ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۴۱ تا ۱۰٬۳۶۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۱۰۳۴۱.

مقایسه تطبیقی تناسبات نمای ورودی و فضای داخلی گنبدخانه در بقاع متبرکه دوره صفوی در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۵
در تاریخ تمدن اسلامی ایران، بقاع متبرکه پس از مساجد نقش برجسته ای در معماری داشته اند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل تناسبات نمای کلی ورودی، سردر و فضای داخلی گنبدخانه نمونه های منتخب این دوره است. روش تحقیق شبه تجربی و با رویکرد استقرایی بوده و داده ها از منابع کتابخانه ای، نقشه های معماری و مشاهدات میدانی گردآوری شده و نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد در طراحی این بقاع از الگوهای هندسی هم گرا مانند مستطیل طلایی و شش ضلعی منتظم استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد هم گرایی هندسی در همه دوره های صفوی حفظ شده و استفاده از شش ضلعی و مستطیل طلایی در برخی نمونه ها، به ویژه دوره دوم و سوم، مشهود است. همچنین تفاوت کارکرد بقاع تأثیری بر این تناسبات نداشته است.
۱۰۳۴۲.

بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر بناهای عمومی معماری مدرنِ متأخر (مورد مطالعه: شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
بناهای عمومی بیانگر خصوصیات و روحیات یک جامعه و تاثیر گرفته از محیط است. در حقیقت ساختمان هایی که متعلق به عموم است نمی تواند موضوعی سلیقه ای باشد و سبک خاصی را ارائه نماید. معماری بناهای عمومی هر شهری با توجه به هویت فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و شرایط اقلیمی دارای شیوه های خاص معماری بومی است که به عنوان معماری سنتی شناخته می شود. همچنین معماری مدرن آغاز یک جنبش از قرن بیستم است. استفاده از هر دو سبک معماری سنتی و مدرن در بناها، مزایای خاص خود را دارند و بهتر است راه میانه را انتخاب کرد و با تلفیق معماری سنتی و مدرن بیان منحر به فردی به ساختار بنا داد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر معماری سنتی ایران بر معماری مدرن متاخر بر بناهای عمومی شهر اصفهان در دوره پهلوی دوم است. روش تحقیق این پژوهش، از طریق روش های توصیفی_تحلیلی و راهبرد نمونه موردی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای(اسنادی و نمونه موردی) و میدانی(مشاهده) می باشند. نتایج کلی این پژوهش، در ارتباط با سبک‌شناسی معماری بناهای عمومی در شهراصفهان این است که سبک کلیه بناهای عمومی علیرغم تأثیرات معماری مدرن، به صورت تلفیقی از معماری سنتی ایران و معماری مدرن متاخر بوده است که دلیل آن به احتمال قوی، هویت تاریخی و فرهنگی شهر اصفهان، وجودمصالح غالب اقلیم شهراصفهان مانند آجر، به‌کارگیری معماری سنتی(شیوه اصفهانی) استاد‌کارهای ماهر اصفهانی در کارهای خود می باشد.
۱۰۳۴۳.

اولویت بندی شاخص های تاب آوری اجتماعی جهت ساماندهی سکونتگاه های غیر رسمی ازطریق اقدامات مبتنی بر ارتقای منظر شهری (مطالعه موردی: محله اسلام آباد منطقه دو تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۲
بیان مسئله: با افزایش روزافزون جمعیت و تمایل به شهرنشینی، میزان جمعیت سکونتگاه های غیررسمی رو به افزایش گذارده است. این نوع سکونتگاه ها به دلیل سیما و منظر شهری نا مناسب، دچار انزوا و به دنبال آن درگیر معضلات اجتماعی شده اند. یکی از راهکارهای تغییر وضعیت فعلی سکونتگاه های غیررسمی، افزایش تاب آوری اجتماعی آنها است. هدف پژوهش: این پژوهش در پی تدوین راهکارهای ساماندهی این نوع محلات از خاستگاه افزایش تاب آوری اجتماعی ازطریق انجام اقدامات کالبدی و اجتماعی در جهت بهبود و ارتقای منظر شهری در این گونه از بافت های شهری است. روش پژوهش: رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده است. به طوری که در مرحله نخست و در بخش مبانی نظری ازطریق «مطالعات کتابخانه ای» اطلاعات موردنیاز جمع آوری شد و در مرحله دوم برای شناسایی شاخص های تاب آوری اجتماعی در محله ازطریق «مشاهدات میدانی» با ابزارهای مصاحبه، مشاهده و عکس برداری اقدام شده است. نتیجه گیری: در چارچوب نظری نهایی، در بعد «اجتماعی»؛ شاخص های تعامل، همبستگی و مشارکت، در بعد «هویتی- فرهنگی»؛ شاخص های دلبستگی، هویت اجتماعی و کالبدی، در بعد « کالبدی»؛ شاخص های دسترسی، ایمنی و امنیت، انعطاف پذیری و تنوع و در بعد «حمایتی»؛ شاخص های کارایی جامعه محلی، حمایت و عدالت در محله اسلام آباد به عنوان شاخص های تاب آوری اجتماعی شناسایی شد. پس از احصای پتانسیل های موجود در محله و ارتباط آن ها با شاخص های به دست آمده، یک سری اقدامات کالبدی و اجتماعی اولویت بندی شده ازطریق نرم افزار ArcGIS روی نقشه جانمایی شد. در نهایت با بررسی اقدامات قابل انجام در جهت بهبود و ارتقای سیما و منظر شهری محله، این نتیجه حاصل شد که شاخص تعاملات در موضوع تاب آوری اجتماعی سکونتگاه اسلام آباد در اولویت قرار دارد.
۱۰۳۴۴.

تحلیل فراروش بر پژوهش های مکان رویداد نوآورانه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
فضاهای عمومی باید به نحوی طراحی شود تا از روندهای تقویت کننده زندگی شهری حمایت کند. جریان زندگی در شهر می تواند موجب حضور بیشتر مردم در فضاهای عمومی شهر شود. مردم ناخودآگاه جذب فعالیت و حضور مردم دیگر می شوند. فضای شهری و رویدادهای شکل گرفته در آن انسان ها را گرد هم می آورد. اگر فضای شهری با کیفیت بهتری تامین شود استفاده از فضا متقابلا افزایش می یابد. مکان رویداد، عامل و بستری مناسب برای حضور و فعالیت افراد می باشد. مکان رویداد، بستری مناسب برای برطرف سازی نیازهای جامعه از طریق نوآوری اجتماعی است. نوآوری اجتماعی برای حل مشکلات شهر رویکردهایی ارائه می دهد که سبب تقویت و توسعه جوامع خلاق شده و موجب فعالیت اجتماعی بیشتر در فضای عمومی شهر می شود. در این پژوهش با بررسی مجموعه ای گسترده و متنوع از مطالعات موضوعی و موضعی با هدف شناخت مکان رویداد ها و بررسی چالش ها و ایده های جامعه (شامل تعداد ۱۲۹ مقاله) به مرور پیشینه پژوهشی مکان رویداد نوآورانه پرداخته شده است. در جهت محدودسازی و انتخاب دقیق تر منابع، مقالات در ۷ مرحله مورد بررسی و سنجش قرار گرفته است، و در انتها به ۳۹ مقاله محدود شد. برای فهم روش، فرآیند پژوهش، رویکرد و نوع نگرش مقالات، بر مبنای ساختار پیاز پژوهش ساندرز، منابع جمع آوری شده طی تحلیل محتوایی کمی و کیفی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه مقاله، نشان می دهد که جریان اصلی روش شناسی در ارتباط با موضوع «مکان رویداد نوآورانه شهری» مبتنی بر مطالعات کیفی با تکیه بر راهبرد توصیفی ( غیرآزمایشی)( نمونه موردی) است که با استفاده از اطلاعات اسنادی، کتابخانه ای از طریق تحلیل کیفی ( کشف الگو و هرمونوتیک) صورت پذیرفته است. در نهایت پس از بررسی نمونه مقالات مشخص شد در قلمرو موضوعی "مکان رویدادهای نوآورانه شهری" علی رغم انجام پژوهش های متنوع، پژوهش های بنیادی آن چنان که مطلوب است انجام نشده است.
۱۰۳۴۵.

روانشناسی رنگ در لباس پیکره های نگاره ی ساختن کاخ خُوَرنَق اثر کمال الدین بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۷
کمال الدین بهزاد، از برجسته ترین نقاشان دوره ی تیموری و صفوی، در آثار خود از عنصر رنگ برای بیان بصری بهره گرفته است. یکی از مهم ترین نگاره های او، ساختن کاخ خورنق است. این اثر، به دلیل تنوع رنگ در لباس شخصیت ها، امکان مطالعه از دیدگاه روانشناسی رنگ ماکس لوشر را فراهم می کند. مسئله ی پژوهش حاضر تحلیل روانشناسی رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های نگاره ی مذکور بر اساس نظریه ی فوق است. در این پژوهش، ابتدا نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر به تفصیل شرح داده می شود و سپس اثر یادشده از این منظر تحلیل می شود. هدف پژوهش شناخت اندیشه های روانی بهزاد در ترسیم لباس پیکره های موجود در نگاره ی ساختن کاخ خورنق بر اساس نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر است. این مقاله کوششی است برای پاسخ به این پرسش: رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های موجود نگاره ی ساختن کاخ خورنق از لحاظ روانشناسی رنگ در اندیشه های بهزاد دارای چه مفاهیم روانی هستند؟ این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش اجرا کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش فیش برداری صورت گرفته است. روش نمونه گیری هدفمند و متناسب با تعدد حضور عنصر رنگ در لباس پیکره های نگاره ی مذکور در تطابق با نظریه ی حاضر تعیین شده است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر از سه گروه زوج رنگی بعلاوه، ضربدر و مساوی برای پوشش لباس پیکره ها استفاده کرده است. رنگ های آبی و سبز بیشترین کاربرد رنگی در نگاره ی حاضر را دارند که این از نظر روانشناسی رنگ جسارت و پشتکار بهزاد در بیان مفهوم رنگ ها را آشکار می کند. او دارای ویژگی های روانی همچون درک شرایط، آرامش طلبی و نشان دادن توانایی های خود به دیگران است.
۱۰۳۴۶.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۱۰۳۴۷.

تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.
۱۰۳۴۸.

تحلیل آیکونولوژیک کاشی نگاره ی نبرد انسان با شیر در کاخ گلستان: بازنمایی گفتمان مشروعیت بخشی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
دوران قاجار را می توان آخرین دوره ی به کارگیری گسترده ی مضامین ادبی، تاریخی و مذهبی در کاشی کاری ایران دانست؛ در این دوران طراحان کاشی با بهره گیری از داستان های حماسی، غنایی، مذهبی و روایات تاریخی، سطوح بناهای مذهبی و غیرمذهبی را آراسته و مفاهیم فرهنگی و سیاسی را منتقل می کردند. نمونه ای شاخص از این آثار، قاب های کاشی دیواره ی شرقی و جنوبی حیاط کاخ گلستان است که صحنه ی نبرد سوارکار با ببر و شیر را نشان می دهد. این نقش که ریشه در کهن الگوهای تمدن های بین النهرینی دارد، در هنر ایرانی با عنوان نبرد بهرام با شیر شناخته می شود و شرح آن در منابع تاریخی و ادبیات حماسی و غنایی به تفصیل آمده است. با توجه به ارزش و جایگاه مفهومی آن، این شمایل تا عصر قاجار به صورت های گوناگون توسط هنرمندان ایرانی اجرا شده است. قاب کاشی بزرگ دیواره ی شرقی، که حدفاصل عمارت اصلی و ساختمان شمس العماره قراردارد، علاوه بر جنبه ی تزیینی احتمالاً حاوی پیامی خاص بوده است. هدف اصلی پژوهش علاوه بر معرفی و شناخت مجلس نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره ی شرقی حیاط کاخ گلستان، تحلیل و تفسیر آن بر اساس اسناد و منابع تاریخی برای دست یابی به ارزش های نمادین پنهان آن است. سؤال اصلی پژوهش این است که مجلس روایی نبرد بهرام با شیر در قاب کاشی دیواره شرقی حیاط کاخ گلستان چه ویژگی هایی داشته و حاوی چه ارزش های نمادینی است؟ این پژوهش با بهره گیری از الگوی سه گانه ی توصیف، تحلیل و تفسیر آیکونولوژیک اروین پانوفسکی، و به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مضمون نبرد بهرام با شیر در هنرهای تزیینی قاجار، به ویژه از عصر فتح علی شاه، با اهداف سیاسی و نظامی و به منظور مشروعیت بخشی به سلطنت به کار گرفته شده است. این مفهوم نمادین به تدریج در متون تاریخی نیز بازتاب یافت و لقب بهرام و اشاره به نبرد او با شیر، به تدریج برای توصیف و ستایش فتح علی شاه و برخی دیگر از شاهان قاجار مورد استفاده قرار گرفت.
۱۰۳۴۹.

بازاندیشی مسئله طاق عرضی ارگ علی شاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله: ارگ علی شاه تنها بازمانده مجموعه مسجد تاج الدین علی شاه تبریزی است. اگرچه مشاهدات حمدا... مستوفی و نقاشی های مطراقچی و گرلو از مسجد علی شاه بر وجود طاق عرضی آجری دلالت دارند اما رهیافت غیرتاریخی به معماری، آن را یک سازه صفوی بدون طاق معرفی کرده که از نظر محاسبات فنی، دیوارهای صندوقه چینی شده طرفین آن هرگز نمی توانند بار طاق را تحمل کنند؛ اما این ادعا در حالی طرح شده است که در کاوش سال 1350ش آوار طاق آجری که حمدا... مستوفی آن را گزارش کرده است و در نقاشی های مطراقچی و گرلو دیده می شود، شناسایی و مستند شده است. هدف پژوهش: از نتایج تحلیل فنی نوع و ابعاد طاق عرضی ارگ علی شاه در طرح حفاظت-مرمت آن استفاده می شود. روش پژوهش: این پژوهش دارای سه روش مطالعه منابع تاریخی، برداشت میدانی و محاسبات فنی سازه است که در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله میدانی با دستگاه لیزر اسکنر 3بعدی، سازه ارگ تبریز برداشت فنی شد و در مرحله سوم، داده های حاصل از دو مرحله قبلی با نرم افزارهای Revit و Diana FEA با دو روش آنالیز استاتیکی خطی و غیرخطی مدل سازی و تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: دیوارهای شرقی و غربی ارگ علی شاه واقعاً قدرت تحمل وزن طاقی بزرگ و بلند با دهانه 4/ 28 متر در پاکار قوس و مهار تنش های کششی و فشاری آن را داشته اند و این تنش ها علت اصلی ریزش طاق نبوده اند و یقیناً ارگ تبریز تا سال 1721م هنوز طاق داشته است که علی الاصول این طاق باید از نوع جناغی باشد که در این حالت، طاق جناغی ارگ تبریز با 25/ 58 متر ارتفاع از کف بنا و 25/ 28 متر ارتفاع نسبت به پاکار قوس، بلندترین و بزرگ ترین طاق تاریخ معماری ایران و عالم اسلام و جهان باستان بوده است.
۱۰۳۵۰.

مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در فضاهای آیینی شمال ایران (مطالعه موردی: سقانفارهای شهر بابل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مسئله: فضاهای آیینی به عنوان بسترهای کالبدی و معنایی، نقش مهمی در سازمان دهی رفتار جمعی جوامع سنتی ایفا می کنند. در شمال ایران، سقانفارها به عنوان معماری آیینی منحصربه فرد در میان مردم مازندران، نه تنها محلی برای برگزاری مراسم مذهبی هستند، بلکه با ویژگی های فضایی خاص خود، رفتارهای جمعی و الگوهای کنش اجتماعی را سامان دهی می کنند. بااین حال، تاکنون کمتر به تأثیر مؤلفه های کالبدی سقانفارها بر شکل گیری رفتار جمعی پرداخته شده است. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های معماری مؤثر بر شکل گیری رفتار جمعی در سقانفارهای شهر بابل با رویکردی کیفی، به منظور درک نقش فضاهای آیینی بومی در تقویت تعاملات اجتماعی و هویت جمعی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. گردآوری داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از معماران بومی، متولیان و اهالی، مشاهده مشارکتی و ثبت میدانی انجام شد. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون براون و کلارک کدگذاری و تحلیل شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی مانند ایوان های روباز، ستون های چوبی، پله های بیرونی، سلسله مراتب فضایی و تزئینات نمادین سقانفارها نقش تعیین کننده ای در شکل گیری رفتار جمعی آیینی دارند. این عناصر با ایجاد قابلیت دید و دسترسی مشترک، سازمان دهی مسیرهای حرکتی و تداعی مفاهیم نمادین مذهبی به بازتولید معنا و تقویت حس هویت و تعلق جمعی در میان مشارکت کنندگان کمک می کنند. نتایج پژوهش می تواند در طراحی فضاهای آیینی معاصر با رویکرد بومی گرایانه و ارتقای کیفیت تجربه جمعی استفاده شود.
۱۰۳۵۱.

شیوه انتظام ساختارِ فضایی ورودی مساجد شیراز در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۸
فضاهای مذهبی به خصوص مساجد در دوره اسلامی از اهمیت بسزایی برخوردارند. فضاهای ورودی به عنوان اولین جزء می­توانند نشانگر مفاهیم و ارزشهای معماری آن فضا باشند، لذا ورودی ها به لحاظ داشتن نقش کالبدی، کارکردی و انتقال دهنده مفاهیم و معانی حایز اهمیت هستند. این دیدگاه که اعتقادات و ارزش­های حاکم بر جامعه، به بروز نوآوری­هایی در معماری منجرمی­شود، بیش از همه در نظام کالبدی و فضایی مساجد مجال بروز یافته است که یکی از مهمترین اجزا آنها ورودی می باشد. پرسش پژوهش حاضر چگونگی قرارگیری محل، شکل و مسیر ورودی­ها و چگونگی ارتباط ورودی­ها با مکان و موقعیت آن­ها است. این پژوهش درپی یافتن نحوه انتظام ورودی مساجد، براساس تفاوت­های کالبدی، مسیر و جهت ورودی در دوره قاجاریه در شهرشیراز می باشد. ورودی­ این مساجد در طول تاریخ دچار دگرگونی­های فراوانی شده است که با توجه به در دسترس نبودن اطلاعات، ملاک بررسی، وضعیت کنونی آن­هاست. روش تحقیق این پژوهش توصیفی_ تحلیلی است که به تحلیل فضاهای طراحی شده برای ورودی­ها مساجد قاجار شیراز پرداخته شده است. این مقاله ابتدا به مطالعه و بررسی شکل­گیری ورودی در این مساجد پرداخته و سپس با برداشت میدانی و استفاده از نقشه­های موجود، ورودی مساجد قاجار شیراز را از دیدگاه­های اجزای تشکیل دهنده، محور ورودی، نحوه ورود، تزیینات ورودی، تناسبات نما، تناسبات پلان، الگوی ورودی و محل قرارگیری ورودی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و در نهایت به دسته بندی ساختاری – فضایی آنها پرداخته است.
۱۰۳۵۲.

بررسی ترکیب بندی شاهنامه نگاری معاصر ایران بر اساس الگوی وضعیت های ایگو در روانشناسی T.A (مطالعه موردی برآثار همایش بین المللی شاهنامه نگاری 1387)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۱
در تاریخ نگارگری ایران، تصویرگری شاهنامه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بازخوانی شاهنامه نگاری از دریچه ی روانشناسی از سه منظر مولف، اثر هنری و مخاطب قابل تامل است. این مقاله شاهنامه نگاری را با تمرکز بر روانشناسی خودِ اثر هنری بررسی می کند. این پژوهش به بررسی ناخودآگاه فردی در شخصیت های آثار شاهنامه نگاری معاصر ایران با استفاده از نظریه ی تحلیل رفتار متقابل می پردازد. مسئله ی اصلی این پژوهش، تحلیل فرم و محتوای روانشناختی آثار همایش بین المللی شاهنامه نگاری سال 1387 بر اساس الگوی حالت های ایگو (Ego States) در روانشناسی T.A است. در این راستا، هشت نمونه از آثار این همایش تجزیه و تحلیل شده اند. هشت اثر انتخاب شده به صورت هدفمند و با تمرکز بر غنای محتوایی و برخورداری از لایه های معنایی و روان شناختی انتخاب شده اند. هدف از این مقاله دستیابی به رموز معنایی پنهان در شاهنامه نگاری معاصر ایران است. این پژوهش از لحاظ روش کیفی است و به شیوه ی توصیفیِ تحلیل محتوا انجام شده است. در جمع آوری اطلاعات این پژوهش از منابع کتابخانه ای بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهند که ترکیب بندی شخصیت های نگاره ها به عنوان کدهای بصری عمل کرده اند و بر کارکرد روانی و بار معنایی نگاره ها انجامیده اند. هم راستایی معنادار میان ساختار بصری و وضعیت های روانی شخصیت ها بر هماهنگی میان فرم و محتوا در شاهنامه نگاری های فوق دلالت دارد و از دستاوردهای مهم این تحلیل محسوب می شود. این پژوهش نشان می دهد که آثار روایی فوق، علاوه بر پیروی از ساختارهای داستانی، واجد زبانی تصویری هستند که بر اساس روابط قدرت و کنش های روانی طراحی شده اند. این فضای روان شناختی در نگارگری ها بازتابی از تعاملات روانی در ساختار این آثار است که در موقعیت مکانی شخصیت ها بازتاب یافته است. این پژوهش نتیجه می گیرد که شاهنامه نگاری های معاصر مفاهیم حالت های نفسانی T.A را از طریق ترکیب بندی به خوبی بازنمایی کرده اند. این پژوهش درک ما را از روانشناسی هنر غنی تر می سازد و بر پتانسیل روابط متقابل هنر و روانشناسی تأکید می کند.
۱۰۳۵۳.

ارزیابی عملکرد حرارتی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق پایدار در ساختمان های اقلیم سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش بررسی عملکرد حرارتی و کارایی انرژی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق حرارتی پایدار در ساختمان های واقع در اقلیم سرد است. آزمایش های انجام شده در حالت پایدار نشان دادند که میانگین ضریب رسانایی حرارتی این عایق حدود 046/0 وات بر مترکلوین (W/m·K ) است که با محدوده عملکرد عایق های طبیعی با کیفیت بالا مطابقت دارد. پایداری گرادیان حرارتی و تکرارپذیری نتایج، اعتبار روش آزمایش و یکنواختی انتقال حرارت در نمونه ها را تأیید کرد. در گام بعد، شبیه سازی عددی با استفاده از نرم افزار انرژی پلاس انجام شد تا تأثیر این ماده در کاهش مصرف انرژی ساختمان ارزیابی شود. نتایج مدل سازی نشان داد که استفاده از لایه ای با ضخامت ۱۲ سانتی متر از عایق پنبه ای در دیوار، منجر به کاهش میانگین ۳۴ تا ۳۵ درصدی کل مصرف انرژی سالانه نسبت به حالت بدون عایق می شود. بیشترین سهم صرفه جویی مربوط به انرژی گرمایش است که نشان دهنده ی عملکرد مطلوب این ماده در کاهش تلفات حرارتی در شرایط اقلیمی سرد، مانند شهر تبریز، است. بر اساس یافته ها، پارچه پنبه ای بازیافتی به دلیل ویژگی های فیزیکی مناسب، پایداری زیست محیطی، قیمت پایین و در دسترس بودن، می تواند به عنوان جایگزینی پایدار و اقتصادی برای عایق های مرسوم مطرح شود و در جهت بهینه سازی مصرف انرژی در بخش ساختمان نقشی مؤثر ایفا کند.
۱۰۳۵۴.

تبیین مؤلفه های رفتاری،کالبدی و مدیریتی بر ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری مبتنی بر رویکرد عامل محور در فضاهای پر جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
در طراحی ساختمان هایی با کاربرد های پیچیده و فضاهای پرشمار، طراحان به منظور تحقق ایمنی جمعیت در شرایط اضطراری، اغلب به استانداردهای موجود اکتفا می کنند. در همه این ضوابط، موضوع تخلیه کامل جمعیت در اولویت نخست قرار دارد. بااین حال، استانداردهای موجود الزاماً همسو با رفتار جمعیت های گوناگون، تعاملاتشان با محیط کالبدی، راهبرد مدیریت تخلیه کارآمد و برهم کنش چنین موضوعاتی نیست. در این راستا پرسش هایی از این دست مطرح می شود که آیا رفتارهای ناشی از وابستگی های خانوادگی و یا مانند آن، بر مدت زمان تخلیه تأثیرگذار است؟ هراس و وحشت زدگی زائران به چه میزان بر مدت زمان تخلیه کامل در شرایط اضطراری مؤثر خواهد بود؟ تخلیه مرحله ای جمعیت، چه میزان بر مدت زمان تخلیه اضطراری تأثیرگذار است؟ هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری و فراهم ساختن شبیه سازی های آینده نگر از فرایند تخلیه اضطراری جمعیت، به منظور تصمیم سازی مدیران می باشد. روش تحقیق حاضر، به لحاظ ماهیت، کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی و نتایج آن، تبیینی است. در این مقاله، با بهره گیری از رویکرد عامل محور جهت شبیه سازی خروج اضطراری جمعیت، بر اساس سناریوهای محتمل؛ اقدام به ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر مدت زمان تخلیه اضطراری جمعیت در شرایط اضطراری شده است. این تحقیق در سه حوزه ی انسانی، کالبدی، مدیریتی و با متغیرهای خویشاوندی (وابستگی)، هراس (وحشت)، تخلیه ی مرحله ای جمعیت، تاثیر افزایش چگالی جمعیت، تعریض درگاه ها و همسوسازی پله های برقی مخالف، بیانگر آن بوده است که تمام مؤلفه ها، بر مدت زمان تخلیه کامل جمعیت مؤثرند. مشاهده شد که با شناسایی مؤلفه های مؤثر و محتمل و مدیریت آگاهانه آن ها، امکان کاهش مدت زمان تخلیه و درنتیجه کاهش آسیب ها و تلفات انسانی در شرایط اضطراری وجود دارد.
۱۰۳۵۵.

راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
تحولات اخیر و سرعت ساخت وساز در شهرها و متعاقب آن نابسامانی در سیمای فضاهای شهری مبین ضعف ها و چالش هایی در سطوح مختلف است که نگاه موشکافانه تری به مسئله نمای شهری را می طلبد و کلیه ساختمان ها را در برمی گیرد ولی ساختمان های مسکونی بیشترین عناصر و تأثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به راهکارهای ارتقاء کیفیت نمای بناهای مسکونی شهر تهران و با توجه به تجربه شکل گیری کمیته های نما در یک دهه ی اخیر، به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که کنشگران و مؤلفه های مؤثر بر شکل گیری نماهای ساختمانی چگونه است؟ چالش های مرتبط با نمای بناهای مسکونی و انتظارات مترتب آن چیست؟ فرایند مطلوب در خصوص ارتقاء نمای بناهای مسکونی چگونه است؟ برای پاسخگویی به پرسش های مذکور، از روش شناسی کیفی و راهبرد تحلیل محتوا از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با افراد تأثیرگذار استفاده شده است. راهکارهای ارتقاء کیفیت نما شامل یک ساختار سلسله مراتبی و مجموعه ای از عناصر تعریف شده ضمن درک ابعاد مختلف همه مداخله کنندگان و سازمانهای ذی نفع در شهر می باشد و بر روی دیدگاه گسترده ای از معیارها تمرکز می شود. بنابر نتایج پژوهش،کنشگران مؤثر با توجه به سطح تاثیرگذاری و عملکردی در دو دسته ی مدیریت شهری(تصمیم گیری، تصمیم سازی و اجرایی) و ذی نفعان فراگیر(زمین، طراحی، ساخت و ساز، عمومی) دسته بندی شدند. عوامل مؤثر بر نمای ساختمانهای مسکونی به ترتیب اهمیت شامل « اسنادی»، « مدیریتی و حقوقی»، « اجتماعی»، « طراحی(طراحان) »، « فناوری »، « نظری »، « اقتصادی» و «اجرایی» می باشد و می تواند در برنامه ریزی، طراحی، مدیریت و تصمیم گیری و ارزیابی کیفیت نمای بناهای مسکونی موردتوجه قرار گیرد.
۱۰۳۵۶.

بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با الهام از نقش مایه های منسوجات ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
بیان مساله: هویت ملی در فضای شهری از طریق نمادها و عناصر هنری بازنمایی می شود و یکی از عرصه های مهم برای تحقق این هدف، طراحی مبلمان شهری است. مبلمان شهری به عنوان یکی از عناصر ملموس و در تماس با شهروندان ظرفیت بالایی برای القای ارزش های فرهنگی و تاریخی جامعه دارد. بازنمایی شاخصه های فرهنگی و تاریخی یک جامعه در قالب فرم، رنگ، نقش مایه نه تنها به افزایش زیبایی فضاهای عمومی کمک می کند بلکه حس تعلق به تاریخ فرهنگی را در میان شهروندان تقویت می سازد. با توجه به هجوم تصاویر و نمادهای غربی بیگانه، شناخت مولفه های هویتی در جامعه امری ضروری به حساب می آید. پژوهش حاضر به بررسی چگونگی بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری با ایده از نقش مایه های منسوجات ساسانی می پردازد. هدف: هدف پژوهش، شناسایی نقش مایه های منسوجات ساسانی از منظر بصری و بررسی ظرفیت آن ها برای انطباق با فرم و عملکرد در مبلمان شهری و بهره برداری از نقش مایه ها در راستای اثربخشی فرآیندهای تقویت حس تعلق فرهنگی و بازنمایی هویت ملی در فضاهای شهری است. هدف پژوهش کاربردی و تبیین ویژگی های بصری نقش مایه های منسوجات ساسانی و بازنمایی هویت ملی در طراحی مبلمان شهری است. روش: روش پژوهش به صورت کیفی و تحلیلی توصیفی است و با رویکرد تحلیل محتوای بصری نقوش منسوجات ساسانی صورت گرفته است همچنین پژوهش از نظر هدف کاربردی است و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد تصویری گرداوری شده است. یافته ها: با تحلیل محتوای بصری نقش مایه ها ظرفیت بازنمایی هویت ملی و قابلیت ترجمه به زبان طراحی معاصر در قالب فرم های ساده شده و هندسی ارائه شد. مولفه های فرم و عملکرد می توانند منجر به نشانه ای از شکل گیری هویت ملی در فضای شهری باشند و هنگامی که نقش مایه ها با الزامات عملکردی مبلمان شهری هماهنگ شوند طراحی آن ها در در دوره معاصر کارامد می شود. نتیجه گیری: استفاده آگاهانه از نقش مایه های ساسانی و ایجاد هماهنگی با فرم و عملکرد حس تعلق فرهنگی، ارتقای زیبایی محیط و بازسازی حافظه تاریخی شهروندان را موجب می شود .نقش مایه های ساسانی به دلیل ادغام زیبایی شناسی بصری، غنای معنایی، قابلیت بالایی در طراحی معاصر دارند.
۱۰۳۵۷.

فضای عمومی در سنت های برنامه ریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۱
فضاهای عمومی نقش بسزایی در حیات شهرها داشته و در دستیابی شهرها به کیفیت زیست مناسب و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مؤثرند. برنامه ریزی فضاهای عمومی در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فرهنگی و باتوجه به سنت برنامه ریزی متفاوت است. چگونگی تاثیر سنت های برنامه ریزی بر فضاهای عمومی، سوال پژوهش است که درک آن از حلقه اتصال دو مفهوم فوق میسر است. "منافع عمومی" که مورد توجه همه سنت های برنامه ریزی بوده و با موضوع فضای عمومی همپوشانی دارد، نقطه اتصال دو مفهوم فوق است. پژوهش با تحلیلی نظری به معیارهای فضای عمومی و مطالعه سنت های برنامه ریزی پرداخته و با استفاده از ماتریسی تقاطعی، سنت های برنامه ریزی را در ارتباط با فضای عمومی مقایسه می کند. این معیارها عبارتند از نقش دولت، عرصه عمومی، پویایی، تکثر، اهداف اجتماعی و مشارکت. تفاوت ها، ظرفیت ها و محدودیت های سنت های برنامه ریزی، بکارگیری رویکردهای متفاوتی را (عدم کفایت هیچ کدام از رویکردها به تنهایی) برای رسیدن به اهداف اجتماعی می طلبد که با توجه به شرایط و زمینه ساختاری تعیین می شود. فضای عمومی با داشتن ویژگی های چندوجهی، بستر تعاملات اجتماعی و تنوع و تکثر منافع، ارتباط بیشتری با سنت های برنامه ریزی مشارکتی دارد که به اهداف غیرکالبدی و اجتماعی می پردازند. سنت های برنامه ریزی با رویکردهای مشارکتی به گروه های متنوع و اهداف متکثر توجه داشته و شیوه های ارتباطی و مشارکتی را در فرایندهای برنامه ریزی به کار می گیرند. برنامه ریزی شهری در ایران نیازمند تغییر رویکرد به روش های مشارکتی است که در آنها تنوع و پویایی زندگی شهری در فضای عمومی مورد تاکید است.
۱۰۳۵۸.

ارزیابی تطبیقی ضرباهنگ های زندگی همگانی در میدان لستر و میدان تایمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: در مطالعات مربوط به محتوای اجتماعی عرصه های عمومی، دو بینش متفاوت مطرح است: نخست، رویکردی که بر شباهت الگوهای رفتاری تکرارشونده میدان ها تأکید دارد و دوم، رویکردی که با تمرکز بر پیچیدگی و بی نظمی زندگی همگانی، الگوهای رفتاری را غیرتکراری و وابسته به زمینه تلقی می کند. هدف پژوهش: این پژوهش با تلفیق دو دیدگاه فوق الذکر از یک سو در پی آن است مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های عام زندگی همگانی (الگوهای رفتاری عام) را شناسایی و آن ها را در دو فضای عمومی نمادین -میدان لستر و میدان تایمز- بررسی کند و ازسوی دیگر، تفاوت ها در کیفیت تحقق برخی از الگوهای کلیدی فعالیت در این فضاها را تحلیل کند. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی با رویکرد تطبیقی است. بدین معنا که ابتدا به صورت توصیفی، مؤلفه ها و عوامل مؤثر در ضرباهنگ های زندگی همگانی استخراج شدند و سپس با رویکرد تطبیقی، دو میدان لستر و تایمز ارزیابی و مقایسه شدند. دراین راستا، داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای-اسنادی و آرشیو تصاویر آژانس های فیلم و عکس گردآوری شدند؛ در مرحله تحلیل، در چارچوب روش های کیفی، از تکنیک های ردگیری در عکس و فیلم، کدگذاری براساس نوع و مکان وقوع فعالیت ها و تبدیل به نقشه کردن ازطریق شناسایی الگوهای رفتاری تکرارشونده توسط شمارش بسامد فعالیت ها، استفاده شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که هر دو میدان، تاحدی با ویژگی های عرصه های عمومی حضورپذیر، سرزنده و سورانگیز هم خوانی دارند؛ بااین حال، کیفیت بروز این ویژگی ها متفاوت است. میدان لِستر در بُعد سورانگیزی، به واسطه اجراهای هنری خیابانی خودانگیخته، ضرباهنگ هایی پویا و متنوع دارد؛ درحالی که اجراهای هنری خیابانی در میدان تایمز عمدتاً ماهیتی برنامه ریزی شده دارند که نشان دهنده ضرباهنگ هایی محدودتر و تحت کنترل تر در تجربه سورانگیزی آن است.
۱۰۳۵۹.

بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر حوزه پیرامونی (نمونه موردی: مجتمع تجاری برج تجارت قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۹
اثرات شهرسازی مدرن بر نیازهای شهروندان، ساختار شهرنشینی و درنهایت فضای شهری به وضوح قابل مشاهده است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود منجر به ایجاد مراکز تجاری گردید. کاربری تجاری، یک عامل اثرگذار در عرصه شکل دهی به شهرها است. بشر برای رفع کالاهای موردنیاز خود به خصوص در شهرها منجر به ایجاد مراکز خرده فروشی و مغازه ها گردید. . در ایران در دهه 70 شمسی مراکز خرید شکل گرفتند و به دنبال آن در درهه 90 شمسی نسل جدیدی از مراکز خرید به نام مگامال ها ظهور کردند که تأثیراتی بر روی کاربری ها و تغییراتی بر وضعیت ترافیکی محلات پیرامونی خود داشتند. بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر آن است که تأثیرات احداث و فعالیت مراکز تجاری بزرگ مقیاس در ابعاد مختلف بر محیط پیرامون و ساکنین آن چیست؟ هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مجتمع های تجاری بزرگ مقیاس بر روی نظام کاربری و دسترسی حوزه پیرامونی است که با مطالعه موردی مجتمع تجاری برج تجارت قزوین انجام شده است. پژوهش از نوع کمی-کیفی و از طریق جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی و آزمون فرضیات از طریق پرسشنامه است. براساس فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر براورد گردید و در سه محله اطراف (عدل- میرعماد و نادری) توزیع گردید. پایایی کلی پرسشنامه 9/0 به دست آمد. معیارها و شاخص های پژوهش به صورت کتابخانه ای در چهار بعد اجتماعی_فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی طبقه بندی و در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد شاخصی که بیش ترین تأثیر را بر روی محلات اطراف داشته است، شاخص محیطی_آسایش (تأثیر بر وضعیت ترافیک محلات اطراف) بوده است و شاخصی که کم ترین تأثیر را بر محلات اطراف داشته است، شاخص اقتصادی_کارایی (تأثیر بر اشتغال ساکنین محلات اطراف بوده است. همچنین بیش ترین تأثیر منفی که این مجتمع بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص محیطی_سلامتی (تأثیر بر آلودگی صوتی محلات اطراف) و بیش ترین تأثیر مثبتی که بر روی محلات اطراف خود داشته است در شاخص کالبدی_سازگاری (تأثیر بر مهم شدن بلوارهای میرعماد- نادری و عدل) است. این پژوهش درواقع بستری برای شناسایی این آثار و پیامدها فراهم نمود که درنهایت برای کاهش تأثیرات منفی و افزایش و تقویت تأثیرات مثبت پیشنهاد هایی در چهار بخش اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، محیطی و کالبدی ارائه شده است.
۱۰۳۶۰.

ارزیابی روند تغییرات شبکه اکولوژیک در محدوده موردمطالعه در استان مازندران به منظور حفاظت از اراضی روستا- شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
در دهه های اخیر، گسترش فعالیت های انسانی و شتاب زدگی توسعه شهری موجب تغییرات گسترده در بسترهای طبیعی و کاهش یکپارچگی اکولوژیکی شده است. ازاین رو، رویکرد اکولوژی چشم انداز که بر شناخت الگوهای فضایی، تحلیل روابط میان عناصر و ارزیابی وضعیت موجود تأکید دارد، به ابزاری مهم برای سنجش تحولات محیطی تبدیل شده است. بااین حال، در مطالعات داخلی، به ویژه در مقیاس های منطقه ای و در مطالعه موردی، ارزیابی جامع و دقیقی از تغییرات شبکه اکولوژیکی در گذر زمان انجام نشده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان های مازندران، به تحلیل تحول عناصر چشم انداز و ارزیابی پیوستگی آن ها در سال های 1999، 2006 و 2016 پرداخته است. در این مطالعه، داده های سنجش از راه دور و شاخص های ساختاری چشم انداز1 شامل اندازه بزرگ ترین لکه اکولوژیکی2 (LPI)، تعداد لکه ها3(NP) و سطح پراکندگی لکه ها4 (FR) با بهره گیری از نرم افزار Fragstats پردازش شده اند تا تصویری دقیق از تغییرات فضایی شبکه اکولوژیکی ارائه شود. نتایج نشان می دهد که توسعه شهری موجب افزایش ریزدانگی لکه ها، کاهش معنی دار یکپارچگی فضایی و تخریب عملکردی شبکه اکولوژیکی شده است، روندی که کاهش تاب آوری و اختلال در تعادل اکولوژیکی منطقه را نمایان می کند. تداوم این وضعیت و فقدان سیاست های کنترلی مبتنی بر اصول اکولوژیکی، می تواند در آینده تهدیدی جدی برای پایداری منطقه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان