در این مقاله رابطه بین عضویت جوانان در بزرگ ترین جامعه مجازی ایرانیان بر اساس آمار تارنمای الکسا و برخی از شاخصه های مرتبط با سبک زندگی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس آمار تارنمای الکسا پایگاه اینترنتی کلوب بزرگ ترین جامعه مجازی است که از درون کشور ایران مدیریت می شود. شبکه های اجتماعی اینترنتی، امروزه با استقبال فراوانی از سوی جوانان مواجه شده و جوانان، بخش قابل توجهی از اوقات فراغت خود را در این شبکه ها سپری می کنند. در عصر جهانی شدن و با ظهور فناوری های نوین ارتباطی، یک فضای مجازی در کنار فضای واقعی ایجاد شده که این دو تأثیرات متقابلی بر یکدیگر دارند. در همین راستا برای سنجش ارتباط میان این دو فضا اعم از زمانی که افراد به اینترنت اختصاص می دهند و سایر تأثیرات فرهنگی عضویت و حضور در شبکه های اجتماعی، از روش پیمایش اینترنتی و ارسال پرسشنامه به صورت آنلاین برای کاربران فعال کلوب استفاده شده است. افراد با اهداف متنوعی عضو این شبکه ها می شوند که مهم ترین آن را سرگرمی دانسته اند. میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی و نحوة اختصاص وقت به سایر فعالیت های اجتماعی ارتباط وجود داشته و بیشتر پاسخ دهندگان اذعان کرده اند که به دلیل استفاده بیش از حد از اینترنت برای فعالیت در شبکه های اجتماعی اینترنتی مورد اعتراض سایر اعضای خانواده واقع شده اند. همچنین میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی با مقوله هایی نظیر نحوة ارتباط با جنس مخالف و شیوة محاورات اعضا در محیط بیرونی ارتباط وجود دارد؛ بنابراین می توان گفت میان عضویت در شبکه های اجتماعی اینترنتی و سبک زندگی جوانان ارتباط وجود دارد
بینش انسان محورانه که از دورة رنسانس به بعد شالودة تفکر غربی را تشکیل میدهد، در اندیشة دینی الاهیات غربی نیز نقش اساسی و بنیانی بازی میکند؛ اما این نقش:
1. گاهی با ادیان الاهی مانعة الجمع است؛
2. زمانی با اصالت بخشی به عقل انسان فقط دین عقلانی را میپذیرد؛
3. و زمانی قابل جمع با ادیان وحیانی و الاهی است.
به بیانی دیگر:
در رابطة سلبی اومانیسم با خداپرستی انسان آن چنان در زمینة اختیار، آزادی و قدرت، خود را توانا مییابد که به نحو بالقوه یا بالفعل ادعای خدایی میکند و این نهایت درجه طغیان انسان است. در رابطة ایجابی اومانیسم با خداپرستی:
أ. عقل آدمی آن چنان فربه تلقی میشود که از وحی الاهی اظهار بینیازی میکند و قوای درونی و بیرونی انسان و طبیعت بهترین راهنما برای برای دستیابی به حقایق الاهی و سعادت دنیایی و آخرتی معرفی میشود.
ب. با تأکید بر ارزش، اختیار، آزادی و قدرت انسان، وی در مقابل عظمت پروردگار چون قطرهای در مقابل اقیانوس مشاهده میشود و میکوشد تا تمام وجود خود را در معرض انکشاف الاهی و کلمه ا قرار دهد تا با تجربة دینی و تماس وجودی با تعالی در هویتی مؤمنانه، خود را از برهوت نیستی و عدم که وجود محفوف به آن است، در یک جهش ایمانی به طرف هستی و وجود بیپایان سوق دهد و نوعی اومانیسم خدا مرکزانه را به نمایش گذارد.
زندگی نامه به منزله ی پردازش جنبه هایی از زندگی یک شخصیت، امروزه یکی از حوزه های مهم و پرکاربردِ تاریخ است. با عنایت به سبک ها و روش های متفاوتی که در دنیا برای نوشتن زندگی نامه ها به کار می روند، این پرسش مطرح است که در سرگذشت نگاری باید از چه قواعد و اصولی پیروی کرد و به چه نوع الزام های معرفت شناسانه وفادار ماند؟ این مقاله ضمن پاسخ گفتن به این مسئله، می کوشد با دسته بندی برخی از انواع زندگی نامه ها، درباره ی اهمیت زندگی نامه نویسی گفت وگو کند؛ از دانش های لازم برای زندگی نامه نویسی، منابع زندگی نامه نگاری، نقد زندگی نامه ها، روش های پژوهش در سرگذشت نگاری، عینیت در زندگی نامه نویسی و نیز برخی دیگر از ابعاد معرفت شناسانه ی آن سخن براند.
حقوق شهروندی از مفاهیم مدرن و از لوازم زندگی دموکراتیک افراد در یک جامعه سیاسی محسوب می شود. این مفهوم با اعلامیه بشر و حقوق شهروند فرانسه تجلی عینی کامل یافت واعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر آن تاکید نمود. در رابطه با حقوق شهروندی دو دیدگاه وجود دارد. یک نظر دین را ناتوان از وضع قواعدی به عنوان حقوق شهروندی می داند. دیدگاه دیگر که از سوی برخی نظریه پردازان دینی القا می شود، قایل به این است که دین مجموعه تکالیفی است برای بشر و او باید در قالب این تکالیف به انجام وظیفه پرداخته و تصور حقوقی برای اعطای اختیار و آزادی و غیر آن به انسان، خارج از موازین دینی و مبانی اسلامی است. در این نوشته سعی شده است به طور مبنایی ثابت شود که انسان در اندیشه اسلامی فردی است حق مدار و برای رسیدن به حقوق شایسته خود نیازمند انجام اموری به عنوان تکالیف است. بر این اساس، تکالیف نیز بازگشت به حقوق دارند. شناسایی و تعیین قواعدی برای زندگی اجتماعی انسان که از آن جمله حقوق شهروندی می باشد، نه تنها با مبانی دین مخالف نیست، بلکه بالعکس از لوازم حتمی و مبنایی زندگی افراد در جامعه اسلامی قلمداد می شود. از طرف دیگر، دین با در اختیار داشتن اصول مبنایی و ابزار استباط عقلی، توانایی کشف و وضع قواعد را در این ارتباط دارد. این نوشته، در مبحث اول به طور مختصر به تعریف حقوق شهروندی و تاریخچه پیدایش آن پرداخته است. در مبحث دوم، ماهیت رابطه انسان با خداوند متعال و وظایف دینی مورد بحث قرار گرفته، و مبانی نظری دین اسلام در خصوص حقوق شهروندی، از دو زاویه شهروندان و حاکمان مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
نظام رسمی تعلیم و تربیت شامل: الف. آموزش ابتدایی، متوسطه، عالی؛ ب. آموزش پیشدبستانی؛ ج. تعلیم و تربیت استثنایی؛ د. تعلیم و تربیت حرفهای، فنی و شغلی. ه. تعلیم و تربیت بزرگسالان است. در کنار تعلیم و تربیت رسمی، دورههای غیررسمی و کیفی نیز وجود دارند که هدفشان آمادهسازی کسانی است که برای ورود به دانشگاه به آزمون ورودی نیاز ندارند. به راستی نظامهای آموزشی موجود در کشورهای گوناگون، از همین روشها در نظام آموزشی خود بهره میگیرند؟ بدین منظور این مقاله به توصیف نظام آموزشی کشور اتریش میپردازد.
هدف از این مقال، آشنایی با نظام تعلیم و تربیت کشور اتریش است تا ضمن شناخت نظام آموزش این کشور، به شناسایی نقاط قوت آن پرداخته، دستاندرکاران و برنامهریزان نظام آموزشی بتوانند از تجارب این کشور در نظام آموزشی خود بهره ببرند. طبعا روش پژوهش اسنادی و توصیفی خواهد بود.
وقتی که رهبران کمونیست شوروی برای خارج شدن از مشکلات اقتصادی با انگلستان وارد مذاکره و مفاهمه شدند و در نتیجه دولت دست نشانده آنها در ایران، یعنی سلطنت تازه تاسیس رضاخان، را به رسمیت شناختند، به بدترین وجه ممکن پشت کمونیست های ایران را خالی کردند و آنها که به خاطر اختلاف ایدئولوژیک با مرحوم میرزا کوچک خان جنگلی، از دوستی و همراهی جنگلی ها نیز محروم شده بودند، ناچار به فعالیت های مخفی و زیرزمینی روی آوردند.جمهوری انقلابی گیلان، که ترکیبی از نیروهای ملی، مذهبی و کمونیست بود، سرانجام به خاطر معاهده دوستی مسکو و تهران فروپاشید و هرکدام از ارکان این جمهوری به سرنوشتی گرفتار شدند. نکته مهم آن است که شوروی، فقط برای مدتی محدود، جمهوری گیلان را به رسمیت شناخت و شاید از همان ابتدا نیز به دیده کسب امتیاز از انگلیس و دولت ایران، اعلام حمایت از آن کرده بود. به هرحال ماجرای سهم روسیه در کمک به فعالیت های سیاسی کمونیست های ایرانی موضوعی پراهمیت در لابه لای تاریخ معاصر ایران است که در مقاله پیش رو فرازهایی از آن تحلیل شده است.
ارتباطات، به عنوان یکى از شاخه هاى جوان علوم اجتماعى، از دیر باز و به ویژه پس از جنگ جهانى دوم مورد توجه دانشمندان رشته هاى گوناگون علوم انسانى قرار گرفته است. ارتباطات، نخست به عنوان «انتقال اطلاعات» و سپس به عنوان «اقناع» و در برداشت هاى جدید به منزله «بیان شخصى»، «تأثیرگزارى متقابل و همبستگى اجتماعى»، «ابزار اصلى دگرگونى اجتماعى و سیاسى» مورد مطالعه و بررسى واقع شده است، در میان شاخه هاى مختلف ارتباطات، ارتباطات انسانى و به ویژه ارتباطات کلامى به لحاظ نقش اثر گذار آن از یک سو در تقویت مناسبات و همبستگى اجتماعى و از سوى دیگر در کاهش یا افزایش ناهنجارى ها و آسیب هاى اجتماعى از اهمیت خاصى برخوردار است. در این گزیده، برخى از اصول حاکم بر ارتباطات کلامى میان فردى از دیدگاه قرآن کریم مورد بررسى قرار گرفته است. آغاز و پایان سخن با سلام، استفاده از واژه هاى زیبا، عدم استفاده از واژه هاى زشت، مثبت نگرى در گفتار، مخاطب محورى و میانه روى در گفتار از جمله این اصولند. نویسنده در پایان نتیجه گرفته است که اصول قرآنى بر خلاف مکاتب دیگر که درمان و اصلاح ارتباطات کلامى را وجه همت خویش ساخته اند، سمت و سوى پیش گیرانه دارد و مؤمنان را به نکات دقیق و ظریف ارتباطات کلامى میان فردى آگاه ساخته و از آنان خواسته است که در ارتباطات کلامى خویش به این دستورات عمل کنند تا به حدى برسند که ارتباطات کلامى نامناسب، نه تنها در آنان تأثیر منفى از خود بر جاى ننهد بلکه عکس العمل مناسب و مثبت نیز از خود نشان دهند.
" ساختار طایفه دارای سازمانی اجتماعی و غیررسمی است که اصولا با زندگی کوچ روی شبانکاره ای مناسبت دارد. اما در ایران، با وجودی که تاریخ شهرنشینی و یکجانشینی سابقه ای طولانی داشته و قرن ها پیش از حکومت سلجوقی شکل گرفته و توسعه یافته است، اما با تسلط این حکومت طایفه گرا، که به وسیله گروه های مهاجری شکل گرفت که از خارج به داخل کشور سرازیر شدند، نظام طایفه ای نیز تقویت شد و به صورت سازوکاری سیاسی برای حفظ قدرت حکومتی، وجود آن همچنان تداوم یافت. پس از آن، این ساختار حالت نهادی پیدا کرد و تا پایان قرن نوزدهم (حکومت قاجار)، در صحنه زندگی سیاسی - اجتماعی ایران حضور داشت. می توان گفت که بعضی میراث های جان سخت نظام طایفه ای تا دوران کنونی باقی مانده است؛ گواین که خود را به صورت شکلی از نظام خویشاوندی - قومی نشان می دهد. البته، تاثیر خود را بر شبکه روابط فرهنگی، دیوان سالاری، و سیاسی به طور کلی اعمال نموده و به نظر می رسد که می تواند به مثابه مانعی قابل توجه در برابر توسعه فرهنگ سیاسی و جامعه مدنی تاثیرگذار باشد.
"