نشاط اصفهانی از شاعران دوره ای است که مزین به زیور ارزندة رستاخیز ادبی می باشد. وی یکی از هواخواهان واقعی نهضت بازگشت ادبی و حتی یکی از پرچمداران بنام این نهضت بوده و کوشش بسیار کرده است تا شعر فارسی و اصولا شیوة نگارش را از فساد و تباهی سبک هندی برهاند و سبک قدیم خراسانی و عراقی را دوباره زنده نماید. از آن جهت که تنها سود شایان یادآوری در بیانیه شاعران دوره بازگشت، مسئلة زبان است، تلاش این پژوهش در آن است که سبک و سیاق زبانی غزلیات نشاط را برجسته نماید. از همین رو، مقاله با مقدمه ای کوتاه در احوال شاعرآغاز شده، سپس با نقد و بررسی غزل های وی در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی پی گرفته شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر رهبری تحول گرا بر تعالی سازمانی دانشگاه پیام نور با نقش واسطه ای توانمندسازی ساختاری و روان شناختی کارکنان، به روش توصیفی- همبستگی در یک نمونه 362 نفری از کارکناندانشگاه های پیام نور استان همدان انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از 4 پرسشنامه روا و معتبر و برای تحلیلداده های گردآوری شده، از آزمون های ضریب همبستگی، تحلیل عاملی تأییدی ومدل سازیمعادلات ساختاری، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحول گرا به طور معنی داری، تغییرات تعالی سازمانی، توانمندسازی ساختاری و توانمندسازی روان شناختی کارکنان را تبیین می کند (000/0=P). همچنین، توانمندسازی ساختاری، به طور معنی داری تغییرات توانمندسازی روان شناختی و تعالی سازمانی و نیز توانمندسازی روان شناختی، به طور معنی داری تغییرات تعالی سازمانی را تبیین می کنند (000/0=P). به علاوه، رهبری تحول گرابه طور غیرمستقیم، ازطریق توانمندسازی ساختاری و روان شناختی، باتعالی سازمانی ارتباطمعنی داردارد (001/0=P). نتایج پژوهش حاضر حاکی از اثر مثبت و معنی دار رهبری تحول گرا بر تعالی سازمانی دانشگاه پیام نور با وساطت توانمندسازی ساختاری و روان شناختی کارکنان بود؛لذا به کارگیری سبکرهبری تحول گرا و اتخاذ شیوه های مدیریتی ویژة توانمندسازی کارکنان، برای تعالی و رشد دانشگاه پیشنهاد می شود.
به دلیل محدودیت و کمیابی منابع و نیز باتوجه به نقش و اهمیت گسترده انرژی در رشد و توسعه اقتصادی کشورها، تعیین عوامل تأثیرگذار بر تقاضای انرژی از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله به دنبال تعیین عوامل تاثیر گذار بر تقاضای انرژی، اثر توسعه بازارهای مالی شامل توسعه بانک ها و با بورس اوراق بهادار به همراه متغیرهای شدت انرژی و تورم را بر مصرف انرژی با استفاده از الگوی داده های ترکیبی برای کشورهای D8 در بازه زمانی (2008 ـ 1988) مورد آزمون قرار می دهیم. نتایج نشان دهنده تأثیر مثبت و معنا دار توسعه بازارهای مالی بر مصرف انرژی می باشد. ضرایب شاخص های توسعه بانک بزرگتر از توسعه بازار بورس به دست آمد. این امر نشان دهنده این است که بازارسرمایه نسبت به بازار پول درکشور های D8 از توسعهیافتگی کمتری برخوردار است. همچنین، ضرایب شهرنشینی و شدت انرژی مثبت و معنادار به دست آمد، اما تورم بر مصرف انرژی تأثیر منفی داشت. نتایج حاصل از این مطالعه لزوم توجه به مسئله تقاضای انرژی درکنار توسعه بازار مالی به منظور دستیابی به رشد اقتصادی برنامه ریزی شده تأکید دارد.