یکی از مطالب مشترک بین قرآن و کتب آسمانی گذشته، بیان قصه های مربوط به انبیا است. بیان تفاوت های داستان سرایی در قرآن با دیگر کتب آسمانی
به صورت روشمند و با تأکید بر فضایل اخلاقی و ویژگی های یوسف از اهداف نگارش این مقاله است. بر اساس بررسی های انجام شده به روش توصیفی تحلیلی، فضایل اخلاقی و ویژگی های یوسف در قرآن و تورات به سه دسته تقسیم می شوند: 1. اختصاصیِ قرآن؛ 2. اختصاصیِ تورات؛ 3. مشترک بین قرآن و تورات. مراد از ویژگی ها، شاخصه های زندگی یوسف است که به واسطه آن ها معرفی می شود. محوریت سرگذشت یوسف در قرآن، فضایل اخلاقی و شخصیت والای اوست، ولی محوریت آن در تورات، تاریخ زندگی اوست، به طوری که به بیان جزئیات پرداخته و ترتیب تاریخی در آن رعایت شده است. نتیجه بررسی این دو کتاب آسمانی در این زمینه، این است که شخصیت ایشان در قرآن، درخشان تر از تورات است؛ چون با دلایلِ روشن آمده، هدایت شده و به هدایت مردم می پردازد، اما در تورات از هدایت کردن او خبری نیست و حتی به تهمتِ جاسوسی دادن به برادران توصیف می شود. با این حال، نقطه مشترک دو کتاب، این است که در هر دو، دامن یوسف از معاصی پاک است.
هدف: در حال حاضر تغییر بی رویه اراضی کشاورزی یکی از چالش های مهم بخش کشاورزی ایران است. تغییر کاربری اراضی سالیانه بخش عمده ای از اراضی کشاورزی را از چرخه تولید خارج می کند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی در شهرستان رشت و ارائه راهکارهای مناسب می باشد.
روش: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی– تحلیلی است که بر اساس متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی به عنوان عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی زراعی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش بر اساس نمونه گیری خوشه ای (کلاستر) از 294 روستای شهرستان رشت تعداد 50 روستای دشتی و کوهپایه ای که بیشترین تغییر کاربری اراضی را طی دهه اخیر داشته اند، انتخاب و سپس بر اساس جدول مورگان از خانوارهای هر روستا تعدادی برحسب نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است که مجموعاً 150 خانوار موردبررسی و پرسشگری قرار گرفته اند.
یافته ها: بررسی ها نشان می دهد که روند تغییر کاربری در اراضی زراعی، باغی و جنگلی شهرستان رشت طی سال های اخیر به ویژه از سال 1369 آغاز شده است. بر اساس اطلاعات تصاویر ماهواره ای طی سال های 1382 الی 1392 معادل 35042 هکتار از اراضی زراعی که مستعدترین زمین های شهرستان بوده و نیز 4832 هکتار از جنگل ها و مراتع تغییر کاربری داده است. عوامل مؤثر بر این تغییر کاربری در قالب متغیرهای اقتصادی (گرانی نهاده های کشاورزی، پایین بودن قیمت محصولات زراعی، و...)، اجتماعی (بی سوادی و کم سوادی زارعین، عدم تخصص، و...)، طبیعی (فرسایش خاک و...) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که مسئله تغییر کاربری اراضی کشاورزی در این شهرستان عمدتاً متأثر از عوامل اقتصادی می باشد تا سایر عوامل، بنابراین با شناخت این عوامل سعی شده راهکارهای مناسب در این خصوص ارائه شود.
محدودیت ها/راهبردها: مهم ترین محدودیت این پژوهش عدم وجود آمار و اطلاعات دقیق از میزان تغییرات کاربری اراضی کشاورزی جنگلی در شهرستان رشت توسط سازمان های ذی ربط بوده است.
راهکارهای عملی: نتایج مشاهدات میدانی و پرسشگری از بهره برداران بیانگر آن است که مهم ترین عامل تغییر کاربری اراضی زراعی، جنگلی مرتعی عوامل اقتصادی می باشد. مهم ترین راهبرد در این پژوهش اصلاح سیاست های اقتصادی دولت در بخش کشاورزی، اعمال سیاست های حمایتی هدفمند کردن یارانه نهاده ها در بخش تولید حمایت از تولید داخلی می باشد.
اصالت و ارزش: نوآوری مقاله از این جهت است که طی دهه های اخیر با استفاده از پردازش تصاویر ماهواره ای در دو مقطع زمانی و نیز تحلیل عوامل مؤثر بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی و جنگلی در شهرستان رشت تحقیق جامعی صورت نگرفته است.
"الگوهای تدریس ابزار مهمی برای گشودن راه سازماندهی آموزش و پرورش در جهت استفاده از انواع هوش و افزایش یادگیری است. الگوهای تدریس مشارکتی رویکرد آموزشی مناسب برای استفاده از مسئله گشایی و تفکر و تحقیق با توجه به برنامه، اهداف و امکانات در اختیار می گذارد. الگوهای تدریس مشارکتی به لحاظ ساختاری زیر مجموعه خانواده الگوهای اجتماعی و برای آموزش همکاری است. در الگوهای تدریس مشارکتی دانش آموزان نقش اساسی بر عهده دارند. معلم به عنوان راهنما و هدایت کننده عمل می کند و وظیفه دارد شرایط یادگیری را فراهم نماید. الگوهای تدریس مشارکتی دانش آموزان را به گفتگو، جستجو، تفکر و آموزش یکدیگر فرا می خواند.
الگوهای گوناگونی در یادگیری مشارکتی معرفی شده اند که الگوی جیگ ساو یکی از مهمترین آنها تلقی می شود. در آن دانش آموزان به منظور دستیابی به یک هدف مشخص و برای اجرای کامل وظیفه محوله با یکدیگر همکاری می کنند. معمولا، دانش آموزان به تیم هایی برای مطالعه فصلی از یک کتاب درسی گروه بندی می شوند. آنگاه هر کدام از اعضای تیم قسمتی از فصل را مطالعه نموده و مسئول آموزش آن به سایر اعضای تیم خود می شوند. کلاسهای جیگ ساو علاوه بر ایجاد امنیت، حس همکاری و صمیمیت و جو عاری از تقلب و رقابتهای خشونت بار و جلوگیری از جو عاطفی منفی و حس حسادت در دانش آموزان در محیط مدارس به انتقال علم و دانش با الگوی هدفمند و مناسب به دانش آموزان و گسترش مهارتهای آنان کمک می کند.
در تحقیق شبه آزمایشی حاضر الگوی تدریس مشارکتی جیگ ساو متغیر مستقل و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان متغیر وابسته است. در این پژوهش 111 نفر از بین 210 دانش آموز مشغول به تحصیل در سه کلاس از شش کلاس پنجم دبستان امید انقلاب ناحیه 2 رباط کریم به عنوان گروه آزمایشی و 99 نفر بقیه به عنوان گروه کنترل به طور تصادفی انتخاب شدند. گروه کنترل مطالب را – به شکل مرسوم و کاملا مبتنی بر تلاش معلمان و سخنرانیهای آنان درباره مطالب – یاد گرفتند در حالی که در گروه آزمایشی الگوی مشارکتی از نوع جیگ ساو به کار گرفته شد. اندازه اثر از طریق تقسیم تفاوت میان دو میانگین الگوی تدریس جیگ ساو (آزمایشی) 18.46 و میانگین الگوی تدریس سنتی (کنترل) 16.02 بر انحراف معیار گروه ""کنترل"" یا گروه ""کل کلاس"" (2.24) به دست می آمد که اندازه اثر در این مورد 1.08 انحراف معیار محاسبه شد. در این تحقیق نمره میانگین ""گروه آزمایشی"" در مقابل هشتادوششمین صدک توزیع فراوانی ""کل کلاس"" شاگردان قرار گرفت و نتیجه نشان دهنده تفاوت بارز در پیشرفت دانش آموزان دو گروه آزمایشی و کنترل و افزایش یادگیری دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنها در الگوی جیگ ساو می باشد.
آنچه که به طور عددی نمایش داده می شود مبتنی بر تاثیرات آموزشی، مستقیم و حساب شده الگو بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. اما، تاثیرات پرورشی و غیرمستقیم استفاده از الگوی جیگ ساو بر مهارتهای اجتماعی، فردی، شناختی، رفتاری و خودآگاهی دانش آموزان که بسیار زیاد است محاسبه نشده است. نتایج این تحقیق تاثیر استفاده از این الگو در دروس دیگر و پایه ها و مقاطع مختلف را نوید می دهد. استفاده از فرمول اندازه اثر بررسی معلمان را برای نشان دادن تاثیر الگوهای جدید تدریس در تحقق اهداف آموزشی و مقایسه آن با روش تدریس سنتی آسان می سازد.
"
«ریشه یابی» و «اصالت» واژگان به عنوان دو محور مهم برای معادل یابی صحیح در فرآیند ترجمه و تفسیر قرآن تلقی می شوند. در این راستا این مطالعه سعی دارد تا به کاربست آن ها در ماده قرآنی «صلی» بپردازد. این ریشه 25 بار در قرآن کریم در ساختارهای مختلفی به کار رفته و معانی متفاوتی برای آن ذکر شده که در میان آن ها معنای «داخل شدن» بیش تر از همه به چشم می خورد. همچنین به دلیل شباهت این ریشه و ریشه «صلو»، معمولاً توجه چندانی به آن نشده و حتی برخی، متوجه تمایز این دو ریشه نشده اند. با توجه به مبهم بودن معنای این ریشه و کاربردهای آن در قرآن، این تحقیق به دنبال آن است تا با تکیه بر کتب لغت دست اول و برخی تفاسیر متقدم و نیز لغت نامه های زبان های سامی و آفروآسیایی در حوزه مطالعات معناشناسی، با روشی توصیفی-تحلیلی و مراجعه به منابع کتابخانه ای، معنای شفاف تری از این ریشه نسبت به آنچه در بیش تر ترجمه های فارسی قرآن کریم و برخی تفاسیر آمده، ارائه دهد. بنابر مطالعات صورت گرفته، این ریشه در اصل به معنای «لزوم» و «ارتباط» بوده و پس از آن در سایر معانی خود هم چون «دریافت حرارت آتش»، «بریان شدن» و «داخل شدن» به کار رفته است.
جرم انگاری عملی سنجیده و برخاسته از خِرد جمعیاست و شکل گیری آن نیازمند اصول و ضوابطی است. به طور کلی در این باره می توان از چهار ضابطه یاد کرد: اصل زیان، پدرسالاری، اخلاق گرایی قانونی و کمال گرایی قانونی. بهره گیری از این ضوابط به اندیشه های سیاسیو فرهنگی حکومت ها بستگی دارد و هریک از آنها از دل اندیشه سیاسی و فرهنگی متناسب با خود می روید. از این رو، شناخت هریک ازاین ضوابط، مستلزم شناخت زمینه های آن است.
اندیشه های سیاسی حاکم بر جهان معاصر را می توان ذیل دو عنوان «لیبرالیسم (فردگرایی)» و «جمع گرایی» شناسایی کرد. «فردگرایی» در جرم انگاری، با اصل زیان و تا حدودی پدرسالاری سنخیت دارد و «جمع گرایی» افزون بر این دو، با اخلاق گرایی و کمال گرایی تناسب دارد. تفاوت دو اندیشه فردگرایی و جمع گرایی، در پدیدآوردن و بهره مندی در این ضوابط چهارگانه ریشه در نوع تفسیر انسان شناسانه دارد. بدین ترتیب، در این پژوهش از انسان شناسی به عنوان بنیاد جرم انگارییاد شده است و هرگونه تفسیری از انسان بر شکل گیری اندیشه های سیاسی و به ویژه ضوابط جرم انگاریموثر است.
مقاله حاضر در دو بخش به بررسی سابقه اهانت به اولیاء الهی در حدیث و روایات تاریخی و نیز سیره معصومان در مواجهه با اهانت کنندگان می پردازد. از این رو تلاش شده تا نشان داده شود که همواره در مقابل دعوت به حق، گروهی از معاندان از طریق اهانت، قصد تخریب و ایجاد مانع در برابر اعتلای کلمه حق را داشته اند. با تدبر در شیوه متفاوت برخورد معصومان با اهانت ها، سعی شده تا شیوه آن بزرگواران در مواجهه با این گونه اهانت ها استخراج گردد تا راهنمای مؤمنین در برخورد با اهانت ها و اهانت کنندگان به مقدسات دینی باشد.
نتایج این بررسی نشان می دهد که شیوه معصومان در مواجهه با سیل توهین ها گاهی پرهیز از دامن زدن به اهانت ها و گاهی نفی رویکرد تلافی جویانه بوده است، و نیز گاه سعی بر رفع بهانه های اهانت بوده و ضمن تشویق به شناخت اهداف دشمن، تلاش کرده اند تا مسئله اهانت به مانعی در برابر تبلیغ دین و انجام وظایف دینی تبدیل نشود.
مهم ترین تکنیک در نواختن ساز های بادی، تسلط به صدا و ایجاد صدایی درخشان از ساز است که از چگونگی دمیدن در آنها ناشی میشود. این امر در نی هفت بند که به جهت نوع دمیدن و صدادهی در گروه سازهای بادی، منحصر به فرد میباشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مقاله، ارائهی راه حل هایی جهت بهبود صدادهی ساز نی و ارتقای نوازندگی این ساز، با تمرکز بر نحوهی بهکارگیری صحیح اندام تنفسی و لب ها در هنگام نوازندگی است. جهت تدوین مقالهی حاضر، منابع صوتی و تصویری نوازندگی ساز نی و برخی از ساز های بادی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین برای نتیجه گیری بهتر و بهره گیری از روش های صحیح و اصولی تنفس در نوازندگی سازهای بادی، منابع نوشتاری تکنیک الکساندر بررسی شده است. در این مقاله ابتدا توضیح مختصری در مورد عملکرد دستگاه تنفس و چگونگی بهکارگیری صحیح دم و بازدم، در نوازندگی سازهای بادی ارائه شده، سپس چگونگی تولید صدا در نی و شیوه های دمیدن در این ساز، بیان میشود. ارائهی تمرینات تنفسی مناسب برای دستیابی به آمادگی لازم جهت نوازندگی نی، از دیگر بخش های موجود در این مقاله است. در ادامه نیز شیوهی صحیح دمیدن و صداسازی در نی، به همراه برخی راهکارها برای عملی کردن این شیوه ارائه میشود.
در نوشتار پیشین موضوع عفاف و گسترة آن در ابعاد مختلف مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و اهمیت ترویج صحیح این فرهنگ در جوامع اسلامی با توجه به جامعه نگری و آثار آن در رسیدن به آرمانهای والا و ارزشمند تبیین گردید و از منظر آیات نورانی قرآن و کلمات ائمه معصومین نسبت به یک سری موضوعات مطالبی ارائه گردید. که آنها را پی می گیریم.
در برخی منابع حدیثی، گزارش هایی پیرامون نقص عقل در زنان نقل شده است. وجود چنین روایاتی و رفتار نامناسب برخی مردان در جوامع اسلامی با زنان، موجب شده است بهانه ای به دست مخالفان اسلام افتد و ادعا کنند که قوانین اسلام ضدزنان است. بازکاوی دقیق مفاهیم و معانی واژگان چنین روایاتی، موجب رفع شبهات پیرامون اسلام و حقوق زن خواهد شد. اکثر محققان، «نقص» را به معنای کمبود و کاستی، معنا کرده اند. به علاوه، عقل را به معنای عقل نظری یا اجتماعی شمرده اند. اما، «نقص» در این روایات، به معنای ضعیف شدن، و عقل به معنای حافظه است. زنان به دلیل دارابودن برخی ویژگی های جسمی و روحی، احتمال می رود که برخی جزئیات یک رویداد را به حافظه نسپارند. حس بینایی خانم ها در مقایسه با آقایان ضعیف تر است که این حالت نیز در به یادسپاری جزئیات یک رویداد مؤثر است. ایام قاعدگی و یائسگی در زنان، موجب برخی اختلالات، مثل افسردگی و کاهش تمرکز و دقت در آنان می شود. این حالات در ضعیف شدن حافظه آنان مؤثر است.
برخی از مهمترین مباحث این مقاله عبارتاند از:
1. نقد این نگرش که صدق گزارهها به نحوه نگرش ما بستگی دارد.
2. نقد دیدگاه اصالت ذهن(subjectivism) که براساس آن هرآنچه انسان باور میکند صادق است.
3. بررسی مشکلات نسبیگرایی از نوع «صدق - برای - من» از جمله: (الف) مشکل این دیدگاه در توجیه وجود باورهای کاذب و حقایق کشف نشده؛ (ب) چگونه امکان عدم توافق حقیقی میان انسانها توجیه میشود؟ (ج) چگونگی توجیه این حقیقت که ما نظریه میسازیم و اینکه ما این کار را براین اساس که تفاوتی میان درستی مطلق و نادرستی مطلق وجود دارد انجام میدهیم.
4. تاکید بر اینکه همه انسانها باید حداقل دربارة یک چیز رئالیست باشند.
5. بحث دربارة برخی مباحث درباره درک ما از رنگها و ارتباط آن با صدق. مسئله مربوط به رنگ، راههایی را روشن میسازد که در آنها «صدق» میتواند با ما مرتبط باشد بیآنکه «عینیت» یا «اعتبار مطلق» نفی گردد.
6. نگاهی نقادانه به این دیدگاه که ما واقعیت را میسازیم.
آنچه یک شهر را به سمتِ هوشمندی پیش می برد، صرفاً استفاده از ابزار الکترونیک و سیستم ارتباطاتی آن شهر نیست؛ بلکه نحوه برنامه ریزی و استفاده از این ابزار درجهتِ ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندان یک شهر است. هدف شهر هوشمند افزایش کیفیت زندگی شهری با رویکرد توسعه پایدار است. ایده ایجاد شهرهای هوشمند که بحث جدیدی در برنامه ریزی شهری است، در دو دهه اخیر مطرح شده و مؤلفه های آن به طورِ کامل مورد تعریف و شناسایی قرار نگرفته است. هدف و نوآوری تحقیق حاضر، طرح تئوریک شهر هوشمند و شناسایی مؤلفه های زیرساختی آن است. در این پژوهش رویکرد کار بنیادی بوده و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، شناسایی مؤلفه های زیرساختی شهر هوشمند در مدیریت شهری شهرداری تبریز به عنوانِ هدف تعریف شده است. در مرحله اول به منظورِ تبیین موضوع و شناخت مؤلفه ها بر اساس ادبیات و پیشینه تحقیق، 17 مؤلفه مورد شناسایی قرار گرفت. سپس درجهتِ اولویت بندی و دسته بندی اهمیت مؤلفه های مذکور با پرسش از متخصصان فنّاوری اطلاعات و هوشمندسازی شهرداری تبریز به تعداد 10 خبره بر اساس مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، مؤلفه های اصلی استخراج شد. نتایج بر اهمیت 3 دسته از عوامل ترکیبی در ایجاد شهر هوشمند تأکید دارد که عبارت اند از: مدیریت و سیاست (عوامل نهادی)، منابع انسانی و سرمایه اجتماعی (عوامل انسانی) و فنّاوری اطلاعات و ارتباطات (عوامل فنّاوری). در مرحله دوم برای شناسایی دقیق تر و ارزیابی معیارها برای هر دسته از عوامل، زیر معیارهای مرتبط شناسایی شد و با تکمیل 20 پرسشنامه توسط کارشناسان خبره شهرداری تبریز، اهمیت هر یک از موارد بر اساس مدل تحلیل شبکه (ANP) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج ارزش عوامل مدیریت و سیاست با مقدار 573/0، عوامل انسانی و سرمایه اجتماعی با مقدار 279/0 و عوامل فنّاوری با مقدار وزن 147/0 را نشان می دهد. تحلیل زیر معیارها حاکی از آن است که برای تبدیل ظرفیت های شهر هوشمند به زیرساخت، می بایست تغییر ساختاری و رویکردی در عوامل نهادی صورت پذیرد. در مدل تحلیل شبکه زیرمعیار ساختار و تشکیلات شهرداری با میزان نرخ ایده آل 12/0 رتبه اول، ساختار حقوقی و قراردادی شهرداری 09/0 رتبه دوم و عملکرد شهرداری در استفاده از مشاوران تخصصی 085/0 رتبه سوم را در اولویت بندی شاخص های مربوط به مدیریت و سیاست (عوامل نهادی) به خود اختصاص داده اند. در نهایت با توجه به گزاره های مفهومی بر پایه ادبیات و پیشینه تحقیق و عوامل زیرساختی شناسایی شده ایجاد شهرهای هوشمند، استراتژی های مناسب در ایجاد زیرساخت های شهر هوشمند بیان شده است. در این راستا ایجاد حکمروایی خوب شهری به عنوانِ مهمترین استراتژی در ایجاد پلتفرم شهر هوشمند در مدیریت شهری تبریز مطرح است.