پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های هوش هیجانی بر کاهش تعارضات والد - فرزند در دختران نوجوان انجام شد. روش تحقیق تجربی و طرح تحقیق از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. 40 نفر از دختران نوجوان سال اول دبیرستان های دولتی شهر کرمان سال تحصیلی 84-85 از طریق نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به گروه آزمایش هشت جلسه مهارت های هوش هیجانی آموزش داده شد. ابزار سنجش، پرسشنامه تاکتیک های تعارض مورای - اشتراس فرم تعارض با والدین بود. داده ها از طریق آزمون کووراریانس و t مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های هوش هیجانی به دختران در افزایش مهارت استدلال، کاهش پرخاشگری کلامی و کاهش تعارض های آنان در ارتباط با والدین موثر بوده است. با این که میانگین نمره پرخاشگری فیزیکی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش نشان داد، اما تفاوت از نظر آماری معنادار نبود.
بنا به اعتقاد عطار نیشابوری، دعوت خداوند بزرگ برای دعا و نیایش، افتخاری بزرگ از برای نوع بشر است و حتی در این راه، شور و شوق دعا کردن را نیز خود خداوند در آدمیان ایجاد می کند و برای انجام آن توفیق می دهد. دورنمایه نیایشهای عطار، ستایش خداوند بزرگ، عجز و عشق او نسبت به خدا و بیان درخواستهاست. مهمترین دعا و خواسته وی، سلامت نفس و سعادت آخرت است. از مجموع نیایش های عطار آشکار می گردد او مومنی است با اعتقاد راستین که در سیر و سلوک عارفانه پای از جاده شریعت بیرون ننهاده و در تصوف جانب اعتدال را اختیار کرده است.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی بر میزان نشانه های اختلال وسواس ـ اجبار در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان اجرا گردید. بدین منظور تعداد 20 بیمار مبتلا به اختلال وسواس- اجبار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک عدم ابتلا آن ها به اختلال افسردگی اساسی و اختلالات شخصیت تایید شده بود، به روش تصادفی ساده از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 10 نفری شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس ـ اجبار مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا گردید. گروه آزمایشی به مدت 6 هفته با استفاده از کتابچه راهنمای درمانی که توسط پژوهشگر تدوین شده بود و شامل آموزش عملی و ارائه تکالیف خانگی استفاده از روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ بود به خوددرمانی پرداختند و در طول درمان هر هفته طی یک برنامه زمانبندی شده از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر، گزارشی از روند درمان را ارائه می کردند. آزمودنی های گروه کنترل نیز در لیست انتظار قرار گرفتند. فرض بر این بود که روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی باعث کاهش نشانه های اختلال وسواس ـ اجبار گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری می شود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی منجر به کاهش معنی دار نشانه های اختلال وسواس ـ اجبار گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون شده است (001/0P<). این بهبودی در پیگیری یک ماه بعد همچنان مشهود بود (001/0P<). باتوجه به یافته های پژوهش حاضر می توان اینگونه نتیجه گیری کردکه روش مواجهه و جلوگیری از پاسخ به شیوه خوددرمانی می تواند به عنوان روش موثری در درمان اختلال وسواس- اجبار به کار رود.
عدم موفقیت شهرهای جدید را می توان در عدم برآورد اهداف آنها دانست. نظریه شهرهای جدید چه در حالت جنینی آن در قرن 19 و چه در اشکال متنوع و تکامل یافته آن، بعد ازجنگ جهانی اول و دوم به ویژه از سال1950 به بعد، درکشورهای مختلف جهان به کارگرفته شده است. شهرهای جدید در تمام دورانهای تاریخی وجود داشته اند، اما به مفهوم امروزی پس از تحولات ناشی از انقلاب صنعتی جهت ایجاد محیط زندگی بهتر ایجاد شده اند. تمرکززدایی از کلان شهرها اصلی ترین عامل اتخاذ سیاست شهرهای جدید در ایران بوده است. در نتیجه ایجاد شهرهای جدید به عنوان یکی از راه حلهای کاهش جمعیت کلان شهرها برگزیده شده است. شهرهای جدید ایجاد شده در ایران بر اساس فاصله، جمعیت و نوع عملکرد دارای سه نوع الگوی شهرهای جدید مستقل، اقماری و پیوسته می باشند. در این راستا همواره شهرهای جدید با مشکلات عدیده ای مواجه بوده اند، به طوری که این مشکلات باعث شده تا آرمانها و اهداف اصلی ایجاد این شهرها محقق نگردد. مقوله شهرهای جدید یک مسئله ملی است و مسائل ملی را نمی توان با نگرش بخشی حل کرد. حل مسائل ملی نیاز به عزم ملی وخردجمعی دارد. لذا در تحلیل عدم تحقق آرمانها و اهداف شهرهای جدید با تکیه بر روشANP، قصد داریم تا با ارائه یک رویکرد تصمیم گیری چند معیاره ضمن رتبه بندی علل اصلی این امر به میزان تاثیر این علل در انواع شهرهای جدید نیز بپردازیم. نتایج تحقیق حاکی از این می باشد که از میان شهرهای جدید، شهرهای پیوسته، بیشترین آسیب را از عدم تحقق اهداف ایجاد شهرهای جدید پذیرا بوده اند، شهرهای مستقل و اقماری به ترتیب اولویتهای بعدی را دارند.
سازگاری و ناسازگاری بین کاربریهای شهری به دلیل تاثیرات مثبت و منفی است که کاربریهای همسایه بر روی هم دارند. برای چیدمان کاربریها درکنار یکدیگر و مکان یابی کاربریها، معیارهای ویژه ای برای هرکاربری در نظرگرفته می شود؛ به طوری که قرارگیری دوکاربری در کنار هم باید با توجه به این معیارها صورت گیرد. ناکارآمدی تک بعدی نگری و لزوم جامع نگری در اتخاذ بهینه ترین تصمیم در مکان یابی کاربری ها، بهره گیری از تخصص های مختلف، بر اساس معیارهای چند گانه کمی و کیفی و استفاده از تکنیک ها و روش های (تصمیم گیری گروهی) و (چند معیاره) را بیش از پیش ضروری نموده است . تعدد عوامل تاثیرگذار برسازگاری لزوم به کارگیری روش های تصمیم گیری چند معیاره را محرز می نماید. از طرف دیگر، در نظر گرفتن این معیارها در قالب سنتی مشکل است، در حالی که با GIS می توان معیارهای مورد نظر را به صورت لایه های مختلف در قالب نقشه های معیار به کار برد. بنابراین، در ارزیابی سازگاری کاربریهای شهری، از یک طرف نیازمند استفاده از سامانه های اطلاعات جغرافیایی برای مدل سازی مکانی روابط بین کاربریها و از طرف دیگر، نیازمند سامانه های پشتیبان تصمیم گیری و مدلهای تصمیم گیری چند معیاری هستیم. ابهام و عدم قطعیت ذاتی حاکم بر محیط های تصمیم گیری از یک سو و ناسازگاری و بی دقتی در نظرها و قضاوت های افراد تصمیم گیرنده از سویی دیگر، باعث شده است تا نظریه مجموعه فازی و پیرو آن منطق فازی به صورتی کارآمد و مفید برای مواجهه با ابهام موجود در برنامه ریزی ها و تصمیم گیریها در آید. در مقاله حاضر، با استفاده از تکنیک AHP و مدل های تصمیم گیری چند معیاره در محیط فازی، مدلی برای ارزیابی سازگاری کاربری های شهری با در نظر گرفتن کلیه عوامل مؤثر بر آن ارایه می گردد. در این مقاله، مراحل مختلف مدل پیشنهادی تشریح و توصیف می گردد.
هدف: این مقاله اهداف سه گانه ذیل را پیگیری کرده است: نخست، شناسایی حوزه های علمی معاصر نهضت ترجمه (از اواخر قرن اول تا اواخر قرن سوم)؛ دوم، بررسی فرایند ترجمه و نقل علوم از حوزه های علمی وقت دنیا؛ سوم، بررسی عوامل و زمینه های راه اندازی و تقویت نهضت ترجمه. روش: برای تحقق این سه هدف با روش مطالعه کتابخانه ای، نخست گزارشی اجمالی از وضعیت فرهنگی و علمی اعراب جاهلی ارائه و به دنبال آن، مراکز علمی معاصر صدر اسلام (حوزه علمی اسکندریه، حوزه علمی سریانی و بلاد شرق ادنی، حوزه علمی ایرانی، حوزه علمی هندی) شناسایی و به صورت اجمالی وضعیت تاریخی- علمی آنها بررسی و گزارشی از نحوه و موارد ترجمه شده و دانشمندان مترجم هر حوزه، ارائه شده است. یافته: عوامل و زمینه های شکل گیری ترجمه علوم حوزه های علمی مذکور و همچنین موارد تاثیرگذار در گسترش فرایند نهضت ترجمه، شناسایی و معرفی شده است. نتیجه گیری: دین اسلام به دلیل جهان بینی و مبانی معرفتی و ارزشی خود، با علومی که مبتنی بر منابع معرفت عقلی، تجربی و شهودی حاصل شده اند، برخورد مثبت دارد؛ حتی اگر این علوم در فرهنگ ها و تمدن های غیر دینی متولد شده باشند. حوزه های علمی ایرانی، هندی، سریانی و بلاد شرق ادنی و اسکندریه، مهم ترین مراکزی بودند که علومی از قبیل فلسفه، منطق، پزشکی، نجوم، ریاضیات، موسیقی و گاه ادبیات، از آنها به زبان عربی ترجمه شد و مورد استفاده مسلمین قرار گرفت.
" دانشمندان روش شناسی پژوهش ها را به دو گروه کلی طبقه بندی می کنند: 1- پژوهش های کمی، 2- پژوهش های کیفی. هدف اصلی این مقاله بحث و بررسی در مورد پژوهش های کیفی است. بنابراین، ابتدا ویژگی های مهم پژوهش های کیفی و اختلاف های مهم بین این گونه پژوهش ها و پژوهشهای کمی بررسی می شود. سپس، چند نمونه بارز از پژوهش های کیفی مورد بحث قرار می گیرند، و کاربردهای عمده آن ها نیز عنوان می شود. نتیجه گیری این بررسی به قرار زیر است:
1-پژوهش های کیفی از نظر اهمیت و ساختار علمی روش تحقیق، اصالتاً در سطح نازل تری از پژوهش های کمی قرار ندارند.
2-انتخاب بین یک روش پژوهش کیفی یا کمی بستگی به عوامل متعددی دارد. مهمترین سازه تعیین کننده، ماهیت موضوع، مشکل مورد مطالعه، و تجربه پژوهشگر است.
3-پاره ای از انواع روشهای پژوهش کیفی (به عنوان نمونه پژوهش موردی و زمینه ای) می توانند اطلاعات عمیق و دقیقی را در خصوص پدیده ها، رفتارها و سازمانهای پیچیده ارائه کنند. کسب این گونه اطلاعات از راه پژوهش های کمی به هیچ عنوان میسر نیست.
4-در اکثر موارد، به منظور افزایش روائی داخلی و روائی خارجی پژوهش، می توان از هر دو نوع تکنیک های کیفی و کمی استفاده نمود. یعنی، روش های پژوهش های کیفی و کمی می توانند مکمل یکدیگر باشند.
پیشنهاد می گردد، در آینده، روش ها و تکنیک های پژوهش های کیفی هر چه کامل تر و عملی تر تدوین گردد تا روائی داخلی و روائی خارجی آن ها تقویت شود، و اعتبار این گونه پژوهش ها نیز افزایش بیشتری یابد."
فتح هرموز در سال 1031ق/ 1622 م. به وسیله نیروهای مشترک نظامی ایران و کمپانی هند شرقی از جمله رویدادهای مهم و اثرگذار تاریخ خلیج فارس است. بخش عمده ای از منابع این رویداد مهم گزارش های رسمی و خاطرات ماموران پرتغالی و کارگزاران کمپانی هند شرقی است که دیدگاه سیاسی دولت های متبوع آنها را منعکس می کند.تا کنون فقط دو روایت ایرانی از این رویداد منتشر شده است. در این مقاله ضمن معرفی منابع اصلی جنگ دریایی ایران و پرتغال در دوره شاه عباس صفوی، برای نخستین بار روایتی ایرانی از این حادثه به نقل از نسخه خطی افضل التواریخ نوشته خوزانی روایت می شود.
دلیل همکاری خواجه نصیر الدین طوسی شیعه با مغولان کافر و خونریز، همیشه مورد سوال بوده است. این سوال که غالبا توام با سوء ظن بوده از همان زمان به ویژه از سوی جامعه سنی مطرح می شده است. بی تردید علت آن قبل از هر چیز، تصرف بغداد توسط هلاکو و قتل خلیفه عباسی به دستور ایشان در زمانی که خواجه وزیر و مشاور این ایلخان مغول بوده است. برای این همکاری دلایل فراوانی فقهی، تاریخی، روانشناسی، فلسفی و... وجود دارد که هر یک در هر چیز فلسفی و کلامی است. از این رو معقول است دلیل این همکاری را در حکمت خواجه جستجو کنیم. مهمترین اثر خواجه در این زمینه کتاب «اخلاق ناصری» است، که مهمترین بحث ان نیز «مدینه فاضله» است. در این تحقیق سعی شده است تا پاسخ سوال فوق الذکر بر اساس مدینه فاضله خواجه داده شود. این پژوهش نشان می دهد که خواجه نه تنها به طور نظری به مدینه فاضله و تحقق یافتن آن اعتقاد داشت، بلکه خود نیز در این راستا گام برداشت و برای تحقق بخشیدن بدان کوشیده تا وارد حوزه قدرت و سیاست شود.
این پژوهش با هدف تحلیل محتوای کتاب تاریخ معاصر ایران از بعد تفکر انتقادی انجام شده است. برای انتخاب مؤلفه های تفکر انتقادی از روش توصیفی و برای تجزیه و تحلیل محتوای کتاب از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش، محتوای کتاب درسی تاریخ معاصر ایران شامل 2818 جمله بوده که به دلیل محدود بودن جامعه ی آماری، نمونه ی آماری نیز همان جامعه ی آماری می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، سیاهه ی تحلیل محتوای کتاب درسیِ تاریخ معاصر ایران بوده که بر اساس مبانی نظری تهیه و روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی تایید شده است. واحد تحلیل نیز جملات مندرج در متن کتاب درسی تاریخ معاصر ایران بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که درمجموع، در محتوای کتاب درسی تاریخ معاصر ایران 63/34% جمله ها با تفکر انتقادی ارتباط داشته که از این میزان 14/22% به بعد شناختی، 88/6% به بعد عاطفی و 61/5% به بعد عملکردی اختصاص دارد. نتایج یافته ها حاکی از آن است که درصد توزیع مؤلفه های تفکر انتقادی در محتوای کتاب درسی تناسب نداشته است، همچنین میزان توجه به بعد شناختی، حدود سه برابرِ میزان توجه به بعد عاطفی و بعد عملکردی بوده که این وضعیت متناسب با آموزش تفکر انتقادی نمی باشد.
ژاک دریدا (Derrida, Jacques) با بنیانگذاردن رویکرد ساختشکنی، هرگونه قطعیت معنا را رد کرد. دریدا معتقد بود که باید در رویارویی با هر متن، آن چه را تاکنون آشکار دانستهایم، کنار نهاد و با شکستن آگاهانهی شالودهی متن، امکان بروز معناهای دیگرگونه را فراهم کرد. در داستان فرود، ظاهر امر از این قرار است که بر خلاف توصیههای مکرر کیخسرو مبنی بر نرفتن از راه کلات و درگیر نشدن با فرود، توس خودسرانه از راه کلات میرود و فرود را میکشد. در این جستار، با تحلیل داستان فرود بر مبنای نقد ساختشکنی، کوشش شده که قرائتی دیگر از این داستان پیش روی خواننده قرار گیرد؛ به این ترتیب که با توجه به نشانههای درونمتنی در شاهنامه، چنین به نظر میرسد که برخلاف ظاهر این داستان، کیخسرو ، به فرود به چشم یک رقیب سرسخت مینگریسته ؛ کسی که پور ارشد سیاوش بوده و بالتبع نسبت به تصدی مسند قدرت، اگر بیش تر از کیخسرو سزاوار نباشد، کم تر از او هم نبوده است؛ از این رو کیخسرو که از جانب فرود، احساس خطر می کرده، با طراحی دسیسهای در پشت پرده با رجال حکومتی، در پی نابودی برادر خود برآمده است. او به بهانهی انتقام از افراسیاب، سپاهی را به سپهسالاری توس، روانهی مقر فرود می کند تا بزرگترین رقیبش در سلطنت را از میان بردارد. سپس برای فریب اذهان عمومی، چندی توس را در بند میکند و بعد او را آزاد میگرداند و به این ترتیب، موفق میشود بدون برانگیختن کوچک ترین سوءظنی، بزرگ ترین رقیبش در سلطنت را از میان بردارد.
مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از ایجاد یک هماهنگی کارا بین تمامی سازمانهای موجود در زنجیره یهمنظور فراهمسازی محصولات و خدمات موردنیاز مشتریان نهایی.در حال حاضر مفهوم جدیدی از ترکیب دو موضوع کسب و کار الکترونیکی و مدیریتی زنجیره تأمین با عنوان مدیریت زنجیره تأمین الکترونیکی ظهور یافته است. ظهور فناوری اطلاعات فرصتهایی را برای شرکتها فراهم نمود که زنجیره تأمین خود را کاراتر نمایند. در حالیکه جنبههای عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین همچنان در حال پژوهش و بررسی است، یکی از سئوالات بدون پاسخ در این حوزه این است که چگونه میتوان در محیط نامعین زنجیره تأمین، استراتژی مناسب توسعه داد. در این مقاله بمنظور پاسخ به این سئوال مدلی دو مرحلهای ارائه شده است.
"پست مدرنیسم که در آغاز به مثابه جنبشی در هنر پدید آمد، بر همه حوزههای فلسفی، معرفتی و علمی تاثیر گذاشت. این تاثیر البته در مطالعات ارتباطی و رسانهای دو چندان است زیرا مطالعات ارتباطی خود ماهیتی بین رشتهای دارند. نظریههای پست مدرن با عقلانیت نهفته در دیدگاههای مدرن در تناقض و تنافر اساسی است و بر وجهه فرهنگی، بومی و محلی اندیشهها تاکید میکند.
تفکر پست مدرنیستی، در این تصور که رسانهها واقعیت را منعکس میکنند، تردید ایجاد میکند. آنچه رسانهها در اختیار ما میگذارند، جهانی از نشانههاست و نه دنیایی از ابژهها؛ و نشانهها، رونوشت و الگویی از رویدادهای واقعی هستند و آنچه ما واقعی میپنداریم، شکل گستردهای از آن چیزی است که رسانهها آن را واقعی نشان میدهند. نشانهها و تصاویر فرهنگی رسانهها، ما را از هر سو بمباران میکنند. بودریار، با مفهوم واقعیت مجازی، و دی برد، با به کارگیری مفهوم جامعه مناظر، به رابطه یکسویه رسانهها و انفعال تماشاگر و یا مخاطب اعتقاد دارند. از نظر آنان در گذشته رسانهها واقعیت را منعکس میکردند اما اکنون آنها واقعیت را میسازند.
ایده معروف «رسانه همان پیام» است. بیشتر با تفکر پست مدرنیستی از رسانه همسوست. برای رسانه میتوان دو ویژگی انتقال و تعیینکنندگی قائل شد. ویژگی تعیینکنندگی که از سوی آلتوسر رواج یافته، متضمن این معناست که رسانهها میتوانند در مقاطع متفاوت چگونگی به گفتار در آمدن یا روایتهای خارج از خود را تعیین کنند. برای مثال، در مقطعی، دستگاه رسانه در موقعیت تعیینکنندگی قرار میگیرد و مشخص میسازد کدام روایت از نظم اجتماعی، شهروندی، فرهنگ، توسعه.... به گفتار درآید و کدام خاموش بماند. رویکرد انتقالی نوعی ویژگی مدرنیتی را نمایان میسازد و رویکرد تعیین کنندگی (رسانه همان پیام است) نوعی ادعای پست مدرنیتی است.
این نوشتار، علاوه بر بررسی رابطه میان تفکرات پست مدرنیتی و رسانهها و توجه به دو حوزه تلویزیون و فضای سایبر، کارکردهای رسانه را نیز مورد بحث قرار داده است.
"
مناسب بودن استفاده از فنّاوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش موضوع پژوهش های بسیاری بوده است، اما همیشه چالش هایی بر سر راه کاربران فاوا و به ویژه دبیران وجود دارد که مانع از پذیرش و کاربرد فاوا در برنامه درسی آنان می شود. بنابراین، هدف اصلی این مقاله بررسی این نوع چالش ها از دید دبیران مدارس متوسطه شهر اصفهان براساس مدل موانع کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) است. در این مدل، موانع به چهار دسته سازمانی، مدیریتی، آموزشی، و مالی-تجهیزاتی تقسیم شده است. در پژوهش کیفی حاضر، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی یافته ها، دیدگاه های دبیران در مورد موانع کاربرد فنّاوری اطلاعات و ارتباطات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته با 5 سؤال باز استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را همه دبیران مدارس متوسطه دخترانه و پسرانه شهر اصفهان در سال تحصیلی 87-88 تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 110 نفرشان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از محاسبه میانگین و فراوانی و تحلیل محتوی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر دبیران، مهمترین مانع کاربرد فاوا را مربوط به دسته آموزشی دانسته اند. آنان عدم آموزش صحیح برای استفاده از فاوا در کلاس های ضمن خدمت را از چالش های مهم کاربرد فاوا در تدریس بیان کرده اند. عدم مدیریت صحیح برای اجرای برنامه های تلفیق فاوا در برنامه درسی، عدم حمایت سازمانی، و عدم وجود امکانات مالی و تجهیزات در مدارس، به ترتیب از دیگر موانع کاربرد فاوا بوده اند.
برای برآورد تابع تقاضای مسکن در شهرستان ساری ازالگوی هدانیک استفاده شده است. براساس تابع هدانیک، فرض شده است که قیمت هر واحد مسکونی تابعی از ویژگیهای فیزیکی، مکانی و محیطی آن می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مهمترین ویژگیهای واحد های مسکونی بترتیب عبارتند از: سطح زیر بنا، مساحت زمین، تعداد اتاق، فاصله از خیابان اصلی و فاصله از مرکز شهر. آنگاه، تابع تقاضا برای هریک از این ویژگیها برحسب درآمد خانوار، متوسط تحصیلات خانوار، بعد خانوار، سن سرپرست خانوار، قیمتهای ضمنی سطح زیر بنا، مساحت زمین، تعداد اتاق، فاصله
از خیابان اصلی و فاصله از مرکز شهر برآورد شده است. برای برآورد الگوها از اطلاعات مقطعی که به صورت میدانی ( نمونه گیری طبقه ای ) از 243 خانوار شهرستان ساری مرکز استان مازندران جمع آوری شد، استفاده شده است.
بنا بر قواعد مربوط به نسبت های چهارگانه بین مفاهیم، منطق دانان اثبات کرده اند که همواره بین نقیض های دو مفهوم مساوی و عام و خاص مطلق، به ترتیب، نسبت تساوی و عام و خاص مطلق (ولی به صورت برعکس) برقرار است. هنگامی که نسبت بین نقیض های مفاهیم شامل مورد بحث قرار می گیرد، از آن جا که این مفاهیم فاقد مصداق و بلکه ممتنع المصداق اند، استدلالی که برای اثبات قواعد مذکور به کار می رود، دچار مشکل می شود. منشا مشکل، اعم بودن موضوع سالبه محصله از موجبه معدوله است. منطق دانان تلاش های بسیاری برای حل مشکل کرده اند که به نظر می رسد هیچ کدام تمام نیست. در این مقاله سعی خواهیم کرد نشان دهیم که در این میان ملاصدرا با نقد دیدگاه مشهور درباره معنای اعم بودن موضوع قضیه سالبه، به بیان تفسیر صحیح آن، که خود مبتنی بر دیدگاهی از قطب شیرازی است، می پردازد و سپس با استفاده از ویژگی های قضایای لابتیه، به حل مشکل توفیق می یابد