مقالة حاضر نخستین نوشتاری است که به بررسی تفسیر چارلز باترورث دربارة فلسفة سیاسی اسلامی میپردازد. دغدغة اصلی باترورث فهم و تفسیر فلسفة سیاسی اسلامی بر اساس رهیافت تفسیری است، رهیافتی که به اصالت فلسفة سیاسی اسلامی اعتقاد دارد. با این حال، تفسیر دوگانة باترورث از فلسفة سیاسی اسلامی و به ویژه درک ناقص از فلسفة سیاسی اسلامی معاصر باعث شده است که وی نتواند خود را از رهیافت تاریخی، که اعتقادی به اصالت فلسفة سیاسی اسلامی ندارد، خارج سازد.
این نوشتار با بررسی دیدگاه اسلام نسبت به غرایز جنسی انسانها و با تکیه بر مستندات کتاب و سنت در پی اثبات این مدعاست که اسلام به عنوان دین فطرت، بهره مندی از غریزه ای که خداوند در وجود انسان به ودیعت نهاده است را در چارچوب قوانین الهی، به رسمیت می شناسد و در عین حال، از انسان به عنوان اشرف مخلوقات خواسته است تا تلاش خود را بیشتر از دنیا به آخرت معطوف بدارد و علی رغم آنکه سهم خود را از دنیا به دست فراموشی نمی سپارد، عمده همت خود را در طلب لقای خداوند مصروف بدارد.
بشر همیشه در پی کشف راز طبیعت و شبیه سازی از طبیعت بوده است.در این باره می توان از اختراع هواپیما تا کاربرد شبکه های عصبی مصنوعی و اکنون استفاده از رفتار مورچگان برای بهینه یابی در حل مسائل یاد کرد. در بهینه یابی، هدف عمده دستیابی به چیدمان خاصی از متغیرها است برای بهینگی تابع هدف. الگوریتم مورچگان از روش های ناپارامتریک مبتنی بر هوش مصنوعی انبوه زیان می باشد که در علوم غیرمالی و مالی کاربرد زیادی یافته است. در کاربردهای مختلف الگوریتم مورچگان، متغیرها و تابع هدف متفاوت است که بطورح مشروحتر به آن پرداخته شده است. در این مقاله بطور خلاصه به ویژگی مورچگان طبیعی، الگوریتم مورچگان و کاربردهای مالی آن پرداخته شده است.
نظام های دیوان سالاری از ارکان توسعه کشورها محسوب می شوند. برای کارآمدی این نظام، داشتن نیروی منابع انسانی از شروط لازم و بنیادین است. حضور زنان در سال های اخیر در سازمان ها روبه گسترش بوده است؛ اما در کنار گسترش مشارکت اجتماعی زنان ازجمله حضور در بازار کار و استخدام در سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی، تعارض های شغلی نیز برای زنان روبه افزایش بوده است. روش پژوهش حاضر، پیمایش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری، کل زنان شاغل سازمان های دولتی شهر همدان بوده که حدود 4500 نفر است که با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 350 نفر و افراد مدّنظر از زنان شاغل در سه سازمان منتخب (دانشگاه بوعلی، سازمان آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی) بوده است. اعتبار ابزار گردآوری داده با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 72/0 بوده است. یافته های پژوهش نشان داد بین تعارض شغلی و مشکلات خانوادگی، تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین کلیشه های جنسیتی، سرمایه فرهنگی، داشتن فرزند، تأهل، حمایت های اجتماعی و مشکلات خانوادگی با تعارض شغلی زنان شاغل، ارتباط معنی داری وجود دارد
پژوهش حاضر با این هدف انجام شد که با تکیه بر دیدگاه دانشجویانِ دانشگاه فرهنگیان، ویژگی های برنامه ی درسی سواد سلامت تعیین شود و بر اساس آن سیاستگذاران و برنامه ریزان بتوانند برنامه هایی که با نیازهای مخاطبان متناسب است و به افزایش سواد سلامت آنان منجر می شود ارائه دهند. بدین منظور یک پژوهش کیفی از نوع هنجاری انجام شد. شرکت کنندگان این پژوهش، 228 نفر از معلمان شاغل در آموزش و پرورش و 25 نفر از دانشجومعلمانی بودند که در دانشگاه فرهنگیان در حال تحصیل بودند و به صورت نمونه گزینی در دسترس انتخاب شده بودند. ابزار گرد آوری داده، راهنمای مصاحبه و پرسشنامه ای متشکل از دو پرسش باز بود. داده های به دست آمده، کدگذاری و با استفاده از تحلیل مضمونی تحلیل شدند و در مضمون های برخاسته از داده های پژوهش گنجانده شدند. تحلیل داده های گردآوری شده به شش مقوله ختم شد: ضرورت برنامه، شایستگی های پیشنهادی، نقش مدرس و شیوه تدریس او، محتوای درس سلامت، شیوه ارزشیابی، بیم ها و امیدها. یافته ها نشان داد بسیاری از دانشجویان پیش از ورود به دانشگاه، برنامه درسی مرتبط با سلامت را تجربه نکرده اند. از نگاه مخاطبان اصلی برنامه درسی سواد سلامت، برنامه ی اثربخش باید بتواند شایستگیِ مسئولیت پذیری و پاسخ گویی نسبت به سلامت خود و دیگران را پرورش دهد. شرکت کنندگان خواستار این بودند که این برنامه توسط مدرسانی ارائه شود که جنسیت یکسانی با دانشجویان دارند و از آن گذشته الگوی رفتارهای سالم را از خود نشان می دهند. محتوای کاربردی و متناسب با زندگی واقعی مورد تأکید تمام شرکت کنندگان پژوهش بود.
زمینه و هدف : افسردگی، یکی از مهم ترین مسایل دانشجویان است که بروز آن در سنین جوانی، با افت شدید عملکرد اجتماعی، شغلی و تحصیلی همراه می باشد. همچنین، نشخوار فکری و کمال گرایی از جمله عوامل مهم در ابتلا به افسردگی به شمار می روند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی نشانه های افسردگی بر اساس کمال گرایی و نشخوار خشم در دانشجویان علوم پزشکی شیراز انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن متشکل از دانشجویان پسر مشغول به تحصیل دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1395 بود. نمونه ها شامل 204 نفر، به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (21-Depression‚ Anxiety‚ Stress Scale یا 21-DASS)، مقیاس نشخوار خشم Sukhodolsky و همکاران و مقیاس کمال گرایی اهواز استفاده گردید. داده های به دست آمده با استفاده از روش های همبستگی و Multiple regression در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه مثبت و معنی داری بین افسردگی و نشخوار خشم (419/0 = r، 001/0 > P) و افسردگی وکمال گرایی (321/0 = r، 001/0 > P) وجود داشت. همچنین، 6/17 درصد از تغییرات افسردگی دانشجویان به وسیله نشخوار خشم تبیین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر بیانگر اهمیت نقش نشخوار خشم و کمال گرایی در نشانه های افسردگی دانشجویان می باشد. بنابراین، آموزش مهارت های کنترل عواطف همچون مدیریت خشم و مهارت حل مسأله به دانشجویان دارای نشخوار خشم توصیه می گردد.