ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۱٬۷۶۱ تا ۷۱٬۷۸۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۷۱۷۶۱.

گونه شناسی تطبیقی طردیه (نخجیرگانی) در شعر فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۶۶
«طردیه» (نخجیرگانی) یکی از انواع شعر در ادبیات فارسی و عربی است. سابقه این نوع از شعر در ادبیات عربی به دوره جاهلی بازمی گردد، اما در دوره عباسی است که طردیه به عنوان یک نوع ادبی مستقل مطرح می شود. رواج این نوع ادبی در دوره عباسی تحت تأثیر رواج شکار و علاقه وافر خلفای عباسی و اشراف به این تفریح درباری مرسوم در ایران دوره ساسانی بوده است. این نوع ادبی به تبع شعر عربی در شعر فارسی نیز رواج می یابد و و به عنوان یکی از زیرگونه های قصیده مدحی مورد توجه بعضی از شاعران درباری، به ویژه شاعران دربار غزنوی، سلجوقی و گورکانیان هند قرار می گیرد. هدف مقاله حاضر بررسی ویژگی ها/ قراردادهای این نوع ادبی در شعر فارسی و عربی، بیان شباهت ها و تفاوت های آن در این دو زبان، تفاوت آن با «شعر شکار» و ارائه تعریفی جامع و مانع از آن است. برای این منظور به بررسی گونه شناسانه نمونه های این نوع ادبی در ادبیات فارسی و عربی پرداخته شده است.
۷۱۷۶۲.

نقد و تحلیل زیبایی های بلاغی در زبان عرفانی معارف بهاءولد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۷
در این مقاله برخی از زیبایی های بلاغی معارف بهاءولد بررسی شده است و میزان ارتباط کلام وی با مخاطبان خاص و عام و نزدیکی زبان و سبک او به سبک رایج زمان نویسنده در سطح نظری و با روش مطالعه کتابخانه ای و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی تبیین شده است. سبک نویسنده با ویژگی های سبک ادبی دوره او مطابقت دارد. مقوله های بیان و بدیع از مطالب و یافته های مقاله حاضر است. بهاءولد با سبک خاص خویش و توسل بر رویدادهای شبانه روزی زمان خود، پیچ و تاب اندیشه های عرفانی را با زبانی ساده و روان و در لابه لای تمثیلاتی برای تعلیم مخاطبان خود بیان می کند که برگرفته از زبان گفتاری و شغل مردمان محل زیست اوست. اختلاف عمده سبک او با سبک رایج نویسندگان عصر او موزون و موسیقیایی بودن متن کتاب اوست. زبان عرفانی بهاءولد از لحاظ ادبی و بلاغت در بیان اصطلاحات و حقایق عرفانی حائز اهمیت است و زبان این اثر را در بین آثار منثور و عرفانی زبان فارسی بی بدیل ساخته است.
۷۱۷۶۳.

بررسی امکان بازنگری برنامه دروس کارشناسی معماری با نگاه بومی؛ بررسی موردی: دانشگاه های مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۴۳۰
برنامه دروس معماری در ایران تا کنون چندین بار بازنگری شده است؛ اما توجهی به رویکرد بومی در آن صورت نگرفته است. این مقاله درصدد آن است تا به بررسی امکان بازنگری برنامه دروس کارشناسی معماری با نگاه بومی بپردازد تا کاستی های آموزشی سرفصل دروس کارشناسی معماری را به حداقل برساند. دانشگاه های مازندران به عنوان مورد مطالعاتی انتخاب شده است. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل محتوا است که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ استاد و ۲۰ فارغ التحصیل معماری چهار دانشگاه در استان مازندران: 1- دانشگاه مازندران، 2- دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، 3- دانشگاه شمال و 4- دانشگاه آزاد ساری انجام شده است؛ همچنین سرفصل مصوب وزارت علوم، مطالعه شده و پس از آن با توجه به نتایج مصاحبه ها و تحلیل محتوای آنها، یافته ها مورد بررسی و بحث قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که علت ضرورت تدوین سرفصل جدید کارشناسی معماری با رویکرد بومی نگری و متناسب با شرایط و نیازهای دانشگاه های مازندران را می توان در 4 زیرمقوله اصلی شامل: 1- فرم متناسب با اقلیم، 2- عدم شناخت معماری بومی مطالعات بومی، 3- شناخت مصالح بومی و 4- پژوهش های اندک در حوزه معماری بومی دسته بندی نمود که بیشترین علت مربوط به زیرمقوله «عدم شناخت معماری بومی مطالعات بومی» است.
۷۱۷۶۴.

تأملی بر مسئله شکاف بین دانسته های معماری و کاربرد آنها توسط دانشجو (با اتکا به مبانی شناخت تن یافته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۱۷
از مسائل گریبان گیر آموزش معماری شکاف بین دانسته ها و کاربرد آنها در طراحی است. تاکنون راهکارهای مفیدی مبنی بر تغییر روش آموزش معماری ارائه شده، اما همچنان دانشجویان درگیر آن هستند. با بررسی مبانی شناختی آموزش معماری معلوم شد این یک مسئله ذاتی در آموزش است؛ چراکه مبانی آن، بالذات دانستن از عمل کردن را جدا دانسته و به دوگانه انگاری ذهن از بدن در امر شناخت قائل است. پس ارائه راه حل برای آن، به تغییر در روش شناسی با تأمل بر مبانی شناختی آن نیاز دارد. در پژوهش حاضر سعی شده متکی بر مبانی شناختی تن یافته که بر پایه انسجام دانستن و عمل کردن ذیل وحدت ذهن-بدن در امر شناخت نهاده شده، با استدلال منطقی به این مسئله بیندیشد و برای آن راه حل جدیدی ارائه دهد. مبانی جدید از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای جمع آوری و مدون شدند و چارچوب نظری پژوهش را شکل دادند. جهت تفهیم این مبانی چند نمونه آزمون تجربی ارائه و تمرین هایی در زمینه درک هندسه بنا و مفاهیم سازه ای به دانشجویان داده شد. تحلیل پاسخ ها نشان داد، نخست فهم عمیق مفاهیم دانش هندسه و سازه وابسته به شناخت تن یافته دانشجو از هندسه و سازه است که عدم کاربرد دانسته ها در عمل ناشی از نبود چنین شناختی است. دوم برای ایجاد آن، ضروری است آموزش معماری متکی بر نقش شناختی و درک بدنمند دانشجو باشد.
۷۱۷۶۵.

سنجش تأثیر مؤلفه های آموزش عملگرا بر ارتقای برنامه درسی در دوره کارشناسی معماری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۳۷۴
آموزش مبتنی بر عمل رویکرد نوینی در امر برنامه ریزی درسی است که بر ارتباط بین نظر و عمل و به عملکرد اجتماعی و شغلی بعد از دوره دانشگاهی تأکید دارد. دوره کارشناسیِ معماری در ایران در قبال آموزش های کاربردی چندان موفق عمل نکرده است. لذا هدف از پژوهش حاضر سنجش میزان تأثیرگذاری مؤلفه های آموزش عملگرا بر ارتقای برنامه درسی است. پژوهش حاضر کاربردی- توسعه ای با رویکرد متوالی-اکتشافی است؛ ابتدا به قصد شناسایی مؤلفه های آموزش عملگرا از روش تحلیل محتوای کیفی با راهبرد استقرایی و از نرم افزار NVIVO در کدگذاری داده ها استفاده شد. سپس جهت سنجش میزان تأثیرگذاری مؤلفه های آموزش عملگرا بر ارتقای برنامه درسی از روش پیمایشی- اکتشافی و آزمون های کندال w و رگرسیون چند متغیره در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج نشان می دهد مؤلفه های آموزش عملگرا شامل 19 شاخص، 4 هدف و 5 بُعد است. در رتبه بندی اهداف آموزش عملگرا و ابعاد متناظر آنها از دیدگاه اساتید معماری به ترتیب «آموزش کاربردی» با بُعد «سودمندی»، «شیوه استاد-شاگردی» با بُعد «کارآموزی»، «یادگیری تجربه ای» با دو بُعد «تجربه عینی و آزمایشگری» و «یادگیری مشاهده ای» با بُعد «مشاهده» بیشترین تأثیرگذاری را بر ارتقای برنامه درسی دارند. در صورت انطباق اهداف برنامه درسی بر مؤلفه های آموزش عملگرا و تحقق آنها زمینه توسعه آموزش های مبتنی بر عمل فراهم می شود که در نهایت منجر به ارتقای تربیت حرفه ای دانشجویان کارشناسی معماری در ایران خواهد شد.
۷۱۷۶۶.

تبیین چارچوب محتوایی و رویه ای آموزش مسکن در بستر دوره های تحصیلات تکمیلی در نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
کم توجهی به موضوع آموزش مسکن به صورت یکپارچه و عدم تناسب در برخی اهداف جامعه دانشگاهی و سیاست های اتخاذ شده توسط گروه های حرفه ای، در کنار کمبود نیروهای متخصص در هر دو حوزه به منظور طراحی مکانیسم های کیفی برای کنترل و پایش مسکن بیش از پیش به عنوان یک خلأ تخصصی خودنمایی می کند. لذا هدف اصلی پژوهش تبیین چارچوب آموزش یکپارچه مسکن مبتنی بر شاخص های زمینه گرا است. آسیب شناسی دروس مرتبط با مسکن در ایران در بررسی انطباقی با جهان در راستای هدف اصلی صورت می گیرد. بدین منظور، نخست، ادبیات نظری مورد واکاوی قرار گرفته، دامنه وسیعی از دانشگاه های منتخب واجد رشته مسکن دسته بندی و ابعاد رویه ای و ماهوی مرتبط استخراج شدند، با تحلیل ثانویه معیارها و دسته بندیِ آنها، نظرات متخصصان این عرصه بر اساس پرسشنامه های ساختاریافته استخراج و با نرم افزار SPSS تحلیل و کدگذاری شدند. ساختار و محتوای دوره های آموزشی در راستای برطرف نمودن نیازهای جامعه نیازمند بازنگری و اصلاح مداوم است. چارچوب محتوایی و رویه ای آموزش رشته مسکن در ایران در مقطع کارشناسی ارشد را می توانند مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، مدیریتی، حقوقی- قانونی، کالبدی و زیست محیطی شکل دهند و به عنوان ابزار کلیدی و راهنما در برنامه ریزی حوزه آموزش مسکن مورد استفاده سیاست گذاران و برنامه ریزان و همچنین اساتید و دانشجویان قرار گیرند.
۷۱۷۶۷.

سرمایه فرهنگی و مشارکت اعضای سازمان های مردم نهاد محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۸۳
مسائل محیط زیستی ناشی از رفتارهای انتفاعی انسان ها با طبیعت از یک سو، و لزوم انجام برنامه های سازگاری با تغییرات آب و هوایی از سوی دیگر، و نیز ناتوانی دستگاه های اجرایی در اجرای کامل برنامه ها، سبب اهمیت یافتن مشارکت گسترده همه گروه ها، ازجمله سمن های محیط زیستی، می شود. مشارکت از عوامل گوناگونی تأثیر می پذیرد که یکی از این عوامل برخورداری از سرمایه فرهنگی است. هدف مقاله حاضر، تحلیل جامعه شناختی تأثیر سرمایه فرهنگی اعضای سمن ها بر مشارکت محیط زیستی است. روش انجام پژوهش، پیمایش بوده و برای گرد آوری داده ها از روش پرسش نامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را همه اعضای سمن های محیط زیستی شهر تهران تشکیل داده اند. حجم نمونه 376 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نسبی انتخاب شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سرمایه فرهنگی و مشارکت بیشتر پاسخ گویان در «حد متوسط و بیشتر» است و با افزایش سرمایه فرهنگی و هریک از ابعاد آن به گونه ای جداگانه، مشارکت افزایش یافته و اعضای برخوردار از سرمایه فرهنگی توانستند با به کارگیری سازوکارهای خلاقانه در موارد زیر نقش داشته باشند: ایجاد انگیزه برای مشارکت مردم و سرمایه گذاران، اجرای برنامه های نمادین با هدف ترویج، انتقال دانش و آموزش محیط زیستی، تسهیل گری، مطالبه گری، توان افزایی، افزایش تعامل با جامعه، تأثیرگذاری بر دولت و جوامع محلی، و.... به این ترتیب، می توان نتیجه گرفت که سمن های محیط زیستی می توانند در ایجاد زمینه های پایداری در بین مردم نقش داشته و مروجان خوبی برای برساخت مسائل محیط زیستی در سطح جامعه باشند.
۷۱۷۶۸.

تبیین کنشگری فردی و مدنی در حمایت از تنوع زیستی با تأکید بر سازوکارِ گفت وگوی جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۲۷۰
در این مقاله، کنشگری محیط زیستی در دو سطح فردی و جمعی بررسی شده و برای تبیین آن علاوه بر نظریه های رایج هنجار-فعال سازی (NAT)، رفتار برنامه ریزی شده (TPB)، ارزش-باور-هنجار (VBN)، مؤلفه جدیدی بر مبنای نظریه های اینگلهارت و تورن درباره تأثیر بحث و گفت وگوهای گروهی و گسترش فضاهای مجازی بر شکل گیری کنش های مدنی جدید اضافه شده است. برای آزمون این نظریه ازطریق پیمایش آنلاین عمل شد و تعداد 393 پرسش نامه مربوط به رفتارهای تنوع زیستی در بین دانشجویان گردآوری شد. نتایج پژوهش نشان داد شکل گیری نظام ارزشی و هنجاری تقویت کننده کنش های مدنی تنوع زیستی، منوط به وجود فرصت های گفت وگویی است. هرچه امکان گفت وگو و شبکه سازی مجازی در بین دانشجویان بیشتر باشد، تبدیل و درک موضوع تنوع زیستی به یک مسئله محلی، ملی و جهانی بیشتر بوده است. با افزایش آگاهی و دانش تنوع زیستی و در جایی که نظام ارزشی و هنجاری با درک و ارزیابی ذهنی کنشگران همراه و همسو بوده است، فرصت کنشگری مدنی نیز بیشتر شده است. همچنین، نتایج نشان داد کنشگری مدنی محیط زیستی صرفاً امری ذهنی نیست، بلکه تحقق آن در گروِ فراهم بودن بسترهای نهادی و قانونی برای تشکیل سازمان های داوطلبانه محیط زیستی است.
۷۱۷۶۹.

مطالعه جامعه شناختی عوامل مؤثر بر گرایش زنان مطلقه به ازدواج مجدد (مطالعه موردی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف از این مطالعه، بررسی جامعه شناختی گرایش زنان مطلقه به ازدواج مجدد در شهر اصفهان است. بر این اساس در قالب یک مطالعه با روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسش نامه، تعداد ۲۰۷ نفر از زنان مطلقه دارای حداکثر ۴۵ سال سن ساکن شهر اصفهان، با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. چارچوب نظری این پژوهش براساس نظریات تغییر نقش ها، نظریه انتخاب عقلانی، نظریه بازی و دیدگاه های فمینیسم تدوین شده است. 7/۳۰% پاسخگویان تمایل بیشتر و ۶/۶۹% تمایل کمتری به ازدواج مجدد دارند. ۳۷% پاسخگویان امید به زندگی پایین و ۸/۶۲% پاسخگویان امید به زندگی بالاتری دارند. بررسی وضعیت اولویت تماس در مواقع ضروری بیانگر این است که اولین اولویت افراد برای ارتباط گیری در مواقع ضروری، به ترتیب ۹/۷۳% خانواده، ۴/۱۷% دوستان، ۵% خویشاوندان و ۳% همسر قبلی و خانواده او بوده است. نتایج یافته های تحقیق نشان داد بین متغیرهای سرمایه اجتماعی و ابعاد آن، با گرایش نداشتن زنان مطلقه به ازدواج، حمایت اجتماعی با گرایش نداشتن زنان مطلقه به ازدواج و ناکامی منزلتی با گرایش نداشتن زنان مطلقه به ازدواج رابطه معناداری وجود دارد و نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد متغیرهای سرمایه اجتماعی و ارزش های برابری گرایانه جنسیتی و حمایت احتماعی بیشترین سهم را در تبیین تغییرات گرایش زنان مطلقه به ازدواج مجدد دارند.
۷۱۷۷۰.

پدیدارشناسی تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار از حمایت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۳۲۹
زمینه و هدف: شواهد نشان می دهد برخلاف روند افزایشی سرپرستی خانوارها توسط زنان، کیفیت و کمیّت حمایت های اجتماعی از ایشان ارتقا نیافته است؛ این امر به بروز و تشدید مشکلات و آسیب هایی فردی و اجتماعی دامن زده است؛ از این رو در پژوهش حاضر تلاش شد تا با واکاوی در تجربه زیسته ایشان از حمایت های اجتماعی و شناخت عمیق مسائل و معضلات این قشر در معرض آسیب، راهکارهای مناسب ارائه شود. روش: این پژوهش با روش پدیدار شناسی و مصاحبه با 21 زن سرپرست خانوار شهر مشهد، که به شیوه هدفمند و با روش های نمونه گیری ملاکی و بیشینه پراکنش انتخاب شده بودند، اجرا شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند، گردآوری و سپس با روش کُلایزی تحلیل شد. یافته ها: زنان سرپرست خانوار، حمایت های اجتماعی را در چهار مضمون شامل «تجربه زیسته از حمایت»، «عزت نفس»، «رفتار حمایت کننده» و «پیوندهای اجتماعی» ادراک می کنند. حمایت ها برای عده ای موجب رشد عزت نفسشان می شود؛ در مقابل، گروهی معتقدند که عزت نفسشان کاهش می یابد. همچنین براساس اینکه این حمایت ها توسط چه کسانی و با چه هدفی صورت می گیرد، ادراک آنان در قالب مضامین دیگری تجربه می شود. برخی معتقدند که این حمایت ها پیوندهای اجتماعی شان را مستحکم می کند و گروهی اعتقاد دارند که منزوی تر شده اند. فضای حمایتی برای بیشتر آنان بر بی اعتمادی، به خصوص نسبت به مردان بنا شده است؛ بنابراین همنوایی و کناره جویی، محورهای اصلی پیوندهای اجتماعی آنان است؛ ولی برای بیشتر آنان این حمایت ها به عنوان یک ضربه گیر روانی عمل می کند.
۷۱۷۷۱.

تعیین کننده های اجتماعی رفتار مسئولانه زیست محیطی با تأکید بر مدل KAP (مورد مطالعه: شهروندان شهر شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۳۶۷
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تعیین گرهای اجتماعی رفتار مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر شوش با تأکید بر متغیرهای مستقل آگاهی زیست محیطی، نگرش زیست محیطی و احساس تعلق مکانی است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و نمونه آماری شامل 382 نفر از شهروندان 15 تا 65 سال شهر شوش است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات پژوهش پرسشنامه بوده است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین رفتارهای مسئولانه زیست محیطی شهروندان شهر شوش در حد متوسط (88/59) است. نتایج تحلیل مسیر نشان داد  بین متغیرهای احساس تعلق مکانی شهروندان، نگرش زیست محیطی و رفتارهای مسئؤلانه زیست محیطی آنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای احساس تعلق مکانی (194/0)، آگاهی زیست محیطی (456/0)، نگرش زیست محیطی (225/0) به صورت مستقیم بر رفتار مسئولانه زیست محیطی تأثیر دارند. طبق یافته های تحقیق، متغیر احساس تعلق مکانی از طریق نگرش زیست محیطی  176/0 درصد اثر غیر مستقیم بر مسأله تحقیق داشته است. در مجموع، متغیرهای وارد شده در مدل توانستند 35/0 درصد تغییرات رفتار مسئؤلانه زیست محیطی را تبیین نمایند. مقایسه ضرایب بتاها نشان می دهد که اثر کل آگاهی زیست محیطی (476/0) در مقایسه با سایر متغیرهای وارد شده در مدل، بیشتر بوده است.   
۷۱۷۷۲.

بررسی جامعه شناختی سبک زندگی جوانان کافی شاپ شهر دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۶۶
  سبک زندگی، از جمله موضوعاتی است که در دهه های اخیر مورد توجه صاحب نظران و نظریه پردازان علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته است. زیرا توجه به این مسئله، برخاسته از تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی است که؛ سهم زنان و مردان را در زمینه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در دنیای مدرن آشکار ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی سبک زندگی جوانان کافی شاپ شهر دهدشت انجام شد. چارچوب نظری پژوهش مستخرج از نظریه های وبر، بوردیو، گیدنز و برمن است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل 205 نفر از جوانانی بود که در کافی شاپی های شهر دهدشت حضور داشتند. از آن میان بر اساس جدول مورگان، نمونه ای به حجم 100 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه و سنجش اعتبار متغیرها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با کمک نرم افزار spss نسخه 19 استفاده شد. نتایج نشان داد که بین درجه جهان وطنی جوانان کافی شاپ شهر دهدشت و سبک زندگی آنان رابطه معناداری وجود دارد (p<0/000). در حالی که دو متغیر میزان دین داری و تعلقات قومی و قبیله ای رابطه معناداری نداشتند. در آخر، بر اساس نتایج پژوهش پیشنهادهایی ارائه شد. 
۷۱۷۷۳.

همبستگی کانونیکال توسعه بر نابرابری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۲۷۶
اهداف: نسبت میان توسعه و نابرابری در ایران معاصر همواره از موضوعات مهم و چالش برانگیز بوده است که اذهان بسیاری از اندیشمندان جامعه ایران را به خود مشغول داشته است. در همین راستا، در مطالعه حاضر تلاش شده است با تکیه بر تحلیل همبستگی کانونیکال، ارتباط میان مجموعه متغیرهای سازنده سازه توسعه اقتصادی_اجتماعی و مجموعه متغیرهای سازنده سازه نابرابری اجتماعی در جامعه ایران مورد بررسی تجربی قرار گیرد. روش مطالعه: با توجّه به ماهیت موضوع و همچنین پرسش اصلی، پژوهش حاضر از حیث نوع مطالعه، تبیینی می باشد که از روش تطبیقی ِکمّی درون کشوری با واحد تحلیل "ایران/ سال" برای دوره زمانی 1368 تا 1398 استفاده شده است. یافته ها: مقدار ضریب همبستگی کانونیکال برای ریشه اصلی اول معادل 898/0 بوده است که مبین رابطه ای قوی بین ترکیبی از دو مجموعه متغیرهای نشانگر سازه های توسعه اقتصادی_اجتماعی  و نابرابری اجتماعی است. مجذور این همبستگی معادل با 806/0 بدست آمد که مبین آن بود که مجموعه متغیرهای سازنده توسعه اقتصادی _ اجتماعی توانسته اند حدود 81 درصد از تغییرات مجموعه متغیرهای سازنده نابرابری اجتماعی را پیش بینی و تبیین کنند. مقدار ضریب همبستگی کانونیکال تابع دوم نیز معادل 692/0 بدست آمد که با توجه به سطح معناداری آن مورد تفسیر قرار گرفت. نتیجه گیری:  نتایج همبستگی کانونیکال ریشه اول نشان داد که رابطه ای بسیار قوی (با ضریب همبستگی 90/0) میان ترکیبی خطی از دو مجموعه از متغیرهای سازنده توسعه اقتصادی-اجتماعی و نابرابری اجتماعی در ایران وجود داشته که از لحاظ آماری نیز کاملاً معنادار بوده است. نتیجه نهایی آن که، افزایش شاخص های توسعه اقتصادی-اجتماعی در دوره زمانی 1368 تا 1398 در ایران، احتمال عمیق تر شدن میزان نابرابری اجتماعی را بشدت افزایش داده است.
۷۱۷۷۴.

تجربه طرد اجتماعی ساکنان روستایی ( مورد مطالعه: شهرستان شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۸۰
اهداف: طرد اجتماعی به عنوان یک پدیده مدرن می تواند بخشی از جامعه را از حقوق و فرصت ها محروم نماید. سیاستگذاران برای جلوگیری از تولید نارضایتی ها توجه بیشتری در دو دهه اخیر به این مسأله نشان داده اند. در دنیای مدرن به دلیل توجه به شهرنشینی، روستاییان در معرض طرد اجتماعی قرار دارند. مطالعه حاضر با توجه به حساسیت نظری این مفهوم به تجربه طرد اجتماعی روستاییان شهرستان شفت استان گیلان پرداخته است. روش مطالعه: این پژوهش با روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد در پی فهم تجربه طرد اجتماعی روستائیان بوده و میدان مطالعه روستاهای راسته کنار و چماچای شهرستان شفت است. مشارکت کنندگان شامل ۲۲ نفر از روستائیان بودند که به صورت هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. اعتبار داده های حاصل از مصاحبه ها پس از تحلیل، با روش بازبینی توسط محققین در حوزه علوم اجتماعی تعیین شد. یافته ها: مقوله ی هسته ی پژوهش «تجربه های طرد از مقاومت تا مهاجرت» است؛ مفاهیم به دست آمده 78 مورد بوده و مقولات اصلی عبارت اند از سنت، سیاست های تبعیض آمیز، ساختارهای ناکارآمد، بازتولید نارضایتی و استراتژی مواجهه به صورت فعالانه و منفعلانه است. همچنین تعداد مقولات فرعی 16 مورد است که مهم ترین آنها شامل فرهنگ روستایی، ارث، ناکارآمدی مسؤولان، حاکمیت دلالی، مشکلات اقتصادی، احساس محرومیت و تغییر بافت فرهنگی روستا است. نتیجه گیری: طبق یافته ها دو نوع تجربه طرد رخ می دهد، برخی ها روستاها را ترک می کنند و تاب تحمل گرفتاری های روستا را ندارند و در عوض پشیمانی و مشکلات شهری در انتظارشان است و برخی دیگر به ترک روستا راضی نمی شوند و در برابر سختی ها مقاومت می کنند. مهم ترین عامل برای کنترل طرد اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه افزایش امکانات و زیرساخت ها و کاهش احساس محرومیت است.
۷۱۷۷۵.

تحلیل گفتمانی زمینه های نارضایتی و رفتارهای اعتراضی دو دهه اخیر (با تأکید بر روش تحلیل گفتمان لاکلو و موف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۴۰۰
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی زمینه های نارضایتی و رفتارهای اعتراضی دو دهه اخیر (1380- تابستان 1400) در ایران با تأکید بر اعتراضات در استان خوزستان صورت گرفت. روش مطالعه: پژوهش برای دستیابی به هدف فوق از روش تحلیل گفتمان بهره برده است. مشارکت کنندگان پژوهش 34 نفر از افراد مطلع، معتمدین محلی و افراد دارای قدرت تحلیل مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مدیران و کارشناسان سازمان های مختلف در حوزه فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی، اساتید دانشگاه و کارشناسان متخصص و آشنا به موضوع و متون موجود در زمینه وضعیت نارضایتی و اعتراضات موجود در دو دهه اخیر می باشد. این مشارکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری نظری در فرآیند جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری و به کمک روش تحلیل گفتمان لاکلو و موف از طریق مراحل سه گانه (ترسیم فضای گفتمانی، غیریت سازی و مفصل بندی) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل گفتمان متون بازگوکننده آن بود که دال شناور اعتراضات و نا آرامی های در خوزستان با برجسته سازی «انباشت مطالبات مردم» به عنوان دال اصلی، رویکرد گفتمان اعتراضات و نا آرامی های در دو دهه اخیر در خوزستان را برای ما آشکار می نماید. چنین برجسته سازی ای، معرّف وقته ها یا مدلول هایی خاص خود می باشد؛ بطوریکه «نابرابری منطقه ای» «بحران آبی و خشکسالی» «معضلات زیست محیطی» «عدم حکمرانی خوب شهری» «احساس ناکامی و ناامیدی» «طایفه گرایی» «کنشگری بازیگران مختلف» «معیشت محوری» «احساس محرومیت نسبی» به عنوان وقته ها و دال های اصلی مفصل بندی گفتمان نارضایتی در دو دهه اخیر در خوزستان را سامان می دهند. نتیجه گیری: تحلیل گفتمان به روش لاکلاو و موف در خصوص نارضایتی ها در دو دهه اخیر در خوزستان، مبیّن آن است که مشکلات به جامانده از انبوه مسائل حل نشده استان خوزستان، کار را به نقطه جوش رسانده است و در این میان، ترکیبی از احساسات و ادراکات مردم خوزستان نیز بر رفتار و کنش سیاسی آنان تأثیر گذار بوده و در نهایت، بروز رفتار اعتراضی و پدیده ناآرامی را شکل داده است. بر اساس نتایج، مفصل بندی گفتمان حاکم بر رفتارهای اعتراضی و نارضایتی های اجتماعی در دو دهه اخیر ترسیم گردیده است.
۷۱۷۷۶.

مطالعه جامعه شناختی سمن های مریوان: از مطالبه گری و روشنگری تا سیاست هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۸
اهداف: سازمان های مردم نهاد (سمن) به مثابه پدیده های نوظهور در واکنش به ناکارآمدی بخش خصوصی و دولتی و در پاسخ به ملزومات گفتمان توسعه در نیمه دوم قرن بیستم گسترش یافته و امروزه به عنوان یکی از مهمترین بازیگران جامعه مدنی نقش انکارناپذیری در توسعه مشارکتی و  دموکراسی ایفا می کنند. در این چارچوب مقاله حاضر به مطالعه سازمان های مردم نهاد شهر مریوان از خلال بیانیه هایی می پردازد که این نهادها در طول یک دهه اخیر منتشر کرده اند. بیان نظری موضوع با بررسی ادبیات موجود و با استناد به نظریه های جامعه مدنی، سرمایه اجتماعی و نظریه جنبش های اجتماعی جدید صورت بندی شده است. روش: این مطالعه به شیوه اسنادی و با کاربرد تکنیک تحلیل محتوا به اجرا درآمده است. واحد تحلیل بیانیه هایی است که تعدادی از سمن-های مریوان در فاصله 1391 تا 1400 منتشر کرده اند. یافته ها: بر طبق یافته ها عمده بیانیه ها به صورت جمعی و مشترک منتشر شده و سمن های محیط زیستی، علمی، اجتماعی و فرهنگی بیشترین مشارکت را در آن داشته اند. «محیط زیست»، «زنان» و «جامعه مدنی» موضوعاتی است که بیشترین اهمیت و اولویت را برای سمن ها دارد. لحن بیانیه ها بیانگر موضع مطالبه گرانه (انتقادی) از نهادهای حکومتی و ایفای نقش روشنگرانه نسبت به جامعه است. سیاست هویت و به عبارتی سیاسی شدن سمن ها متأثر از هویت کردی از دیگر یافته های مهم این مقاله است. نتیجه گیری: به طور کلی سمن های مریوان در بستر شرایط موجود توانسته اند نقش ها و کارکردهای مورد انتظار از سازمان های جامعه مدنی را به خوبی ایفا کنند.
۷۱۷۷۷.

تحلیل نشانه شناختیِ گفتمانی سینمای سورئالیستی ایران؛ مورد مطالعه: فیلم های هامون و خانه ای روی آب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۹ تعداد دانلود : ۴۰۳
سینما امروزه به مثابه اندیشه و کنشی اجتماعی در بستر تحولات جامعه مطالعه می شود. از جمله مکاتب فکری که با آغاز موج نوی سینما شکل گرفت و تاثیر بسزایی در سینمای ایران داشت جریان سورئالیسم است. این پژوهش با تحلیل نشانه شناختی گفتمانی دو فیلم هامون (داریوش مهرجویی) و خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا) سعی در کندوکاو و مداقه در جریان سورءالیسم و ارتباط آن با بسترهای اجتماعی جامعه ایران دارد. طبق روش نشانه شناختی گفتمانی، این آثار دارای شاخصه های سینمای سورئالیستی شامل عناصر ذیل است: رئالیسم سیاه، سیالیت دال های مرکزی، شگفتی، آشفتگی و ابهام، ناامیدی و عدم تصور آینده برای نسل های جامعه، نقد افراطی مذهب و قشر متدین جامعه. همچنین جبرگرایی مکانیکی، آزادی، زوال نسل ها، تلفیق سوژه و ابژه و بی تعهدی و خودخواهی و سرگردانی از جمله دال های پیرامونی جریان سورئالیستی سینمای ایران است که در این فیلم ها بازنمایی شده است. این اصول در نظام نشانه شناختی شش گانه تصویری، حرکتی، گفتاری، نوشتاری، آوایی و موسیقایی در تحلیل متن آثار و بررسی زمینه زمانی و مکانی و بینامتنیت نیز تبیین شده است. 
۷۱۷۷۸.

برساخت اجتماعی سرکوب مخالفان در دوره داریوش اول (خوانشی از نقش برجسته بیستون بر اساس نظریه پانوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۳
نقش برجسته ی بیستون یکی از قابل توجه ترین حجاری های دوران هخامنشی است؛ یگانگی آن بدین جهت است که به لحاظ جانمایی و موضوع خاص، با سایر نقوش برجسته دوران هخامنشی قابل تمایز است. نقش برجسته بیستون روایت گر سرکوب شورشیان و یاغیانی است که در زمان داریوش، داعیه ی بردیا را داشته اند و داریوش به کمک برخی دست به سرکوب آنان در نقاط مختلفی از گستره ی حاکمیتی هخامنشیان می زند و در این سنگ نگاره به گونه ای متفاوت، شرح این پیروزی ها شده است. هدف از این پژوهش، خوانش نمودهای سرکوب بر نقش برجسته بیستون، برپایه نظریه شمایل شناسی پانوفسکی بوده و برآن است تا با بهره گیری از روش های تحلیلی این رویکرد؛ و بهره گیری از متن کتیبه بیستون، پس زمینه های اجتماعی و سیاسی عصر داریوش را مورد واکاوی قرار دهد. روش این پژوهش بر مبنای ماهیت توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نظریه پانوفسکی است. شیوه ی جمعآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و روش تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. یافته های و نتایج حاصل از پژوهش، گویای آن است که گفتمان حاکم بر این نقش برجسته، گونه ای از خشونت طلبی را نشان می دهد. همچنین حاکی از رویکرد مانیفستی داریوش در طرح ریزی و اجرای نقش برجسته بیستون است. که با تبیین عوامل شکل گیری این نقش برجسته و همچنین تحلیل و تفسیر نقوش انسانی با توجه به زیر متن اجتماعی و سیاسی آن دوره، کارکردی پروپاگاندا گونه را برای آن می توان متصور شد.
۷۱۷۷۹.

فهم فساد از دیدگاه جوانان، مورد مطالعه: استان اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۳۱۸
ادراک از فساد به معنی تصور و نگرش افراد جامعه به وضعیت فساد و مصادیق آن است. مفهوم فساد مانند بقیه مفاهیم اجتماعی تاریخمند و مشروط بوده و در گذر زمان و در بین بافت های گفتمانی بصورت های مختلف تعریف و برداشت می شود. از آنجا که گفتمان، سازنده واقعیت است با نحوه گفتار و نوشتار مردم می توان به واقعیت های اجتماعی معنا بخشید و افق نگاه افراد را نسبت به پدیده های اجتماعی از جمله فساد کشف نمود.این پژوهش باهدف شناخت عمیق فساد ادراک شده در فهم جوانان استان اردبیل با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. روش نمونه گیری، هدفمند است که مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12نفر از جوانان استان اردبیل تا اشباع نظری ادامه یافت، نیز شیوه تحلیل داده ها با ورود داده های متنی به نرم افزار MAXQDA در سه مرحله 1- تجزیه و توصیف متن، 2- تشریح و تفسیر متن، 3- ادغام و یکپارچه کردن مجدد متن انجام شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد؛ جوانان استان اردبیل مضمون فساد ادراک شده را با سه مقوله 1- شناختی، 2- احساسی،3- رفتاری تعریف می کنند. از دیدگاه جوانان، داوری و قضاوت مثبت افراد نسبت به روند و مبارزه با شیوع فساد موجب بسط اعتماد و عدالت اجتماعی می شود و نگرش منفی نسبت به آن به تنزل سرمایه اجتماعی منجر می شود.
۷۱۷۸۰.

مؤلفه های توانمندسازی اجتماعی- اقتصادی بانوان سرپرست خانوار از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۱
تأمین معیشت و باز اجتماعی کردن زندگی زنان سرپرست خانواده ای که از اقشار آسیب دیده و یا در معرض آسیب هستند، در علومی همچون روان شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرارگرفته و آثاری در این باره تدوین شده است؛ اما این پرسش ها مطرح می شود: قرآنی که «تبیانُ کلِّ شیء» است، برای پاسخ به نیازمندی های مالی و توانمندسازی اجتماعی این بخش از جامعه، چه راهکارهایی را ارائه نموده است؟ آیا در قرآن کریم نمونه ها و الگوهایی از توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی بانوان سرپرست خانواده ذکرشده یا خیر؟ با واکاوی آیات و مطالعه کتابخانه ای متون تفسیری، می توان به مؤلفه ها و الگوهایی دست یافت که تأمین نیازمندی های اقتصادی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار را با محوریت «کانون خانواده» مطرح کرده و در پی آن است به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، زمینه توانمندسازی مالی و اجتماعی این قشر را به وسیله مردان فراهم سازد. این بخش با نگاه به «تحکیم کانون خانواده» و «ترمیم خانواده های ازهم پاشیده شده» و «گسترده نمودن شبکه خانواده» عملیاتی می گردد. دسته دیگری از راهکارهای قرآنی وجود دارند که می تواند زمینه توانمندسازی اجتماعی مالی همه اقشار محروم جامعه ازجمله زنان سرپرست خانواده را خارج از کانون خانواده فراهم نماید از قبیل «تشویق به کار و درآمدزایی بانوان و اعضای خانواده»، «حمایت حاکم اسلامی و نماینده وی از افراد و خانواده های نیازمند» و «عمل اعضای خانواده به دستورالعمل های معنوی و تربیتی» جزو این دسته از راهکارها هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان