ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۰٬۴۴۵ مورد.
۳۰۱.

جستاری بر سیر تحول سازمان فضایی شهر تاریخی شوشتر(از ورود اسلام تا پیش از دوره صفویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۹
بیان مسئله: شهر تار یخی شوشتر، پیش از دوره اسلامی تحت تأثیر آب شکل گرفته است و رودخانه به عنوان بستر طبیعی بر تکوین ارزش های مذهبی، اقتصاد، سیاست، نیازها و فعالیت های زیستی تأثیرگذار بوده اما این شهر متأثر از ورود اسلام و آیین های دینی-مذهبی دستخوش تغییراتی شده است. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی اثرگذاری عنصر طبیعی آب و رودخانه، عناصر انسان ساخت شهری، فعالیت های انسانی مانند کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آب در پیوند با تاریخ بر سازمان فضایی این شهر است. هدف پژوهش: هدف پژوهش، بررسی عوامل و مؤلفه های سازنده سازمان فضایی شهر از ورود اسلام تا پیش از دوره صفویه است تا تصویری از سازمان و نظم درونی آن به دست آید. روش پژوهش: این پژوهش، با روش تاریخی- تفسیری و تکیه بر مطالعه اسناد، مدارک و مستندات تاریخی، به جست وجو در حوادث، اتفاقات و شرایط اثرگذار در شوشتر دوره اسلامی تا پیش از عهد صفویه پرداخته و با روایت و تفسیر تاریخ، سازمان فضایی این دوره تاریخی را به تصویر کشیده است. سپس، به شیوه مصاحبه با صاحب نظران این حوزه، یافته ها و مشاهدات میدانی را راست آزمایی کرده است. نتیجه گیری: جمع بندی پژوهش نشان می دهد، آب همچنان عامل محدودکننده، شکل دهنده و تقویت کننده سازمان فضایی شهر است. برخلاف شهر پیش از دوره اسلامی که ارزش های مذهبی و عقاید سبب گسست در بخش مردم نشین شد، در دوره اسلامی اگر چه مسجد جامع ابتداً با فاصله از بخش مردم نشین قرار گرفت اما به مرور زمان یکپاچگی به همراه داشت و نه تنها بخش مردم نشین بلکه مرکز اقتصادی شهر نیز از هسته نیایشی- مذهبی تبعیت کرد. این شهر به دلیل حاکم نشینی و توجه نظام سیاسی- حکومتی و اولویت یافتن ارزش های دینی تحت تأثیر بستر طبیعی، نیازها و فعالیت های زیستی متفاوتی با دوره پیش از اسلام را تجربه می کند.
۳۰۲.

ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر با کاربست هوش مصنوعی: بررسی موردی فضاهای شهری مجموعه زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۱
ادراک بصری، نقش محوری در تجربه و رفتار افراد در فضای شهری ایفاء می کند. کاربست چارچوب های ترکیبی که برداشت های میدانی حسی را با ابزارهای محاسباتی پیوند دهد، سبب ارائه راهکارهای هدفمند طراحی شهری می شود. پژوهش حاضر با هدف توسعه و آزمون چارچوبی برای «ارزیابی ادراک بصری در چارچوب شهر حس پذیر» و استخراج شاخص هایی جهت سنجش تجربه بصری افراد در فضاهای شهری؛ ارزیابی بصری و عملکردی فضاهای مجموعه زندیه شیراز به عنوان مطالعه موردی و بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در سنجش و هدایت مداخلات طراحی شهری است. پژوهش از نوع ترکیبی کیفی و کمی است و داده ها از طریق برداشت میدانی و حس گردی، ابزارهای هوش مصنوعی و پردازش تصویری و مصاحبه های عمیق گردآوری شده اند. برای تحلیل کمی از پردازش تصویر و استخراج ویژگی های بصری با استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی و پردازش تصویر با استفاده از کد پایتون و روش های آماری برای مقایسه نواحی (A–E) بهره گرفته شده است. در مصاحبه های عمیق صورت گرفته (۳۳ مصاحبه شونده) داده ها به وسیله کد صوت به متن، به صورت نوشتار درآمد و سپس با نرم افزار اطلس تی آی، گروه بندی و کدگذاری و برای ارزیابی، تبیین معنا و اولویت های شهروندان تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که نواحی مطالعه شده در کیفیت ادراک بصری تفاوت معناداری دارند که در ارتباط مستقیم با مؤلفه های برآوردشدهاند. کاربرد الگوریتم های پردازش تصویر قادر به استخراج شاخص های ساختاری و مکانمند شد و تلفیق آن با برداشت های میدانی و نتایج حاصل از مصاحبه های عمیق، دقت تحلیل را افزایش داد. براین اساس، مداخلات طراحی پیشنهادی برای ارتقای تجربه بینایی در فضاهای تاریخی پیشنهاد شد.
۳۰۳.

نقش مایه بال شاهین در سوزن دوزی ایل سنگسر: بازخوانی مضامین اعتقادی و لایه های معناییِ پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۴
هنر شماره دوزی از انواع سوزن دوزی به شمار آمده و در ایل سنگسر برای تزئین لباس های سنتی، مکنه، سراگیره، روبالشی، رومیزی و... اغلب منسوجات جهاز عروس انجام می شود. بسیاری از نقوشِ این هنر که اغلب برگرفته از آیین ها و باورهای سنتی می باشند، دیرزمانی است که از منظر فرم و معنی رو به فراموشی گذاشته اند. با توجه به اینکه پژوهش های معاصر در خصوص معنی این نقش مایه های کهن می تواند به عمر آنها افزوده و به رونقشان کمک نماید، پژوهش حاضر در پی آن است تا نقش بال شاهین در سوزن دوزی ایل سنگسر را مورد تجزیه وتحلیل آیکونولوژیک قرار دهد. بدین ترتیب سؤال اصلی عبارت است از: در پس نقش بال شاهین در سوزن دوزی ایل سنگسر چه مضامین کلامی و روایی وجود دارد و چگونه می توان آنها را بر بستر باورهای اعتقادی مردمان سنگسر معنی کرد؟ همراهی این موتیف با موتیف های دیگر در پی القای چه مفاهیمی است؟ تحقیق بنیادی حاضر به منظور نیل به این هدف، از روش تحلیل لایه های معنایی پانوفسکی بهره برده، به گردآوری داده ها از طریق شیوه کتابخانه ای پرداخته و سپس به کمک روش توصیفی-تحلیلی اجزای تشکیل دهنده موتیف بال شاهین را مورد تحلیل قرار داده است. بنا بر نتیجه، این نقش مایه در لایه اول معنایی پانوفسکی یا شناخت ابتدایی و توصیفی، به صورت ترکیبی از فرم های هندسی و ارگانیک با رنگ های درخشان شناسایی می شود و یادآور نقشی گیاهی شامل یک گل مرکزی با برگ هایی کناری است؛ در لایه دوم معنایی پانوفسکی/ شناخت قراردادی و روایی، این نقش یادآور بال شاهین/فروهر/ خورشید بالدار؛ و در لایه سوم معنایی یا تفسیر ژرف معنایی و فلسفی، به عنوان نقشی که ریشه در باورهای دینی مردمان سنگسر دارد، نهایتاً برای کسی که آن را به همراهش داشته باشد، مفهوم جاودانگی و محافظت از نیروی شر را دارد.
۳۰۴.

تحلیل تطبیقی نقش زیرساخت های آبی سنتی در توسعۀ مکان محور (موردپژوهی: قمش دزفول و مادی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
آب، به عنوان اساسی ترین نیاز بشری و عنصر حیاتی زندگی، همواره نخستین دغدغه انسان در ایجاد سکونتگاه های دائم یا موقت بوده است. شبکه های آبرسانی نیز از نخستین زیرساخت های شهری محسوب می شوند که نقشی اساسی در انتقال حیات به محیط های انسانی ایفا کرده اند. زیرساخت های آبی سنتی در شهرهای تاریخی ایران، فراتر از نقش عملکردی در تأمین آب، در شکل دهی به ساختار فضایی، تقویت هویت مکانی و تسهیل تعاملات اجتماعی مؤثر بوده اند. با این حال، در جریان تحولات کالبدی معاصر و گسست از بسترهای بومی، نقش این نظام ها به حاشیه رفته است. این پژوهش با تمرکز بر بازشناسی ظرفیت های کالبدی، کارکردی و معنایی زیرساخت های آبی سنتی، به بررسی جایگاه این زیرساخت ها به عنوان عناصر هویت بخش در سازمان فضایی شهر پرداخته و از طریق تحلیل تطبیقی دو نمونه برجسته، قمش های دزفول و مادی های اصفهان، تلاش دارد اهمیت آن ها را تقویت توسعه مکان محور شهری تبیین نماید. رویکرد این نوشتار کیفی بوده، پژوهش از طریق تحلیل مضمون داده های میدانی و اسنادی، سه بُعد کالبدی، کارکردی و معنایی را بررسی کرده و یک مدل مفهومی برای تبیین پیوند میان زیرساخت های بومی و توسعه شهری ارائه می دهد. نمونه های مورد مطالعه شامل قمش های زیرزمینی دزفول و مادی های سطحی اصفهان است که در چهار مرحله شامل استخراج مؤلفه های نظری، تحلیل منابع تاریخی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان و متخصصان و مشاهدات میدانی مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته اند. در این راستا، یافته ها نشان می دهد که علیرغم تفاوت های کالبدی ناشی از شرایط اقلیمی، هر دو نظام زیرساختی به عنوان ساختارهایی چندمنظوره در سازمان یابی فضا، تولید معنا و حافظه جمعی نقش آفرین بوده اند. پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بازآفرینی خلاقانه این زیرساخت ها می تواند نه تنها در تاب آوری اقلیمی و مدیریت پایدار منابع آب مؤثر باشد، بلکه بستر مناسبی برای تقویت حس مکان، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار شهری فراهم آورد.
۳۰۵.

مقایسه تطبیقی ابعاد هویت مکانی در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور (مطالعه موردی: توسعه های مسکونی منطقه قاسم آباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۷
«هویت مکانی» جزئی از هویت شخصی است که با فرایندی که در آن افراد، ازطریق تعامل با مکان، خود را متعلق به مکانی مشخص معرفی و توصیف می کنند، تعریف می شود. در چند دهه اخیر، با گسترش مجتمع های مسکونی محصور در مناطق مختلف جهان، پژوهشگران متعددی تلاش کرده اند ماهیت و ابعاد مختلف این گونه از مسکن را شناسایی و تأثیرات آن را بر کاربران ارزیابی کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی ابعاد مختلف هویت مکانی در مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور، با پیکره بندی خطی، در منطقه قاسم آباد شهر مشهد طرح شده است. روش پژوهش حاضر، در بخش مبانی نظری، ادبیات پژوهی با رویکرد تحلیل مفهومی و در بخش مطالعه میدانی، روش کمّی با راهبرد پیمایش و تحلیل همبستگی است. بر این اساس، داده های آماری نمونه ای شامل 240 نفر از جامعه آماری ساکنان مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور منطقه قاسم آباد، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گیری تصادفی خوشه ای، گردآوری و با روش آزمون تی مستقل و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده تفاوت معنی دار ابعاد چهارگانه هویت مکانی (ابعاد شناختی، عاطفی، ارزیابانه و رفتاری) در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور است. این درحالی است که مقایسه درون گروهی دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور، تفاوت معناداری را در ابعاد مختلف هویت مکانی نشان نمی دهد. به عنوان نتیجه نهاییِ پژوهش حاضر می توان گفت که با توجه به ضعیف تر بودن همه ابعاد هویت مکانی در نمونه های مسکن محصور، محصور کردن مجتمع ها در محدوده مورد مطالعه موجب کاهش احساس هویت مکانی ساکنان این مجتمع ها شده است.
۳۰۶.

مرور دامنه ای بر مطالعات دلبستگی به مکان با تأکید بر رابطه آن با حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۷۰
مفاهیم حس مکان و دلبستگی به مکان به عنوان هسته مطالعاتِ پیوند عاطفی انسان با محیط اهمیت زیادی دارند. بااین حال، در ادبیات پژوهشی، ابهام مفهومی و تداخل معنایی گسترده ای میان این دو اصطلاح وجود دارد، به نحوی که غالباً به جای یکدیگر و بدون تبیین مرزهای نظری دقیق به کار برده می شوند. این سردرگمی، دقت روش شناختی و توسعه نظری در این حوزه را با چالش مواجه ساخته است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به یک چهارچوب تحلیلی شفاف از طریق مرور نظام مند است تا تفاوت ها، شباهت ها و روندهای مطالعاتی این دو مفهوم کلیدی را مشخص کند و با رفع ابهام موجود، به استحکام مبانی نظری تحقیقات آینده کمک کند. پژوهش حاضر، از رویکرد مرور دامنه ای با استفاده از استانداردهای پریزما بهره می برد. با جست وجو در پایگاه های علمی و ارزیابی کیفیت، از مجموع ۵۰۰ مقاله اولیه، تعداد ۳۶ مقاله مرتبط با تمایز مفهومی انتخاب و سپس تحت تحلیل محتوای کیفی عمیق قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که این دو مفهوم علاوه بر همپوشانی، دارای تفاوت های ماهوی هستند: «حس مکان» سازه ای انتزاعی، پدیدارشناسانه و فاقد ابزار سنجش مستقیم و جهانی است. در مقابل، «دلبستگی به مکان» عینی تر، ملموس تر و دارای تعاریف ثابت تر و ابزارهای اندازه گیری شفاف تری است. این تمایزها توضیح می دهد که چرا «دلبستگی به مکان» از سال ۲۰۱۶ توجه علمی بیشتری را به خود جلب کرده و در تحقیقات تجربی محبوبیت بیشتری یافته است. نتیجه گیری (بازنگری ساختاری) این مرور بر ضرورت استفاده دقیق از اصطلاحات بر اساس تفاوت های آن ها در ابعاد ذهنی در برابر عینی، قابلیت اندازه گیری و زمانمندی شکل گیری تأکید می کند. ارائه این چهارچوب مفهومی شفاف، راهنمای روش شناختی ارزشمندی برای پژوهشگران فراهم آورده و به جلوگیری از نتایج متناقض و تقویت بنیان های تئوری در مطالعات پیوند انسان و مکان یاری می رساند.
۳۰۷.

تأثیر عوامل کالبدی برسرزندگی فضای عمومی در بازار قیصریه: مطالعه ای با رویکرد لاندری در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۸۷
سرزندگی شهری یکی از شاخص های کلیدی کیفیت فضاهای عمومی است که نقش مهمی در تجربه و رضایت شهروندان دارد. بااین حال، در بسیاری از بازارهای سنتی، عوامل کالبدی مؤثر بر سرزندگی به طور نظام مند شناسایی نشده و این امر خلأی پژوهشی ایجاد کرده است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و رتبه بندی این عوامل در بازار قیصریه اصفهان بر اساس رویکرد لاندری است. روش پژوهش کمی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه مبتنی بر مقیاس لیکرت گردآوری شد. پرسشنامه میان شهروندان و بازدیدکنندگان توزیع و نتایج با نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که شاخص های «خوانایی» و «امنیت» بیشترین نقش را در ارتقای سرزندگی بازار دارند. خوانایی شامل وضوح طراحی، دسترسی پذیری و قابلیت جهت یابی و امنیت مبتنی بر نظارت اجتماعی و احساس ایمنی محیطی است. نتیجه گیری آن است که تقویت این دو عامل می تواند به طور معنادار پویایی و جذابیت بازارهای سنتی را افزایش داده و سرزندگی شهری را ارتقا بخشد.
۳۰۸.

خوانش منظرین بازارهای شهری در پیوند با رودخانه ها (نمونه موردی شهر دزفول و شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
 در شهرهای رودخانه ای، فضاهای شهری مانند بازارها اغلب از نقش کالبدی و اقتصادی خود فراتر می روند و به مکان های معناداری تبدیل می شوند که تحت تأثیر محیط طبیعی و تجربیات زیسته کاربران شکل گرفته اند. بااین حال، سازوکارهای خاصی که از طریق آنها رودخانه ها بر ابعاد فضایی، عملکردی و معنایی بازارها تأثیر می گذارند و پیامدهای آن بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، هنوز به طور کامل بررسی نشده اند. این مطالعه با هدف تحلیل ویژگی های مکان محور بازارهای دزفول و شوش، که در مجاورت رودخانه های دز و شاوور قرار دارند، انجام شده است تا چگونگی تعامل این بازارها با رودخانه ها و نقش آن در شکل دهی به هویت اجتماعی-فرهنگی و فضایی آن ها را بررسی کند. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، این پژوهش مشاهدات میدانی، اسناد تاریخی و داده های جغرافیایی را تلفیق کرده است تا عوامل فضایی، عملکردی و معنایی بازارها را شناسایی کند. تحلیل انجام شده بر رابطه این بازارها با رودخانه ها و نقش آنها در شکل دهی به پویایی اجتماعی و معانی فرهنگی تمرکز دارد. یافته ها نشان می دهد که در دزفول، بازار با ساختار تاریخی و معماری بومی خود به فضایی پویا با کارکردهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده که پیوندی عمیق با رودخانه دز دارد. در شوش، مجاورت بازار با رودخانه شاوور و آرامگاه دانیال نبی به آن هویتی مذهبی-تجاری بخشیده و نقش آن را فراتر از یک فضای خرید صرف در بافت شهری ارتقا داده است. در هر دو شهر، رودخانه ها نه به عنوان عناصر طبیعی صرف، بلکه به عنوان عوامل فعال در فرایند معنا آفرینی، شکل دهی به تجربه فضایی و تثبیت هویت بازارها عمل کرده اند. این مطالعه بر اهمیت درک بازار به عنوان یک «مکان» تأکید می کند؛ فضایی مملو از سرزندگی اجتماعی و هویت فرهنگی که از طریق پیوند با رودخانه، نقش حیاتی در اتصال مردم به شهر ایفا می کند.
۳۰۹.

توسعه و منظر راه (نقش توسعه بر تغییرات منظر راه، مورد مطالعه: شهر نطنز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
راه ها به عنوان یکی از عناصر اصلی ساختار منظر شهری، نقشی بنیادین در ادراک فضا، هویت شهری و کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با این حال، توسعه های معاصر شهری در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله نطنز، اغلب با نادیده گرفتن رویکرد کل نگر، منجر به تغییرات کالبدی و معنایی قابل توجهی در ساختار شهر شده اند. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر اقدامات توسعه ای راه ها بر منظر شهر نطنز، بر اساس سه مقیاس کلان (شبکه راه های بین شهری)، میانی (خیابان ها و محورهای اصلی) و خُرد (کوچه ها و مسیرهای محلی) انجام شده است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی است و با اتکا به مطالعات اسنادی، تحلیل تطبیقی متون و مشاهده میدانی، تغییرات منظرین شهر در گذر زمان بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که طرح های توسعه ای اخیر در نطنز، به ویژه احداث بلوارهای عریض و تعریض معابر، سبب گسست در پیوند تاریخی و فرهنگی شهر با شبکه راه های سنتی شده و از انسجام فضایی، هویت تاریخی و مفهوم باغشهری کاسته است. در سطح خُرد نیز، کوچه ها و مسیرهای ارگانیک تاریخی جای خود را به الگوهای هندسی و یکنواخت داده اند که موجب کاهش خوانایی، حس مکان و تعاملات اجتماعی گردیده است. در مجموع، نتایج حاکی از آن است که توسعه راه ها در نطنز، به رغم تسهیل جابه جایی، به گسست های کالبدی، بصری و ادراکی منجر شده است. پژوهش تأکید می کند که حفظ منظر راه ها به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و هویت شهر، مستلزم نهادینه کردن رویکردی کل نگر در برنامه ریزی و طراحی شهری است.
۳۱۰.

مراکز تولید صندوق های چوبی مقابر ایران در دوره ی صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۹
تولیدات چوبی در ایرانِ دوران اسلامی از جمله آثار شاخص و شناخته شده ای محسوب می شوند که همچنان ابهامات بسیاری در مورد آن ها وجود دارد. در ارتباط با شاخصه ها و ویژگی های تزئینی این آثار اطلاعات قابل توجهی منتشر شده، اما در زمینه مراکز تولید آن ها، شناخت کم تری وجود دارد. همین امر بیان گر ضرورت انجام پژوهشی علمی با هدف شناخت مراکز تولید آثار چوبی ایران در دوران اسلامی است. نظر به گستردگی موضوع، برای انجام این پژوهش صرفاً دوره ی صفوی مد نظر قرار گرفت و در این دوره نیز تنها صندوق های چوبی مقابر مورد مطالعه قرار گرفتند. مهم ترین پرسش های پژوهش حاضر متمرکز بر این هستند که چه مرکز یا مراکزی در زمینه تولید صندوق های چوبی مقابر در طول دوره ی صفوی نقش داشتند؟ و این که هنرمندان مرتبط با تولید این آثار، بیش تر در سطح محلی مشغول به فعالیت بوده اند یا مناطق دیگر را نیز پوشش می دادند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و شیوه گردآوری اطلاعات در آن بر پایه مطالعات کتابخانه ای و تا حدودی میدانی، انجام گرفته است. در نتیجه این پژوهش تعداد 49 صندوق چوبی متعلق به برخی ابنیه آرامگاهی مورد شناسایی قرار گرفتند که روی آن ها اسامی هنرمندان نجار همراه با ذکر نام برخی از شهرها یا مناطق، نگاشته شده بود. بر همین اساس، اسامی مراکز متعددی همچون اصفهان، لواسان، لاهیجان، ساری، کاسوا و خوانسار، شناسایی شدند که در این مناطق و طی این دوره به تولید چنین آثاری مشغول بودند. در این میان هنرمندان برخی شهرها همچون اصفهان، شناخته شده تر بوده و تولیدات آن ها در بسیاری از مناطق ایران شناسایی شدند، اما برخی هنرمندان نیز صرفاً در محدوده محلی خود به تولید چنین آثاری مشغول بودند؛ از آن میان می توان به نجاران سجاس یا اقلید اشاره کرد.
۳۱۱.

بررسی و تحلیل اثربخشی نقش هنر در حفظ آرامش و ایجاد نشاط شهروندان در بحران های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله: شیوع بیماری کووید ١٩ یکی از مهم ترین بحران های اجتماعی مخرب سده اخیر در جهان است که حیات بشر را در همه ابعادش تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای بیشماری در جوامع مختلف بر جا گذاشته است. این پیامدها نه تنها به واسطه مخاطره انداختن سلامت و حیات جسمانی انسان، بلکه به سبب اجرای سیاست هایی همچون فاصله گذاری های گسترده اجتماعی، قرنطینه های اجباری و ترک زندگی اجتماعی موجی از آسیب های منفی روحی و روانی مانند ترس، استرس، اضطراب تنهایی را در میان شهروندان جهان ایجاد نمود. این شرایط انزوا بیش از هر زمان دیگر نیاز به آرامش و دستیابی به نشاط و انگیزه زیستن را بطور بی سابقه ای در میان جوامع بشری مورد تاکید قرار داد. هدف: این پژوهش به معرفی مولفه های تاثیرگزار هنر به عنوان عاملی در بازگرداندن نشاط و آرامش به شهروندان برای گذر از بحران های سخت در جامعه همچون کووید ۱۹ می پردازد. روش: پژوهش حاضر (کمی- کیفی) و تحلیل آن از منظر هدف، کاربردی است. جمع آوری داده ها نیز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شده است. جامعه آماری بر اساس نظریه گراندد، تعداد ۶۰ نفر از اساتید و دانشجویان دانشکده هنر به عنوان نمونه های متخصص به عملکرد هنر در زندگی انتخاب شده است. این انتخاب اهمیت جامعه آماری مطلع به کارکرد هنر برای دستیابی به نتایج دقیق را فراهم آورده است. یافته ها: شرایط زمینه ای (فضای هنری) در تعادل یافتن افراد در مواجه با بحران های سخت به همراه ذهنی آماده و به یاد آورنده به عنوان شرایط مداخله گر، کنش ها و تعاملات حاصل از اثربخشی هنر را تحت تاثیر قرار می دهد. این کنش ها حاصل اثربخشی هنر و شامل درک خود، فعالیت های شادی بخش، تحسین هنر می شود. در نهایت پیامدهای همچون تحمل اندوه و رشد را در شرایط سخت همچون بحران های سخت اجتماعی ایجاد می نمایند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد فعالیت های هنری، از دیدگاه شهروندان آشنا به عملکرد هنر، نقش مؤثری درکاهش بار روانی و مدیریت اضطراب و استرس ناشی از بحران همه گیری داشته است. این فعالیت ها با تقویت امیدواری و نشاط اجتماعی، به شهروندان کمک می نماید تا در برابر بحران های همه گیر اجتماعی، انگیزه و توان لازم برای ادامه ی زندگی تا رسیدن به راه حل مناسب را حفظ نمایند. این نتایج بر اهمیت استفاده و توسعه برنامه های هنری در طراحی شهری به عنوان راهکاری کارآمد در مقابله با پیامدهای روانی اجتماعی تاکید می کند.
۳۱۲.

ارزیابی پیامدهای قرنطینه در دوران کرونا بر تاب آوری محیط زیست شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثرات دوران قرنطینه کرونا بر تاب آوری شهر یزد بر اساس اصول و راهبردهای شهرهای تاب آور است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی از طریق جمع آوری داده ها به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه (384 عدد) انجام گرفت. پرسشنامه بر اساس سه متغیر اصلی شامل (اجتماعی، اکولوژیکی، زیرساخت و خدمات شهری) و هفت مؤلفه شامل (قانون مداری، رضایت مندی نسبت به شرایط و قوانین و امکانات، الگوی مصرف، فضاهای سبز، حمل ونقل، زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی) تنظیم شد. جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در مناطق پنج گانه شهر یزد می باشد و نمونه ها به صورت تصادفی بر اساس نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب شدند. برای تحلیل داده های آماری به دلیل غیرنرمال بودن از آزمون های ناپارامتریک کروسکال والیس و رتبه بندی فریدمن و کندال استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مولفه قانون مداری با میانگین 41/2 و مؤلفه رضایت مندی از شرایط، قوانین و امکانات با میانگین 80/2، در دوران کرونا از تاب آوری نسبی برخوردار بوده اند. این در حالی است که مؤلفه های زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی، حمل ونقل و الگوی مصرف شهروندان به ترتیب با میانگین های081/3، 20/3، 45/3 و 84/3، شرایط تاب آوری نداشته اند. مؤلفه فضای سبز نیز با میانگین 038/3، نمره آزمون تی تک نمونه 947/0 و عدم اختلاف معنی دار با میانگین متوسط، عدم تاب آور تشخیص داده شد.
۳۱۳.

باباحیدر، کانونی برجسته در مکتب قالی بافی چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
باباحیدر، روستای دیروز و شهر امروز واقع در استان چهارمحال و بختیاری، یکی از قطب های بافت قالی و قالیچه های متنوع در گذشته بوده است که امروزه به دلایل مختلف و مؤلفه های متنوع، رونق و پویایی خویش را در حرفه و هنر بومی قالی بافی و تولید قالیچه های اصیل از دست داده و به صورت بسیار محدود و به دور از طرح های اصیل گذشته، قالی هایی به سفارش بافته می شوند. پژوهش حاضر که از وجه نظری کم-تری برخوردار بوده و استوار بر مطالعات میدانی و جستجو در پایگاه های معتبر جهانی می باشد و تصور می رود نخستین پژوهش مبسوط درباره ی قالی باباحیدر است، بر آن است تا مجموعه ای از نمونه های اصیل و بازمانده از دوران درخشان قالی بافی باباحیدر را که در گذشته بافته شده و هم اکنون در مجموعه ی معتبر نایین تِردینگ (Nain Trading) نگهداری می شوند، شناسایی و معرفی نماید. بر این مبنا، تعداد 20 تخته از طرح-های متنوع این کانون بافندگی معرفی، مطالعه و تحلیل می شوند. بنابراین، پرسش مطروحه این است که: انواع طرح های قالی باباحیدر، ابعاد فنی و زیباشناختی آن ها کدامند؟ یافته های حاکی از مطالعه ی نمونه ها شامل موارد زیر هستند: ماهیت طرح های قالی باباحیدر شکسته و نیمه شکسته و رج شمار 20 تا 30 رج با گره متقارن (ترکی) و دو پود می باشد. این قالی شامل طرح های خشتی، بیدمجنون، محرابی درختی، دو و سه حوض (ترنج)، ترنج در ترنج، کف ساده ی ترنج دار، افشان، عشایری، لچک و ترنج درختی و طرح های اقتباسی از قالیچه های ارمنی (به واسطه ی حُسن هم جواری و همسایگی) است؛ همچنین نقش مایه های نمادین درخت زندگی(سرو و کاج، بید مجنون)، گل فرنگ (گل سرخ ایرانی)، انار، بُته جقه، ترنج صلیبی، محراب، طاووس، گل های وارونه ی اقتباسی از طرح های ارمنی و اسلیمی های غریب و نامتعارف. رنگ های به کاررفته در این نمونه ها به صورت کلی شامل ترکیبی از رنگ های گرم و سرد و طیف میانه ی این دو ساحت است. این تحقیق از نوع کیفی و توسعه ای و روش انجام آن توصیفی تحلیلی بوده و شیوه ی گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و جستجو در پایگاه های معتبر می باشد.
۳۱۴.

مکان، روح مقاومت و ملت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۸۸
جنگ دوازده روزه اسرائیل و امریکا علیه ایران، برکات زیادی داشت. خسارت های آن اگرچه زیاد بود، اما به مصداق آیه «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسری» و قضیه جامعه شناسانه «فرصت ها از دل بحران ها می روید» جهان ایرانیان را به دو بخش قبل و پس از جنگ تقسیم کرد. در وصف برکات جنگ، تقریباً همه تحلیل گران ایران دوست در این نکته مشترک بودند که «وحدت ملی» مردم از ارکان مقاومت ملت و شکست طمع بیگانگان بود. وحدت، فعل جامعه بود که با پذیرش و مشارکت افراد و آحاد آن به دست آمد. نکته اما، زمینه وحدت بود که در این جنگ حول «مکان» برقرار شد. مکان، وطن ایرانیان بود که در هزاره ها در آن جا زیسته و در رویدادهای آن شریک بوده اند. نسل حاضر، میراث دار زبان، فرهنگ، اندیشه، ذهنیت و سایر دستاوردهای جامعه ایران بر بستر وطن است. اگر نمی توان میان ایرانیان حاضر با گذشته آنها خط فاصله واضحی تعیین کرد، از این روست که همه صفات و توان امروز دنباله گذشته آنان است و هر چیز نو نیز یا تحول یافته امر قدیم است یا پاسخ و پذیرش ایرانی امروز با خصوصیت و اندیشه خود به پدیده نو. در هر صورت آنچه جامعه امروز ایران را به عنوان یک ماهیت ممتاز و قابل تشخیص از دیگران معرفی می کند، هویت یا امتداد صفات تاریخی آن در بُعد زمان است. در جنگ با عراق، آنچه محور وحدت ایرانیان بود، در کنار وطن و مکان، دفاع از انقلاب جوان و آرمان های اسلامی آن هم بود. در جنگ دوازده روزه اما، به دلایل مختلف از جمله غافلگیری وقوع آن، پراکندگی دیدگاه های سیاسی جامعه، کوتاهی و ضربتی بودن شروع و پایان جنگ، فرصت برای ظهور عوامل دیگری برای وحدت جامعه فراهم نبود. اما وحدت به شکل باورناپذیری حول مفهوم وطن که نمونه برجسته ای از مکان و منظر است، شکل گرفت. اینکه پدیده مکان اولین، عام ترین و قوی ترین محور اتحاد در جامعه باشد، باید چشم ها و دل ها را به ظرفیت های مغفول آن باز کند. روشن است که دلبستگی مردمی که جمع کثیری از آنها ناراضی از شرایط سیاسی جامعه هستند، به وطن موجب همراهی با حاکمیت در تقویت موضع او باشد، کشف مهمی بود که از جنگ دوازده روزه به دست آمد. به نظر می رسد که ظهور مفهوم مکان به مثابه عنصر اولیه، مورد وفاق و پر قدرت برای وحدت جامعه و فرصتی برای حاکمیت و علی الخصوص بخش های تخصصی آن در حوزه مکان و منظر است تا به آن دوباره بپردازند. دانشگاه ها، مفهوم مکان را جانشین فیزیک فضا کنند و با تبیین ابعاد درهم تنیده عینی و ذهنی آن، اذهان کارشناسان را به قابلیت ها و ظرفیت های آن هدایت کنند. برنامه ریزان و مدیران مرتبط با مقوله فضا، مفهوم سرزمین را جانشین محیط زیست، منابع طبیعی، زمین، مسکن و محوطه های میراثی کنند. بدانند آنچه زیر پا، در اطراف و در ذهن ساکنان این سرزمین وجود دارد، منظومه ای یکپارچه از زمین و زمان است که قابل تفکیک نیست. زمین آن جغرافیای مکان و زمان، رویدادها و تفسیر ساکنان از تعامل زمین و زمان را نشان می دهد. تنها در جنگ دوازده روزه بود که مفهوم مکان با کمال خود به ظهور رسید و توانست با ایجاد وحدت در ملت قدرتی در او ایجاد کند که ائتلاف شیاطین بزرگ جهان نتواند او را نابود کند. در جنگ دوازده روزه، «مکان» پیروز اصلی بود.عکس روی جلد را محمدرضا سرتیپی اصفهانی از آثار و بقایای جنگ ایران و عراق در شهر خرمشهر گرفته است.
۳۱۵.

درخت- خانه: غرابتِ درختان در نقاشی های داوود امدادیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
 شاید نتوان در سنت منظره نگاری ایران نقاشی مانند داوود امدادیان را یافت که به «درخت» در مقام یک موضوعی منحصر برای نقاشی چنین وفادار بوده باشد. علاوه بر شکل و جایگاه این درختان در ترکیب بندی، تکرار آن ها در آثار امدادیان نیز به رازگونگی آن ها افزوده است. در این پژوهش، این درختان در مقام «امری غریب» توصیف و تحلیل می شوند. در این پژوهش با اتخاذی رویکردی روان شناختی و بر مبنای صورت بندی مفهومی «امر غریب» نزد زیگموند فروید کوشش می شود که از «چگونگی» تجسم درختان در آثار امدادیان تحلیلی منسجم و دقیق ارائه شود. روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده است و از میان آثار داوود امدادیان با نمونه گیری هدفمند، آثاری برای تحلیل انتخاب شده اند که بتوانند ابعاد و مؤلفه های کلیدی چگونگی نمایش درختان در این آثار را نشان دهد. گردآوری اطلاعات در این مقاله به شیوه ای کتابخانه ای بوده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ازنظر شکلی در اغلب آثار امدادیان ساختاری مشابه تکرار شده است. مطابق این ساختار در میانه اثر «چیزی» قرار گرفته است که بخش اعظم تابلو را می پوشاند، این چیز که غالباً در هیئت درخت تصور می شود در عین بیگانگی و مهابت، آشنا و نزدیک نیز هست، ازاین رو، واجد دیالکتیک بنیادین برسازنده تجربه «غرابت» است. غالباً در کنار این درخت عظیم نشانه های خسران در هیئت زوال و ویرانی در نمایش خانه ها یا درختان کوچک دیده می شود. این ازدست رفتگی ها و وجه مالیخولیایی در تصویر درختان عظیم میانه اثر، وجهی عمیق تر و بنیادی تر می یابد. «تکرار» بی وقفه مضمون درخت در قالبی واحد در آثار امدادیان می تواند نشانه ای از «اجبار به تکرار» و فراوری از اصل لذت به سوی بازگشت باشد: از سکنی گزیدن در سکونت گاه های موقت ازدست رفته به سوی آرامشی جاوید در مرزهای مرگ، به سوی خانه ای ابدی.
۳۱۶.

معناشناسی معماری: مطالعه تطبیقی معنا در علوم و رویکردهای معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۴
مفهوم معنا در معماری یکی از گسترده ترین مباحث در حوزه نظریه پردازی معماری می باشد. با توجه به اهمیت مؤلفه معنا در معماری، هدف مقاله حاضر بررسی ماهیت معنا در علوم فلسفی، اجتماعی و محیطی و رویکردهای معماری مرتبط با علوم مربوطه به دست آوردن تعریف کلی از معنی در هر علوم و رویکردهای معماری و بررسی وجوه اشتراک و افتراق آنها است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤالات است که وجوه اشتراک و افتراق ماهیت معنا در علوم فلسفی، اجتماعی و محیطی و رویکردهای معماری چیست؟ مؤلفه های تعریف ماهیت معنا در علوم مذکور و رویکردهای معماری چیست؟ این پژوهش از نوع تحلیل محتوا، به لحاظ نوع نتایج توصیفی - تحلیلی است. بر این اساس با استفاده از روش کتابخانه ای و بهره گیری از منابع معتبر طیف گسترده ای از منابع مرتبط با تعاریف معنا مطالعه شده و با بررسی مقایسه ای و تطبیقی، به شیوه استنتاجی به تحلیل رویکردها و تعاریف ارائه شده از معنا و مفهوم آن پرداخته شده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان شاخص های ماهیت معنا را شناسایی نموده و به تحلیل وجوه اشتراک و افتراق آنها در علوم فلسفی، اجتماعی و محیطی و رویکردهای معماری پرداخت. یافته های پژوهش ضمن پاسخ به سؤالات تحقیق، بیانگر این است که معنا در علوم مختلف امری ذهنی تلقی شده است که به عنوان فصل مشترک کلیه دانش ها در رابطه با ماهیت معناست و معماری یک متن لایه ای فضایی است و مانند هر متن دیگر در دنیای امروز، دارای معناهای متعدد است که در قالب مدل نظری ارائه شده است.
۳۱۷.

فراتر از هوشمندی، کاوشی در گذار از «هوشمندی فناورانه» به «هوشمندی واقعی» در مسکن معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۵۱
بیان مسئله: در سال های اخیر، مفهوم خانه های هوشمند با پیشرفت فناوری های دیجیتال دگرگون شده است. بااین حال، بسیاری از خانه های هوشمند بیش از آن که بر ابعاد پیچیده تر هوشمندی مانند یادگیری، سازگاری و تعامل معنادار تمرکز داشته باشند، اولویت را به خودکارسازی و کارایی می دهند. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تفاوت میان «هوشمندی» و «هوش واقعی» در حوزه مسکن معاصر است. این مطالعه با تحلیل سه پروژه مسکونی، تعادل میان نوآوری فناورانه و طراحی انسان محور را بررسی و مسیر دستیابی به «هوش واقعی» در مسکن را واکاوی می کند. روش پژوهش: این مقاله با رویکردی تطبیقی، میان دو مفهوم «هوشمندی فناورانه» و «هوشمندی واقعی» در مسکن تمایز قائل می شود و سه پروژه جهانی، Babcock Ranch (ایالات متحده)، Bosco Verticale (ایتالیا) و مسکن Masdar (امارات)، را تحلیل می کند. چارچوب تحلیلی پژوهش بر پایه نظریه «هوش های چندگانه» هاوارد گاردنر بنا می شود و در عین حال، ابعاد مختلف هوش انسانی، جمعی و مصنوعی (AI) را نیز ارزیابی می کند. نتیجه گیری: نتایج تحلیل راداری نشان می دهد که Babcock Ranch در تمامی ابعاد، به ویژه در زمینه های هوشمندی انسانی و جمعی، عملکردی پایدار و برتر دارد که این امر ناشی از بهره گیری از پلتفرم های مدنی و نظام های سازگار آن است. Bosco Verticale در طراحی زیست گرایانه و فضایی ممتاز است، اما ازنظر پاسخ گویی دیجیتال ضعف دارد. مسکن Masdar نیز اگرچه در سازگاری مبتنی بر هوش مصنوعی و محیطی عملکرد مطلوبی نشان می دهد، در دریافت بازخورد کاربران و تعامل بیانی دچار کاستی است. این پژوهش چارچوب ارزیابانه نوینی بر پایه ی نظریه ی «هوش های چندگانه» گاردنر ارائه می کند تا نشان دهد چگونه محیط های مسکونی می توانند از هوش های شناختی، اجتماعی، فضایی و وجودی ساکنان پشتیبانی کنند. در نهایت، مقاله بر ضرورت گذار از صرف «هوشمندبودن» به سوی طراحی هایی انسان محور، یکپارچه و واقعاً هوشمند در محیط های سکونتی آینده تأکید می کند.
۳۱۸.

راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۹
بیان مسئله: پیوند میان گذشته و امروز می تواند موجب هویت بخشی، تداوم اصول معماری و زیبایی بناها و بافت های شهری گردد. عدم توجه به گذشته، علاوه بر ناهمگونی و از بین رفتن تدریجی هویت شهرها، عدم تطابق فرهنگی را نیز به دنبال خواهد داشت. معماری تاریخی و بومی هر محل، در یک تداوم تاریخی و در راستای یک سیاست مبتنی بر استمرار به تدریج و در طول سالیان متمادی با طبیعت و محیط اطراف شکل گرفته است. ساخت و سازهای جدید بدون برنامه در هر منطقه و به خصوص در بافت تاریخی می تواند به دلیل عدم هماهنگی به ارزش های معماری موجود صدمات شدیدی را وارد نماید. هدف: هدف از این پژوهش تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با استفاده از اصول معماری تاریخی می باشد. روش: در بخش نخست، مبانی نظری پژوهش تشریح و فرآیند تدوین راهبردهای طراحی ارائه می شود. داده های این بخش با روش کتابخانه ای گردآوری شده و با رویکرد توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرار می گیرند. در بخش دوم (استخراج اصول و قواعد معماری تاریخی)، 15 بنای تاریخی شهر رشت به عنوان نمونه موردی مطالعه و بررسی می شوند، روش تحقیق در این مرحله به صورت کمی و میزان کاربرد و فراوانی هرکدام از مؤلفه ها در بناهای معماری می باشد. در مرحله نهایی، راهبردهای طراحی بناهای معماری در شهر رشت با استفاده از ویژگی های به دست آمده در مرحله دوم پژوهش، تدوین و ارائه می گردد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بناهای تاریخی رشت دارای مؤلفه های کالبدی بخصوصی در اندازه، ارتفاع و محل قرارگیری می باشند. استفاده از فضاهای نیمه باز (ایوان) به عنوان یکی از مشخصه های اصلی بنا با اشکال و صورت های متنوع و عملکردهای متفاوت نقش مهمی در شکل گیری کالبد و نمای بیرونی بنا دارد. تنوع سطوح در جداره بیرونی برای ایجاد غنای بصری، بازشوهای متنوع و آرایه های تزئیناتی از ویژگی های بارز آن ها می باشد. نتیجه گیری: تدوین راهبردهای طراحی در شهر رشت با توجه به معماری تاریخی و استفاده از این راهبردها در طراحی و ساخت بناهای معماری امروز به شکل نوین می تواند منجر به انسجام و هماهنگی در بافت شهری شود و همچنین پیوستگی سیمای شهری را به دنبال داشته باشد، گردد.
۳۱۹.

بررسی نقش و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در تهیه طرح های سامان دهی و بازآفرینی بافت های ناکارآمد و فرسوده شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: پژوهش حاضر به دنبال این هدف است که جایگاه و تجارب بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را در تهیه طرح های توسعه شهری مرتبط با بافت های فرسوده و ناکارآمد موردبررسی قرار داده و درنهایت رویکردها و مدل های به کار گرفته شده در طرح های تهیه شده را استخراج کرده تا در پروژه های مشابه پیاده سازی شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر نوع تحقیق کاربردی و ازلحاظ روش تحقیق کیفی است. به منظور حصول به هدف، از روش تحلیل محتوا که گونه ای از روش تحقیق کیفی است، استفاده شده است. گردآوری اطلاعات در دو دسته کتابخانه ای و میدانی با تکنیک های مطالعات اسنادی، بررسی برنامه های مصوب، طرح های فرادست، قوانین و سازوکارهای اداری و استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس، مصاحبه و گفتگوی هدف دار انجام شده است. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و به شیوه هدفمند، اقدام به مصاحبه با افراد کلیدی شده است. تجزیه اطلاعات و تفسیر داده ها با استفاده از فرایند تحلیل داده ها از طریق کدگذاری، مقوله بندی و تعریف واحد تحلیل در نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش کنونی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به عنوان یکی از نهادهای تأثیرگذار در محیط های شهری در حوزه تأمین و تهیه مسکن، مجتمع های زیستی و واحدهای مسکونی شهری، اقدامات حوزه اجرای پروژه ها و طرح های مسکونی و ورود در بحث نوسازی و پس از وقوع سوانح طبیعی است و مداخله در بافت های ناکارآمد شهری توسط این نهاد نیز با بهره گیری از مدل هایی چون بازآفرینی، بازسازی، توانمندسازی، جابه جایی، درجاسازی، بهسازی، تفکیک و توسعه مجدد مؤثر خواهد بود. این نتایج در قالب فرایند پیشنهادی برای طرح های سامان دهی بافت های ناکارآمد شهری و نگرش های اصلی، سناریوها و مدل های مداخله پیشنهادی ارائه شده است. نتیجه گیری: درنهایت مدل هایی چون بهسازی با بهره گیری از مشارکت مردم، انتفاع ظرفیت اجتماعی با هدف توسعه ساخت وساز، بهره گیری از همراهی و همکاری سازمان های اجتماعی، بهسازی با رویکرد توسعه شهری یکپارچه و پایدار، ظرفیت سازی نهادی و ایجاد زیرساخت ها، بهسازی و توانمندسازی محلات نابسامان، تمرکززدایی و واگذاری اختیارات به شهرها، طرح ساختاری بازآفرینی شهری، بهسازی با استفاده از برنامه ریزی راهبردی ترکیبی و توسعه پروژه های محرک با ایجاد انجمن های مشارکتی، جهت مداخله در پروژه های بافت های ناکارآمد شهری بنیاد مسکن انقلاب اسلامی پیشنهاد گردید.
۳۲۰.

تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی از دیدگاه بانوان (مورد مطالعه: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۴
امروزه در مطالعات شهری بررسی جایگاه زنان در شهر بسیار ضرورت دارد. چرا که زنان، نیز همپایه مردان در کار و فعالیت های روزانه در شهرها حضور دارند و یکی از بهره بردارن فضاهای شهری محسوب می شوند. همچنین آنها حق دارند همانند مردان از فضاهای عمومی شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه درک محیطی و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای عمومی، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاو ت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمومی محدود نماید. در دنیای مدرن امروزی با وقوع تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه سازی افزایش حضور زنان در فضای شهری بسیار بیشتر شده است؛ بر همین اساس برخی نیازهای بانوان، در طراحی های شهری مورد توجه قرار نگرفته و حضور آنان در فضاهای عمومی شهری را با دشواری هایی مواجه ساخته است. این مساله در شهر کرمان بعنوان یکی از شهرها با پیشینه و قدمت تاریخی و مذهبی در کشور از این منظر حائز اهمیت است، شهر کرمان در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشته است و برنامه ریزی آن در آینده نزدیک با توجه به رشد قبلی چنانچه بدون برنامه و اصول صحیح برنامه ریزی باشد شهر را با مشکلاتی زیادی مواجهه خواهد ساخت. بر همین اساس این پژوهش با هدف واکاوی مشکلات کنونی طراحی شهری خیابان های کرمان از منظر بانوان با ارائه یک مدل زمینه ای در فضاهای شهری با تاکید بر خیابان ها، در پی به دست آوردن چارچوب طراحی فضای شهری متناسب بانوان است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از بانوان 35 تا 60 ساله شهر تهران با روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انجام شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که براساس اسناد و ابعاد سیاستگذاری شهری، طراحی شهری دارای سه بازوی قانونگذاری، ساختارسازی و کارکردگرایی است و بر همین مبنا سه بعد برنامه ریزی و تصمیم سازی، طراحی و اجرا و بعد بهره برداری به دست آمده است. نتایج نشان داد که مولفه های مشارکت طلبی، جامعیت و همه شمولی و رعایت ابعاد ایمنی و راحتی و همچنین استانداردسازی برنامه ها متناسب برای همه اقشار می تواند شهر دوستدار بانوان را خلق نماید و چنانچه مشارکت بانوان وجود نداشته باشد شهر تک بعدی و سازگار با کارکردهای مردانه خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان