ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۸۱ تا ۱۰٬۴۰۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۰۳۸۱.

تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله پایدار با رویکرد دوستدار کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
با توجه به نقش حیاتی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی، این ابعاد کمتر به صورت جامع و نظام مند موردپژوهش قرارگرفته اند. با توجه به اهمیت فزاینده ارتقای کیفیت زندگی کودکان، طراحی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک اهمیت ویژه ای یافته است. این پژوهش باهدف تبیین و اولویت بندی مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و روان شناختی محله های پایدار با رویکرد دوستدارکودک و ارائه الگویی کاربردی در این حوزه و به صورت کیفی، با روش توصیفی و با استدلال منطقی انجام شده است؛ در ابتدا با مرور نظام مند متون علمی و منابع معتبر داخلی و بین المللی، مؤلفه های مرتبط شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش AHP و ازنظر 20 نفر از نخبگان مؤلفه ها اولویت بندی شد. درنهایت از طریق مقایسه تطبیقی نتایج، مؤلفه های کلیدی در سه مقیاس کلان شهری، شهرهای میانی و شهرهای کوچک معرفی شدند. نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی محله پایدار با رویکرد دوستدارکودک شامل آموزش، عدالت، تعامل و مشارکت، دسترسی، رفاه و کیفیت زندگی، انسجام، هویت و حس تعلق، مسئولیت، رویدادمداری، تنوع، ایمنی و امنیت و مؤلفه های روان شناختی نیز شامل ادراک روانی از فضا و محیط، سلامت روانی و عاطفی، تعاملات روانی-اجتماعی، حمایت روانی و اجتماعی، تاب آوری روانی ، تحریک ذهنی و یادگیری خلاق، احساس تعلق و معنا و رشد فردی و شخصیتی می باشند که با توجه به نیازهای کودک بازتعریف شدند. این ابعاد به ارتقای کیفیت زندگی کودکان کمک کرده و بستر شکل گیری محله هایی امن برای رشد آن ها را فراهم می سازد. الگوی ارائه شده می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، برنامه ریزان و طراحان شهری باشد تا در فرآیند تصمیم گیری به نیازهای کودکان توجه داشته باشند و توسعه پایدار را تحقق بخشند.
۱۰۳۸۲.

تأثیر «تازه جلوه کردن» بر ارزش گذاری مجدد پوشاک سنتی زنان بلوچ: مطالعه ای در حوزه ی بازاریابی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۰
پوشاک سنتی زنان بلوچ به عنوان سرمایه ای فرهنگی، بازتاب دهنده ی جلوه های بصری، هویت اجتماعی و ارزش های فرهنگی این قوم است. اصلی ترین خصیصه آن هنر سوزن دوزی است. بر اساس نظریه انتشار نوآوریِ راجرز، در فرآیند تصمیم گیری و گسترش یک محصول تازه، پنج عامل پیچیدگی، قابلیت سازگاری، رؤیت پذیری، قابلیت استفاده و مزیت نسبی نقش دارند. هدف این پژوهش بررسی نوآوری در پوشاک زنان بلوچ و میزان پذیرش آن در جامعه بر پایه نظریه ی انتشار نوآوریِ راجرز می باشد. پرسش اصلی آن است که راهکارهای مؤثر برای ترویج پوشاک بلوچ، در قالب فرم و سوزن دوزی، با رویکرد نظریه ی نوآوری راجرز چیستند؟ مطالعه ی پیش رو با روش تحلیلی توصیفی و تاریخی انجام شده و داده ها به شیوه ی اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند؛ از نظر هدف، پژوهش کاربردی و جامعه ی آماری پوشاک بانوان بلوچ است. پژوهش حاضر به دلیل فقدان مدل تحلیلی مبتنی بر نظریه ی انتشار نوآوری راجرز جهت تبیین فرآیند پذیرش طرح های احیا شده در پوشاک سنتی بلوچ ضروری است. این پژوهش با تأکید بر «تازه جلوه کردن» به عنوان محرک اصلی پذیرش، راهکارهای عملی برای گذار از میراث فرهنگی به محصول پایدار اقتصادی را ترسیم می کند و شکاف میان اصالت فرهنگی و الزامات بازار مدرن را پر می سازد. یافته ها نشان می دهند، میان ابعاد نوآوریِ راجرز در پوشاک بلوچ و پذیرش اجتماعی آن رابطه ای معنادار وجود دارد. ارزیابی پنج شاخص، برتری این پوشاک را از منظر کیفیت، اصالت و قابلیت هم نشینی با مد روز نشان می دهد. سازگاری فرهنگی، تطبیق آن با سلایق را ممکن ساخته و رؤیت پذیری با حمایت رسانه ای سبب شناخت عمومی می شود. تجربه پذیری فرصت تماس مستقیم مصرف کنندگان را فراهم می سازد و پیچیدگی تولید با فناوری های نو کاهش می یابد. پیوند هوشمندانه ی سنت و نوآوری می تواند این هنر را از سطح محلی به برند ملی و بین المللی ارتقا داده و موجب رونق فرهنگی و اقتصادی گردد.
۱۰۳۸۳.

سنجش ترجیحات ویژگی های فضایی خانه های آپارتمانی با بهره گیری از دیدگاه خبرگان و ساکنان در محلات گلشهر شمالی و نظرآباد شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
فضای خانه­های آپارتمانی دارای ویژگی­های کیفیت بخشی هستند که بر رضایتمندی ساکنان اثرگذارند، از این رو اهداف این پژوهش این هستند که ترجیحات ویژگی­های فضایی در خانه­های آپارتمانی شناسایی شوند و میزان اهمیت آنان از دیدگاه خبرگان و ساکنان در شهر بندرعباس واکاوی شود. این پژوهش بر مبنای روش ترکیبی کیفی- کمی انجام شده است و در قدم اول، برای سنجش میزان اهمیت هر یک از ویژگی‌های فضایی مسکن از نظر خبرگان و روش دلفی بهره گرفته شد. با توجه به دیدگاه خبرگان وجود و عدم وجود ویژگی­های فضایی در مورد پژوهی ارزیابی و رده­بندی شد. پس از بررسی منابع کتابخانه‌ای 28 ویژگی­ فضایی شناسایی شد که با توجه به ارزیابی خبرگان، به شمار 16 مورد کاهش پیدا کردند. این ویژگی­های فضایی عبارت­اند از: «انعطاف­پذیری»، «سلسله مراتب فضایی»، «روابط فضایی»، «هدایت و راهنمایی»، «تناسب و مقیاس فضا»، «تمایز فضایی»، «فضامندی»، «گشایش فضایی»، «پویایی فضا»، «دنجی فضا»، «تفکیک فضایی»، «ترکیب فضایی»، «تنوع فضایی»، «خاطره­انگیزی فضا» و «هماهنگی و تعادل» هستند. در موردپژوهی، دو محله با سابقه سکونت آپارتمان­نشینی گلشهر شمالی و نظرآباد در شهر بندرعباس مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 333 خانوار با پرسشنامه ترجیحات ویژگی‌های فضایی مورد پرسش قرار گرفتند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و جهت بررسی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقایسه میزان اهمیت ترجیحات ویژگی فضایی بین خبرگان و ساکنان نشان می‌دهد که در اکثر موارد بین دیدگاه ساکنان و خبرگان حوزه مسکن در شهر بندرعباس اختلاف نظر وجود دارد. به جز ویژگی «پیوستگی فضایی» که بین ساکنان و خبرگان اتفاق نظر وجود دارد، و میانگین اهمیت ویژگی «خاطره انگیزی» که نظر خبرگان به نسبت ساکنان پایین‌تر بوده است؛ در بقیه موارد نظر ساکنان، درجه اهمیت کمتری را نشان داده است.
۱۰۳۸۴.

معماری به مثابه میانجیِ قصدمندیِ مشترک: بازخوانی پدیدارشناختیِ برهم کنشِ اجتماعی در فضاهای بدن مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۷
برهم کنش های اجتماعی همواره در موقعیت هایی بدن مند و معماری مند رخ می دهند. بااین حال، با مطالعه و بررسی بسیاری از نظریه های قصدمندیِ مشترک، احساس می شود که نقش سازمان فضایی و معماری در برپایی افق مشترکِ معنا نادیده گرفته شده و به حالت های ذهنیِ درونی فرو کاسته شده است. این مقاله با طرح پرسشِ «معماری چگونه در شکل گیریِ قصدمندیِ مشترک در برهم کنش های اجتماعی نقش میانجی ایفا می کند؟» در پی پرکردنِ این خلأ است. پژوهش با رویکردی نظری–انتقادی سامان یافته است. با تحلیلی مفهومی از متون فلسفه ی ذهن و پدیدارشناسی، سه خوشه ی مفهومیِ آپرزانتاسیون، قصدمندیِ مشترک و ذهنِ بسط یافته و توزیع شده بازسازی و در قالب سنتزی نظری به یکدیگر پیوند داده می شود تا چارچوبی یکپارچه برای فهمِ برهم کنش های اجتماعیِ میانجی گری شده با معماری شکل گیرد. این چارچوب سپس از طریق خوانشِ تفسیری–پدیدارشناختیِ نمونه های سامان دهیِ فضایی در فضاهای جمعی به محک گذاشته می شود. یافته ها نشان می دهند قصدمندیِ مشترک نه صرفاً محصولِ حالاتِ درونیِ سوژه ها، بلکه برساخته ی میدانی است که در آن بدن ها، نشانه ها و الگوهای فضاییِ معماری درهم تنیده اند. چارچوبِ پیشنهادی پلی نظری میان پدیدارشناسیِ آپرزانتاسیون، ذهنِ توزیع شده و نظریه ی قصدمندیِ مشترک می زند و می تواند مبنایی برای خوانشِ انتقادیِ فضاهای جمعی و طراحی هایی باشد که کیفیتِ برهم کنشِ اجتماعی و مسئولیت پذیریِ متقابل را ساحتی بنیادی در منطقِ شکل دهیِ معماری می دانند.
۱۰۳۸۵.

مطالعه تطبیقی محلات قدیمی و جدید شهری بر مبنای رویکرد انسانی (نمونه موردی: دو محله امامزاده یحیی و مرزداران، شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
روند فزاینده شهرنشینی در تهران طی دهه های اخیر، دوگانگی چشمگیری میان محلات تاریخی و جدید ایجاد کرده است؛ دوگانگی ای که تحقق شاخص های انسان گرایانه و دستیابی به کیفیت زندگی شهری را با چالش های چندبعدی مواجه ساخته است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی میزان تحقق این شاخص های انسان گرایانه در دو محله امام زاده یحیی به عنوان بافت تاریخی و مرزداران به عنوان بافت جدید است. پژوهش با رویکرد ترکیبی (کمّی–کیفی) و با بهره گیری از روش های آماری پیشرفته انجام شد؛ داده های کمّی از طریق پرسش نامه استاندارد و تحلیل های آماری تی مستقل (t-test)، تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون گردآوری و بررسی شدند. نتایج نشان داد محله امام زاده یحیی در شاخص های اجتماعی–فرهنگی و هویتی–تاریخی تفاوت معناداری در جهت مثبت دارد، درحالی که تفاوت معنادار مثبت محله مرزداران در ابعاد کالبدی–فضایی، اقتصادی–عملکردی و فناورانه–نوآورانه است. در مجموع، هیچ یک از دو محله به تنهایی قادر به تحقق همه جانبه اصول انسان گرایی در شهرسازی نیستند. بر این اساس، اتخاذ رویکردی تلفیقی و میان رشته ای که ظرفیت های اجتماعی، فرهنگی و هویتی بافت های تاریخی را با توانمندی های کالبدی، اقتصادی و فناورانه محلات جدید ترکیب کند، می تواند زمینه ساز ارتقای پایدار کیفیت زندگی شهری در تهران و سایر کلان شهرهای ایران باشد.
۱۰۳۸۶.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۹
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۱۰۳۸۷.

نقش هندسه فضا بر ساختار مجموعه های حکومتی در شهر دوره صفویه (نمونه موردی: مجموعه سعادت آباد قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۶
نظام شکلی بافت تاریخی شهرهای ایرانی به صورت تدریجی و با هندسه ای ارگانیک و خودجوش شکل گرفته اند. در دوره صفویه، شهرهای مهم مانند پایتخت ها، نظامی هندسه مند و از پیش اندیشیده شده داشتند. این طراحی، مبتنی بر قواعد و بر پایه حضور برخی عناصر خاص شکل می گرفت. محور باغ ایرانی در دوره صفوی، الگوی ایجاد خیابان در مقیاس شهری شد و عنصر خیابان در کنار میدانگاه حکومتی نقشی اصلی در ایجاد چیدمان متنوع، منسجم و هندسه مند کاربری های گوناگون در اطراف خود داشتند. این پژوهش با استفاده از روش تاریخی– تحلیلی، با بررسی مکتوبات و اسناد تصویری و تاریخی موجود در مورد خانه ها، باغ های ایرانی و شهرسازی در عهد صفویه از یک سو و مقایسه تطبیقی نمونه های هم عصر از سوی دیگر، سعی در شناسایی هندسه عمومی و اولویت بندی فضاها و عناصر این هندسه دارد. جمع آوری اطلاعات نیز از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت پذیرفته و شیوه تجزیه و تحلیل نیز کیفی بوده است. یافته ها نشان می دهد که میدان های حکومتی در دوره صفویه در شهرها، اولویت بالایی از جهت حفظ هندسه داشتند و سایر عناصر و ابنیه از قبیل مساجد، بازار، حمام و کاروانسراها در تعامل با آنها می بایست در درون کالبد خود از طریق فضاهای واسط تغییراتی ایجاد می کردند و به صورت عمود بر میدان در بیایند تا هندسه میدان تحت تاثیر قرار نگیرد. مساجد و ابنیه دیگر با حفظ هندسه مستقیم الخط حیاط خود از طریق هشتی ورودی و سایر تکنیک ها با میدان در تعامل بوده اند و باغ ها نیز با حفظ هندسه کلی حصار بیرونی خود، از طریق چرخش و تغییر زاویه در راستای میدان قرار می گرفته اند. از این رو با بررسی این سلسله مراتب در میدان نقش جهان اصفهان به بازخوانی هندسه باغ سعادت آباد به عنوان فضای مجاور میدان شاهی در قزوین و نحوه ارتباط آن با خیابان سپه به عنوان یک کل پرداخته شده است.
۱۰۳۸۸.

تحلیل ساختار شبکه اکولوژیک و پیوستگی عملکرد زیستی در مجموعه شهری تهران-البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۳
ازهمگسیختگی و کاهش عملکرد بوم شناختی در مناطق شهری یکی از تهدیدهای مهم برای حفاظت از منابع ارزشمند اکولوژیک است و راهبردهای مؤثر برای کنترل تکه تکه شدن و نابودی سرزمین در این مناطق مستلزم شناسایی منابع اکولوژیک و عملکردهای زیستی می باشد. براین اساس در مطالعه حاضر به شناسایی منابع حساس و اکولوژیک و تهیه نقشه شبکه اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز پرداخته شد و در ادامه پیوستگی عملکرد زیستی در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت. عمده ترین منابع حساس و اکولوژیک در این مجموعه شهری، شامل مناطق تحت حفاظت از جمله پارک ملی، اثر طبیعی ملی، منطقه حفاظت شده، پناهگاه حیات وحش، منطقه شکارممنوع و همچنین ذخایر حفاظتی جنگلی می باشد. همچنین نواحی شمال و شمال شرق منطقه که از پراکندگی مناطق تحت حفاظت و ذخایرزیستی بیشتری برخوردارند، دارای اهمیت اکولوژیک بالاتر و همچنین حساسیت زیستی بیشتری نسبت به روند شهرنشینی و توسعه فعالیت های انسانی هستند. همچنین تحلیل عملکرد و پیوستگی اکولوژیک در مجموعه شهری تهران-البرز حاکی از آن است که در بین سال های 1379 تا 1402 پیوستگی اکولوژیک در این منطقه کاهش یافته است. با توجه به این که شبکه مناطق حساس زیستی در مجموعه شهری تهران- البرز از اهمیت بالایی برخوردارند، بنابراین انجام برنامه ریزی و فراهم کردن ابزارهای مناسب برای کاهش اثرات توسعه شهری و تهدیدات ناشی از آن امری ضروری است. همچنین نتایج این تحلیل می تواند به عنوان یک راهکار مدیریتی به حفاظت و برنامه ریزی صحیح در راستای توسعه فعالیت های انسانی و به دنبال آن مخاطرات و پیامدهای محیطی کمک کند.
۱۰۳۸۹.

سرمایه اجتماعی سیال؛ تبیینی نظری از پیوندهای نرم در بستر میراث فرهنگی ناملموس ( نحوه کاربست تحلیل چگالی مکانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
در جوامع معاصر، پیوندهای اجتماعی نقش بنیادینی در انسجام و کنش جمعی ایفا می نمایند، لیکن بخش قابل توجهی از این روابط در قالب های غیررسمی و فرهنگی شکل می گیرند که به سختی در چارچوب های نظری رایج قابل تحلیل اند. در ادبیات سرمایه اجتماعی، غالب رویکردها بر ساختارهای نهادی و مشارکت های رسمی متمرکز بوده اند و روابط نرم و زمینه مند کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بدینسان پژوهش حاضر، با هدف ارائه تبیینی نظری از مفهوم «سرمایه اجتماعی سیال» در بستر میراث فرهنگی ناملموس، به شناسایی و تحلیل پیوندهایی می پردازد که در فضاهای آیینی، مناسکی و زیسته تکوین می یابند و قابلیت تبدیل به سازوکارهای اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی را دارند. در این میان مطالعه پیش رو، در صدد پاسخ به پرسش اصلی "سرمایه اجتماعی سیال چگونه در قالب پیوندهای نرم در زمینه های فرهنگی تجلی می یابد؟"، از روش تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) در سه مرحله بهره می برد. بطوریکه در بخش کیفی، با تحلیل محتوای تطبیقی متون نظری و با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA، چهار مؤلفه بنیادین «اعتماد اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «حافظه فرهنگی» و «پویایی های زمینه ای» استخراج گردید. در بخش کمی، مفاهیم کیفی به شاخص های قابل سنجش مبدل گردیده و با بهره مندی از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تحلیل چگالی کرنل، نقشه های مفهومی ای از پراکندگی و شدت حضور مؤلفه ها در فضاهای فرهنگی ترسیم گردید. یافته ها حاکی از آن است که پیوندهای نرم، علی رغم ناپایداری ظاهری، واجد ساختارهای معنادار می باشند. بدینسان، سرمایه اجتماعی سیال مستلزم بازنگری در نظریه پردازی های رایج و اتخاذ رویکردهای میان رشته ای به منظور درک پیچیدگی های فرهنگی در بسترهای غیررسمی می باشد.
۱۰۳۹۰.

بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن (نمونه مطالعاتی: محله ولیعصر شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: بازار مسکن به عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد، نقش تعیین کننده ای در ابعاد اجتماعی و اقتصادی ایفا می کند. تصمیم گیری برای خرید مسکن، برخلاف سایر کالاها، به دلیل ماهیت غیربازاری و پیچیدگی عوامل مؤثر، نیازمند تحلیل دقیق متغیرهای چندبعدی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر متغیرهای فضایی بر قیمت مسکن در محله ولیعصر شهر شیراز با استفاده از روش قیمت گذاری هدانیک (HPM) صورت گرفته است. روش: این پژوهش کاربردی با رویکردی نظام مند، ابتدا به تبیین مبانی نظری مسکن، ارزش و روش های ارزش گذاری اقتصادی پرداخته و با بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر ارزش مسکن، متغیرهای فضایی را در دو دسته درونی (شاخص های فیزیکی-ساختاری) و بیرونی (شاخص های دسترسی و محیطی-مکانی) طبقه بندی نمود. داده های تحقیق از طریق مصاحبه های ساختاریافته با مشاورین املاک و بررسی معاملات واقعی مسکن در محدوده مطالعاتی طی سال 2022 گردآوری شد. تحلیل فضایی با استفاده از نرم افزار GIS و داده های Open Street Map انجام گرفت که در آن فاصله پیاده روی واحدهای مسکونی تا مراکز خدمات شهری از طریق تحلیل شبکه محاسبه شد. در نهایت، با به کارگیری نرم افزار SPSS 26، مدل سازی قیمت گذاری هدانیک با استفاده از روش های مختلف آماری صورت پذیرفت. یافته ها: نتایج بدست آمده نشان داده است که مدل نیمه لگاریتمی بهترین تغییرات قیمت مسکن توسط متغیرهای مستقل در نمونه مورد بررسی را توجیه می کند و از بین 27 متغیر مستقل، 6 متغیر رابطه معناداری با قیمت مسکن دارد. این یافته ها حاکی از آن است که عوامل کالبدی-فضایی بر ارزش مسکن در محدوده مطالعاتی تأثیرگذار بوده اند. نتیجه گیری: تحلیل مدل نهایی قیمت گذاری هدانیک نشان می دهد که از بین متغیرهای معنادار شناسایی شده، چهار متغیر دارای اثر مثبت و مستقیم بر قیمت مسکن هستند: مساحت مفید زیربنا، سال ساخت، عرض معبر، امنیت یا وجود نگهبانی کوچه در مقابل دو متغیر «گونه مسکن و نوع سازه» تاثیر منفی بر قیمت مسکن داشته اند. این الگوهای تأثیرگذاری نشان می دهد که در محدوده مطالعاتی، ویژگی های کمی و کیفی فیزیکی (مانند مساحت و سال ساخت) همراه با عوامل ایمنی-محیطی (مانند امنیت و عرض معبر) بیشترین تأثیر مثبت را بر ارزش مسکن داشته اند، در حالی که برخی ویژگی های ساختاری خاص اثر کاهنده بر قیمت داشته اند.
۱۰۳۹۱.

تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی از دیدگاه بانوان (مورد مطالعه: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۴
امروزه در مطالعات شهری بررسی جایگاه زنان در شهر بسیار ضرورت دارد. چرا که زنان، نیز همپایه مردان در کار و فعالیت های روزانه در شهرها حضور دارند و یکی از بهره بردارن فضاهای شهری محسوب می شوند. همچنین آنها حق دارند همانند مردان از فضاهای عمومی شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه درک محیطی و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای عمومی، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاو ت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمومی محدود نماید. در دنیای مدرن امروزی با وقوع تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه سازی افزایش حضور زنان در فضای شهری بسیار بیشتر شده است؛ بر همین اساس برخی نیازهای بانوان، در طراحی های شهری مورد توجه قرار نگرفته و حضور آنان در فضاهای عمومی شهری را با دشواری هایی مواجه ساخته است. این مساله در شهر کرمان بعنوان یکی از شهرها با پیشینه و قدمت تاریخی و مذهبی در کشور از این منظر حائز اهمیت است، شهر کرمان در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشته است و برنامه ریزی آن در آینده نزدیک با توجه به رشد قبلی چنانچه بدون برنامه و اصول صحیح برنامه ریزی باشد شهر را با مشکلاتی زیادی مواجهه خواهد ساخت. بر همین اساس این پژوهش با هدف واکاوی مشکلات کنونی طراحی شهری خیابان های کرمان از منظر بانوان با ارائه یک مدل زمینه ای در فضاهای شهری با تاکید بر خیابان ها، در پی به دست آوردن چارچوب طراحی فضای شهری متناسب بانوان است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از بانوان 35 تا 60 ساله شهر تهران با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انجام شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که براساس اسناد و ابعاد سیاستگذاری شهری، طراحی شهری دارای سه بازوی قانونگذاری، ساختارسازی و کارکردگرایی است و بر همین مبنا سه بعد برنامه ریزی و تصمیم سازی، طراحی و اجرا و بعد بهره برداری به دست آمده است. نتایج نشان داد که مولفه های مشارکت طلبی، جامعیت و همه شمولی و رعایت ابعاد ایمنی و راحتی و همچنین استانداردسازی برنامه ها متناسب برای همه اقشار می تواند شهر دوستدار بانوان را خلق نماید و چنانچه مشارکت بانوان وجود نداشته باشد شهر تک بعدی و سازگار با کارکردهای مردانه خواهد داشت.
۱۰۳۹۲.

بازخوانی تحلیل رابطه تناسبات و کاربری سراهای بازار اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
معماری بناهای قدیمی ایران همواره از تناسبات بهره جسته اند. اما در معماری معاصر به تناسبات و روابط اعداد توجهی نمی شود و بهره گیری از تناسبات به عنوان اصلی باز تولید شدنی برای دستیابی به زیبایی کمتر مطرح می شود. سرا یکی از عضوهای اصلی بازار از گذشته تاکنون بوده که دارای تناسباتی متناسب با کاربری آن است. سراها معمولا دارای سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی می باشند. به طورکلی می توان گفت سراهای بازارهای قدیمی با قرارگیری واحدهای تجاری یا همان حجره ها گرداگرد حیاط شکل گرفته اند. فضاهای سراها با توجه به نوع کاربری آن دارای تناسبات متفاوتی می باشند. بازار تاریخی اصفهان دارای سراهای متعدد و شاخصی بوده که هنوز به فعالیت خود ادامه می دهند. هدف پژوهش حاضر مطالعه و بررسی تناسبات فضاهای اصلی سراها بازار اصفهان است تا کشف نماید که معمار یا بانی بنا چه هماهنگی یا سطوح معناداری را در مراتب رابطه مابین تناسبات و کاربری فضاها رعایت نموده است؟ روش تحقیق در این پژوهش تفسیری-تاریخی بوده و با انتخاب ده سرای بازار تاریخی اصفهان؛ اندازه های سه فضای اصلی حیاط، حجره و ورودی با بررسی اسناد و مدارک کتابخانه ای و مطالعات میدانی از طریق حضور مستقیم در بنا و پیمایش ابعاد فضاها بر مبنای تناسبات طلایی و زرین ایرانی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. سراهای بازار اصفهان از آن جهت مورد توجه قرار گرفت که معماری ایرانی اسلامی در دوره ی صفویه و حتی اوایل قاجار به اوج شکوفایی خود می رسد و اصفهان پایتخت این جلوه گری هاست و توجه به تناسبات از اهمیت و ارزش انکارناپذیری برخوردار بوده است. نتایج نشان می دهد، ابعاد حیاط و ورودی فضاهای سرا از تناسبات 2√ و 118/1 پیروی می کنند و کاربری نقش پررنگی در تعیین تناسبات و ابعاد فضاهای سراها به خصوص حجره های تجار و حیاط اصلی داشته است.
۱۰۳۹۳.

نگاهی به باغ از منظر تاریخ و باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
باغسازی ریشه در هنر و باورهای ایران باستان دارد و تداوم آن در دوران اسلامی ایران بوده که در گذر زمان به جهان اسلام صادر شده است. بسیاری از باغ های دوره صفوی بر بقایای باغ های ساسانی بنا شده و سنت باغسازی ایرانی با عناصر سه گانه و مقدس آب، گیاه و نیایشگاه براساس نیایش عناصر طبیعت شکل گرفته است. به تدریج باغ مزارها و اماکن مقدس در دوران اسلامی پدید آمد. آن چه از گذشته تاکنون از باغ ایرانی-اسلامی بر جاست، شامل آب به گونه آبنما، حوض و چشمه، درختان میوه و سایه گستر و گل های زیبا، معطر و دارویی است. همچنین بنای چهارتاقی کوشک که در باغ های حکومتی به شاه نشین معروف است. بنابراین باغ ریشه مذهبی و برخاسته از باورهای مردم دارد که در دل طبیعت و پای کوه، چشمه و درختان کهنسال نیایش می کردند تاجایی که برای این عناصر مقدس نمادین قربانی ها نیز داشته اند. نیایش آناهیتا ایزدبانوی باروری و برکت و آب های پاک با نمادهای درخت و چشمه مقدس آمیخته است. تبلور دگردیسی آیین و باورهای کهن در باغ ایرانی-اسلامی مشهود است.
۱۰۳۹۴.

مطالعه ی گونه شناسی و سبک شناسی فلزکاری دیلمیان (مطالعه ی موردی: گنجینه ی سیمینه موجود در موزه ی ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۳
فلزکاری به عنوان یکی از شاخص ترین هنرها در دوره ی پیش از اسلام شمرده می شد. با نفوذ اسلام در ایران و بنا به دستورات مؤکد دین جدید، هنر فلزکاری شرایط متفاوتی را نسبت به سایر هنرها طی کرد. با توجه به شعائر و اصول دین اسلام نسبت به ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی، تغییرات بنیادی در خلق آثار فلزی رخ داد، اما با این حال، هنرمندان ایرانی مسلمان نسبت به سنت های گذشته ی خود در ساخت اشیا فلزی وفادار ماندند. یکی از این مجموعه ها ظروف سیمین موجود در موزه ی ملی ایران است؛ گنجینه بی نظیر از هنر فلزکاری دیلمیان که گفته شده متعلق به امیری دیلمی مربوط به قرن چهارم هجری و شامل 11 قطعه ظروف کاربردی برای استفاده ی روزانه بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی فنآوری ساخت و تزیین این مجموعه آثار صورت گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی تکنیک ساخت و تزیین این مجموعه اشیا بپردازد. سؤال اصلی این پژوهش عبارتند از: ساخت و تزیین مجموعه ظروف سیمینه بر مبنای چه شیوه هایی (تکنیک های ساخت و تزیین) شکل گرفته است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها از روش تاریخی و توصیفی_تحلیلی بهره گرفته شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی از طریق مراجعه به موزه ی ملی ایران و عکس برداری از آثار است. روش تجزیه و تحلیل با توجه به موضوع تحقیق کیفی است. نتایج تحقیق نشان می دهد این آثار شامل مجموعه ای از ظروف کاربردی سیمین هستند که با روش چکش کاری سرد ساخته شده و تکنیک های تزیین آن ها شامل کنده کاری و سیم سوخته با نقوش نوشتاری به زبان عربی و خط کوفی می باشد.
۱۰۳۹۵.

حفاظت و توسعه جامعه مبنا؛ به سوی برنامه ریزی مشارکتی در مدیریت میراث شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
رویکرد حفاظت و توسعه یکپارچه هرچند مفهومی جامع را به خود اختصاص می‌دهد اما همچنان در معرض چالش‌های دوگانه "حفاظت" و "توسعه" قرار دارد که خود نشان‌دهنده ضعف‌های ساختاری در این رویکرد است. از مهم‌ترین این ضعف‌ها، نادیده انگاشتن جوامع در مدیریت تغییرات ناشی از حفاظت و توسعه و توانایی جامعه، به خصوص جامعه محلی در یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه است. این پژوهش سعی دارد با معرفی رویکرد نوین حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا، به تعادل‌بخشی حفاظت و توسعه میراث شهری با تاکید بر برنامه‌ریزی مشارکتی بپردازد. از این رو، هدف اصلی پژوهش دستیابی به چارچوب مفهومی حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده و نیل به آن مستلزم پاسخ‌دهی به این سوال است که اصول و مولفه‌های تاثیرگذار در رویکردهای "حفاظت و توسعه یکپارچه" و "مشارکت اجتماعی" چیست؟ و همپیوندی آن‌ها چگونه می‌تواند مبنای ایجاد رویکردی واحد در مدیریت میراث شهری باشد؟ با توجه به سوالات مطرح شده، این مقاله روش کیفی را اتخاذ کرده و بر مبنای پژوهش‌ها و نظریات پیشین ساختار یافته است. سازماندهی مطالعات پیشین و ارائه آن در قالب چارچوب مفهومی، از طریق راهبرد استدلال منطقی و با هم‌پیوندی مولفه‌های شناسایی شده از سه متغیر "حفاظت و توسعه یکپارچه"، "برنامه‌ریزی مشارکتی" و "حفاظت مشارکتی" بوده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده که در بر گیرنده معیارهای مشارکت جوامع در ذیل چهار اصل حفاظت و توسعه یکپارچه تدوین شده است. بر این اساس، اصول این چارچوب مستلزم 1- شناخت ارزش و اهمیت معنایی میراث از طریق بازتعریف ویژگی‌ها، توانمندسازی مردم محلی و با تاکید بر دانش غیر تخصصی؛ 2- پایبندی به اصول مدیریت شهرهای تاریخی از طریق اطمینان از تحقق‌پذیری، نظارت محلی و افزایش مسئولیت‌پذیری در مدیریت شهری؛ 3- پایبندی به اهداف توسعه پایدار از طریق کاهش نابرابری‌های توسعه اجتماعی، ارتقای تعاملات اجتماعی و بازگرداندن سرزندگی به بافت شهری تاریخی و در نهایت 4- برطرف‌سازی تعارضات حفاظت و توسعه از طریق ایجاد گفتمان میان ذی‌نفعان، متعادل‌سازی سیاست‌ها در چارچوب تصمیم‌گیری و یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه متناسب با نیازها، مسائل و مشکلات جامعه خواهد بود.
۱۰۳۹۶.

مدل یابی عوامل مؤثر بر یادگیری در آموزش معماری مبتنی بر قابلیت های محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۱
هدف این مقاله بهبود فرآیند آموزش معماری، بر اساس بازنگری شیوه های تدریس، بکارگیری فناوری های اطلاعات در ارائه دروس و یادگیری چگونگی آموزش به فراگیران است. بر این اساس، تلاش می شود با توجه به اهمیت بررسی میزان اثرگذاری مولفه های موثر بر قابلیت های محیطی از دیدگاه متخصصان آموزش معماری و اثر بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری به بهبود آموزش معماری کمک کند. بنابراین مسأله پژوهش بررسی این سؤالات است که چگونه قابلیت های محیطی بر آموزش طراحی معماری اثرگذار است و مؤلفه های قابلیت محیطی شامل عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری، برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی چگونه با آموزش معماری مرتبط و بر آن اثرگذارند. در این راستا، این پژوهش به صورت کمّی-کیفی و به کمک تحلیل عاملی انجام شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش مدرسان و خبرگان درباره آموزش معماری و روش نمونه گیری هدفمند است. به منظور کاربردی نمودن پژوهش روش نیمه آزمایشی با گروه شاهد و گواه در روش تدریس بر اساس قابلیت محیطی انجام و نتایج طرح های مستخرج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس تحلیل واریانس چندگانه (مانوا) صورت پذیرفت. از دیدگاه متخصصان، سه مولفه اثرگذار آموزش معماری؛ تی پی سی کی و عوامل محیطی، عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری و هماهنگی برنامه ریزی آموزشی و عوامل موثر بر یادگیری استخراج شد. جامعه آماری استادان دانشکده های معماری دانشگاه های شهر تهران بودند. نتایج نشان داد قابلیت های محیطی بر آموزش معماری (به میزان 65%)؛ بر عوامل درونی و بیرونی موثر بر یادگیری(به میزان 77%) اثر گذار است که در حوزه برنامه ریزی آموزشی و تی پی سی کی در بستر محیط-رفتار مورد تاکید قرار گرفت و منجر به تدوین مدلی مستخرج از مطالعات پژوهش و تحلیل آماری شد. همچنین عامل تی پی سی کی در حوزه فناوری آموزش در حیطه برقراری ارتباط یادگیرنده، یاددهنده و محیط؛ از عوامل مهم و قابلیت های آموزش معماری مورد تایید قرار گرفت. نتایج نشان داد مقوله هایی چون تحولات آموزشی، تغییر شیوه های تدریس، تأکید بر ساخت دانش و نگاه نو به آن توسط یاددهنده و یادگیرنده با تأکید بر شیوه های آموزش تعامل محور و انعطاف پذیر و متنوع با قابلیت خودآموزی باعث اهتمام دست اندرکاران آموزش نسبت به بهره گیری و رواج این ابزار نگرش در آموزش می گردد.
۱۰۳۹۷.

کاربرد تزیینی آرایه های هندسی در شاهنامه طهماسبی (نمونه مطالعاتی: نگاره های داستان زال و رودابه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۱
نقوش هندسی یکی از مهم ترین جلوه های بصری هنر اسلامی به شمار می آیند که با بهره گیری از قواعد دقیق ریاضی و اصول ترکیب بندی منظم، نقش بسزایی در خلق زیبایی و نظم بصری ایفا می کنند. این نقوش در شاخه های مختلف هنرهای اسلامی از جمله معماری، کاشی کاری، گره چینی و به ویژه نگارگری، حضوری پررنگ و ماندگار داشته اند. در نگارگری ایرانی، بهره گیری از آرایه های هندسی خصوصاً از دوره تیموری به بعد افزایش یافته و در دوره صفوی به اوج خود رسید. نسخه مصور شاهنامه طهماسبی به عنوان یکی از نفیس ترین نسخه های شاهنامه، نمونه ای برجسته از تلفیق روایت های اسطوره ای با جلوه های بصری هنر اسلامی است که در بهره گیری از نقوش هندسی در فضاهای معماری نگاره ها تجلی یافته است. این پژوهش با هدف شناسایی، طبقه بندی و تحلیل انواع گره های هندسی موجود در نگاره های داستان زال و رودابه انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 نگاره است که 13 نگاره به صورت هدفمند متناسب با موضوع و از بین آن ها، 6 نگاره نمونه های مورد مطالعه به صورت گزینشی انتخاب شده اند. این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها در این پژوهش بازشناسی گره ها و بازطراحی به شیوه خطی با نرم افزار فتوشاپ است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که نقوش هندسی به کاررفته عمدتاً مبتنی بر ساختارهای سه ضلعی، چهار ضلعی و شش ضلعی اند و تکنیک های آجرکاری و کاشی کاری در شبیه سازی آنها به کار رفته است. این نقوش افزون بر کارکرد تزیینی، بازتاب دهنده نظام نمادین و هندسی در هنر اسلامی نیز هستند.
۱۰۳۹۸.

الگوی مثنی سازی در آثار زنان نگارگر معاصر (مطالعه ی موردی: یازدهمین دوسالانه ی نگارگری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
نگارگری سنتی برای بقای خود نیازمند تعامل با نگارگری معاصر است، از سویی دیگر نگارگری معاصر نیز اصول و مبانی خود را وام دار مکاتب سنتی این هنر می داند. این پیوند موجب شده است که در مطالعه ی نگارگری معاصر، مفهوم مثنی برداری به عنوان یکی از شاخه های آن مورد توجه قرارگیرد. مثنی برداری به فرایندی اطلاق می شود که در آن اصول و موازین مکاتب سنتی حفظ شده و در عین حال، امکان خلق آثار خلاقانه نیز فراهم می آید. دوسالانه های نگارگری به عنوان مجموعه هایی مصور از آثار معاصر، بستری مناسب برای مطالعه ی روندهای جدید در این هنر محسوب می شوند. ازاین رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر یازدهمین دوسالانه ی نگارگری ایران (۱۴۰۱) انجام شده است. در این دوسالانه، ۴۸ اثر از ۲۷ زن نگارگر ارائه شد. از میان این آثار، ۱۱ اثر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. معیارهای انتخاب شامل وضوح ارتباط با نگاره ی مرجع، تکرار عناصر فرمی و میزان بازآفرینی ساختارهای بصری بوده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر مبنای سبک شناسی تطبیقی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق مطالعه ی کتابخانه ای درباره ی اصول و ویژگی های مکاتب نگارگری و بررسی تطبیقی آثار معاصر با نمونه های سنتی انجام شده است. این روش پژوهش، شناخت دقیق تری از فرایند مثنی سازی ارائه داده و جایگاه آن را در حفظ سنت، بازآفرینی مفاهیم و نوآوری در نگارگری معاصر مشخص می سازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آثار زنان نگارگر معاصر همچنان پیوند عمیقی با مکاتب سنتی دارند و این ارتباط در دو رویکرد اصلی قابل مشاهده است: نخست: مثنی سازی مستقیم که در آن ساختارهای بصری و سبک شناختی مکاتب گذشته به طور عینی بازآفرینی شده اند؛ دوم، بازآفرینی خلاقانه که در آن هنرمندان با الهام از نمادها و مؤلفه های معنایی مکاتب سنتی، آثاری نوآورانه خلق کرده اند. این دو رویکرد به صورت هم زمان در جریانند و مثنی سازی نه تنها به عنوان ابزاری برای حفظ سنت عمل می کند، بلکه زمینه ای برای نوآوری و گسترش زبان تصویری نگارگری معاصر نیز فراهم می آورد.
۱۰۳۹۹.

خوانش بیوفیلیایی بر منظر زیست پذیر در گذر از حیاط خانه های بافت قدیم قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۰
حیاط در ساختار فضایی مسکن به عنوان مرکز فعالیت های مشترک جایگاه و ضرورت ویژه ای دارد و بخش زیادی از عملکردهای خانه متأثر از آن است. حیاط در خانه ایرانی به عنوان مکان زندگی و منظری زیست پذیر، جهان صغیری در دل جهان کبیر جلوه می کند. طرح اندازی مسکن نیز از حیاط آغاز و مقام و مرتبه فضاهای بسته پیرامونی از نحوه ارتباطشان با حیاط معین می شود. این مقاله، منظر زیست پذیر حیاط خانه ایرانی را با دیدگاه بیوفیلیایی خوانش می کند و در این راه به ارزیابی و تطبیق زیست پذیری حیاط ها در خانه های بافت قدیم شهر قزوین می پردازد. روش پژوهش استدلال منطقی و قیاسی است که با شبیه سازی نمونه های منتخب خانه ها در نرم افزار دپت مپ، ارزیابی و تحلیل و درنهایت خوانش تطبیقی نمونه ها با تکیه بر شاخص های توأمان منظر زیست پذیر و بیوفیلیک در سه بُعد محیطی، کالبدی و عملکردی انجام شده است. نتایج نشان می دهد هندسه حیاط و پس از آن جانمایی با توجه به تأثیر بر سطح چشم انداز داخلی در مقادیر خروجی نرم افزار، مهم ترین عامل در این خوانش است. تعداد فضاهای باز تأثیر بیش تری بر شاخص انسجام فضایی دارد و مساحت، کم اهمیت ترین عامل در این ارزیابی شناخته می شود؛ زیرا اثرگذاری آن به وضعیت دیگر عوامل (هندسه- جانمایی- تعداد) وابسته است.
۱۰۴۰۰.

گسست در بنیان های نظری حمایت از معماری: تحلیلی تطبیقی بر گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
حمایت معماری، به مثابه فرآیندی که منطق، اهداف و منابع تولید فضا را تعیین می کند، عمیقاً با ساختارهای قدرت و نظام های ارزشی یک دوره تاریخی گره خورده است و مطالعه آن کلیدی برای فهم دگرگونی های کلان اجتماعی-سیاسی است. دوران گذار از امپراتوری عثمانی به جمهوری ترکیه (قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰) شاهد یک دگرگونی بنیادین در سیمای کالبدی شهرها بود که از یک تحول سطحی در سلیقه زیباشناختی فراتر می رفت. این پژوهش با هدف تبیین منطق حاکم بر این دگرگونی چشمگیر، استدلال می کند که این گذار، یک گسست در الگوواره (Paradigm Shift) حاکم بر نظام حمایت معماری بوده است. برای دستیابی به این هدف، با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیلی-تطبیقی، دو مدل مفهومی متضاد برای نظام حمایت معماری تدوین و مقایسه شده اند. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی و تحلیل های نظری گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که الگوواره کلاسیک عثمانی، سیستمی درون زا، عمودی و یکپارچه بود که با محوریت حامی کاریزماتیک (سلطان)، ایدئولوژی الهی و منبع مالی مستقل (وقف)، معماری را برای تحکیم نظم اجتماعی و برای مخاطبی داخلی تولید می کرد. در مقابل، الگوواره مدرن، یک سیستم برون گرا، افقی و وابسته را شکل داد که در آن حامی نهادی (بوروکراسی دولتی)، متأثر از فشارهای خارجی و با ایدئولوژی ابزاریِ نوسازی و منابع مالی شکننده (بودجه دولتی و وام های خارجی)، معماری را به ابزاری برای مدیریت تصویر بین المللی و برای مخاطبی خارجی بدل ساخت. بنیادی ترین نتیجه این پژوهش آن است که معماری در این گذار از جایگاه ابزاری برای نمایش قدرت الهی و خدمت به جامعه داخلی، به ابزاری برای نمایش تمدن و مدیریت بازنمایی در عرصه بین المللی تنزل یافت؛ این گسست در منطق حمایت، علت اصلی دگرگونی های بنیادین در هویت کالبدی این جامعه و جوامع مشابه در حال گذار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان