نقش طرح واره های زبانی و استعاره ها ی مفهومی در سبک شناسی شناختی مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر، با تکیه بر شاخصه های فلسفه علوم شناختی، برخی از استعاره ها ی جهتی، ساختاری و هستی شناسانه عزالدّین محمود بن علی کاشانی را در «مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه» مطالعه کرده است. در دیدگاه فلسفه شناختی، نحوه کارکرد ذهن و موضع گیری انسان، فردیّت زبان را تبیین می کند. زبان شناسان با پیروی از این پارادایم، استعاره را سرشت زبان تلقی می کنند، و آن را دارای مبنای فرهنگی، انتزاعی، و بنیان هستی شناختی و تجربه زیستی انسان می دانند. علی رغم اینکه ماهیت زبان عرفان و مفاهیم انتزاعی آن، وجه وجودی استعاره را در کلام عارفان توجیه می کند، ولی این امر هرگز مانع آن نمی شود که عارف از مبانی فرهنگ عمومی زبان و تجربه زیستی ناشی از آن در گفتار خود بهره نبرد. استعاره ها ی جهت دار در زبان کاشانی که عمدتاً برای مکان مند کردن مفاهیم ذهنی زبان به کار رفته است، تفاوت چندانی با سایر زبان های انسانی ندارد. استعاره ها ی ساختاری نیز، مقولات خاص فرهنگی، فکری و اندیشگانی عرفان و تصوف را توضیح داده اند و دریافت آنها با آشنایی زمینه ای با دپارتمان های آن مقدور است. لازمه فهم استعاره ها ی هستی شناختی کاشانی هم آشنایی با مباحث تئولوژیکی و گاه اسطوره ای است که به صورت نمادین و رمزی، مفاهیم زبانی و دلالت های معنایی آن را پوشش داده اند. خوانش این استعاره ها نیازمند تأویل هم هستند و خواننده را با چندمعنایی مواجه می کند.