هدف پژوهش حاضر، مطالعة ارتباط جهت گیری ورزشی با میزان پرخاشگری مردان ورزشکار رشته های رزمی بود. نمونة آماری شامل 167 نفر از ورزشکاران رشته های رزمی بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بین دو متغیر جهت گیری ورزشی و پرخاشگری ورزشی ارتباط معناداری وجود دارد. هم چنین، مؤلفة بردگرایی با تمامی ابعاد پرخاشگری ورزشی ارتباط معناداری دارد. نتایج نشان داد که می توان بر اساس مؤلفه های جهت گیری ورزشی به صورت معناداری میزان پرخاشگری را پیش بینی کرد. یافته های این پژوهش اهمیت شناسایی جهت گیری ورزشی را در میزان پرخاشگری نشان می دهد.
مقدمه: خشونت، به عنوان یک مسئله ی اجتماعی اذهان صاحب نظران و افکار عمومی را به خود مشغول داشته است. هدف پژوهش حاضر تبیین علل روان شناختی خشونت (قتل و نزاع) و ارتباط بین ویژگی های روان شناختی و ارتکاب به اعمال خشونت آمیز می باشد.
روش کار: در این پژوهش تحلیلی-مقایسه ای، نمونه ی پژوهش شامل 223 نفر از مجرمین مرد خشونت و زندانیان مالی در زندان های استان های کرمانشاه، کردستان و ایلام و افراد عادی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های جمعیت شناختی، چک لیست نشانه های اختلال روانی (SCL-90) و مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بر اساس چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون تی و تحلیل واریانس با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه ی 22 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین سه گروه در ابعاد فوبیا، اضطراب، افسردگی، افکار وسواسی، شکایات جسمانی، حساسیت بین فردی، پرخاشگری، روان پریشی و میزان عزت نفس و مجموع علایم مرضی، وجود دارد (001/0=P) ولی در ابعاد افکار پارانویید، ابعاد درون گرایی-برون گرایی، کنترل هیجانی و اعتماد به نفس، تفاوت معنی داری به دست نیامد (05/0<P).
نتیجه گیری: بنا بر نتایج این پژوهش، گروه مجرمین خشونت، علایم مرضی بالاتری داشتند و به نظر می رسد که علایم مرضی یاد شده می توانند در بروز پرخاشگری موثر باشد که مستلزم توجه ویژه در حوزه ی جرم و جنایت است.
این تحقیق با هدف بررسی تاثیر مشاورة شناختی- رفتاری و راه حل مدار بر رضایت جنسی زنان شهر اصفهان و مقایسه ی تاثیر این دو روش در افزایش رضایت جنسی انجام شد. روش این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آِزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعة آماری شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و فرهنگسراهای شهر اصفهان در سال 1392 بودند، که حداقل یکسال از ازدواج آنها می گذشت، دارای حداقل تحصیلات دیپلم بودند، و در محدوده سنی 40-20 سال قرار داشتند. از این جامعه 45 زن انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. متغیر وابسته در این پژوهش رضایت جنسی بود که با پرسشنامة رضایت جنسی لارسون ارزیابی شد، متغیرهای مستقل مشاورة شناختی– رفتاری (در هشت جلسه) و مشاوره راه حل مدار (در شش جلسه) بودند، که بر روی دوگروه آزمایش اعمال شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار 19-spss و روش آماری کواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مشاوره شناختی- رفتاری و راه حل مدار هر دو بر رضایت جنسی زنان موثراست (p<0.01)، در ضمن مشاوره شناختی-رفتاری نسبت به مشاوره راه حل مدار اثربخشی بیش تری نشان داد. براساس نتایج این پژوهش اثربخشی مشاوره شناختی-رفتاری و راه حل مدار بر رضایت جنسی زنان و تاثیر بیش تر مشاوره شناختی-رفتاری مشخص شد. بنابراین از این نتیجه می توان در پیشگیری و بهبود مشکلات جنسی زنان در مراکز آموزشی، مشاوره و درمانی استفاده کرد.
در عصر حاضر استفاده از موبایل بستری گسترده جهت انجام بسیاری از خدمات بی سیم فراهم آورده است. بدلیل نوپا بودن استفاده از این فناوری جدید، عامه مردم در جوامع سنتی و نیمه سنتی به دلایل مختلفی از جمله فرهنگی-اجتماعی و عدم اعتماد کافی، تمایلی به رفع نیازهای خود از طریق این تکنولوژی ندارند. از این رو شناسایی و مرتفع ساختن عوامل موثر فرهنگی-اجتماعی در زمینه خدمات دولت سیار در این جوامع، می تواند باعث تسهیل در پیاده سازی و بکارگیری خدمات دولت سیار گردد. در ایران با وجود اینکه زیرساختهای فنی استفاده از دولت سیار فراهم شده است، اما دولت همراه (سیار) همچنان توسعه نیافته و مردم از مزیت های آن بهره نمی گیرند و استان سیستان و بلوچستان نیز از این مساله مستثنی نیست. پژوهش حاضر ضمن بررسی مفاهیم دولت سیار، عوامل فرهنگی-اجتماعی موثر در ارائه خدمات دولت سیار در استان سیستان وبلوچستان را مورد بررسی قرار می دهد که با استفاده از نرم افزار spss 18 و آزمون t تک نمونه ای و تحلیل واریانس فرید مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. جامعه آماری پژوهش 300 نفر(کارشناسان فناوری اطلاعات سازمان های دولتی استان) بوده و نمونه آماری مطابق جدول مورگان 169 نفر می باشد که بصورت تصادفی از بین این کارشناسان فناوری اطلاعات در سراسر استان انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات این پژوهش از منابع کتابخانه ای، مصاحبه با کارشناسان فناوری اطلاعات همچنین از پرسش نامه در قالب طیف لیکرت استفاده شده است. یافته ها نشان دهنده آن است که بعد آموزش ومهارت رتبه اول، بعد پذیرش فناوری رتبه دوم همچنین بعد اعتماد در رتبه سوم قرار دارد.
امین و امانت یکی از قدیمی ترین و آشنا ترین مفاهیم مطرح در هر نظام حقوقی است. وجود ارزش اخلاقی امین و جایگاه ویژه او در میان مردم، سبب گردیده تا در نظام های حقوقی گوناگون نیز دارای جایگاه باشد. برخی از نظام های حقوقی مانند کامن لا برای احراز صلاحیت امین ضوابط و شرایطی را بیان کرده اند و در برخی از نظام های حقوقی دیگر مانند ایران امین را فردی می دانند که مالک یا شارع او را امین قرار داده باشند. افزون بر این، حکم به عدم ضمان امین در صورت تلف از جمله مزایای نهاد امانت است و عبارت «لیس علی الامین الا الیمین» بیانگر این مساله است. اهمیت و جایگاه ویژه امین و امانت بر کسی پوشیده نیست. در این تحقیق نگارنده با روش تحلیل متن و شیوه جستجو در متون و نظریات حقوقی در صدد پاسخگویی به این سوال است که: «مفهوم امین در فقه امامیه و حقوق ایران چیست؟» و «تفاوت میان مقام ثبوت و اثبات در تحقق مفهوم امین کدام است؟» به نظر می رسد در مقام ثبوت امین مطلقاً ماذون نیست و در مقام اثبات نیز امین مسئول است مگر آنکه به امانتداری شهره باشد.
This study was intended first to categorize the L2 learners in terms of their learning style preferences and second to investigate if their learning preferences are related to lexical inferencing. Moreover, strategies used for lexical inferencing and text related issues of text density and parts of speech were studied to determine their moderating effects and the best predictors of lexical inferencing. To this end, a posttest group design with 142 students studying engineering was adopted for the study. Perceptual style preferences questionnaire was administered to identify the students’ major learning styles, followed by strategy training for deriving the meaning of unknown words. Finally, lexical inferencing texts were given to the students to study and extract the meaning of unknown words and concurrently determine the type of strategy used for lexical inferencing. The results indicated that a great proportion of students belonged to the kinesthetic category of styles while the predominant treatments in the class were audio-visually structured. The analysis also revealed that tactile, kinesthetic, and group categories of style preferences are meaningfully related. Moreover, it was found that learning style preferences lead to statistically different lexical ineferncing. As for the strategies, the ‘syntactic knowledge analysis’ showed the highest correlation with ‘auditory learners’. Lexical density and parts of speech were also shown to moderate the effect of perceptual style preferences on lexical ability. On the whole, strategy and perceptual style preferences were found to be the two best predictors of successful lexical inferencing.