بانک ها و مؤسسه های مالی و اعتباری غیربانکی با سازماندهی و هدایت دریافت ها و پرداخت ها، امر مبادلات تجاری و بازرگانی را تسهیل کرده و موجب گسترش بازارها و رشد و شکوفایی اقتصادی می شوند. در این مطالعه ابتدا به بیان کانال های اثرگذاری مؤسسات مالی بانکی و غیربانکی بر رشد اقتصادی و در ادامه چگونگی اثرگذاری متغیرهای توضیحی بر رشد اقتصادی ایران پرداخته شده است.در خاتمه با استفاده از مدل سنتی کینگ لوین و روش گشتاور تعمیم یافته (GMM) اثرگذاری مؤسسات مالی غیربانکی تحت نظارت بانک مرکزی و بانک های تجاری و تخصصی طی دوره ی زمانی 1378 تا 1392 به صورت سری زمانی فصلی بررسی شده است. یافته های تجربی نشان می دهد تمامی متغیرهای توضیحی مورد استفاده در مدل اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارند. هم چنین مؤسسات مالی بانکی در مقایسه با مؤسسات مالی غیربانکی اثر بیشتری بر رشد اقتصادی دارند.
مهارت های حرکتی پایه، الگوهای قابل مشاهده ای از رفتارهای حرکتی شامل فعالیت های جابه جایی، دستکاری و پایداری هستند. هدف این تحقیق ارزیابی رشد حرکتی درشت و سطح تبحر اجرای مهارت های حرکتی کودکان دبستانی در شهر تهران بود. از نسخه دوم آزمون رشد حرکتی درشت (اولریخ، 2000) برای ارزیابی 712 کودک 11-7 ساله استفاده شد. اجرای هر یک از دوازده مهارت حرکتی درشت این آزمون به صورت کیفی ارزیابی شد. درصد کودکان با اجرای در سطح ضعیف/ ماهر و نزدیک ماهر (پیشرفته) بر حسب جنس و گروه سنی گزارش شد. ارزیابی ها مشخص کرد بالاترین درصدهای اجرا در سطح پیشرفته برای هر دو جنس به سُرخوردن و دویدن مربوط بوده اند، اما این نسبت ها در دیگر مهارت های ارزیابی شده درکل پایین بود. در یک مهارت جابه جایی (جهیدن) و دو مهارت کنترل شیء (ضربه با پا، و ضربه با دست) درصد پسرهایی که در سطح پیشرفته ارزیابی شدند، از نظر آماری بیشتر از درصد دخترها بود. در سه مهارت کنترل شیء (دریبل، ضربه با پا، و پرتاب از بالای شانه) درصد کودکان با سن بالاتر که در سطح پیشرفته ارزیابی شده بودند، از نظر آماری بیشتر از کودکان کم سن و سال تر بود. ازاین رو پیشنهاد می شود در برنامه های دبستان ها به بهبود سطح تبحر مهارت های حرکتی توجه بیشتر شود.
هدف این مقاله، بررسی تغییرات فرکانس سازه با توجه به تأثیر بافت (کلمه/جمله) و جنسیت گویشوران است. در این پژوهش پارامترهای صوت شناختی فرکانس سازه های اول (F1) و دوم (F2) واکه های ساده و مرکب گویش کردی کرمانشاهی بر اساس 20 گویشور مرد و زن که در کل 5260 نمونة آوایی حاوی واکه های /i, e, a, ɑ, o, u, y, ɑi, au, ei, ɑu/ را در بافت کلمه و جمله در اتاق آکوستیک تولید کرده اند، مورد مطالعه قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد واکه های / y/ و / a/ به ترتیب بازترین و بسته ترین و واکه های /i/ و /u/ پیشین ترین و پسین ترین واکه ها در این گویش اند. براساس مقاد یرِ به دست آمده، واکه /y/ در این گویش واکة گرد محسوب می شود. طبق تحلیل های آماری، اختلاف میانگین F1 آغازه در بافت کلمه و جمله معنی دار است و در بافت کلمه بیشتر از جمله است، درحالی که در پایانه در بافت جمله بیشتر بوده است و F2 (آغازه و پایانه) در بافت کلمه کمتر از بافت جمله گزارش شده است. همچنین F1 و F2 در گویشوران مرد پایین تر از گویشوران زن است. در مجموع، بررسی فرکانس سازه های اول و دوم در گویش کردی کرمانشاهی حاکی از آن است که واکه های این گویش در بافت جمله به سمت مرکزی شدگی تمایل دارند.
چکیده قدرت همواره مفهومی جدال انگیز و مورد مناقشه اندیشمندان و فیلسوفان سیاسی بوده است. پارادیم مدرن مفهوم قدرت بر محور اندیشه ی هابز شکل گرفته که در آن قدرت برمبنای مفهوم حاکمیت و در ارتباط با دولت فهم می شود. همین مفهوم از قدرت، در اندیشه سایر اندیشمندان این حوزه استمرار یافته است. در پسامدرنیسم، با طرح اندیشه های فوکو در خصوص قدرت، پارادایم جدیدی از این مفهوم تکوین یافت. از این منظر قدرت متمرکز در نهاد دولت نیست بلکه متکثر در شبکه جامعه است؛ منفی عمل نمی کند بلکه مولد و مثبت است و در نهایت هویت سوژه های انسانی را شکل می دهد.قدرت و نظم عمومی، دو مقوله مرتبط با هم در اندیشه حقوقی و سیاسی مدرن هستند و پیوندشانرا در رابطه ی دولت و جامعه به وضوح می توان درک کرد.در وضعیت پسامدرن، برداشت و تلقی از جامعه و دولت، دگرگون شده است و کارکرد نظم در چنین جامعه ای حفظ وحدت و همسانی در یک دولت-ملت یکپارچه نیست؛ بلکهنظم جامعه پسامدرن، بر اساس اصل تفاوت و خاص بودگی افراد و گروهاست. مقالهحاضرپسازمعرفیاندیشهپسامدرن،درپرتوآنبهتبییندومفهومقدرتونظمعمومیکهازمفاهیممطرحدرمبانیحقوقعمومیهستند،پرداختهاست.
مسئلة شر یکی از مهم ترین انتقاداتی است که امروزه باور عقلانی به وجود یک خدای خیرخواه، عالم مطلق و قادر مطلق را به مخاطره می اندازد. لیندا زاگزبسکی از جملة فیلسوفان معاصری است که تلاش دارد با نگاه تازه ای، به حل این مسئله بپردازد. او با پیش کشیدن «نظریة انگیزش الهی» نشان می دهد که خداوند سرچشمة وجودی تمام خوبی هاست و انگیزه های او به لحاظ وجودی و متافیزیکی پایة تمام اوصاف و ارزش های اخلاقی اند. زاگزبسکی با تمسک به این نظریه اثبات می کند که براهین منطقی و شاهدمحور شر در اثبات نتیجه شان ناکارامد هستند. او در ادامه تلاش می کند تا با پی ریزی نظریة عدل الهی اش، علل احتمالی تجویز شر از جانب خداوند را بیان کند و نشان دهد که خداوند به دلیل عشق به اشخاص برخی از شرور را تجویز کرده است.
هدف از آموزش مهارت های زندگی افزایش توانایی های روانی اجتماعی و درنهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقا سطح سلامت عمومی فرد بود. هدف کلی این پژوهش شناسایی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی و عزت نفس دانش آموزان پایه دهم شهرستان بندر ترکمن در سال تحصیلی 94-93 بوده است. پژوهش حاضر ازلحاظ روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون –پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. یافته ها، به اثرات مثبت این آموزش ها بر مهارت دانش آموزان در حل مشکل عزت نفس و سلامت آنان دلالت داشتند. به دنبال چنین آموزش هایی، شرکت کنندگان قادر می شوند تا تعارض های خود را با همسالان به نحو سازنده ای حل نمایند و محبوبیت بین فردی بیشتری یابند. داده های پژوهش نشان داد که میزان سلامت عمومی و عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر آموزش دیده بیشتر از آموزش ندیده است، موضوع بعدی تفاوت سلامت عمومی دو گروه از دانش آموزان آموزش دیده و آموزش ندیده تحت تأثیر جنسیت بود که در فرضیه عنوان شده بود تغییر می کند که پس از بررسی داده ها فرضیه پژوهش رد و فرضیه صفر تأیید گردید و ثابت شد سلامت عمومی و عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر آموزش دیده و آموزش ندیده تحت تأثیر جنسیت تغییر نمی کند، با توجه به یافته های پژوهش با 95 درصد اطمینان و 5 درصد خطا نتیجه گیری شد که تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر عزت نفس و سلامت عمومی دانش آموزان آموزش دیده نسبت به دانش آموزان آموزش ندیده بیشتر است.