پژوهش حاضر، کوششی است که با هدف شناخت احساس طرد دانشجویان در رابطه با متغیرهای پایگاه اجتماعی-اقتصادی، قومیت و احساس تعلق قومی و ارزیابی سیاستهای دولتی، به انجام رسیده است. پرداختن به مسائل جوانان در سطح کشورهایی نظیر ایران، به سبب قرار داشتن جوانان در کانون تحولات و برنامه ریزیها، ضروری به نظر میرسد. از اینرو به مدد روش پهنانگر پیمایش و بهره گیری از ابزار پرسشنامه جهت سنجش متغیرها، پس از مرور رویکردهای نظری طرد اجتماعی و توضیح سطوح طرد اجتماعی، تدوین چارچوب و مدل نظری، از میان دانشجویان دانشگاههای سراسری و آزاد، نمونه گیری انجام داده و پس از انتخاب 325 نفر از دانشجویان، نتایج را به کمک آمار توصیفی و آزمونهای همگنی واریانس لون، آزمون اف، ضریب همبستگی، آزمون تی و مقایسه ی جفتی مورد مطالعه قرار دادیم. نتایج بدست آمده حاکی از رابطه ی معنادار و مستقیم میان احساس طرد اجتماعی و احساس تعلق قومی و همچنین احساس طرد اجتماعی و ارزیابی سیاستهای دولتی توسط پاسخگویان بود، به عبارت دیگر دانشجویانی که احساس طرد بیشتری را تجربه میکردند، احساس تعلق قومی بیشتر و همچنین برداشت منفی نسبت به سیاستهای دولت داشتند.
فلاسفه اخلاق برآنند، که زندگی خیر و نیک انسانی سامان یابد، سامان یافتن زندگی انسان از طریق هدایت رفتار و تصمیمات که مجموع زندگی انسان را سامان می دهد، اتفاق می افتد. سود گرایی با معطوف ساختن اندیشه به نتایج فعل ، وظیفه گرا با تاکید بر خود فعل... سعی در هدایت تصمیات انسان دارند، اما همه اینها در شرایط متعین امکان دارد. در شرایطی که انسان به نتایج فعل آگاهی کامل ندارد، و یا به خصوصیات فعل اشراف ندارد، چگونه تصمیم بگیرد. در این شرایط با نوعی ریسک مواجه است . ریسک در لغت خطر و خطرآفرینی است، اما در اصطلاح به "تصمیم در شرایط عدم اطمینان" و " فعلی با پیامدها و صدمات ناخواسته اطلاق می شود. در این شرایط هدایت رفتار مشکل است، زیرا انسان به وضعیتی که فعل در آن قرار می گیرد، وقوف کامل نداشته و خصوصیات آن را نمی داند، بنا براین ممکن است که تصمیمات و رفتار انسان خطری را به دیگران "تحمیل" کند. فیلسوفان اخلاق به تصمیم در شرایط ریسک کمتر توجه نموده اند. از این رو تطبیق معیار های اخلاقی در این شرایط بر مصادیقشان مشکل است و تصمیم در شرایط ریسک، مسائل اخلاقی را ایجاد می کند که ضرورت دارد، فلاسفه اخلاق راهکاری برای آن بیابند. مسائلی مانند"امکان توجیه تحمیل ریسک" ، "مقبولیت ریسک". ریسک از مولفه های گوناگون ترکیب شده، مانند؛ حد و مرز ریسک، در معرض ریسک ، تصمیم گیرنده ریسک، سود برنده از ریسک، ... . سخن از توجیه ریسک و مقبولیت ریسک در هر یک از مولفه های مذکور می تواند بررسی شود. یک بررسی جامع، نیاز به شیوه ترکیبی است. که مولفه های اختیار، آگاهی ، انصاف و عدالت سبب عقلانیت ریسک شده و مولفه سودمند بودن،امکان جبران صدمه و خطر احتمالی ، حفظ حقوق اساسی فرد و یا افراد سبب مقبولیت ریسک را شامل می شود.
یکی از موضوعات مورد علاقه پژوهشگران رفتار حرکتی، بررسی تأثیرات متفاوت راهبردهای توجهی بر رفتار حرکتی و فعالیت مغزی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش دستورالعمل های توجهی بر تغییرات موج آلفا و تتا و دقت پرتاب دارت است. بدین منظور 20 دانشجوی پسر مبتدی در دارت (22-19 ساله) به طور داوطلبانه انتخاب شدند. پژوهش از نوع کاربردی است. ابتدا شرکت کنندگان 10 کوشش پرتاب دارت را در حالت پایه (بدون دستورالعمل توجهی) انجام دادند. سپس به صورت کانتربالانس در مجموع 20 کوشش تمرینی پرتاب دارت را در دو شرایط راهبردهای توجهی بیرونی و درونی اجرا کردند. در تمامی کوشش ها با استفاده از دستگاه بیوفیدبک موج آلفا و تتای مغزی آزمودنی ها ثبت شد و برای اندازه گیری دقت از فرمول خطای شعاعی استفاده شد. داده ها به وسیله آزمون تحلیل واریانس درون گروهی با اندازه گیری تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 انجام گرفت. نتایج نشان داد که راهبرد توجه بیرونی در مقایسه با راهبرد توجه درونی سبب افزایش دقت پرتاب دارت (0001/0P=، افزایش طول موج آلفا (01/0P=) و کاهش موج تتا (01/0P=) می شود. این یافته ها، ضرورت استفاده از دستورالعمل های توجهی به خصوص توجه بیرونی را در تکلیف مهارت هدف گیری در سطح مبتدی نشان داد؛ بنابراین پیشنهاد می شود که مربیان از راهبرد توجه بیرونی برای بهبود دقت و اطلاعات مغزی در افراد مبتدی استفاده کنند
رابطه زبان و جنسیت در دهه های اخیر در حوزه های مختلفی ازجمله زبان شناسی اجتماعی و ادبیات موردتوجه پژوهشگران واقع شده است. متأسفانه در راستای شناخت و تحلیل دقیق فرهنگی براساس متون کهن فارسی، پژوهشی صورت نگرفته است. منظومه های غنایی از مهم ترین منابع نمود جنسیت ادبیات فارسی هستند. برای تحلیل زبان و جنسیت در ادبیات کلاسیک فارسی، دو منظومه «ویس ورامین» و «خسرو وشیرین» با دو رویکرد عمده به زبان و جنسیت، یعنی رویکرد تسلط و رویکرد تفاوت بررسی شده است تا مشخص شود که کدام رویکرد در دو منظومه مذکور ازنظر واژگان زنانه غالب است. روش تحقیق به هر دو شکل تحلیل کمّی و کیفی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نمایانگر این است که شمار واژگان زنانه در «ویس و رامین» بیشتر است و برخلاف تصور اولیه، رویکرد تفاوت در واژگان به کار رفته در هر دو منظومه نسبت به رویکرد تسلط بیشتر است و همچنین میزان رویکرد تفاوت در «خسرو و شیرین» بیشتر از «ویس و رامین» است. نتایج این تحقیق می تواند تا حدودی بازنمودی از جایگاه زنان آن روزگ ار نیز باشد.
با توجه به اهمیت و سهم عمده صادرات کالاهای صنعتی در سبد صادرات غیرنفتی و تأثیر آن ها بر رشد اقتصادی متوازن کشور، بررسی اثر سرمایه انسانی بر صادرات کالاهای صنعتی به منظور توسعه این بخش ضروری به نظر می رسد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر سرمایه انسانی و دیگر متغیرهای تأثیرگذار بر صادرات کالاهای صنعتی در سطح استان های کشور با استفاده از داده های تابلویی طی دوره (1386-1379) است. یافته های تجربی تحقیق نشان می دهد که طی دوره مورد بررسی، سرمایه انسانی در کنار ارزش افزوده صنعتی و نرخ ارز اسمی تأثیر مثبت و معنی دار بر صادرات صنعتی استان های کشور داشته است. همچنین، تأثیر تقاضای داخلی کالاهای صنعتی و متغیر رابطه مبادله نیز بر صادرات صنعتی استان های کشور منفی و معنی دار بوده است. توصیه مهم سیاستی این مطالعه آن است که دولت برای توسعه صادرات صنعتی کشور باید توسعه کمی و کیفی سرمایه انسانی را در اولویت برنامه های توسعه خود قرار داده و با برنامه ریزی مناسب آموزش نیروی کار را بهبود و گسترش دهد.
توسعه روستایی را می توان فرایند توانمند سازی و تقویت قابلیت زندگی در بستر کیفیت زندگی و محیط زیست، کارایی و خودبسندگی اقتصادی و نگهداشت و بهبود کیفیت زیست بوم در نواحی روستایی قلمداد کرد(Zmanipoor, 1994)..رهیافت هایی هستند که گردشگری را به عنوان یک راهبرد برای نواحی روستایی به کار می گیرند.این رهیافت ها با توجه به روند روزافزون تخریب روستاها و افول کشاورزی سعی در ارائه راهبردهای جدیدی برای احیای نواحی روستایی از طریق ایجاد فعالیت های مکمل و یا متحول کردن این نواحی با توجه به منابع طبیعی و انسانی آنها دارند و تنها راه احیا مجدد این روستاها را ارائه برنامه ها و استراتژی های جزئی می دانند که بتوانند هم از منابع انسانی و طبیعی آنها بهره ببرند و هم بتوانند باعث ایجاد درآمد و افزایش رفاه زندگی ساکنان نواحی روستایی بشوند (Holland & Dixey,2003,7).از دهه 70 قرن بیستم،فعالیت های توریستی درمناطق روستایی به طورچشمگیری درهمه نقاط کشورهای توسعه یافته درسرتاسردنیاافزایش یافته اند که این امرنقشی اساسی درتوسعه مناطق روستایی که ازلحاظ اجتماعی و اقتصادی عقب مانده بودندایفا نمود(Perales, 2002).لذا متخصصین این صنعت،اذعان دارند که توسعه گردشگری روستایی ،بدون سازماندهی مجدد وگسترده مناطق روستایی براساس برنامه ریزی های علمی و مدون میسر نخواهد بود. در این تحقیق سعی براین است تا با بررسی وضعیت گردشگری روستایی و مشخص کردن شاخصهای موثر در تعیین روستاهای هدف گردشگری نسبت به ارزش گذاری این شاخصها با بهره گیری از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP اقدام نموده ونقش آن را درتوسعه روستاها نشان دهد، به منظور آزمون این شاخصها، روستاهای هدف گردشگری استان سمنان را مورد ارزیابی قرارداده و اولویت بندی نمائیم.
Developing rating scales for assessing interactional performance is demanding since it is a relatively complicated procedure. The present study investigated the psychometric characteristics of the CAP rating scale (Wang, 2015) for assessing interactional competence at micro-level. To this end, 160 Iranian intermediate EFL learners were selected based on their performance on TOEFL iBT test from a language institute in Tabriz. Four interaction tasks were used to elicit students’ performance on interactional competence using the CAP rating scale. Five raters were recruited in the study to assign score to each individual’s performance. The participants were pretested and post-tested at the beginning and the end of the term through the same scale. The Pearson correlations were computed in order to estimate the test-retest reliability indices of the scale. In addition, five separate exploratory factor analysis (EFA) through the varimax rotation method were conducted in order to investigate the underlying constructs of the communication functions individually and as a total. The results revealed that the CAP rating scale enjoys a reasonable reliability indices and the four functions i.e. building argument, developing discussion, offering support, and shaping connection can be appropriate predictors of interactional competence. Some pedagogical and assessment implications are presented as well.
هدف: مصرف مواد و الکل به عنوان یک آسیب اجتماعی شناخته شده که خسارات زیادی را بر جامعه تحمیل می کند. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع مصرف مواد و الکل در دانشجویان دانشگاه های ارومیه انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی مقطعی بود. تعداد450 نفر از میان دانشجویان دانشگاه های آزاد، دولتی و پیام نور شهر ارومیه در سال تحصیلی 97-1396 با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. همه آن ها به آزمون غربال گری مصرف تنباکو، الکل و مواد اعتیاد آور پاسخ دادند و پس از حذف پرسش نامه های ناقص، تحلیل برای 436 نفر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد به ترتیب %35/55، %15/82 و %16/28 می باشد. شیوع مصرف سیگار و الکل در دانشجویان مرد بیشتر از دانشجویان زن بود، اما شیوع مصرف مواد تفاوت نداشت. همچنین شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد در دانشجویان بر اساس دامنه سنی، مقطع تحصیلی و تأهل تفاوت نداشت. علاوه بر آن شیوع مصرف سیگار، الکل و مواد در دانشجویان گروه هنر و شهرسازی بیشتر از سایر گروه ها بود (0/05> p ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جنسیت و گروه های آموزشی تحت تاثیر الگوهای رایج مصرف مواد قرار گرفته و دانشجویان را در برابر خطر قرار داده است. لذا ضرورت بازنگری راهبردهای استراتژیک توسط مسئولان و برنامه ریزان آشکار می شود.
زینر با این پیش فرض که اسلام فی نفسه شنزاری است که فاقد توانایی کافی در به ثمر آوردن عرفان است، سعی نموده تا برخی از ریشه های درخت پربار عرفان اسلامی را در سرزمین هندوان نمایان سازد. او در آثارِ خود با تمرکز بر بایزید بسطامی، سعی بسیاری در نشان دادن مطابقت گفته های او با آموزه های اوپانیشادی کرده است. به زعم زینر، «فتکون انت ذاک» که در ضمن یکی از مناجات های بایزید بیان شده، به لحاظ لفظ و معنا معادل با تعبیر «تت توام اسی» در اوپانیشاد چاندوگیه است. اما به نظر می رسد که از یک سو عدم ترجمه صحیح او از بیان بایزید و عدم دقت در معنای بیان او با توجه به کل ساختار گفتار او و از سوی دیگر فقدان اطلاعات کافی زینر در خصوص آموزه های اسلامی که منشأ تفوه بایزید به بیان مذکور شده اند، سبب ارائه نظریه ای نادرست در خصوص عینیت لفظی و معنوی دو گفتار شده است.
امروزه یکپارچگی اقتصادی و منطقه ای یکی از واکنش های انفعالی کشورها برای مقابله با پدیده جهانی شدن محسوب می شود و همزمان با بحث توسعه اقتصاد دانایی محور و پدیده جهانی شدن اقتصاد و متعاقب آن گسترش مبادلات تجاری و سرمایه گذاری های دوجانبه، بحث یکپارچگی اقتصادی و منطقه ای نیز در مناطق مختلف جهان رونق گرفته است. از این رو، کشورهای اسلامی با تکیه بر مزایای نسبی و ظرفیت های بالقوه اقتصادی می توانند با کسب تجارب متفاوت از همگرایی های مختلف اقتصادی- منطقه ای، توان خود را برای حرکت در روند جهانی شدن افزایش داده و با شناخت مزیت های نسبی و تکیه بر الزامات اقتصاد دانایی محور، موجبات افزایش جریان های سرمایه گذاری خارجی و در پی آن رشد اقتصادی را فراهم کنند. در مقاله حاضر، با هدف بررسی تأثیر یکپارچگی های اقتصادی منطقه ای بر جذب سرمایه های خارجی (دوطرفه)، الگوی تعمیم یافته جاذبه[1] برای کشورهای اسلامی (کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی[2]) در دوره زمانی 2013-2005 برآورد شد. نتایج برآورد مدل در کل نشان می دهد یکپارچگی های منطقه ای کشورهای اسلامی و گسترش و تقویت بازار مشترک اسلامی بر حجم سرمایه گذاری مستقیم خارجی[3] متقابل بین کشورهای مذکور خواهد افزود. [1]. Gravity Model. [2]. Organization of Islamic Conference (O.I.C). [3]. Foreign Direct Investment (FDI).
پژوهش پیش رو با هدف بررسی رابطه توسعه اجتماعی-اقتصادی و جرم در ایران انجام گرفت. رویکرد این پژوهش به موضوع توسعه و جرم و برهمکنش آنها، رویکردی جامعه شناختی به مطالعه انحراف ها و مسائل اجتماعی در زمینه توسعه و تحولات اجتماعی است. این پژوهش از نوع کمی-طولی است که به روش سری های زمانی انجام گرفت. مشاهدات مربوط به متغیرهای پژوهش، در دوره زمانی 1395 تا 1375 جمع آوری و بررسی شد. پژوهش در سطح کلان انجام گرفت و به همین دلیل، جامعه موردبررسی، سطح مشاهده و سطح تحلیل کل کشور است. یافته ها نشان داد که در دوره بررسی شده، همراه با بهبود شاخص های توسعه در کشور، میزان سرقت نیز افزایش چشمگیری پیدا کرده است؛ اما میزان قتل (عمد و غیرعمد) به طورتقریبی، روند ثابتی داشته است. بررسی روابط بین متغیرها نشان داد که همه شاخص های توسعه اقتصادی-اجتماعی (سطح باسوادی، اشتغال در بخش صنعت، میزان امید به زندگی و دسترسی به زیرساخت های توسعه ای) در کوتاه مدت ارتباط منفی با میزان سرقت داشته است؛ اما در بلندمدت، هر 4 متغیر رابطه مثبت و مستقیم با میزان سرقت داشته اند. همچنین هر 4 شاخص مورداستفاده برای سنجش سطح توسعه یافتگی اقتصادی–اجتماعی، در بلندمدت و کوتاه مدت، رابطه منفی با میزان قتل داشته اند.
در نظام اداری ثبتی گذشته، موقعیت املاک به واسطه آدرس هایی مشخص می شد که تعیین محدوده دقیق ملک، کاری بس دشوار بود و در امورات اداری مرتبط با املاک، حقوق بسیاری از شهروندان ضایع گشته و برخی نیز به ناحق متصرفاتی داشتند. طرح جامع حدنگاری در اکثر کشورها به صورت کاملا موفق عمل کرده، و این مسئولیت در کشور ما به سازمان ثبت و اسناد کشور که بخش اداری در قوه قضائیه محسوب می شود، سپرده شد که پس از چندین سال موفقیت کامل در حدنگاری املاک، بدست نیامد. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی درصدد بررسی ماهیت و آثار حقوقی حدنگاری در نظام اداری ثبتی کشور، و شناسایی علل عدم موفقیت اجرای این طرح است. باوجود صراحت قانونی در لزوم تعیین حدود همه املاک کشور، متأسفانه تاکنون این عمل تحقق نیافته و مبارزه با زمین خواری که یکی از مهم ترین آثار حدنگاری است، با موفقیت کامل همراه نبوده است. در سیستم اداری کشور، تمرکز اداره ثبت اسناد و املاک بر کاداستر ثبتی و حقوقی است؛ در حالی که در کشورهای توسعه یافته تمام ابعاد مدیریت زمین و ثبت آن موردتوجه بوده و از مزایای اجرای کاداستر چندمنظوره در کلیه سازمان ها و ارگان ها بهره مند می گردند. از طرف دیگر امورات حدنگاری در ایران به سازمان ثبت و اسناد که نهادی اداری تحت نظر قوه قضائیه است سپرده شده که به واسطه مدیریت تقریبا دولتی، کارایی چندانی در امورات اجرایی اداری نداشته و نیاز است که براساس تجربه موفق دیگر کشورها، از بخش خصوصی توانمند در این باره کمک گرفت.
هدف: پژوهش حاضر تلاش دارد تا مصادیق خسارت های مالی ناشی از حوادث رانندگی را بررسی کرده و قیود و شرایط حاکم بر جبران آن ها را که طبق قانون بیمه اجباری مصوب 1395 در صورت وجود بیمه نامه معتبر شخص ثالث برعهده بیمه گر قرار می گیرد، نقد و تحلیل نموده تا در نهایت پیشنهاداتی جهت اصلاح قانون مزبور یا توجه به آن ها در آیین نامه های مربوط ارائه نماید. روش شناسی: روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای می باشد. یافته ها: خسارت های مالی در صورتی تحت پوشش بیمه نامه شخص ثالث قرار می گیرد که مال حادثه دیده متعلق به شخص ثالث بوده و خارج از وسیله نقلیه مسبب حادثه قرار داشته باشد. وانگهی گرچه در عمل، شرکت های بیمه، اُفت قیمت خودرو را تحت شمول تعهدات خود تلقی نمی کنند. لیکن اُفت قیمت خودرو که در نتیجه حادثه رانندگی حاصل می شود، یکی از خسارات مسلمی است که ممکن است به وسیله نقلیه ثالث وارد شود و در نتیجه، تحت پوشش بیمه نامه شخص ثالث قرار گرفته و قابل مطالبه از بیمه گر است. به علاوه خسارت متناظر، خسارتی است که میزان آن، متناظر با خسارت وارده به گران ترین خودروی متعارف محاسبه خواهد شد نه به تناسب و نسبت گیری از خودروی متعارف. قانونگذار در پیش بینی نهاد خسارت متناظر، از نظریه های مرسوم پیرامون فلسفه و هدف مسؤولیت مدنی و اصل جبران کامل خسارت فاصله گرفته و تلاش کرده است تا بر مبنای عدالت توزیعی و نیز ملاحظات اخلاقی و اقتصادی و ملاحظات مربوط به سیاست گذاری اجتماعی، اثر مسؤولیت مدنی را به نفع قشر ضعیف تر جامعه به لحاظ اقتصادی، تعدیل نماید. نتیجه گیری: عدم شفافیت قانون بیمه اجباری مصوب 1395 در مورد برخی مصادیق خسارت های مالی وارده بر شخص ثالث و قیود و شرایط حاکم بر جبران آن ها، سبب ظهور تردیدها و ابهام هایی شده که موجد اختلاف دیدگاه و تضارب آرا است. لذا دخالت قانونگذار و اصلاح قانون ضروری می نماید. طبقه بندی موضوعی: K11, K13, K15
این پژوهش به هدف ایجاد درکی دقیق از واقعیت های جهانی و پیش رو در حوزه آموزش وپرورش، از منظر رویکرد بازسازی اجتماعی آینده گرا، انجام شده است. در این راستا سند تحول بنیادین آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران، از جهت میزان توجه آن به چالش ها و الزامات آینده بررسی شده است. بنابراین، در مرحله اول، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، چهار مضمون سازمان دهنده، در قالب الزامات آموزشی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی و ساختاری، از جامعه آماری موردنظر، استخراج شدند. در مرحله بعد، با استفاده از تحلیل محتوای کمی وکیفی، میزان مطابقت سند تحول با چارچوب به دست آمده، بررسی شد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که در این سند معنا یابی و شناخت صحیح ارزش ها، مورد تأکید فراوان قرار گرفته است؛ اما نگاه آینده گرایانه نسبت به زمینه های مختلف، ازجمله زمینه های فرهنگی، اجتماعی و ویژگی های شخصیتی، کم رنگ است. بنابراین، لازم است که برای توسعه مهارت آینده نگری در دانش آموزان و معلمان و تقویت چشم انداز آینده نگر در سند تحول، راه کارهایی در نظرگرفته شوند.
در حقوق اسلامی و قانون مدنی، عقد ضمان، به واسطه ابتنای بر نهاد دین و اثر تملیکی این نهاد، عقدی تملیکی محسوب می شود. با این حال در پرتو توجه به مصادیق عرفی عقد ضمان، برخی فقها قائل به شناسایی مفهومی از این عقد، تحت عنوان ضمان عرفی، با ماهیت و احکامی متفاوت، در مقابل ضمان مصطلح شده اند. عقد ضمان در این مفهوم، بدون انتقال دین به ذمه ضامن و تملیک آن به مضمونٌ له، صرفاً تعهد ایجاد می کند. ضمان عرفی با ویژگی هایی همچون عدم اشتغال ذمه ضامن، عدم ضرورت وجود دین ثابت، استقلال تعهد ضامن، متمایز از ضمان مصطلح پذیرفته شده در فقه و قانون مدنی است. در مقاله حاضر، به روش تحلیلی توصیفی، به بررسی ضمان عرفی به عنوان مصداقی از نظریه عمومی تعهدات، در مقابل ضمان مصطلح، که مبتنی بر نظریه تملیک است، خواهیم پرداخت که در نتیجه می توان گفت با توجه به نیاز جامعه و شناسایی این مفهوم از عقد ضمان در فقه امامیه و با استناد به عمومات قانونی همچون ماده 10 قانون مدنی، می توان قائل به اعتبار این نوع ضمان در حقوق موضوعه هم شد.
هدف این پژوهش استخراج مؤلّفه های زنانه نگاری مؤثّر در سبک نگارش رمان کوچه اقاقیا نوشته راضیه تجّار است. نتایج اولیّه نشان می دهد که این مؤلّفه ها عبارتند از: زبان زنانه، عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در این رمان. زبان زنان در این رمان دارای تکرار کلمات یا اجزای جمله برای تشدید و تأکید بر حسّ عاطفی مورد نظر است. بیشتر زنان این رمان از گفتارهای قطعی می پرهیزند و در گفتار اغلب آنها نوعی تعریض وجود دارد. حضور دویست و نود و هشت واژه رنگی و تعدّد به کارگیری رنگ های مختلف با جزئیّات آن در زبان اشخاص این رمان بدان صبغه ای زنانه بخشیده است؛ علاوه براین، عاطفه مادری یکی از قوی ترین انواع و اشکال عواطف زنانه در این رمان است. کاربرد کمتر دشواژه ها نیز بر سبک زنانه آن تأکید دارد. همچنین در رمان مورد مطالعه بنا به دلایلی همچون، فقر علمی و فرهنگی اغلب زنان در موقعیّت های مبهم، به خرافات و باورهای عامیانه ای روی آورده اند. در این رمان مصادیق متعدّدی از مسائل فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که نگاه ابزاری به زنان را آشکار می کند و نشان می دهد که حقوق اجتماعی زنان آن دوران همسطح مردان نیست.
چشم اندازهای فرهنگی، در حکم آینه ها و کتاب هایی اند که با دیدن و مطالعه آنها، می توان به اطلاعات گرانبهایی در زمینه های اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، زبان شناسی، سیاسی، فرهنگی، معماری و هنری حاکم بر روزگار تألیفشان دست یافت. سئوال اساسی این نوشته آن است که خاقانی، بعنوان یک شاعر، در تفسیر «ایوان مدائن» - بعنوان باشکوه ترین و بزرگ ترین چشم انداز فرهنگی بازمانده از عصر ساسانیان- تا چه اندازه ای، مؤفّق عمل کرده است؟ این مطالعه به روش اسنادی- تحلیلی و به شیوه کتاب خانه ای انجام پذیرفته است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد خاقانی با باز نگری در این «آینه عبرت»، و بیان جنبه های قابل رؤیت و غیر قابل رؤیت این چشم-انداز فرهنگی، اطلاعات با ارزش زیادی را برای مخاطبان شعرش بازگو کرده است. این مطالعه، می تواند خاقانی را در مَقام یک جغرافیدان فرهنگی، ایوان مدائن را در ردیف یک چشم انداز فرهنگی و قصیده ایوان مدائن را در حکم یک سند با اهمیّت تاریخی در بحث چشم انداز فرهنگی و ادبیّات را بعنوان یک همتای احساسی برای دانش عینی جغرافیا، مطرح کند.
زمینه: مطالعات متعددی به تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و بررسی راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی پرداخته اند. اما پیرامون بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی دانشجویان شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر راهبرد های مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی دانشجویان بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان کارشناسی دختر و پسر دانشگاه پیام نور کرمانشاه در نیم سال دوم تحصیلی 98-1397 بود. 24 دانشجو به صورت نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴)، افسردگی بک ویرایش دوم (۱۹۹۶)، افکار خودکشی بک (1979) و جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (ون سون، نیکلیک، پوپ و پاور، 2011). داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری منجر به کاهش راهبردهای هیجان مدار، افسردگی و افکار خودکشی در دانشجویان شد (0/01 > P ). نتیجه گیری: دانشجویانی که در جلسات شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت داشتند نمرات پایین تری در راهبردهای مقابله ای، افسردگی و افکار خودکشی کسب کردند.