فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۴۱ تا ۴٬۸۶۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
به دنبال رشد فزاینده شهرنشینی در دهه های اخیر در ایران ، تامین مسکن به یکی از مهم ترین مسایل کشور تبدیل شده است. در این راستا، تولید انبوه مسکن، به عنوان الگویی با مزایایی نظیر توجیهات فنی، اقتصادی و زمانی، مورد توجه جدی قرار گرفته و مجتمع های مسکونی را می توان تجلی کالبدی ایده انبوه سازی مسکن در شهرها دانست. نکته ای که در بررسی روند ایجاد مجتمع های مسکونی در ایران مشاهده می گردد اینست که همواره از توجه به اصول و معیارهای شهرسازی در برنامه ریزی و طراحی غالب مجتمع های مسکونی کاسته شده تحقیق حاضر پس از تبیین روند ایجاد مجتمع های مسکونی در جهان و ایران ، به ابعاد و معیارهای برنامه ریزی و طراحی مجتمع های مسکونی پرداخته است و همچنین در شرایطی که نیاز به مسکن روز به روز بیشتر می شود استفاده از زمین جهت ساخت و ساز محدودتر می شود، ایجاد مجتمع های مسکونی ضروری تر به نظر می رسد. در فرایند این بررسی، از نظرات ساکنان دو نمونه مورد مطالعه برای ارزیابی کمی و با کمک روش ارزیابی چند معیاری استفاده گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در مجتمع مسکونی متعارف مطالعه شده، محیط مسکونی مطلوب تری نسبت به نمونه بلندمرتبه فراهم شده است. در فرایند امتیازدهی با کمک نظریات ساکنان، تراکم پایین و وجود فضای باز و سبز و اثرات آن بر کیفیت های کالبدی- فضایی محیط، باعث برتری امتیاز کلی نمونه متعارف نسبت به بلند مرتبه گردیده است. . لذا، شناخت و مطالعه ی اهمیت مناطق قدیمی و فرسوده ی شهری به عنوان نیرویی عظیم برای توسعه ی خانه سازی در بخش درونی شهر و بازیافتن اصالت و هویت از دست رفته ی شهر، کمک شایانی به این امر مهم خواهد نمود. این مساله، لزوم رعایت اصول و معیارهای شهرسازی در برنامه ریزی و طراحی و ساخت مجتمع مسکونی با شناخت قاعده و قانون مندیهای حاکم بر فضای فرسوده و قدیمی شهر ارومیه را روشن می نماید.
سازه، فرم و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل گیری فرم در معماری، حاصل عوامل مختلف عملکردی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اقلیمی و محیطی و همچنین شرایط ساخت و ایستایی است. ایستایی در این میان، نقش اساسی در شکل گیری فرم و پایداری در مقابل عوامل محیطی دارد، زیرا نقش ایستایی متضمن پایداری کل ساختار فرم معماری است؛ بنابراین، جایگاه سازه و اهمیت آن در طراحی و نقشی که در شکل دادن به فرم دارد، موضوعی است که به سبب اهمیت آن باید مورد مطالعه قرار گیرد.از سوی دیگر، آگاهی از چگونگی پیدایش و به وجود آمدن دانش سازه، رابطه این دانش با معماری را در طول تاریخ روشن می سازد. اگرچه فرم به منزله تجلی معماری در نظر گرفته می شود، شکل گیری فرم به سازه وابسته و پیوسته است؛ بنابراین، سازه و مفاهیم و شیوه عمل آن، نقش اصلی را در پدید آوردن فرم ایفا می کنند. ابتدایی ترین تعریف سازه، آگاهی از نظام پخشایش بارها، همچنین توجه به شیوه عمل نیروها و روش های انتقال آن ها به زمین است؛ بنابراین می توان پرسید که آیا نیروها بر شکل گیری فرم تأثیر دارند؟ در این مقاله، از میان وجوه گوناگون فرم، وجه سازه ای آن مورد تأمل قرار می گیرد. در این بین، نیرو به عنوان سیستم عامل و تأثیرگذار بر هر دو وجه معماری و سازه ای فرم مطرح است. به همین دلیل این مقاله، ضمن توجه به جایگاه و نقش سازه در معماری، به بررسی رابطه سازه و نیروها با فرم می پردازد. روش تحقیق مقاله، توصیفی و تحلیلی است و مقاله می کوشد با استفاده از منابع موجود و به روش استدلالی، نگاهی نو به ارتباط سازه و معماری به منظور افزایش درک سازه ای مهندس معمار فراهم آورد. بدین منظور ضمن جست وجوی ریشه های دانش سازه در تاریخ ساختمان و در پیوند با معماری، سعی می شود تا مفاهیم کنونی این دانش در قالبی مشترک با معماری تعریف شود؛ بنابراین ضمن تحلیل فرم های طبیعی، جریانات نیرویی در مصالح و فرم های مصنوع بررسی می شود که حاصل آن رسیدن به فرایند منطقی و ایدئال طراحی فرم در بستر معماری با توجه به مفاهیمِ پیچیده سازه ای است.
Prioritize of Intervention Zones in Central Deteriorated Fabrics of Arak City According to Functional, socio-Economic and Environmental Indicators (اولویت بندی پهنه های مداخله در بافت فرسوده مرکزی شهر اراک بر اساس شاخص های کالبدی، اجتماعی- اقتصادی و محیطی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت های فرسوده بخش قابل توجهی از پهنه بسیاری از شهرهای کشورمان را تشکیل می دهند که به دلیل معضلات خاص خود از گستره حیات شهری خارج شده و به بخش های مسئله دار شهرها تبدیل شده اند. این بافت ها علاوه بر مسایل و مشکلات کالبدی، ابعاد و کیفیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فضاهای شهری را نیز دچار تنزل کرده، حضور انسان در فضاهای شهری را با معضل روبرو و یا مختل می سازند. شناسایی این مناطق شهری و اولویت بندی پهنه های مداخله به منظور اعمال راهکارهای منطقی و متناسب که به ارتقای کیفیت فضاهای شهری در این بافت ها می پردازد، جهت بازگرداندن هویت و حیات شهری بدان ها ضروری به نظر می رسد. پیشینه اکثر تحقیقات مرتبط و همچنین بررسی اسناد فرادست از جمله تفصیلی و جامع مرتبط با بافت فرسوده مرکزی شهر اراک که به عنوان منطقه مطالعاتی این تحقیق انتخاب شد، حکایت از به کارگیری مطالعات کالبدی در شناسایی این مناطق دارد. لذا در این تحقیق به منظور افزایش جامعیت و کارایی در بازشناسی و اولویت بندی حوزه های مداخله بافت مورد بررسی، علاوه بر شاخص های کالبدی از عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی نیز استفاده شد.
به منظور اولویت بندی بلوک های بافت فرسوده مطالعاتی بر اساس هر سه دسته معیار فوق و تشکیل لایه های اولویت بندی مربوط به هر کدام و سپس برهم نهی شاخص ها از تلفیق دو روش تصمیم گیری AHP و Delphi استفاده شد. به این منظور ابتدا با استفاده از شاخص ها و متغیرهای موجود، لایه مربوطه تعیین و اولویت بندی حوزه های مداخله برای هریک از مؤلفه های کالبدی، اجتماعی- اقتصادی و محیطی تهیه شد، در نهایت با برهم نهی (روی هم اندازی) لایه های مذکور مبتنی بر روش تلفیقی، حوزه های نیازمند مداخله در بافت فرسوده تعیین و با توجه به مسایل و مشکلات موجود در هریک از حوزه ها اولویت بندی های لازم صورت گرفت. نتایج بیانگر تطابق نسبی مناطق اولویت بندی شده بر اساس معیارهای اجتماعی- اقتصادی و محیطی با معیارهای کالبدی است. بر این مبنا می توان استنباط کرد که اگر بخشی از اطلاعات لازم در ارزیابی کالبدی بافت مورد نظر به هر دلیلی قابل حصول نباشد، اطلاعات و تحلیل های اجتماعی- اقتصادی و محیطی می تواند به عنوان جایگزینی مطمئن در شناسایی و اولویت بندی مناطق فرسوده مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر تلفیق اولویت بندی پهنه ها بر اساس سه شاخص مورد بررسی ضمن آنکه منجر به شناسایی بهتر و دقیق تر پهنه های مداخله شد، در مواردی هم سبب تغییرات جزیی اولویت بندی پهنه های مداخله به ویژه در اولویت های سوم تا پنجم شد.
بررسی مناسب سازی فضاهای عمومی شهر کوهدشت جهت استفاده جانبازان و معلولان و ارائه راهکارهای بهینه سازی
حوزههای تخصصی:
رشد و توسعه جوامع، ایجاد بسترهای فضایی کالبدی مناسب جهت استفاده همه اقشار جامعه از خدمات و امکانات عمومی به منظور تحرک و جابجایی بهتر انسان و دسترسی آسانتر در سطح شهر است. ناتوانان جسمی، معلولان و جانبازان، بخشی از افراد جامعه اند که همچون سایرین، نیازمند دسترسی و استفاده از امکانات و خدمات عمومی هستند. اما، وجود برخی موانع به خصوص در نحوه طراحی، معماری و شهرسازی، بسیاری از فضاهای شهری، به ویژه معابر عمومی، پارکها و فضاهای سبز را فاقد شرایط لازم برای برآورده ساختن نیازهای دسترسی افراد معلول نموده است پژوهش حاضر با بررسی مناسب سازی فضاهای عمومی شهر کوهدشت جهت استفاده جانبازان و ارائه راهکارهای بهینه سازی تدوین شده است روش به کار گرفته توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع اسنادی-پیمایشی است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه در قالب مدل تاپسیس بوده است. نتایج حاصل از روش تاپسیس نشان می دهد که در برخی فضاهای مورد مطالعه در شهر کوهدشت، با توجه به مولفه های مناسب سازی که بیان شد، برخی مولفه های مناسب سازی رعایت شده است و در این مدل به نوعی ارزیابی تطبیقی بین فضاهای مورد مطالعه به لحاظ مناسب سازی جهت استفاده جانبازان و معلولان صورت گرفته است. به لحاظ شاخص مناسب سازی آموزش و پرورش کوهدشت در رتبه1، شرکت برق در رتبه2 و دانشگاه آزاد-ملی در رتبه سوم قرار دارند و جایگاهی مطلوبتری نسبت به سایر فضاهای عمومی دارند و در همین راستا نتایج حاصل از مدل ویکور نشان می دهد که آموزش و پرورش در جایگاه نخست در بین فضاهای مورد مطالعه قرار دارد و شاخص دانشگاه آزاد- ملی در رتبه دوم و در نهایت اینکه شهرداری کوهدشت در جایگاه سوم قرار دارد
تأثیر خط کوفی بر خط کوفی بنایی و تحول آن تا آرم نویسی های امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خط کوفی بنایی که ریشه آن از خط کوفی است، از تکرار واحدهای هندسی به صورت عمودی، افقی، موازی و غیره بر روی شبکه (مسطر) حاصل می شود و به دلیل جنبه های بصری منحصربه فرد و ارتباط تنگاتنگ آن با معماری قابلیت های بسیاری برای استفاده در هنر معاصر دارد. این مقاله پژوهشی است درباره شناسایی عوامل تأثیرگذار بر ماندگاری خط کوفی بنایی در دوره معاصر و روند استفاده از آن در طراحی آرم نوشتاری، با بررسی خصوصیات ساختاری و هندسی این خط می توان دلیل ماندگاری آن را به عنوان خطی سنتی با روحیه ای نو بررسی کرد و این ویژگی ها را در طراحی آرم نوشتاری تعمیم داد. قابلیت ساختاری این خط، روابط مشخص و تعامل بین سواد و بیاض در آن، سادگی و صراحت اجزا، داشتن نظم و ترتیب منطقی، خوانایی و فارغ بودن از تغییرات ضخامت، عدم اعراب گذاری، داشتن پیشینه سنتی و ظرفیت نوگرایی بالای آن، قابلیت تغییر فضاهای مثبت و منفی و بافت پذیری آن، مجموعه ای از ویژگی های منحصربه فردی را در این خط ایجاد نموده که آن را مستعد استفاده در هنرهای تجسمی می کند. بر این اساس در این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی سعی شده تا عوامل تأثیرگذار بر ماندگاری این خط شناخته شود و روند استفاده از این قابلیت ها در طراحی آرم های نوشتاری معاصر مورد مداقه قرار گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهد که بهره گیری از خطوط بنایی خصوصیت های ممتازی را در بر دارد که شامل سطوح تخت، حرکات عمودی، افقی، موازی و زاویه دارِ هندسی و ساختاری می باشد و توانایی بسیار زیادی در ایجاد فضاهای مثبت و منفی، قابلیت شکل پذیری فراوان و استعداد بسیاری در راز و رمزدار داشتن نوشته ها دارد.
Performance of Building Energy Efficiency by Orientation with Regression (Case study: Semi Desert in Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this research multiple-regression analysis with stepwise selection method was employed for investigating the effect of vertical building envelopes solar radiation (Evr) on cooling energy consumption (E cooling) in residential sector. The high capacity of solar energy in semi-arid climate (Shiraz) can provide a part of buildings required energy. Depends on house orientations in two directions of SE and SW and by using statistical data, E cooling in urban residences was analyzed. The autocorrelation in the residuals, checked by Durbin- Watson test, was not existed. By investigating the relations between average Evr and E Cooling in each group, it can be proved that climatic orientated houses can achieve lower E Cooling, owing to SE desirable orientation. The percentage of Evr in SW houses is 28.89 % and in SE it is 15.72 %, so choosing the building orientation is important to reduce energy consumption. Finally, the concluding remarks were indicated.
رویکرد تحلیلی نحو (چیدمان) فضا در ادراک پیکره بندی فضایی مسکن بومی قشم (نمونه موردی روستای لافت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۴
۸۸-۷۵
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، دریافت پیکره بندی فضایی هماهنگ با روابط اجتماعی و فرهنگی مردم بومی لافت می باشد. در پژوهش اخیر از روش تحلیلی نحو فضایی(چیدمان فضایی)، به منظور بررسی روابط فضاهای مسکن بومی این منطقه استفاده شده است. برای انتخاب نمونه های موردبررسی، ابتدا خانه ها از لحاظ نحوه استقرار حجم، به ۴ دسته تقسیم شده و از هر دسته، ۵ نمونه انتخاب گردید. سپس در مقیاسی از جزء به کل، با ترسیم نمودار توجیهی برای هر نمونه به وسیله نرم افزار «ای گراف»، ابتدا در «مقیاس خرد»، مؤلفه های عمق، مرتبه نسبی، هم پیوندی، کنترل و نوع فضا ازنظر ارتباط مورد بررسی قرار گرفت. سپس در «مقیاس میانی»، به بررسی مرتبه نسبی دوبه دوی فضاها پرداخته شد تا میزان شدت ارتباط فضاها با یکدیگر تعیین گردد. در «مقیاس کلان» نیز، هر یک از مؤلفه های عمق نسبی، مرتبه نسبی و هم پیوندی برای کل بنا مورد بررسی واقع شدند. عمق فضا بیانگر تعداد فضاهایی است که باید از ورودی طی گردد تا به فضای موردنظر رسید و بیانگر میزان خصوصی بودن فضا می باشد . درحالی که مرتبه نسبی برابر تعداد فضاهایی است که باید از سایر فضاها طی گردد تا به فضای موردنظر رسید و به همراه هم پیوندی، میزان اتصال فضاها به یکدیگر را نمایش می دهد. براساس نتایج حاصل از این بررسی، مشاهده شد خانه های منطقه، در کل دارای عمق کم و تک لایه بوده و سلسله مراتب فضایی آن ها چندان پیچیده نمی باشد. خانه ها دارای ۲ هسته مرکزی حیاط و ایوان بوده که به ترتیب مرکز عرصه های سرویس دهنده و سرویس گیرنده می باشند. هم چنین فضاهای سرویس گیرنده، که ایوان نقش اتصال آن ها را به مجموعه ایفا می کند، خود با سلسله مراتبی خاص استقراریافته اند. به گونه ای که مجلسی در کم ترین عمق و پس ازآن بادگیر و درنهایت اتاق واقع شده است. هم چنین، اتاق با بیشترین عمق، از سایر فضاها خصوصی تر می باشد. درمجموع، حیاط و ایوان جزو فضاهای عمومی، مجلسی نیمه عمومی و اتاق، بادگیر، سرویس بهداشتی و انبار، جزو فضاهای خصوصی می باشند. هم چنین ایوان به عنوان فضای کنترل برای ورود به فضاهای خصوصی مجموعه محسوب می گردد.
ارزیابی احساس جمعی در مجتمع های مسکونی (مطالعه موردی: مجموعه مسکونی سعیدیه همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۲۷
41 - 52
حوزههای تخصصی:
معماری جمعی به عنوان رویکردی نوین در معماری، با سه رویکرد سیاسی، جامعه شناسانه و روان شناسانه مطرح شده است. در معماری جمعی، رویکرد روان شناسانه به عنوان تنها رویکرد مرتبط با طراحی جمعی، دارای شاخص مهمی به نام احساس جمعی است. تحولات جامعه مدرن امروزی نظیر کوچکتر شدن خانواده ها سبب ساز کاهش احساس جمعی و عدم تمایل افراد برای حضور در فضاهای عمومی مجموعه های مسکونی گشته است، موضوعی که با ایجاد انگیزش به کمک طراحی، برای حضور و مشارکت مردم در فضاهای عمومی و بهره گیری از تسهیلات و کیفیت این فضاها می تواند فزونی یابد. در این پژوهش با استفاده از شیوه تحقیق کیفی، به مطالعه و جمع آوری اطلاعات پرداخته و با استفاده از مشاهده و مصاحبه، در نمونه انتخاب شده )از طریق نمونه گیری هدفمند( و تطبیق آن با جدول طراحی استخراج شده، این نتیجه حاصل شد که اقلیم و فرهنگ به عنوان دو عامل مهم در نگاه جمعی به مسکن در همدان شناخته می شوند.
ریخت شناسی گنبد (پژوهشی در مورد تناسبات زیبایی شناختی و چگونگی پراکنش گنبدهای مساجد فلات مرکزی ایران)
حوزههای تخصصی:
در ایران استفاده از سازه گنبد، برای پوشش دهنه های بزرگ، پیشینه ای دیرین دارد. کمبود چوب های استوار و کشیده که در حقیقت عنصر اصلی پوشش تخت است، سبب شده است که پوشش طاق و گنبد رواج پیدا کند. گنبد در معماری ایران از جایگاه بالایی برخوردار است. معمار مسلمان ایرانی نهایت ذوق و استعداد خود را در بنای مساجد به کار گرفته و علاوه بر لحاظ کردن مسائل ساختاری و سازه ای به ابعاد زیبایی شناسانه گنبد نیز پرداخته است . این مقاله بر آن است با تمرکز روی تناسبات ابعادی گنبد به عنوان یکی از مؤلفه های زیبایی شناسانه، سیر تکامل گنبد های مساجد، در طول دوره های تاریخی متفاوت را واکاوی نموده و به این سؤال پاسخ دهد که آیا می توان میان مؤلفه های زیبایی شناختی گنبدها در طول دوره های تاریخی متفاوت و در یک محدوده جغرافیایی واحد، ارتباطی معنا داری یافت؟ به این منظور ابتدا با مروری بر ادبیات موضوع، به تدوین شیوه های گونه شناسی و استخراج مؤلفه های اثر گذار، جهت مقایسه و دسته بندی گنبدها اقدام شده و برای کنترل دامنه تحقیق، این مطالعات، به فلات مرکزی ایران، محدود شده است. مواد و مدارک این پژوهش نمونه های مقاطع گنبدهای مساجد جغرافیای ذکر شده که با توجه به منابع کتابخانه ای جمع آوری و تدوین گردیده است. دستاوردهای این پژوهش با روش های توصیفی-تحلیلی، ترسیم نمودار پراکندگی و آنالیز اطلاعات آماری به سامان رسیده است. از جمله نتایج به دست آمده در این پژوهش، افزایش نسبت خیز خارجی گنبد مساجد تا دوران مظفری-تیموری و کاهش این نسبت در دوره صفوی است. برخلاف خیز خارجی، تناسبات داخلی در گنبدهای یک پوش و دوپوش با یکدیگر هم پوشانی داشته و تغییرات چندانی در آن دیده نمی شود. در عین حالی که سیر تاریخی تغییر فرم گنبدهای مساجد ایران، از گنبد خاگی به نار و از نار به شبدری تبعیت می نماید.
بکارگیری فناوری های نوین در توسعه ی مجدد زمین های قهوه ای نمونه موردی: مسیل کن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
15-25
حوزههای تخصصی:
گسترش افقی شهرها پیآمد های مخربی به بار آورده که یکی از مهمترین آنها توسعه ناموزون و عدم استفاده صحیح از اراضی داخل شهر است که در این پژوهش از آن به زمین های قهو ه ای یاد می شود. این اصطاح اولین بار در دولت بریتانیا و در راستای سیاست های توسعه پایدار مطرح شد و بیشتر شامل اراضی بود که دچار آلودگیهای زیست محیطی بودند. در دو دهه اخیر، سیاست توسعه مجدد این اراضی به عنوان یکی از راهکارهای مهم برای کنترل رشد پرا کنده شهرها مطرح شده است. لذا با توجه به ضرورت موضوع، به کارگیری فن آوری های نوین در توسع همجدد اراض یقهوه ای با هدف بهر هبرداری بهینه از اراضی درون شهری و کاهش آلودگ یها و بهبود فضای اجتماعی اقتصادی ، به عنوان موضوع این پژوهش انتخاب و همچنین به عنوان نمونه موردی اراضی قهو ه ای مسیل کن واقع در شهر تهران بررسی گردید. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است که با استفاده از مطالعات اسنادی پس از مطالعه مبانی نظری، تعاریف و مشخصات اراضی قهوه ای، ضرورت و مزایای استفاده از این اراضی ارائه میشوند. در مرحله بعد پس از بیان فرآیند توسعه مجدد اراضی قهو ه ای، به عنوان نمونه مطالعات میدانی، فرآیند بازتوسعه اراضی قهو ه ای مسیل کن مورد بررسی قرار می گیرد و در نهایت نیز تحلیل و جمع بندی مجموعه اقدامات لازم در فرآیند بازتوسعه اراضی مذکور با رویکردهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و گردشگری ارائه می گردد.
راهکار های طراحی اقلیمیِ معابر فضای باز (مطالعه موردی: پیاده راه های دانشگاه کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
33 - 46
حوزههای تخصصی:
فضاهای باز و معابر عرصه هایی هستند که زندگی جمعی در آنها جریان دارد، از این رو ایجاد آسایش گرمایی در این فضاها به ویژه در اقلیم های گرمسیری حایز اهمیت است. در این پژوهش فضاهای باز و پیاده راه های دانشگاه کاشان به عنوان نمونه موردی در اوج گرمای تابستان و سرمای زمستان با هدف ارزیابی شرایط گرمایی آن و شناسایی مؤلفه های مؤثر در ایجاد خرد اقلیم مناسب و ارائه یک چهارچوب کلی برای ساماندهی معابر فضای باز بررسی می شوند. بعد از انجام برداشت های میدانی توسط دستگاه های هواشناسی، شرایط آب و هوایی نقاط مختلف مسیر، مقایسه و به کمک شاخص جهانی اقلیم گرمایی، وضعیت گرمایی نقاط روی نمودار سایکرومتریک تحلیل گردید. نتایج، بیانگر وضعیت گرمایی مسیر می باشد و همچنین نیازهای هر نقطه برای رسیدن به شرایط مطلوب را تعیین می نماید. در نهایت از طریق مقایسه مسیر با گذرها و معابر اقلیمی بافت تاریخی شهر، راهکارهای مناسب برای ساماندهی هرچه بهتر فضای باز ارائه شد.
بررسی جایگاه و اهمیت دروس پایداری رشته معماری در مقطع کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
85 - 98
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری پایدار به دنبال تربیت دانشجویانی بامهارت جهت طراحی ساختمآنهایی با بهره وری انرژی بالاست که شرایط حاضر بروز مشکلات محیط زیستی، توجهات فراوانی به سوی خود جلب کرده است. پرسش این پژوهش این است که در دانشگاه های کشور تا چه حد به مباحث پایداری و دروس تدوین شده در ساختار آموزشی اهمیت داده می شود؟ و مشکلات حاضر به چه حوزه هایی مربوط اند ؟ راه حل را می توان در محتوای دروس مربوط به طبیعت و انرژی دید که بایستی مورد توجه قرار گیرند. هدف این پژوهش کیفی موردی با رویکرد کیفی تفسیری، در مقطع کارشناسی معماری، بررسی اهمیت و جایگاه دروس پایداری است و با به کارگیری روش اسنادی، به مقایسه تطبیقی دروس مصوب وزارت علوم کشور با سه دانشگاه موفق خارج کشور، از لحاظ آموزش پایداری پرداخته تا مشکلات وپیشنهادات مربوطه را استحراج نماید. نتیجه این بررسی نشان داد که مباحث پایداری در کشور از جایگاه لازم برخوردار نبوده و بازنگری دروس ضروری به نظر می رسد.
محمدکریم پیرنیا و دونالد ویلبر؛ تفاوت مقاصد و عناصر روایت سبکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ معماری ایران رشته ای است که هرچند پیشینه ای در سده اخیر دارد، مبانی و موضوعات آن هنوز محل بحث است. یکی از مهم ترین ابزارهای تاریخ نگاری معماری و هنر، سبک شناسی است. در این مقاله، به مقایسه مقاصد سبک شناسیِ دو تن از مهم ترین مورخان معماری ایرانی، یعنی محمدکریم پیرنیا و دونالد ویلبر می پردازیم. هدف مقاله تأمل در سبک شناسی معماری ایرانی و نشان دادن اثر مقاصد سبک شناختی بر تجربه تاریخ نگاری معماری است. مقاله به روش تحلیل مایگانی، مفاهیم را از تاریخ نامه اصلی هریک از دو نویسنده، یعنی کتاب های سبک شناسی معماری ایرانی و معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان استخراج می کند. سپس با استدلال منطقی، آن مفاهیم را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. برای این منظور، ابتدا مقدماتی را مقایسه می کنیم که پیرنیا و ویلبر برای تدوین روایت های سبکی شان از تاریخ معماری فراهم کرده اند؛ سپس عناصر روایی و اهداف سبک شناسی ایشان را تطبیق می دهیم. در مقدمات، تفاوت های ایشان را در طبقه بندی سبکی و تحدید مکانی و زمانی آثار نشان می دهیم و در مقایسه عناصر روایت، تفاوت های ایشان را در پرداختن به منشأ سبک ها، مراحل سبک ها، و تحول سبک ها بررسی کرده ایم. عناصر فرعی تر روایت ازجمله ارتباط های سبک ها را با یکدیگر و همچنین مقاصد و تفاوت های تاریخ نامه های ایشان را برای معماران روشن کرده ایم. یافته های مقاله نشان می دهد رویکرد پیرنیا و ویلبر به سبک شناسی یکسان نیست. به نظر می رسد غایت های متفاوتی در پس تاریخ نویسی پیرنیا و ویلبر وجود داشته که باعث استخدام دو دستگاه متفاوت سبک شناسی شده است. در سبک شناسی پیرنیا، توجه به نقش مناطق در شکل گیری سبک های معماری، مشوق معماران است برای روی کردن به معماری بومی به هدف حرکت در مسیر معماری ایرانی. بااین حال از نظر پیرنیا هریک از سبک ها، قوت و ضعف هایی دارند و در مقام الگو هم ارز نیستند. او تحولات درونی معماری را عامل مهم تغییر سبک ها می داند. ویلبر قائل به نوعی پیوستگی در سبک های ایرانی است؛ چنان که گویی هر سبک از سبک قبلی خود زاده می شود. او قضاوت ارزشی درباره سبک ها نمی کند و تغییر سبک ها را بازتاب تحولاتی در بیرون از معماری می بیند. به این نحو، سبک شناسی پیرنیا را می توان معلمانه و درونی نامید و سبک شناسی ویلبر را مورخانه و بیرونی.
نقش رنگ در بیمارستان در تسریع روند بهبود بیماری؛ بررسی موردی: بیمارستان امام خمینی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفوذ رنگها و تأثیر آن ها بر ذهن و جسم انسان ها به طرق گوناگون ثابت شده است و استفاده صحیح یا نادرست از آن ها تأثیرات مثبت و منفی زیادی در زندگی ما خواهد داشت. پژوهش های مختلفی در زمینه آثار رنگ ها بر ذهن و جسم آدمی، ایجاد شادی و افسردگی و تعادل فکری و جسمی انجام شده است. متخصصان رنگ درمانی با کمک رنگ ها درمان های منحصربه فردی را در حوزه سلامت و به ویژه سلامت روان ارائه کرده اند. شناخت چگونگی به کارگیری رنگ، به عنوان عامل مؤثر در بهبود بیماری از اهداف اصلی این پژوهش است. طراحی درست رنگ می تواند به افزایش حفظ سلامت در بیمارستان ها منجر شود. روش پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای پیرامون مبانی نظری پژوهش موردنظر، مشاهده میدانی و جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی(ره) تهران است که با تجزیه و تحلیل آن ها ایده و راهکار مناسب طراحی ارائه شده است. این مقاله برای پاسخ دادن به این پرسش که نقش رنگ در تسریع روند بهبودی بیماری چیست؟ مسیری را که می پیماید عبارت خواهد بود از: مفهوم رنگ، تأثیر رنگ ها روی بیمارهای جسمی و روحی و کاربرد آن ها در فضاهای درمانی و درنهایت بررسی میزان رضایت مندی بیماران بستری بیمارستان امام خمینی(ره) تهران از رنگ فضاهای بیمارستان که در آخر به جدول رنگ های پیشنهادی برای طراحی منجر می گردد. نفوذ رنگ ها و تأثیر آن ها بر ذهن و جسم انسان ها به طرق گوناگون ثابت شده است و استفاده صحیح یا نادرست از آن ها تأثیرات مثبت و منفی زیادی در زندگی ما خواهد داشت. پژوهش های مختلفی در زمینه آثار رنگ ها بر ذهن و جسم آدمی، ایجاد شادی و افسردگی و تعادل فکری و جسمی انجام شده است. متخصصان رنگ درمانی با کمک رنگ ها درمان های منحصربه فردی را در حوزه سلامت و به ویژه سلامت روان ارائه کرده اند. شناخت چگونگی به کارگیری رنگ، به عنوان عامل مؤثر در بهبود بیماری از اهداف اصلی این پژوهش است. طراحی درست رنگ می تواند به افزایش حفظ سلامت در بیمارستان ها منجر شود. روش پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای پیرامون مبانی نظری پژوهش موردنظر، مشاهده میدانی و جمع آوری اطلاعات از طریق پرسش نامه از بیماران بستری در بیمارستان امام خمینی(ره) تهران است که با تجزیه و تحلیل آن ها ایده و راهکار مناسب طراحی ارائه شده است. این مقاله برای پاسخ دادن به این پرسش که نقش رنگ در تسریع روند بهبودی بیماری چیست؟ مسیری را که می پیماید عبارت خواهد بود از: مفهوم رنگ، تأثیر رنگ ها روی بیمارهای جسمی و روحی و کاربرد آن ها در فضاهای درمانی و درنهایت بررسی میزان رضایت مندی بیماران بستری بیمارستان امام خمینی(ره) تهران از رنگ فضاهای بیمارستان که در آخر به جدول رنگ های پیشنهادی برای طراحی منجر می گردد.
رابطه پیکره بندی فضایی و متغیرهای محیطی در سکونتگاه های غیررسمی؛ نمونه مطالعاتی: محله حصار شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های غیررسمی از جمله بخش هایی از شهر هستند که بدون برنامه و با حداقل امکانات و خدمات شکل گرفته اند و لذا جزو اولویت-های مدیریت شهری برای خدمات رسانی و ارتقاء کیفیت زیست تلقی می شوند. در این میان، یافتن هرگونه راهکاری که با کمترین هزینه و مداخله مستقیم، تغییرات مثبتی در این محلات ایجاد کند حائز اهمیت است. از همین رو، در این پژوهش فرضیه وجود رابطه میان پیکره-بندی فضایی و خصوصیات محیطی این محلات مورد بررسی قرار گرفته است. به همین منظور، محله حصار شهر همدان به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب و 30 معبر آن به طور تصادفی گزینش شده اند. برای سنجش وضعیت متغیرهای محیطی به برداشت میدانی اقدام شده است و برای پارامترهای پیکره بندی از نرم افزار Depthmap کمک گرفته شده است. در ادامه داده ها وارد نرم افزار SPSS شده و از مدل تحلیل رگرسیون چندمتغیره خطی برای ارزیابی رابطه پارامترهای پیکره بندی (متغیر مستقل) و متغیرهای محیطی (متغیر وابسته) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد «کیفیت ابنیه»، «نور و روشنایی» و «کاربری های تجاری» به ترتیب بیشترین ارتباط را با پارامترهای «همپیوندی محلی»، «طول معابر» و «عمق» دارند. از همین رو، به نظر می رسد بتوان با تغییراتی در پارامترهای پیکره بندی، نتایج مثبتی را در متغیرهای محیطی متصور شد.
تحلیلی بر تأثیر محیط های ساخته شده بر خلاقیت کودک (بررسی ویژگی های محیطی مؤثر بر خلاقیت کودک در مراکز کودک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت و ویژگی های تفکر خلاق از دیرباز مورد توجه پژوهشگران بوده و از آنجا که شخصیت فرد از سنین کودکی شکل می گیرد، تمرکز پژوهشگران در مورد خلاقیت مرتبط با این مقطع سنی است. همچنین پژوهش ها حاکی از این است که محیط اطراف کودک نقش مهمی بر سلامت جسمانی، روانی و شکوفایی خلاقیت کودک بازی می کنند. در مطالعه حاضر با استفاده از روش تحقیق تحلیلی و کیفی در زمینه های روان شناسی محیط و طراحی معماری در مفاهیم خلاقیت و محیط های ساخته شده بر پرورش خلاقیت کودکان، همچنین ویژگی های محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در مراکز کودک تهران مطالعه شده است. بدین منظور محتوای کیفی منابع و نظریات پژوهشگران مطرح در این زمینه، در جهت رسیدن به تفسیر و یافتن چهارچوبی برای ارزیابی ویژگی های محیطی مؤثر بر خلاقیت کودک، مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا ابتدا، عوامل مؤثر بر خلاقیت کودک و ویژگی های محیطی شکل دهنده این عوامل تحلیل شد. سپس پنج مرکز کودک که با هدف پرورش خلاقیت فعالیت می کنند به طور تصادفی در شهر تهران انتخاب شدند و نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده، در بناهای این مراکز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش، با توجه به عوامل مؤثر در رفتار محیطی نشان می دهد، محیط با ویژگی هایی نظیر پیچیدگی، تحریک کنندگی، انعطاف پذیری، بازی سازی و ایجادکننده تعامل بین کودکان در افزایش خلاقیت کودکان مؤثر است. همچنین اگر محیط به گونه ای طراحی شود، که در آن اصول روان شناسی محیط در رابطه با خصوصیات جسمانی و روانی کودکان رعایت شود می تواند بستر مناسبی جهت شکوفایی خلاقیت کودکان فراهم آورد. محیط در این پژوهش محیط کالبدی، به صورت ساخته شده است که فضاهای باز و محیط های طبیعی را نیز شامل می شود.
نشانه شناسی محتوا و زمینه های مؤثر بر دیوارنگاری و تزییناتِ دوره زندیه با تأکید بر درون مایه های هنر قومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار هنر و معماری دوره زندیه مجموعه بی نظیری از معماری ایران تا پیش از تحولات فرهنگی دوره قاجار است که به زعم اکثر متون موجود در مقایسه با آثار دوران قبل و بعد از خود دارای ساختاری ساده گرا و زمینه های عاریتی از هنر و معماری باستانی (هخامنشی) و برخی تکنیک های دوره صفویه است. اما تاکنون محتوای هنر این دوره با نگاهی عمیق تر به ریشه ها و نگرش های هنر قومی ایل زند مورد مطالعه قرار نگرفته است. این تحقیق به روش تاریخی-تفسیری و با راهبرد نشانه شناسی فرهنگی، به عنوان ابزاری در تحلیل و تأویل دلالت های تصریحی و تلویحی موجود در پدیده های فرهنگی، جهت یافتن زمینه های مؤثر بر دیوارنگاری و تزیینات زندی، به رمزگشایی و شناخت مفاهیم و استعاره های معنایی موجود در آثار این دوره پرداخته است. نتایج حاصل ضمن رمزگشایی تزیینات دوره زندیه بیانگر این مطلب است که هنر قومی واجد انگیزه های متعالی حیات و مراتبی از خلق دنیایی تجریدی (انتزاعی) است که با تلفیق روح کارکردگرا و عدم وجود هرگونه نگاه کارکردی و محافظه کارانه صرف را در محتوای هنر و معماری دوره زندیه تأیید و مشخص می کند. «ساده سازی حاصل از انتزاع مفاهیم» در کنار «کارکردگرایی اندیشه ورزانه هنر قومی» با رویکرد «طبیعت گرایی و طبیعت نگاری» مهم ترین ویژگی دیوارنگاری ها و تزیینات بناهای این دوره است. این ویژگی سبب ایجاد تنوع گسترده و حضور قوی دیوارنگاره هایی با نقوش انتزاعی و چکیده نگاری انواع لچک-ترنج و قاب بندی هایی با مضمون نقوش طبیعت چون گیاهان و پرندگان ماهیت هنر و معماری این دوره را به خصوص در بناهای منسوب به حکومت (ارگ، دیوان خانه، عمارت هفت تنان و کلاه فرنگی) به عنوان بهترین محل برای نشر و نمود نقش مایه های نوین شکل داده است.
صرفه جویی انرژی در مسکن بوم آورد روستاهای استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دلیل محروم بودن بسیاری از روستاها از امکانات و تجهیزات مدرن شهری و محدود بودن منابع مالی روستائیان، مسکن روستایی یکی از مهم ترین مساکن نیازمند کنترل مصرف انرژی است. متأسفانه در سال های اخیر با تدوین قوانین حمایتی از ساخت مسکن روستایی به روش جدید و با مصالح جدید، مسکن بومی مورد بی مهری واقع شده و ساخت و سازهای جدید تبدیل به عاملی بازدارنده در تمایل به ساخت مسکن به شیوه بومی در روستاها شده است. این امر از یک سو موجب مخدوش شدن سیما و هویت بومی روستاها شده و از سوی دیگر به دلیل عدم هماهنگی ساخت و سازهای جدید با شرایط محیطی و اقلیمی، افزایش هزینه ساخت و ساز و افزایش مصرف انرژی در بخش مسکن روستایی را در پی داشته است. در این مقاله تلاش شده تا با دقت و موشکافی در راهکارهای به کار رفته در مسکن روستایی بومی، شگردهای معمارانه صرفه جویی در مصرف انرژی که حاصل همسازی بنا با محیط و اقلیم پیرامون آن است، شناسایی و معرفی شود. در این راستا به کمک آمار 18 ایستگاه هواشناسی استان، مهم ترین پهنه های اقلیمی با توجه به توپوگرافی منطقه شناسایی شد. سپس با انجام تحقیقات میدانی و کسب اطلاعات مورد نیاز از روستاهای منتخب که شامل 24 روستای مطالعه شده توسط بنیاد مسکن و 40 روستای تکمیلی توسط تیم تحقیق بود، مرز بین پهنه های اقلیمی تعیین گردید. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که استان سمنان با توجه به توپوگرافی متنوع آن، واقع بین کوه های البرز و دشت کویر، دارای سه پهنه اقلیمی کوهپایه ای، دشتی و کویری است که تفاوت های اقلیمی آن منجر به شکل گیری معماری خاص در هر پهنه شده است. ویژگی های طراحی کالبدی خانه های روستایی، مصالح و روش های اجرایی به کار رفته در آن ها، موجب شده تا علاوه بر استفاده از انرژی های طبیعی برای تأمین آسایش حرارتی، با شرایط نامطلوب اقلیمی نیز مقابله شود. این مقاله ضمن معرفی شگردهای معمارانه به کار رفته در معماری بومی پهنه های مختلف استان، به ارائه معیارهای طراحی مسکن روستایی همساز با اقلیم در هر پهنه می پردازد.
الگوی آموزش معماری بر اساس نظریه قابلیت های محیطی گیبسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال دهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
75 - 84
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، چالش مورد کاوش، یافتن ساختارهایی نظری، منتج از انگاره های علوم رفتاری به منظور بهبود روش آموزشِ فرایند طراحی معماری و ساخت چارچوبی نظری – عملی به منظور تغییر در رویکردها و تقابل با عدم تحول و سکون در نظریه پردازی حوزه روشِ آموزشِ معماری است. افزون براین، هدفِ پژوهش، تعریف و شناسایی شاخصه های منتج از نظریه قابلیت های محیطی گیبسون (افردنس) برای کاربرد در راستای مسئله یادشده است که با بازبینی نظریه ها و رویکردهای مرتبط با آن به حدود مطلوب و نامطلوب، همراه با شناسایی وجه های پنهان و آشکار قابلیت ها، پرداخته شده است. بر این پایه، ویژگی های به کاررفته از نظریه مذکور، دربرگیرنده محدودیت های شناختی، فرهنگی، منطقی، معنایی، ادراکی، کالبدی، طبیعی و انسانی است. روش در این پژوهش به کارگیری ره آوردهای برآمده از بررسی های توصیفی- استنتاجی به منظور دسترسی به نوعی تحلیل استنتاجی – مدل سازی سازمان دهی شده است و سرانجام به ارائه الگویی (مدل) فراگیر برای آموزشِ فرایند طراحی در کارگاه معماری پرداخته شده است.
بررسی جایگاه خیال و اسطوره در نقاشی قهوه خانه ای (روش ژیلبر دوران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقاشی قهوه خانه ای از معدود هنرهای عامیانه برجامانده در ایران است که خاستگاه آن، نگرش های ملی و مذهبی مردم(عوام) در عصر قاجار است. پشتوانة این نقاشی ها خیال و اسطوره است که ریشه در ذوق فکری و روح جمعی دارد. خیال بن مایة صوری، نقاشی ها را شکل داده و اسطوره های ملی و مذهبی نیز بن مایه های محتوای آثار را می سازند که خود ریشه در فرهنگ غنی و روح جمعی ایرانیان دارد. نقاشی قهوه خانه ای که به دست هنرمندان مکتب ندیده پایه گذاری شد، بر پایه های تخیل و اسطوره مداری استوار است، چنان که نقاشان این شیوه کار خویش را خیال نگاری نامیده و ارتباط آن را با تخیل، منشأ آفرینش آثارشان اعلام می کردند. اسطوره مداری (ترسیم اساطیر ملی و مذهبی) نیز از ارکان مهم این هنر محسوب می شود و تقابل نیروهای خیر و شر، مفهوم اصلی این اسطوره مداری را شکل می دهد. این نمودهای تقابل گونه در ناخودآگاه هنرمند مکتب ندیده نهفته است و می توان با کمک نظریه منظومه شبانه و روزانه ژیلبر دوران آنها را رمزگشایی کرد. ژیلبر دوران این نمودهای متضاد را مربوط به ناخودآگاه آدمی و ترس وی از عالم ناشناخته مرگ که به واسطه زمان بر انسان تحمیل شده می داند، می توان این امر را در مورد هنرمندانی بررسی کرد که به واقع به ترسیماتی برخاسته از تخیل خویش دست زده و به شکل خودجوش و بدون آموزش، تخیلات خویش را نقاشی کردند. این مقاله بر آن است با توجه به نظریه منظومه شبانه و منظومه روزانه ژیلبر دوران و به روش اسنادی و کتابخانه ای، به واکاوی جایگاه تخیل و اسطوره و نقش سازنده عنصر خیال و اسطوره پردازی در نقاشی قهوه خانه ای بپردازد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که هنرمندان شیوه قهوه خانه ای با مدد از تخیل و نیروی آفرینشگری آن و با استعانت از اسطوره پردازی به ترسیم هراس های شخصی(ترس از مرگ) و ناخودآگاه جمعی ملت خویش دست زدند و هم زمان عناصر تقابل گونه ای در برابر این هراس ها ترسیم کردند.