متغیرهای اقتصادی را می توان از منظر زمان تأثیرگذاری بر ادوار تجاری به سه دسته نماگرهای پیشرو، همزمان و تاخیری تقسیم بندی نمود. نماگرهای پیشرو، به آن گروه از سری های اقتصادی گفته می شود که انتظار می رود قبل از تحولات رونق و رکود اقتصادی تغییر جهت دهند و نشانه ای برای روندهای آینده اقتصاد باشند. در این پژوهش شاخص ترکیبی پیشرو از میان 13 نماگرهای پیشرو شناسایی شده برای اقتصاد ایران با ترکیب نماگرهای متغیرهای تولید ناخالص داخلی، حجم نقدینگی، شاخص کل سهام، درآمدهای نفتی، سرمایه گذاری در ساختمان های نیمه تمام ساخته شد. جهت ارزیابی عملکرد نماگر پیشرو ترکیبی( CLI ) و پیش بینی درون نمونه ای رشد تولید ناخالص داخلی طی دوره 2/1376- 3/1393 از مدل مارکف سوییچینگ استفاده گردید. متغیرهای مدل شامل رشد تولید ناخالص داخلی به عنوان متغیر وابسته، وقفه های اول تا چهارم CLI و وقفه های اول تا چهارم رشد تولید ناخالص داخلی به عنوان متغیرهای مستقل و CLI نیز به عنوان متغیرهای تغییر رژیم در نظر گرفته شدند. از جمله توصیه های سیاستی این پژوهش توجه سیاستگذاران به نماگرهای هشداردهنده اقتصادی به ویژه در شرایط رکودی، عدم اتکا به روند یک نماگر پیشرو منفرد با توجه به تفاوت منبع ادوار تجاری و لحاظ نماگر پیشروی ترکیبی جهت اتخاذ سیاست های اقتصادی صحیح، می باشند.
تجلی روح الهی در وجود انسان کامل را در عرفان تعبیر به عشق به ذات حق می کنند. در عرفان روح انسان در حال تعالی و سلوک به سوی حق است. انسان کامل در آخرین مرحله ی سلوک (فنا) حقیقتی خداوندوار هم چون سی مرغ عطار و سالکان واصل در آثار عرفانی می یابد. پیر دانا در روانشناسی یونگ تاحدی هم چون پدر یا مرشد یا شیخ در عرفان است که با بصیرت و روشنگری و تیزبینی سالکان و انسان ها را به صورت عام به سوی تهذیب نفس، حفظ منش و اخلاق دعوت می کند. این پژوهش در پی بیان خصوصیات پیردانا و آشکار ساختن تفاوت و شباهت آن با انسان کامل و پیر (مراد) در عرفان و فلسفه، بر آن است تا جنبه های دانایی و هدایت گری پیردانا را با توجه به ویژگی های کهن الگویی و روانکاوانه اش مشخص کند و نقش آن را در شخصیت های هدهد (در منطق الطیر)، پیر (در مصیبت نامه) و پدر (در الهی نامه) نمایان و تحلیل سازد؛ هرچند نقش دانایی، خصلت روحانی ناآگاه روان، شناسایی و تفکر پیر دانا در شخصیت هدهد و پیر به صورت ارشادی و هدایت-گونه آشکارتر است.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل آینده پیش روی وضعیت گردشگری ورزشی طبیعت محور در استان لرستان تدوین شده است، جامعه آماری مورد مطالعه، کارشناسان و خبرگان موضوع مورد مطالعه( کارشناسان گردشگری و ورزشی) می باشند که با نظر خواهی از آنها، عوامل اثرگذار و اثرپذیر بر وضعیت موجود و آینده گردشگری ورزشی استان لرستان استخراج شدند، پس از مشخص شدن میزان اثرگذاری و اثرپذیری هریک از عوامل و یا به عبارت دیگر تعیین میزان قدرت نفوذ و وابستگی هریک از عوامل اثرگذار برگردشگری ورزشی، هرکدام از عوامل مذکور با استفاده از نرم افزار میک مگ در خوشه های (مدیریتی، کالبدی و اجتماعی- اقتصادی) طبقه بندی شدند، سه سناریور برای آینده گردشگری ورزشی در استان لرستان تحت عناوین: سناریوی اول لرستان قطب گردشگری ورزشی طبیعت محور غرب کشور(خوش بینانه)، سناریوی دوم: بینابین لرستان در مسیر توسعه گردشگری ورزشی طبیعت محور و لرستان مهجور از توسعه گردشگری ورزشی طبیعت محور(بدبینانه) ارائه شد، محتمل ترین سناریو برای آینده گردشگری ورزشی استان لرستان، سناریو لرستان در مسیر توسعه گردشگری ورزشی طبیعت محور می باشد.
هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر حق آموزش به زبان مادری به عنوان یکی از مولفه های حق تعیین سرنوشت بر سازگاری اجتماعی در دانش آموزان دوزبانه و استفاده از روش های خاص تحقیقی در رشته علوم تربیتی برای اثبات سازگاری اقلیت ها در صورت تبیین حقوق آنها در قواعد حقوقی می باشد. روش تحقیق: روش انجام پژوهش به صورت شبه آزمایشی و با استفاده از دو گروه کنترل و گواه بود. جامعه آماری تحقیق شامل دانش آموزان دوره ابتدایی شهر پاوه در سال تحصیلی 1397-98 بودند که با توجه به ماهیت و هدف تحقیق تعداد 44 نفر از آنان(کلاس ششم تحصیلی) انتخاب شدند. نمونه ها بر اساس روش بلوکه سازی تصادفی به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شده و به مطالعه وارد شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد نشاط اجتماعی آکسفورد با میزان پایایی (81/0) و پرسشنامه استاندارد سازگاری اجتماعی کالیفرنیا با پایایی 84/0 بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه های مذکور توسط 4 نفر از اساتید دانشگاه تهران مورد بررسی و تایید قرار گرفت. نحوه گردآوری داده ها به صورت پیش آزمون- پس آزمون بود. س از جمع آوری پرسش-نامه ها توسط محقق داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 23 و آزمون های آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و بحث: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که حق آموزش به زبان مادری سبب بالا رفتن نشاط اجتماعی بین دانش آموزان دو زبانه می گردد. سهولت یادگیری مطالب به زبان مادری خود از عوامل مهم بالا رفتن اشتیاق برای تحصیل می باشد. آموزش به زبان مادری سبب افزایش سازگاری اجتماعی دانش آموزان در مدارس می باشد. پیشنهاد می گردد آموزش و تدریس در مدارس دو زبانه حداقل در برخی از دروس در کنار زبان ملی، به وسیله زبان مادری نیز انجام گیرد.
شهر پیاده محور برای عموم شهروندان قابل استفاده، اما شهر مطلوب کم توانان جسمی برای همه شهروندان یک شهر مناسب است. آفرینش شهری مطلوب برای افراد کم توانان مستلزم رعایت اصول و ضوابطی است که رعایت آنها می تواند نقش مهمی در دسترسی آسان و حضور آنان در فضاهای عمومی داشته باشد. در کنار رعایت چنین اصولی، توجه به اولویت ها و نیازهای اساسی گروه های کم توان جسمی-حرکتی جهت حضور در فضاهای شهری می تواند اقدامات اجرایی را با نتایجی موثرتری همراه سازد. با این وجود، مدتی است نظام مدیریت شهری مناسب سازی فضاهای شهری در اغلب کلانشهرها کشور در پیش گرفته است که ضرورت ایجاب می نماید، بازخورد چنین اقداماتی از نقطه نظر معلولان مورد ارزیابی و پایش قرار گیرد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان پاسخدهی فضاهای شهری به نیازهای گروه های کم توان جسمی- حرکتی به رشته تحریر درآمده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی و میدانی است. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار Spss و آزمون T تک نمونه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان می دهد؛ علی رغم اقداماتی که در زمینه مناسب سازی محیط جهت حضور گروه های کم توان جسمی-حرکتی صورت گرفته همچنان شرایط اجتماعی اقتصادی و کالبدی کنونی قادر به رفع نیازهای معلولان به شکل شایسته نیست. بنابراین، مشارکت گروه های هدف در زمینه مناسب سازی فضاهای شهری، رعایت ضوابط ساخت و ساز ها توسط نهندسین ناظر، تدوین ضوابط قابل اجرا در طرح های موضعی و ... می تواند نتایج موثرتری را در زمینه مناسب سازی فضاهای شهری برای معلولان به همراه داشته باشد
نصر حامد ابوزید به عنوان یکی از اندیشمندان معاصر عرب و از شخصیت های مهم جریان نومعتزله، دیدگاه های خاصی را درباره فهم و تأویل متون دینی به ویژه قرآن ارائه کرده که برخی از آنها باب مجادلات فراوانی را گشوده اند. ابوزید با استفاده از تحلیل های زبان شناسانه مفهوم جدیدی از تأویل ارائه می کند و با نگاهی که به لایه های معانی متون دارد، هر نوع مفهوم گیری از آیه را داخل در تأویل می داند. او تلاش می کند نگاه رسمی عالمان دینی به متون را مورد انتقاد قرار دهد و اختلاف در نوع تأویل متون را چیزی شبیه به اختلاف در اجتهاد می داند. وی با طرح بحث تأویل و تلوین، تأویل های ایدئولوژی محور از متون دینی را مورد انتقاد قرار داده و معتقد است تلوین همان قرائت مغرضانه و دخالت دادن ایدئولوژی در فهم متون است. به تعبیر دیگر، وی برای تأویل متعهد به ایدئولوژی، اعتبار و ارزش معرفت شناختی قائل نیست و معتقد است تأویل باید بدون هر گونه انقیادی انجام شود. او تأویلی را معتبر می داند که در آن نگاه ایدئولوژیک و متعصبانه دخیل نباشد.
ابوزید موضع معتزله در فهم قرآن را می ستاید و معتقد است آنان نخستین گروهی بودند که تأویل متون قرآن را با روشی درست آغاز کردند، چراکه در فهم متن، عقل را به طور مستقل به کار می گرفتند و برای عقل هیچ تعهد و وابستگی ای نسبت به شرع قائل نبودند. امروزه نیز باید با همین عقل آزاد و رها سراغ تأویل متون دینی رفت. به اعتقاد ابوزید در مواجهه با متون دینی هدف از فعالیت معرفت شناسانه به طور عام و عمل قرائت به طور خاص، کشف حقایقی از وجود است که در سطحی خارج از افق ذات شناساننده یا خواننده قرار دارد و این همان تأویل صحیح است. در این مقاله دیدگاه های وی درباره مفهوم تأویل و ارزش معرفت شناختی آن مورد بررسی قرار گرفته است.
بسیاری از مفسران و مترجمان، مراد از«الذکر» در آیه 44 سوره نحل را قرآن می دانند. معتقدان این دیدگاه به دو دسته تقسیم می شوند: گروه اول که طیف وسیعی از مفسران را تشکیل می دهند، قاطعانه این نظر را بیان می کنند. گروه دوم ضمن پذیرش مفهوم قرآن برای «الذکر»، به دنبال حل مشکل ظاهری ناشی از این دیدگاه هستند. از سوی دیگر برخی مفسران مقصود از «الذکر» را سنت پیامبر6 دانسته اند. بررسی دلایل این دیدگاه ها بیانگر کاستی دقت آنان در سیاق و ظاهر الفاظ آیه است. ازاین رو نوشتار حاضر پس از اعتبارسنجی دلایل دیدگاه های ارائه شده مفسران، با تدبر در ظاهر و سیاق آیه و نیز واکاوی واژه «الذکر»، ثابت کرده که قائلان دیدگاه اول با ایجاد تغییر در ساختار آیه و خروج از معنای ظاهری، و قائلان دیدگاه دوم به دلیل عدم ارائه مستندات کافی، نتوانسته اند فهم صحیحی از «الذکر» ارائه کنند. در نهایت نگارندگان این پژوهش، به جهت سازگاری با ظاهر آیه، «وحی تفسیری» را مراد از «الذکر» در این آیه دانسته که به نظر می رسد در آیات دیگر با «حکمت» از آن نام برده شده است. با پذیرش دیدگاه «وحی تفسیری» برای «الذکر»، این مطلب اثبات می شود که در این آیه، «الذکر» غیر از «ما نُزّل الیهم» است و مشکل ظاهری آیه حل می شود.
شناخت انسان از دغدغه های ذهنی بشر در طول تاریخ تفکر است. این پژوهش در پی آن است که بفهمد از نظر ابن عربی، سیمای معنوی انسان کامل چگونه سیمایی است و مشخصات انسان کامل چگونه مشخصاتی است، انسان در هستی از چه جایگاهی برخوردار بوده و چگونه تجلی پروردگار بوده و چگونه می تواند دارای تمامی صفات الاهی باشد. بر اثر این تحقیق و از رهگذر بررسی اندیشه ابن عربی، مشخص شد که انسان کامل، مظهر اسم جامع «الله» بوده و جامع میان حق و خلق است. وی غایت آفرینش عالم و تنها کسی است که به صورت خداوند آفریده شده و می تواند خداوند را بشناسد.
مدرسه فلسفی استاد جوادی آملی ذیل مکتب قم و مکتب قم ذیل نظام حکمت صدرایی تعریف می شود. پژوهش حاضر در پی توصیفی پدیدارشناختی از مدرسه فلسفی آیت الله جوادی آملی است. چنین توصیفی از قِبل بررسی ظهورات متعدد یک اندیشه صورت می پذیرد تا بنیادی را که موجب تحقق ظهورات شده، هویدا سازد. پژوهش حاضر از رهگذر بررسی دو مسأله فلسفی چونان ظهوری از ظهورات اندیشه استاد جوادی آملی صورت می پذیرد. اولین مسأله، رابطه علم و اراده است. تصویر ارائه شده از رابطه علم و اراده در اندیشه ایشان، از تصویر مذکور در اندیشه علامه طباطبایی متمایز است. درحالی که علامه طباطبایی علمِ به باید را علم حضوری و منشأ آن را عقل عملی می دانند، آیت الله جوادی آملی علمِ به باید را علم حصولی می داند که ذیل حکمت عملی قرار دارد و صادرکننده آن عقل نظری است. دومین شاهد، اشاراتی است که استاد جوادی آملی ذیل تعریف فلسفه در ابتدای اسفار مطرح می کنند. در اندیشه استاد جوادی آملی فلسفه به هستی شناسی قطعی تعریف می شود؛ هستی شناسی ای که مشتمل بر شناخت مفهومی و تصدیق برهانی بر وجود اشیاء است. آنچه از قِبل این توصیف حاصل می شود، آن است که انحصار توانایی ادراک به ساحت عقل نظری و نحوه ابتناء عقل عملی بر عقل نظری، بنیادی است که مدرسه فلسفی ایشان بر آن استوار شده است. در این مدرسه، عقل نظری و مراتب آن یعنی عقل تجربی، عقل نیمه تجریدی، عقل تجریدی و عقل ناب، اهمیت ویژه می یابد.
امروزه و با تحولات دنیای جدید، پاره ای احکام فقهی در دوران معاصر (یا در برخی نقاط جغرافیایی) - نه به این دلیل که موضوع آنها منتفی شده، بلکه به سبب پیامدهای نامطلوبی که اجرای آنها به دنبال دارد - قابل اجرا نیستند. از این مسئله گاه به «بحران فقه» یاد می شود. از جمله راه کارهای پیشنهادی برای حل این - به ظاهر -بحران،بازسازی عقلانیت فقهی بر اساس عقلانیت مدرن است. این راه حل به سبب تعهدات شناخت شناسانه سنگین، تجدید نظر در مسلمات اصولی و استفاده ناروا از برخی قواعد کلامی،چندان جذابیتی برای سنت گرایانندارد. ضمن این که به جای حل مشکل، آن را تنها یک گام به پس می راند. این راه حل با اصل مشکل در یک نقطه اشتراک دارد: رویکرد اتمیستی در استنباط احکام شرعی.
زمینه و هدف: تحلیل های جامعه شناسانه از ورزش، سویه های جنسیتی حاکم بر این پدیده اجتماعی را به قدر کفایت مورد تاکید قرار داده اند. با چنین رویکردی «هواداری فوتبال» برای زنان در وضعیتی که از حضور و تماشای مستقیم آن در ورزشگاه ها منع شده اند، به مثابه یک «مسئله اجتماعی»درخور تحلیل، در مقاله حاضر بررسی شده است. هدف نوشته، شناسایی شیوه بازنمایی سوژه زن در نظم گفتمانی و سلسله مراتب جنسیتی مسلط در گفتمان طرفداری از فوتبال در ایران، و به یک معنا توصیف، فهم و تفسیر گفتمان هایی است که درنسبت با مسئله ی «طرفداری زنان از فوتبال» وجود دارد. روش شناسی: این پژوهش، پژوهشی است کیفی مبتنی بر تحلیل متن. چارچوب تحلیلی حاکم بر داده های تحقیق نظریه تحلیل گفتمانِ لاکلائو و موف است. داده های حاصل از مصاحبه ها، گزارش ها، اظهارنظرها، و هر متن مرتبط به موضوع تحقیق، با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی و استراتژی نمونه گیری نظری/قصدمند، از میان متن های مرتبط با هواداری زنان از فوتبال و حضور زنان در ورزشگاه ها مورد تحلیل قرار گرفت. واحد تحلیل «گفتمان» و واحد مشاهده «متن» است. متن های انتخابی از سایت های برترین-ها، عصر ایران، پویش، خبر آنلاین، پارسینه، تابناک، هم صدا، کاپ، صفحه ی اینستاگرام ترانه علیدوستی و حانیه (از هواداران زن که به ورزشگاه راه یافته است) بود. یافته ها: نتایج پژوهش در سه سطح به شناسایی گفتمان دینی-سیاسی، گفتمان بین المللی و گفتمان حاضر در حوزه مدنی انجامید؛ ب گفتمان عینیت یافته یا همان گفتمان دینی-سیاسی با طرح هویت زن مسلمان به دنبال نفی شکل های دیگر زنانگی بوده و اصولاً طرفداری از فوتبال را برای زنان منتفی می داند.
تحقق آموزه های سیاست جنایی مشارکتی در کنترل جرایم، خصوصاً جرایم ثبتی را می تواند به نوعی در نوآوریهای مندرج در تبصره 3 ماده 66 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 جستجو نمود. هر چند از سال ها قبل این سازمانهای مردم نهاد در کشور حضور فیزیکی دارند اما متأسفانه مورد توجه واضعان سیاست جنایی در کنترل جرایم قرار نگرفته و فاقد نقش آفرینی و تأثیرگذاری مکفی در فرآیند نظام عدالت کیفری به دلیل فقد بسترهای حقوقی، فرهنگی و اجتماعی لازم می باشند. خواه آنکه این سازمانهای مردم نهاد عملاً می توانند با تبادل اطلاعات سیستماتیک، مانع تحقق و شکل گیری جرایم مختلف ثبتی اعم از سند جایگزین و دو قلو، معاملات صوری و... گردند هرچند در فرآیند تصویب این قانون ، این سازمانها در مقام عمل در حد یک اعلام کننده جرم در روند دادرسی تنزل داده شد.