تحلیل فقهی و حقوقی شرط سقوط حق طلاق در قالب شرط نتیجه منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
369 - 385
حوزههای تخصصی:
اختیار یک جانبه زوج در امر طلاق، یکی از چالش های حقوقیِ مؤثر بر تزلزل بنیان خانواده است. راهکارهای سنتی نظیر وکالت زوجه در طلاق، به دلیل بقای حق اصیل برای مرد، فاقد کارآمدی لازم برای تأمین امنیت روانی زوجه هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، امکان سنجی استفاده از شرط نتیجه منفی برای اسقاط حق طلاق را به عنوان راهکاری جایگزین و دارای ضمانت اجرای خودکار واکاوی نموده است. چالش اصلی در اعتبار این شرط، تردید در ماهیت طلاق (دوران امر میان حق و حکم) و شائبه مغایرت با قواعد آمره (ماده ۹۵۹ قانون مدنی) است. یافته های پژوهش با استناد به ادله ای نظیر صحت مصالحه بر ترک طلاق و نفوذ تعهد به عدم طلاق در رویه فقهای متأخر، اثبات می کند که طلاق در فقه امامیه ماهیتی از سنخ حق دارد و برخلاف احکام، قابلیت اسقاط و انتقال را داراست. همچنین با تحلیل دکترین حقوقی، تعارض ظاهری با ماده ۹۵۹ قانون مدنی از طریق تفکیک میان سلب کلی حق (که باطل است) و سلب جزئی و مصداقی مرتفع شده است. نتیجه آنکه اشتراط سقوط حق طلاق در قالب شرط نتیجه منفی، مشروط بر آنکه مقید به رابطه زوجیت خاص و شرایطی از قبیل عدم نشوز زوجه باشد، نه تنها با موازین شرعی و نظم عمومی مغایرتی ندارد، بلکه به عنوان ابزاری کارآمد در راستای سیاست های تقنینیِ تحکیم خانواده، صحیح و لازم الاجراست.