پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه ی محق پنداری تحصیلی و عدالت کلاسی با آداب گریزی تحصیلی با واسطه گری درگیری تحصیلی انجام شد. برای انجام این پژوهش، تعداد 421 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده آداب گریزی در آموزش پرستاری (کلارک و همکاران، 2015)، مقیاس محق پنداری تحصیلی (آکاکاسو، 2002)، مقیاس عدالت کلاسی (چیرا و همکاران، 2016) و پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS انجام شد. نتایج نشان داد، مدل این پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. با توجه به یافته ها، درگیری تحصیلی، نقش واسطه ای در رابطه عدالت کلاسی و محق پنداری تحصیلی با آداب گریزی تحصیلی داشت. به این معنا که با افزایش عدالت کلاسی، درگیری نیز افزایش یافته و از این طریق، آداب گریزی تحصیلی کاهش یافته است. همچنین، با افزایش محق پنداری تحصیلی، درگیری کاهش یافته و از این طریق، آداب گریزی تحصیلی افزایش یافته است. پژوهش حاضر با ارائه الگویی از آداب گریزی تحصیلی می تواند به مسئولان آموزش عالی کمک نماید با پیشگیری از رفتارهای نامطلوب تحصیلی، زمینه بهبود و ارتقای یادگیری دانشجویان را فراهم آورند.
این مطالعه به کمک الگوریتم ژنتیک مسیر قیمتی، مسیر استخراج و سود تنزیل شده مربوط به GECF و گروه حاشیه ای را براساس دو راه حل رهبری قیمت و تبانی مورد محاسبه قرار داده است. در این راستا اعضای «مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF)» به عنوان یک کارتل و سایر تولیدکنندگان به عنوان گروه حاشیه ای در نظرگرفته شده اند. بدین منظور از داده های سالانه 2010-1980 جهت پیش بینی روندهای مورد بررسی تا سال 2070 استفاده شده است. نتایج مدل رهبری قیمت بیانگر آن است که تقاضای جهانی گاز در طی زمان به صورت خطی و قیمت جهانی آن به صورت نمایی افزایش خواهد یافت. بر این اساس، عرضه گروه حاشیه نیز با روندی فزاینده در دوره مورد بررسی افزایش می یابد و عرضه کارتل که از تفاوت بین تقاضای جهانی و عرضه گروه حاشیه حاصل می گردد، به طور کاهنده صعودی است. نتایج حاصل از راه حل تبانی بیانگر آن است که روند استخراج در مقایسه با راه حل رهبری قیمت کندتر می گردد و در نتیجه قیمت و سود حاصل از راه حل تبانی بیشتر از راه حل رهبری است.
ایران به دلیل دارا بودن پتانسیل های متنوع و گسترده همواره به عنوان یکی از کانون های گردشگری در قلمرو سرزمینی مطرح بوده است. بدین سان، از میان فرصت های گردشگری موجود در کشور، جاذبه های طبیعی و چشم اندازهای بکر و آب و هوای مناسب، زمینه را برای توسعه اکوتوریسم، بیش از دیگر جنبه های گردشگری تقویت می کند. در این میان شهرستان دره شهر واقع در استان ایلام به دلیل موقعیت جغرافیایی، دارای پتانسیل های فراوان اکوتوریسم است که تا کنون به دلایل متعدد، استفاده بهینه و پایدار از این فرصت ها نشده است. هدف این مقاله جلب توجه برنامه ریزان و سیاست گذاران در زمینه توسعه صنعت گردشگری در شهرستان دره شهر جهت مدیریت صحیح این صنعت می باشد. سوال اصلی این پژوهش نیز بررسی مهم ترین نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت برای نیل به ناحیه ویژه اکوتوریستی است. این مطالعه بر اساس رویکرد برنامه ریزی از نوع راهبردی و مشارکتی اشت که با روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از مدل SWOT انجام شده است. هم چنین جهت اولویت بندی راهبرد اصلی به دست آمده، از روش مکمل برنامه ریزی کاربردی کمی QSPM بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که علی رغم وجود پتانسیل های بالقوه گردشگری در منطقه، کمبود امکانات اقامتی و رفاهی مورد نیاز گردشگران، موجب نارضایتی آنان شده و برای حل این موضوع راهکارهایی نیز ارائه گردیده است که مهم ترین آن ایجاد زیرساخت های جدید برای ورود گردشگران به منطقه می باشد.