کاربری ترکیبی، کاربری های مختلفی را شامل می شود که برای همزیستی، در مجاورت هم و در ارتباط همساز با یکدیگر چه به صورت افقی یا بخشهای هم جوار سرزمین و چه به صورت عمودی یعنی درون یک ساختمان قرار می گیرند. نظریات اخیر برنامه ریزی شهری، بر اصول مختلفی تأکید می کنند که ایجاد کاربری ترکیبی یکی از این اصول می باشد و یکی از اهداف کاربری ترکیبی، تأثیر آن بر حمل و نقل شهری است. این تحقیق از نوع کاربردی به روش توصیفی – تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به دو روش اسنادی ( کتابخانه ای ) و میدانی بوده است. در این مقاله به بررسی تطبیقی میزان تولید سفر در دو محدوده منطقه ۶ مشهد با کاربری ترکیبی متفاوت پرداخته شده است. محدوده مورد مطالعه، دو محدوده چهنو با کاربری ترکیبی بیشتر و کارمندان با کاربری ترکیبی کمتر می باشد. در تحلیل تحقیق، نوع سفر به دو سفر درون محله ای و فرامحله ای تقسیم شده و از آزمونهای آماری مرتبط کمک گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دو محدوده مورد مطالعه از نظر تولید سفر درون محله ای تفاوت معنی داری نداشته اند اما بین دو محدوده نسبت به میزان تولید سفر فرامحله ای تفاوت معنی داری بوده است. این بدان معناست که هر دو محدوده مورد مطالعه، سفرهای درون محله ای برابری تولید می کنند و نقطه تمایز آنها در تولید سفرهای فرا محله ای است که محدوده با کاربری ترکیبی کمتر، سفر فرامحله ای بیشتری نسبت به محدوده کاربری ترکیبی کمتر داشته است. بنابراین نتایج تحقیق حاضر نقش کاربری ترکیبی ریزدانه را در جذب و کاهش سفرهای فرامحله ای نشان می دهد.
مطالعه حاضر به بررسی تاثیر بالابردن میزان آگاهی از طریق آموزش راهکارهای فراشناختی (طرح ریزی کردن و خود مدیریت کردن) بر روی مهارت خواندن فراگیران ایرانی انگلیسی برای اهداف خاص پرداخت. شرکت کنندگان این تحقیق که دانشجویان مهندسی عمران دانشگاه آزاد اسلامی بویین زهرا بودند به دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. هر یک از گروه ها شامل 21 دانشجو بود. در مرحله اول یک آزمون مهارت خواندن به عنوان پیش آزمون به هر سه گروه داده شد. در مرحله دوم دانشجویان در دو گروه آزمایشی در پنج جلسه از آموزش طرح ریزی کردن و خود مدیریت کردن براساس روش CALLAبهره مند شدند در صورتیکه دانشجویان در گروه کنترل آموزشی ندیدند. در مرحله سوم پس از کامل شدن دوره آموزش یک آزمون مهارت خواندن به عنوان پس آزمون به آنها داده شد. براساس تحلیل داده ها دانشجویان در دو گروه آموزشی عملکرد بهتری نسبت به دانشجویان در گروه کنترل از خود نشان دادند. بنابراین نتیجه گیری می شود که آموزش راهکارهای فراشناختی (طرح ریزی کردن و خود مدیریت کردن) تاثیر و نقش بسزایی در مهارت خواندن دانشجویان داشت.
هدف: در حال حاضر اختلال های مصرف مواد و پیامدهای ناخوشایند ناشی از آن یکی از مهم ترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان به شمار می رود. این پژوهش با هدف بررسی مقایسه اثربخشی درمان های مبتنی بر الگوی لوینسون و ماتریکس در بهزیستی روان شناختی افراد وابسته به مواد انجام گرفت. روش: روش پژوهش، از نوع شبه آزمایشی و حجم نمونه شامل 45 مرد وابسته به مواد بود که به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش1 (15نفر)، آزمایش2 (15نفر) و گواه (15نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف فرم کوتاه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حکایت از موثر بودن هر دو روش در ارتقای نمرات بهزیستی روان شناختی داشت (001/0>p). پس ازدوماه پیگیری نیز نتایج حاکی از پایدار بودن نتایج مداخله در گروه های آزمایش داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت برنامه مداخله الگوی لوینسون مؤثرتر از روش ماتریکس بوده است. بنابراین توصیه می شود روان شناسان و مشاوران شاغل در مراکز درمان سوءمصرف مواد از روش الگوی لوینسون به جای روش درمانی ماتریکس و در کنار درمان دارویی و رفع علائم جسمانی جهت افزایش بهزیستی روان شناختی استفاده کنند.
هدف: بررسی میزان انعکاس مفاهیم حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی در درسنامه های دوره ابتدایی.
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی صورت گرفته است. جامعه پژوهش ۴۴ درسنامه شش پایه اول دوره ابتدایی بود. داده ها با استفاده از سیاهه وارسی پژوهشگر ساخته گردآوری و در ۱۱ دسته موضوعی دسته بندی شد.
یافته ها: تعداد ۶۱۹۴ مفهوم از علم اطلاعات و دانش شناسی در درسنامه ها به کار رفته که پایه ششم با 5/30% در رتبه اول، پایه پنجم در رتبه دوم (9/18%)، و پایه دوم در رتبه سوم (3/16%) قرار داشت. در بین کتاب ها ""آموزش قرآن"" با ۲۴۶۶ مورد در رتبه اول، ""فارسی"" در رتبه دوم (۱۵۶۳ مورد)، و ""اجتماعی"" در رتبه سوم (۷۳۰ مورد) قرار گرفت. 8/38% مفاهیم در متن درس ها، 7/36% در تصویرها، 1/23% در تمرین ها، و ۱۴% در پانویس ها به کار رفته بود. از نظر موضوعی، موضوع ""مواد کتابخانه ای"" با 8/63% در رتبه اول، ""مطالعه و کتاب خوانی"" در رتبه دوم (5/12%)، و ""چاپ و نشر"" در رتبه سوم (۸/۸%) قرار گرفت.
نتیجه گیری: برای گنجاندن مفاهیم علم اطلاعات و دانش شناسی در درسنامه ها سیاست مشخص و مدونی وجود نداشته است و در میزان انعکاس موارد، چه در پایه های مختلف و چه در کتاب های مختلف، توازنی وجود ندارد. با وجود تحولات به وقوع پیوسته در حوزه فناوری های اطلاعاتی و اطلاع رسانی، این حوزه کمترین میزان انعکاس را در بین موضوعات به خود اختصاص داده است که نیاز به تجدید نظر و بازنگری اساسی دارد.
آنچه در دنیای امروز سازما نهای دان شبنیان را با دنیای چند دهه قبل آنها متمایز میک ند،
محیط ناپایدار، رقابت جهانی و توسعه روزافزون ارتباطات و مبادلات سریع اطلاعات است.
سازما نهای دان شبنیان برای مصون ماندن از امواج سهمگین محیطی و نیز سازگاری
با الزامات رقابتی چار های جز کسب اطلاعات محیطی از طریق هوشمندی استراتژیک
ندارند. هدف پژوهش حاضر اولوی تبندی عوامل موثر بر هوشمندی استراتژیک در
سازما نهای دانش بنیان است که بر این اساس، عوامل موثر بر هوشمندی استراتژیک
سازمان در دو بخش درون سازمانی و برون سازمانی شناسایی و رتبه بندی می شوند. این
پژوهش کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است. ابزار جم عآوری
اطلاعات پرسشنامه است که دربرگیرنده مقایسات زوجی بین معیارهای اصلی و گزین هها
است. پس از بدست آوردن اوزان با استفاده از اعداد فازی مثلثی هف تگانه و تبدیل اعداد
فازی مثلثی به اعداد فازی قطعی وزن شاخ صها بدست م یآید و در آخر رتب هبندی
نهایی با استفاده از تکنیک فازی صورت م یپذیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که
در سازما نهای دان شبنیان هوشمندی منابع انسانی برای هوشمندی استراتژیک درون
سازمانی و هوشمندی مشتریان برای هوشمندی استراتژیک برون سازمانی از بیشترین
اهمیت برخوردار است. به علاوه تلاش و کوشش کارکنان برای هوشمندی منابع انسانی
و شناسایی فرص تهای خلاقانه موجود در ارتباط با هوشمندی مشتریان، در سازما نهای
دان شبنیان بیشترین اهمیت را داراست.
ابرپروژه ها، با هدف نوسازی و بهبود شرایط شهرها انجام می شوند. از جمله ابرپروژه هایی که در زمینه حمل ونقل به منظور حل معضل ترافیک در شهرهای بزرگ ایجاد می شوند، بزرگراه ها هستند . بزرگراه طبقاتی صدر در کلان شهر تهران نیز یکی از این ابرپروژه های شهری است که به منظور بهبود شرایط رفت وآمد وسایل نقلیه شخصی در کریدور شمال شرقی- شمال غربی شهر تهران، در سال 1392 بهره برداری شده است. تحقیق حاضر، تأثیر این ابرپروژه بر قیمت مسکن محلات مجاور آن را بررسی کرده است. پهنه های اطراف بزرگراه به ویژه جداره های نزدیکتر آن، از احداث پروژه متأثر هستند . از این رو برای سنجش این تأثیر، از شاخص قیمت مسکن و زمین -که جامع ترین شاخص دربردارنده کیفیت و کمیت تحولات یک بافت است- و نیز با بررسی تغییرات آن در فواصل مختلف از محور بزرگراه طبقاتی صدر، استفاده شده است. به نظر می رسد قیمت زمین و مسکن در فاصله نزدیک بزرگراه، رشد کمتری نسبت به حوزه تأثیر پروژه داشته است. صحت این فرضیه در قالب مطالعات میدانی تغییرات قیمت زمین و مسکن در حوزه نفوذ بزرگراه طبقاتی صدر، از طریق سنجش تغییرات شاخص قیمت زمین و مسکن بررسی شد. روش گردآوری داده ها در این پژوهش، میدانی و استفاده از داده های زمین مرجع و همچنین روش تحقیق در این پژوهش، تحلیل همبستگی داده ها با مناطق فرادست است. مقایسه تأثیر احداث بزرگراه طبقاتی صدر بر ارزش املاک مسکونی مجاور، به سه دوره زمانی قبل، حین و بعد از احداث و به میزان فاصله آن از محور بزرگراه بستگی دارد؛ به طوری که در فاصله 0 تا 60 متری، نرخ رشد قیمت، کمتر و در فاصله 60 تا 120 متری، نرخ رشد قیمت، بیشتر است. از فاصله 120 متری تا 1000 متری، تفاوت محسوسی در تغییرات قیمت املاک مسکونی نسبت به مناطق بالادست مشاهده نمی شود.