فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۶۱ تا ۵٬۱۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Development and progress are ideals that always different countries have pursued. Everybody welcomes a developed country with people free from development obstacles. Indeed, realization of such a goal requires developmental planning in national and local scales taking into account the population growth rate, economical, social, cultural, and political problems, and generally, imbalances and dualities from which the whole country suffers. Hence, it seems inevitably and vitally necessary to pay attention to regional planning in Iran, and, more rapid growth and development of the country can be achieved with the aid of such planning and through growth and flourishing of different regions commensurate with their capacities and capabilities. The current paper is attempted to comparatively assess the performance and efficiency of Iranian provinces in terms of development level using Taxonomy and Morris models. It also aims at analyzing statuses of Iranian in terms of inequality extent in enjoying development benefits using standard score method. The research results are suggestive of the fact that Sistan and Baluchistan Province assumes the lowest rank (30th among the 30 provinces) in all three methods under study. Due to presence of some obstacles and lack of proper grounds, it is an inevitable necessity to rethink and make fundamental planning in this respect.
بازسازی محله ی بازار پس از زلزله ی سال 1382 بم با رویکرد خاطره ی جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال رخداد زمین لرزه ها، نقش خاطره ی جمعی در فرایند بازسازی، کمتر مورد توجه واقع شده است. پس از سانحه، به دلیل محدودیت زمان، تمام تلاش ارگان ها معطوف به سرعت بخشیدن به بازسازی کالبدی در حداقل زمان است که این امر کیفیت را فدای کمیت می کند. در این میان، بازسازی محله ی بازار در شهر بم، با توجه به ویژگی های منحصربه فرد آن موضوعی درخور مطالعه است. مقاله حاضر با به کارگیری روش تحقیق کیفی نظریه ی زمینه ای، به بررسی بازسازی محله ی بازار بم از منظر خاطره ی جمعی می پردازد. بدین منظور، داده های موردنیاز، از طریق مصاحبه ها ی عمیق گردآوری شدند. جهت تحلیل داده ها، مجموعه ا ی از رویه ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی به کار گرفته شد. این مقاله، دو مدل مفهومی را به منظور شناسایی "مؤلفه های اصلی خاطره جمعی" معرفی می کند. در مدل مفهومی اول، "کالبد"، "فعالیت" و "تصورات" و در مدل مفهومی دوم، "زمان" و "مکان"، عوامل اصلی خاطره جمعی می باشند. این تحقیق بر ضرورت توجه به باززنده سازی خاطرات جمعی در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های بازسازی تأکید می کند. یافته های پژوهش، رویکرد بازسازی از منظر خاطره جمعی را برای برنامه ریزی های آینده ی بازسازی در محیط های مشابه پیشنهاد می نماید؛ مقصود از این رویکرد، نه پاک کردن گذشته و نه تکرار و تقلید کورکورانه آن است.
بررسی نقش جنسیت در ارزیابی امنیت فضای محلهای با تأکید بر رویکرد CPTED؛ بررسی موردی: بخش میانی محله صابونپزخانه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون شک امروزه یکی از معیارهای رضایت مندی افراد از فضاهای محله ای، داشتن محیطی امن و به دور از جرم محسوب می شود. بررسی ها نشان می دهد که با توجه به تفاوت هایی که میان مردان و زنان از نظر فیزیک و ابعاد جسمی از یک سو و حساسیت و خصوصیات ادراکی از سوی دیگر وجود دارد، میزان توجه به مسئله امنیت نیز در میان آنان متفاوت است. لذا این پژوهش بر پایه رویکرد CPTED، به دنبال بررسی و تعیین شاخص های تأمین امنیت از طریق طراحی محیطی با توجه به ترجیحات زنان و مردان است. روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را ساکنان بخش میانی محله صابونپزخانه واقع در منطقه 12 شهر تهران تشکیل می دهند. 200 پرسش نامه در خصوص میزان تأثیر هر یک از شاخص ها در امنیت محله به شیوه تصادفی در محله تکمیل شده است. یافته ها نشان می دهد که زنان نقش تمامی شاخص ها شامل نظارت، مدیریت و نگهداری، کنترل دسترسی، قلمروگرایی و حمایت از فعالیت را در ادراک احساس ناامنی تأیید کردند؛ در حالی که در میان مردان دو شاخص نظارت و کنترل دسترسی مورد توجه بوده است. بنابراین لازم است توجه به این تفاوت در تدوین راهکارهای اجرایی دقیق تر به منظور تأمین امنیت فضاهای محله ای مد نظر قرار گیرد.
درک معنای "حس مکان" در بازسازی مسکونی بم (نمونه موردی: مجموعه مسکونی نرگس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۴۹
۵۰-۳۷
حوزههای تخصصی:
بحران ها در بی خانمانی مردمان نقش عمده ای دارند؛ به طوری که بعضی صاحب نظران بحران را کاتالیزور وقوع «بی مکانی» یا از دست دادن حس مکان می شناسند. علاوه بر حجم تخریب مکان در جریان وقوع بحران، عامل دیگری که بر سرعت فرایند بی مکانی می افزاید، ساخت و سازهای همانند و یکسان شدن مکان ها در جریان بازسازی است. افزون براینکه عمده فعالیت های بازسازی نیز به ساخت مسکن با دیدگاه کالبدی صرف و بدون توجه به باز آفرینی حس خانه و مکان متمرکز شده و معمولاً از احیای روح اجتماعی – فرهنگی جامعه محلی غفلت شده است. با وجود وقوع بحران های طبیعی فراوان در ایران و تأکید روز افزون بر بازتوانی اجتماعی و روحی– روانی در فرایند بازسازی، متأسفانه پایه های نظری لازم برای آفرینش «حس مکان» به خصوص در شرایط بازسازی بعد از بحران وجود ندارد. این پژوهش درصدد است که درک و معنای سکونت را در بازسازی پس از زلزله بم از منظر ساکنان، صورت بندی نموده و بر اساس آن پایه های نظری مناسب «آفرینش حس مکان» در شرایط بازسازی مسکونی پس از بروز سوانح را تبیین نماید. روش این پژوهش کیفی بوده و از «نظریه زمینه ای» در تحلیل داده ها و نظریه پردازی استفاده شده است. داده های مطالعه با انتخاب 21 نفر از ساکنان مجتمع نرگس به شیوه گلوله برفی با مصاحبه ساختاریافته گردآوری شده تا اشباع نظری در نمونه گیری به دست آید . یافته های این پژوهش نشان می دهد که درک معنای حس مکان از دیدگاه ساکنان بازسازی انجام شده به مثابه «بازتجربه حس سکونت» تلقی و تفسیر می شود که در مدل زمینه ای این پژوهش در قالب مقولات شرایطی، تعاملی و پیامدی به تصویر کشیده شده است. این حس در گرو وجود شرایط «بیان خویشتن»، «خانه مرکز زندگی» و «زندگی جمعی» بوده است. تعامل ساکنان نسبت به این حس نیز به صورت «تعلق پذیری» و «عضویت در خانه گسترده» بروز یافته است و در نهایت نتیجه این تعاملات منجر به «زندگی امیدوارنه به آینده» در ساکنان بوده است. نتایج این مطالعه می تواند به عنوان پایه نظری «آفرینش حس مکان» در تدوین اصول طراحی شهریِ ابعاد ماهوی و رویه ای در بازسازی های پس از بحران، امکان احداث مکان های مطلوب تری را برای ساکنان فراهم آورد.
چیدمان معماری: شهر برای شهروندان یا گردشگران؟!
حوزههای تخصصی:
باز اندیشی نظریه «نحو فضا»، رهیافتی در معماری و طراحی شهری؛ مطالعه موردی: خانه بروجردی ها، کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بازخوانی اصول و مبانی فکری نظریه "نحو فضا" و به روزسازی توسعه هایی است که درسال های اخیردر مفاهیم و ابزارهای این نظریه رخ داده است. پس از یک بازنگری تاریخی و مبادی ورودی نظریه به دانش معاصر معماری و شهرسازی در ایران، خاستگاه نظریه و مباحث آغازین و مبانی منطق اجتماعی فضا،مورد بحث و بازتعریف قرار گرفته اند.اساس و مبنای مباحث مطروحه، نظریه زیربنایی هیلیر و هانسون در 1984و پس از آن بسط و بررسی نظریه در دانشکده معماری بارتلت است.در ادامه، روش شناسی و فرایندهای روشمند در تجزیه و تحلیل فضای معماری مورد مدّاقه قرار گرفته و به صورت کاربردی با نرم افزار روز دپت مپ، شبیه سازی گردیده است. همه این مراحل بر روی یک نمونه معماری سنتی ارزشمند، خانه بروجردی های کاشان، پیاده گردیده است و جداول مربوط به این شبیه سازی استخراج و مورد بحث قرار گرفته است.در میانه بحث ها گریزهایی کاربردی به روش و نحوه پرداختن به مفاهیم و تکنیک ها در مقیاس شهری نیز زده شده و کاربرد نظریه در طراحی شهری نیز بحث و بررسی گردیده است. در نهایت، مسایل مرتبط با نظریه "نحو فضا" و در برابر سوال ادراک فضایی مورد مباحثه قرارگرفته است.
طبقه بندی آراء متفکران مطالعات شهر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعاریف شهر اسلامی در دو سوی متضاد، وجود این مفهوم را به چالش کشیده است. به صورت کلی مجموعة دیدگاه ها در این رابطه به دو گروه موافق و مخالف وجود شهر اسلامی تقسیم می شود. در دهه های نخستین قرن 20 م. چنین مفهومی برای نخستین بار شکل گرفت. این گرایش از سوی مستشرقین آغاز شد و در ابتدایی ترین شکل خود با نمونه های غربی و کلاسیک مورد مقایسه قرار گرفت که بستر مخالفت با مفهوم شهر اسلامی را فراهم کرد. در تعاریف اولیه، وجود شهر اسلامی به دلیل عدم انطباق با این نمونه ها توسط برخی انکار شد. موافقان این مفهوم، با بررسی نمونه های خاورمیانه و شمال آفریقا، به معرفی ساختار و عناصر مشترکی بین شهرهای اسلامی هدایت شدند. ساختار ترسیم شده، کالبدی برای شهر اسلامی تصویر کرد که به دلیل بررسی شهر فارغ از عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری آن، قابل تعمیم به مجموع شهرهای قلمرو اسلامی نیست. چطور می توان عناصر و ویژگی های مشترکی برای شهرهای این قلمرو متصور شد درحالی که بحث حاضر به یافتن نقاط مشترک بین تمدن های مختلف پرداخته است. نقاط مشترک در محدوده اسلامی می تواند برخاسته از باورهای مشترک باشد، همان چیزی که باعث یکپارچگی این پهنه شده است. در نهایت نگاه محتواگرایانه به شهر اسلامی که مجموع اقدامات شهری را زاییدة فرهنگ و باورهای اسلامی می داند مفهوم جدیدی در این موضوع ایجاد کرده است.
در این مقاله، دیدگاه های مرتبط با مفهوم شهر اسلامی پس از مقایسه به سه گروه صورت گرا، ساختارگرا و محتواگرا تقسیم شده است. نظرات صورت گرا نگاهی پوسته ای و ظاهری به شهر داشته است. نظرات ساختارگرا شهر را با عناصر و کالبد آن معرفی می کند. نظرات محتواگرا شهر را همانند قالبی برای محتوا و مفاهیم اسلامی تبیین کرده است. در تعریف شهر اسلامی با رویکرد محتواگرا، مفاهیم و باورها جامه عمل پوشیده اند. این مفاهیم، محتوای کالبدی هستند که از پیشینة تاریخی، فرهنگی و اقلیمی بستر خود نشأت گرفته است.
بازآفرینی بافت قدیم شهر آمل مبتنی بر استراتژی توسعه گردشگری و برنامه ریزی راهبردی سناریویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت قدیم آمل دارای پتانسیل های ارزشمند برای گسترش گردشگری به منظور توسعه پایدار است. در این مقاله، ابتدا به شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار بر بازآفرینی بافت قدیم آمل مبتنی بر توسعه گردشگری شهری پرداخته و چارچوب نظری استراتژی توسعه گردشگری ارائه شده است. نتایج حاصل از مبانی نظری نشان می دهد که مؤلفه های اساسی توسعه گردشگری شامل مؤلفه های استراتژیک نظیر کسب وکار، رخدادهای خاص، جاذبه های کالبدی، خرده فروشی و فرهنگ و مؤلفه ها ی زیرساختی و امکانات رفاهی پشتیبان نظیر خدمات رفاهی و پذیرایی، حمل ونقل و دسترسی و آموزش و اطلاع رسانی هستند. با به کارگیری این مؤلفه ها در قالب فرآیند پیشنهادی پژوهش، شناخت آنها در بافت قدیم آمل و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک SWOTET، زمینه برای تدوین مسیرهای راهنمای کلیدی توسعه گردشگری فراهم آمد. درنتیجه پنج مسیر کلیدی بر اساس نظر بهره وران کلیدی تدوین و با استفاده از روش ویکور رتبه بندی گردید. ماهیت این مسیرها نشان می دهد که در بافت قدیم آمل، مؤلفه های مکانی (نظیر جاذبه های تاریخی و مذهبی و فضاهای میزبانی از نمایشگاه ها و رخدادها)، مؤلفه های اقتصادی (نظیر بازار و خرده فروشی) و مؤلفه های فرهنگی، بیشترین تأثیر را بر توسعه گردشگری آن دارند. در ادامه بر اساس ماهیت سه مسیر کلیدی اول، چشم انداز مشترک توسعه تدوین و متناظراً برای تفسیر آن سناریوی های گردشگری، اهداف، راهبردها، سیاست ها و اقدامات مربوطه طراحی گردید.
Thirteen Most Common Trends Shaping Automobile Dependence Worldwide and the Global Implications of these Trends Kenya(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Walking being the oldest form of urban transport, and until the advent of major transformations in transport technology in the nineteenth century, most cities were structured in ways that supported walkability. Today, there is a change in transportation which emphasizes, the traditional pedestrian paths which are increasingly becoming non-regulated spaces when compared to the urban spaces for automobile modes. This change in emphasis is noticeable partly because urban walkability has rarely been planned for in the past few decades and ultimately may replace our automobile dependency. It has brought enormous changes to urban landscape in recent times particularly in the developed world. Automobile dependency comes in different ways, forms and degrees. For instance, there are few cities worldwide that are absolutely automobile dependent (where driving is the only form of transport). Even areas that appear to be highly automobile dependent often have a noteworthy amount of walking, cycling and transit travel among certain groups or in certain areas, although use of these modes tends to be undercounted by conventional transportation planning. Contemporarily, reducing car dependency has been discussed broadly in the scientific community by professionals in the built environment and of course by the general public. With increasing vehicular streets worldwide, it raises a swirl of questions, how did we get to this point of automobile dependency and are the alternatives more desirable? In answering this question, this paper identified and discussed extensively thirteen major distinct trends that are responsible for the automobile dependencies in most cities of the world.
تبیین معیارهای کلیدی فرآیند شکل گیری هویت مکان در توسعه شهری جدید (مطالعه موردی: منطقه 22 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تبیین معیارهای کلیدی فرآیند شکل گیری هویت مکان در توسعه شهری جدید می پردازد. به همین منظور و براساس مبانی نظری شامل نظریه ها و دیدگاه های مهم و نیز پژوهش های موردی قابل توجه و شناسایی شده در چارچوب هدف مذکور، 8 معیار کلیدی «آشنایی و شناخت»، «خوانایی و تشخص»، «رضایت مندی»، «خودکارآمدی»، «تعامل اجتماعی»، «تناسب محیطی»، «دلبستگی» و «خاطره انگیزی» در زمینه شکل گیری، احراز و تشخیص هویت مکان از نقطه نظر ساکنان در توسعه شهری جدید دارای اهمیت می باشند. بررسی و تبیین بیشتر این 8 معیار، در مجموع به واسطه 29 زیرمعیار و 50 سنجه (متغیر) با استناد به انجام تحلیل عاملی تاییدی در خصوص تایید سازه های عاملی فوق به همراه روایی و پایایی در ارتباط با مطالعه موردی شامل شهرک های دهکده المپیک، چشمه، راه آهن و صدرا مورد توجه قرار گرفته است. این چنین، امکان طرح مدلی 8 عاملی در زمینه مطالعه و سنجش هویت مکان در توسعه شهری جدید فراهم شده که در عین حال، گامی اساسی در مسیر تدوین و ارائه مدلی ساختاری در سطحی فراتر است. کفایت برازندگی این مدل اندازه گیری (سنجش)، به واسطه شاخص های مختلف، گویای آن است که الگوی مورد توجه از نقطه نظر هماهنگی داده ها شامل 638 نمونه مورد توجه با ساختار عاملی آن، از برازندگی قابل قبولی برخوردار است.
پیوندهای کلانشهری و تحولات کالبدی- فضایی روستاهای پیرامون، مطالعه موردی: دهستان محمدآباد کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۵۰
۱۲۰-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
روابط و تعاملات گسترده و متنوع روستایی – شهری به شکل جریان جمعیت، کالا، سرمایه، اطلاعات، نوآوری و عقاید اثرات مهمی بر سکونتگاه های انسانی می گذارد. بسیاری از تحولاتی که در شهرها و روستاها پدید می آید، نتیجه میزان و چگونگی این تعاملاتی است که بین این فضاها وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی عوامل و مکانیزم های تأثیر گذار بر پیوندهای روستایی – شهری میان کلانشهر کرج و روستاهای پیرامونی و تأثیر این پیوندها بر فضای روستایی در چارچوب رویکرد شبکه منطقه ای است. جامعه آماری پژوهش را 11 روستای دهستان محمدآباد تشکیل می دهند که از این میان شش روستا با استفاده از روش تخمینی به عنوان نمونه موردی تحقیق برگزیده شده اند. همچنین با توجه به هدف تحقیق، از بین خانوارهای روستاهای منتخب، 342 خانوار به عنوان نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین گردیده اند. نمونه های تحقیق (اعم از روستا و خانوار) به ترتیب با استفاده از روش های نمونه گیری فاصله ای و تصادفی انتخاب شده اند. جمع آوری اطلاعات در این مقاله بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است. در بررسی های میدانی با استفاده از فنون پرسشگری و مشاهده و ابزاری همچون پرسشنامه و کارت مشاهده داده ها و اطلاعات مورد نیاز گرد آوری گردیده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از آمار توصیفی و استنباطی، تکنیک TOPSIS و ابزار نرم افزاری SPSS بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که جریانات فضایی به ویژه جریان سرمایه و مردم (جمعیت) که زمینه تعاملات روستایی – شهر قدرتمندی را در ناحیه مورد مطالعه فراهم نموده، تحول کالبد - فضایی (نظام کاربری اراضی، مسکن و ...) در این ناحیه را نیز در پی داشته است. ولی این تحولات در همه ابعاد و همه روستاهای ناحیه مثبت نبوده و تحولات منفی را نیز (نظیر تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی، گسترش الگوی مسکن شهری) در پی داشته است. در واقع، عدم وجود برنامه ریزی توسعه فضایی برای نظم دهی به چگونگی روابط و پیوندها و به دنبال آن کم توجهی به نقش شهر کرج و روستاهای پیرامونی، موجب شده تا نتوانیم جریانات و عوامل شکل دهنده و تأثیر گذار بر این پیوندها را طوری هدایت کنیم که زمینه ساز توسعه در این ناحیه باشد.
گونه شناسی مجتمع های مسکونی، گامی مؤثر در طراحی با کیفیت مجموعه های مسکونی معاصر؛ بررسی موردی: مجتمع های مسکونی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۴ شماره ۱۴
117 - 139
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت شهری و نیاز به اماکن مسکونی موجب استفاده از مساکن چندخانواری به جای مسکن تک خانواری شده است که شهر تبریز نیز از این قاعده مستثنی نیست. از مسائل مهم طراحی این الگوی جدید سکونت، فراهم آوری زمینه ای جهت شناخت و آسیب شناسی وضع موجود است. با واکاوی ادبیات موضوع چارچوبی متشکل از دو معیار مطرح در طبقه بندی مجموعه های مسکونی یعنی ارتفاع (تعداد طبقات) و نحوه همنشینی فضاهای باز و بسته تبیین شد و کیفیات فضایی هر یک از گونه ها بر مبنای معیارهای ارزیابی کیفی مجموعه های مسکونی تحلیل گردید. سپس کلیه مجتمع های مسکونی شهر تبریز شناسایی شد و گونه شناسی آنها با تأکید بر معیارهای مذکور، هدف نوشتار حاضر قرار گرفت. در گام نهایی ارزیابی کیفی گونه های غالب مجتمع های مسکونی شهر تبریز با تکیه بر معیارهای ارزیابی کیفی مجموعه های مسکونی صورت گرفت. نتایج تحقیق با معیار ارتفاع حاکی از فراوانی مجتمع های مسکونی کوتاه مرتبه در شهر است که ریشه در مسائل اقتصادی و سهولت تکنولوژی ساخت دارد. نتایج تحقیق با معیار همنشینی فضای باز و بسته حاکی از فراوانی گونه پراکنده به عنوان راهکاری جهت رهایی از محدودیت و ایجاد تنوع فضایی است. گونه شناسی مجتمع های مسکونی شهر تبریز با دو معیار همزمان ارتفاع و همنشینی فضای باز و بسته حاکی از گونه غالب خطی در مجموعه های کوتاه مرتبه، گونه غالب پراکنده در مجتمع های میان مرتبه و بلند مرتبه، فراوانی بلند مرتبه در گونه متمرکز و پراکنده و فراوانی کوتاه مرتبه در سایر گونه ها است. دستاورد این پژوهش می تواند جهت بازنگری کیفی فضای باز مجتمع های مسکونی مورد استفاده طیف متنوع سیاست گذاران، برنامه ریزان و طراحان قرار گیرد.
تاثیر محیط کالبدی فضاهای درمانی بر کاهش استرس بیماران (بررسی نمونه موردی مطب دندان پزشکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی میزان تاثیر محیط کالبدی فضاهای درمانی بر کاهش استرس بیماران است. پژوهش در یک مطب دندان پزشکی از طریق مقایسه نگرش و ادراک دوگروه از بیماران (80 نفر) که طی چند سال گذشته پیش و پس از تغییرات معماری داخلی به مطب مراجعه می نمودند، صورت پذیرفت. این نوع مطالعه از نوع تحلیلی- محتوایی است. تلفیقی از روش تحقیق همبستگی و کیفی به کار رفته است تا بتوان ارزیابی چند متغیر و روابط بین آنها را در شرایط واقعی امکان پذیر ساخت. ابزار گردآوری داده ها از طریق تحلیل کیفی مفاهیم و نظریه های موجود انتخاب گردیده است. از پرسشنامه برای بررسی کمّی شاخص ها در نمونه موردی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل از برنامه SPSS و آمار توصیفی نظیر فراوانی مطلق و نسبی، میانگین، انحراف معیار و نیز آمارهای استنباطی، آزمون پیرسون استفاده شده است. پایایی درونی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ صورت پذیرفته است. نتایج حاصل از بررسی پرسشنامه مشخص نمود که عوامل محیطی در کاهش استرس بیماران تاثیر بسزایی دارد. تحلیل داده ها نشان می دهد که نباید هدف از طراحی داخلی یک فضای درمانی، صرفاً درمان فیزیکی افراد باشد؛ بلکه علاوه بر ارایه خدمات درمانی، تامین مناسبات روحی و روانی کاربران از اساسی ترین اهداف طراحی چنین مکان هایی به شمار می رود
تأثیر معماری بر درمان کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
23 - 35
حوزههای تخصصی:
اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی اختلال رفتاری شایع در دوران کودکی است. دارای علائم بی توجهی، بیش فعالی و تکانشگری در بیمار می باشد. این اختلالات منجر به بروز مشکلات فردی و اجتماعی می شود. درمان استاندارد این اختلال بیشتر با تکیه بر داروها، آموزش و مشاوره بوده است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات فضای معماری بر رفتار این گروه از افراد جامعه می باشد. به عبارت دیگر این مقاله به بررسی بهبود زندگی کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی از طریق معماری می پردازد. به این منظور پس از معرفی خصوصیات این بیماران، روش کار با تکیه بر مصاحبه با افراد متخصص، مشاهده مکان های درمانی آنها، بررسی مقالات و کتب مرتبط بوده است. نتایج این پژوهش تأثیر جنبه های مختلف معماری را بر رفتار این کودکان نشان می دهد. باتوجه به یافته های این مطالعه برخی از عناصر معماری می تواند درکنترل عوارض این بیماری در کودکان اثربخش باشند.
Criteria and Indicators of Presence Quality Improvement in Urban Spaces (Case Study: Historical Texture of Kashan city)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Urban space has been formed in historical texture of cities under the influence of meaning and shape on the one hand and qualities related to human behaviors on the other hand. Among these points, neighborhood centers as the most important areas of social life in urban open space play a critical role in attracting people and improving quality and vitality of environment. This study presents the related literature in an analytical approach and expresses the relationship between neighborhood centers and human presence by structure analysis; it focuses on rules governing presence quality and formed behaviors in this places. In this survey, human and his presence in neighborhood centers are evaluated and urban spaces concept is formed by composing space location characteristics and human behavior. At least, it is sated that people`spresence in urban space of neighborhood centers expresses their thoughts and cultural interactions whose form shows its function and meaning. Therefore, humans would appear in urban space in a way that neighborhood centers quality depends on activity kind and their user's behavioral patterns.
مقایسه تطبیقی دیدگاه اسلامی و دیگر مکاتب فکری در نسبت میان انسان و تکنولوژی و کارکرد آن در جامعه و محیط کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
85-99
حوزههای تخصصی:
گسترش تکنولوژی و بنیان های صنعتی مسایلی تازه را پیش روی انسان گشوده و این ما را به طرح سؤال در مورد چیستی، نحوه حدوث و رابطه اش با انسان برم یانگیزد. این مطالعه در جهت تعریف نسبت انسان و فناوری سعی دارد با تحلیل آرای پیرامون فناوری بر مبنای اندیش ه دینی و هویت اسامی ایرانی، مبانی نظری و نحو ه پذیرش آن را در جامع ه با تأ کید بر حوزه معماری و شهرسازی بررسی کند؛ مطالعه تحقیقی پایه ای تحلیلی است که با جم عآوری داد هها به صورت کتابخان های، پیشین ه موضوع مطالعه شده و به تحلیل و نتیج هگیری از آن ها پرداخته می شود. یافت ههای پژوهش نشا ن م یدهد که تعارض بنیادی میان اندیش ه دینی و فرهنگ اسامی ایرانی با فناوری وجود ندارد، بلکه نگاه متصرفانه به هستی، فناوری را در تعارض با ساحت دین و فرهنگ قرار م یدهد. از نظر کارکردی استفاده از فناور ی در فضاهای جمعی و نهادهای شهروندی می تواند زمینه ورود تفکر تکنولوژیک را در حوزه اجتماعی فراهم نماید و کاربرد فناوری در ایجاد زیرساخت های کالبدی به برقراری رابط ه پایدار میان آن و محیط اجتماعی م یانجامد. در آخر بر اساس یافت ههای تحقیق راهکارهایی در بستر فرهنگی و اجتماعی کشور ارائه م یشود تا بتوان ضمن برکنار ماندن از آسیب ها، مفهومی واجد ارز شهای انسانی برای تکنولوژی تبیین نمود.
رویکرد طراحی- مبنا به مصرف هوشمندانه انرژی در نظریه معماری سرآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
75-83
حوزههای تخصصی:
اهداف : آسیب شناسی صورت گرفته نشان می دهد که روش های متداول آموزش، در عمل نتوانسته اند در انتقال مفاهیم کاهش مصرف انرژی موفق باشند. بنابراین این پژوهش با استفاده از دستگاه فکری "نظریه معماری سرآمد"، به تبیین ویژگی های رویکرد طراحی- مبنا به مصرف هوشمندانه انرژی و تاثیر آن بر افزایش بازدهی آموزش طراحی معماری می پردازد. روش ها: پژوهش از طریق پرسش نامه های بسته، به صورت خوداظهاری با مشارکت 20 استاد و 85 دانش آموخته کارشناسی ارشد معماری، سئوال می کند که مخاطب با مباحث "فیزیک ساختمان" و بهره وری در مصرف انرژی چه میزان آشنایی دارد و مخاطب تا چه اندازه آموزش های دانشگاهی مربوط را کاربردی می داند. یافته ها: نتایج پرسش نامه گویای آن است که آموزش های موجود در دانشگاه های برتر کشور براساس مدل اطلاعات- مبنا (و نه طراحی- مبنا) اجرا می شوند و در نتیجه توسط مخاطب "غیرکاربردی" ارزیابی می شوند. نتیجه گیری: نظریه معماری سرآمد استفاده از الگوهای "طراحی- مبنا" در کاهش مصرف انرژی را در "آموزش طراحی معماری" و تغییر دیدگاه برای جایگزین کردن تربیت ابرمعمارِ "احساساتی- فرمالیست" (روش های متعارف)، با تربیت یک معمار آشنا به استفاده از فناوری های روزآمد را پیشنهاد می دهد. مهم ترین موضوعات برای تحقق این نظریه در آموزش معماری عبارتند از: حرکت از "دانش ضمنی" به "یادگیری عمیق"، از "داده های یکه" به "ابرداده ها"، از "روش های متعارف کنترل و نظارت" به "اینترنت اشیا"، و از نظام قدیمی "نقشه کشی ساختمان" به "مدل سازی داده ای ساخت".
بررسی تأثیر تسهیلات دولت در استحکام و معماری مساکن روستایی (نمونه موردمطالعه: دهستان سرجام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۴ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱۴۹
۷۸-۶۷
حوزههای تخصصی:
مسکن روستایی تجلی گاه شیوه های زیستی، معیشتی و نهایتاً نیروها و عوامل مؤثر محیطی و روندهای اجتماعی- اقتصادی تأثیرگذار در شکل بخشی به آن ها است و هر گونه تغییر در الگوی سکونت و مساکن جامعه روستایی، دگرگونی و تحول گسترده ای را در ابعاد مختلف زندگی خانوار روستایی به وجود می آورد، لذا تغییر در معماری مساکن روستائیان نیازمند برنامه ریزی اندیشمندانه و مطالعات علمی مبتنی بر شناخت می باشد. با توجه به اهمیت مسکن به عنوان یکی از نیازهای اساسی، دولت سیاست هایی را برای ساماندهی مساکن روستایی اتخاذ نمود. یکی از این برنامه ها ارائه تسهیلات در جهت مقاوم سازی و ارتقای کیفی مساکن روستایی است که در طی این روند تحولات کالبدی چشم گیری را در مساکن روستایی موجب گردیده است. بر این اساس مقاله حاضر به بررسی تأثیر تسهیلات مسکن در مقاوم سازی مساکن روستایی و همچنین الگوهای معماری مورد استفاده در روستاهای دهستان سرجام واقع در بخش احمدآباد شهرستان مشهد پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد تسهیلات مسکن موجب مقاوم سازی و برخورداری مساکن روستایی از خدمات بهداشتی شده است، اما با توجه به یکنواختی نقشه های تیپ ارائه شده از سوی بنیاد مسکن به عنوان نهاد مسئول و عدم در نظر گرفتن ویژگی های اقتصادی، فرهنگی، فیزیکی و اقلیمی منطقه این تسهیلات موجب اضمحلال معماری بومی روستاها شده و دوگانگی در ساخت و سازهای روستایی را به وجود آورده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی – تحلیلی مبتنی بر آزمون های آماری اسپیرمن و کی دو بوده و برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای، پیمایشی استفاده شده است. نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق EXCEL ، SPSS و Auto cad می باشد.
روش ارزیابی ژئوتوریسم چشمه های آبگرم به روش پرالونگ اصلاح شده (مطالعه موردی: آبگرم جوشان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
18-28
حوزههای تخصصی:
صاحب نظران در این امر توافق دارند که ژئوتوریسم که در آن توریسم زمین شناختی در کانون توجّه قرار می گیرد، پتانسیل عظیمی برای مناطقی که رونق توریستی ندارند به وجود می آورد. لذا برای ارتقا صنعت توریسم بررسی قابلیت های ژئوتوریستی هر منطقه و ارزیابی آن بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله روشی برای ارزیابی ارزش گردشگری ژئوتوریسم بر مبنای روش پرالونگ اصلاح شده ارائه شد. با مطالعه کتابخان های و اسنادی و برای رسیدن به امتیاز گردشگری ژئوتوریسم، معیارهای عیار زیبایی، علمی، فرهنگی، بهر هوری و اقتصادی در قالب مدل پرالونگ موردبررسی واقع شدند. البته برای وزن دهی معیارها با استفاده ازنظر خبرگان روش پرالونگ مورد اصاح قرار گرفت. لذا در این روش برخاف روش پرالونگ معیارها دارای وزن یکسان نیستند. برای مشخص شدن کارایی روش ارائه شده چشمه آبگرم جوشان، بزرگ ترین و مشهورترین چشمه ی آ بمعدنی استان کرمان مطالعه و ارزیابی شد. برای این منظور امتیاز معیارها و درنهایت امتیاز گردشگری چشمه با دو روش پرالونگ و پرالونگ اصلاح شده موردمحاسبه قرار گرفت. نتایج نشان از رشد 16 درصدی امتیاز روش پرالونگ اصلا حشده نسبت به روش مرسوم دارد. لذا این منطقه با توجه به نظر خبرگان ایرانی نسبت به نظر پرالونگ نیازمند توجه قابل تأمل است. از سوی دیگر با » ژئوپارک « بیشتر است، بطوریکه حتی در مجاورت آن سامان ههای دیگری برای ایجاد یک توجه به اوزان روش پرالونگ اصلاح شده میزان و کیفیت بهره وری با رشد 37 درصدی در رده متوسط بالا قرار م یگیرد که نشان از سطح توقع بهر هوری کمتر جامعه ایرانی نسبت به روش پرالونگ دارد.
تحلیل تاثیر راه آهن به عنوان میراث صنعتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت فناوری و پیشرفت دانش بشری، بسیاری از صنایع که پس از انقلاب صنعتی شکل یافته بودند در مسیر تغییر و تحول واقع شدند. اهمیت و ارزش های نهفته در صنعت، موضوع میراث صنعتی را وارد حوزه فرهنگ جهانی نموده و موجب شکل گیری برنامه های گسترده ای در حفاظت، نگهداری و بهره برداری مجدد از مراکز، معادن، مجتمع ها، نواحی و مناظر صنعتی در جهان و توجه به ثبت این آثار در فهرست میراث جهانی گردید. با توجه به سابقه طولانی صنعت در ایران، میزان شناخت جامعه از تاریخ شکل گیری و ارزش های هویتی، ملی و بومی مستتر در این صنایع بسیار محدود و تعریف میراث صنعتی در کشور، همچنان مهجور مانده است. این پژوهش با رویکرد کاربردی-کیفی به شیوه توصیفی و ارجاع به مطالعات کتابخانه ای، اسناد و تصاویر به موضوع پرداخته است. با پرسش هایی، به بازشناسی مفاهیم کلی در میراث و بررسی تاریخ شکل گیری صنایع جدید و چالش های آن از دوره قاجار تا پهلوی دوم می پردازد. جهت تدقیق موضوع، تاریخ شکل گیری راه آهن ایران بررسی و ارزش های آن معرفی شده و راهکارهایی جهت حفاظت و توسعه و ترویج میراث صنعتی در کشور به دست می دهد.