تجربه دینی، رویداد مواجهه شخص تجربه گر با حقیقت غایی یا عالم ماورای طبیعی است. جی. ال. مکی، تجارب دینی را نه تجاربی الاهی، که توهّمات، خیال پردازی ها و کارکردهای ضمیر ناخودآگاه اشخاص تجربه گر می داند. از این رو، تجارب مذکور را به مثابه دلیلی بر وجود خدا، نامعتبر می داند. در مقابل، ریچارد سوئین برن بر اساس «اصل آسان باوری»، که «اشیا در واقع همان گونه اند که به نظر می رسند مگر اینکه خلاف آن اثبات شود»، و نیز «اصل گواهی»، که «در صورت عدم فریب خوردگی یا توهّم شاهدان، باید قول آنان را درباره تجربه مورد نظر پذیرفت»، با رد انتقادهای مکی، تجارب دینی را یک استدلال استقرایی معتبر بر اثبات وجود خدا می داند.
هدف این پژوهش ارائه الگوی آنتروپی رفتاری در سازمان می باشد. پژوهش فوق در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات، با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 23 نفر از مدیران ارشد و میانی شهرداری اصفهان و خبرگان دانشگاهی آشنا به مسائل سازمانی و رفتارهای سازمانی، مصاحبه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. در این مدل مهمترین عوامل علی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی بودند. پدیده محوری در بروز آنتروپی رفتار بی عدالتی سازمانی بود. عوامل زمینه ساز نیز شامل عدم شفافیت سازمانی، اجتماعی سازی نامناسب، نبود شایسه سالاری و فرهنگ سازمانی بود. نتایج نشان داد که ضعف سیستم های ارتباطی، سکوت مدیران در برابر هنجارشکنی ها و رفتارهای منافقانه مدیران و کارکنان مهمترین عوامل مداخله گر می باشند. بر اساس نتایج توجیه کردن، قانون گریزی و عدم درگیری عاطفی – ذهنی راهبردهای افراد در آنتروپی رفتاری می باشد. در نهایت پیامدهای آنتروپی رفتار در قالب پنج پیامد فردی، سازمانی، گروهی، خانوادگی و محیطی طبقه بندی شدند.
نورومارکتینگ، هم به لحاظ ابزار و هم به لحاظ روشهای بررسی، سیطرهی بلامنازع خود را هر روز در دنیای بازاریابی و فروش بیشتر میگستراند.
ابزارهای نورومارکتینگ هم اینک به مدد خرده فروشان آمده اند تا بر پایهی داده های حاصل از بررسی مغز خریداران به هنگام حضور در فروشگاه، تحلیلهای عصب شناختی تحویل دهند.
کاربرد نورومارکتینگ در خرده فروشی به گونه ای است که مالکان خرده فروشی را برانگیخته است تا به لحظه لحظه ها و میلیثانیه هایی بیندیشند که مشتری جذب قفسه، کالای درون آن، بسته بندی، و... میشود؛ چرا که نورومارکتینگ در پرتو این ابزارها، پاسخگوی بسیاری از پرسشهایی است که پرسشنامه ها و تحلیلهای کمّی و یا تحلیلهای کیفی ناتوان از پاسخگویی دقیق هستند نظیر دسته بندی انواع ویترین که واکنشهای مثبت یا منفی ایجاد میکند، ثبت الگوهای جستجو و استراتژیهای گردش بازدیدکنندگان، اندازه گیری میزان توجه، درگیری ذهن و پاسخ احساسی خریداران به انواع تزئینات و جلوه های فروشگاهی، اینکه خریدار به چه چیزی نگاه میکند و میخرد، به چه چیزی نگاه میکند و نمیخرد، و بسیاری پرسشهای نامکشوف که این اثر به تفکیک با دقتهای علمی در جستجوی پاسخ آن است.
زمینه وهدف: پژوهش کنونی به منظور بررسی نقش حفظ قرآن در حافظه رویدادی و معنایی در دوگروه حافظ قرآن و غیر حافظ قرآن انجام شد.
مواد و روش ها: این طرح تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای بود. در این پژوهش 180 دانش آموز دختر حافظ قرآن، مبتدی و غیر حافظ قرآن شهر تهران در سه مقطع تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان مورد بررسی قرارگرفتند. از تکالیف یادآوری سرنخی و تکلیف حروف الفبایی برای بررسی حافظه رویدادی و معنایی استفاده شد و از دانش آموزان خواسته شد تا لغات را رمزگردانی نموده و به یادآورند، سپس داده ها نمره گذاری شد.
آن گاه داده ها به وسیله آزمون آماری تحلیل واریانس Tukey وآزمون آماری MANOVA چند متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد، دانش آموزان حافظ قرآن در هر دو نوع حافظه معنایی و رویدادی از دو گروه مبتدی و غیرحافظ قرآن عملکرد بهتری در یادآوری داشتند. اما بین عملکرد دانش آموزان مبتدی و غیرحافظ قرآن تفاوتی وجود نداشت (6/0> P) (001/0>P)
هم چنین نتایج نشان می دهدکه دانش آموزان حافظ قرآن با افزایش پایه های تحصیلی ازحافظه معنایی و رویدادی بهتری نسبت به دوگروه
.( دیگر برخوردار بودند (001/0 > P)
نتیجه گیری: در نهایت، بر اساس نتایج پژوهشی، مهارت در حفظ قرآن، نه تنها حافظه اطلاعات غیر قرآنی را افزایش می دهد بلکه این مهارت با افزایش سن تأثیر بیشتری بر حافظه دارد.
The literature show evidence that small manufacturing enterprises (SMEs) are understood as main source of technology development and employment creation. At the same time they are vulnerable to a number of restrictions such as access to finances, skilled labor and public support, while are exposed to high competition and suffer from low survival rate. This research aims to shed lights on the role that education play in the process of industrial and economic development of Iranian provinces. This research is conducted in a number of ways. First, a comprehensive literature review is conducted to gain experience from the national and international literature to identify the state-of-art research and important theories, methods and empirical results to shape the structure of this research and identify key data requirements. Second, the status of industrial infrastructure and distribution of firms by important characteristic of education is investigated. Comparison is made at the aggregate national level. Third, based on the literature findings and analysis of the industry structure, assemble a data set at the province level that is representative with good coverage of the industry sector. Also a composite Development Infrastructure Index for provinces with available ranks in mentioned component is calculated. Based on the findings, appropriate policy recommendations to improve the conditions of SMEs infrastructure and performance will purposed.
مطالعة حاضر به دنبال تحلیل عوامل مؤثر بر تجارت درون صنعتی ایران با کشورهای طرف تجاری در بلوک های منطقه ای EU، ECO، GCC، D8، OIC و ASEAN به صورت متقابل و به تفکیک بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات با استفاده از داده های تلفیقی دوره 1980-2009 مبتنی بر رویکرد مدل های تابلویی پویا و به کارگیری روش گشتاورهای تعمیم یافته است. برای توضیح تجارت درون صنعتی بین ایران و کشورهای طرف تجاری، متغیرهای اندازة اقتصادی، درآمد سرانه، سرمایه-گذاری مستقیم خارجی، مسافت و عدم توازن تجاری مورداستفاده قرارگرفته است. نتایج برآورد مدل نشان می دهد که اندازة اقتصادی، درآمد سرانه و مسافت مهم ترین متغیرهای توضیح دهندة تجارت درون صنعتی ایران و کشورهای طرف تجاری هستند. براساس یافته های پژوهش اندازة اقتصادی رابطة مثبت و درآمد سرانه رابطة منفی با تجارت درون صنعتی دارد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که مسافت و عدم توازن تجاری تأثیر معکوسی بر جریان تجارت درون صنعتی ایران و کشورهای طرف تجاری دارند.
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی بر اساس ارزش کاربردی و ارزش ذاتی تکلیف به روش توصیفی- همبستگی بود. از جامعه ی آماری دانش آموزان پایه ی دهم شهر تبریز، نمونه ای متشکل از 350 دانش آموز دبیرستانی (175 پسر و 175 دختر) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به صورت تصادفی انتخاب شد. برای جمع آوری اطلاعات مقیاس تعلل ورزی تاکمن و مقیاس محقق ساخته ارزش تکلیف پس از تعیین روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. داده ها به دست آمده به روش همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون چندگانه استاندارد تجزیه و تحلیل شد. نتایج همبستگی پیرسون بین متغیرها نشان داد که بین ارزش کاربردی و ارزش ذاتی یک تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی رابطه ی منفی معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون استاندارد نیز نشان داد که متغیر ارزش ذاتی پیش بینی کننده ی معنی دار تعلل ورزی تحصیلی می باشد. این یافته ها می توانند توسط معلمان، مشاوران و والدین جهت افزایش یادگیری و هدایت تحصیلی بهتر دانش آموزان به کار گرفته شوند.
نیروی انسانی از غنی ترین سرمایه های هر کشور در رسیدن به رشد و توسعه صنعتی به شمار می رود. تجربه کشورهای پیشرفته و صنعتی، گویای این نکته اصلی و اساسی است که این کشورها در نخستین گامهای توسعه خود، نگاهی ویژه همراه با برنامه ریزی های دقیق در رابطه با فارغ التحصیلان و دانش آموختگان خود داشته اند و ضمن توسعه همه جانبه صنعتی و علمی، توانسته اند با برنامه های دقیق خود، معضلات و مشکلاتی نظیر بیکاری را حل نمایند. اما در کشور ما، برخی عوامل که ریشه اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی دارد، منجر به بروز پدیده بیکاری در فارغ التحصیلان دانشگاهی شده است و منابع عظیم نیروی انسانی را که باید محور اصل توسعه پایدار باشند، نادیده گرفته است. هدف از این پژوهش، تعیین عوامل موثر بر بیکاری دانش آموختگان از ابعاد آموزشی، فرهنگی- اجتماعی و مدیریتی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه، در طی سالهای ١٣٨٩ الی ١٣٩٢ می باشد. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد ١٥٠ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده، سپس برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز، از افراد گروه نمونه خواسته شد، به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دهند. نتایج حاصل از اجرای این پژوهش، موید تایید هر سه فرضیه می باشد و نتایج گویای این واقعیت است که عوامل آموزشی، مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی در بیکاری فارغ التحصیلان داشته است. بر اساس یافته های این تحقیق، پیشنهاد می شود، در به کار گماردن افراد، رابطه ها در نظر گرفته نشود و رشته ها و آموزش های دانشگاهی با نیاز بازار کار متناسب گردد.