با توجه به تغییرات شرایط تولید و بازار، شرکت ها با فشار زیادی مواجه شده اند. یکی از راه های برخورد با این فشارها، مفهوم زنجیره تأمین و افزایش انعطاف پذیری آن برای برآوردن نیازهای متفاوت مشتریان است. با وجود اهمیت فراوان انعطاف پذیری زنجیره تأمین، کمبود مدل های تحلیلی مناسبی که روابط بین میزان انعطاف پذیری در یک سیستم و سطح عملکرد کلی سیستم را توضیح دهد، همچنان احساس می شود. بنابراین، در این مطالعه یک مدل ریاضی برای انعطاف پذیری زنجیره تأمین ارائه شده است. مطالعة حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و از انواع تحقیقات توصیفی است.این مطالعه در دو مرحله انجام شده است؛ شناسایی ابعاد انعطاف پذیری زنجیره تأمین و مدل سازی ریاضی آن با استفاده از برنامه ریزی آرمانی. ابعاد شناسایی شده در مرحلة اول، انعطاف پذیری نیروی انسانی، ماشین آلات، تعمیرات و نگهداری و فرایند هستند که ابعادی عمومی و مهم برای ارزیابی هر یک از سه سطح تأمین، تولید و مونتاژ در زنجیره تأمین به شمار می روند. حاصل مرحلة دوم، طراحی مدلی ریاضی برای هر یک از این سه سطح، به صورت جداگانه اما وابسته به سایر سطوح از طریق تابع هدف شان بود که محدودیت های شان براساس ابعاد شناسایی شده در مرحلة اول تعریف شده اند.
عراق یکی از کشورهایی است که می توان آن را مصداق بارز خشونت های قومی- زبانی و مذهبی در دهه اول سده 21 میلادی دانست. استمرار خشونت و تشدید آن، رویای اپوزیسیون عراقی، آمریکا و سایر قدرت های خارجی برای استقرار دموکراسی در این کشور را به یاس مبدل ساخته است. در این نوشتار، نگارنده درصدد است این موضوع را با استفاده از رویکرد چندسطحی و روش تحقیق تبیینی علی- تاریخی و عمدتاً جامعه شناختی سیاسی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.
مهم ترین دلایل یا فرضیه ها در ارتباط با گسترش خشونت ها و عدم تحقق دموکراسی در عراق پس از سقوط صدام عبارتند از: 1. بحران های هویت، یکپارچگی و مشروعیت ریشه دار و از پیش موجود ناشی از ملت سازی تحمیلی و الیگارشیک در عراق از دهه 1920 به این سو؛ 2. بنیان غیردموکراتیک و غیرمدنی احزاب و گروه بندی های سیاسی و اجتماعی و غلبه باورها و فرهنگ های خشونت طلب فرقه ای، قومی- زبانی و مذهبی بر آنها؛ 3. ناکامی حکومت ضعیف و شکننده در تحقق بخشیدن به حکمرانی خوب با شاخص هایی مانند ایجاد امنیت، اشتغال و خدمات رسانی در ابعاد گوناگون و 4. استمرار حضور و برخورد خشن نیروهای نظامی آمریکا و هم پیمانان آن با مردم عراق و افشای اهداف واقعی و پنهانی آنها در این کشور.
در این پژوهش ارتباط بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس و اواراق بهادار تهران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برخلاف مطالعات قبلی، در این پژوهش ارتباط غیرخطی از نوع درجه دوم بین این دو متغیر بررسی شده است. نتایج حاکی از آن است که ارتباط غیرخطی بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری وجود ندارد. این امر بیانگر این است که سطح بهینه ای از سرمایه در گردش، که در آن سطح سودآوری حداکثر باشد، وجود ندارد. همچنین نتایج این پژوهش در رابطه با سه صنعت خودرو و ساخت قطعات، محصولات شیمیایی و محصولات کانی غیرفلزی، بیانگر این است که تنها در صنعت محصولات شیمیایی ارتباط غیرخطی بین مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری وجود دارد.
دولت الکترونیکی عبارتست از استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارائه خدمات دولتی به شهروندان، کسب و کارها، کارمندان دولت و سایر نهادهای دولتی. دولت الکترونیکی یک تغییر بزرگ است که برای اجرای صحیح آن نیاز به یک دید جامع است. در طراحی یا استخدام دولت الکترونیکی، آنچه قبل از هر چیز باید مورد بررسی قرار گیرد، شناسایی وضعیت فعلی دولت الکترونیکی است. سپس با توجه به شناسایی وضعیت کنونی میتوان برنامهای بمنظور رسیدن به وضعیت مطلوب طراحی نمود. در این مقاله، مدلی تحت عنوان مدل بلوغ دولت الکترونیکی وزارت بازرگانی (eGMMIMC) معرفی شده است که با دید استقرایی ابتدا تمامی سازمانها یا معاونتهای تابعه یک وزارتخانه را مورد بررسی قرار داده و سپس از جمع بستن بلوغ دولت الکترونیکی در این واحدهای تابعه، بلوغ وزارتخانه را استخراج میکند. در ادامه بر مبنای این مدل، بلوغ دولت الکترونیکی در وزارت بازرگانی ایران با استفاده از یک سیسم فازی اندازهگیری شده است. طبق نتایج بدست آمده بلوغ دولت الکترونیکی در وزارت بازرگانی در مراحل نخستین خود (مرحله دوم با عنوان آمادهسازی) میباشد.