جنبش ادبی و هنری سورئالیسم به رهبری آندره برتون توانست معنا و مفهوم جدیدی از «جستجوی خویشتن» را از ورای واکاوی و شناسایی «ضمیر ناخودآگاه» ارائه دهد. به طوری که این روند پردازشی را می توان در رُمان «ناجا» مشاهده کرد. در این داستان، ماجرای «خویشتن» با ملاقات یک زنِ الهام بخش آغاز می شود که ابزارِ اساسی خواب و رویا را برای راوی مهیّا کرده و افشاگرِ یک «تصادف عینی» است. در این رُمان، حصول و بازنمایی قوای روانی و ناخودآگاه و مستتر با اَشکال استعاری و نمادینِ خود، با توسل به شیوه هایی تحقق می یابد و قوّه ی خیال با خاطرات و خوابها عجین شده و ضمیر ناخودآگاه را بر روی صحنه داستانی نمایان می کند. به طوری که می توان شاهد پنداره های خیالی و ناخودآگاه شد. «ناخودآگاهِ جمعی» نیز که از غرایز، کهن الگوها و تصاویر اصیل و آغازین شکل گرفته قادر است تا از ظریف ترین تصاویر متنی پرده برداری کند. از سوی دیگر احساس غریب و اضطراب آورِ راوی «تصاویری» را رونمایی می کند که با پیش کشیدنِ پدیده «همزادِ» متحوّل و پویا، از فانتسم ها و یا پنداره های خیالی سخن می گوید که در طول رُخدادهای داستان در نوسان هستند.
مجله روان شناسی و علوم تربیتی در دوره ای 21 ساله تعداد 179 مقاله تالیفی دارای اخذ انتشار داده است هدف از بررسی حاضر کشف چگونگی استناد در این مقالات از لحاظ نوع منابع زبان های غالب استناد ها و فاصله زمانی تاریخ نشر مقالات و ماخذ آنها بوده است برای تحقق هدف پژوهش از روش تحلیل استنادی (یکی از زیر مجموعه های کتابسنجی) و نیز تحلیل محتوا استفاده شده و 2462 ماخذ متعلق به 179 مقاله مورد بررسی قرار گرفته اند یافته ها نشان می دهد که رفتار استنادی تولید کنندگان رشته های مختلف دانشکده کتاب مدار است فاصله نشر ماخذ به 8/5 سال می رسد و زبان غالب در ماخذ زبان انگلیسی است از لحاظ نوع منابع و زبان غالب در ماخذ مقالات نوعی همسویی میان یافته های تحقیق حاضر و مطالعات پیشین می توان یافت
"یکی از مهم ترین مسایل در ترجمه متون انگلیسی به فارسی لزوم توجه به مفاهیم مختلف لغات و عبارات در موقعیتهای متفاوت است. زبان انگلیسی به عنوانی یکی از پرکاربردترین زبانهای دنیا دارای حوزه فعالیت بسیار گسترده ای است که خود در برگیرنده طیف معنایی گسترده و متنوعی هستند. به عبارت دیگر، بسیاری از لغات و عبارات انگلیسی علاوه بر مفهوم متداول و شناخته شده خود می توانند در موقعیتهای مختلف نقشهای ساختاری و معنایی متفاوتی را پذیرفته و بالطبع مفهومهای متفاوت و ناآشناتری را در بر گیرند.
مهم ترین مساله ای که در این مقاله بدان پرداخته می شود این است که متاسفانه علی رغم اهمیت توجه به معانی گوناگون و متنوع (و گاهی در ظاهر غیر مرتبط) واژه ها در امر ترجمه متون ادبی، در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که مترجم به راحتی در معرض تهدیدهای بالقوه چسبیدن به مفهوم و تعریف اول و بی اعتنایی به معانی دیگر قرار می گیرد. چنین به نظر می رسد که معنای اول نیرو و جاذبه ای دارد که مفاهیم و معانی دیگر را کم جاذبه و کمرنگ می کند. گویی که اولین تعریف در نظر مترجم دارای هیبت و صلابتی طلسم گونه است که معانی دیگر را به عقب رانده و جوینده را ناخودآگاه به سوی خود می کشاند.
در این مقاله با ذکر برخی دلایل بی توجهی مترجمین از سایر معانی لغات و عبارات، عواملی را که در ایجاد چنین مشکلاتی دست اندر کارند به پنج گروه کلی تقسیم می شود و با ارایه مثالهای گوناگون سعی بر این است که لزوم اتخاذ اقدامی پیشگیرانه در مقابله با تهدیدهای بالقوه جادوی معنای اول روشن گردد و در انتهای مقاله نیز پیشنهادهایی چند جهت بهبود امر ترجمه متون ارایه می گردد."