هدف پژوهش حاضر پیش بینی تحلیل رفتگی شغلی بازیکنان فوتبال باشگاهی خوزستان است. جامعه آماری این پژوهش بازیکنان فوتبال تیم های خوزستان حاضر در لیگ های برتر، یک و دوی کشور در فصل 92-91 (154 نفر) بودند. 128 نفر از بازیکنان به پرسش نامه ها پاسخ دادند. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. ابزار اندازه گیری پرسش نامه تحلیل رفتگی شغلی مسلچ و ابعاد شخصیت گلدبرگ بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چندمتغیری به استفاده شد. بر اساس نتایج، بین مسخ شخصیت و پایداری هیجانی و گشودگی، و بین فرسودگی هیجانی و گشودگی رابطه معناداری دیده شد. همچنین بین ابعاد شخصیت و تحلیل رفتگی شغلی بازیکنان رابطه چندگانه وجود دارد و گشودگی به تجربه و پایداری هیجانی، به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده های میزان تحلیل رفتگی بازیکنان بودند. در پایان به مسئولان توصیه می شود که به هنگام جذب بازیکنان جوان توجه بیشتری به ابعاد شخصیتی ورزشکاران برای مقابله با روند تحلیل رفتگی بازیکنان فوتبال داشته باشند.
تسبیح موجودات یکی از حقایق عالم هستی است که قرآن کریم و روایات بسیاری بر آن اشاره دارند. اغلب مفسرین، مخصوصاً متأخرین آنها، این آیات را علاوه بر اینکه زبان حال موجودات می دانند، حمل بر زبان قال نیز می نمایند. از آنجا که تسبیح نمودن متفرع بر داشتن آگاهی است، ازاین رو نزد آنان، تمام موجودات حظی از علم دارند. صدرالمتألهین نیز در حکمت متعالیه با توجه به نگاه خاصی که نسبت به علم داشته است، در نظر نهایی خویش، علم را از مقولات ماهوی خارج می کند و آن را از سنخ وجود می داند و با اثبات مساوقت علم با وجود، برای آن مراتبی از شدت و ضعف قائل می شود. بر همین اساس، هر موجودی به اندازه مرتبه وجودی اش، از علم بهره مند می گردد. بدین ترتیب تبیین عقلانی از تسبیح موجودات عالم ارائه می دهد. این تحقیق عهده دار این تبیین است.
اعتقاد به مهدویت ریشه در قرآن و سنت دارد و با توجه به رویکرد ظلم ستیزانه آن، از همان قرون نخستین اسلامی کانون توجه برخی گروه های مخالف حاکمیت شد. در قرن اول هجری، جنبش کیسانیه با شعارهای شیعی و با تمرکز بر موضوع مهدویت، حرکت نظامی _ سیاسی علیه خلافت بنی امیه را برگزید. این اقدام الگویی برای سایر گروه های مشابه فراهم کرد که عمدتاً به عنوان گروه های غالی شیعه از آنان یاد می شود.
این پژوهش به بررسی راهبرد جنبش کیسانیه در طرح عملی مهدویت در جامعه عصر خود می پردازد و به این سؤال پاسخ می دهد که آیا انتخاب گفتمان مهدویت توسط این جنبش بر مبنای تفکرات مستحکم تشیع در این موضوع بود یا انگیزه های دیگری وجود داشت؟ ضرورت این پژوهش دستیابی به شناخت لازم درباره انگیزه ها و اهداف جنبش کیسانیه در تمرکز بر آرمان مهدوی است. همچنین الگوی مناسبی در آگاهی بخشی نسبت به برداشت های نادرست از موضوع مهدویت در دوران معاصر خواهد بود.
مهم ترین یافته های این پژوهش عبارتند از:
1. تفکر مهدوی در جنبش کیسانیه به ابزاری برای مبارزه با خلافت تبدیل شد.
2. کیسانیه با بی توجهی به رهنمودهای دین اسلام و امامان معصوم، به تعیین فرد و زمان دلخواه در باور مهدویت پرداختند.
3. نگرش این جنبش به مهدویت بر محوری ناقص و درکی افراطی
شکل گرفت.
4. مهم ترین دلیل انحراف، بی توجهی به امام معصوم و تکیه بر عقل و فهم برخی اشخاص بود.
آیین دادرسی کیفری تجلی گاه رویاروئی میان « امنیت» و «آزادی» و به تعبیردیگر صحنه چالش میان نظم عمومی از یک سو و حراست از حقوق و آزادی های فردی از سوی دیگر است. در این بین فرایند تحصیل دلیل به منظور شناسایی مجرمان و پیگرد آنان از مهمترین مراحل رسیدگی و محل تقابل جدی حقوق فردی و قدرت عمومی است. اصل بنیادین حاکم بر این فرایند یعنی اصل آزادی تحصیل دلیل، مقتضی تحصیل دلیل به هر راه ممکنی به منظور اعاده نظم از دست رفته جامعه است و مسلماً اعمال آن به نحو مطلق، آزادی های فردی و حریم خصوصی شهروندان را در معرض تضییع قرار می دهد. عامل ایجاد توازن، مشروعیت تحصیل دلیل در حقوق ما و قاعده معتبر ناشناختن ادله غیرمشروع در انگلستان خواهد بود که متضمن رعایت حقوق فردی و احترام به کرامت انسانی و نیز حفظ شأن دادگستری در فرایند تحصیل دلیل است.
ابن سینا و سهروردى به منزله سرآمدان دو فلسفه مشاء و اشراق در جهان اسلام با تأثیرپذیرى از متون دینى، بحث از خداشناسى را وجهه همت خود قرار داده و تمام تلاش خود را براى تبیین آن به کار گرفته اند. مبانى خاص و روش فلسفى متفاوت این دو اندیشمند مسلمان که یکى با وفادارى به روش بحثى استدلالى ارسطویى و با رنگ و بوى وجودى به حل و فصل این مسئله اقدام مى کند و دیگرى با دخالت دادن شهود در کنار استدلال به عنوان ابزارى مهم در فهم حقایق، مسئله مذکور را بر پایه نور تبیین مى کند رهیافت هاى مختلفى را در بحث خداشناسى به ارمغان مى آورند. این نوشتار با روش تحلیلى توصیفى مى کوشد با نگاهى فراتاریخى و پدیدارشناختى دیدگاه این دو فیلسوف شهیر را در باب خداشناسى بررسى کند. این بررسى روشن مى کند که ملاحظات ابن سینا و تبیین هایى که براى اثبات واجب و صفات او ارائه کرده است دقیق تر از شیخ اشراق مى باشد.
تحقیق حاضر با استفاده از نظریه تجانس خودپنداره به بررسی نقش تجانس کارکردی و تصویر ایده آل و واقعی در تعیین نگرش گردشگران و تمایل به انجام گردشگری پایدار و پرداخت بیشتر برای محصولات پایدار می پردازد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق نمونه ای متشکل از 300 نفر از دانشجویان در استان اصفهان مورد پیمایش قرار گرفت. داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردیده و نتایج نشان دهنده نقش قوی مولفه های نظریه تجانس در تبیین تمایل به انجام گردشگری پایدار است. بعلاوه تجانس کارکردی و تجانس تصویر اثری قوی و مثبت بر نگرش بر گردشگری پایدار دارند و نگرش متعاقباً تمایل به گردشگری پایدار را تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج همچنین نشان می دهد که اثر تجانس کارکردی قوی تر از تجانس تصویر بوده و تجانس تصویر ایده آل نیز نقش مهمتری نسبت به تجانس تصویر واقعی ایفا می کند. در انتها کاربردهای مدیریتی یافته های مورد بحث قرار گرفته و پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.