مقدمه: با توجه به اهمیت فعالیت های بازاریابی در شناخت و برآوردن نیاز کاربران و نیاز کتابخانه ها به این نوع فعالیت ها، این پژوهش با هدف تعیین میزان استفاده ی کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی شهر زابل از اصول بازاریابی انجام شد تا با شناخت و ارزیابی وضعیت موجود، بتوان برنامه ریزی های بهتری برای آینده ارایه نمود.
روش بررسی: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی است و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات، به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه ی آماری این پژوهش را تعداد 14 کتابخانه ی شهر زابل که تمامی آن ها سرشماری شدند، تشکیل داد. جمع آوری داده با استفاده از پرسش نامه در تیرماه 1391 انجام شد و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 11 و آمار توصیفی مانند میانگین و نمودار نتایج مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. روایی و پایایی (9/0=r ) پرسش نامه در پژوهش های قبلی تأیید شده است.
یافته ها: کتابخانه ی دانشگاه زابل با میانگین (89/2)، دانشگاه علوم پزشکی (71/2)، دانشگاه آزاد (37/2) و کتابخانه های عمومی (86/1)؛ به ترتیب رتبه ی اول تا چهارم را در آمیخته ی محصول به خود اختصاص دادند. در آمیخته ی مکان رتبه ی اول تا چهارم به دانشگاه آزاد (3)، علوم پزشکی (42/2)، دانشگاه دولتی (15/2)، و کتابخانه های عمومی (79/1) تعلق داشت. هم چنین در آمیخته ی تشویق و ترغیب دانشگاه آزاد (09/2) رتبه ی اول و علوم پزشکی (84/1)، دولتی (64/1) و عمومی (14/1) رتبه های بعدی را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: تقریباً کتابخانه های دانشگاه علوم پزشکی زابل نسبت به دیگر کتابخانه ها از وضعیت بهتری برخوردار بودند. با توجه به نتایج، بالاترین میانگین میانگین ها در آمیخته های بازاریابی به عدد 3 نمی رسد، این عدد نشان داد که کتابخانه هایی که نسبت به دیگر کتابخانه ها از وضعیت بهتری برخوردار بودند؛ در حد متوسط قرار داشتند و خدمات ارایه شده در حد مطلوب نبود.
«انسان شناسی» واژه ای است که، به رغم فراگیر شدن استفاده از آن در مجامع علمی، هنوز نگاه روشنی در خصوص نحوه های دخالت آن در علوم انسانی وجود ندارد. در این نوشتار، به منظور نشان دادن مناسبات بین مباحث فلسفی و علوم انسانی و نشان دادن چگونگی دگرگونی علوم انسانی با ایجاد تغییر در مبانی فلسفی آن، به سراغ بخشی از انسان شناسی محمدحسین طباطبایی رفته ایم که در صدد بیان مقولات عقل عملی یا همان نظریه اعتبارات است. اینکه مفهوم اعتباری، مفهومی است که در لحظه عمل یا فعل پدید می آید، موجب شده این دست مفاهیم به کلی با عقل نظری بیگانه انگاشته شود و روش شناسی کشف آنها بر عهده روش های کیفی قرار گیرد که عموماً در انسان شناسی از آنها استفاده می شود. همین نکته مهم در نظریه اعتبارات موجب شده است تصویری که فلسفه اسلامی از علم «انسان شناسیِ شناختی» دارد، ساختار تازه ای به خود بگیرد، به نحوی که محدوده موضوعِ علم انسان شناسی شناختی به شناخت گونه های مختلف اعتبارات محدود شود.
در سال های اخیر، مواردی از خودکشی های موفق و ناموفق در میان دانشجویان مشاهده شده است که به دلیل حساسیت جامعه نسبت به جوانان و دانشجویان، نگرانی های گسترده ای را در اذهان عمومی و نزد کارشناسان و مسئولان امور دانشگاهی ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر، تعاملات و سرانجام پیامدهای برجامانده از خودکشی در دیدگاه دانشجویانی است که خودکشی ناموفق داشته اند. بر اساس نمونه گیری نظری و هدفمند ده تن از دانشجویان دانشگاه خوارزمی که در طول سال های اخیر خودکشی ناموفق داشتند، برگزیده شدند و از طریق مصاحبه با آن ها داده های تحقیق گردآوری شد. پس از تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری های لازم، مقوله های ناکامی، سستی و بی هدفی، ازدواج های اجباری، فشارهای روانی، متفاوت بودن دانشگاه با انتظارات پیشین دانشجویان به عنوان «شرایط علی»، فشارهای اقتصادی، اجتماعی و گسست های خانوادگی به عنوان «شرایط زمینه ای»، شکاف نسلی، گسست دینی، نابرابری جنسیتی، نیاز به توجه به عنوان «عوامل مداخله گر» در اقدام دانشجویان به خودکشی، گوشه گیری و انزوا از سوی فرد نجات یافته از خودکشی و انگ زدن، دوری جستن و فقدان حمایت ازسوی دیگران به عنوان «استراتژی های شایع و مقابله ای» تعیین شدند. در نهایت برای اغلب بازماندگان، پیامدهای منفی همچون طرد و از دست رفتن سرمایه اجتماعی، آسیب های جسمی و روانی و نهایتاً بازگشت ناموفق و تکرار خودکشی و برای اقلیتی از آن ها بازگشت موفق به زندگی اجتماعی به عنوان پیامدهای احتمالی تشخیص داده شد. « خودکشی پاسخی فردی به ناکامی ها، فشارها، گسست ها و نداشتن حمایت »، به عنوان «مقوله هسته» انتخاب شده است که می تواند پوشش دهنده سایر مقولات حاضر در پژوهش باشد.
هدف پژوهش حاضر هنجاریابی مقیاس اخلاق حرفه ای مربیان ورزشی بود. جامعة آماری پژوهش کلیة مربیان ملی و بین المللی رشته های فوتبال، فوتسال، کشتی، دو ومیدانی، رزمی، جودو، هاکی، والیبال، گلف و ورزش جانبازان و معلولان استان لرستان بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که در نهایت 200 نفر به پرسشنامه پاسخ دادند. از پرسشنامة محقق ساخته با مطالعه مبانی نظری، مصاحبه نیمه هدایت شده با 15 نفر از اساتید مدیریت ورزشی و در یک فرایند اکتشافی تنظیم شد. یافته ها بر مبنای تحلیل عاملی اکتشافی 39 سوال رادر شش عامل فلسفة مربیگری(5گویه)، علاقمندی به کار(8گویه)، استفاده از خرد جمعی(6گویه)، قانون مداری(7گویه)، احترام به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی(7گویه) و روابط انسانی(4گویه)نشان داد. ثبات درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 763/0 گزارش شد. نتیجه گیری می شود که پرسشنامة حاضر ابزار مناسبی برای سنجش اخلاق حرفه ای مربیان در ورزش می باشد. پیشنهاد می شود، پژوهشگران در پژوهش-های آینده به از استفاده از این ابزار برای توسعه آن بپردازند.
سیاست پولی، بخشی از سیاست های اقتصادی کشور را تشکیل می دهد که از طریق آن مقامات پولی کشور تلاش می کنند، در چارچوبی هماهنگ با سایر سیاست های اقتصادی، عرضه پول را به نحوی کنترل کنند که متناسب با اهداف کشور باشد. مطالعه حاضر به بررسی اثر سیاست پولی بر رابطه بین محافظه کاری حسابداری و اعتبار تجاری طی سال های 1387 تا 1393 می پردازد. بدین منظور، نمونه آماری متشکل از 70 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است و برای متغیر سیاست پولی از داده های سری زمانی استفاده شده است. در این پژوهش از روش رگرسیون ترکیبی در محیط داده های ترکیبی با استفاده از نرم افزار Eviews 9 استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها نشان می دهد که محافظه کاری حسابداری بر اعتبار تجاری تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین یافته های پژوهش بیانگر این است که سیاست پولی تأثیر محافظه کاری حسابداری بر اعتبار تجاری را تضعیف می کند.
ژاک دریدا (Jacques Derrida) در مهمترین و مبنایی ترین اثر خویش تحت عنوان در باب علم نوشتار(Of Grammatology) مفهوم «خشونت بنیادی»(arche-violence) را مطرح می کند. از دیدگاه دریدا خشونتی که به مفهوم متداول آن در جامعه می بینیم ریشه در نوعی خشونت انتزاعی و کلی دارد که دریدا از آن به عنوان «خشونت اولیه» یاد می کند. دریدا منشاء خشونت تجربی در تمامی اشکالش را در زبان می یابد؛ خشونت اساسی که جزء لاینفک زبان است از طریق ایجاد تفاوت و تقابل های دوگانه (oppositional poles) عمل می کند و این تضادها و تقابل ها با تاثیر بر تمامی نظام های معنایی و تفسیری، خشونتِ رایج در جامعه را بنیان نهاده اند. مقاله حاضر در پی آن است که با الهام گرفتن از نظریه خشونت بنیادی دریدا و برخی دیدگاههای فمینیستی متاثر از نظریات وی، منشاء خشونت و تجاوز علیه زنان را مورد بحث قرار دهد. در این مطالعه تاکید بر آن است که خشونت علیه زنان نشات گرفته از زبان و فرهنگ مبتنی بر آن است و مطالعه ی موردی خشونت و تجاوز از دیدگاهی روانشناسانه تا حد زیادی مانع از ریشه یابی و ارائه راهکار برای این معضل فردی و اجتماعی می شود.