پس از استقرار نظام دموکراتیک در عراق و دستیابی شیعیان به قدرت، دول عرب منطقه از افزایش قدرت و حوزه نفوذ ایران نگران شدند. با افزایش مطالبات مردمی و وقوع انقلاب در کشورهای عربی این نگرانی به ویژه در بحرین به دلیل دارا بودن اکثریت شیعه افزایش یافت. آنان با اعزام نیرو به بحرین واکنش نشان دادند و نیز با افزایش مطالبات و اعتراضات مردمی در سوریه به بهانه حمایت از انقلابیون و برای ضربه زدن به ایران وارد عمل شدند. دخالت ها و حمایت کشوهای عربی به همراهی آمریکا و ترکیه و رژیم صهیونیستی به افزایش قدرت مبارزان مسلح و شکل گیری داعش منجر شد. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی درصدد بررسی علت شکل گیری داعش با این فرض است که علت اصلی شکل گیری داعش برهم خوردن توازن منطقه خاورمیانه پس از فروپاشی رژیم عراق و تلاش دول منطقه ای و فرامنطقه برای شکل دادن موازنه جدید در برابر ایران است.
یکی از سیاست های راهبردی کشور، تقویت نهاد خانواده دربرابر عوامل گوناگون تضعیف کنندة درونی و بیرونی آن است. در این پژوهش، به پیامدهای زندانی شدن افراد بر خانواده شان توجه شده است. روش تحقیق حاضر، فراتحلیل کیفی است و در آن از مشاهدة مشارکتی برای صورت بندی استنتاج های جامعه شناختی جدید بهره گرفته شده است. براساس داده ها، در طول سال حداقل یک میلیون نفر زندانی ثابت و در گردش در ایران وجود دارد. با توجه به اینکه متوسط بعد خانوار در ایران 55/3 است، هر سال نزدیک به 5 میلیون نفر ایرانی به نحوی با پیامدهای این پدیده به طور مستقیم سروکار دارند که نشان دهندة ابعاد وسیع تأثیر زندان بر خانواده ها و مشکلات خانواده های زندانیان در ایران است. مجموعه پیامدهای زندان عبارت اند از: 1. فردی و شخصیتی؛ 2. اجتماعی؛ 3. اقتصادی؛ 4. فرهنگی؛ 5. سیاسی. یکی از مسائل مهم، رابطة نوع جرم و مدت محکومیت زندانی با انسجام خانواده است. وضعیت خانوادة محکومان موادمخدر و خانوادة محکومان به قتل و شرارت و سرقت و جرایم مالی و... با هم متفاوت است. در پژوهش حاضر پنج راهکار مؤثر ارائه و تشریح شده است که عبارت اند از: 1. تعیین مدل کیفری، 2. انسانی ترکردن شرایط زندان با توجه به تأثیرات محیط فیزیکی بر روان و اخلاق فرد، 3. زندان باز، 4. روش های جایگزین زندان، 5. ضرورت حضور نهادهای مدنی و حمایتگر.
مدت زمانی است که هرمنوتیک در ردیف رقیب پوزیتیویسم در حوزه علوم شناختی و انسانی سربرآورده است و توانسته تا حدود زیادی بر آن غالب شود. یکی از حوزه هایی که این شاخه معرفتی توانسته در آن نفوذ یابد، حوزه ادبیات و تفسیر و تأویل متون ادبی است. این مقاله قصد دارد به بررسی این امر همت گمارد و اصطلاحی به نام هرمنوتیک ادبی و چگونگی کاربست آن را برای تفسیر متون ادبی، به ویژه رمان خلق کند. بنابراین، برای نیل به این امر ابتدا هرمنوتیک و سپس هرمنوتیک ادبی و نحله های مختلف آن تعریف، و در نتیجه گیری به این مهم اشاره می شود که انتخاب هر یک از این نحله ها برای تفسیر چه الزاماتی در پی دارد.
بازدارندگی یکی از مهمترین موضوعات حوزه مطالعاتی روابط بین الملل و مطالعات استراتژیک محسوب می شود. تهدیدات استراتژیک علیه دولتها و سیستم بین المللی آنارشیک سبب می شود که دولتها برای تحقق سیاست خارجی خود سیستمهای قدرت محور بویژه بازدارندگی را طراحی کنند. در این راستا تهدیدات استراتژیک قبل و بعد از انقلاب اسلامی نیز ایران را متمایل به طراحی این سیستم کرده است که در آن تنوعی از عوامل پیچیده و پویا بویژه شبکه استراتژیک مدل بازدارندگی سیاست خارجی ایران را شکل داده است. به این منظور مقاله الزامات مدل بازدارندگی ایران را بررسی کرده و از طریق تجزیه و تحلیل محیط و شبکه های استراتژیک موجود ارایه بینش علمی راجع به موضوع را سبب می شود. این نکته نیز قابل ذکر است که مدل بازدارندگی ایران تنوعی از طرفها را در برگرفته و با تاکید بر شبکه سازی استراتژیک خواهان اعتباربخشی به آن می باشد.
سبکشناسی در حوزههای گوناگون تحقیقات ادبی بهویژه در نقد ادبی متون نقش مهمّی دارد و طبقهبندی علمی آن میتواند کار آموزش سبک را آسان کند. هدف از این نوشتار نگاهی انتقادی به کتابهای سبکشناسی از جهت تقسیمبندی شیوه های نثرنویسی است. برای رسیدن به این هدف ابتدا دیدگاههای تعدادی از محقّقان در تقسیمبندی شیوههای نثرنویسی بیان شده و سپس به نقد و بررسی آنها پرداخته شده است. مهمترین آسیبهای این گونه تقسیمبندیها عبارتاند از: مشخّص نکردن مبانی تقسیمبندیها، نارسائی تعاریف، تناقض در تعیین مصداقها، چندگونگی تقسیمبندیها و اختلاف در نامگذاری، عدم تمایز نثر ادبی از نثر غیرادبی، کلّی بودن تقسیمبندیها و انعطافناپذیربودن آنها، کمتوجّهی به بعضی از گونههای سبکی بهویژه سبک فردی و خردهسبکها، درآمیختگی نوع نثر با سبک نثر، نگاه تک بُعدی به سبک نثر و کمتوجّهی به تعیین عناصر و شاخصههای سبکی و روشهای تحلیل سبک و....
بر اساس گزارشهای ارائه شده بهوسیله سازمان جهانی گردشگری، درآمد اغلب کشورها از گردشگری در سالهای اخیر با سرعتی چشمگیر در حال افزایش بودهاست. استان آذربایجان شرقی علیرغم دارا بودن قابلیتهای بسیار بالا، نتوانستهاست هماهنگ با این رشد، صنعت گردشگری(خارجی و داخلی) خود را متحول سازد. مقاله حاضر با هدف یافتن پاسخ به این سؤال که چه عامل یا عواملی باعث شدهاست تا این سرزمین از مزایای متعدد گردشگری بیبهره بماند، تهیه شدهاست. مقاله بر اساس یافتهها و نتایج یک بررسی میدانی از سه جاذبه گردشگری استان آذربایجان شرقی (کندوان، قلعه بابک و شرفخانه) در تابستان 1382 تهیه شدهاست. تحقیق به صورتی برنامهریزی شدهاست که ضمن شناخت ویژگیهای گردشگران، میزان رضایت آنان از امکانات و خدمات گردشگری مناطق گردشگری استان ارزیابی شده و پیشنهاداتی برای استفاده بهینه از قابلیتها و امکانات موجود گردشگری ارائه نماید. براساس نتایج بهدست آمده، مکانهای گردشگری استان در اغلب زمینهها فاقد امکانات و تسهیلات لازم برای جلب رضایت گردشگران میباشند. برنامهریزی اصولی و بهویژه تهیه و اجرای طرح جامع گردشگری استان نه تنها میتواند امکان جذب گردشگر بیشتر را فراهم آورد، بلکه میتواند آثار زیانبار توسعه گردشگری بر محیط زیست و فرهنگ جامعه را نیز کاهش دهد. در خاتمه پیشنهاداتی برای توسعه گردشگری استان ارائه شدهاست.
اسلام دین خاتم است و این امر مستلزم ظرفیت این دین آسمانی در پاسخ به نیازهای بشر در همه زمانها، مکانها و شرایط مختلف است. بخش عظیمی از این ظرفیت معلول اصل مهم مصلحت حکیمانه و منطبق با فطرت است. در سیره و سخنان امام علی(ع) این اصل مهم از جایگاه ویژهای برخوردار است به گونهای که با استناد به آن میتوان به رهیافتهای نوینی در اینباره نائل شد. مصلحت شامل مصالح دین و جامعه هر دو میشود. شیوه مصلحتیابی حضرت از طریق مشورت، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و بهرهگیری از تجربه و دانش متخصصان انجام میگیرد. مصالح عامه، حکومتی و قانونی، سازمانی و حرفهای و مصالح شخصی، انواعی از مصلحت است که آن حضرت مورد توجه و تأکید قرار داده است.
در حال حاضر در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش برنامه ریزان به تمرکز زدایی فضایی، کاهش نابرابری های منطقه ایی، دوگانگی شهری–روستایی متمرکز شده و منجر به اتخاذ راهبردهای شهرنشینی متفاوتی گردیده است؛ یکی از مهمترین این راهبردها؛ تقویت شهرهای میانی و حمایت از آنها می باشد. در این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی، نقش شهر میانی ایرانشهر در توسعه منطقه ای با استفاده از روش ها و مدل های کمی مانند مرتبه- اندازه، آنتروپی، کشش پذیری، جاذبه، ضریب مکانی مورد ارزشیابی و تحلیل قرار گرفته است . در بررسی صورت گرفته نتایج نشان می دهد که تمرکز جمعیت ، امکانات و خدمات اقتصادی – اجتماعی در ایرانشهر بیشتر از بقیه ی شهرها به خصوص شهرهای کوچکتردر سطح شهرستان است؛ در این صورت راه حل توسعه متوازن منطقه ایی ، علاوه توسعه و تقویت شهرهای میانی، استقرار خدمات و امکانات در سایر شهرها و نقاط روستایی پیرامون در سطح شهرستان نیز می باشد. بنابراین با توجه به نتایج تحقیق توسعه و تقویت شهرهای میانی مانند ایرانشهر می تواند علاوه بر ایجاد تعادل در نظام سلسله مراتبی استان، نقش زیادی در توسعه مناطق پیرامونی این شهر به خصصوص شهرهای کوچک و نقاط روستایی داشته باشد.
هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه ی کتاب خوانی و رشد اجتماعی دانش آموزان است. جامعه ی آماری این پژوهش همه ی دانش آموزان دختر و پسر پایه ی پنجم ابتدایی و سوم راهنمایی ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش اردبیل در سال تحصیلی 89-1388 بودند. حجم نمونه ی این مطالعه 640 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. ماهیت موضوع و اهداف مطالعه ایجاب می کرد که از روش تحقیق همبستگی استفاده شود. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته، آزمون رشد اجتماعی و تست ریون است. نتایج تحلیل های آماری نشانگر آن بود که در دانش آموزان کلاس پنجم مطالعه ی کتاب ها و مجلات تخیلی، تاریخی و ورزشی پیش بینی کننده ی مثبت و کتاب های پلیسی پیش بینی کننده ی منفی و معنادار رشد اجتماعی بود و در دانش آموزان سوم راهنمایی نیز کتاب ها و مجلات علمی و ورزشی پیش بینی کننده ی مثبت و کتاب های شعر پیش بینی کننده ی منفی و معنادار رشد اجتماعی بود. هم چنین تفاوت های جنسیتی نیز در مطالعه ی کتاب ها به دست آمد.
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه دگرگونی نسلی و هویت اجتماعی در میان جوانان شهر سقز است. برای بررسی این مسئله بر تاثیرات فرایند جهانی شدن بر ساخت هویت اجتماعی جوانان و ماهیت دگرگونی نسلی متمرکز شده ایم. سطوح تجربی تحقیق شامل سطح دگرگونی نسلی و رابطه با والدین، سطح هویت اجتماعی و فضاهای دوستی و سطح فرایند جهانی شدن و تاثیر رسانه ها هستند که متناسب با آنها نظریه های تحول فرهنگی رونالد اینگلهارت و جامعه شبکه ای مانوئل کاستلز به عنوان چارچوب نظری پژوهش انتخاب شده اند. روش تحقیق پژوهش کیفی بوده و یافته ها با به کارگرفتن تکنیک مصاحبه عمقی با 60 نفر از جوانان گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند به رغم اینکه تفاوت نسلی محدود به حوزه های فرهنگی- اجتماعی و به ویژه سطوح هنجاری است، هویت اجتماعی جوانان امری سیال، شناور و نامنسجم است که عناصر آن شامل بی قدرتی، بی مرجعی و معترض بودن است.