مالی یکی از کشورهای مسلمان نشین منطقة غرب آفریقاست که دین اسلام عمیق ترین تأثیر را در نهادهای مختلف اجتماعی و فرهنگی آن بر جای نهاده است. این کشور حاشیة صحرای بزرگ که به دلیل چهرة بیابانی از زیبایی خاصی برخوردار است، یکی از کشورهای اسلامی آفریقا به شمار می رود که تاریخ حضور اسلام در آن به صدها سال پیش بازمی گردد. اسلام از قرون اولیة میلادی توسط برخی بازرگانان و مبلغان شمال آفریقا وارد بخش های شمال مالی شد؛ ولی اوج شکوفایی تمدن اسلامی در این کشور به قرون میانة اسلامی بازمی گردد که طی آن چند پادشاهی بزرگ اسلامی در این سرزمین بنیان نهاده شدند. مالی در این دوره به ویژه در زمان پادشاهی مانسا موسی، امپراتور معروف، به شهرتی جهانی دست یافت و به عنوان کشوری اسلامی در سرتاسر قارة آفریقا معروف شد. همچنین طی این دوره، شهر تیمبوکتو به مرکز بزرگ علمی جهان اسلام مبدل شد و دانشگاه اسلامی سانکوره ـ که امروزه سه مسجد بزرگ این شهر از شکوه و عظمتش در آن عهد حکایت دارندـ دومین دانشگاه اسلامی بزرگ قارة آفریقا پس از دانشگاه الازهر به شمار می آمد. در این مقاله شهر تیمبوکتو، که در سال 2006م از سوی سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شد، به اختصار فقط از نظر فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است؛ هرچند آن قدر گفتنی در مورد این شهر زیاد است که خلاصه کردن تیمبوکتو در چند صفحه به راستی مثال «گنجاندن بحری در کوزه است».
معنویت توسعه یافته توسط امامان اهل بیت(ع) در کالبد جامعه و حضور جمعی از تربیت یافتگان معنوی این مکتب در میان مردم، از عوامل مهم توجه به امور معنوی و باطنی در جامعه اسلامی محسوب می شود. تتبع دقیق در آثار اهل تصوف، یک رشته معارف خاص تشیع را که در غیر کلام ائمه اهل بیت(ع) نشانی از آنها نیست، نشان خواهد داد و محقق به وضوح روح تشیع را در مطالب عرفانی این کتاب ها می یابد؛ هرچند در مواردی روحی است که طی زمان و به حسب برخی آفات بیرونی در یک پیکر آفت دیده جای گرفته است. تحقیق پیش رو به نشان دادن چگونگی ورود شمه ای از احادیث و تعالیم معنوی اهل بیت(ع) به تصوف پرداخته است. براساس این پژوهش، شواهد مناسبی برای اثبات خاستگاه شیعی عرفان اسلامی می توان به دست داد. این شواهد، از نوع نگاه صوفیه به اهل بیت(ع) و روزنه های نفوذ معارف آن حضرات به تصوف، یعنی بزرگان صوفیه و میراث مکتوب آنان مانند اللمع، الرسالة القشیریه و قوت القلوب قابل اصطیاد است.
شاهنامه جلوه گاه فرهنگ و اندیشه های ایرانیان باستان است که در قالب عناصر متعددی از جمله اساطیر، حماسه ها و داستان های شاهان و پهلوانان بازتاب یافته است. این اندیشه ها روایتگر برداشت های جهان شناختی، ساختارهای اجتماعی، آیین ها و نمونه های اخلاقی و رفتاری ایرانیان باستان است که با نام حکمت خسروانی شناخته می شود. مبنای حکمت خسروانی نور است و مظاهر این امر در شاهنامه با مؤلفه های پربسامد اهورایی چون خرد، آتش، فرّ، امشاسپندان و ایزدان و نیروهای تاریکی همچون اهریمن و دیوان که در تضاد با نور و روشنی اهورایی هستند، همراه با جنبه های تغزلی، عاشقانه و غنایی خود، بیانگر فلسفه ی زندگی در حکمت ایران باستان است. در این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیل محتوا مؤلفه های حکمت خسروانی را در شاهنامه بررسی کرده و نشان داده ایم بازتاب درخشان این مضامین هم پیوند با بنیان های ریشه دار خود در شاهنامه، زمینه ای برای بنیان اندیشه های تعالی گرایانه، ایجاد فضای باز فکری و جریان آن در بطن اجتماع و آثار و نیز بستری برای گفتگوی متن ها در طول تاریخ فراهم آورده است. از این رو با شناخت این جریان، می توان به خوانشی نظام مند از آثار ادبی، تاریخی و دینی ایرانیان دست یافت.
یکی از پیامدهای توسعه گردشگری روستایی تغییر کاربری اراضی بصورت خانه های دوم، از گذشته های دور در کشور ما بوده است و بیشترین گسترش این پدیده در مناطق کوهستانی و ساحلی می باشند. در محدوده مطالعاتی به دلیل وجود چشم اندازهای زیبای کوهستانی و جنگل ها و مراتع سرسبز، تعداد خانه های دوم و تغییر کاربری اراضی رو به گسترش می باشد به گونه ای که در محدوده مطالعاتی تراکم بافت خانه های دوم مانند جلگه ای بیشتر می باشد. علاوه بر آن در محدوده ی مطالعاتی تغییر کاربری اراضی از کشاورزی به مسکونی و تجاری و تفریحی به گونه ی محسوسی دردهه ی1385–1375روی داده است. ویلاسازی،جاده سازی روستایی،تعریض جاده ی اصلی آستارا–اردبیل، افزایش تعداد مراکز خدماتی نظیر؛قهوه خانه،عسل فروشی، رستوران های بین راهی، سوپر مارکت، خانه ی بهداشت، دبستان، حضور دائمی اورژانس، پایگاه راهنمایی و رانندگی، تأمین نور جاده اصلی، افزایش بازدید تعداد گردشگران از منطقه از نمونه های بارز تغییرات اقتصادی- اجتماعی و از پیامدهای تغییر کاربری اراضی می باشد. در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی در بررسی پیامدهای توسعه گردشگری با تاکید بر تغییر کاربری اراضی در دهه ی (85-1375)در دهستان حیران آستارا استفاده شده است و شیوه گردآوری اطلاعات نیز ترکیبی از مطالعات میدانی و اسنادی می باشد. در این تحقیق سعی شده به بررسی خانه های دوم در طول یک دهه پرداخته و روند گسترش و پیامدهای توسعه ی گردشگری و تغییر کاربری اراضی در دهستان حیران مورد بررسی قرار گیرد.طبق بررسی های انجام شده بیشترین تغییر کاربری اراضی و افزایش تعداد خانه های دوم مربوط به اوایل دهه ی مورد مطالعه بوده و در روستای حیران بیشترین تعداد را شامل می باشد. عوامل جغرافیایی و وجود جاده ی آستارا به اردبیل از مهمترین دلایل افراد برای انتخاب دهستان حیران جهت ساخت خانه های دوم می باشد به گونه ای که مالک بیش از80درصد از خانه های دوم، ساکن اردبیل، آستارا و تبریز می باشند. در انتها نیز پیشنهاداتی برای استفاده بهینه از توسعه گردشگری و تغییر کاربری اراضی در جهت بهبود اقتصادی و کالبدی در محدوده مطالعاتی ارائه شده است.
دیر زمانی مفاهیم مالی کلاسیک و فرض انسان عقلائی زیربنای علم مالی و تئوری های آن قرار داشت. مالی کلاسیک در بستری ایده آل، به توصیف قواعدی می پرداخت که سرمایه گذاران در یک بازار عقلائی می بایست بدان گونه رفتار کنند. فرض عقلائی بودن سرمایه گذاران به عنوان مدل ساده ای از رفتار انسان، از پایه های اصلی مالی کلاسیک محسوب شده و تقریباً تمامی نظریه های آن متاثر از این فرض بوده است. اما در سالیان اخیر، ظهور پدیده هائی همچون حباب قیمتی در بازار سهام، واکنش بیش یا کمتر از اندازه سرمایه گذاران به اطلاعات جدید و بسیاری موارد دیگر که در تقابل با نظریه بازار کارای سرمایه قرار دارد، باعث تشکیک در مفروض اصلی مالی کلاسیک، انسان عقلائی، و ایجاد پارادایم جدیدی تحت عنوان مالی رفتاری گردیده است. مدل های رفتاری، تأثیر سوگیری های رفتاری سرمایه گذاران در واکنش به واقعیات را بررسی کرده و بیان می کنند که در شرایط مختلف عکس العمل سرمایه گذاران نسبت به اطلاعات می تواند متفاوت باشد. مقاله حاضر به مرور تحقیقات انجام شده در زمینه یکی از عوامل رفتاری موثر بر راهبرد معاملاتی سرمایه گذاران می پردازد و هدف آن ایجاد بینشی در خصوص تداوم یا برگشت روند در قیمت سهام است.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه هوش هیجانی با افسردگی و اضطراب نوجوانان دختر پایه های دوم و سوم تجربی و ریاضی شهرستان مشکین شهر با استفاده از طرح پژوهشی توصیفی و همبستگی انجام گرفت. حجم نمونه مورد مطالعه 270 نفر بود که از طریق نمونه گیری تصادفی منطم (سیستماتیک) انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه هوش هیجانی بار-ان، آزمون افسردگی کودکان و نوجوانان و آزمون اضطراب بک بود. در این تحقیق از روش های آماری (ضریب همبستگی پیرسون ورگرسیون همزمان) برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد ومحاسبات آماری توسط نرم افزار SPSS انجام پذیرفت وپس از تجزیه و تحلیل و آزمون آماری نتایج زیر بدست آمد:
بین هوش هیجانی دانش آموزان و اضطر اب و افسردگی آنها رابطه منفی معنادار مشاهده شد.
از بین زیر مولفه های هوش هیجانی به جز زیرمولفه ی حل مساله،مسئولیت پذیری سایر زیر مولفه ها در سطح p<0/01 از لحاظ آماری با افسردگی همبستگی منفی دارند.
از بین زیر مولفه های هوش هیجانی به جز سه زیرمولفه ی حل مساله ،مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری سایر زیر مولفه ها در سطح p<0/01 از لحاظ آماری بااضطراب همبستگی منفی دارند.
دیدار با خویشتن و رسیدن به حقیقت خود یکی از اصول مسلم و نهایی سلوک الی الله است که بسیاری از آثار عرفانی به طور اشاره وار، تمثیل گونه یا مبسوط به آن پرداخته اند. آنچه عارفان در این حیطه بیان کرده اند، در برخی موارد منطبق با آن چیزی است که در علم روان شناسی در مورد خویشتن و مفاهیم مربوط به آن آمده است. این مساله یعنی خویشتن و تجربه شهود عرفانی در زبان مولانا گاه با تعابیر و نشانه هایی بیان می شود که افسانه نارسیس در عالم اسطوره را تداعی می کند؛ عناصری همچون آب، چشمه، جویبار، چهره، دیدار، عکس خود در آب دیدن و ... به ویژه در کنار هم در غزل مولانا که در جنبه روساخت این افسانه را در نظر می آورد و از جنبه های درونی و ژرف ساختی، فضای پدیداری، پیشینه ها و برآیندها ما را از آن دور کرده، آن را دو امر مجزا و با دو جنبه متمایز ارزشی و مربوط به دو عالم عرفانی و اسطوره ای می کند.
این پژوهش برآن است تا ضمن نگاهی به این افسانه، ردپای خویشتن و تجربه دیدار، نام ها، دال ها و شکل های بروز و توصیف آن و نیز روند دست یابی به آن را ضمن توجه به دیدگاه های روان شناسی به ویژه آموزه های یونگ در گستره غزل مولانا بکاود و مرز و حدود این دو پدیده مشابه و در معنا متفاوت را روشن کند که یکی نفی هستی و شهود حق و دیگری اثبات هستی و خودشیفتگی و به عبارتی فریفتگی به ظواهر، نقاب ها و سایه ها و به بیانی دیگر شرک، کفر و نادیده انگاشتن حقیقت است. گفتنی است که نگاه فروید به افسانه نارسیس آن را کاملا در نقطه مقابل مفهوم تجربه دیدار و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن قرار می دهد و در این راستا تحلیل یونگ از برخی عناصر مرتبط با اسطوره راهگشاتر است.
زبان فارسی مانند دیگر زبان ها، در همه حوزه های جغرافیایی، دوره های تاریخی و بافت های اجتماعی یکسان به کار نمی رود. خرده فرهنگ ها را می توان از عوامل مهم بروز تنوع اجتماعی دانست که در گستره رواج زبان فارسی شکل گرفته و به صورت پایدار و ناپایدار در به وجود آوردن «گونه های زبانی» مؤثر واقع شده اند. جبهه های دفاع مقدس در ایران، به منزله جامعه ای کوچک، خرده فرهنگ هایی با ابعاد رفتاری، نوشتاری و گفتاری خاص داشتند که بخشی از آن در مجموعه فرهنگ نامه جبهه انقلاب اسلامی ایران در جنگ تحمیلی گردآوری شده است. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی است، سعی شده است با تأکید بر لزوم شناخت گونه های مختلف زبان فارسی در دوره معاصر و ضرورت توجه به مقولات فرهنگی عرصه جنگ تحمیلی/دفاع مقدس، به گوشه ای از فرهنگ گفتاری جبهه از جنبه زبان شناختی توجه شود.مهم ترین و فراگیرترین نمود فرهنگ گفتاری جبهه را می توان در سطح واژگانی کلام دانست. بخشی از اصطلاحات، تعابیر و اعلام این فرهنگ در جلد اول فرهنگ نامه جبهه گردآوری شده که در این نوشتار پس از بیان مختصری درباره گونه های زبان فارسی و گونه رایج در فرهنگ جبهه، به برخی شواهد آن اشاره شده است. طنز و مطایبه، بن مایه غالب وضع اصطلاحات در گونه زبانی جبهه است. این گونه پس از پایان جنگ و رنگ باختن تدریجی فرهنگ جبهه، تا حد زیادی کاربرد و رواج خود را از دست داده است
این مقاله می کوشد تا ابعاد استفاده از فرصت های شغلی و کاستی های حقوقی ایران در مورد مسئولیت های امانی مدیران را تشریح کند. در این راستا، ابتدا مبانی حقوقی اختیارهای مدیران در شرکت های سهامی، تبیین می شود. آنگاه، قانون تجارت ایران و ابعاد حقوقی مسئولیت امانی مدیران نیز، بررسی می گردد.در ادامه مصداق های بارز استفاده از فرصت های شغلی را برمی شمرد ؛ از این رو قطع رقابت در خطوط تولید وتوزیع، سوء استفاده احتمالی از اختیار درآن جام معامله با شرکت و خسارت های غیرمستقیم، تبیین می شوند.این نوشتار، «فرصت های شغلی» را امکانات، تسهیلات و اطلاعاتی توصیف می کند که با دسترسی به آن ها، مدیران شرکت به نفع خود، منافعی به دست می آورند. با این تعریف وتبیین آن، ماهیت حقوقی فرصت های شغلی، بررسی می شود.به تصریح نویسنده، فرصت های شغلی نیز جزیی از سود سرمایه است و مدیران به عنوان کارمندان شرکت باید هر استفاده ای که از اعمال اختیارهای مدیریت نصیب شان شده است، به شرکت مسترد دارند. از این رو پیشنهاد می شود که در نظام حقوقی ایران، اصلاح قانون تجارت (اشاعه دامنه مسئولیت های امانی به هرگونه استفاده مستقیم و غیرمستقیم از فرصت های شغلی و امکان طرح دعوای مسئولیت به سهامداران شرکت برای استرداد منافع تحصیل شده به حساب شرکتآن جام گیرد.