بررسی کارکرد زمانمندی روایی در فهم احادیث داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمان روایت به جهت ویژگی دوگانگی آن، یکی از عناصر بنیادین روایت در مطالعات روایت شناسی به شمار می آید. ازآنجایی که اولاً بسیاری از احادیث اسلامی دارای ویژگی های اساسی روایت هستند و ثانیاً به جهت دارا بودن صبغه ی تاریخی و حقیقی، امکان دستیابی به زمان تقویمی تاریخی آن وجود دارد، می توان زمانمندی روایی آنها را کاوید. با تحلیل زمان روایت احادیث داستانی، افق های جدیدی پیش روی دانش فهم حدیث قرارمی گیرد و یا در کمترین مقیاس، از زوایای جدیدی به لایه های معنایی حدیثی نگریسته می شود. درنگاشته ی پیش رو با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ازتئوری برجسته ی ژرار ژنت، نظریه پرداز فرانسوی، در حیطه ی تحلیل زمان روایت بهره گرفته و به تتبع مباحث در سه بخش: نظم (ترتیب)؛ تداوم (دیرش) و بسامد پرداخته ایم. با توجه به توالی منظم داستان، رابطه علّی کنش ها و رخدادها و ارتباط منطقی میان آنها نمایان می گردد. به علاوه زمان پریشی در دو گونه ی گذشته نگری و آینده نگری در احادیث، کارکردهایی دارد که از جمله ی آنها می توان به تذکره؛ عبرت گیری؛ تبیین انقلاب های درون فردی در طول زمان؛ تمثیل و تاکید؛ تبیین حقانیت معصوم(ع)؛ دعوت به حق؛ هشدار و ... در احادیث اشاره کرد. اقسام پنج گانه ی دیرش در احادیث روایی و انواع چهارگانه ی بسامد نیز، به عنوان جزء سوم زمان روایت، کارکردهایی دارند که در فرآیند فهم حدیث اثرگذار هستند.