این پژوهش توصیفی به بررسی نقش تنظیم احساسات شناختی بر رضایت شغلی کارکنان می پردازد. ابزار جمع آوری اطلاعات ما در این تحقیق پیمایشی، پرسشنامه بوده، که بین کارکنان بخش ستادی گمرک جمهوری اسلامی ایران پخش شده است. برای بررسی روایی سازه و کاهش خطاهای اندازه گیری از نظریه سئوال-پاسخ چند بعدی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بسیاری از گویه هایی که برای سنجش متغیرهای تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند، قدرت تمییز مناسبی داشتند و سئوالاتی که بار عاملی پایین داشتند برای آزمون فرضیات حذف شدند. با این وجود، طبق تحلیل سئوالات با استفاده از نظریه سئوال- پاسخ، پرسشنامه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار بوده است. نتایج حاکی از آن است که از استراتژی های انطباقی تنظیم احساسات شناختی، استراتژی پذیرش،ارزیابی مجدد مثبت، برنامه ریزی وتمرکز مجدد مثبت باعث افزایش رضایت شغلی کارکنان می شود و استفاده از استراتژی نگاه به چشم انداز تاثیری بر روی رضایت شغلی ندارد. همچنین، استفاده از استراتژی های غیر انطباقی تنظیم احساسات شناختی (سرزنش خود، سرزنش دیگران و فاجعه سازی) باعث کاهش رضایت شغلی کارکنان می شود.
این پژوهش درصدد است تا به بررسی تأثیر میانجی حمایت سازمانی ادراک شده در ارتباط بین عوامل استرس زا شغلی با رفتارشهروندی سازمانی بپردازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش پیمایشی توصیفی و مقطعی است. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه های استرس کوپر و همکاران (1988) و اسمیت (1981)، رفتارشهروندی سازمانی اورگان (2006) و حمایت سازمانی ادراک شده شومیلا (2012) جمع آوری شد. پایایی و روایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب بارهای عاملی، آلفاکرونباخ، پایایی ترکیبی، روایی صوری، روایی همگرا و روایی واگرا بررسی شد سپس اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart –PLSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. هم چنین از آزمون های سوبل و واف (VAF) برای اندازه گیری شدت اثر و آماره تی نقش میانجی حمایت سازمانی ادراک شده استفاده شده است. تحلیل داده ها نشان داد که عوامل استرس زای شغلی بر رفتارشهروندی سازمانی و حمایت سازمانی ادراک شده مؤثر بوده است. از سوی دیگر، تجزیه و تحلیل های انجام شده با استفاده از آزمون سوبل نشان داد که تقریباً 33 درصد از تغییرات عوامل استرس زای شغلی بر رفتارشهروندی سازمانی از طریق متغیر میانجی حمایت سازمانی ادراک شده تبیین می شود.
گشادکننده های عروقی از تنظیم کننده های کلیدی فشارخون و سیستم قلبی – عروقی اند که این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرینات تناوبی شدید بر تغییرات اپلین و نیتریک اکساید به عنوان گشادکننده های عروقی و تنظیم کننده فشارخون انجام گرفت. در این پژوهش اپلین و نیتریک اکساید و فشارخون پیش و پس از شش هفته تمرینات تناوبی اندازه گیری شد. بدین منظور دو گروه تجربی (10 نفر) و کنترل (10 نفر) شامل مردان میانسال شهر تهران با دامنه سنی 45 تا 55 سال به صورت تصادفی انتخاب شدند. پروتکل تمرین تناوبی با شدت بالا شامل 10 تناوب (45 ثانیه با شدت 85 تا 90 درصد ضربان قلب ذخیره و 2 دقیقه بازیافت) توسط گروه تجربی طی شش هفته اجرا شد. در پایان هفته سوم شدت تمرین به 12 تناوب تمرینی و 90 ثانیه بازیافت رسید. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی نمونه های خونی و اندازه گیری های آنتروپومتریکی و ترکیب بدنی از آزمودنی ها گرفته شد. نتایج نشان داد که شش هفته مداخله تمرین تناوبی شدید موجب افزایش معنادار میزان اپلین (001/0P = )، نیتریک اکساید (001/0P = )، و کاهش معنادار در میزان فشارخون سیستولی (001/0P = )، و دیاستولی (002/0P = )، در گروه تجربی شد. نتایج این پژوهش حاکی از تأثیر مفید ورزش بر روی دستگاه اپلینرژیک و فشارخون است و از طرفی نشان می دهد احتمالاً افراد دچار فشارخون، می توانند به فعالیت تناوبی با شدت بالا بپردازند، لیکن تأیید این مطلب نیازمند پژوهش های بیشتر در خصوص نقش تمرینات تناوبی شدید و ارتباط آن با فشارخون است.
هدف گزینی از جمله مؤلفه های انگیزشی است که برای بهبود یادگیری مهارت های ورزشی به کار می رود. هدف از تحقیق حاضر، تعیین تأثیر هدف گزینی آسان و دشوار بر اکتساب و یادگیری پرتاب آزاد بسکتبال در دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. نمونه این پژوهش 21 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر 13 – 8 سال شهر اصفهان بودند که در دو گروه هدف گزینی آسان و دشوار قرار گرفتند. شرکت کنندگان 9 جلسه به اکتساب تکلیف ملاک پرداختند. آزمون پرتاب آزاد بسکتبال به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. پیش آزمون قبل از جلسات اکتساب و آزمون های اکتساب در طول جلسات اکتساب و آزمون های یادداری فوری و تأخیری به ترتیب پس از 2 و 10 روز بی تمرینی برگزار شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و اندازه های تکراری و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد گروه هدف گزینی آسان در مراحل اکتساب و یادداری، بهبود معنا دار اجرا داشتند (P< 0.05)، درحالی که گروه هدف گزینی دشوار بهبودی اجرا نشان ندادند. یافته ها، استفاده از هدف گزینی آسان به جای هدف گزینی دشوار را برای آموزش پرتاب آزاد بسکتبال به کودکان کم توان ذهنی پیشنهاد می کند.
افشای اختیاری مدیران به عنوان یکی از مکانیزم های شفافیت اطلاعاتی، مورد توجه تحلیل گران و فعالان بازار سرمایه می باشد. شناسایی محرک های افشای اختیاری می تواند به درک عوامل موثر بر شفافیت و کارایی بازار سرمایه و کارایی تخصیص منابع کمک کند. در این پژوهش، ویژگیهای شرکت، راهبری شرکتی و قدرت ذینفعان به عنوان محرک های افشای اختیاری بررسی می گردند. نمونه تحقیق شامل 146 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392- 1388 می باشد. در بررسی فرضیات این پژوهش از روش معادلات ساختاری و رگرسیون چند متغیره استفاده شد تا تحلیل جامعی از تاثیر متغیرهای مکنون و اجزای سازنده های آنها بر افشای اختیاری صورت گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد، ویژگیهای ساختاری شرکت تاثیر مثبت و معنادار و ویژگیهای عملکردی شرکت تاثیر منفی و معناداری بر سطح افشای اختیاری دارند. ویژگیهای هیات مدیره، ساختار مالکیت و حسابرسی تاثیر مثبت و معناداری بر سطح افشای اختیاری دارند. همچنین ذینفعان داخلی تاثیر منفی و معنادار و ذینفعان خارجی تاثیر مثبت و معناداری بر سطح افشای اختیاری می گذارند .
در چارچوب مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای اثر تمامی عوامل مؤثر بر بازده مورد انتظار، در بتا خلاصه می شود. واقعی نبودن بسیاری از مفروضات این مدل، زمینه توسعه و گسترش مدل های قیمت گذاری دیگری را فراهم ساخت که هریک، به نوبه خود با نقض یکی از مفروضات یادشده، منجر به توسعه مدل های جدیدی گردید. از جمله مباحث نوین و مطروحه در این حوزه می توان به گنجانده شدن عوامل چولگی و کشیدگی در مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای اشاره کرد . بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر گشتاورهای مرتبه سوم و چهارم بر بازده آتی سهام با استفاده از داده های مقطعی و براساس مدل فاما – مکبث پرداخته است. این پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی و از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی می باشد که در آن تأثیر چولگی و کشیدگی توزیع بازده سهام و نوسانات غیرسیستماتیک بر بازده آتی سهام از طریق سه فرضیه مورد آزمون قرار گرفت. برای انجام این پژوهش، نمونه ای متشکل از 76 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی 1389 الی 1393 به روش حذف سیستماتیک انتخاب شد. براساس نتایج پژوهش، ضریب چولگی، گشتاور مرتبه سوم، بر بازدهی آتی سهام تأثیرگذار بوده و رابطه منفی با آن دارد. به بیان دیگر، هرچه چولگی منفی توزیع بیشتر باشد، بازدهی آتی سهام بیشتر خواهد بود. همچنین نوسانات غیرسیستماتیک بازده سهام تأثیر مثبت بر بازدهی آتی سهام دارد. به عبارت دیگر، سرمایه گذار با تحمل ریسک بیشتر به واسطه افزایش نوسانات غیرسیستماتیک، انتظار بازدهی بیشتری در آینده را دارد.
در این مطالعه، کاربرد شبیه سازی در بهینه سازی دو هدفه ی یک مسئله ی بالانس خط مونتاژ تشریح گردیده است که در آن هدف، تعیین مقادیر بهینه تخصیص نیروی انسانی و تجهیزات موازی به ایستگاهها می باشد، به طوری که با حداقل هزینه های افزایش تجهیزات و نیروی انسانی در ایستگاهها، خروجی خط تولید به بیشترین مقدار خود افزایش یابد. به عبارت دیگر با استفاده بهینه از منابع موجود خروجی تولید حداکثر شده و بهرهوری به حداکثر میزان ممکن ارتقاء یابد. بدین منظور، به کمک بهینه سازی ازطریق شبیه سازی، فرایند خط تولید ، تحت یک مدل شبیه سازی در نرمافزار ED شبیه سازی شده است. پس از اعتبارسنجی مدل با استفاده از طرح آزمایش سناریوهای متنوعی طراحی و در مدل شبیه سازی اجرا شد، مقادیر ممکن برای دو متغیر تعداد نیروی انسانی و تعداد تجهیزات موازی با استفاده از الگوریتم ژنتیک به دست آمده و در یک نمودار پارتو نشان داده شده است و نتایج با وضعیت فعلی خط تولیدمقایسه گردیده است.
برای بررسی اثرهای دمایی باد 120 روزة سیستان طی دورة 1993 2012 با استفاده از آزمون تحلیل عاملی و خوشه بندی دو الگوی اصلی وزش باد شمالی (باد 120 روزة سیستان) و باد شرقی شناسایی شد و مشخص گردید که در الگوهایی با وزش باد شرقی هسته ای از وزش دمایی منفی در شرق ایران و مرکزی از وزش دمایی مثبت در مناطق مرکزی تر فلات ایران شکل می گیرد. این وزش منفی جنوب شرق ایران را دربر نمی گیرد که سبب افزایش دمای منطقه می شود. در الگوهایی با وزش باد شمالی هسته ای از وزش دمایی منفی در شرق و جنوب شرق ایران شکل می گیرد و حرارت را از این مناطق به دریای عمان و بخش شرقی دریای عرب انتقال می دهند. این هستة وزش دمایی منفی شکل گرفته 4 6 درجه نسبت به الگوهای باد شرقی در مناطق جنوبی تر قرار می گیرد و باعث کاهش دمای هوا در مناطق شرقی و جنوب شرقی ایران می شود و استوای حرارتی را در این منطقه از کرة زمین به عرض های جنوبی تر جابه جا می کند. در حالی که در الگوهایی با وزش باد شرقی استوای حرارتی در عرض های شمالی تر و بر روی جنوب شرق و حتی شرق مرکزی ایران مستقر می شود و سبب افزایش دمای این مناطق نسبت به غرب، جنوب غرب، و الگوهای وزشی باد شمالی می شود.
در این پژوهش، به منظور واکاوی تعداد روزهای بارانی ایران، از پایگاه داده - بارش آفرودیت طی دورة آماری 56ساله استفاده شده است. همچنین، نقش مؤلفه های جغرافیایی در تعداد روزهای بارانی بررسی شده است. نتایج نشان داد متوسط روزهای بارانی ایران 38 روز است؛ با وجود این، بارش 36 /62 درصد از گسترة کشور از 38 روز نیز کمتر است. بیشینة روزهای بارندگی ایران با 147 روز در جنوب غرب دریای خزر واقع شده است. از سوی دیگر، کمینة روزهای بارانی ایران با 9 روز در جنوب شرق ایران قرار دارد. بررسی ها و تحلیل های آماری نشان داد بهترین تقسیم بندی از روزهای بارانی ایران تقسیم کشور به شش پهنه است. این شش پهنه عبارت اند از: 1. پهنة خزری با تعداد روزهای بارانی 126 روز؛ 2. پهنة بارشی ایران شامل مناطق کوهستانی غرب، شمال غرب، و شمال شرق با تعداد روزهای بارانی 77 روز؛ 3. پهنة کوهپایه ای با 57 روز؛ 4. پهنة نواری بین ارتفاعات و مناطق پست داخلی بادپناه داخلی با 38 روز بارانی؛ 5. پهنة ایران مرکزی و نواحی بادپناه داخلی با 27 روز بارانی؛ 6. فقیرترین منطقة بارشی ایران شامل کویرها و چاله های شرقی و نواحی جنوب شرق است با متوسط تعداد روزهای بارانی 17 روز.
توسعة اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس های محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی چون: فقر گسترده، نابرابری فزاینده، رشد سریع جمعیت، بیکاری، مهاجرت و ...، توجه به توسعة روستایی و حتی تقدم آن بر توسعة شهری را در پی داشت؛ از این رو توسعة روستایی، فرآیندی چندبعدی و متضمن بهبود پیوستة زندگی و کیفیت آن در جامعة روستایی است؛ در این راستا توجه به سرمایه های فرهنگی و اجتماعی به منزلة سرمایه هایی که موجب پایداری منابع و منافع اقتصادی می شود و همچنین حکمروایی خوب با ارتقای تعامل بین مردم و دولت ضرورت می یابد. پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر سرمایة اجتماعی بر حکمروایی خوب و پایداری جوامع روستایی با نقش میانجیگری سرمایة فرهنگی است. بدین منظور دهستان گوین کنگاور به منزلة نمونة پژوهش برگزیده شد. حجم جامعة آماری این پژوهش با بهره گیری از فرمول کوکران، 240 نفر محاسبه و داده های مورد نیاز با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و پرسش نامه از روستاییان دهستان گودین گردآوری شد. در ادامه الگوی پیشنهادی با الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار AMOS ویراست 18 ارزیابی شد. همچنین برای بررسی آثار تعدیل گر میان حکمروایی خوب روستایی با پایداری، روش رگرسیون سلسله مراتبی با بهره گیری از نرم افزار SPSS به کار رفت. یافته های پژوهش بیان کنندة برازش نسبتاً مناسب الگوی پیشنهادی، همچنین معناداربودن آثار غیرمستقیم سرمایة اجتماعی با پایداری اقتصادی اجتماعی و درنظرگرفتن نقش میانجیگری حکمروایی خوب روستایی است. افزون بر این، نتایج به دست آمده از رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد سرمایة فرهنگی، رابطة میان حکمروایی خوب روستایی و پایداری اجتماعی - فرهنگی را تعدیل می کند.
برنامه ریزی در امر گردشگری از جنبه های مختلف ضروری و مهم است و شناخت پهنه های مناسب برای گردشگری به لحاظ آسایش اقلیمی از موارد مهم در برنامه ریزی گردشگری می باشد. هدف از انجام این تحقیق، برآورد آسایش اقلیمی مناطق شهری و روستایی دو استان ایلام و کرمانشاه در جهت توسعه و برنامه ریزی گردشگری می باشد. جهت این امر، ابتدا به بررسی جاذبه های های گردشگری دو استان در زمینه های فرهنگی-تاریخی و طبیعی اقدام گردید و سپس از شاخص بیکر جهت برآورد آسایش اقلیمی بهره گرفته شد و تحلیل های لازم صورت پذیرفت. در نهایت برای پهنه بندی شرایط زیست اقلیم، داده ها به محیط GIS منتقل و با استفاده از روش میان یابیKriging نقشه ها ترسیم گردیدند. نتایج حاکی از آن می باشد که در 3 ماه زمستان؛ تنها دو ایستگاه دهلران و سرپل ذهاب، در ماه آوریل؛ ایستگاه های دهلران، اسلام آبادغرب، ایلام و سر پل ذهاب، در ماه می؛ ایستگاه های روانسر، کرمانشاه، کنگاور، اسلام آبادغرب، ایلام و سر پل ذهاب، در ماه ژوئن؛ ایستگاه های روانسر، کرمانشاه، کنگاور و اسلام آبادغرب، در ماه ژوئیه؛ ایستگاه های کنگاور و کرمانشاه، در ماه سپتامبر و اکتبر؛ روانسر، کرمانشاه، کنگاور و اسلام آبادغرب و ایلام، در ماه نوامبر؛ ایستگاه های دهلران، کنگاور، اسلام آبادغرب، ایلام و سر پل ذهاب و در ماه دسامبر؛ ایستگاه های دهلران، اسلام آبادغرب و سر پل ذهاب، شرایط مطبوع را برای گردشگری شهری و روستایی دارا می باشند.
بوم گردی یا اکوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری است که بیشترین سازگاری را با طبیعت دارد و در سال های اخیر، توجه طبیعت دوستان را به خود جلب کرده است. اما توسعه بوم گردی در مناطق مختلف، گاهی بدون توجه به ارزش های اکولوژیکی و تنها برای کسب منافع اقتصادی ایجاد شده است. از این رو به منظور مدیریت بهتر و حفظ ارزش های محیط زیست، لازم است توسعه با برنامه ریزی و مبتنی بر راهبردهای خاصِ هر منطقه انجام گیرد. پارک ملی کلاه قاضیْ واقع در جنوب استان اصفهان، با داشتن ذخایر ژنتیکی متعدد، سیمای سرزمین منحصربه فرد و زیستگاه های متنوع، می تواند مقصد گردشگران باشد و این عامل، موجب توسعه بوم گردی می شود. این پژوهش با هدف بررسی عوامل قوت، ضعف، فرصت، تهدید و ارائه راهکارهای مناسب برای توسعه بوم گردی در منطقه، به صورت توصیفی - تحلیلی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و تعیین راهبرد های توسعه بوم گردی از الگوی SWOT و در پایان به منظور اجتناب از محدودیت های این الگو و کمی کردن ارزش ها و اولویت دهی راهبردها، از روش های AHP و فریمن استفاده شده است. ماتریس فریمن موسوم به ماتریس ذی نفعان بر اساس اولویت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیکیِ پارک تهیه شده است. نتایج تحقیق نشان داد که ویژگی های مثبت منطقه بیشتر از ویژگی های منفی آن بوده است و در مقابل فرصت های موجود در منطقه، تهدید بیشتری وجود دارد. از این رو با توجه به وضعیت پارک، استفاده از راهبرد های تهاجم و رقابتی ضروری است. در ادامه برای حفظ سلامت پارک و توسعه پایدار در منطقه، دو راهبرد به عنوان مهم ترین راهبردهای ضروری منطقه برای توسعه بوم گردی پیشنهاد شد: الف) تدوین برنامه جامع مدیریتی به منظور حفاظت از تنوع گونه ای و توسعه بوم گردی در منطقه با امتیاز 107؛ ب) تدوین برنامه های بلندمدت پایش محیط زیستیِ پارک به منظور شناخت منابع آلاینده و تخریب کننده و ارائه روش های علمی - عملی برای کاهش آثار محیط زیستی با امتیاز 104. برنامه ریزی مبتنی بر راهبردهای ارائه شده، می تواند توسعه بوم گردی منطقه را همگام با حفظ موقعیت محیط زیستی و کاهش تهدیدها و بهبود شرایط نامطلوب تضمین کند.
تاریخ شفاهی به عنوان یکی از مهم ترین ابزار جمع آوری اطلاعات و روش های پژوهشی در چند دهه اخیر گسترش بسیاری در بین علوم مختلف پیدا کرده و ماهیت میان رشته ای آن باعث شده تا محققان بسیاری از رشته های علمی از جمله تاریخ توجه ویژه ای نسبت به آن داشته باشند. ساختارهای داخلی و خارجی رشته تاریخ، مانند جایگاه آن در میان دیگر رشته ها، نسبت و مناسبات این رشته با مراکز قدرت سیاسی و جریان های مختلف فرهنگی و فکری جامعه، مناسباتِ تاریخ با سایر رشته های علوم انسانی مانند ادبیات، جغرافیا، جامعه شناسی و علوم تجربی، الزامات مثبتی را برای تاریخ و پیشینه ی این رشته ایجاد کرده که در قالب تدوین تاریخ شفاهی، به بخشی از آن می توان دست یافت.امروز با توجه به اهمیت تاریخ شفاهی، توجه به تدریس تاریخ شفاهی به عنوان یکی از راهکارهای قابل تأمل در بدیهی سازی فهم تاریخ در تمام مقاطع تحصیلی و کاربردی کردن آن در مقطع دانشگاه از طریق فراگیری یک علم مدون و صحیح، از ضروریات است.این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که با توجه به اهمیت تاریخ شفاهی چرا اکثر گروه های دانشگاهی و علمی تاریخ رویکرد مناسبی به تاریخ شفاهی ندارند.بر این مبنا در این مقاله تلاش شده است با تحلیل و نقد رویکرد نامناسب گروه های تاریخ در مورد تاریخ شفاهی به نیازهای آموزشی دانشجویان تاریخ پرداخته شود. این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
«اندیشیدن به غایت»، «سنجش بین غایات احتمالی» و «گزینش نهایی غایت و هدف مطلوب»، اولین مرحله -مرحله شناخت- از مراحل صدور فعل نزد فیلسوفان مسلمان در تحلیل فلسفه عمل است. تحلیل های ناظر به شناخت غایت و هدف گزینی در این مرحله، از سنخ مباحث شناخت شناسی بوده و از این رو متاثّر از قوای ادراکی انسان و به خصوص قوّه خیال و تاثیر آن بر مبادی علمی صدور فعل است. مسأله اصلی این جستار، شناخت جایگاه، کارکرد و چگونگی تاثیرگزاری خیال در شناخت و انتخاب غایات (اهداف) است. ره یافت به دست آمده بیان گر تاثیرگزاری مؤثر و گسترده قوّه خیال بر«شناخت انسان از خود» و «انتخاب اهداف بر پایه آن» است. انگیزه و اراده به سوی رفتار یا عملی خاص نیز، مبتنی بر احساس نیاز و کمال جویی فاعل است که خود، در پرتو تصویرسازی های خیال از فاعل و اشیای پیرامونی وی شکل می گیرد. به شکلی که اهداف و انگیزه های رفتاری، متعلّق به تصویرهای تخیّلی انسان است و نه حقایق خارجی.
بهره گیری از متون کهن روایی فارسی در آموزش زبان، از یک سو زمینه ی معرفی آثار برجسته ی ادبی را به فارسی آموزان فراهم می کند و از سوی دیگر، به یادگیری و گسترش مهارت خوانداری در میان آنان کمک می کند. با توجه به نیاز مدرسان آموزش مهارت مطلب خوانداری فارسی به متن های متنوع مناسب، در این پژوهش کوشیده شد داستان هایی از میان ادبیات کلاسیک انتخاب و سپس، ساده سازی گردید و برای تسهیل و تسریع درک این متون، از یکی از راهبردهای فراشناختی به نام نگاشت داستانی استفاده شد. در این راستا، با روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بر روی 46 فارسی آموز غیرایرانی به عنوان نمونه ی در دسترس، اثرات این راهبرد بر درک مهارت مطلب خوانداری فارسی آموزان بین المللی مورد مطالعه قرار گرفت و عملکرد این راهبرد بر درک متن های کتاب کلیله و دمنه در دو گروه آزمایش و گواه مقایسه گردید. مقایسه ی عملکرد این دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون بر اساس میزان درک مطلب طی یک دوره ی آموزشی نشان داد که میان بکارگیری راهبرد نگاشت داستانی و میزان درک متون کهن روایی فارسی رابطه ی مستقیم و معناداری وجود دارد. بنا بر این، بهره گیری از این راهبرد برای آموزش درک متون ادبیات کلاسیک می تواند مورد استفاده ی مدرسان زبان فارسی قرار گیرد.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر بازی های رایانه ای چندکاربره تحت وب بر یادگیری و انگیزش دانش آموزان پسر انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی شهرستان شهریار در استان تهران بود که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد که به دو گروه 25 نفری (گروه آزمایش و کنترل) تقسیم شدند. روش تحقیق، روش نیمه آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) بود. ابتدا پیش آزمون های یادگیری و انگیزش اجرا شدند بعد از اجرای دوره برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی درس ریاضی در مبحث کسر ها از آزمون یادگیری و جهت اندازه گیری میزان انگیزه دانش آموزان از پرسشنامه کلر استفاده شد. ابزار پژوهش حاضر شامل آزمون محقق ساخته پیشرفت تحصیلی ریاضی در مبحث کسر ها و پرسشنامه انگیزش کلر بود که پایایی آن با استفاده از روش کودرریچادسون21، 77/. محاسبه شد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بازی-های آموزشی رایانه ای چند کاربره تحت وب بر یادگیری و انگیزش (علاقه، ارتباط، رضایت، انتظار) دانش آموزان پایه سوم مؤثر است و امکان ایجاد ارتباط بین یادگیرندگان در محیطی سرگرم کننده و جذاب فراهم می کند بنابراین می توان از آنها به عنوان ابزاری در یادگیری استفاده کرد.
به نظر می رسد از بیشترین مناقشه ها در مدیریت اسلامی را در سطح کلان و در عصر غیبت، می توان در نوع نگاه به موضوع ولایت فقیه دانست؛ البته در مسئله پذیرش یا عدم پذیرش مطلقه بودن آن؛ چه اینکه اعتقاد به این اصل مترقی به عنوان سازوکار حکومت در عصر غیبت- در چارچوب اعتقادیِ اسلامی ایرانی- ضرورت محل بحث را تأمین می نماید؛ لذا جدالی در انکار نیست و آنچه وجود دارد، اشکال شکلی و سازوکاری است. به همین قرائن- در این تک نگاری- ابتدا به اثبات عقلانی موضوع ولایت مطلقه فقیه با نگرش فلسفه عرفانی پرداخته شد؛ سپس بررسی پیامدها، شبهات و کارکردهای آن به صورت اجمالی پردازش شد تا در نهایت به پاسخی برای پرسش اصلی پژوهش برسد، که: - ولایت فقیه با قید اطلاق، ضرورتی در عصر غیبت است یا مصلحتی برای جامعه اسلامی است و یا حربه ای پنهان برای استبداد است؟