مقاله حاضر با در نظر داشتن اهمیت خواندن به عنوان یکی از مهارتهای اساسی در نظام های آموزشی جهان، سعی در وضوح بخشی به آن دارد. روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. در ابتدا مفهوم خواندن از دیدگاه وینچ ذیل عنوان "دانستن چگونه" مورد بررسی قرار می گیرد و مفاهیمی نظیر مهارت، توانایی های هم راستای آن و مدیریت پروژه تببین می شود. یافته ها نشان می دهد که تأکید وینچ بر خواندن به عنوان مهارت در تقابل با فن ، یکی از نقاط قوت دیدگاه است . در عین حال به نظر می آید در این دیدگاه با توجه با نظریه اسلامی عاملیت انسان که بر مبادی معرفتی و میل و اراده تأکید دارد ، از تقدم اقدام بر رغبت و انگیزه ی خواندن غفلت شده است و این امری است که می توان از آن به عنوان نقطه ضعف این نظریه یاد کرد.
دین اسلام با برخورداری از منابع غنی «قرآن و سنت» برنامة تربیتی همه جانبه ای به جهانیان عرضه می کند. یکی از ابعادی که دین اسلام آن را به خوبی تبیین می کند، «سکوت» است. پژوهش حاضر بر موضوع جایگاه زبان سکوت در تربیت متمرکز است؛ به همین منظور، ابتدا معنای سکوت را در تربیت دینی مشخص می کند و سپس با تکیه بر قرآن و سنت، جایگاه سکوت را در این دو منبع تبیین می نماید. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با مراجعه به قرآن و کتب روایی، معنای سکوت روشن شد و درنهایت، با تحلیل اطلاعات به دست آمده، جایگاه این مهم در تربیت دینی تبیین شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد سکوت و خاموشی معادل واژة صمت و انصات، به معنای عفت کلام است و در روایات دینی اسلامی، سکوت با مؤلفه هایی همچون عقل ورزی، تفقّه و حلم رابطة مستقیمی دارد. درنهایت این نتیجه به دست آمد که در نظام تعلیم و تربیت کنونی، به دلیل انتقال حجم وسیع اطلاعات و داده ها، زمانی برای تفکر و تأمل وجود ندارد و راه برطرف کردن این خلأ، تجربة سکوت و فراهم کردن فرصتی برای آن است.
اهمیت وجوه نقد در یک واحد تجاری از اساسی ترین رویدادهایی است که اندازه گیری های حسابداری بر اساس آن انجام می شود. از جمله اهداف ارائه اطلاعات مربوط به وجه نقد، ارزیابی نقدینگی و توانایی واحد تجاری در پرداخت تعهداتش است. هدف این تحقیق، بررسی عوامل موثر بر میزان نقدینگی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386 تا 1393 می باشد. این تحقیق یک تحقیق کاربردی بوده و برای آنالیز متغیرهای تحقیق از روش های آمار توصیفی همچون میانه و میانگین و واریانس استفاده خواهد شد. روش های آزمون پیش فرض های رگرسیون مثل دوربین واتسون نیز استفاده شد. نتایج فرضیه ها نشان داد که بین نسبت سودآوری با نسبت آنی ارتباط مثبت و معنادار و همچنین بین اندازه شرکت ها (لگاریتم طبیعی فروش) با نسبت آنی و دوره تبدیل وجه نقد ارتباط مثبت و معنادار می باشد. از طرف دیگر، بین نسبت های سودآوری با دوره تبدیل وجه نقد، ارتباط منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین نسبت بدهی با نسبت آنی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد و در نهایت بین نسبت بدهی ها با دوره تبدیل وجه نقد ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.
هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه مسند مهارگری و خودکارآمدی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان رشته علوم تجربی سال آخر دبیرستان های دخترانه و پسرانه دولتی بود که در سال تحصیلی 93-92 در تهران مشغول تحصیل بودند. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. با توجه به طرح پژوهش 200 نفر انتخاب و به مقیاس انگیزش تحصیلی (والرند و همکاران، 1989)، مقیاس درونی بودن، افراد قدرتمند و شانس (لوینسون، 1981)، و پرسشنامه خودکارآمدی تعمیم یافته (جاج و همکاران، 1998) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان دادند دو متغیر مسند مهارگری و خودکارآمدی توانایی تبیین 13 درصد از واریانس انگیزش درونی، 7 درصد از واریانس انگیزش بیرونی و 9 درصد از واریانس بی انگیزشی را دارند. در پایان، یافته ها بر مبنای اهمیت انگیزش تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد بحث قرار گرفت.
تحقیق حاضر باهدف بررسی نقش واسطه ای اعتماد و کارآمدی جمعی بر رابطه بین رهبری تحول آفرین و عملکرد تیمی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از منظر روش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان ستادی اداره کل آموزش و پرورش استان هرمزگان است که بر اساس فرمول کوکران 176 نفر و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و در قالب 10 تیم کاری به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های تحقیق از پرسشنامه های سبک رهبری تحول آفرین باس و آوالیو، پرسشنامه عملکرد تیمی مایکل وست، پرسشنامه اعتماد سازمانی زارعی و همکاران و پرسشنامه خودکارآمدی فردی و جمعی چن و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار PLS استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است که خودکارآمدی جمعی بر رابطه ی بین رهبری تحول آفرین و عملکرد تیمی نقش تعدیلی دارد در صورتی که برای اعتماد سازمانی چنین نقشی مشاهده نگردید
سهروردی در کتب خود از خمیرة ازلی و ابدی یا خمیرة مقدّسه ای سخن به میان آورده که بدون اطّلاع از آن نمی توان در زمرة حکمای حقیقی جای گرفت. در کتاب مطارحات، «کلمة» نخستین را که همان خمیرة ازلی است در دو رشتة شرقی (خسروانی) و غربی (فیثاغورسی) ترسیم کرده است که سرانجام در یک نقطه جمع گردیده اند و سهروردی خود وارث این امانت گران بهاست. رنه گنون نیز به طریق مشابهی از خمیرة ازلی(la Tradition primordiale) سخن گفته است که مظهر نخستینی دارد و مظهر بازپسینی: مظهر اوّل آن آیین هندو و مظهر آخر آن دین اسلام است. در این مقاله، با استناد به گفتاری از گنون دربارة سَناتَنَه دهَرمَه (خمیرة ازلی و ابدی)، رأی او با رأی سهروردی برابر نهاده شده است.
رابطة سببیت یکی از ارکان مهم مسئولیت کیفری و مدنی و نقطه اشتراک این دو نوع مسئولیت است. بگونه ای که بدون اثبات آن هیچیک از دو نوع مسئولیت قابل تحقق نمی باشد. با این وجود رابطة استناد در این دو قلمرو تفاوت های اساسی داشته ودر حوزه مسئولیت کیفری باید با نگرش کیفری به این پدیده نظاره کرد. زیرا هریک از آنها اقتضائات ولوازم خود را دارند وطبعا بر مبنای همان ساختار، نوع مسئولیت بررسی وتحقق می باشد. هرچند جبران خسارت بعنوان نتیجه تحقق مسئولیت کیفری مورد قبول خواهد بود ولی قابلیت استناد در امر کیفری مبتنی بر اصولی بر گرفته از مبانی کیفری است. نوشتار حاضر تلاشی است در جهت ارائه یک نگرش جامع کیفری نسبت به رابطه سببیت و تحلیل معیارها و چالش های این رکن مسئولیت کیفری در پرتو اندیشه های فقهی، آرای قضایی و قوانین کیفری بویژه قانون جدید مجازات اسلامی مصوب 1392.
اندیشه های اسماعیلیان درباره آفرینشبا توصیفی اسطوره ای آغاز می شود و بعدها با به کارگیری شیوه و زبان فیثاغورسیان، نوافلاطونیان، اصحاب قبالا و اخوان الصفا، به صورت آمیخته ای از اعداد رازآمیز، نظریه مُثُل و موازی سازی های متعدد بین پدیده های طبیعی و برابرهای آسمانی آنها و سپس یافتن برابرهای آن در دین که مؤید باورهای دینی آنها و حقانیت چهره های اعتقادی شان است، شکل می گیرد. در این شیوه، مفهوم حدّ یک اصطلاح کلیدی و شامل حدّهای دوگانه، پنج گانه و هفت گانه است. بیشتر از همه حدّهای پنج گانه برای توجیه و توصیف آفرینش به کار گرفته شده اند. پژوهش حاضر به بررسی آرای اسماعیلیان و دیدگاه ناصرخسرو درباره اسطوره آفرینش اختصاص دارد.
در میان متفکرانی که درباره مسأله «گذر زمان» تأمل جدی کرده اند و بر تمرکز بر لحظه تأکید ویژه ای داشته اند؛ بودا و خیام از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردارند. در این پژوهش ابتدا مبنای اندیشگی این دو متفکر را درباره زمان و جهان بررسی کرده ایم و سپس با توجه به عناصری مانند مرگ، بیماری، زوال، حیات پس از مرگ، رنج و لذت و ... به تبیین دیدگاه بودا و خیام از لحظه پرداخته ایم. در تبیین عوامل رویکرد خیام و بودا به لحظه یا دم و دلایل پاسداشت آن و تفاوت های نگره ای این دو به مسأله زمان، باید گفت که خیام به گریز از آگاهی در بستر لحظه باور دارد تا از فکر فرجام لحظه و عاقبت کار آدمی بگریزد؛ لذا دیدگاه وی با لذت گرایی پیوند می یابد؛ اما تبیین بودا از لحظه ژرفا و عمق بیشتری دارد و با دیدگاه وی نسبت به آگاهی، شناخت و کلیت هستی پیوند می خورد. همچنین حاصل پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هر دو به تقلیل مرارت و کاستن رنج معتقدند، تفاوت نگاه آنها به رنجی که از گذر زمان و ناپایداری آنات ناشی می شود، باعث شده که آنان نسبت به شیوه کاهش این ر نج مواضع متفاوتی اتخاذ کنند.
با گسترش عرفان و تصوف در ایران و دیگر سرزمین های اسلامی و به تبع آن، نوشته شدن متون عرفانی، رهروان و بزرگان این طریقت به دلیل ابراز پاره ای اندیشه های خاص نکوهش شدند. یکی از مهم ترین این اندیشه ها شاهدبازی است که همواره موجب سرگردانی خوانندگان متون صوفیه شده است. از سویی، متون علم الرّجال و آثار به جای مانده از خود ایشان، گواهی آشکاری است بر این مدعا که آنان از جمله بزرگانی بوده اند که در مراحل والایی از عرفان سیروسلوک داشته اند و از دیگر سو، شاهدبازی اخلاقی است که تناقض آشکار با این طریقت دارد. نقد روان شناسی از جمله مهم ترین نقدهایی است که چشم انداز تازه ای به متن در اختیار خواننده می گذارد و موجب آشکار شدن زوایای پنهان یک اثر ادبی می شود. از همین رهگذر، نگارندگان این جُستار می کوشند تا با خوانشی متفاوت از خوانش های موجود در متون عرفانی و از منظر روانکاوی تحلیلی یونگ و لاکان به بررسی این مسأله بپردازند و زوایای پنهان آنها را بازنمایند.
زبان شناسی متن و موضوعات متعدد مربوط به آن، ازجمله عنصر انسجام، پیشینه ای نسبتاً جدید در حوزة زبان شناسی و به تبع آن، در حوزه های نقد ادبی دارد. مانند بسیاری از نظریات زبان شناختی و ادبی معاصر، خاستگاه این شاخة علمی نیز غربی است. نظریه ها و رویکردهای وارداتی دربین زبان شناسان و صاحب نظران عرب با بازخوردهای متفاوت همراه است. برخی با نگاهی متعصبانه، بسیاری از نظریات نوظهور در حوزة ادبیات و زبان شناسی (بینامتنیت، دریافت، خوانش، ساختگرایی و ...) را در گنجینة میراث ارزشمند عربی موجود می دانند که البته در برخی موارد درست است، برخی آن را نگرشی نو و بی سابقه در پژوهش های زبانی عرب می دانند و برخی دیگر با اینکه در رویکردی معتدلانه، کلیت این گونه نظریات را غربی می دانند، می کوشند که نظریات و رویکردهای وارداتی را با آنچه ویژگی های متمایز زبان عربی و میراث پربار لغوی و نقدی عرب می دانند تلفیق و به اصطلاح منطبق و بومی سازی کنند. در این مقاله، با روشی توصیفی- تحلیلی آراء و ایده های صاحب نظران معاصر عرب درمورد زبان شناسی متن و انطباق انسجام با زبان عربی را بررسی می کنیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که بیشتر این افراد بر عدم تناسب برخی عوامل انسجامی مطرح در الگوی هالیدی با زبان عربی تأکید می کنند و می کوشند این موارد را با حذف یا افزایش عواملی دیگر، به اصطلاح بومی سازی کنند.
اخلاق و مسائل اخلاقی در نفثه المصدور نسوی موضوع اصلی این تحقیق است. در این پژوهش کوشش شده که به درون مایه های اخلاقی و سرچشمه های نظری اخلاقی- تربیتی زیدری نسوی نقبی زده شود و نوع نگرش نویسنده به موضوعاتی چون وفاداری، آزادگی، دوستی و مهر، بی وفایی، رذایل برخی دولت مردان، بی اعتنایی مردم به احوال یکدیگر، خیانت در امانت و خطاهای راهبردی سلطان بازشناسی گردد. نسبت نظریه اخلاقی نسوی که مانند غالب نویسندگان، منشیان و ادیبان عصر او از آبشخور قرآن و سنت سیراب می شود با وضعیتی که نویسنده در آن گرفتار شده (ایلغار مغول) در این تحقیق کاویده شده. هدف این مقاله دستیابی به سرچشمه نگرش ها و آموخته های اخلاقی نویسنده نفثه المصدور و تعیین آبشخورهای ذهنی او در نوع برخورد انفعالی با مصیبت مغول است. همچنین قصد بررسی نوع بلاغت نویسنده و نسبت آن با مقوله جنگ در این مقاله از اهداف دیگر است. روش بررسی تحلیل محتوا و نوع مطالعه، کتابخانه ای است.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی ارتباط بین هوش هیجانی کارکنان فدراسیون های موفق با اثربخشی فدراسیون ها است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق، شامل ده فدراسیون موفق در سال های اخیر بود که براساس رتبه بندی کمیته ملی المپیک شناسایی و معرفی شده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، چهار فدراسیون کشتی، دوومیدانی، بسکتبال و کاراته انتخاب و تعداد 100 پرسشنامه بین کارکنان این فدراسیون ها توزیع شد، که از این تعداد 75 پرسشنامه قابل استفاده بود. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل دو پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ و اثربخشی حمیدی بود. روایی پرسشنامه ها توسط اساتید متخصص تایید شده و ضریب پایایی برای پرسشنامه هوش هیجانی (76/0=α) و برای پرسشنامه اثربخشی (85/0=α) به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد، بین هوش هیجانی کارمندان با اثربخشی فدراسیون های موفق (8/0r=)و (001/0p=) ارتباط معنی داری وجود داشت. همچنین، بین مولفه های خودانگیزی با اثربخشی (32/0=r)، خودآگاهی با اثربخشی(62/0=r)، خودکنترلی با اثربخشی (61/0=r)، همدلی با اثربخشی (62/0=r) و مهارت های اجتماعی با اثربخشی (59/0=r) ارتباط معنی داری وجود داشت. بنابراین می توان اذعان داشت که هرچه هوش هیجانی کارمندان فدراسیون بیشتر باشد اثربخشی فدراسیون هم افزایش می یابد.
مقالة حاضر، شرح یک پژوهش کیفی میدانی است که به بررسی یکی از مهم ترین تحولات حوزة مناسک دینی می پردازد؛ مقدس سازی اشخاص و مکان هایی که سنت دینی آنها را به عنوان چیز مقدس نشناخته است. مزار سهراب سپهری، یکی از نمونه های این «مکان های جدید» است که پژوهش حاضر مطالعه ای موردی در خصوص مناسک و جهان معنایی زائران این مکان است. زائران جوان مزار سهراب، تلاش می کنند تا گونه های جدیدی از دینداری را خلق و تجربه کنند؛ الگوهای متنوعی که هرکدام در عین فاصله داشتن از دین و مناسک سنتی، عناصری از آن را وام می گیرند و آنها را به نحو جدیدی نمایش می دهد. در ایران این پدیده را می توان به عنوان نوعی تلاش برای ابداع شکلی گشوده و منعطف از دین تفسیر کرد. تجربة اشکالی از معنویت و دینداری که کثرت گرایی، کم رنگ بودن وجوه سیاسی و سیال و منعطف بودن از ویژگی های اصلی آن است و درعین حال قادر به تولید تجربه های گرم و شورانگیز معنوی در قالب ایجاد تحول در مناسک دین عامه است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اعتبار، وسعت و کیفیت کتاب های مرجع فارسی کودکان و نوجوانان که از سال 1385 تا 1390 برای اولین بار در ایران به چاپ رسیده اند، صورت گرفت تا بدین وسیله میزان مطابقت شان با معیارهای کتاب های مرجع کودکان و نوجوانان مشخص شود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. روش به کار رفته در این پژوهش، تحلیل محتوا و از نوع کمّی است. جامعه آماری پژوهش شامل 216 عنوان کتاب مرجع کودک و نوجوان است. ابزار گردآوری داده ها، سیاهه وارسی محقق ساخته مبتنی بر مرور متون و منابع است که روایی آن به تأیید صاحب نظران رسید. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، از تعداد 216 عنوان کتاب بررسی شده، 150 اثر دانش نامه، 33 اثر واژه نامه، 8 اثر سرگذشت نامه، 18 اثر منابع مرجع فوری، و 7 اثر منابع مرجع جغرافیایی بودند. بر اساس نتایج، معیارهای ارزیابی در تعداد زیادی از کتاب ها به صورت کاملاً مطلوبی رعایت نشده بود. کتاب های تألیفی ترجمه ای بیشتر از سایر کتاب ها معیارهای مورد نظر را رعایت کرده بودند و همچنین به جز سال 1390، در بقیه سال ها کیفیت منابع مورد بررسی سیر صعودی داشتند. این در حالی است که تعداد کتاب های تألیفی ترجمه ای تنها 6 درصد از کل کتاب ها را در این 6 سال تشکیل می دادند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر ضمن تهیه سیاهه وارسی در زمینه ارزیابی کتاب های مرجع کودکان و نوجوانان بر اساس پیشینه های موجود و نیز نظر متخصصان، این امکان را فراهم آورده است تا استفاده کنندگان کتاب های مرجع در انتخاب خود تصمیم بهتری بگیرند. همچنین به تولیدکنندگان کتاب های مرجع این امکان را می دهد تا تصمیم گیری بهتری در زمینه تألیف کتاب های مرجع داشته باشند.
هدف: پژوهش حاضربا هدف مطالعه وجود رابطه بین متغیرهای شغلی و غیرشغلی و کیفیت زندگی کاری کتابداران در کتابخانه های عمومی در استان یزد صورت گرفت. روش: این پژوهش یک مطالعه کمی و نیز توصیفی بارویکرد همبستگی از نوع کاربردی می باشد. پاسخ دهندگان کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی در استان یزد می باشند. از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها برای هر یک از کتابخانه های شرکت کننده مورد استفاده قرار گرفت. پرسشنامه به دو قسمت تقسیم شده است: بخش (الف) اطلاعات فردی و بخش (ب) سوالات مربوط به هریک از متغیرها. داده ها با استفاده از تجزیه و تحلیل همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که هر دو متغیرهای شغلی و غیرشغلی متغیرهای با اهمیتی در تعیین کیفیت زندگی کاری هستند و همبستگی معناداری بین متغیرهای شغلی و غیرشغلی و کیفیت زندگی کاری وجود دارد.
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی اَبعاد سیستم مدیریت دانش و نوآوری و ارزیابی وضعیت آنها در کتابخانه های عمومی شهر یزد و تحلیل تأثیر مدیریت دانش بر نوآوری است.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، توصیفی پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان یزد (مشارکتی و غیرمشارکتی) تشکیل می دهند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری پیرسون، تی تک نمونه ای، مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که کلیه ابعاد مدیریت دانش به جز بُعد «خلق و کسب دانش» بر نوآوری تأثیر دارند. به استناد ضرایب معادلات ساختاری، بیشترین اثرگذاری بر نوآوری به ترتیب مربوط به بُعد «فن آوری و ساختار» و بُعد «سازماندهی، ذخیره و تسهیم دانش» بود. همچنین یافته ها نشان داد که متغیرهای «نوآوری اجرایی» و «نوآوری فنی» در کتابخانه های عمومی یزد از وضعیت متوسط و نامطلوب برخوردار هستند. به نظر می رسد به این دو حوزه توجه کمتری شده است و برنامه ریزی و تدوین استراتژی به منظور حل مشکلات و بهبود بخشیدن به وضعیت آنها وجود ندارد.
اصالت/ارزش: اهمیت این پژوهش در معرفی عوامل نیازمند بهبود در سیستم مدیریت دانش و نوآوری نهاد است. عامل «خلق و کسب دانش در سیستم مدیریت دانش، و عوامل «نوآوری اجرایی» و «نوآوری فنی» در کتابخانه های عمومی نیازمند تقویت و توجه مدیریتی است.