در شهرهای سنتی ایران، ریتم قرارگیری دانه های شهری بسته به شیوه تأمین آب شهرها شکل گرفته است. در این میان باغات ایرانی نقشی کلیدی در شکل گیری پیکره شهر و منظر شهرهای سنتی داشته و عامل پیوستگی دانه های معماری، زیرساخت های سبز و اندام های طبیعی شهر به شمار می رود. سه عامل آب، گیاه و دانه های معماری ساختار و پیکره شهرهای سنتی ایران را شکل داده است. پژوهش حاضر «شارباغ» ایرانی یا همان باغ شهر ایرانی را مورد مطالعه قرار می دهد و به دنبال کشف رابطه میان این سه عامل در شکل گیری منظر پایدار شهرهای سنتی و جایگاه باغ ایرانی به عنوان عنصر کلیدی در شکل گیری باغ شهرهای ایران می باشد. حاصل تعامل این سه عامل، شکل گیری ساختار شهر و ایجاد کمربندی سبز اطراف شهرها به واسطه باغات و مزارع و تبدیل دانه های معماری به دانه های سبز به واسطه حیاط باغ ها و خانه باغ های شهری است. نتیجه این اندیشه ایجاد یک میکروکلیمای مناسب در مایکروکلیما و بستری نامناسب است. از طرفی این عناصر در ترکیب و تعاملی پایدار منظری پایدار را ایجاد کرده اند که در آن نه تنها بهره وری کامل از طبیعت به واسطه انسان انجام شده بلکه حیاتی جاودان به شهرهای سنتی بخشیده است. روش تحقیق در این پژوهش به گونه اکتشافی، مبتنی بر مشاهدات میدانی و عکس های هوایی و ماهواره ای می باشد. نتایج حاکی از آن است که منظر شهرهای سنتی ایران در ترکیبی کاربردی از آب، گیاه و دانه های معماری شکل گرفته که علاوه بر ایجاد محیطی مطلوب در شهر و در خانه ها ریتم مناسب و منحصر به فردی را به هر شهر داده که در عین زیبایی، کاربردی نیز است.
ترجمه قرآن کریم به سایر زبان ها در تسریع سیر تحول انسانی در جوامع غیرعربی زبان، ضروری می نماید؛ زیرا ترجمه آیات قرآن بر فرهنگ و جامعه، تأثیر بسزایی دارد؛ هم چنان که بافت فرهنگی و اجتماعی مترجم متقابلا ًدر ترجمه وی نقش مهمی را ایفا می کند. مقابله چهار ترجمه از آیات فرهنگ محور سوره حجرات به زبان فرانسه از قرن 17 تا 20، نگارندگان را در تصریح روند تحولی ترجمه قرآن کریم و هم چنین در تبیین این تأثیر دوجانبه یاری می رساند. لذا ترجمه مناسب این آیات، آموزنده زبان ادب بر مخاطبانش خواهد بود و این ترجمه صحیح، مستلزم رمزگشایی صحیح متن مبدأ و سپس رمزگذاری صحیح در متن مقصد است. از دیگرسو، تعریف سطوح سه گانه ساختاری، محتوایی و بافتی به عنوان مبنای بررسی ترجمه، برگردان برتر را معرفی نموده، روشن می سازد که پایبندی حداکثری به متن مبدأ، ضمن پیشگیری از ورود آسیب به مفهوم آن، با در نظر گرفتن این سه سطح و با تکیه بر راهبردهای مختلف ترجمه به اقتضای شرایط موجود در آیه، فرآیند انتقال را به نحو احسن به انجام می رساند. بدین سان، این مقاله، روش اسنادی وکتابخانه ای با پردازش توصیفی –تحلیلی را برمی گزیند و هدف اصلی آن، بررسی سیر تحولی ترجمه قرآن کریم به زبان فرانسه و معرفی ترجمه برتر، و هم چنین برجسته سازی جایگاه استفاده از برخی رویکردهای ترجمه ای ارائه شده توسط ترجمه شناسان است، تا بدین طریق امکان ارائه الگویی ترکیبی از آن رویکردها را در ترجمه قرآن کریم بیابد. در این میان دلیل ارائه بازترجمه ها در طول زمان، خود را آشکار خواهد ساخت.
با پیشرفت تئوری های توسعه، مسائل اجتماعی جایگاه مهمتری در بررسی فقر و توسعه انسانی پیدا کرد. برای برنامه ریزی در خصوص کودکان نیز ابعاد مختلف توسعه کودک (اعم از وضعیت آموزش، بهداشت، تغذیه، دسترسی به سرپناه و…) نیازمند بررسی است تا برنامه ریزان با در نظر گرفتن نقطه شروع، قادر به تبیین چشم انداز ایدئال برنامه ریزی برای دست یابی به آن باشند. گزارش «وضعیت کودکان جهان» که توسط یونیسف به طور سالیانه منتشر می شود، تلاشی در جهت بررسی کمی ابعاد مختلف رشد کودکان در سراسر جهان می باشد. یکی از این شاخص های کلیدی در این گزارش میزان مرگ و میر زیر 5 سال است. این شاخص نمایانگر تعداد کودکانی است که در زمانی بین لحظه تولد تا پیش از پنجمین سال تولد از دست می روند و در دیدگاه یونیسف، مهمترین شاخصی است که در حال حاضر می تواند برای بررسی وضعیت کودکان مورد استفاده قرار گیرد.
قدمت رابطة رسانه و دین، از زمان صنعت چاپ است و از آن زمان ایجاد ارتباطی صحیح و مؤثر بین دین و وسایل ارتباط جمعی، تنظیم کارکردها و ارائه راهکارهایی که به برقراری مؤثر این ارتباط کمک کند، مورد توجه هر دو قرار گرفته است. هدف مقالة حاضر، بررسی رابطة میان دین و رسانه های مدرن با استفاده از رویکرد تاریخی جامعه شناختی و فلسفی در قالب روش کتابخانه ای است. آیا رسانه ها صرفاً ماهیتی ابزاری دارند و وسیله ای برای دین زدایی از جامعه اند و یا وسایلی خنثی هستند که می توانند در خدمت دین قرار گیرند؟ از لحاظ نظ ری، با طیف ی از نظری ات که از یک سوی به ” جب رگرایی فناوری ک“ و از سوی دیگ ر به ” ابزارگرایی“ منتهی می شود، مواجه می شویم. با توجه به اینکه رسانة ملی تلاش می کند تا به کارکردهای مورد انتظار رسانه های مدرن در چارچوب فضائل اخلاقی و توصیه های دینی عمل کند، به این مسئله می پردازیم که چگونه می توان امور دینی را در گسترة وسیع مخاطبان رسانه های عمومی ترویج و تبلیغ کرد، تا مخاطبی که فرضاً داوطلب دریافت آن پیام نیست، تحت پوشش قرار گرفته و به مخاطبی فعال تبدیل شود. نتایج نشان می دهد پخش ”مستقیم“ مناسک دینی از رسانه بیش از اینکه آثار مثبت داشته باشد دارای آثار منفی است. اما تبدیل محتواهای دینی به ”برنامه های رسانه ای“ در قالب پخش نمایشی به شکلی هنرمندانه می تواند آثار دوجانبه و مثبتی داشته باشد. به این شکل که برای معتقدان به دین نوعی شور و آگاهی مذهبی را موجب شده و برای کسانی که به دنبال مسائل مذهبی نیستند، حداقل به عنوان برنامه ای سرگرم کننده و جالب عمل کند.
در متون اسلامی آموزه هایی مشخص در زمینه اخلاق کسب و کار مشاهده می شود، که توجه و التزام به آنها مورد تأکید قرار گرفته است. این آموزه ها هر چند ریشه در باورها و اعتقادات فعالین اقتصادی (اعم از بخش خصوصی و دولت) دارند. اما بنظر می رسد در بسیاری از موارد می توانند تحت شرایطی تقویت گشته و یا تضعیف شوند. در این رابطه می توان به قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره نمود. بدین معنا که به نظر می رسد هر چه در یک اقتصاد کاربردهای این فناوری (بویژه در زمینه هایی چون تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، دولت الکترونیک و امثال آن) بیشتر نهادینه گردد می توان انتظار داشت که بسترهای اخلاق مدارانه مدنظر اسلام در فضای کسب و کار بیشتر تأمین گردد که در این رابطه می توان به مصادیقی چون شفافیت، نبود رانت (اطلاعاتی)، وجود دولت پاسخگو، کاهش نکول و غرر در معاملات و امثال آن اشاره نمود. بحث فوق موضوع مقاله حاضر می باشد. بدین منظور مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی توصیفی ضمن پرداختن به مفاهیم اولیه در زمینه تعامل سه حوزه: «فناوری اطلاعات و ارتباطات»، «اخلاق» و «فضای کسب و کار» به بررسی قابلیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء فضای کسب و کار کشور از منظر اخلاقی می پردازد. نتایج حکایت از آن دارد که می توان انتظار داشت که با نهادینه شدن کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، بستر مناسبی جهت دستیابی به بخش قابل توجهی از ملاحظات اخلاقی اسلام در فضای کسب و کار فراهم گردد.
بقعه ی شیخ صفی الدین اردبیلی بعد از وفات او در سال 735 ق./ 1335 م.، از سوی فرزند و جانشینش شیخ صدرالدین موسی بنا شد و در دوره های بعدی، خصوصاً دوران سلطنت شاه طهماسب اول و شاه عباس اول صفوی، گسترش یافت. ذکر «الله الله» بارزترین ذکر انعکاس یافته در بنای برج مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی است، به طوری که اغلب از آن بنا با نام «گنبد الله الله» یاد می شود. این ذکر جزء معروف ترین اذکار متصوفه ی صفوی به شمار می آید که در سرتاسر دوران شیوخ و سلاطین صفوی و همچنین بعد از این دوران، مریدان اکثراً قزلباش ایشان آن را ترنم می کردند. ذکر «الله الله» هنوز نیز در جوامع علویان آناطولی، روم ایلی و بالکان به عنوان میراث داران تصوف صفویه و آخرین بازماندگان طریقت قزلباشیه کاربرد دارد. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر منابع تاریخی، اسناد و مدارک آرشیوی، مطالعات باستان شناسی و مشاهدات میدانی و به شیوه ی توصیفی تحلیلی، ضمن مطالعه ی انعکاس ذکر مذکور در معماری برج مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی و برخی نمونه های معاصر و متشابه، به بررسی کاربرد آن نزد مریدان این خاندان در گذشته و حال بپردازد.
جنّت، اصطلاحی قرآنی، برای اشاره به نخستین سکونت گاه آدم(ع) و همسرش است. بر پایه آیات قرآن، جنّت جایگاه مهمی در حیات آدم(ع) و همسرش دارد؛ زیرا آغاز زندگی مشترک آنان در این مکان بوده است و نافرمانی آن دو نفر نیز در این جنّت بوده است. تعیین موقعیت مکانی آن یکی از مسائل تفسیری قصه آدم است که در تعیین آن، میان قرآن پژوهان اختلاف نظر جدی وجود دارد. یکی از نظریات رایج، فرازمینی، یا بهشتی و آسمانی بودن مکان جنّت است، که واقعیت تاریخی و زمینی جنّت را انکار می کند و آن را به جهان دیگری احاله می دهد. این پژوهش، بر پایه احادیث امامیه، این نظریه را نقد می کند. نبود مستندات روایی معتبر، مخالفت با عقل، و تعارض با قرآن، از جمله مهم ترین آسیب های این نظریه است. در مقابل این نظریه، دیدگاه احادیث امامیه قرار دارد که بر زمینی بودن این جنّت تصریح دارد و آسیب های ذکر شده بر آن وارد نیست.
امروزه در مباحث ژئوکالچر، پرداختن به تحرکات و اجتماعات بزرگ و اثرگذار به عنوان یکی از جلوه های پرستیژ ژئوپلیتیکی، اهمیت مطالعاتی فزاینده ای یافته است. در میان شیعیان، زیارت از مناسک و شعائر بسیار مهم دینی است و در متون روایی شیعه تاکید زیادی بر آن شده است. اما وقتی روی زیارت کربلا تکیه می شود، مسئله صرفاً جنبه فردی و معنوی ندارد و باتوجه به عقب سیاسی-هویتی واقعه عاشورا، کارکردهای سیاسی-اجتماعی این زیارت پررنگ تر می شود. در این میان بر زیارت اربعین بیش از دیگر روزها تأکید شده و اربعین از این منظر، صرفاً یک آیین مذهبی و درون دینی نیست؛ بلکه باید آن را آیینی انسانی، فراملیتی برشمرد که ظرفیت های پیدا و پنهان آن می تواند در راستای ارتقای پرستیژ ژئوپلیتیکی شیعه در آغاز هزاره سوم اثرگذار باشد. حضور چنین جمعیتی برای شرکت در یک مراسم فی نفسه بسیار مهم و یک رویداد بزرگ می تواند تلقی شود. این مقاله که به شیوه توصیفی-تحلیلی گردآوری گردیده، با استفاده از مطالعات اسنادی وکتابخانه ای و همچنین مشاهدات میدانی نگارندگان در چند دوره پیاده روی اربعین، در صدد است تا در قالب ادبیات علمی و تخصصی حوزه جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، به این سوال پاسخ دهد که امروزه و در عصر جهانی شدن، پیاده روی اربعین چگونه توانسته است به ارتقای پرستیژ ژئوپلیتیکی تشیع کمک کند.
تربیت سیاسی به عنوان فرایند و شاخه ای از تربیت، دانش ها و ارزش ها، نگرش های نظام سیاسی ای را به نسل نو منتقل می کند و باعث استحکام و استمرار آن نظام می شود. این بعد از تربیت، از مهم ترین مقوله هایی است که از دیرباز مورد توجه بزرگان دین، عارفان و متفکران مختلف قرار گرفته است. یکی از ویژگی های مهم این کار پژوهشی، تلاش برای فراهم آوردن پژوهشی منظم در زمینه تربیت سیاسی و منبع قرار دادن آثار مولانا از جمله مثنوی معنوی ، دیوان شمس و مکتوبات به عنوان مواردی از غنی ترین منابع در حوزه ادبیات و به خصوص معارف سیاسی اسلامی است. مسئله اصلی پژوهش حاضر، استخراج و تدوین اهداف و اصول تربیت سیاسی بر مبنای آثار مذکور مولاناست. همچنین این پژوهش، کیفی و از نوع تحقیقات بنیادی نظری محسوب و از نظر روش پژوهش و جمع آوری اطلاعات، از نوع توصیفی استنتاجی و کتابخانه ای است، به این صورت که داده های مورد نیاز با استفاده از «فیش های ثبت اطلاعات» گردآوری و تنظیم می شود. مهم ترین هدف تربیت سیاسی استخراج شده از اندیشه های عرفانی مولانا که از آراء و اصول تربیت سیاسی او به دست می آید، سازمان دهی جامعه سیاسی و تربیت شهروند فعال و آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی زمانه است.
نهج البلاغه امام علی (ع) از غنی ترین و اصیل ترین متون دینی و منابع اسلامی، گنجینه ی معارف حکومت داری و خط مشی گذاری را در اختیار بشریت گذارده است. علم خط مشی گذاری مبنا و پیشران اصلی امر حکمروایی مدبرانه و اداره امور جامعه می باشد. نقطه عزیمت این نوشتار به محیط ارزشیابی خط مشی و اکتشاف دلالت های دینی و تطبیق و انکشاف محتوای آن با تکیه بر منظومه فکری و اندیشه ای امیرالمؤمنین (ع) قرار داده شده است. بر این اساس با رهیافتی علمی و مبتنی بر روش دلالت پژوهی، ابتدا سهم یاری ها از متن نهج البلاغه استخراج و مبتنی بر معیارهای شش گانه الف: محوریت ارزشیابی( روشی، ارزشی و کاربردی)؛ ب: کانون توجه ارزیابی( سنجش نتایج، نظارت و پایش، نتایج و پیامدها، سنجش پیامدها و تعامل)؛ پ: کارکرد اصلی ارزشیابی (آموزش و یادگیری، پاسخگویی، شفاف سازی و بهبود)؛ ت: افق زمانی ارزشیابی (گذشته نگر،حین اجرا، آینده نگر)؛ ث: روش قالب( کمی،کیفی)؛ ج: روش های ارزیابی خط مشی متناسب (محکمه ای، ساختارگرا، خبره گرا، ذی نفع گرا، تصمیم گرا، نظریه مبنا، اطلاعات گرا، فرا تحلیل، مورد پژوهی، مطلوبیت گرا، هدف گرا، آزمایشگاهی، حسابرسی نتایج، هزینه مبنا، واقع گرا، مشارکتی، مشتری گرا) دلالت های موضوعی ارزشیابی - به عنوان تضمین دهنده کیفیت، اثربخشی و کارایی- خط مشی های عمومی با استفاده از نظرات خبرگی حاصل و احصاء گردید .
هرچند در نگرش ظاهری به مجازات های اسلامی ممکن است این گونه به نظر برسد که فقه جزایی اسلام، رویکرد خشن و سرسختی با خطاکاران دارد، لیکن با واکاوی آموزه های قرآنی، روایی و فقهی می توان اصل تسامح در نظام جزایی اسلام را استنتاج کرد که مبنا و قاعده ای در مراحل کشف، تحقیق، اثبات و صدور حکم است. این پژوهش بر آن است تا با اتکاء به روش تحلیلی توصیفی وجود اصل تسامح در فقه جزایی اسلام را اثبات و کیفیت تأثیرگذاری آن را در فقه جزایی بررسی کند. سفارش به توبه، خودداری از اقرار، دفع حدود با شبهه، الزامی بودن تعدد اقرار و شهود در اثبات جرم، جلوه های روشن اصل تسامح در مجازات های اسلامی هستند که بیانگر رویکرد شریعت اسلام در صیانت از کرامت انسانی از یک سو و ترغیب به بزه پوشی، جرم زدایی و کیفرزدایی از دیگر سو است. این اصل به حدود اختصاص ندارد و می تواند مبنای حقوق کیفری اسلام قرار گیرد و سایر مجازات های شرعی را نیز شامل شود. اثبات و تحلیل اصل یادشده، رفع ابهام و پاسخ گویی به چالش های موجود در حقوق جزایی اسلام را نتیجه می دهد.
رویدادهای ملی مذهبی، توجه رسانه ها را جلب می کنند اما نگاه رسانه ها به رویدادها با یکدیگر متفاوت است. این رویدادها ملی باشند یا بین المللی، داخلی باشند یا خارجی، بازنمایی آن ها در چارچوب های گفتمانی و ایدئولوژیکی صورت می پذیرد و شکست یا موفقیت تلاش های حوزهٔ دیپلماسی عمومی در قالب ها و الگوهای مشخص در سراسر جهان را تسهیل می نماید. رسانه های خارجی فارسی زبان از جمله بی بی سی فارسی برای مخاطبان داخل ایران، یکی از منابع معنا و مفهوم سازی درخصوص رویدادهای ملی مذهبی مانند چهارشنبه سوری، عید نوروز، شب یلدا، روز زن، عاشورا و اربعین حسینی و... به شمار می آیند. یکی از رویدادهای مهمی که هر سال با اجتماع عظیم مردم اتفاق می افتد برگزاری آئین پیاده روی اربعین حسینی است؛ آئینی که طبق رویکردی که رودنبولر به مفهوم آئین دارد با اجتماع مردم، داوطلبانه، غیرابزاری و غیرتفریحی اجرا می شود. مقاله حاضر با توجه به سابقه و گستردگی بی بی سی در فعالیت حرفه ای خبری، نحوه رسانه ای کردن و بازنمایی رویداد اربعین در وب سایت خبرگزاری یادشده را به کمک روش تحلیل مضمونی تحلیل می نماید. یافته ها حاکی از آن است که آئین پیاده روی زائران اربعین در هفت محور (روایت گری مستند، تفرقه افکنی و شیعه هراسی، بحران بی نظمی و ناتوانی دول ایران و عراق، کوچک نمایی اربعین، واکاوی جنگ هشت ساله عراق و ایران، ناامنی داعش و مانور سیاسی حاکمیت ایران) و موکداً به عنوان حرکتی سیاسی و عقیدتی در اخبار سایت بی بی سی فارسی بازنمایی شده است. همچنین نوع بازنمایی از مناسبات میان کنشگران حاضر در این مراسم نه تنها نسبتی با دیدگاه آئینی رودنبولر ندارد بلکه استنباط می شود که این گونه انگاره سازی منفی از این رویداد مذهبی در ادامه جریان شیعه هراسی در رسانه های غربی و به ویژه نمود جدیدی از ایران هراسی است.