوال اصلی تحقیق این است که فضاهای مذهبی چه نقش و جایگاهی در طرحهای توسعه و عمران شهری دارند؟ در چه بخش هایی از این طرحها به فضاهای مذهبی توجه میشود؟ برای پاسخ به این سئوال از میان طرحهای موجود در کشور، به جهت مقیاس، قدمت و اهمیت، طرح جامع تهران و طرح تفصیلی 5 منطقه از آن انتخاب شده اند. در انتخاب این مناطق سعی شد با فرض قرارگیری محور "انقلاب– آزادی" به عنوان محور میانی شهر تهران، 2 منطقه از قسمت شمالی این محور و 3 منطقه از جنوب آن به شکل تصادفی انتخاب شوند. بر این اساس طرح تفصیلی مناطق 2،3،17،20، 12 مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعات محتوای این طرحها حول محور های چشم انداز، اهداف، راهبردها، طرحهای موضعی و موضوعی، سازمان فضایی، مساحت و سرانه کاربریها(موجود و پیشنهادی) انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که فضاهای مذهبی در طرحهای شهری معاصر اعم از طرح جامع و تفصیلی مورد توجه قرار نگرفتهاند.
ارزیابی و شناسایی کنشگران توسعه ناپایدار محله های غیررسمی؛ نمونه موردی: محله غیررسمی شمیران نو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۹۱ شماره ۸
131 - 146
حوزههای تخصصی:
ساخت وسازهای غیررسمی، بخشی از حیات ناپایدار شهری در طول تاریخ شهرنشینی بوده اند. این محله ها به واسطه تأمین تقاضای سرپناه اقشار کم درآمد، محل تجمع گونه های مختلف اقشار و طبقات اجتماعی فرودست هستند. این درواقع تقاضا و تجمعی است که شاکله ناپایداری حیات شهری این محله ها را به وجود می آورد. این مقاله، به مردم نگاری سکونتگاه غیررسمی شمیران نو واقع در منطقه 4 شهرداری تهران می پردازد. هدف پژوهش، شناسایی انگیزه ها، تمایلات و آثار گروه های سازنده غیرمجاز است. نتایج نشان می دهد که حداقل سه گروه اجتماعی متفاوت، دست به ساخت وسازهای بی قاعده در محیط و فضای این محله می زنند: گروه یکم قدیمی های ناچار است، گروه دوم مهاجران مهاجرپذیر و گروه سوم سودجویان مسافر. هریک از این کنشگران می توانند منابعی بااهمیت برای پایداری محله باشند. مقایسه نتایج تحقیق با مدل های معتبر نشان می دهد که محله مورد بررسی دارای گونه های متفاوت اجتماعی با وضعیت روانی و اجتماعی مختلف است. بنابراین دستیابی به اهداف برنامه های بهسازی و اصلاحی با استفاده از روش های ترکیبی و پویا با هدایت ظرفیت ها و انگیزه ها و خواسته های گروه های سازنده مقدور خواهد شد.
سنجش ابعاد اجتماعی فضای جمعی ایستگاه های پایانه ای مترو؛ نمونه موردی: ایستگاه پایانه ای مترو شهید سلطانی کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر فضای ایستگاه های پایانه ای مترو از جمله فضاهای عمومی است، که بستری برای وقوع بخشی از فعالیت های اجتماعی محسوب می شود. از این رو دستیابی به چارچوبی جهت سنجش بعد اجتماعی این فضاها، هدف اصلی پژوهش حاضر است. جهت نیل به هدف مذکور، با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی، ابتدا دیدگاه متخصصین در باب مفهوم فضای جمعی ایستگاه های پایانه ای مترو و ابعاد اجتماعی آنها، همچنین تجارب جهانی موفق، مورد بررسی قرار گرفته اند. سپس با توجه به معیارها و شاخص های اجتماعی مستخرج از مراحل پیشین، مدل ویژه سنجش ابعاد اجتماعی مختص فضای جمعی ایستگاه های پایانه ای مترو، تدوین شده است. در ادامه با استفاده از مدل مذکور، وضعیت موجود فضای ایستگاه مورد مطالعه، یعنی ایستگاه پایانه ای مترو شهید سلطانی کرج، از طریق مشاهدات میدانی و تکمیل پرسش نامه، ارزیابی گردیده است. نتایج سنجش حاکی از آن است که از بین 6 معیار اصلی اجتماعی، فضای ایستگاه مورد مطالعه در حوزه معیارهای دسترسی و عدالت، مشارکت و نظارت و آموزش و سلامت از بیشترین مشکلات رنج می برد.
ارائه الگوی تعیین تراکم مسکونی منطقه 22 شهر تهران؛ بر اساس اصول رشد هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دغدغه های ناشی از پراکنش شهری و گسترش افقی شهرها موجب شده است تا کشورهای مختلف در سراسر جهان تمهیداتی را به منظور مهار این بحران بیندیشند. این تمهیدات مشتمل بر سیاست های بلندمرتبه سازی و انبوه سازی، وضع قوانین و مقررات استفاده بهینه از زمین، و در رأس آنها سیاست های افزایش تراکم جمعیتی و ساختمانی بوده است. اتخاذ راهکارهای جدید به شکل گیری اصطلاحات تازه ای چون متراکم سازی شهری، شهر پایدار، شهر فشرده، و رشد هوشمند منجر شده است. در این پژوهش به تبیین معیارهای مؤثر در تعیین تراکم شهری و ارائه الگویی برای تعیین تراکم مسکونی منطقه 22 شهر تهران پرداخته می شود. بدین منظور با استفاده از سنجه های تراکم حاصل از بررسی مباحث نظری و پژوهش های انجام شده، و نیز تحلیل عاملی و تطبیق نتایج حاصل از آن با اصول رشد هوشمند، در نهایت شش عامل به عنوان عوامل تبیین کننده الگوی تراکم مسکونی در منطقه 22 معرفی شده اند، که عبارت اند از: تراکم جمعیتی، تراکم ساختمانی، میزان فشردگی بافت مسکونی (نحوه پراکنش قطعات مسکونی)، موقعیت و میزان خدمات عمومی، وضعیت شبکه معابر، و وجود فضاهای سبز و باز. بررسی نواحی چهارگانه این منطقه، بر اساس الگوی تعریف شده، نشان می دهد که از نظر الگوی تراکم، ناحیه 4 بیشترین انطباق را با اصول رشد هوشمند دارد، و ناحیه 3 کمترین انطباق را.
هم گرایی سه گونه بنیادین هندسی و پیدایش هندسه مسجد ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی پیدایش هندسه مسجد چهارایوانی گنبددار یا مسجد ایرانی در هاله ای از ابهام است و گونه شناسی متداول مساجد ایران برمبنای شمار ایوان ها نیز از این ابهام نمی کاهد. هندسه، جان مایه هر نوع معماری است که با تعریف و تحدید آن، درک کالبدهای گونه گون آن نوع را آسان تر می کند. بنابراین برای شناخت شکل ایرانی مسجد، بهتر است از چیستی سرچشمه های هندسی و چگونگی فرآیند پیدایش هندسه آن نیز پرسید. مقاله در آغاز، کهن الگوی مسجدها را بررسی و دگرگونی آن را هنگام ورود به دیگر سرزمین ها بیان می کند. سپس با شناسایی شماری از نخستین مسجدهای ایران، به جست وجوی سرچشمه ها برآمده، به چگونگی پدیداری این مسجدها از دیدگاه هندسی پرداخته و دستاوردهای این تجربه های نخستین را برای سده های پسین برشمرده است. در ادامه، با بررسی مساجد ساخته شده در نیمه نخست هزاره اول هجری و با نمایاندن ردپای سه گونه هندسی به دست آمده از دوره پیشین، به دسته بندی و تحلیل هر گونه می پردازد. سپس دو گرایش بعدی میان این گونه ها شناسایی و به نمونه های آن تا روزگار کنونی اشاره می شود. سرانجام، با پردازش فرآیند تاریخی گرایش به هم گرایی در یکی از نخستین کارگاه های تجربی، نشان داده که پیدایش چنین هندسه ای برای مسجد ایرانی، برآیند هندسی آن سه گونه بنیادین مسجد در ایران است.
نقوش سردر جورجیر و تأثیرپذیری آن از هنر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروپاشی سیاسی هر حکومت به معنای محو کلیه آثار فرهنگی آن حکومت نیست به خصوص زمانی که حکومت مورد نظر، از بنیانهای فرهنگی استواری برخوردار باشد. انقراض سیاسی ساسانیان یک تحول سیاسی- مذهبی بود که بازتاب فرهنگی این دوره تا قرنها پس از ساسانیان در تولیدات فرهنگی قلمرو آن نیز قابل مشاهده است. مطالعه معماری دوره اسلامی به ویژه قرون اولیه آن با اتکا به این موضوع، دستاوردهای قابل توجهی در پی خواهد داشت.
مسجد جامع جورجیر اصفهان در محل فعلی مسجد حکیم قرار داشته است که در زمان صفویه به منظور ساخت مسجد حکیم کاملاً تخریب شده و از بنای مسجد، تنها سر در شمالی آن در ساختار مسجد جدید برجا مانده است. سردر مسجد جامع جورجیر بنایی است متعلق به قرن چهارم هجری قمری که دارای تزیینات و ویژگیهای منحصر به فرد گچبری و آجرکاری متأثر از هنر ساسانی است. با توجه به تأثیرپذیری هنر اوایل اسلام از هنر دوره ساسانی، این پژوهش ابتدا ضمن مطالعه معماری بنای سردر جورجیر از خلال متون تاریخی، به تحلیل تزیینات بهکار رفته در آن پرداخته و سپس آن را با نمونههای مشابه دوره ساسانی مورد مقایسه قرار میدهد. از مجموع مطالعات صورت گرفته در این مقاله میتوان چنین نتیجه گرفت که تزیینات سردرجورجیر به قرون اولیه اسلامی تعلق دارد که تأثیر هنر دوره ساسانی بر آن کاملاً مشهود است.
Secrets of Light in Traditional Houses of Iran (Hot and Dry Climate)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In addition to attention to natural light as a renewable, costless and environment-friendly source of energy in the late 20th century, numerous studies have been conducted into the effect of natural light on human being’s soul and body and all such studies reiterate the undeniable role of natural lighting on people’s behavior, attitudes, and efficiency. However, in spite of the awareness of the effects of natural light on human beings as well as on the environment, source of lighting in most buildings is still limited to artificial lighting and most of the solutions used in the old architecture with regard to the use of natural lighting have been forgotten nowadays. This paper, based upon a holistic approach and a qualitative research method analyses a few traditional houses in Hot and Dry climate of Iran and showed how their builders by using architectural elements as well as different methods of space organization so to better use light to satisfy the physical and psychological needs of the inhabitants,including visual and heat comfort, health, introducing variety and increasing space quality. As we will see, this research describes the methods they tried to create a balance between physical and psychological needs of the inhabitants and to supply the required energy.
طراحی داخلی یک اتاق خواب نمونه، برای استفاده بهینه از نور طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تأثیر معماری داخلی بر میزان شدت روشنایی فضای معیّنی بررسی می شود. پیش از این همواره تأثیر محل و مشخصات پنجره بر میزان روشنایی داخلی در نظر گرفته شده بود، اما تأثیر معماری داخلی بر میزان روشنایی فضای داخل مورد بررسی قرار نگرفته بود. به این منظور برای یافتن مقادیر شدت روشنایی بهینه در یک اتاق خواب ساده، شدت روشنایی متوسط و نیز حداقل و حداکثر در آن برای 72 روز سال از روزهای اول، پنجم، دهم، پانزدهم، بیستم، و بیست و پنجم هر ماه در ساعت 10:30 صبح و در ساعت های مختلف روزهای یکم فروردین، یکم تیر، یکم مهر و یکم دی شدت روشناِیی، کف، سقف و دیوارها به کمک نرم افزار محاسبه شد. در ادامه، تأثیر شرایطی مانند استفاده از مصالح مختلف برای جداره های داخل اتاق، تغییر رنگ جداره ها، تغییر مبلمان داخلی، محل استقرار پنجره و نظایر اینها که بخشی از آن در اختیار طراح داخلی است، بر شدت روشنایی متوسط و نیز حداقل و حداکثر اتاق مطالعه و بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان می دهند که نه فقط محل استقرار پنجره در دیوار بلکه جنس و رنگ و مشخصات سطوح داخلی همراه با جایگزینی صحیح مبلمان داخل اتاق می تواند تأثیری عمده بر استفاده از نور طبیعی داشته باشد.
آرمانشهر در آرای روشنفکران عصر مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بیان مولفه های آرمانشهری روشنفکران عصر مشروطه ایران است. دگرگونی رابطه ایران با مغرب زمین در عصر مشروطه و ظهور و بروز اندیشه های تجدد خواهانه روشنفکری، سبب دگرگونی در اندیشه های آرمان ورز ایرانی در رویکرد به مفهوم آرمانشهر گردید. در پژوهش حاضر، مولفه های اساسی نگرش به آرمانشهر در آرای هشت تن از مشهورترین روشنفکران عصر مشروطه- میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان ناظم الدوله، میرزا آقا خان کرمانی، میرزا یوسف مستشارالدوله، میرزا عبدالرحیم نجارزاده تبریزی مشهور به طالب اوف، حاج زین العابدین مراغه ای به طور عام و عبدالرحیم طالبوف و عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی به طور خاص- مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق به صورت تحلیلی- توصیفی و به صورت مقایسه ای و برمبنای مطالعات کتابخانه ای استوار بوده است. تعلیم و تربیت برمبنای اندیشه غربی، آموزش علم به صورت آموزه های غربی، دنیاگرایی، عقل منهای وحی، قانونگرایی، تقلید از مظاهر غرب، از موارد مهم عمومی و انرژی، حمل و نقل، تکنومداری، مشارکت مردمی؛ از موارد خاص مورد توجه در آرمانشهر روشنفکران عصر مشروطه بوده است. تاکید عمده آرمانشهر روشنفکری عهد مشروطیت ناظر بر ارتقای زندگانی مادی شهر و فاقد توجه کافی به امور روحانی و معنوی در فضاهای شهری بوده است.
تبیین نقش مؤلفه معنا در فرایند شکل گیری حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر مبنای بررسی نقش مؤلفه معنا در خلق حس مکان و در راستای پاسخگویی به سؤالاتی مبنی بر اینکه مؤلفه معنا در هر یک از گونه های خود شامل معانی موجود در ذهن انسان و معانی موجود در مکان، چه سطحی از معنا را می-سازد و همچنین چگونگی رسیدن به مراتب گوناگونی از حس مکان بر مبنای هر یک از سطوح مرتبط با معانی مذکور، شکل گرفته است. آنچه بر اهمیت این پژوهش تأکید دارد فراهم آوردن بستری برای رسیدن به ادراک معانی موجود در مکان و خلق معانی ارزشی و نمادین از مکان در ذهن است. لذا در راستای بررسی روابط میان مفاهیمی نظیر سطوح معنای مکان، سلسله مراتب حضور انسان در مکان و سطوح گوناگون حس مکان که چارچوب نظری این مقاله بر پایه آنها بنا شده است، خیابان ارگ شهر مشهد بعنوان نمونه موردی برای تحلیل های مورد نظر انتخاب گردیده و به منظور تدوین چارچوب نظری، از تکنیک مصاحبه نیمه طراحی شده و روش های کدگذاری و هرمنوتیک در جهت تفسیر داده ها استفاده گردیده است که نتایج حاصل از آن مبین وجود روابط درونی میان سطوح مختلف معنای مکان، سلسله مراتب حضور انسان در مکان و سطوح گوناگون حس مکان می باشد.