دفترهای آژانسهای مسافرت هوایی، یکی از زیرساخت های اساسی برای توسعة گردشگری محسوب می شوند و میزان عملکرد آنها بیانگر وضعیت توسعة گردشگری و خدمات وابسته به آن در هر جامعه است. بر این اساس، در پژوهش حاضر به تحلیل فضایی عوامل مؤثر بر عملکرد دفترهای مورد مطالعه در ایران می پردازیم. اهداف ما در پژوهش، علاوه بر تعیین عوامل مؤثر بر عملکرد آژانس ها، ارزیابی درجة گسترش عملکرد آنها در استان های کشور و اولویت بندی عاملها برای متعادل تر شدن منافع حاصل از عملکرد آژانس هاست. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و تحقیق با استفاده از الگوهای تحلیل عاملی، ضریب توزیع، تحلیل خوشه ای و فرایند تحلیل سلسله مراتبی و با به کارگیری نرم افزارهای SPSS و Arc view صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از 51 نماگر اولیه، 32 نماگر انتخابی- که به شش عامل معنادار کاهش یافته اند و در مجموع، 15/66 درصد واریانس جامعه را تبیین میکند، بر عملکرد آژانس های هوایی کشور مؤثر هستند. به لحاظ توسعة عملکردی آژانس ها، استان تهران در سطح بالا (عملکرد مطلوب)، هشت استان در سطح دوم (عملکرد نیمه مطلوب به بالا)، یازده استان در سطح سوم (عملکرد نیمه مطلوب به پایین) و ده استان در پایین ترین سطح (عملکرد نامطلوب) قرار دارند. برای بهبود عملکرد آژانس ها، فرایند تحلیل سلسله مراتبی، نقش عامل کارکردی- نهادی را مؤثرتر از دیگر عامل ها پیش گویی میکند.
تجاوز سراسری ارتش رژیم عراق از زمین، هوا و دریا به جمهوری اسلامی ایران در 31 شهریور 1359 حادثه مهمی است که بررسی ابعاد آن برای نسل حاضر و آینده دارای اهمیت فراوانی است. یکی از پیامدهای بسیاری از جنگ ها ازجمله جنگ ایران و عراق، بُعد اسارت است. هدف مقاله حاضر بررسی این پیامد جنگ هشت ساله بین دو کشور ایران و عراق است. این مقاله هم از زاویه تجربه های زنانه و هم تجربه های مردانه به مقوله اسارت نگریسته است. در این راستا با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مبتنی بر رویکرد عرفی، دو مجموعه خاطرات دوران اسارت با عنوان «من زنده ام» خاطرات دوران اسارت معصومه آباد و «حکایت زمستان» خاطرات دوران اسارت عباس حسین مردی بررسی شده است و در ادامه، مفاهیم، مقوله های فرعی و درنهایت، مقوله های اصلی، برگرفته شده است. نتایج به دست آمده در این مقاله نشان می دهد که اسارت برای اسیران ایرانی تا حد زیادی به عنوان ادامه مقاومت و مبارزه تعریف شده بود، اما به طور خاص، تجربه های این زنان و مردان، ذیل 16 مقوله فرعی قابل تقسیم بندی است که با تحلیل و جمع بندی در قالب 6 مقوله اصلی تعریف می شوند که عبارتند از: تعارض مکانی، خشونت، عوارض جسمانی، تجربه های روانی، سازوکار های مقابله با بحران، و سیاست های خصمانه.
الهیات فمینیستی یکی از مباحث مهم فمینیسم است. الهیات فمینیستی به دنبال طرح سؤالات مربوط به حقوق زنان از دین و کلیساست. کتاب مقدس به عنوان سنت مکتوب یهودی مسیحی توجه الهی دانان فمینیست را جلب کرده است. آنان سعی می کنند تا متن کتاب مقدس را با سؤالات جدی مربوط به حقوق زنان مواجه کنند. بخشی از الهی دانان فمینیست، با پیش فرض نگارش کتاب مقدس در فرهنگی مردسالارانه، به دنبال بازخوانی و تفسیر مجددِ متن بوده اند. رویکرد آنان، به جای اعتماد، انتقادی و هم راه با سوء ظن است.
این مقاله می کوشد فصل شانزدهم از سِفر پیدایش از کتاب مقدس را بازخوانی کند که در آن داستان ازدواج هاجر، همسر دوم حضرت ابراهیم (ع)، نقل شده است. در تفسیر این فراز از کتاب مقدس الهی دانان فمینیست می کوشند، با رویکرد انتقادی خود، تفسیری جدید به جای تفسیر کهن ارائه دهند. آنان متن مقدس را در برابر سؤالات برگرفته از رویکرد جنسیتی قرار می دهند، اما به نقش اجتماعی ابراهیم (ع) در مقام پیامبر و مربی جامعه و نقش مکمل ساره و هاجر در یاری به او توجه نکرده اند. ساره و هاجر هم چون همه زنان فداکار تاریخ نقشی اساسی در انجام مأموریت الهی ابراهیم (ع) ایفا کردند.
این تحقیق مدل استراتژی (راهبرد) الکترونیکی 3R را در فروشگاه زنجیره ای شهروند به صورت عملیاتی پیاده و وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب راهبرد الکترونیکی را در سطح محصولات شناسایی می نماید . با توجه به اینکه مبحث راهبرد ، منعکس کننده دیدگاه صاحب نظران سازمان است ، در این باره به نظرات ایشان بررسی می شود . تحلیل فاصله وضعیت موجود و وضعیت مطلوب و همچنین بررسی رابطه وضعیت موجود و وضعیت مطلوب راهبرد الکترونیکی محصولات دو هدف عمده این مقاله را تشکیل می دهد ...
سهروردی فیلسوفی اشراقی است که ابداعات قابل توجهی در حوزة فلسفه، عرفان و تفکرات معنویت محور بیان داشته است. چیستی و چگونگی کسب تجارب معنوی و حقیقت آنها که در همة فرهنگ ها، مکاتب و اشخاص توجهی خاص به آنها میشود، از جمله حیطه های فکرآفرین سهروردی است. دو دیدگاه عمده در چیستی این گونه تجارب مطرح است: ذات گرایی که بر انسجام چنین تجاربی و مشترک بودن آن بین افراد و مکاتب تأکید دارد؛ و دیدگاه ساخت گرایی که معتقد است تفکرات و ایده های مکاشفه گر در پیدایش و شکل دهی به تجارب مینوی نقشی اساسی داشته است؛ بنابراین، تفاوتی ماهوی بین تجارب افراد و آنچه متعلق به سنت های فکری مختلف است وجود دارد.
در تفکر سهروردی اتحاد با نور، زمینه ساز مکاشفة عرفانی و تجربة مینوی است، البته دیدگاه خاص نفس شناسانه و روان شناسی وی در تحقق آنها دخیل است که با اشراق و مشاهده همراه می باشد و با اتحاد و فنا صورت میپذیرد، با این توصیف، مجموعه ویژگیهای تجارب مینوی در نگاه اشراقی سهروردی، گویای نوعی ذات گرایی در این مکاشفات است؛ نه اینکه وحدت شخصی تجارب مطابق تفکر خاص حاکم بر افراد، هر تجربه ای را از تجارب دیگری متفاوت کند، بلکه همة آنها دارای مشترکات و زمینه های واحدند. پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و با تجزیه و تحلیل داده های مطالعاتی، ضمن اشاره به دیدگاه های مطرح در این زمینه، به مبانی ذات گرایی در شهود عرفانی از نگاه سهروردی پرداخته و به پرسش های اساسی در این زمینه پاسخ داده است.
اگر بخواهیم روابط فرهنگی و ادبی هند و ایران را از ابتدا تاکنون مورد بحث قرار دهیم بسیار گسترده خواهد بود و به درازا خواهد کشید. بنابراین در مقاله ی حاضر فقط آن بخش از روابط را که مربوط به نیمه ی دوم قرن بیستم میلادی می شود، بررسی می کنیم تا یادآوری شود که این ارتباط ها تا چه اندازه عمیق و چقدر گسترده و در عین حال مفید است. اشاره به اقدامات فرهنگی دو جانبه ی بعضی رهبران و مقامات ایران و هند، بررسی جایگاه سفارتخانه ها و خانه های فرهنگی، و نقش مجلات و نشریات، اشاره به استادان زبان فارسی و آثار ترجمه شده ی فارسی به هندی و بالعکس، بررسی نقش محققان و دانشمندانی که علاقه مند به ارتباط عمیق فرهنگی میان هند و ایران بوده اند و بحث در مورد مراکز ایرانشناسی و هند شناسی و همچنین انجمن های علمی استادان زبان فارسی در هند و ایران موضوع کار این مقاله است.
هدف پژوهش حاضر، بهبود فهم خود از عمل زمینه ساز تربیتی در پرتو دیدگاه های موسوم به عملی بود. بدین منظور، سه عمل زمینه ساز فلسفه ورزی، برنامه ریزی درسی و تدریس از این منظر بررسی شد. فرض بر آن بود که دیدگاه های عملی برخی محدودیت های فهم ما از اعمال زمینه ساز ما را آشکار می کنند، و در تلاش برای این آشکارسازی طریقی برای فائق آمدن بر این محدودیت ها ارائه می شود. با نگاه به تربیت به عنوان عمل (پرکسیس) و نقش تفکّر عملی در بهبود و ارتقاء این عمل، فیلسوف تربیتی، برنامه ریز درسی و معلم درصدد رفع محدودیت های تفکّر متعارف و دستیابی به فضیلت عملشان از طریق تأمل بر عمل خود برمی آیند. انتظار این است که طریق ر هایی از این محدودیت ها را در امکانات ذاتی رویکرد عملی بتوان یافت.
هدف این مقاله، بررسی تأثیر ساختار مالکیت و ترکیب هیأت مدیره بر کارآیی فنی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار است. از این رو، نخست کارآیی فنی شرکت ها با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها (DEA) تعیین و سپس، رابطه بین تمرکز مالکیت، مالکیت نهادی و ترکیب هیأت مدیره با کارآیی فنی مورد بررسی قرار گرفت. نمونه مورد بررسی شامل 82 شرکت طی دوره زمانی 1381-1388 بود. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش به روش «داده های ترکیبی» بیانگر این است که پس از کنترل سایر عوامل تأثیرگذار بر کارآیی، بین مالکیت نهادی با کارآیی فنی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. اما بین تمرکز مالکیت و ترکیب هیأت مدیره با کارآیی فنی رابطه مثبت بیمعنی وجود دارد. بررسی تأثیر این سه ساز و کار با هم بر کارآیی فنی نیز به نتیجه مذکور انجامید. این یافته با فرضیه نظارت کارآ مبنی بر اعمال نظارت فعال از جانب مالکان نهادی بر مدیریت و کاهش هزینه های نمایندگی سازگار است.