هدف تحقیق حاضر بررسی مشکلات و تحلیل عوامل بازدارندة طرح های تجهیز و نوسازی اراضی کشاورزی در منطقة خور و بیابانک استان اصفهان بوده، به صورت پیمایشی تک مقطعی به انجام رسیده و در آن، از ابزار پرسشنامه و روش مصاحبه برای جمع آوری داده های مورد نیاز استفاده شده است. جامعة آماری تحقیق کلیة نخبگان محلی، دست اندرکاران پروژه و کارشناسان ستادی شهرستان و استان بودند که به روش سرشماری 118 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفته اند. نتایج گویه های مربوط به موانع و محدودیت های اجرایی طرح در چهار بخش اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی- مالی، نهادی- قانونی، و نیز عملیاتی، فنی و اجرایی بر پایة ضریب تغییرات اولویت بندی شدند. برای تلخیص داده ها از روش تحلیل عاملی استفاده شد و نتایج نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی مزرعه و نیز عوامل نهادی 749/76 درصد واریانس عوامل بازدارندة طرح های تجهیز و نوسازی اراضی را تبیین میکنند.
تحول «دانش پیشگیری» باعث ارتقاء پژوهش در حوزه سوء مصرف مواد شده است. به گونه ای که گاهی، به جای اولویت دادن و برجسته کردن عامل های محافظ به طور آشکارا بر عامل های خطر تأکید کرده است. در دهه ی 1980 میلادی، آنتونفسکی الگوی جدید «خاستگاه سلامت» را پیشنهاد داد که پایه ی نظری و عملی متفاوتی برای ساختن و ارزیابی کردن برنامه های پیشگیری را فراهم ساخت. طبق مدل خاستگاه سلامتی، برنامه های پیشگیری باید چنان گسترش یابند که عامل های حمایتی موجبات ارتقاء افزایش قابل درک بودن، قابل کنترل بودن و معنی دار بودن و همچنین سیستم هایی که جوانان در آن زندگی می کنند را شامل شود. این مطالعه برنامه ها و تحقیقات خاستگاه سلامت محور را تشریح می کند و با کمک این نظریه پیشرفت اجراء و تحقیق در حوزه ی سوءمصرف مواد را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.
وجود سازمان هایی که در آن به نقش افکار و ایده های تک تک اعضاء اهمیت دهد و اجازه ابراز عقاید و ایده های نو را متناسب با پیشرفت های نوین عصر اطلاعات به کارکنان بدهد؛ نیازمند رهبرانی است که پیشرو این مهم باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین در بروز آوای سازمانی با تحلیلی بر نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد، جامعه آماری کلیه کارکنان سازمان های دولتی شهر سنندج(سایت اداری) بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، ابزار اندازه گیری پرسشنامه رهبری تحول آفرین باس و اویلو(2002) ، آوای سازمانی همس(2012) و فناوری اطلاعات اکبری و همکاران (1391) بود. تحلیل عاملی تأییدی روایی سازه پرسشنامه ها و آلفای کرونباخ پایایی آنها را در سطح مناسب ارزیابی کرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها روش های آماری همبستگی، رگرسیون چندگانه و مدل یابی معادلات ساختاری به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین تأثیر معنی داری بر هر دو متغیر (آوای سازمانی،فناوری اطلاعات) دارد. با این وجود ضریب تأثیر دو بعد انگیزش و حمایت اجتماعی مثبت و بیشتر از سایر ابعاد است، هم چنین میزان تأثیر گذاری رهبری تحول آفرین با واسطه فناوری اطلاعات منفی(20/0-) به دست آمد.
غزوه تبوک، در نهمین سال هجرت پیامبر (ص) رخ داد. سه رویکرد در جامعه اسلامی آن روزگار به چشم می خورد: «پاسداری از سنّت های گذشته»، «تثبیت قدرت و تحکیم جایگاه فردی و قبیله ای خود در سازمان بندی سیاسی جدید» و «پایبندی به آموزه های دینی و مقابله با سنّت های جاهلی». در چنین جامعه ای، اقدام های پیامبر (ص) برای نهادینه ساختن ارزش های نوین، در قالب های مختلفی دنبال می شد و حرکت های نظامی ایشان را هم می توان از این زاویه نگریست. در این نوشتار، با استفاده از روش گونه شناسی، اقدام ها و سخنان پیامبر (ص) در غزوه تبوک بررسی شده و با اقدام ها و گفتارهای آن حضرت در غزوه خیبر مقایسه گردیده است. بر اساس این مقایسه، می توان گفت برخلاف غزوه خیبر که هدف اصلی آن نظامی بود، غزوه تبوک با هدفی عمدتاً اجتماعی سیاسی برنامه ریزی شده بود
تا قبل از انقلاب مشروطه اصولاً مراکز یا سازمانی که از سوی دولت یا افراد در خصوص آموزش و تعلیم و تربیت دختران ایجاد شده باشند، وجود نداشت. مراکز آموزشی در چارچوب مکتب خانه ها و تدریس خصوصی در منازل محدود می شد ومحتوای آموزشی آن ها نیز دگرگون نشده بود، اما در آستانه ی انقلاب مشروطه به واسطه ی نفوذ افکار تجددخواهی، شیوع تفکر آموزش برای رفع نواقص، اندیشه تأسیس مدارس دخترانه به سبک جدید قوت گرفت. در این دوره با توجه به فرصت های محدودی که فراهم شده بود و همچنین با حمایت دولت و حمایت های قانونی، مدارس دخترانه ابتدا به صورت ملی و سپس به صورت دولتی تأسیس شده که برنامه ی آموزشی این مدارس با توجه به ملی و دولتی بودنشان متفاوت بوده است. این مقاله که برمبنای روش کتابخانه ای و آرشیوی و شیوه تحقیق تاریخی، توصیف و تحلیل گردیده، به بررسی آموزش و نهادهای آموزشی دختران در دوره قاجار و از سویی شناسایی عوامل بستر ساز آموزش دختران و همچنین موانع پیش روی آنان، پرداخته است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی انگیزه ها و دلایل حضور فارغ التحصیلان رشته های غیرتربیت بدنی در مقطع کارشناسی ارشد تربیت بدنی بود. این پژوهش توصیفی (از نوع پیمایشی) بود که به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه انجام شد. نمونه آماری پژوهش 136 نفر از دانشجویان دانشگاه های تهران، تربیت مدرس، تربیت معلم، علامه طباطبایی و شهید بهشتی بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از روش های علمی روایی و اعتبار آن تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل عاملی و U من- ویتنی انجام شد و نشان داد اصلی ترین عامل در خصوص انتخاب گرایش تحصیلی در مقطع کارشناسی ارشد، علاقه مندی دانشجویان به آن گرایش تحصیلی است. اهمیت بیشتر گرایش مورد نظر و همچنین نیاز بیشتر جامعه به گرایش مورد نظر نسبت به سایر گرایش ها از مهمترین دلایل انتخاب گرایش تحصیلی دانشجویان دوره کارشناسی ارشد تربیت بدنی است. بازارکار گرایش مورد نظر و نیز سهولت ادامه تحصیل تا مقطع دکترا در مرتبه بعدی اهمیت قرار دارند. همچنین، علاقه مندی به رشته تربیت بدنی و جذاب بودن این رشته، از جمله مهمترین انگیزه های فارغ التحصیلان غیرتربیت بدنی از حضور در دوره کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی بود. مقایسه میانگین درصد دروس بین دانشجویان تربیت بدنی و غیرتربیت بدنی نیز نشان داد، در درس های آسیب شناسی و حرکات اصلاحی (014/0P=) و زبان تخصصی و عمومی (018/0P=) تفاوت معنادار و در سایر دروس تفاوت غیرمعنی دار بود (05/0P>). با توجه به اینکه حضور فارغ التحصیلان رشته های دیگر در آزمون کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی و قبولی آنان در این رشته، مشکلاتی را به دنبال دارد؛ به دست اندرکاران و برنامه ریزان امر توصیه می شود، با بررسی تمامی جوانب شرایط را به نحوی به پیش ببرند که مصالح رشته تربیت بدنی به بهترین نحو ممکن لحاظ شده و شایسته ترین افراد از طریق آزمون کارشناسی ارشد، انتخاب شوند.