روابط عربستان سعودی و سوریه از زمان ورود دو کشور به عرصه دولت های ملی فراز و نشیب های متعددی را تجربه کرده است. حضور ریاض و دمشق در اردوگاه های رقیب در دوران جنگ سرد زمینه ساز واگرایی در مناسبات دوجانبه بود. با روی کارآمدن حزب بعث در سوریه، روابط دو طرف متشنج شد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و گذار مناسبات تهران و دمشق به مرحله اتحاد راهبردی نیز از سوی رهبران سعودی بر مبنای نشانه های تهدیدآمیز ادراک گردید. از این رو، با آغاز بحران سوریه، ریاض به یکی از حامیان اصلی جنگ نیابتی و سیاست تغییر رژیم تبدیل شد. با این حال، با تسریع روند حل وفصل سیاسی بحران و شروع دوره بازسازی اقتصادی، سعودی ها نیز به مانند سایر کشورهای حوزه غرب آسیا و شمال آفریقا مسیر عادی-سازی روابط با دمشق را در پیش گرفته اند. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چرا وضعیت واگرایی، سویه غالب در روابط بین عربستان سعودی و سوریه بوده است؟ در این ارتباط با بهره گیری از گزاره های نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای این فرضیه به آزمون گذاشته می شود که نقش های متفاوت ریاض و دمشق در مجموعه امنیتی غرب آسیا از جمله موضع متمایز آنها در قبال مسئله رژیم صهیونیستی- فلسطین، دگرسازی ریاض در برابر محور مقاومت و ژئوپلیتیک شیعه و فقدان همسبتگی فرهنگی، مذهبی، نژادی، واگرایی را به سویه غالب در روابط دو طرف تبدیل کرده است. مقاله حاضر توصیفی و تحلیلی بوده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع اینترنتی معتبر گردآوری می شود.
توسعه پایدار در طول زمان و به تدریج رویکردهای متنوع را با اهداف متنوع مطرح ساخت؛ از جمله این رویکردها که موضوع محیط زیست در آن پررنگ تر و دارای تأکید بر روابط توسعه شهر و بستر طبیعت است شهراکولوژیک است. هدف از این پژوهش تعیین عوامل بومی مؤثر در دستیابی به شهراکولوژیک در جهت توسعه پایدار در شهر درچه بود. این پژوهش از لحاظ پارادایمی جزء پژوهش های ترکیبی (کیفی و کمّی) به شمار می رود، از لحاظ هدف کاربردی است، و از لحاظ ماهیت توصیفی تحلیلی و اکتشافی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی از طریق دو ابزار مصاحبه با متخصصان با روش دلفی و پرسشنامه بود. در روش کیفی (مصاحبه دلفی) با 30 نفر از کارشناسان و خبرگان مصاحبه انجام شد و در روش کمّی جامعه آماری پژوهش شهروندان بالای 15 سال شهر درچه بودند که در سال 1395 تعداد آن ها 37367 نفر بوده است که از این تعداد 375 نفر با روش خوشه ای انتخاب شدند. روایی پرسشنامه به صورت صوری از دیدگاه متخصصان برنامه ریزی شهری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج پژوهش در دو روش (کیفی و کمّی) نشان داد ابعاد زیست محیطی و اقتصادی با میانگین 23/4 و 11/4 و ضریب رگرسون (Beta) 345/0 و 349/0 به بهترین وجه دستیابی به شهراکولوژیک را تبیین می کنند و بین محلات مختلف شهر از لحاظ شاخص های شهراکولوژیک همگونی نسبی وجود دارد و می توان با یک مدل مشخص به توسعه شهراکولوژیک دست یافت. همچنین، بر اساس همبستگی پیرسون، شهروندانی که سطح سواد بالاتری داشته اند با ضریب 585/0 میزان آمادگی بیشتری برای اجرای پروژه شهراکولوژیک از خود نشان داده اند.
درحال حاضر صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساخت ها برای نیل به توسعه پایدار محسوب می شود. شهرستان ماهنشان همانند سایر مناطق کشور علی رغم داشتن قابلیت ها و توانمندی های فراوان در زمینه اکوتوریستم و ژئوتوریستم و جاذبه های طبیعی بی نظیر و متنوع، همچنان برای گردشگران نا آشناست و مشکلات و موانع متعددی در جذب طبیعت گرد دارد. این پژوهش شناسایی توانمندی ها وتنگناهای اکوتوریسم و ژئوتوریسم شهرستان ماهنشان را با رویکردی راهبردی مد نظر دارد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی – توسعه ای و از لحاظ روش انجام توصیفی – تحلیلی است و با اتکاء بر یافته های اسنادی و میدانی به بررسی موضوع پرداخته شده است. ابزار جمع آوری داده ها شامل مصاحبه و تکمیل پرسشنامه بوده و باتوجه به اطلاعات بدست آمده به بررسی جاذبه ها ، امکانات و خدمات و وضعیت کلی اکوتوریسم و ژئوتوریسم در منطقه مورد مطالعه پرداخته شده است. در مراحل بعد برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و تعیین استراتژی ها و راهبردهای توسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم از روش تحلیل SWOT استفاده گردید و در نهایت به ارائه راهبردها و استراتژی های مرتبط باتوسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم منطقه پرداخته شد. نتایج یافته ها نشان داد که منطقه مورد مطالعه با 10نقطه قوت و ضریب نهایی 51/3 و 8 فرصت و ضریب نهایی 39/3 در برابر 8 نقطه ضعف و ضریب نهایی 65/1و 8 تهدید باضریب نهایی 65/1توانمندی های بسیار زیادی برای توسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم دارد ولی ضعف ها وتهدید های موجود مانع از بالفعل شدن این توانمندی ها گردیده است. بنابراین می توان گفت استراتژی نهایی توسعه اکوتوریسم و ژئوتوریسم شهرستان ماهنشان یک استراتژی تهاجمی و مبتنی بر تقویت نقاط قوت و استفاده از فرصت های موجود در جهت غلبه بر ضعف ها و تهدیدات پیشرو در زمینه توسعه گردشگری منطقه می باشد.
وفاداری گردشگری به مقصد خاص یک موضوع کلیدی در مدیریت گردشگری است. به طوری که امروزه مفهوم وفاداری به عنوان یک نیروی محرک اصلی و یکی از شاخص های مهم موفقیت در بازاریابی و منابع گردشگری به رسمیت شناخته شده است.این پژوهش با هدف تعیین عوامل موثر بر وفاداری گردشگران نسبت به مناطق گردشگری شهرستان های مسجدسلیمان، اندیکا و لالی انجام شد. در این پژوهش حجم نمونه شامل 250 نفر از گردشگران ورودی به مناطق گردشگری در سال 1394 است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت انجام گرفت. روایی پرسشنامه توسط متخصصان امر و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ تأئید شد.میزان ضریب آلفای کرونباخ بین 780/0تا 945/0 به دست آمد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که متغیر وفاداری با متغیرهای انتظارات، کیفیت درک شده، ارزش درک شده، وجهه استنباط شده، تعهد و رضایت رابطه آماری معنی داری دارد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان داد سه متغیر رضایت، تعهد و تصویر (وجهه استنباط شده) قادرند در مجموع 6/69 درصد از تغییرات در متغیر وفاداری را تببین کنند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی رویکرد غالب برنامه درسی در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور از منظر مربیان مراکز آموزش دولتی بر مبنای دسته بندی اسکایرو است. روش انجام این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع تفاوت می باشد. جامعه آماری این پژوهش را نیز کلیه مربیان مراکز آموزش دولتی شهر تهران تشکیل می دهند که با بهره مندی از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول تعیین حجم نمونه مورگان شامل 92 نفر از مربیان (41 زن و 51 مرد) می شوند و به عنوان نمونه مورد پژوهش در نظر گرفته شده اند. ابزار پژوهش نیز پرسشنامه ای محقق ساخته است که بر اساس دسته بندی رویکردهای برنامه درسی اسکایرو (1992) طراحی شده است. روایی صوری و آلفای کرونباخ به دست آمده (78 درصد) بیانگر روایی و پایایی ابزار پژوهش بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های t تک متغیره و t دو گروه مستقل و تحلیل واریانس استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که مربیان در ابعادی چون اهداف، روش تدریس و سبک ارزشیابی به صورت کلی به دو رویکرد علمی دانشگاهی و کارایی اجتماعی گرایش دارند. همچنین، مربیان مرد معتقدند که در تدوین استانداردها و برنامه های درسی مهارت آموزی، رویکرد کارایی اجتماعی به نسبت سایر رویکردها از اثربخشی بالاتری برخودار است.
این مقاله چنین استدلال می کند که آموزش زبان به صورت بین فرهنگی باید کماکان الگواره های سنتی و ملی (که در آن تمرکز آموزه های فرهنگی و اجتماعی بیشتر معطوف به شرایط درون مرزی کشورهای زبان هدف است) را به چالش بکشد و همچنان با نظر به آموزش شهروندی جهانی، به سمت جهانی سوق یابد که در عین گوناگونی ها، دارای همبستگی متقابل باشد. این مقاله خاطرنشان می کند که زبان ها، و حتی زبان هایی که به عنوان زبان های خارجی آموزش داده می شوند، پدیده های فراملیتی و جهانی هستند و این مسئله ایجاب می کند که فرآیند زبان آموزی در نقاط مختلف جهان قابلیت آموزش زبان مقصد را به عنوان زبان اول، زبان دوم و زبان خارجی داشته باشد. این مقاله طیفی از ابعاد فراملیتی را معرفی می کند که دربردانده جریان های زبانی و نیز انواع دیگری از فعالیت ها، فرایندها و ساختارهای فراملیتی است–ابعادی که بایسته است در برنامه ریزی و تجزیه وتحلیل مطالب اموزشی زبان مدنظر گیرند. این مقاله سه محور فراملیتی را به تفضیل تشریح نموده و نشان می دهد که چگونه همبافت سازی فراملیتی می تواند مفاهیم را دستخوش تحول کرده و جهانی همبسته و واقعی بسازد که مسائل آن برای زبان اموزان مشهود باشد. البته این تلاش شاید صرفاً در خصوص تصاویر و متون ساده میسر شده باشد. سه محور موضوعی فراملیتی که مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: اسکاتلند: پیوند اسکاندیناوی (برای آموزش زبان انگلیسی)؛ سنگال: دیوار بزرگ سبز صحرا و ساحل (برای آموزش زبان فرانسوی)؛ و نجات غار تایلند (برای آموزش زبان انگلیسی).
در این پژوهش، به بررسی تغییرات مکانی بافت خاک در دشت فراهان استان مرکزی، با استفاده از روش زمین آمار کریجینگ پرداخته شد. ابتدا داده های 54 نمونه خاک از منطقه مطالعاتی تهیه شد. سپس آماره های توصیفی برای داده ها با استفاده از تحلیل گر زمین آمار نرم افزار ArcGIS 10.3 تعیین گردید. سپس به منظور نمایش تغییرات مکانی، از روش کریجینگ استفاده شد. با توجه به نتایج شاخص های ارزیابی، مدل کریجینگ از کارایی قابل قبولی در پهنه بندی تغییرات خصوصیات فیزیکی خاک برخوردار بود. بطوری که مقادیر شاخص های ارزیابی نزدیک به یک می باشند. از طرفی شدت همبستگی مکانی بالا بود و در همه مدل ها کمتر از 25/0 بدست آمد. طبق نتایج، ویژگی های ذاتی خاک، اقلیم و کاربری اراضی در تغییرات بافت خاک دشت فراهان موثر بودند که در این میان، توجه به نوع کاربری در مطالعات خاک و پی پروژه های عمرانی مهمتر است.
پژوهش، مطالعه ای نظام مند و کنترل شده تجربی و انتقادی درباره کشف روابط میان پدیده ها و ارائه ی فرضیه های گوناگون به شمار می رود و در جست وجوی دست یابی به هدف و عملی مشخص است و بر تأمین سعادت و رفاه همگان تأکید می کند. آنچه مسلم است پژوهش ها باید نیازهای علمی و تکنولوژی کشور را برطرف و تولید ثروت کنند اما وقایع و اتفاقات موجود در آموزش عالی ازجمله آثار علمی غیرقابل استناد، کاهش کارایی تحقیق و ... این مفروضات را زیر سؤال برده است. به چه دلایلی کشور ما به زعم برخورداری از امکانات بالقوه در این بخش و نیروهای محقق نتوانسته است درزمینه ی تحقیقات و رفع نیازهای جامعه گام های مؤثری بردارد. پژوهش حاضر، باهدف شناسایی و تبیین علل مؤثر بر بروز کژ کارکردی های پژوهش در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ایران، از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 22 نفر از پژوهشگران برتر، خبرگان و سیاست گذاران پژوهش کشور در سال 98-1397 به روش نمونه گیری هدفمند جمع آوری شد. یافته ها نشان داد که مشکلات ساختاری موجود، مأموریت گرا نبودن دانشگاه، ضعف ارتباط دانشگاه، صنعت و جامعه، مقاله گرایی، ضعف نظام ارزیابی، افت معیارهای جامعه علمی، نظام نادرست پذیرش دانشجو و جذب هیئت علمی و همچنین ضعف ساختار قانونی ازجمله علل اصلی کژ کارکردی های پژوهش در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ایران است.
نقوش دوره ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ م.) تا قرن ها پس از فروپاشی این سلسله، در منسوجات بسیاری از نقاط جهان مورد پذیرش بوده و تکرار می شده است. اما علیرغم این تقلید وسیع و شباهت بسیار میان این نقوش و نقوش ساسانی، در منسوجات مناطق مختلف خصایصی وجود دارد که موجب شناسایی و تفکیک آنها از یکدیگر شده و امروزه موجب تمایز و تشخیص این منسوجات به اصطلاح پساساسانی می شود. مقاله حاضر قصد دارد با بررسی نقوش ساسانی و نحوه گسترش آنها در منسوجات مصر و بیزانس در دوران پساساسانی (10-7 م.)، عوامل مؤثر در پذیرش این نقوش و تفاوت های میان نقوش منسوجات مناطق گوناگون در زمان تقلید از برخی نقوش مشابه ساسانی را بازیابد. پژوهش با روش تطبیقی - تاریخی و با استفاده از رویکرد بینامتنیت و در نظر گرفتن نقوش ساسانی و منسوجات مصر و بیزانس به مثابه متن، ساختار نقوش و همچنین نحوه تکثیر و بازآفرینی آنها در دو منطقه مختلف مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشانگر آن است که تمدن های گوناگون که مناطق مختلف با توجه به دانش قبلی و پیش متن های خود تفسیر متفاوتی از یک نقش مشابه ارائه می دهند و در فرآیند بازتولید آن نقش، متن جدیدی با توجه به شاخصه ها و مفاهیم برگرفته از هویت منطقه ای پدید می آید که شباهت خود را با نمونه اولیه حفظ کرده است.
اهداف : بازار سرمایه، یکی از اصلی ترین ارکان بازار مالی، نقش مهمی در جذب و گردش نقدینگی بازار و هدایت آن به سمت بخش های کارآمد اقتصادی ایفا می کند. بنابراین توجه به سرمایه گذاری صحیح در این بازار براساس اطلاعات منتشره، اهمیت ویژه ای دارد. پیش بینی های مدیریتی مهم ترین منابع اطلاعاتی در بازار سهام هستند که انتشار نادرست آن از سوی مدیریت، باعث افزایش ریسک خاص سهام شرکت و درنتیجه تصمیمات نادرست سرمایه گذاری از سوی سرمایه گذاران می شود. در این پژوهش، از متغیر خطای پیش بینی مدیریتی برای سنجش کیفیت اطلاعات افشاشده استفاده شده است تا به این وسیله، ضمن سنجش رابطه بین کیفیت افشای اطلاعات و ریسک ویژه شرکت ها، اثر محیط اطلاعاتی بر رابطه بین این دو متغیر در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شود. روش : به همین منظور نمونه ای متشکل از 160 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 تا 1397 با استفاده از مدل های رگرسیونی و داده های تابلویی بررسی شد. نتایج : نتایج نشان دهنده آن است که خطای پیش بینی مدیریتی رابطه مثبتی با ریسک ویژه دارد. علاوه بر این، براساس شواهد به دست آمده، خطای پیش بینی مدیریتی در یک محیط اطلاعاتی خوب رابطه مثبت کمتری با ریسک ویژه دارد.
از جمله نظریه های نوینی که امروزه جایگاهی ویژه و کاربرد وسیعی در تحلیل متن و دیگر حوزه های زبان شناختی پیدا کرده نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2014) است. بر اساس این رویکرد، ساختار زبان متأثر از نقش هایی است که زبان در بافت ارتباطی و در جهان خارج به عهده دارد و این تأثیر به شکل سه فرانقش بازنمودی، متنی و بینافردی تجلی می یابد. ازآنجاکه فرانقش بینافردی بر شیوه تبادل معنا بین گوینده و مخاطب استوار است، کاربست آن در تحلیل متون دینی، ضمن ایجاد درک بهتر از چنین متونی، می تواند سنگ محک مناسبی برای ارزیابی قابلیت تعمیم این نظریه نیز فراهم سازد. نگارندگان در پژوهش حاضر، با روشی توصیفی تحلیلی، به بررسی خطبه شقشقیه با رویکرد نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2014) در قالب فرانقش بینافردی می پردازند. نتایج عمده پژوهش نشان می دهد که علی رغم بسامد غالب وجه خبری، امام (ع) در سرتاسر این خطبه به نحوی در تبادل و انتقال معنا عمل کرده است که گویی هر دو سوی تعامل، با هم، در ساخت متن شرکت دارند و از این طریق، راه هرگونه یک سویگی تعامل را بسته است. خطبه شقشقیه با انگیزه و هدف احقاق و اثبات حق خلافت از سوی امیرالمؤمنین (ع) ایراد شده است و درعین حال، امام در ایراد این خطبه، از لوازم انشا در جهت اقناع و استماله مخاطب بهره نمی برند؛ دلیل چنین امری را می توان این دانست که ایشان آن چنان به حقانیت خود و جایگاه خود نسبت به خلافت یقین و باور داشته اند که از آن صرفاً خبر داده اند و اصلاً نیازی به استفاده از عبارات انشایی جهت اثبات چنین حقی احساس نکرده اند.
عواقب تصمیماتی که مدیران در سازمانها اتخاذ می کنند نسبت به تصمیماتی که کارمندان می گیرند، گستره وسیعتری را متاثر می سازد. پژوهش حاضر با هدف اصلی تعیین اثر آموزش تریز بر توانایی حل مسئله جامعه مدیران هلدینگ تخصصی صنعت و معدن انجام گرفت. تحقیق از لحاظ نوع هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها کمی است. برای این منظور از جامعه 110 نفری مدیران هلدینگ شامل مدیران ستاد، موسسات و پروژه های تابعه با روش نمونه گیری تصادفی و داوطلبانه نمونه ای به اندازه 86 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد حل مسئله هپنر و پترسون (1982) است. در این تحقیق روایی پرسشنامه توسط تعدادی از اساتید دانشگاهی تایید شده است. جهت تعیین اعتبار علمی پرسشنامه از شاخص روایی محتوی (CVI) و ضریب روایی محتوی (CVR) استفاده شد. همچنین میزان آلفای کرونباخ 77/0 بدست آمد که نشان از پایایی پرسشنامه دارد. فرضیه های تحقیق با استفاده از تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. در این تحقیق از طرح آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد که متشکل از یک متغیر مستقلِ آموزش تئوری حل ابداعانه مسئله و متغیرهای وابسته اعتماد به حل مسائل، سبک گرایش - اجتناب و کنترل شخصی بود. یافته های این تحقیق نشان داد آموزش تریز باعث افزایش اعتماد به خود در حل مسایل، شیوه گرایش – اجتناب، کنترل شخصی و توانایی حل مسئله مدیران هلدینگ تخصصی صنعت و معدن گردیده است. با توجه به نتایج این پژوهش می توان آموزش تریز را در افزایش توانایی حل مسئله مدیران موثر دانست.
در دهه های اخیر هنر پویانمایی (انیمیشن) به صنعتی بسیار درآمدزا تبدیل شده که با جادوی خود مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. اقتباس از متون ادبی یکی از راهکارهای سینما و انیمیشن برای تهیه ی فیلمی جذاب است. یکی از مهم ترین این متون «هزار و یک شب» است که تطور و گسترش آن در ایران، هند، جهان عرب و غرب، این اثر را برای مخاطبان بسیاری قابل توجه کرده است. در این مقاله نویسنده می کوشد با توجه به وجه خیال انگیزی و فانتزی حکایت «اسب آبنوس» که یکی از مهم ترین لازمه های انیمیشن است، با انطباق این حکایت با ساختار فیلم نامه پویانمایی (انیمیشنی) به روش توصیفی- تحلیلی، عناصری که به انیمیشنی شدن حکایت «اسب آبنوس» هزار و یک شب کمک می کند را شرح دهد و با تأکید بر ظرفیت هایی چون فانتزی، بهره گیری از ساختار سه پرده نمایشی ارسطویی، بررسی عناصر مهمی چون گره افکنی، بحران، اوج و گره گشایی؛ کشمکش های عمل محور و تعلیق ساز؛ شخصیت پردازی اصولی بر مبنای گفت وگو و عمل و صحنه ها و موقعیت های جذاب مناسب برای فضای پویانمایی، قابلیت های این حکایت را به مخاطبان، به ویژه فیلم سازان و هنرمندان پویانما نشان دهد.
پست پروداکشن در معماری بسیار ضروری است که معمولاً در تمام کارهای کوچک و بزرگ روی عکس خروجی (رندر تصویر) برای زیبا و پویا کردن تصاویر انجام می گیرد و همچنین باعث بهبود حالت کلی رندر توسط نرم افزارهای گرافیکی مانند فتوشاپ می شود. در این راستا در مقاله حاضر برای اولین بار در جهان سعی شده است تا زیبایی و عملکرد پست پروداکشن در مهندسی معماری مطرح و ارائه داده شود. هدف از انجام این پژوهش، نزدیک شدن به پاسخ این پرسش است که آیا رندر تصویر پروژه های معماری را در فتوشاپ پست پروداکشن کنیم یا در نرم افزاری همچون تِری دی اِس مَکس حرفه ایی رندر بگیریم؟ آیا با پست پروداکشن می توان حجم خام رندر گرفته شده را به واقعیت صحنه رندر تصویر تبدیل کرد؟ بررسی نقطه ضعف های رندرهای گرفته شده و کمبود وقت برای ارائه کار، مهارت و تجربه لازم کار با نرم افزار فتوشاپ و موتورهای رندر این امکان را داد تا با بررسی جزئیات آن نتیجه قابل قبول از پژوهش گرفته شود. در نهایت، در این مقاله به این باور می رسیم که برای ارائه بهتر و واقعی تر تصاویر سه بعدی (رندر تصویر) پروژه های معماری نیاز به نرم افزار فتوشاپ امری اجتناب ناپذیر است.
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی جاری تصمیم گیری اعضای هیأت علمی در برنامه ریزی در سطح کلاس درس است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری در تحقیق کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند بودند که 21 نفر از اساتید از طریق نمونه گیری هدفمند و به شیوه ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج مطالعه حاضر نشان دهنده سی و دو مفهوم محوری و سیزده مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل فقدان جهت گیری علمی در تصمیم گیری های کلاسی به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (عوامل فراسازمانی، محیطی و انگیزش)، عوامل زمینه ای (مشتمل بر محورهای عوامل رفتاری، عوامل برنامه ای و پشتیبانی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر (عوامل مدیریتی، ساختاری و رفتاری)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های سازمانی- محیطی و موانع اجرایی)، راهبردها (تصمیم گیری مبتنی بر ساختار پیشین، تصمیم گیری موقعیتی، تصمیم گیری مبتنی بر تفکر محافظه کارانه و تصمیم گیری تعاملی) و پیامد (کاهش اثربخشی و کارایی) سازمان یافت.
تسیطر علی روایه «تحت شمس الضحی» الخریطه الفکریه والرمزیه للواقع الفلسطینی، وإن الشخصیه تمثل صوتاً یعبر الکاتب من خلاله عن أفکاره وإیدیولوجیته. تتسم شخصیات هذه الروایه بالعمق والرمز، حیث نجد فیها شخصیات یرمز بها الکاتب إلی المقاومه والمناضله من أجل حریه الوطن والمجاهده ضد العدو الإسرائیلی، ویثیر الحب والفرح وقوه الأمل والنخوه القومیه والغیره الدینیه لتحمیس الإنسان الفلسطینی للدفاع عن وطنه. وفی رأیه أن الاحتلال لا یقتصر علی من یرید القضاء علی الأبطال الذین یضحّون بأنفسهم فی سبیل الوطن، وإنما الذین یحاولون استغلال هذه الأبطال ومن ثم القضاء علیهم لینالوا رغائبهم وأهدافهم هم المحتلون أیضا. یرمی هذا البحث إلی تحلیل الشخصیه فی روایه «تحت شمس الضحی» ووصف أبعادها الجسمانیه والنفسانیه معتمدا علی المنهج الوصفی- التحلیلی.
یکی از مسائل مهمّ امروزی فلسفه دین که با دانش های زبان شناسی، کلام و تفسیر گره خورده است، مسئله ی «زبان دین» یا «زبان دینی» است. در عصر حاضر متفکران غربی نوعاً با طرح نظریه هایی چون نمادانگاری، کارکردگرایی، تمثیل انگاری، و اسطوره پنداری زبان دینی را غیر شناختاری و فاقد بار معرفتی دانسته اند. در این میان، پل تیلیخ (1886 1965)، متکلم مسیحی آلمانی امریکایی، زبان دین را نمادین می داند. از نگاه وی، دین همان شناخت امر متعالی و پیوند قلبی با اوست و چون امر متعالی نامحدود و دست نایافتنی است گزاره های دینی نمی توانند با زبان عادی از آن سخن بگویند و ناچار زبان دین زبان نمادین خواهد بود. در مقالۀ حاضر، پس از تبیین و تحلیل دقیق نظریۀ نمادین پل تیلیخ، از چالش های فراوان این نظریه سخن گفته شده است؛ ابهام مفهومی، ابهام در نتایج، تناقض میان نظریه و عملکرد صاحب آن، خلط میان نماد و زبان نمادین، خلط مفهوم و مصداق وجود الهی، و به ویژه غیر معرفت بخش بودن گزاره های دینی از جملۀ این چالش هاست. افزون بر این، تفاوت ها به لحاظ بستر، آموزه ها، چالش ها، و راهکارها میان فضای «کتاب مقدس» و «الهیات مسیحی» از یک سو و «قرآن» و «الهیات اسلامی» از سوی دیگر چنان عمیق و اساسی است که به فرض کارآمدی نظریۀ تیلیخ در الهیات مسیحی نمی تواند در ساحت قرآن کارایی داشته باشد.
برنامه درسی نال مهمترین مفهوم در رشته برنامه درسی است که اولین بار به وسیله آیزنر (1979) مطرح گردید. آیزنر بر حذفیات برنامه درسی به عنوان برنامه درسی نال تأکید داشته و بقیه ابعاد آن را نادیده گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی ماهیت برنامه درسی نال، انواع، ابعاد، سطوح، و پیامدهای آن با استفاده از روش اسناد پژوهی، مطالعه و تحلیل پژوهش های انجام شده در این حوزه است. نتایج این پژوهش نشان داد برنامه درسی نال مفهومی فراتر از برنامه درسی نال مد نظر آیزنر (برنامه درسی محذوف) است و علاوه بر حذفیات برنامه درسی، شامل مواردی است که با حضور خود در برنامه درسی، نقایصی را در تعلیم و تربیت فراگیران ایجاد می کند. بر این اساس، هفت نوع برنامه درسی نال: «مغفول، محذوف، منسوخ، محرف، عقیم، مفرط و ممنوعه» شناسایی شد که به شکل عمدی یا غیرعمدی در زمان طراحی، اجرا و یا آموخته شدن برنامه درسی رخ داده و موجب بروز نقص در جریان یادگیری فراگیران شده که اثرات و پیامدهای فردی و اجتماعی نامطلوبی را برجای می گذارند.
یکی از مواردی که به هنگام نوشتن، احتمال وقوع اشتباه یا خطا در آن بسیار است - به ویژه در زبان فارسی - مطابقه فعل و فاعل است. در این مقاله سعی شده است این مقوله با نگاهی تطبیقی در دو زبان فارسی وانگلیسی، و بیشتر از زاویه ویرایش، بررسی شود.