پژوهش حاضر با هدف یافتن مفاهیم هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی، در داستان های کودکان انجام شده است. نمونه ی مورد بررسی 41 داستان برگزیده ی کودکان است که از سوی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان انتشار یافته است. تحلیل این آثار نشان داد که از میان مفاهیم فلسفی مطرح شده در داستان های برگزیده، 49% به حوزه ی هستی شناسی، 39% به حوزه ی ارزش شناسی و 12% به حوزه ی معرفت شناسی اختصاص داشته است. یافته های کلی پژوهش در ارتباط با نحوه ی پرداختن به مفاهیم نشان می دهد که در هیچ یک از حوزه ها، پرداختن به مفاهیم طرح شده در داستان های برگزیده از سوی نویسندگان ادبیات داستانی به گونه ای نبوده است که برانگیزنده ی قدرت تفکّر و تأمل در مخاطبان خود باشد
هدف این مقاله درباره معنا ونمادی است که مفاهیم نقاب‘ همزاد و دیگری دربرخی از آثار شاعر و نویسنده نامدار مکزیکی ‘ اکتاویوپاز Octavio paz ‘ در بر دارند. در حالی که بیش از هر چیز تکیه مقاله بر روی شاهکار‘ وی هزار توی تنهایی است که عنوان فرعی زندگی و نگرش مکزیکی را دارد. در ادامه‘ از یک سو در مورد این که چگونه اکتاویوپاز به افشای هویت مکزیکی که مدام در پس نقاب‘ همزاد و دیگری خود را پنهان می کند بررسی و از سوی دیگر ‘ تحلیلی از رفتارهای مکزیکی در جشن های ملی و مذهبی به عمل آمده است. همچون جشنی که در آن نعره برآورده و مرگ را مورد پرستش قرار می دهند که هر کدام از این جشن ها مراسمی ویژه هستند که هویت اصلی مکزیکی را بر ملا می کنند.
گفتمان از دیدگاه زبانشناختی به کنشی فردی اطلاق می گردد که نتیجه استعمال زبان است. چنین کنشی که تجارب بیرونی و زیسته گفته پرداز را به همراه کنکاشِ درون زبان به حوزه گفتمان منتقل می کند ما را با ویژگی های متفاوت و متنوعی مواجه می سازد که این تحقیق فقط بخشی از آن را برجسته می سازد. از میان کارکردهای مختلف گفتمان سه ویژگی مقاومتی، ممارستی و مماشاتی وجوهی هستند که مبنای شکل گیری بسیاری از گفتمان ها به شمار می روند. تاکید بر این سه ویژگی به این دلیل است که هر کنش گفتمانی قبل از هر چیز آزادسازی میزانی از انرژی است که فرآیند گفتمانی و پویایی آن را تضمین می کند. همین انرژی است که سبب ایجاد فضای مقاومت، ممارست و یا حتی مماشات گفتمانی می گردد. مقاومت گفتمانی سبب می گردد تا یک وضعیت ایجابی و تثبیت شده نفی شود و وضعیتی متفاوت و جدیدی جایگزین آن گردد. مهمترین نتیجه نفی کارکرد ایجابی یک گفتمان ورود به چشم انداز جدیدی است که مسیر حرکت گفتمانی را باز نموده و می تواند شرایط رشد و استعلای آن را فراهم سازد. کنش های گفتمانی همواره امکان تمدید حضور خود را در فرآیندی متفاوت از آنچه برای آن ها ترسیم شده است دارند. جریان های کنشی دارای آستانه مقاومت متفاوت هستند. با وارد کردن میزانی از انرژی به یک جریان می توان مسیر حرکت آن را تغییر داد. مقاومت و ممارست قدرت گفتمانی را بازتعریف می کنند. به همین دلیل قدرت می تواند با گستره کمّی، حضور خود شرایط ایجابی را تغییر دهد. اما گاهی نیز تقلیل و تضعیف همین گستره کمی نوعی ممارست جهت بهبود کیفی حضور است. به همان میزان که اسطوره سازی، مقاومت گفتمانی را افزایش می دهد به همان میزان نیز جذب و حل شدن در گفتمان های جاری شرایط مماشاتی حضور را افزایش می دهد. ویژگی مقاومتی گفتمان راه را بر استعلای ساحت حضور کنش گران گفتمانی می گشاید.چنین مقاومتی امکان جابجایی کنش ها و جلوگیری از انجماد آن ها را فراهم می کند. اینک باید دید چگونه و بر اساس چه کارکردهایی گفتمان وارد مسیر پویای ممارست و به پشتوانه آن تغییر وضعیت های ایجابی و تثبیت شده می گردد ؟ هدف اصلی این مقاله بررسی و تحلیل سه ویژگی مقاوتی، ممارستی و مماشاتی گفتمان از دیدگاه نشانه – معناشناسی جهت تبیین این موضوع مهم است که گفته پردازی فضایی چالشی است که استحاله و استعلای معنا در آن وابسته به تغییر شرایط ایجابی به شرایط سلبی و یا پویاجهت جلوگیری از رسوب معناست.